X
تبلیغات
رایتل

چرا مشی وشیوه ی گویه دربیان مطالب بی طرفی است؟

چرا مشی وشیوه ی گویه دربیان مطالب بی طرفی است؟

نشریات و مطبوعات به علت نقش کلیدی و مهمی که در انعکاس و بازتاب مسایل فرهنگی،اجتماعی، سیاسی واقتصادی  دارند می توانند در کنترل عملکرد مقامات دولتی وثروتمندان جامعه تاثیر فراوان داشته باشند ازاین رو مطبوعات و نشریات رکن چهارم دموکراسی لقب  گرفتند. همین امر هم سبب شد تا نشریات به عنوان یکی از شاخص های توسعه یافتگی وپیشرفت درجوامع تبدیل شوند. هنگامی که مطبوعات پا به عرصه ی جامعه گذارد، تاریخ ومردم گواهند که نشریات بخصوص روزنامه نگاران نقش و سهم مهمی در هدایت وراهنمایی جامعه از چنگال استعمارگران داشته اند.

ایران کشوری است که در منطقه وجهان با برگزاری ده ها انتخابات پایبندی خویش به مردم سالاری را به اثبات رساند. پایبندی به مردم سالاری وپویا زیستن، نیازمند به عواملی است که آن راپیش نیازمردم سالاری می نامند وآن عبارت است از مطبوعات، رسانه ها ومسوولان پویا. مسؤولانی که با مطبوعات ورسانه ها مرتبط و در برابر افکار عمومی پاسخ گو باشند. کیفیت ارایه ی اخبار واطلاعات از طریق نشریات درسیر تحولات جامعه از اهمیت قابل توجهی بر خوردار بوده وهست. حضور مطبوعات را درجهان امروز می توان یکی از شاخص های نظام سیاسی مردم سالار دانست. نقش مطبوعات و نویسندگان همواره در شکل گیری انقلاب اسلامی برجسته وپررنگ بوده  و درتداوم  پیروزی پی درپی آن را هم نمی توان دست کم گرفت. رسالت اخلاقی و اجتماعی نشریات ومطبوعات ایجاب می کند  باتنویر فضای تاریک توده ها، افق های روشنی از آینده را پیش روی مردم جامعه ی خویش بگشاید. نشریات، مطبوعات و رسانه های متعهد باچشم پوشی از منافع فردی، گروهی وجناحی به دفاع از منابع ومنافع ملی وجمعی جامعه اهتمام می ورزد . درکشور ما رسالت اصلی مطبوعات همسو با اهداف جمهوری اسلامی وقانون اساسی در راستای حفظ کرامت وارزش های والای انسانی وآزادی توام بامسوولیت خدا تعریف گردیده است. دراصول هشتم، نهم، سوم، بیست چهارم و بست و ششم کفیت،کمیت و چگونگی فعالیت نشریات ،مطبوعات،احزاب، گروه ها، انجمن ها و جمعیت هارا بیان کرده است. نشریه گویه برپایه دواصل اساسی ، مسیر معینی را پی گرفته وتاکنون تداوم بخشیده ومصر است این شیوه ی تاثیر گذار استمرار یابد.آن دو اصل مورد اشاره اطلاع رسانی وتضارب افکار است. اصول قانون اساسی و مواد متعدد قانون مطبوعات شیوه ی مذکور را تایید و مثمر ثمر تلقی می کند.گویه متعلق به هیچ یک ازاحزاب نبوده و وابسته به گروه وجریان های سیاسی خاصی هم  نیست بنابراین در بیان دیدگاه های گوناگون  و نظر های مختلف از هر جریانی آزاداست. قانون اساسی در اصل 24 می گوید: نشریات ومطبوعات دربیان مطالب آزادند مگر آن که مخل به مبانی اسلام یاحقوق عمومی باشد. بدیهی است نقد عملکرد دولتمردان و مقامات مسوول درتمام سطوح نه مخل به مبانی اسلام و نه مغایر با حقوق عمومی است. بلکه با اصل هشتم قانون اساسی منطبق ویکی از مصادیق مهم آن نیز بشمار می رود. نشریات باید مستقل بوده و نباید مواضعی را اتخاذ نمایند که برخی از رسانه ها نظیر صدا و سیما و شماری ازتارنماها و روزنامه های وابسته به احزاب و گروه ها نموده اند .آفت این شیوه وروش آن است که یا خواننده نخواهند داشت ویا شمار آن اندک خواهد بود. گویه قریب به 900 شماره تاکنون منتشر کرده است که تیترهای آن همواره درحوزه های فرهنگی،‌ اجتماعی،‌سیاسی،‌اقتصادی،‌عمرانی و علی الخصوص مسایل پیرامون استان قم بوده است. در تیترها،‌یادداشت ها،‌گزارش ها خبرها مقاله ها و گفت و گو ها تلاش گردید ه تا همه ی احزاب،‌گروه ها ،‌دستجات و انجمن ها به نحوی ازانحاء مشارکت داشته باشند.

اگر حزب،‌جناح،‌گروه دسته یا انجمنی در گویه مطلبی نداشت یا نسبت به دیگران کمتر داشت سستی و کاهلی از خود آن ها بوده است. آیا دراین صورت به زعم شما صاحبخانه مسوول سستی و کاهلی دیگران است؟ بارها اتفاق افتاده است که مسوولان و مدیران برای مطالب انتقادی نسبت به حوزه ی فعالیت خویش به نشریات ازجمله گویه اعتراض کرده و از نقد سازنده هم گلایه کردند،‌ هنگامی که عکس یاخبری ازآنان انتشاریافت خرسند ومسرورگشتند. همین نشریه مکرر درمکرر تلاش و فعالیت هایی که انجام شده و می شود را با عنوانی زیبا،‌ همراه با عکس و اظهارات دلگرم کننده ی مردم چاپ نموده و در معرض دید افکار عمومی قرار داده و می دهد بااین اوصاف مدیران ومسؤولان تحمل چند سطرنقد سازنده را ندارند و همواره می کوشند روزنامه نگاران را مورد ایراد و اشکال قرارداده وگاه به شکایت تهدید می کنند.

اکنون پرسش اساسی این است احزاب و گروه هایی که قبل ازهر انتخابات بطور ناگهانی و سیستماتیک زاد و ولد می کنند پس از انتخابات که فعالیت اصلی در عرصه های فرهنگی،‌ اجتماعی،‌ سیاسی و بالاخره حوزه ی اطلاع رسانی آغاز می شود کجا هستند؟ آیا می دانید چرا مشی گویه دربیان مطالب بی طرفی است؟ در عین این که مواضع اصلی او برای همگان روشن و هویداست است . علت مهم آن این است که نشریه بتواند با همه ی کارشناسان، صاحب نظران و اندیشمندان ارتباط داشته و اشکال و ایراد جناح حاکم را یافته و به نقد آن مبادرت ورزد تا از این رهگذر فکر و اندیشه ی نو و تازه پدید آید. شاید بتوان اندکی ازبحران های این استان کاست. شماری ازکارشناسان معتقدند که قم از درون به آسیب‏ها و آفت‏های جدی مبتلا است. این استان نتوانست نه در حد استاندارد جهانی و نه حتی در حد و اندازه ی مورد انتظار در مقایسه با سایر استان‏ها ظاهر شود. چنین معضلاتی راچه کسانی بایدحل کنند؟ گروهی ازصاحب نظران براین باورندکه استان قم از مشکلاتی نظیر ناهمگونی ترکیب جمعیت، مسأله ی اشتغال وبیکاری فزاینده، ضعف نیروی انسانی درحوزه ها ی گوناگون، ضعف مشارکت سیاسی و ضعف رسانه‏های جمعی رنج می‏برد. مدیران احزاب، گروه ها و مسؤولان رسانه ها، این دسته ازآفت ها را چه کسانی باید مرتفع نمایند؟

گروهی ازتحلیل گران می گویند استان قم، به لحاظ متغیرهای توسعه یافتگی در حوزه ی مسایل سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی، از شاخصه‏های توسعه ، فاصله ی زیادی دارد و شاخصه‏های توسعه نیافتگی آن بیشتر از نمادهای توسعه یافتگی است. حال باید ازدوستان اصلاح طلب واصولگرا پرسید مجموعه ی مشکلاتی که گریبانگیر این استان شده را چگونه بایدحل نمود؟

در قم با دلایل بسیاری قابل اثبات است که دوستان اصلاح طلب نمی توانند در عرصه های گوناگون فعالیت چشم گیری انجام دهند. مشکل اصلاح طلبان در قم مخالفت با یک نماینده قابل حل نیست. الان نویسنده ی سطور در نقد اصلاح طلبان واصولگرایان نیست. توصیه به دوستان آن است که در فعالیت های مطبوعاتی حضور یافته،‌ عملکرد خویش را نقد کنید،‌ مطبوعات را به خاطرخودتان نقد و مورد مذمت قرار نداده و تلاش کنید تا چهره ها و اشخاص سنگین و وزین را یافته و با اجتماع و گردهمایی پیوسته و انجام کارهای فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی بزرگ وچشمگیر در استان بر وزن خویش بیافزایید.

سید محمد حسین دریاباری

28/6/1396

چاپ شده درگویه شماره 911

فراخوان نویسندگان، پژوهشگران و محققان

فراخوان

نویسندگان، پژوهشگران و محققان

سلام علیکم

با احترام،‌روزنامه گویه مدت ها است در استان قم با روش سیاسی،‌فرهنگی،‌اجتماعی منتشر می شود. مطالب مندرج در روزنامه را می توان بر روی تارنمای گویه،‌ جار و کانال رسمی آن ملاحظه نمود.گویه تحولات جهان ،ایران واستان قم راپی گرفته ودنبال می کند. این روزنامه همواره این دو اصل اساسی را مد نظر داشته و دارد اطلاع رسانی و تضارب افکار در زمینه های گوناگون،‌همین امر موجب گردید تا گویه توانست به عنوان یکی از نشریات مطرح قم شناخته شود.

گویه از نقد صمیمانه و سازنده نسبت به مطالب مندرج به شدت استقبال می کند. مضافابراین از همه ی  نویسندگان،‌صاحب نظران،‌پِژوهشگران و محققان در حوزه های گوناگون فرهنگی،‌اجتماعی،‌سیاسی،‌اقتصادی،‌ دینی،‌ورزشی،‌هنری، ادبی و بالاخره همه ی امور مورد نیاز جامعه که نیاز به بحث و واکاوی دارد دعوت به عمل می آید مقاله،‌یادداشت،‌گزارش،‌تحلیل و تفسیر خویش را در 1200 الی 1500 کلمه برای چاپ در روزنامه گویه به نشانی ذیل ارسال نمایند.نکته ی قابل توجه این که درنقد وبررسی اصول قانون اساسی ، قانون مطبوعات ومبانی اخلاق همواره مد نظرقرارگیرد. در خاتمه شایان ذکر است اولویت با مقاله،‌یادداشت، گزارش،‌تحلیل و تفسیر هایی است که موضوعات مربوط به قم راموردبحث وبررسی قرارداده باشد.

نشانی پست الکترونیکی ایمیل:

 sdaryabary@gmail.com

شماره تماس: 09127625987

تلفن ثابت ازساعت 10الی 13

02537757891

مدیر مسوول روزنامه گویه

سید محمد حسین دریاباری

21/6/1396

مرکزبزرگ اسلامی غرب کشورچیست وکجااست؟{2}

مرکزبزرگ اسلامی غرب کشورچیست وکجااست؟{2}

ابتدا مناسب به نظر می رسد نحوه ی  آشنایی  خویش با «مرکز بزرگ غرب کشور»را برای خوانندگان تشریح کرده وسپس به بررسی موضوعات مرتبط باآن بپردازیم. نام «مرکز بزرگ اسلامی غرب کشور» درسال 1366بدلیل سفری که به سنندج داشتم، گوش هایم باآن آشنا گردید. این عنوان ونحوه ی فعالیت آن چندان مورد توجه قرارنگرفت. اما سال 67 ارتباطم با آقای  موسوی نماینده ی امام و مقام معظم رهبری اندک اندک رو به فزونی رفت. وی ازابعاد فعالیت آن تشکیلات فراوان وشاید کمی مبالغه آمیز تعریف کرد.حس کنجکاوانه وپرسجوگرمرا برآن داشت تا به آن مجموعه رفته واز نزدیک با آن آشنا گردم. هرکسی آن زمان را به خاطر داشته باشد می داند من درچه فضایی  صحبت می کنم ومی داند که نخستین پرسش من وامثال من  از گردانندگان مستقردر آن تشکیلات

 چه بوده است ؟. مرکزبزرگ اسلامی روبروی استانداری ودفتر نماینده ی امام واقع شده بود ،ساختمانی کوچک با چند باب اطاق ، با تابلویی متوسط که روی آن نوشته شده بود «مرکز بزرگ اسلامی غرب کشور». من تصورم آن بود که به سمت وسوی بزرگترین دانشگاه منطقه ی غرب کشور، رهسپارهستم. هنگامی که به مرکز بزرگ اسلامی غرب کشور که درکنار  ساختمانی نسبتا زیبا واقع شده بود وآن هم محل نمایش فیلم وتئاتر اداره ی کل فرهنگ وارشاد بود، رسیدم . شگفت زده ومتعجب از خود پرسیدم آیا می توان بین این عنوان بزرگ وآن ساختمان کوچک  تناسبی برقرار کرد؟. البته ساختمان بزرگ فعلی احداثش درآن هنگام آغازشده بود ودرسال 1374توسط مرحوم هاشمی رفسنحانی افتتاح گردید وازآن به بعد اوضاع این تشکیلات به لحاظ ساختمانی مطلوب شد. ساخت وسازواحداث ساختمان همه ی مأموریت آن نیست زیرا وظیفه ی اصلی آن تعلیم ،تعلم وپرورش اندیشه است ولی متأسفانه امروزه گویا مأموریتشان همین است و بس. بالاخره ازسراشیبی مختصری که داشت پایین رفته و وارد ساختمان شدم  وپرسش های فراوانی  را از مسوولان  وقت  به عمل آوردم تنها چیزی که  درآن ملاقات دستگیرم شده مجوعه ای نفیس ازکتاب وانتشار نشریه ای تقریبا مرتب  موسوم  به « بیان » بوده است . ممکن است کسی بپرسد بااین اوصاف چرا وبه چه دلیل  بعدها من هم به جمع دوستان پیوستم ؟. شرح وتفصیل این ماجرادرگفت و گو با نشریه « کورده واری» چاپ سنندج بیان شده است . دقیقا معلوم نیست که چرا وبه چه دلیل نام  این تشکیلات را«مرکز بزرگ اسلامی غرب کشور »گذاردند . به نظر می رسد وقت چندانی صرف نام گذاری نکرده اند ومحتمل است اعتقادی هم به دقت وظرافت درنامگذاری نداشتند.همین عنوان هم به خودی خود منجر به پرسش هایی شده است وآن این که قلمرو ومحدود ه ی آن از کجا تا به کجا است؟ والنهایه بزرگی آن در چیست؟.بالاخره این تشکل پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران در مناطق غربی کشور تاسیس گردید که به «مرکز بزرگ اسلامی غرب کشور»موسوم است. تشکل مزبور برپایه ی اظهارات دست اندرکاران  آن درسال1359 تاسیس وبه تدریج درسال 1360 با برگذاری سمیناری مهم درشهرستان سنندج آغازبه کار کرده است.این تشکل ابتدا سازمان روحانیت وهیات مدرسین را به تصویب رساند .گفته می شود  سال 1361سال برنامه ریزی  مرکز بزرگ اسلامی غرب کشور بوده است.آنان می گویند این برنامه ریزی ها برای دست یابی به اهداف تعیین شده بوده است.پرسش های بسیاری درباره ی تشکل فوق الذکر،اهداف وبه ویژه عملکردآن از آغاز تاسیس تا به امروز مطرح بوده وهست.شاید الان هم کم وبیش و باصراحت بیشتری آن رامطرح می نمایند. مهم ترین پرسش ها ی رایج رامطرح وبه بررسی هریک از آن ها خواهیم پرداخت.بدیهی است که فعالیت های انجام شده به خود ی خود، پاسخ گردانندگان آن خواهد بود. اما قضاوت را به خوانندگان می سپاریم . آیا تاسیس تشکلی موسوم به مرکز بزرگ اسلامی ضرورتی داشت ؟مهم ترین اهداف  بنیانگذاران آن چه بوده است؟آیا تشکل مزبور به اهداف مورد نظر دست یافته است ؟آیا مرکز بزرگ اسلامی توانست بین دانشگاهیان وروحانیان ارتباط برقرار کند؟رویکرد وتعامل مردم با این تشکل چکونه بوده وهست ؟.آیا کارکرد آن درابعاد گوناگون  فرهنگی ،اجتماعی،علمی وپژوهشی قابل ملاحظه بوده است ؟آیاتوانسته به لحاظ آموزشی نقش موثری راایفا کند؟نقش ونحوه ی مدیریت درسامان دهی اهداف خرد وکلان چگونه بوده است ؟آیا درآینده ضیاء واشعه ی این تشکل ،پرفروغ تر می شود یا رو به خاموشی می گراید. ؟ آیا تشکل مزبورتوانست نقش یک دانشگاه وحوزه ی علمیه رادرمنطقه ایفا کند.آیا تعامل مؤسسه ی مزبوربا اصحاب قلم ، مطبوعات ،نخبگان عرصه ی ادب وهنرمطلوب بوده است .؟ روابط آن باناشران حوزه ی کتاب چگونه بوده است؟آیا تشکل مذکوردرچارچوب رسالت جویش که تعلیم وتعلم وتحکیم مبانی وحدت بود ،اصول راهبردی را تدوین واجرایی کرده است؟ وبالاخره این که نقش دبیر خانه ی شورای مدارس اهل سنت  به تقویت مرکز بزرگ اسلامی می انجامد ویا آن را تضعیف می کند ؟.هنگامی که مدیران وقت تصمیم به معرفی مرکز بزرگ اسلامی غرب کشور داشته یادرصدد تهیه ی گزارش برای جایی بودند یا در مکاتبات خود به مراکز دولتی وغیردولتی در نقاط مختلف کشور، از مرکزبزرگ اسلامی (به عنوان نهادی انقلابی،منطقه ای ، اجتماعی ومذهبی با محوریت روحانیت به سرپرستی نماینده ی امام و رهبری که دارای اهداف مختلفی بوده)یاد کرده ومی کنند.محمود فرزانه دروبلاگ «باران درشت» ضمن طرح ایرادات حقوقی می نویسد :آیا واژه ی« نهاد »دارای بار حقوقی است ویا آن که دارای معنای عرفی است؟نهادی انقلابی بودن بانص تبصره ی ماده 130 قانون محاسبات عمومی کشور {مصوب شهریور76} تناقص دارد . مضافا براین  درمجموعه ی قوانین ومقررات کشورنهادی منطقه ای نداریم جز آن چه که مناطق آزاد تجاری یا پیله وری نامیده شد. این که مرکز بزرگ اسلامی چگونه وبه دستور چه کسی درست شده است داستانی است روشن که درمصاحبه ها به آن پرداخته شده است.قدرمسلم آن است که درحکم امام راحل و حکم  مقام معظم رهبری  به حجه الاسلام والمسلمین موسوی جهت ابقا وادامه ی خدمت ذکری از آن نشد ه است.اما استفساریه ای که آقای موسوی از معظم له نمودند درآن فعالیت این تشکل عنوان گردید .بالطبع وبدون شک ایشان آن استفساریه را ملاحظه وتایید کردند . علاوه براین درگزارش های فصلی یا سالانه ی خود  به امام ورهبری موضوع تشکیل چنین تشکلی به استحضار شان  رسید وبالاخره این که  درحکم انتصاب حجه الاسلام والمسلمین حسینی شاهرودی  که به جای آقای موسوی معرفی گردیده واکنون حدود شش سال  ونیم از خدمت او می گذرد، وی به عنوان نماینده ی مقام معظم رهبری ومسوول مرکز بزرگ اسلامی غرب کشور یاد شده است .بنا براین ایرادات حقوقی که اساس آن تشکل را مخدوش کند موجه نیست. قلمرو ومحدوده ی مرکز بزرگ اسلامی دراوایل دهه ی 60 پاوه دراستان  کرمانشاه، استان کردستان ومناطق کردنشین آذر بایجان غربی را دربر گرفته  وامتداد داشته است.دراوایل دهه ی شصت منطقه ی پاوه واطراف آن ازمرکز بزرگ اسلامی غرب کشور جدا گردید ه وزیر  نظر نماینده ی امام ورهبری وقت در کرمانشاه قرار گرفت .از این پس قلمرو مرکز بزرگ اسلامی غرب کشور به شهرهای استان کردستان وبخشی ازاستان اذربایجان غربی محدود گردید . درسال 1386دبیر خانه ی شورای برنامه ریزی مدارس اهل سنت شکل گرفت که یک ساختار جدید ومتفاوت با مرکزبزرگ بوده وهست.دراوایل دهه ی 90 بود که آذربایجان غربی را از بدنه ی مرکز مزبور جداکرده اند .درگذشته مرکز بزرگ اسلامی بابخش های متعددش که بزودی شرح آن خواهد آمد یک مجموعه ی مورد توجه درمنطقه بود اما اکنون فقط دراستان کردستان خلاصه شده  و تنها نام آن باقی است .دبیر خانه ی شورای برنامه ریزی ، استان های تحت پوشش خویش را دفتر استانی ومناطق قومی قلمداد می کند . هنگامی که آقای موسوی نماینده ی امام ورهبری بوده اند درنوشته ها ومکاتبات خویش این تشکیلات رابرخاسته از  فرمان امام راحل معرفی می کردند .اما پس ازوی ادبیات اندکی متفاوت ومغایر با آن است وبه سبک دیگری درمکاتبات ابراز می گردد و آن این که تشکیلات موردبحث بنا به درخواست علما منطقه تشکیل شده است.

بدون تردید مرکز بزرگ اسلامی غرب کشور با اطلاع وموافقت مسوولان کشورتاسیس گردیده که دولت ، ازطریق اوقاف درگذشته واکنون از مجرای دبیر خانه ی شورای برنامه ریزی با بودجه ی عمومی از آن پشتیبانی کرده ومی کند . این مرکز اگر از ابتدای تاسیس وآغاز فعاللیت درمجاری قانونی قرار می گرفت وصاحب اساسنامه ،مرامنامه ، ردیف بودجه وشرح وظایف بود . چنین تشکیلاتی که از سال 59 فعالیت می کند دست آورد آن محسوس وملموس تربود . جامعه ی هدف و دانش آموختگان  آن ازاوضاع راضی تر وبالاخره مسؤولان آن هم
 دربرابر کارکرد آن سربلند تر بودند ، بدون شک  عمده ترین عامل دست نیافتگی به اهداف مورد نظر عدم انطباق آن تشکل با قوانین ومقررات است .اگر گردانندگان ومدیران تشکل فوق ، خود را در اداره ی آن تام وتمام موفق بخوانند، پافشاری برچیزی است که تحقق نیافت .یکی از طراحان وبنیانگذاران که شالوده ی آن را طراحی واجرایی کرده وموافقت تأمین بودجه ی آن راگرفته  در پاسخ به سوالی درباره ی تشکل مزبور می گوید :
«مرکز بزرگ، یرای چه بود؟ و چه شد؟!

برنامه این بود که علمای اهل سنت برای درس خواندن و گذراندن مدارج عالی حوزوی به مصر، عربستان، پاکستان و جاهای دیگر میرفتند، اینان بخصوص به دانشگاه مدینه {عربستان} میرفتند و{بعضا} افکار وهابیت به آنان إلقاء میشد، این یک واقعیتی است  مااهل سنّت در ایران داریم، اینها را که نمی توانیم نادیده بگیریم، اینها وقتی میروند به خارج اولا مقداری ارز از کشور بیرون میرود؛ ثانیا در آنجا اینان{بعضا}را میسازند وقتی بر می گردند میخواهند افکار وهابیگری را در ایران ترویج کنند.

ما در همین جا دانشکده هایی برای آنان درست کنیم که علوم{حوزوی} خودشان را به آنان آموزش بدهند.

و حتی اگر استاد هم، کم دارند از کشورهای دیگر، اساتیدی دعوت شوند که به آنان فقه خودشان را تعلیم بدهند.

بالاخره ما این را در کردستان راه انداختیم.

مرحوم امام هم موافقت کردند.

و قرار شد بودجه ی آن را که سالی پنجاه شصت میلیون تومان میشود دولت بپردازد. ما با هزار زحمت این پول را از دولت وصول میکردیم و برای آنها میفرستادیم.

البته آنچه نظر ما بود نشد!

ولی بالاخره کارهای مفیدی در آنجا صورت گرفت، با علمای اهل سنت ارتباط برقرار شد؛ و برای کمک به طلبه های آنجا شهریه ای در نظر گرفته شد. »

این تشکل در همه ی ادوار  با تفاوت ها یی به لحاظ  کمی وکیفی چارتی داشته است .مدیریت ،شورای سیاستگذاری امامان جمعه ی منطقه ،هیات مدرسان ،معاونت آموزش وپژوهش،سازمان روحانیت، معاونت امور فرهنگی، شورای افتا ،شورای روحانیت ،امور مساجد ،روابط عمومی ، کتابخانه ، نشریه تبیان ، تارنما ،امور مالی بخش خدمات ، ،معاونت امور شهرستان ها ، واحد برنامه ریزی،امور پروژه ها وواحد حقوقی بخشی ازآن بوده است.

امورمذکورشاکله ی اصلی این تشکل درهمه ی ادواربوده است.

کارآمدی وموفقیت تشکلی که برای اهدافی مهم وبزرگ طراحی شد ، جهت پیشرفت نیازمند به عوامل متعدد وگوناگون می باشد. این عوامل می تواند اثباتی یا سلبی باشد. تشکل مورد بحث برای اهدافی بلند و فراگیر طراحی گردید تا بتواند باامواج مسموم نهادهای دین ستیز مقابله کرده وپاسخگو به شبهات ، درحوزه ی دین باشد. بدیهی است چنین تشکلی نیازمند به همه ی عوامل تاثیرگذار می باشد. نخستین آن عزم ،اراده وپشتکار گردانندگان آن است .دوم امکانات ، استعداد وتوانایی های مادی ومعنوی است. سوم مدیریت توانمند ونیروی انسانی کارآمد می باشد .چهارم برنامه وچشم انداز روشن نسبت به آینده ی   کوتاه مدت ، میان مدت وبلند مدت می باشد . عوامل سلبی رامی توان ارمفهوم عوامل اثباتی استنباط کردوآن عبارت است ازدورنگاه  داشتن تشکل از نفوذ ،اعم از سلایق، روابط ونیروهای فاقد تخصص .حال پرونده ی مدیریت تشکیلات مذکور را لحظه ای می گشاییم .در مرکز بزرگ اسلامی مدیران بیشماری منصوب شدند صرف نظر از سه عامل دیگرآیا وزن همه ی آنان یکسان ویکنواخت بوده است؟.  موفقیت ویاناکامی آنان باید نردبان ترقی درگزینش های بعدی بود.

با وجوداین همه نخبگان ومدیران کارآمد چرا مدیرانی انتخاب می شوند که واقعا نمی توانند پاسخگوی نیازهای منطقه بوده باشند.؟ انتصاب آنان براساس کدام اصول ،مبانی ،معیارها وملاکها صورت پذیرفت.؟مدیریت یا ذاتی است یااکتسابی است . مدیریت ذاتی راتجربه ، شواهد وقراین عینی آشکارمی سازد.مدیریت اکتسابی رامدرک وتجربه توأما.  کدام یک از مدیران مدرکی دال برتحصیل دردانشگاه وآن هم در حوزه ی مدیریت داشته اند؟مگر نه این است که انتخاب وانتساب آن  ها صرفا برپایه ی شناخت بوده است.؟ شماری ازمدیران بودند که مدیریت آنان حتی به لحاظ تجربه هم به اثبات نرسیده است. کافی است پرونده ی سه سال آخیر این تشکیلات را ملاحظه کنیم .عصبانیت ،قطع ارتباط باهمه ،عدم تحمل نیروهای برتر،فقدان حس مدیریت وعدم برخورداری از طرح وبرنامه ، ازشرایط مدیریت محسوب نمی شود. مدیر یا مدیرانی که نتوانند اصل هشتم قانون اساسی را دست مایه ی نصیحتی قراردهند وبه معاونان ودستیاران بازنشسته ی خویش بگویند جانمایی کردن خود در طول این چند سال  به عنوان  نیروی رسمی وبهره گیری از همه ی مزایای آن باتوجه  به نرخ بالای بیکاری درمنطقه مغایر با قانون ،عقل وشرع است . چنین مدیر یا مدیرانی می توانند کار بزرگ برای جامعه ی هدف خویش انجام دهند ؟ بااین اوصاف نمی توان مخاطب وجامعه ی هدف راراضی نگاه داشت.تردید نکنیم که تک تک خواسته های مشروع ، مخاطب وجامعه ی هدف حق الناس است. هم امروزوهم فردابایدبه آن پاسخگوباشیم آیابااین اوصاف می توان نیروی انسانی کارآمد ی تربیت کرده تا خدمت گذار جهان اسلام باشند.؟

سید محمد حسین دریاباری

17/5/1396

مصاحبه ی اختصاصی تبیان باابو سرور مسئول اطلاع رسانی و تبلیغات دفتر جنبش مقاومت اسلامی حماس در ایران

مصاحبه ی اختصاصی تبیان باابو سرور مسئول اطلاع رسانی و تبلیغات دفتر جنبش مقاومت اسلامی حماس در ایران

اشاره

این گفت وگو قراربود با جناب آقای دکتر ابوسامه نماینده ی حماس در تهران انجام پذیرد به همین دلیل  نامه ی ذیل خطاب به ابواسامه است .ازآنجایی که وی درآن هنگام با مشغله ی زیاد مواجه بوده است ابوسروربه پرسش های تبیان  پاسخ داده است. شایان ذکراست ابوسروربه سؤال دوازدهم تبیان پاسخ نداده است.گفتنی است ابو سروردرآن هنگام مسئول اطلاع رسانی و تبلیغات دفتر جنبش مقاومت اسلامی حماس در ایران بوده است.این مصاحبه ازسوی سیدمحمدحسین در یاباری تهیه وتنظیم و درتبیان شماره 68مورخ 20/11/1387چاپ شده است .درادامه متن نامه بانضمام پرسش هاومتن کامل گفت وگوازنظرمی گذرد.

 جناب آقای دکتر ابوسامه نماینده ی حماس در تهران

با سلام

بدینوسیله باستحضار می رساند نشریه ی تبیان زیر نظر نماینده ولی فقیه در غرب کشور انتشار می یابد این نشریه در نظر دارد در خصوص بحران اخیر در غزه با جنابعالی گفت وگو یی داشته باشد ، خواهشمند است با درخواست مطروحه موافقت فرمایید در خاتمه ضمن آرزوی پیروزی برای مقاومت اسلامی عین سؤالات بحضور ارسال می گردد :

1-برخی از تحلیل گران سیاسی براین باورند که اسرائیل پس از عملیات علیه حزب الله در زمان مشخصی به حماس حمله می کند آیا حماس چنین تصور و باوری را قبول دارد و می پذیرد ؟

2-علامات و نشانه های حمله احتمالی اسرائیل به حماس با بستن گذرگاه ها و در تنگنا قرار دادن مردم و جنبش حماس آشکار بود چرا حماس آتش بس را پس از پایان تمدید نکرد ؟

3-دولت حماس برخاسته از آراء مردم است به همین دلیل می تواند از حقوق مشروع خود و ملت خویش با ابزار متعارف دفاع کند چرا مخالفان حماس از تجهیز شدن به اسلحه ی آن دولت مخالفت کرده و واهمه دارند ؟

4-منابع اطلاعاتی اسرائیل می گویند استعداد و توان حماس بلحاظ نیروی انسانی 20 هزار نفر اند شما در این زمینه تحلیل و نظری دارید ؟

5-رژیم صهیونستی اسرائیل مدعی است که حمله به نوار غزه برای جلوگیری از پرتاب موشک بوده بنابرگزارش روزنامه گتاردین در طول آتش بس موقت سال گذشته حتی یک موشک از سوی حماس به مناطق صهیونیست نشین پرتاب نشد بنابراین انگیزه و هدف آن رژیم از جمله به غزه و حماس چه بوده است ؟

6- سفرهای دیپلماتیک یک سال اخیر نشان داد که بخشی از جهان عرب از یک سو و آمریکا و متحدانش از سوی دیگر در حال اجرای طرح و ترسیم نقشه و توطئه ای علیه حماس هستند بدون شک این روند تداوم خواهد یافت راههای مقابله حماس با این ترفند ها چیست ؟

7-امکان گفت وگوی مستقیم حماس با محمود عباس وجود دارد ؟ میزان موفقیت و دست یابی به تفاهم همه جانبه چه مقدار است ؟

8-شماری از تحلیل گران سیاسی معتقدند جنگ اخیر علیه حماس توسط اسرائیل با چراغ سبز امریکا و حمایت این کشور بوده است نظر شما در این زمینه چیست ؟

9-به نظر شما دولت اسماعیل هنیه می تواند بدون برسمیت شناختن موجودیت اسرائیل با سازمان الفتح محمود عباس به تفاهم رسیده و با سایر کشورهای عربی و غیره روابط عادی داشته باشد ؟

10-در صورت امکان در خصوص میزان خرابی ها ، تلفات انسانی و سایر جنایات ارتش اسرائیل که تاکنون کمتر گفته شده برای خوانند گان ما توضیح دهید ؟

11-رهبران کشورهای ونزوئلا و بولوی روابط خود با اسرائیل را به حالت تعلیق درآوردند به نظر شما این چه پیامی برای دولت های عربی و اسلامی بدنبال خواهد داشت ؟

12-در صورت امکان بفرمایید گروه هایی که با حماس متحد هستند کدامند ؟ درخصوص افکار ، اندیشه و ایدئولوژی آنان اندکی توضیح برای خوانندگان تبیان بفرمائید ؟

13-آیا شورای امنیت بعنوان عالیترین نهاد بین المللی به خواسته ها و انتظارات مردم فلسطین ایفای نقش کرده است ؟

14- پس از حمله ی اشغالگران قدس انتظار می رفت حاکمان کشورهای عربی در قالب اتحادیه عرب اقدامات مقتضی را بعمل آورند آیا این اتحادیه انتظارات دولت منتخب فلسطین و مردم این سرزمین را برآورده ساخته است ؟

سید محمد حسین دریاباری 

مصاحبه ی اختصاصی تبیان باابو سرور مسئول اطلاع رسانی و تبلیغات دفتر جنبش مقاومت اسلامی حماس در ایران

1-برخی از تحلیل گران سیاسی براین باورند که اسرائیل پس از عملیات علیه حزب الله در زمان مشخصی به حماس حمله می کند آیا حماس چنین تصور و باوری را قبول دارد و می پذیرد ؟

جنبش مقاومت اسلامی حماس با توجه به ادامه ی اشغال سرزمین فلسطین و مقدسات اسلامی و تداوم تجاوزات و حملات رژیم اشغالگر قدس همواره در حال جنگ با این رژیم به سر می برد ،بنابراین استراتژی این  جنبش مقاومت علیه اشغالگری با هدف پایان دادن به اشغال فلسطین است. از این رو، همواره خود را در حال و وضعیت مقاومت می بیند و همیشه خود را برای مقابله با دشمن صهیونیستی آماده می کند. دشمن صهیونیستی وقتی در تابستان 2006 میلادی به جنوب لبنان حمله کرد و آن شکست مفتضحانه ای را متحمل شد، انتظار می رفت که برای به دست آوردن ابهت ارتش پوشالی خود دست به ماجراجویی دیگری بزند، لذا همچنانکه گفته شد نیروهای مقاومت غیر از این که همیشه در حال آماده باش هستند، با درک شرایط موجود و وضعیت رژیم صهیونیستی که زخم خورده ی جنگ اخیر لبنان بود، بیش از گذشته آماده ی مقابله با ماجراجویی های این رژیم بودند. در حقیقت ماهیت رژیم صهیونیستی مبتنی بر کشتار و تجاوزات و قتل عام و اشغال سرزمین دیگران و آواره کردن دیگران است، به همین خاطر این مساله ایجاب می کند که مقاومت دائما در حال آماده باش باشد. ضمنا شرایط و وضعیت تنها می توانند در تاکتیکهای مقاومت موثر باشند و نمی تواند استراتژی آن را مبنی بر تداوم مبارزات تغییر دهد.

2-علامات و نشانه های حمله احتمالی اسرائیل به حماس با بستن گذرگاه ها و در تنگنا قرار دادن مردم و جنبش حماس آشکار بود چرا حماس آتش بس را پس از پایان ، تمدید نکرد ؟

جنبش مقاومت اسلامی حماس وقتی بصورت غیرمستقیم با آتش بس موافقت کرد با همکاری کلیه گروههای مقاومت در موضع قدرت و اقتدار بود. این جنبش و گروههای مقاومت شروطی را برای آتش بس تعیین کردند که عبارت بودند از: رفع کامل محاصره نوار غزه و بازگشایی گذرگاهها و انتقال این آتش بس به کرانه باختری و توقف حملات رژیم صهیونیستی. اما وقتی آتش بس برقرار شد، از همان روزهای اول رژیم صهیونیستی آن را نقض کرد و تا پایان آتش بس به مدت شش ماه هیچ کدام از شروط مقاومت محقق نشد و این دشمن کینه توز به وعده های خود که به مصری ها داده بودند مبنی بر تحقق این شروط عمل نکرد، بنابراین حماس و گروههای مقاومت هیچ لزومی به تمدید آتش بس ندیدند و با تمام قوا با تمدید آن مخالفت کردند و حماس اعلام کرد تنها با تحقق شروط فوق الذکر مقاومت با تفاهم آرام سازی اوضاع موافقت می کند و حاضر نیست آتش بسی مجانی تقدیم دشمن کند. بنابراین این جنبش همچنانکه از موضع قدرت با تمدید آتش بس مخالفت کرد و در حقیقت پذیرش آتش بس بدون تحقق شروط مقاومت یک نوع خفت و خواری بود که حماس قاطعانه آن را رد کرد و نپذیرفت.

3-دولت حماس برخاسته از آراء مردم است به همین دلیل می تواند از حقوق مشروع خود و ملت خویش با ابزار متعارف دفاع کند، چرا مخالفان حماس از تجهیز شدن به اسلحه ی آن دولت مخالفت کرده و واهمه دارند ؟

ببینید در این دنیای کنونی که برخی کشورها داعی دار دمکراسی و حقوق بشر هستند، خود اولین ناقضان دمکراسی و حقوق بشر هستند. وقتی جنبشی مردمی با راهکارهای نوین و از طریق انتخاباتی شفاف و آزاد (به اعتراف خود آنها که حتی کارتر رئیس جمهور اسبق آمریکا که ناظر این انتخابات بود، اعلام کرد تاکنون انتخاباتی به این شفافیت در منطقه برگزار نشده است) به قدرت می رسد اولین انتظار این است که منادیان دمکراسی به این انتخاب آزاد مردم فلسطین احترام بگذارند و حکومت حماس را به رسمیت بشناسند، اما این گونه نشد و اولین گام آنها تحریم سیاسی و اقتصادی این دولت برخاسته از آرای مردم بود.تا اینجا برای همگان واضح شد که دمکراسی مورد نظر آمریکا و غرب همان است که در راستای منافع آنها باشد و اگر این دمکراسی در راستای منافع ملتها باشد، خوشایند آنها نیست. از همین رو، از سر مخالفت با این حکومت برخاستند. لذا از هر اقدامی برای ساقط کردن این حکومت دریغ نکردند. وقتی آنها چنین موضعی در قبال این حکومت مردمی اتخاذ می کنند، انتظار نمی رود که با مسلح شدن این حکومت کنار بیایند و با آن مخالفتی نکنند. بلکه آنها از همان ابتدای به قدرت رسیدن حماس شروطی از جمله این که این جنبش مقاومت مسلحانه را کنار بگذارد، مطرح می کردند و می خواستند حماس همان تسلیحاتی را هم که در اختیار دارد، کنار بگذارد چه رسد به مخالفت آنها با تجهیز شدن حکومت حماس به اسلحه. آنها در اصل از آن بیم داشتند که حماس مقاومت را در عرصه سیاسی نیز پیگیری کند و با تشکیل حکومتی مقاوم و مبارز به روند مبارزات خود تشدید بخشد و همین گونه هم شد و حماس همچنان که به ملت فلسطین وعده داده بود، مقاومت را در عرصه حکومت و سیاست نیز پیش برد و میان کار سیاسی و مقاومت تلفیق ایجاد کرد. وقتی دشمنان شاهد این موفقیتهای متوالی حماس بودند دست به هر کاری زدند تا جلو رشد حماس را بگیرند و نمونه های از این اقدامات به شرح ذیل است:

ـ تحریم سیاسی و اقتصادی دولت منتخب

ـ بازداشت نمایندگان وابسته به حماس در پارلمان و وزرای حکومت منتخب ( حدود 50 نماینده و وزیر)

ـ به راه انداختن آشوب فتنه داخلی با تحریک جریان مزدور و شورشی در داخل جنبش فتح که محمد دحلان سرکرده ی این جریان است.

ـ تشدید محاصره ی همه جانبه ملت فلسطین در نوار غزه که از 18 ماه پیش به شدت شروع شده است.

ـ و بالاخره جنگ اخیر علیه مردم غزه با هدف نابودی حکومت منتخب و جنبش حماس و مقاومت.

4-منابع اطلاعاتی اسرائیل می گویند استعداد و توان حماس بلحاظ نیروی انسانی 20 هزار نفر می باشد، شما در این زمینه تحلیل و نظری دارید ؟

جنبش مقاومت اسلامی حماس از لحاظ نیروی انسانی و تسلیحاتی از هیچ تلاشی برای افزایش توان خود دریغ نمی کند و با توجه به این که مقاومت تنها راهکار و استراتژی این جنبش برای باز ستاندن حقوق غصب شده ی مردم فلسطین است، بنابراین حق دارد که توان نظامی خود را بالا ببرد و ناتوانی دشمن صهیونیستی در ورود به غزه و اشغال مجدد آن بهترین دلیل بر این مدعاست که حماس در عرصه مقاومت به خوبی پیش رفته و توانست دومین شکست تاریخی را بر دشمن صهیونیستی (پس از شکست آن در جنوب لبنان) تحمیل کند.

5-رژیم صهیونستی اسرائیل مدعی است که حمله به نوار غزه برای جلوگیری از پرتاب موشک بوده، در حالی که گزارش روزنامه گاردین می گوید: در طول آتش بس موقت سال گذشته حتی یک موشک از سوی حماس به مناطق صهیونیست نشین پرتاب نشد، بنابراین انگیزه و هدف آن رژیم از جمله به غزه و حماس چه بوده است ؟

اهداف اصلی دشمن صهیونیستی از حمله به نوار غزه عبارت بودند از:

ـ نابودی حکومت منتخب فلسطین

ـ سرکوب جنبش مقاومت اسلامی حماس و نیروهای مقاومت

ـ بازگرداندن جریان مزدور به نوار غزه

ـ تقویت جریان سازشکار فلسطین و غیره

دشمن در طول جنگ این اهداف را عملا دنبال می کرد، اما از ترس این که تجربه تلخ شکست در جنگ سی و سه روزه لبنان دوباره برای این رژیم تکرار شود، آشکارا از طرح این اهداف عمده برای حمله خود در طول جنگ خودداری می کرد، گرچه قبل از جنگ بارها اعلام کرده بود که هدف استراتژی آن نابودی حماس و حکومت آن است. لیونی وزیر امور خارجه رژیم صهیونیستی قبل از جنگ مطلب فوق را بر زبان رانده بود و یکی دو روز مانده به جنگ نیز اعلام کرده بود که ظرف سه روز حماس را از بین می برند. اما وقتی حمله هوایی در آن سطح گسترده  صورت گرفت، دشمن و مزدوران آن انتظار داشتند که حماس دست تسلیم را بالا می برد. غافل از این که حماس در دل مردم فلسطین جا دارد و از بین رفتنی نیست، وقتی آنها متوجه شدند که حمله هوایی گسترده کارساز نبوده است و حتی پس از این حمله آقای هنیه در سخنرانی غرای خود نوید پیروزی را داد، دشمن مأیوس شد و از طرح آشکار اهداف عمده ی خود اندک اندک خودداری کرد تا مبادا تجربه تلخ جنگ لبنان برایش تکرار شود. همچنانکه مستحضر هستید، اکنون پیروزی در جنگها در تحقق یا عدم تحقق اهدافی است که برای آن جنگ تعریف می شود که اگر اهداف محقق شود، گفته می شود که طرف آغازگر پیروز شده است و در غیر این صورت شکست خورده است، وقتی دشمن پس از نومیدی از تحقق اهداف عمده اش اهدافی جزیی را برای جنگ تعریف کرد که عبارت بودند از متوقف ساختن حملات موشکی حماس و استقرار نیروهای بین المللی در غزه. دشمن حتی در تحقق این اهداف جزئی نیز ناتوان ماند و شکست خورد و دیدیم که در طول جنگ حملات موشکی حماس تشدید شد و روز به روز بر برد موشکهایش افزوده می شد و حتی وقتی دشمن صهیونیستی پس از شکست خفت بارش آتش بس یکجانبه رااعلام کرد، این نیروهای حماس و مقاومت بودند که به سمت مناطق صهیونیست نشین موشک شلیک کردند، این بدان معناست که دشمن در توقف حملات موشکی مقاومت شکست خورد و از سوی دیگر، حماس و سایر گروه های مقاومت به شدت با استقرار نیروهای خارجی مخالفت کرده و خواهند کرد و اعلام کردند که با این نیروها به عنوان اشغالگر برخورد خواهند کرد. بنابراین دشمن در تحقق حتی اهداف جزئی اش هم شکست خورد و پس از 22 روز حمله ی گسترده ی هوایی، دریایی و زمینی نتوانست حتی یک وجب وارد شهرهای نوار غزه شود و در این مدت در اطراف نوار غزه با نیروهای مقاومت رو به رو بود و نتوانست حتی یک وجب به سمت داخل نوار غزه پیشروی کند.

6- سفرهای دیپلماتیک یک سال اخیر نشان داد که بخشی از جهان عرب از یک سو و آمریکا و متحدانش از سوی دیگر در حال اجرای طرح و ترسیم نقشه و توطئه ای علیه حماس هستند، بدون شک این روند تداوم خواهد یافت راههای مقابله ی حماس با این ترفند ها چیست ؟

راههای مقابله حماس با این ترفندها تاکید بر ادامه ی مقاومت و تاکید بر اصول و مبانی قضیه فلسطین است و  حماس با پشتوانه ی مردمی از این حقوق و اصول دفاع می کند و این توطئه ها را خنثی می کند. همچنان که در طول 22 روز با مقاومت سرسختانه توطئه ی بزرگ برای نابودی مقاومت و حکومت برخاسته از آن را خنثی کرد.

7-امکان گفت وگوی مستقیم حماس با محمود عباس وجود دارد ؟ میزان موفقیت و دست یابی به تفاهم همه جانبه چه مقدار است ؟

جنبش مقاومت اسلامی حماس بارها اعلام کرده است که همواره حامی و پشتیبان گفتمان داخلی بوده و هست، اما این گفت و گو برای آن که موفقیت آمیز باشد، باید مبتنی بر اصول و مبانی روشنی باشد. مقاومت باید اساس این گفت و گو ها باشد و اگر آقای محمود عباس خواهان گفت و گو است، باید به همکاری امنیتی خود با رژیم صهیونیستی در کرانه باختری پایان دهد. ادامه بازداشت رهبران و اعضای جنبش مقاومت اسلامی حماس و جهاد اسلامی و نیروهای مقاومت در کرانه باختری توسط نیروهای تشکیلات خودگردان بیانگر آن است که ابومازن رغبتی به گفت و گوی داخلی ندارد. چرا که اگر مایل به گفت و گوی داخلی است باید با آزادی قریب به 700 عضو حماس و 50 عضو جهاد اسلامی و بقیه نیروهای مقاومت در کرانه باختری زمینه این گفت و گوها را فراهم کند. تا زمانی که وتوی آمریکایی صهیونیستی در مقابل گفت و گوی داخلی وجود دارد، میزان موفقیت این گفت و گوها بسیار پایین است و وقتی تشکیلات خودگردان خود را از فشارهای آمریکا و صهیونیستها خارج سازد و با این وتوی آنها مخالفت کند، و شرایط لازم برای گفت و گوها را که به آنها اشاره شد، فراهم کند، آن وقت می توان انتظار موفقیت این گفت و گوها را داشت.

8-شماری از تحلیل گران سیاسی معتقدند جنگ اخیر علیه حماس توسط اسرائیل با چراغ سبز امریکا و حمایت این کشور بوده است نظر شما در این زمینه چیست ؟

آمریکا همیشه از رژیم صهیونیستی حمایت می کند و تمامی تجاوزات و حملات آن علیه مردم بی دفاع فلسطین را توجیه می کند و آنها را دفاع از خود می نامد، و این گونه چراغ سبزی دائمی برای این حملات فراهم کرده است و این رژیم را جری تر کرده است. آمریکا قربانی را جلاد و جلاد را قربانی معرفی می کند و تا زمانی که این گونه برخورد می کند و حقوق ثابت ملت فلسطین را نادیده می گیرد، نمی توان از آن انتظار داشت، در کنار مردم فلسطین قرار بگیرد.

9-به نظر شما دولت اسماعیل هنیه می تواند بدون برسمیت شناختن موجودیت اسرائیل با سازمان الفتح(محمود عباس) به تفاهم رسیده و با سایر کشورهای عربی و غیره روابط عادی داشته باشد ؟

دولت منتخب آقای هنیه بارها از همان اوایل شکل گیریش اعلام کرده است که هرگز حاضر نیست رژیم اشغالگر و سفاح صهیونیستی را به رسمیت بشناسد، کلیه رهبران حماس نیز در مناسبتهای مختلف بر این نکته تاکید کرده اند، بنابراین عدم به رسمیت شناختن اسرائیل سیاست ثابت حماس و دولت منتخب آن شمرده می شود و شناسایی آن هم به معنای تضییع حقوق حقه مردم فلسطین است.

به رسمیت نشناختن یک طرف نمی تواند مانع تفاهم طرف دیگر با کشورها و سازمانهای دیگری باشد، مگر این که این کشورها یا سازمانها رسیدن به هر نوع تفاهم را منوط به به رسمیت شناختن رژیم صهیونیستی کرده باشند که تا کنون چنین مساله ای مطرح نشده است. بنابراین سیاست حماس مبنی بر به رسمیت نشناختن "اسرائیل" نمی تواند مانعی در ارتباطات آن با دیگران باشد.

به عنوان مثال کشورهایی هستند که "اسرائیل" را به رسمیت نمی شناسند و با دیگر کشورها هم روابط خوبی دارند.

حماس همواره حقوق حقه و اصول و مبانی قضیه فلسطین را ملاک سیاستهای خود قرار داده است. بنابراین چون موجودیت "اسرائیل" با این حقوق و اصول همخوانی ندارد، با به رسمیت شناختن آن مخالفت می ورزد.

10-در صورت امکان در خصوص میزان خرابی ها ، تلفات انسانی و سایر جنایات ارتش اسرائیل که تاکنون کمتر گفته شده برای خوانند گان ما توضیح دهید ؟

مرکز حقوق بشر فلسطین اخیرا گزارشی درباره تلفات و خسارت های وارده به نوار غزه در نتیجه ی جنگ 22 روزه ی نظامیان تا بن دندان مسلح به این منطقه منتشر کرده است. در این گزارش آمده است که نیمی از قربانیان این تجاوزات زنان و کودکان فلسطینی هستند.

آمار و ارقام نتایج این حملات و تجاوزات به شرح ذیل  است:

ـ شهادت بیش از 1330 فلسطینی از جمله 437 کودک، 110 زن، 123 فرد مسن، 14 عضو تیم پزشکی و 4 خبرنگار و چهار ورزشکار . گفتنی است که با توجه به ادامه عملیات آوار برداری آمار شهدا رو به افزایش است.

ـ زخمی شدن بیش از 5500 فلسطینی از جمله 1890 کودک که حال 200 تن به شدت وخیم است.

ـ تخریب کامل 121 مرکز صنعتی و تجاری

ـ آسیب دیدن 200 مرکز صنعتی و تجاری دیگر

ـ تخریب کامل 4 کارخانه بتن سازی و یک کارخانه دیگر

ـ ویرانی 60 مقر پلیس، پنج سازمان اطلاع‌سانی، دو سازمان بهداشتی و 29 سازمان آموزشی

ـ تخریب کامل حدود4 هزار باب منزل و آسیب دیدن 20 هزار  باب منزل دیگر

ـ تخریب کامل 28 سازمان مدنی، وزارتخانه، مقر شهرداری‌ها، بنادر و شورای قانونگذاری فلسطین

ـ تخریب کامل 30 مسجد و وارد  آمدن خسارات به 15 مسجد دیگر .

ـ محروم شدن 800 هزار فلسطینی از آب آشامیدنی

ـ محروم شدن بیش از 60 درصد از ساکنان نوار غزه از نعمت برق

ـ قطعی کامل  گاز

ـ ویرانی 34 مرکز بهداشتی و 8 بیمارستان و 26 کلینیک بنا به گزارش سازمان بهداشت جهانی

11-رهبران کشورهای ونزوئلا و بولیوی روابط خود با اسرائیل را به حالت تعلیق درآوردند به نظر شما این چه پیامی برای دولت های عربی و اسلامی بدنبال خواهد داشت ؟

این پیام را دارد که وقتی کشورهای غیر عربی در آن سوی دنیا به اصول و مبانی انسانی احترام می گذارند و حاضرند در این راستا روابط خود را با رژیم غیر انسانی صهیونیستی قطع کنند، چگونه ممکن است که برخی کشورهای عربی به روابط خود ادامه می دهند؟ در حقیقت این سیاست منطقی نیست و ما هم از کشورهای عربی انتظار داریم که چنین اقدامی را پی بگیرند و روابط خود با  با دشمن صهیونیستی را قطع کنند.

12-در صورت امکان بفرمایید گروه هایی که با حماس متحد هستند کدامند ؟ درخصوص افکار ، اندیشه و  ایدئولوژی آنان اندکی توضیح برای خوانندگان تبیان بفرمائید ؟

13-آیا شورای امنیت بعنوان عالیترین نهاد بین المللی به خواسته ها و انتظارات مردم فلسطین ایفای نقش کرده است ؟

در حقیقت شورای امنیت بسیار ضعیف عمل کرد و با سکوت خود به جنایت های رژیم صهیونیستی کمک نمود و با این سکوت خود در حقیقت نشان داد که نماینده واقعی ملت های جهان نیست و بلکه تحت فشار و تاثیر قدرتهای بزرگ است و هر جا این قدرتها لازم بدانند، بنا به صلاحدید خود باعث می شوند که شورای امنیت قطعنامه صادر کند و هر جا لازم نبینند، از صدور قطعنامه الزام آور جلوگیری می کنند. حتی اگر این سکوت و بی اعتنایی موجب جری تر شدن جلادان و اشغالگران برای سرکوب ملتها شود. اکنون این سؤال از شورای امنیت مطرح است که چگونه علیه حقوق حقه برخی کشورها از جمله حقوق هسته ای جمهوری اسلامی ایران  قطعنامه صادر می کند؟ ولی حاصر نیست با صدور قطعنامه ای جدی و الزام آور از ملت مظلوم فلسطین دفاع کند؟ اکنون شورای امنیت اگر می خواهد اعتبار و حیثیت جهانی خود را باز یابد، باید به خواسته ملت ها احترام بگذارد و در راستای آنها عمل کند و از قربانی حمایت و جلاد را محکوم کند و به سیاست برخورد دوگانه خود در قبال مسائل بین المللی پایان دهد و خود را از زیر فشار قدرتهای بین المللی خارج سازد.

14- پس از حمله ی اشغالگران قدس انتظار می رفت حاکمان کشورهای عربی در قالب اتحادیه ی عرب، اقدامات مقتضی را بعمل آورند آیا این اتحادیه انتظارات دولت منتخب فلسطین و مردم این سرزمین را برآورده ساخته است ؟

متاسفانه اتحادیه عرب انتظارات بحق ملت فلسطین را برآورده نکرد و از اتخاذ سیاستی جدی در دفاع از مردم غزه کوتاهی کرد و آن گونه که باید و شاید از آنها حمایت نکرد. در حقیقت اتحادیه عرب نتوانست در عرصه عملی خواسته ها و مطالبات ملت های عربی را تحقق بخشد و اما برخی کشورهای عربی در این جنگ کاملا از مردم فلسطین در غزه حمایت کردند و با شرکت در اجلاس سران در دوحه نشان دادند که حامی مقاومت و مبارزات فلسطینیان هستند. اما انچه مایه تاسف است و برای ملت فلسطین و امت اسلامی غیرمنتظره بود، اینکه وزیر امور خارجه رژیم اشغالگر قدس در یک پایتخت عربی خبر حمله به غزه را اعلام کرد. برخی از حکام کشورهای عربی نه تنها در قبال جنگ علیه غزه سکوت اختیار کردند بلکه با مقصر معرفی کردن حماس در این جنگ با دشمن صهیونیستی تبانی و نوعی همکاری داشتند.

 15ارزیابی شما از مواضع جمهوری اسلامی  ایران نسبت به اوضاع نوار غزه چیست؟

جمهوری اسلامی ایران پس از پیروزی انقلاب  همیشه  حامی و پشتیبان ملت فلسطین بوده و  هست و هیچ کوتاهی در این مورد چه در سطح رسمی و ملی نداشته است.

مسوولان و مردم ایران در سخت ترین شرایط در کنار ملت فلسطین و مقاومت هستند و  این مسئله نشان از این است که ایران به اصول اساس جمهوری اسلامی و افکار و اندیشه های امام خمینی (ره) پایبند است و همچنان که امام راحل فرمودند: فلسطین ، قضیه اساسی ایران و همه مسلمین جهان است.

 در حقیقت پیامهایی را که مقام معظم رهبری (امام خامنه ای) صادر کردند خیلی مهم و تاریخی بودند، ایشان حجت را بر همه حکام عربی و اسلامی و ملت  های مسلمان تمام کردند، این پیامها تاثیر زیادی در تقویت روحیه مبارزاتی ملت مظلوم فلسطین در نوار غزه داشتند و موجب خشم وعصبانیت دشمنان اسلام و دشمنان ملت فلسطین و رژیم غاصب صهیونیستی و مزدوران آنها  در منطقه شدند.

ما همچنین از آن دسته از رهبران کشورهای عربی که سکوت اختیار کرده اند و حتی درتوطئه ی حمله به غزه تبانی و مشارکت داشتند ،می خواهیم که به آغوش ملت های خود بازگردند و اگر نمی توانند مانند رهبر معظم انقلاب اسلامی ایران پیامی تاریخی در حمایت از مردم مظلوم فلسطین و حکومت منتخب آن بدهند، لااقل سکوت اختیار کنند و در توطئه علیه ملت غزه مشارکت و تبانی نکنند.

زمانی که مقام معظم رهبری اعلام کردند، ملت شریف ایران و جمهوری ایران از راه های مختلفی به فلسطین و حماس کمک خواهد کرد، بعضی از حکام کشورهای عربی در تنگنا قرار گرفتند  و تحت فشار قرار گرفتند و با این سؤال ملتهای خود مواجه شدند که چطور جمهوری اسلامی ایران که کشوری غیر عربی است در این سطح گسترده حاضر به حمایت از ملت فلسطین است؟ در حالی که برخی حکام عربی هیچگونه اقدامی را در حمایت از این ملت انجام نمی دهند و حتی علیه ملت فلسطین تبانی می کنند. مردم فلسطین همیشه قدردان جمهوری اسلامی ایران و رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت آیت الله العظمی خامنه ای (حفظه الله) بوده و هست و ایران اسلامی را شریک این پیروزی بزرگ خود می داند.

16-این جنگ چه دستاوردهایی برای مردم فلسطین خواهد داشت؟

حمله رژیم صهیونیستی به نوار غزه نه تنها پیروزی قاطع مقاومت را به همراه داشت و نه تنها دستاورد بزرگی برای مردم فلسطین داشت،بلکه دستاوردهایی نیز برای امت اسلام داشت همچنانی که رهبران مقاومت تاکید کردند ،دشمنان اسلام و مقاومت احمق هستند.

این جنگ برای امت اسلام 3 دستاورد عمده در بر دارد،

اولین دستاورد ،دشمن صهیونیستی و امریکا و مزدوران آنها طی سالیان گذشته و به خصوص ماه های اخیر تلاش های گسترده ای از جمله سرمایه گذاری ها و هزینه های زیادی را متحمل شدند تا ایران را به عنوان دشمن اول کشور های عربی مطرح بکنند اما این جنگ بر عکس نشان داد، رژیم صهیونیستی دشمن اول جهان عرب و جهان اسلام است و ایران اسلامی حامی اصلی ملت های عربی و اسلامی است.

این حمله رژیم صهیونیستی به نوار غزه، تلاش های آنها را در این زمینه برباد داد و هزینه های سنگین آنها بی نتیجه ماند.

آنها و برخی از مزدوران اسراییل و امریکا اقدام به نوشتن مقالات و اظهار نظر در این زمینه کرده بودند و قصد داشتند با این کار میان جمهوری اسلامی ایران و ملت عربی شکافی ایجاد کنند ولی به لطف خداوند این تلاش ها ناکام ماند و حتی اگر در آینده نیز تکرار شود با شکست مواجه خواهد شد زیرا کشورهای عربی و اسلامی آگاه هستند که دشمن واقعی آنها چه کسی است و می دانند ایران همیشه حامی و پشتیبان اصلی فلسطین بوده و خواهد بود.

دومین دستاورد این جنگ برای امت اسلام این بود که توطئه دشمنان اسلام برای ایجاد تفرقه و فتنه میان شیعه و سنی خنثی شد، دشمنان مدام در تلاش هستند که با هدف استحاله توانایی ها و انرژی جهان اسلام میان برادران مسلمان شیعه و سنی اختلاف و تفرقه ایجاد کنند که به یاری خدا باز هم تلاش هایشان به شکست انجامید و ناکام ماندند.

تمامی مسلمانان اعم از شیعه و سنی در اقصی نقاط جهان به خیابان ها آمدند و از مردم فلسطین حمایت کردند و همه هم صدا فریاد مرگ بر رژیم صهیونیستی را برعلیه دشمنان اسلام سردادند.

همچنین این نکته مهم نیز باید ذکر شود که فلسطین یک قضیه وحدت آفرین است و همیشه از زمان پیدایش این مساله تاکنون ما شاهد بودیم که آرمان فلسطین موجب اتحاد ملت های اسلامی است و هرکس خارج از این چارچوب حرکت کند ،موجب تفرقه و اختلاف است.

سومین دستاورد این جنگ، خنثی شدن توطئه رژیم صهیونیستی و بربادرفتن تلاش برخی از کشورها برای جا انداختن این رژیم و عادی سازی روابط این رژیم با کشورهای عربی و اسلامی است، رژیم صهیونیستی و امریکا و مزدوران آنها ، کارهای زیادی برای  ایجاد ارتباط میان ملت های عربی و اسلامی با رژیم غاصب صهیونیستی انجام دادند.

هدف آنها از این کار این بود که پایه های این رژیم را در منطقه تثبیت کنند، اما این جنگ باعث شد که این تلاش ها بی ثمر بماند و رژیم صهیونیستی همچنان به عنوان موجودی غیر قانونی و پلید در اذهان مردم بماند.

به لطف خداوند دشمن صهیونیستی می خواست با این حملات مقاومت و فلسطین و حماس را نابود کند ولی او با این حملات خود را به نابودی و زوال پیش از پیش نزدیک کرد.

اما همچنان که خالد مشعل رهبر جنبش مقاومت اسلامی حماس اعلام کردند دشمن می خواست با این حمله مقاومت را در غزه از بین ببرد اما مقاومت جهانی است و به ضرس قاطع می توان گفت که نه تنها تمامی اهداف دشمن محقق نشد و این دشمن شکست مفتضحانه ای متحمل شد، بلکه مقاومت فلسطین جهانی شد و دشمن صهیونیستی جنگ را در عرصه های سیاسی و اخلاقی و نظامی باخت و این مقاومت نیست که این مطلب را بیان می کند که بلکه خود رهبران صهیونیستی و وزارت دفاع آمریکا و روزنامه ها و رسانه های صهیونیستی و غربی اعلام کرده اند که رژیم صهیونیستی از حمله به غزه چیزی عایدش نشد و بلکه این حمله نتایج معکوسی هم برایش به دنبال داشت.

تهیه وتنظیم ازسیدمحمدحسین دریاباری  چاپ شده درتبیان شماره 68مورخ 20/11/1387

 

تفسیریک خبر{استان کردستان}بخش نخست

تفسیریک خبر{استان کردستان}1

اصل هشتم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران که بر گرفته از آموزه های دینی است به ما می آموزد از خوبی ها وزیبایی ها دفاع کرده وآن رادرجامعه ترویج کنیم وهمچنین ازبدی ها وهر آن چه که مغایر با عقل، شرع ومنطق است نهی ودوری کرده وازترویج آن ممانعت به عمل آوریم.بااین مقدمه این پرسش مطرح می شود که  ملاک ومعیار انتخاب مدیر یا مسوول که بخشی ازمدیریت جامعه رابه وی می سپاریم چه در کارهای بزرگ وچه درکارهای کوچک چیست ؟انتخاب مدیر یا مسوول ممکن است در سطح کلان باشد یا درسطح کوچک تری ، مانند مسوول دفتر یک نهاد استانی. بهر تقدیر هرانتخاب وگزینش برای هر بخشی ، ملاحظه ی شماری از معیارها وملاک ها لازم وضروری است. درجوامع امروز  گزینش  مدیر یا مسوول برای سازمان یا نهادی چه کوچک و چه بزرگ موضوع چندان آسانی تلقی نمی شود.براین اساس ،شایستگی ،تعهد،توانمندی،تجربه،پاره ای از خصوصیات اخلاقی ، استفاده بهینه از شرایط وبهره وری از الزامات انتخاب یک مدیر ویا مسوول می باشد. چندی قبل دررسانه ها ی استان کردستان مشاهده گردید که مسوول دفتر نماینده ی ولی فقیه دراستان  منصوب گردیده است .این خبر  به خودی خود شگفت انگیز نیست بلکه چنین جابجایی هایی معمول و متعارف است .شگفتی ماجرا  دربازه ی زمانی انتخاب این مدیریا مسوول دفتر می باشد.استان های مرزی همه وهمه مهم اند چرا که محرومیت زمان های سابق کم وبیش به رغم تلا ش های  انجام شده  گاه و بیگاه خودنمایی می کند وبد خواهان می توانند آن رابه عنوان کم کاری ها یا اشتباهات مسوولان به رخ بکشند . ودیگر این که درنوار مرزی بودن آسیب های بیشتری را بلحاظ فرهنگی واجتماعی برساکنان وارد می کند.مرزنشینان درهر گوشه ای از کشورمان هم اکنون شاهد صدها امواج وگیرنده ی دیداری وشنیداری از بیرون هستند بدون شک گردانندگان این امواج به دعاگویی ما مشغول نیستند وبالاخره امکان  رخنه ی دشمن دراین جا نسبت به سایر مناطق افزون تر است .اگر چه مرزنشینان ایران زمین همواره سربازان فداکار برای ایران واین ملت بزرگ بوده اند. بنابراین استان کردستان هم یکی از استان های مرزی ایران  بشمار می رود .استان کردستان از یک سو به کرمانشاه واز سوی دیگر به استان آذر بایجان غربی مرتبط می باشد.کشورمان ازاستان کرمانشاه  وکردستان  باعراق وآذر بایجان غربی  با ترکیه دارای مرزمشترک می باشد .بنابراین استان کردستان بلحاظ سیاسی ، فرهنگی ، اجتماعی واقتصادی بسیار مهم ارزیابی می شود . پس درنتیجه باید نیروی انسانی  هم برابر  این ظرفیت ها وبالاتر از آن برای کارپیدا وگمارده شوند.همه ی این مقوله ها باید در انتخاب وگزینش نیرو ها اعم  ازمدیر یا مسوول  دفتر مقامات  بلند پایه، مد نظر قرار گیرد .تابتوان ازاین رهگذر به نتایج  مطلوب ودلخواه دست یافت . حجه الاسلام والمسلمین حسینی شاهرودی در دوازدهم دی ماه 1389حکم  نمایندگی مقام معظم رهبری ومسوولیت مرکز بزرگ اسلامی غرب کشوررا دریافت ودردوم بهمن همان سال وارد شهرستان سنندج مرکز استان کردستان گردید. وی جانشین حجت الاسلام والمسلمین سید موسی موسوی شده که بیش از 30 سال درآن استان خدمت کرده است .مسوولان وقت ومردم  از آقای حسینی شاهرودی استقبال با شکوهی به عمل آوردند. آن استقبال حکایت  از انتظارات وتوقعات مردم درآینده را در اذهان تدایی می کرد موضوع بحث الان دراین مقوله نیست  که آیاانتظارات تحقق یافته یا نه ؟ بلکه موضوع مورد بحث وکنکاش ،تفسیر آن خبر است.  از بدو ورود حسینی شاهرودی تا به امروزحدود شش سال و پنج ماه می گذرد درباب شخصیت ایشان باید بگوییم درعرصه ی کار وتلاش بسیار جدی وپر کار بوده وبیشترین اوقات خویش را مصروف آن می نماید. عده ای براین باورند شاید برخی از کارها که مورد رضایت بسیاری نیست ویا اشکالاتی  درآن مشاهده می گردد تصمیم  مشاوران وی می باشد مانند خبری که در تفسیرآن هستیم . ایشان در این مدت کوتاه اخیرا حکم چهارمین مسوول دفتر خویش را دراختیار رسانه ها قرار دادند . مسوولان دفتر ایشان از ابتدا ی حضورش دراستان عبارتند از سید محمد جمال زمانی ، محمد مرادزارعی،محرمعلی فراشی وبالاخره مهدی فرزی .بدیهی است که دفتر نماینده ی ولی فقیه دراستان ها به ویژه استان های مرزی ، باید نیرو هایش تحلیل گر قوی ،برخوردارازپتانسیل قابل ملاحظه وبروز باشند واوضاع منطقه را بادقت رصد نمایند پرسشی که مطرح می باشد این است که این مسؤولان چگونه انتخاب شده وچرا ترک کار کردند؟.آیامعیارها وملاک های ضروری برای مدیریت موردتوجه قرارگرفته بود ؟ آیامدیران منتخب ازاختیارات لازم برخورداربودند .آیاقبل ازپذیرش مسؤولیت ، طرحی برای بهبود اوضاع ارایه گردند؟ چراوبه چه دلیل باید درمدت کوتاه شش سال ، چهار مسوول  دفتر به کار گرفته شود؟ آیا مسوول فعلی می تواند به نیازهای مهم استان پاسخکوباشد؟ توانایی،تجربه ،تخصص وسوابق مدیریتی مدیرجدید کی وکجا به اثبات رسیده است ؟ موارد فوق الذکربخشی ازپرسش هایی است که اذهان بسیاری را مشغول کرده است .دو تن ازآقایان یعنی فراشی و زارعی از نیروهای خوش سابقه وشناخته شده می باشند .چراوبه چه دلیل نتوانستند مدت بیشتری درسطح مدیریت و مسوولیت  دفتر به کار اشتغال داشته باشند؟. ازمباحث فوق می توان به این هوده دست یافت ، نهاد مورد بحث دارای زیرمجموعه هایی است که یکی ازآن مرکز بزرگ غرب کشور است . هنگامی که  ریاست ومدیریت دفتری درشش سال به چهار نفر سپرده می شود بدون شک سایر مجموعه های مرتبط باآن وضعیت مساعد تری نخواهند داشت مضافا براین دفتری بااین کیفیت چگونه می تواند وظیفه ی نظارتی خویش نسبت به دستگاه های اجرایی را به انجام رساند؟. پرسش اساسی دراین حوزه آن است که آیا تهران این گونه تحولات منطقه ومشابه آن وزیان های کوتاه مدت ،میان مدت وبلند مدت آن را دنبال می کند ؟.

سید محمد حسین دریاباری

31/3/1396

کالبد شکافی شکست 96وآینده ی اصولگرایان

کالبد شکافی شکست 96وآینده ی اصولگرایان

دراصل ششم قانون اساسی آمده که کشور با آراء عمومی وهمه پرسی اداره می شود.بدون شک انتخاب نمایندگان مجلس شورای اسلامی ،رئیس جمهور واعضای شورای شهر وروستا از مصادیق بارز آن است.برای تحقق امر انتخابات وحضور مردم، نقش احزاب ،جناح های سیاسی ومطبوعات ضروری وبرجسته می باشد.برجستگی جناح ها ی سیاسی درآن است که نقش احزاب راایفا کرده وهمواره به تناسب زمان برنامه ارایه داده وبا مردم به اشکال گوناگون ارتباط داشته ودارند.نقش احزاب در کشورمان همواره کم رنگ ودرصد تاثیر گذاری آن محدود بوده است .درطول 38 سال اخیر جناح های سیاسی ، موسوم به چپ وراست یااصلاح طلب واصول گرا همراه با رسانه های خویش تنور انتخابات را داغ وشعله ور ساخته وباعث حضور مردم ومشارکت  آنان درانتخابات شدند .صدا وسیما به عنوان رسانه ی ملی وفرا ملی بیشتر اوقات تمام قد درکنار یک جناح وتفکر ظاهر شده است .این حضور ومشارکت درنهایت شکست یا پیروزی یکی ازدو تفکر رایج را رقم زده است.پس از جنگ عراق علیه ایران وپذیرش قطعنامه وصلح پایدار در مرزهای کشور دولت های سازندگی،اصلاحات،اصولگراودولت تدبیر وامید روی کار آمده اند که محصول تلاش وتفکر جناح های سیاسی مهم کشور بوده است.علل و عوامل شکست اصلاح طلبان واصول گرایان متفاوت است.زیرا اساسا تفکر این دو طیف سیاسی برای اداره ی کشورمتفاوت ومتضاد است.اندیشه ی اصلاح طلبان دراداره ی کشور همواره یکسان نبود بلکه به مرور زمان ونیاز جامعه تکامل یافت. الان هم همه ی آن ها وحدت فکری ورویه ی واحد دراداره ی کشور ندارند.درمجموع مشکلات آنان کمترودستیابی آنان به توافق وائتلاف آسان تراست.علل شکست های  اصلاح طلبان درانتخابات با اصولگرایان هم متفاوت است. بزودی  درگفتاری به نقد اندیشه های اصلاح طلبان  هم خواهیم پرداخت چرا که نقد عامل موثری برای کارآمد شدن نیروی  انسانی ونشانه ی پویایی هر جامعه خواهد بود.  پس از دولت اصلاحات وپیروزی اصولگرایان درانتخابات ، دولت اصولگرا به ریاست احمدی نژاد شکل گرفت .دراین هنگام مجموعه ی قوا یک دست وهمسوشدند. بسیاری براین باور بوده وهستند که نتیجه وهوده ی یک دستی وهمسویی ،سبب کاروتلاش مضاعف وفراوان می باشد.امادرعمل ، این آرزو وامید چندان تحقق نیافته است .سرانجام درسال 1392با شکست اصولگرایان ، دولت تدبیروامید روی کار آمده است. از آن پس اصولگرایان درمقاطع گوناگون شکست های سنگین وخیره کننده ای راپی درپی دریافت می کنند.چرا وبه چه دلیل؟

این گفتار به چرایی وچگونگی ،علل وعوامل شکست های پی درپی آنان خواهد پرداخت .دراین جا پرسش هایی مطرح است وآن این که آیا تغییری درنیازها ومطالبات مردم پیدا شده است؟ یا به دلیل رسانه های نوظهوروفراگیر، سطح آگاهی مردم نسبت به گذشته متفاوت شده است؟.یا این که اصلاح طلبان دربرنامه ریزی وهم کلامی بامردم ودرک وفهم مطالبات آنان دستخوش تغییر شده اند؟وبالاخره این که آیا اصولگرایان بلحاظ نگاه وفکر در زمینه های مختلف سیاسی،فرهنگی، اجتماعی واقتصادی تضعیف شده وقادر به ارایه ی برنامه ا ی جامع،نو وکارآمد نبوده ونیستند؟.گفتار پیش رواین سؤالات وده ها پرسش دیگر که موجب شکست سنگین وبهت آور اصولگرایان شده است را بررسی می کند.اصولگرایان برای تداوم فعالیت وتاثیر گذاری بلحاظ اقتصادی ورسانه ای مشکل چندانی نداشته وندارند.منتهی اساسی ترین وجدی ترین ضعف آنان تن ندادن  به تشکیلات سازمان یافته بافعالیت مداوم درچارچوب آن است.همین امر موجب گردید که ائتلاف ها وفعالیت های جمعی آنان فصلی ومقطعی وچند روزه باشد.لذا هنگام وقوع انتخابات مردم شاهد ظهور گروه ها ،احزاب و دستجات متنوع اصولگرایی درکشور هستند.پس از خاموش شدن تب وتاب، شورواشتیاق وهیجان انتخابات ،دیگر اثری از آن ها به چشم نمی خورد .مقطعی  اندیشیدن و مقطعی فعالیت کردن سبب پیدایش دو اصل دیگر ی که به تضعیف روحیه واراده ی هرانسانی  می انجامد،عارض برآنان نیز شده است. نخست این که شایسته سالاری که از امور پذیرفته شده ی عقل است از میان آنان رخت بربسته وجای خودرابه روابط ونسبت های متعارف داده است . دوم این که بسیاری از فعالیت های فرهنگی و اجتماعی را برمحور تکلیف نگریسته  وبه انجام آن مبادرت می ورزند وبرای موفقیت مطالعه ی عمیق نکرده وتمهیدات لازم وموردنیاز آن رابطور مبسوط فراهم نمی سازند. معنای این گونه اعمال واین نوع تفکر این است که کار باید  انجام پذیرد. اگر درست تحقق یافت چه خوب واگر درست تحقق نیافت ونتیجه ی لازم بدست نیامده می گویند به «تکلیف» عمل شده است. این درحالی است که ادیبان ، فقیهان وعارفان تکلیف رابه کلفت یعنی انجام کاری پررنج وزحمت تعبیروتفسیرکرده اند . مفهوم آن این است که تکلیف باید باتمام دقایق ،ظرایف ومقد ماتش انجام پذیرد وآسانی درآن تصورنمی گردد. یکی از خصیصه های دیگر این جناح سیاسی آن است که توجهی به اقشار تحصیل کرده ندارد .مصلحت سنجی که درهمه ی جوامع رایج و معمول است ولی آن را درمیان آنان نمی توان یافت. اصولگرایان درهر دوره از انتخابات برای پیروزی بررقیب «دغدغه های معیشتی»را به عنوان مهم ترین ضعف دولت وقت درسر لوحه ی کار خویش قرار داده وبه عنوان اصلی ترین شعار مبارزاتی تلقی کرده اند .اما برای رفع معضل این پدیده پس از پیروزی ها وقبل از آن برنامه ای ارایه نکرده اتد.در دوران احمدی نژاد که دولتی ثروتمند واصولگرا بود .باید ریشه ی فقر بکلی از میان می رفت ولی  نه تنها ریشه کن نشد بلکه بر دامنه ی آن  هم افزوده شد. درزمان تصدی دولت اصولگرایان به ریاست احمدی نژاد که اوج قدرت آنان بود، نفت از بشکه ای 20 دلار به 150 دلاررسید. برپایه ی تخمین کارشناسان، آن دولت درطول هشت سال 700 میلیارد دلار در آمد ارزی از طریق فروش نفت داشته است، بااین اوصاف قادر  به حل معیشت مردم نشده است .از آنجایی که این جناح سیاسی فاقد روحیه ی نقد به خود وانتقاد پذیری است حاضر نشدند از طریق قوه ی مقننه وسایر نیرو های نظارتی درخصوص موضوع مذکور واکنش نشان داده وپرسشی مطرح نمایند.اینان  بااین شیوه وروش فهم مردم را نادیده گرفته ومی گیرند وهرگز  به انتقاد از خود نمی پردازند .بسیاری از مسوولان ورهبران  جناح های سیاسی اصل هشتم قانون اساسی را متوجه مردم  می دانند وحاضر نیستند که این اصل ، همگانی تعبیر شود. بدیهی است که مردم هم برپایه ی این اصل حق نظارت برامورجاری رادارند . شکست های پی در پی اصولگرایان از سال 92 تا96وواگذار کردن بخش هایی از قدرت مانند مجلس شورای اسلامی، شوراها ی اسلامی شهروروستا وریاست جمهوری، باید نکاتی را به آنان آموخته و بیاموزد. ضعف جدی درتعامل با فرهیختگان داخلی وفقدان برنامه جهت اداره ی کشورودیپلماسی ناکار آمد درخارج، برای رسا ند ن این اموربه نقطه ی مطلوب برنامه می خواهد وبا شیوه ی اتهام زنی به طرف مقابل وتبدیل مناظره به مغالطه حل نخواهد شد.درانتخابات مجلس شورای اسلامی ومجلس خبرگان،اتهام زنی وتخریب طرف مقابل سر چشمه ی  شکست درانتخابات بوده است .رسانه های این گروه لیست اصلی اصلاح طلبان واعتدالی برای مجلس شورای اسلامی ولیست مرحوم هاشمی رفسنجانی برای  مجلس خبرگان رالیست انگلیسی خوانده اند.

 این اتهام دور ازمنطق و عقلانیت ، ازوزن آنان کاسته است .سکوت بزرگان این گروه دربرابر آن از جمله لطایف ولحظات تلخ انتخابات آن هنگام بوده است .این جناح سیاسی هنوز تصور می کند مردم نظاره گربوده وبه آنان اقتدا می کنند.درآن انتخابات لیستی انگلیسی قلمداد شده که همه ی اعضای آن ازمجرای شورای نگهبان تایید شده بود.دراین ماجرا علاوه بر تخریب،اخلاق هم کاملا زیر سوال رفت.یکی از شیوه های منحصر به فرداین جناح سیاسی آن است که خودرا به مردم باافشاگری وبا تخریب دیگران شناسانده ومعرفی می کند.این موضوع درانتخابات 88 ،92،و96 به وضوع دیده شد.شاید علت اصلی آن باشد که جناح مذکورچیزی برای شناساندن خویش به مردم درچنته ندارد .الان به خوبی روشن است که مردم ایران سابقه ی تاریخی قابل قبولی ازافشاگری درایام انتخابات درذهن ندارند.افشاگری شگردی بوده که احمدی نژاد آن را به انتخابات گره زده وقالیباف آن راتداوم بخشیده تا از آب گل آلود ماهی بگیرند. برخی از ناظران براین باورند که باشکست پی در پی وسنگین اصول گرایان حیات سیاسی آنان رو به پایان است وممکن درآینده ی نزدیک باتغییراتی درروش وبانام های دیگری درجامعه ظاهر شوند. شکست پی درپی وباور نکردنی آنان درسال  92 ،94واکنون در96وفقدان برنامه ی منسجم ، ناظران وتحلیل گران سیاسی رابه چنین نظریه هایی رهنمون ساخته است.یکی ازمهم ترین راهبردهای اصولگرایان برای شکست نا پذیری، این بود که گمان می کردند چون به حاکمیت نزدیک هستند وبلند گوی فراوان ورسانه های متنوع دراختیار داشته وبه نحوی ازانحاء بدان وابسته اند، اقبال عمومی به سمت وسوی  آن ها است ومردم آن ها را تکیه گاه وامین خود می پندارند.این جناح سیاسی که در درون خویش اختلافات فراوانی دارد کوشیده تا راه چندین ساله رایک شبه طی کرده و به وحدت واتحاد به هرقیمتی دست یابند.اما هرگز تصور نمی کردند پراکندگی وانشقاق چندین ساله ی احزاب ، گروه ها وجبهه ها را نمی توان در یک دوره کوتاه حل وفصل نمود .اصولگرایان درابتدا بسیار فربه وحجیم بودند وشامل جمع کثیری می شد ند.اما به تدریج وگذشت زمان وایجاد اختلافات گونا گون در میان آنان این جناح سیاسی  رفته رفته  کوچک وکوچک تر گردید.به گونه ای که چتر سایه ی گستر اصولگرایان تنگ تر شده وشامل بسیاری از اصولگرایان گذشته نمی شود وآنان باید زیر چتر گروهی  دیگر سر برآورند.شماری از تحلیل گران گمان می کنند درآینده ی  نزدیک وبه خصوص درصورت موفق شدن  اعتدالگرایان واصلاح طلبان در امور معیشتی ،فرهنگی واجتماعی شکاف اصولگرایان افزون تروعمیق تر شده ودچار انشعاب سختی می گردند.دلیل این برداشت آن است که اصولگرایان همواره ودر هر انتخاباتی توجه خاصی به معیشت داشته ودارند وابزار طرح خود آنان در جامعه نیز همین سوژه می باشد .بنابراین درصورت حل موضوع معیشت وبهبود اوضاع اقتصادی، ابزار وسوژه ی احساسی وهیجانی کمتری برای مواجهه با جناح واحزاب مقابل خویش در اختیار خواهند داشت. یکی از بزرگترین نقدی که به این جناح سیاسی وارد است این است که چرا آنان درراس امور بودند به این موضوعات توجه نکرده وانتقادی به کردارورفتار خویش روا نداشته اند.دردوران هشت ساله ی ریاست جمهوری احمدی نژاد نفت هر بشکه ای 150 دلاربه فروش می رسید بنا به گفته ی کارشناسان وی در این مدت ذخایر ارزی فراوانی در اختیار داشت ولی اصولگرایان حاضر نشدند به عمل کرد ایشان نقد کرده وپرسش هایی را که کارشناسان مطرح می کردند با وی در میان گذارند. این موضوع وده ها موضوع مشابه آن.

این جناح سیاسی را در جامعه منزوی کرده وشکست تاریخی را برآنان تحمیل کرده است. این جناح سیاسی بارشد فکری جامعه وروی کار آمدن نسل های جدید تری به ویژه در انتخابات بعد ی ممکن است اوضاع پیچیده تری پیدا کند.آنان الان فرصت  کافی دارند اموری را دربازسازی خویش مورد توجه قرار دهند تابتوانند دوباره درجامعه راه یابند.نخست این که شیوه ی تخریب واتهام زدن به طرف مقابل را به انتقادات سازنده وگفت وگوی احسن تبدیل کنند اگر چه این کار دشوار است ولی باید تمرین کنند.زیرا انتقاد سازنده به منزله ی  امر به معروف ونهی از منکروواجب همگانی ومنطبق بااصل هشتم قانون اساسی است. دوم این که نمایندگان این جناح در موضع گیری ها، سخنان خارج از عرف وخلاف واقع راترک وآن را به استدلال تبدیل نمایند وباید بدانند که درعصر امروز برهم زدن سخنرانی ،تخریب سخنران وبالاخره برهم زدن نظم وانضباط میتینگ وجلسات رقیب یامخالفان فکری که قانون فعالیت آنان را مجاز دانسته توسط عوامل هرجناح سیاسی درسراسر کشور جاذبه نداشته وندارد. همه ی امور مذکور ضرورت تجدید نظر وپالایش نیرو های جریان  اصولگرا راایجاب می نماید.برخی از کارشناسان بر این باورند که این جریان سیاسی هیچگاه نتوانست ونمی تواند آراءبخشی ازجامعه که خاکستری نامیده می شود را جذب کند .در20 سال اخیر هر گاه تنور انتخابات  داغ وشعله ور نبوده آراء موسوم به خاکستری به سمت وسوی صندوق نیامده دراین صورت پیروز میدان اصولگرایان ویا همان جناح راست مصطلح جامعه بوده است.اما در صورتی که تبلیغات انتخابات هیجانی می شد وپای آراء خاکستری به میان می آمد پیروز میدان اصلاح طلبان وسایر گروه ها ی نزدیک به این جناح سیاسی بوده اند. یکی از مشکلات اصولگرایان آن است که حرف نو وادبیات مناسب برای جذب مردم را ندارند.اما امکانات مالی فراوان برای راه اندازی رسانه ها ی گونا گون دراختیار دارند .اما رسانه به تنهایی مرحم دردهانیست رسانه  سخن نو،ادبیات لین،تحلیل های بروزونیروی انسانی کارامد می طلبد.تردیدی وجود ندارد که درجوامع امروزنمی توان با اتهام زدن به دیگران وطرد نیرو های کا رآمد ،خود وگروه خویش را اثبات کرد.درپایان باید خاطر نشان کرد که چرا به رغم حمایت همیشگی جامعه ی روحانیت مبارز تهران وجامعه ی مدرسین حوزه ی علمیه ی قم از اصولگرایان وعلی الخصوص در انتخابات ریاست جمهوری 96باز هم اصولگرایان شکست سنگین وحیرت انگیزی رامتحمل  شده اند. الان زمان آن رسیده هم جامعه ی روحانیت وهم جامعه ی مدرسین وگروه مورد حمایت آنان به بازخوانی مواضع سیاسی ،فرهنگی واجتماعی خویش مبادرت ورزند .اصولگرایان همه ی امکانات برای رویارویی درانتخابات رادراختیار داشتند علاوه بررسانه  های مکتوب ، سایت های اینترنتی وبالاخره حضور درشبکه های اجتماعی مضافا براین صداوسیما را نیز همچون  گذشته با خود همراه ساخته اند .این گروه درمراکز استان ها وشهرستان ها  همچون گذشته و به رویه ی دیرینه مورد حمایت بسیاری از روحانیون که درنهادهای مختلف فعالیت دارند قرارگرفت .امامان جمعه که تریبون آنان دولتی محسوب می شود  برخی علنی وشماری درلفافه  وپنهانی در مواقع حساس از آنان پشتیبانی کرده ومی کنند حتی امامان جماعت درمساجد ومداحان در مراسم گوناگون  به نفع آنان تبلیغ کرده اند با این همه وحتی بیشتر ازاین ها که مجال پرداختن به آن نیست از اصولگرایان حمایت کرده و می کنند.مضافا براین جناح مورد بحث تاتوانست از سرمایه های  مقدس ملی،دینی ومذهبی برای اثبات  خود هزینه کرده است اگر احزاب یا جریان های سیاسی  برنامه داشته باشند نیازی به خرج کردن از سرمایه ی  مقدس ندارند. بااین اوصاف چراوچگونه باز هم ناکام مانده اند؟ وشکست غیر قابل ملاحظه ای را پذیرفتند؟. آیا الان وقت آن نیست که رهبران اصولگرایان ونخبگان آنان فرصت را غنیمت شمرده وبجای اتهام زنی وطرح شبهات درخصوص این حماسه ی مردمی به کالبد شکافی عملکرد خویش مبادرت ورزند ودرصدداصلاح برآمده تابیشتر از این مردم رااز خود دور نسازند.؟ جناح های سیاسی کشورمان پس از پیروزی درهر انتخابات باید به دواصل که اساس پیشرفت محسوب می شود پایبند باشند نخست همکاری با حزب یا جناح پیروز دوم مراقبت ازآن با انتقاد سازنده ومداوم چراکه جامعه جهت پویایی نیازمبرم به آن دارد.بدون شک سنگ اندازی وچوب لای چرخ گذاشتن به زیان ملت وکشورخواهدبود.

سید محمد حسین دریاباری

13/3/1396

دیبا چه ی سالنامه 1396

 دیبا چه ی سالنامه 1396

کردها مردمانی هستند ایرانی تبار که در قلمرو اقوام ایرانی زندگی کرده اند. آداب وو سنن آنان همواره در پیوند با اقوام ایرانی بوده است . بر اساس متن کتیبه ی داریوش در تخت جمشید و بیستون، دولت ماد در سال ۵۵۰ پیش از میلاد مسیح در قلمرو دولت هخامنشیان قرار داشته است. استان کردستان بخشی ازسرزمینی است که تحت حکومت مادها اداره می شد. مادها یکی از شعبه های معروف و مشهورنژاد آریایی به شمار می روند که حدود۲ هزار سال پیش از میلاد مسیح از شرق به ایران وارد شده و به شمال غربی و مشرق دریاچه ی ارومیه مهاجرت نموده اند. محققان و پژوهشگران در آریایی بودن آن ها شک و تردیدی ندارند. مساحت استان کردستان ۲۹۱۳۷ کیلومتر مربع و دارای ۱۸۰ کیلومتر مرز مشترک در قسمت غربی با عراق است. این استان از شمال به استان های آذربایجان غربی و زنجان، از جنوب به استان کرمانشاه و از شرق به استان همدان محدود می باشد. بر پایه ی نتایج سرشماری سال ۱۳۹۵ جمعیت استان کردستان ۱۴۹۳۶۴۵ نفر بوده که ۷/۹۹% جمعیت استان، مسلمان هستند و اکثریت آنان تابع و پیرو مذهب شافعی و بقیه پیرو مذهب تشیع می باشند. مرکز استان کردستان شهر سنندج است. این استان دارای ۱۰ شهرستان، ۲۹ شهر، ۳۱ بخش و ۸۶ دهستان و بالاخره ۱۶۹۷ آبادی دارای سکنه و ۱۸۷ آبادی خالی از سکنه می باشد. شهرستان های استان عبارتند از: سنندج، سقز، مریوان، بانه، بیجار، سروآباد، قروه، کامیاران، دیواندره و دهگلان. استان کردستان یکی از استان های کردنشین در غرب ایران است. اکثریت ساکنان این استان کرد زبان بوده و به لهجه های گوناگون تکلم می کنند. اما مهم ترین و پر تکلم ترین لهجه ی رسمی و ادبی رایج دراستان، دو شاخه ی کرمانجی و سورانی است، شاخه ی سورانی در استان کردستان لهجه ی رایج در ادبیات مکتوب است.

استان کردستان به علت پیشینه ی تاریخی در اعماق ایران زمین ریشه دوانده و به علت گستره ی زیبای جغرافیایی همانند نگینی در پهنای این سرزمین می درخشد .این استان دارای جاذبه های تاریخی و فرهنگی بسیار ارزشمند ی می باشد. آثار به جا مانده از ادوار کهن، بیانگر قدمت و عظمت استان کردستان می باشد که در ذیل به برخی از آن ها اشاره می شود: استان کردستان با مساحت ۲۹ هزار کیلومتر مربع به لحاظ وسعت رتبه ی هجدهم در بین استان های کشور را دارا بوده و در غرب ایران است . همه ی شهرستان ها ی این استان ، دارای آثار فرهنگی و باستانی می باشند دریاچه ی زریوار، تپه ی باستانی زیویه ،غار کرفتو ، کتیبه ی تنگیور. آثار متعلق به دوران قبل از اسلام بوده و قدمت چند هزار ساله دارند.

مسجد دارالاحسان، مسجد دارالامان در عمارت آصف الدیوان،بقعه ی باباگرگر و ده ها اثر فرهنگی و تاریخی دیگر نیز به دوران پس از اسلام تعلق دارند.

در استان کردستان دو فرقه ی عمده ی تصوف وجود دارد به نام های: طریقه ی قادریه و طریقه ی نقشبندیه.

طریقه ی قادریه مریدان شیخ عبدالقادر گیلانی معروف به (غوث گیلانی) می باشند. پیروان این طریقت درک حقیقت و وصول به حق را در قیل و قال و سماع می دانندد و با حالت دف نوازی به عالم جذبه می روند و هر بیننده ای را شیدای خود می کنند. در استان کردستان نزدیک به ۶۰ خانقاه وجود دارد که هر هفته برنامه ی ذکر و سماع در آن ها برپاست.

طریقه ی نقشبندیه: موسس این طریقه خواجه ی بزرگ، مولانا بهاءالدین محمد نقشبند بخارایی است. مروج این طریقت در کردستان مولانا خالد نقشبندی است.. پیروان این طریقت عرفان و وصول به حق و درک حقیقت را در تفکر و سکوت می دانند و بر خلاف طریقت قادریه از قیل و قال و سماع پرهیز می کنند.

در استان کردستان عرفان و تصوف را می توان با همه ی ابعادش ملاحظه کرد. به هر تقدیر استان کردستان با دارا بودن علما، شعرا و فرهیختگان فراوان در ادوارر مختلف، همواره در عرصه های گوناگون فرهنگی فعال بوده است. آثار به جا مانده از گذشتگان در عرصه های مختلف علمی، ادبی، هنری، فرهنگی و توانمندی حال و بالقوه ی مردم استان موجب گردید تا رهبر معظم انقلاب این استان را در سفر سال ۱۳۸۸ خویش به « استان فرهنگی» قلمداد کند.

مرکز بزرگ اسلامی غرب کشور در سال ۱۳۵۹ هـ ش به درخواست علمای منطقه و موافقت بنیانگذار جمهوری اسلامی امام خمینی (ره) تأسیس گردید. مرکز یاد شدهه در سال ۱۳۶۰ هجری شمسی به طور رسمی زیر نظر نماینده ی معظم له، حجت الاسلام و المسلمین سید موسی موسوی در منطقه ی کردستان کار خویش را آغاز کرد. هم اکنون نیز این مرکز با عنایت مقام معظم رهبری حضرت آیت ا… خامنه ای، تحت اشرافیت حجت الاسلام و المسلمین سید محمد حسینی شاهرودی، نماینده ی مقام معظم رهبری در استان کردستان و مسؤول مرکز بزرگ اسلامی غرب کشور، فعالیت خویش را تداوم بخشیده است.

یکی ازفعالیت های مرکز مزبور درحوزه ی مطبوعات وفضای مجازی است تداوم انتشار نشریه ی تبیان هم درهمین راستاست.این نشریه هر ماه منتشر شده و در کنارر آن ویژه نامه های متعددی نیز در بسیاری از مناسبت های ملی و اسلامی انتشار یافته است. نشریه ی تبیان دارای وب سایت نیز می باشد. گفتنی است این نشریه بیست و چهار سال است که در سنندج انتشار می یابد. لازم به یادآوری است که « پایگاه اطلاع رسانی آوای امین» هم متعلق به مرکز بزرگ اسلامی غرب کشوربوده و در دفترنشریه ی تبیان اداره می شود. سایت شافعی نیوز به پنج زبان نیزدرهمین دفتراداره می شود.

تدوین و تنظیم سالنامه، یکی از تجربه ها ی مهم مرکز بزرگ اسلامی غرب کشور محسوب می شود که از سال ۱۳۹۱ به وقوع پیوست. مجموعه ی بررسی ها، نظرر سنجی ها و ارتباطات متنوعی که با ابزارهای گوناگون تحقق یافت، نشان می دهد این تجربه نتایج مثبت و قابل ملاحظه ای داشته است. انتشار سالنامه در میان خوانندگان و مخاطبان آنچنان تأثیرمثبت گذاشته است که اهل نظر، صاحبان اندیشه و هنر جهت تداوم این تجربه و متنوع ساختن آن اصرار می ورزند بسیاری معتقدند تداوم انتشار سالنامه در ارتقاء فرهنگ، بیان معارف اسلامی و تبیین نکات عبرت آموز تاریخی بسیار مؤثر است. بر اساس این تأثیر گذاری ، نتایج مثبت و نیز اعلام تقاضا و درخواست در جهت نشر و گسترش فرهنگ و معارف اسلامی در جامعه، سالنامه ی ۱۳۹۶ با خلاقیت، ابتکار و نوآوری تهیه، تدوین و انتشار یافته است.

مرکز بزرگ اسلامی غرب کشور در سال ۱۳۹۱ هـ ش نخستین سالنامه ی خود را تدوین نمود. محور اصلی رویکرد جدید تلاش و کوشش در عرصه های علمی وو فرهنگی بوده است. سالنامه ی ۱۳۹۶ که پیش روی شماست محصول این رویکرد جدید است. این سالنامه با تلاش بی وقفه ی همکاران ما در نشریه ی تبیان تهیه و تنظیم گردیده است. این حرکت فرهنگی از آن جهت مهم است که مرکز بزرگ اسلامی غرب کشور از بدو تأسیس تاکنون برای پنجمین بار است که بدان مبادرت ورزیده است. در سالنامه ی ۱۳۹۶ در هر صفحه، موضوعی گنجانده شده و به تناسب آن آیه ای از قرآن مجید و حدیثی انتخاب گردیده است. در سالنامه ی ۱۳۹۶ موضوعات به صورت حروف الفبا تنظیم شده است.

در میان صفحات رنگی علاوه بر فعالیت های مرکز به روایت تصویر در بخش مناسبت های تاریخی هم مطالب تاریخی بر اساس تاریخ هجری شمسی، هجری قمری وو میلادی به طور مختصر پیش بینی شده است. در این سالنامه، اوقات شرعی بر اساس فقه جعفری و فقه شافعی تدوین شده است.اوقات شرعی فقه شافعی هم از ژِئوفیزیک دانشگاه تهران گرفته شده است. از ویژگی های سالنامه ی ۱۳۹۶ آن است که در انتخاب و گزینش احادیث از ده ها منبع و مأخذ معتبر برادران اهل سنت و تشیع استفاده شده است. این اقدام می تواند خوانندگان را در شناخت این کتب ارزشمند یاری دهد. از این امور گذشته، ۳۶۶ جمله ی کوتاه در زمینه های گوناگون از اندیشمندان و تاریخ سازان جهان که خود کتابی است در چند سطر، در ذیل وقایع تاریخی در هر صفحه آورده شده است. سالنامه های ۱۳۹۱، ۱۳۹۲،۱۳۹۴،۱۳۹۵و۱۳۹۶ محصول اندیشه وتجربه ی سید محمد حسین دریاباری،تلاش همکاران وامکانات مرکزبزرک اسلامی غرب کشور بوده است که در اختیار شما قرار گرفته است. موضوعات سالنامه بر اساس مناسبت های روز تعیین نگردید. به همین دلیل ممکن است در یک روز عید که همه در انتظار شادی و نشاط هستند موضوع غم و اندوه مطرح شده باشد یا بالعکس، اگر چه تلاش شده که چنین نباشد. متن سالنامه ی مورد اشاره در دو رنگ درهر فصلی طراحی شده است .

نویسندگان ، فرهیختگان و عموم خوانندگان در استان کردستان و سایر نقاط ایران که درسالیان متمادی بانشریه ی تبیان ، ویژه نامه های مناسبتی نشریه ی تبیانن ،وب سایت نشریه ،وب سایت آوای امین ووب سایت شافعی نیوزبه پنج زبان در استان کردستان، شهرستان سنندج ارتباط وهمکاری صمیمانه داشته اید. ویژه نامه ی تبیان به مناسبت دهه ی فجر انقلاب اسلامی شماره ی ۱۰۵ بهمن ۱۳۹۵وسالنامه ی ۱۳۹۶ آخرین منشوراتی است که همکاران و تیم همراه اینجانب سید محمد حسین دریاباری ،آن را منتشر کرده اند. من از این طریق از همه ی دوستان که ما را تا این مدت یاری نموده و تحمل کرده اند سپاسگزارم و از خداوند سبحان برای همه ی شما موفقیت ،سربلندی وخدمت خالصانه به ایران اسلامی آرزو می نمایم. امید است کاستی، نقصان و ضعف های احتمالی که غالباً به دلیل فقدان امکانات می باشد، مورد عفو و گذشت شما قرار گیرد.

سید محمد حسین دریاباری

اهداف ووظایف صداوسیما وچالش های پیش رو

اهداف ووظایف صداوسیما وچالش های پیش رو

امروزه ودرعصرحاضررسانه ها برابر ظرفیت ها ی خویش می توانند تاثیر گذار بوده ومخاطب بیشماری داشته باشند.درکشورهایی که رسانه های دیداری وشنیداری درکنترل وحمایت کامل دولت است وقانون هم اجازه ی راه اندازی وایجادشبکه ی رادیووتلویزیون رابه بخش خصوصی نمی دهد، {1} بدیهی است که مسئوولیت این قبیل رسانه های سمعی وبصری هم به لحاظ بودجه واعتبارات وهم به لحاظ تنوع برنامه ها برای جذب مخاطب سخت ودشواراست. زیراخواسته ها وسلایق احزاب وگروه های سیاسی ،اجتماعی وفرهنگی متنوع ومختلف است وگردآوردن همه ی نگاه های متفاوت زیریک سقف کمی مشکل است البته برای صداوسیمای ما که با مفاداساسنامه وقانون اداره ی صداوسیما اندکی فاصله گرفت دشوارتراست. اکنون رسانه های دیداری وشنیداری متنوع دولت های گوناگون وبه زبان های مختلف، درمناطق دورونزدیک وجود دارد، مهم ترین هدف آن ها نفوذ و تا ثیر کذاری برافکار عمومی بسیاری از کشورها ازجمله کشورما است. گرداننگان این رسانه ها برای نیل به هد ف در رسانه ها وبرنامه های آن تجدید نظر کرده وآن را از همه ی جهات بروز رسانی نمودند.به نظر می رسد در کشورمان همچنان مدیران ،برنامه سازان وکارشناسان صدا وسیما نتوانستند تاثیر چندانی بر مخاطب خویش بگذارند. عدم جذب مخاطب وتاثیرگذاری ، دلایل فراوانی دارد.یکی از مهم ترین دلایل عدم تاثیر گذاری ویابه عبارت دیگرفرار مخاطب از صداوسیما بی اعتمادی است .بی اعتمادی جنبه های متفاوت ومختلف دارد .یکی از مهم ترین جنبه های بی اعتمادی شکافی است که در جامعه پدید آمده است. این شکاف ودو قطبی شدن جامعه موجب شد عده ای به صداوسیما اعتماد داشته وبه برنامه ها ی آن هرچه که باشد توجه نمایند واز هر رسانه ی دیگر روی گردان باشند عده ای به عکس ، صداوسیما وبرنامه های آن را ناکافی وجانبدارانه به نفع جناحی خاص تلقی کنند وبا همان قاطعیت به آن بی اعتنا باشند. در حال حاضرودر طول سال های اخیر وضع رسانه ی ملی این گونه می باشد. این رسانه ی عریض وطویل نتوانست به مفاد ماده ی {55} قسمت الف به درستی جامع عمل بپوشاند.برخی از کارشناسان براین باورند که رادیو وتلویزیون در چند سال آینده جای خویش را به شبکه های اجتماعی  خواهند داد.آثار ونتایج این دیدگاه امروز در کشور ما مشهود وملموس می باشد.بخشی از مردم متاسفانه به رسانه های برون مرزی روی آورده وبه آن چشم دوخته اند که امکان دست رسی به آن ها از طریق ماهواره واینترنت میسر وآسان است.جمعی دیگر از مردم به شبکه های اجتماعی روی آوردند واز صداوسیما روی گردان شده واز برنامه سازان آن خداحافظی کرده اند .حال باید دید رسانه ی ملی باآن قدوقامت رعنا وطول وعرض گسترده برای جذب مخاطب گام موثری برمی دارد؟. البته تنها صداو سیما ی سراسری مورد انتقاد نیست بلکه شبکه های استانی بسیاری از استان ها با وضعیت مشابهی روبرو هستند. دلیل مهم دیگر افول صداوسیما ومخاطب گریزی آن ، نبود مدیران،برنامه سازان وهنرمندان با سلایق مختلف جامعه است. اگر رسانه ی ملی را نماینگان سلایق واندیشه های همه ی جامعه  اداره نمایند بدون شک اوضاع بهبود خواهد یافت.صدا وسیما زمانی رسانه ی ملی است که بتواند بخش عمده ی مردم جامعه راجذب کرده وآنان رانمایندگی کند {3}.در این صورت رسانه های بیرونی کم مشتری وبه تدریج  به اعتبار ونفوذ آنان لطمه خواهد خورد.رسانه ی ملی هنوز سانسور را به عنوان رکن مهم واساسی در برنامه ها مانند پخش خبر ،برخی امورفرهنگی ورخداد های اجتماعی که ضرورتی ندارد استفاده می کند.صداوسیما به جای برحذر

داشتن مردم از زندگی مصرفی و تجملی، بیشتراوقات خودراصرف پیام  وتبلیغات بازرگانی کرده که گاهی باروح برنامه های آن رسانه مغایرت دارد. دربرخی ازکشورهای جهان تلوزیون که بامالیات مردم اداره می شوند برای آسایش مردم حق پخش پیام بازرگانی را ندارند . رسانه ای که قرار بود روزی دانشگاه باشد امروزبه باوربسیاری ازصاحبنظران از چنین جایگاهی برخوردار نیست {4} .یکی دیگر از دلایل نا کا آمدی رسانه ی ملی یا همان صداوسیمای ما آن است که رقیبی ندارد تا حس پیشی گرفتن ، سبقت گرفتن ،دامن زدن به خلاقیت ، بروز ابتکار ،نوآوری دربرنامه سازی ،پاسخ گویی دربرابرقوانین، مواخذه شدن توسط افکار عمومی ، درچهره ی انبوه نیرو های آن نمایان وآشکار گردد. از آنجایی که قوانین اعتباری است وتغییر درقانون ، حتی در قانون اساسی پیش بینی شده می توان باایجاد تغییرات درقوانین مربوط به صدا وسیما آن را اصلاح کرد تا هم رقیب داشته و هم روح خلاقیت درنیروهای انبوه آن هویدا گردد وازحالت آب را کد به آب جاری تبدیل شود.برای بسیاری از کارشناسان این پرسش مطرح است وآن این که چرا برغم این همه بودجه واعتبار، ابزار وامکانات فراوان ونیروی انسانی بی شمار تاثیر گذاری آن درحد چند روز نامه ی سراسری است .«رسانه ی ملی »عنوان بسیارزیبایی است که بر صداو سیما نهادند امابنا به گفته ی بسیاری ازتحلیل گران حوزه ی فرهنگ وارتباطات رسالت ،فعالیت وتلاش های آن نه تنها ملی وفراگیرنیست بلکه این رسانه بااین نام زیبا حامی تفکر یک جناح وگروه تبدیل شده است {5} .این رسانه می تواند با جذب وتربیت نیرو های بی طرف ، اندیشمند،دلسوز انقلاب وعلاقمند به ایران رسالت ملی را پی بگیرد{6} .این رسانه می تواند در طول سال باگفت وگووفراهم کردن مناظره ، به بحث در باره ی مسایل ومشکلات سیاسی،فرهنگی،اجتماعی ،اقتصادی ،هنری و نحوه ی مقابله باتهاجم فرهنگی ،راه های صحیح ازسقیم را به مسئوولان ودست اندرکاران بنمایاند. وراه حلی در خلال این گفت وگو ها پیدا کند وزمینه ی رشد وتکامل درجامعه رافراهم سازد وقتی که افراد واشخاص مورد گفت وگو ومناظره از سلایق گوناگون باشند آن هنگام مخاطب این رسانه افزایش می یابد واعتماد از دست رفته به دست می آید. {7}                                               .پیدا کردن مخاطب فصلی  مانند برگزاری انتخابات ریاست جمهوری که در آن فرصتی برای مناظره وتبلیغات انتخاباتی پیش بینی شده ،هنر رسانه ی ملی را به نمایش نمی گذارد زیرا مردم از این ابزار صرفا برای آگاهی از برنامه های نامزد ها به طورموقت ازاین رسانه استفاده می کنند وارتباطی به اعتقادآنان نسبت به رسانه ندارد .جمعی از مسئوولان کشور نگران رشد وتاثیر گذاری رسانه های بیرونی برافکار عمومی در داخل هستند . این نگرانی بجا وبحق است چرا که مسئوولان باید از افکار ،اندیشه ،آداب ، رسوم ،فرهنگ وهویت ملت ایران و همه ی اقوام ایرانی حراست وپاسداری کنند. پاسداری از این امور با ابراز نگرانی ، تاسف ،گلایه ،نصیحت ، موعظه امکان پذیر نخواهد بود. برای موفقیت در این امر مهم وخطیر رسانه ی ملی کار آمد ، نیرومند وبه معنی واقعی کلمه ملی را می طلبد که همه ی اقوام  ایرانی وسلایق جامعه را نمایندگی کند.تحقق ودستیابی به چنین امری نیازمند به قانون از سوی مجلس شورای اسلامی است که بتواند این سرمایه ی هنگفت را به سود ملت ایران فعال نماید .وقتی که اکثریت قریب به اتفاق نیرو های موثر در رسانه ی ملی از یک اندیشه وفکر باشند وبرنامه ها را برهمین مبنا تهیه  وتدوین نمایند انتظار فراگیر بودن و ملی بودن تقریبا نا بجا است.شگفت انگیز آن است که نمایندگان مجلس امسال دراطلاعیه ای از برنامه های صدا وسیما در ایام نوروز تمجید کرده اند، این درحالی است  که معلوم نیست رضایت نمایندگان ، شخصی  بوده یا اظهار رضایت مردم ،برابرآمار منتشره حدود 55 میلیون نفر  درایام نوروز  جابجا شده ودر سفر بودند که پیگیری برنامه های صدا وسیما تقریبا مشکل ودشوار است جای این ضرب المثل اینجاست که بایک گل بهارنمی شودبلکه باید به دنبال بهارپرگل بود .موسیقی سنتی ایران بخشی از فرهنگ کهن ایران محسوب می شود برای رشد وپویا نگاه داشتن آن باید تلاش مضاعف می شد ولی رسانه ی ملی به جای پرداختن به ابعاد آن ، به شکلی وسیع وبی سابقه به موسیقی پاپ روی آورد چیزی که منشأ واهدافش چندان روشن ومبرهن نیست .اینان تصور کردند که بااین رویکرد جوان گرا شده و نسل جوان را مخاطب وهمراه خویش ساخته اند.امید می رود این رسانه درآینده مروج موسیقی های نو ظهور ئیگر نگردد. .بهر تقدیر رسانه های بیگانه چه مربوط به دولت های غربی وچه رسانه هایی که باپول آنان اداره می شوند همواره در حال قوی تر شدن وتاثیر گذاری بیشتر هستند برای مقابله با این چالش ها صدا وسیما با «رسانه ی ملی» را از پخش خبر تا برنامه های عادی ازطریق قانون باید اصلاح ،دستخوش تحول و پاسخگوکرد.راهکار دیگراین است که باوضع قانون یا تغییر قانون برای رسانه ی ملی رقیب تراشید تا اعتبارات وامکانات آ ن سازمان دررقابتی سالم بهینه سازی وبه نفع مردم ورشد افکار عمومی مورد بهره برداری قرارگیرد.در این صورت می توان با تهاجم فرهنگی ویا نفوذ در افکار عمومی ممانعت وجلو گیری بعمل آورد .شاید یکی از افتخارات رسانه ی ملی داشتن شبکه های تلویزیونی ورادیو یی گوناگون ومختلف وآن هم در 24ساعته باشد . نفس این دارایی ارزشمند است آیا وجود شبکه های فراوان برای تاثیر گذاری است یا ایجاداشتغال ؟.نمایندگان مردم باید از رسانه ی ملی برنامه طلب نمایند هر عقل واندیشه ای می گوید پنج شبکه ی موثر ،فراگیر وبابرنامه های مردم پسند وجذاب بهتر است تا ده شبکه ی بی برنامه.امید است همان گونه که علی مطهری نایب رئیس مجلس اشاره کرده مجلس بتواند  با وضع قوانین متناسب باامروز جامعه ، صداوسیما رااز وضعیت موجود برهاند وآن را قانون محور،پاسخگو ومسئوول در برابراعمالش سازد. آن چه که گفته شد ارج ننهادن به زحمات هنرمندان ،نویسندگان وکارشناسان رسانه ی ملی نیست بلکه شعری است که ازشوروشعوربرای ساختن برخاست. درایران نیروهای ماهر ،مج رب وکار آمد فراوان وجود دارد که می توانتدباتدوین ،تهیه واجرای برنامه های مناسب مارا از رسانه های بیرونی بی نیاز سازند این نیروها کمتر بکار  گرفته می شوند یا این رسانه به دلایل گوناگون قدرت جذب آنان را ندارد.

 سید محمد حسین دریاباری                              مورخ 20/2/1396

 {1} اصل 175قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران و‌ماده 7اساسنامه سازمان صدا و سیمای جمهوری

اسلامی ایران

{2} ‌قانون خط مشی

کلی و اصول برنامه‌های سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران  ماده 55

{3}ماده ی 7- ‌قانون  خط مشی

{4} ماده ی 5- ‌قانون  خط مشی وماده ی 9- اساسنامه این رسانه

{5}‌اساسنامه سازمان صدا و سیمای جمهوری

اسلامی ایران ‌فصل ششم - مقررات مختلف ‌ماده 29

{6}‌اساسنامه سازمان صدا و سیمای جمهوری

اسلامی ایران ماده ی 21 بند3

{7} ‌قانون خط مشی

کلی و اصول برنامه‌های سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران  ماده 55 

http://gooyeh-qom.com/?p=42&n=444&s=1442


سفر رییس جمهوری به استان کردستان بیانگر اهمیت استان برای دولت است----

سفر رییس جمهوری به استان کردستان بیانگر اهمیت استان برای دولت است

آقای دکتر روحانی فردا به استان کردستان سفر می کند. در این سفر انتظارات وخواسته  های مردم یک بار دیگر به گوش رسیده ودرمقابل چشمان اوگذر خواهدکرد  .مردم ونخبگان استان هم ازتوقع  وهم ازاستراتژی  وی برای آینده آگاه خواهند شد.مشاوران روحانی باید به او بگویند :استان کردستان یکی از ااستان هایی است که می تواند پل ارتباطی بوده و باعراق  ارتباط برقرار کند وایران را درسازندگی آن کشورمشارکت دهد وبازار آن دیار را ازدیگران بگیرد ، البته ان هنگام خود نمی تواند درچنین وضعیتی باشد .نرخ بیکاری دربالاترین سطح ، نخبگان استان هم بدلیل عدم امکانات ایجاداشتغال سرخورده  ومایوس ، نمایندگان وکار گزاران دولت ضعیف وناتوان درپاسخگویی به خواسته های مردم، نمایندگان  مردم  هم به جای روابط مناسب باوزیران ومعاونان جهت حل مشکلات استان با  پر خاش ومقایسه با اینجا  وآنجا سرگرم، شماری ازنهادهای دینی هم بجای کارهای عمیق فرهنگی سرگرم امورغیرضرورو احداث ساختمان وهدر دادن بودجه واعتبارات .امید است دکترروحانی رییس جمهور در این سفر به حل بخشی از  مشکلات عدیده ی استان توفیق یابد.

سید محمد حسین دریاباری

کوله باری از محبت ، صداقت ،صفا ومهربانی کردستانی‌ها را با خود به ارمغان می‌برم

 

کوله باری از محبت ، صداقت ،صفا ومهربانی کردستانی‌ها را با خود به ارمغان می‌برم

روزنامه‌نگار از دیار کوه‌های سربه فلک کشیده البرز؛

کوله باری از محبت ، صداقت ،صفا ومهربانی کردستانی‌ها را با خود به ارمغان می‌برم

سیدمحمد حسین دریاباری مسئول پایگاه‌های اطلاع‌رسانی تبیان، آوای امین و شافعی‌نیوز مرکز بزرگ اسلامی غرب کشور و سردبیر نشریه تبیان پس از 23 سال فعالیت مطبوعاتی در کردستان به درجه بازنشستگی نائل آمده و به همین مناسبت نشریه کورده‌واری مصاحبه‌ای را با ایشان صورت داده‌است که در ادامه خواهد آمد.

 

کورده‌واری: بیش از دو دهه حضور و فعالیت رسانه ای حضرتعالی در کردستان چگونه گذشت؟

لازم می دانم توضیحی درباره ی نحوه ی آمدنم به استان کردستان بدهم.من چند بار از آذربایجان غربی به کردستان و سنندج آمده وازاینجا به همدان رفتم .از آنجایی که من از سال1364فعالیت خویش را درمطبوعات شروع کردم اطلاعات خوبی درباره ی مناطق گوناگون کشور داشتم.فعالیت مطبوعاتی من در بهمن 1364 باارسال مقاله وچاپ آن درروزنامه ی اطلاعات آغاز گردید .

درآن هنگام روزنامه ها معدود واندک بودند،نوشتن و چاپ مقاله در روزنامه ها نیاز به زحمات زیادی ذاشت .هیچ یک از دوستانم نمی توانستند باور کنند که مقالاتم در روزنامه ی اطلاعات چاپ شود .پس از نگارش سه مقاله وچاپ آن درروزنامه ی اطلاعات وضعیت من تغییر کرد. پس از آن توانستم با مراکز تهیه وتدوین بولتن خبری، همکاری با بنیاد نهج البلاغه درواحد سیاسی آن وبالاخره نگارش مقاله برای روزنامه ی رسالت،فعالیت درحوزه ی مطبوعات را ادامه دهم. سال هفتادویک عزمم را جزم نمودم تا پروانه ی انتشار نشریه ای را درخواست کنم برغم همه ی مشکلات به این امر مبادرت ورزیده وپروانه ی انتشار نشریه گویه را دریافت کردم.درهمین هنگام با فصلنامه ی یاد به مدیر مسوولی معادیخواه همکاری داشتم . مقدمات فوق نشان دهنده ی آگاهی من از مطبوعات بود .به همین دلیل آقای موسوی برای اداره ی نشریه ی تبیان مرا به سنندج دعوت کرد.

مرکز بزرگ اسلامی درگذشته نشریه ای موسوم به بیان داشت. وقتی که در تهران ماهنامه ای به نام بیان  مجوز انتشار گرفت، بیان سنندج که فاقد مجوز بود ناگزیر گردید نامش را به تبیان تغییر دهد وبا دریافت مجوز رسمی فعالیت نماید. تبیان به دوروش علمی وفرهنگی انتشار می یافت .پس از مدتی  باارسال نامه ای به تهران مجوز اجتماعی را دریافت کردیم تا بتوانیم از این رهگذر فعالیت محسوس تری انجام دهیم.شاید بتوان گفت مشکل عمده ی مرکز بزرگ اسلامی غرب کشور همواره این بود که نهادی بروز نبود،مهم تر از همه این که بروز رسانی آن هم کاری دشوار بود ومتأسفانه برغم پیشرفت علم ودانش الان هم همان است که بود.این تفکرواین نتیجه تنها برای من حاصل نشده بلکه بسیاری ازفرهیختگان استان هم به این هوده رسیده اند.فعالیت درحوزه ی مطبوعات درگذشته جدا دشوار بود اما امروزباامکانات پیشرفته درعرصه ی اطلاعات وارتباطات، تلاش دراین حوزه را سهل وآسان کرده است.اندکی از فعالیت محسوس وملموس خویش رابرای خوانندگان به تصویر می کشم تاعلاقمندان به فعالیت درعرصه ی مطبوعات نهراسند بلکه بااشتیاق وجدیت بیشترجذب این حوزه شوند.امروز با پدیدار شدن امکانات مدرن اطلاع رسانی، روز نامه نگاران،خبر نگاران، نویسندگان وهنرمندان همه وهمه سربازان واقعی حدود وثقور یک کشور بشمار می روند،اصحاب رسانه وپدید آورندگان درحوزه ی فرهنگ می توانند زبان،فرهنگ،آداب،رسوم،اخلاق وهمه ی داشته های مادی ومعنوی یک ملت را از دستبرد بیگانگان محفوظ دارند.من در بیست واندی سال درسنندج توانستم نشریه ی تبیان را اگر چه کم فروغ ولی پا برجا نگاه دارم آخرین شماره ی مسلسل آن 105 می باشد.درکنار شماره ی مسلسل بیش از چهل ویژه نامه بود که درمناسبت های ملی ودینی انتشار یافت.

علاوه براین ، یک حرکت ابتکاری درسال های اخیر به وجود آمد که بسیارموثر وجذاب بود وآن انتشار سالنامه دراستان کردستان است که می تواند با موسسات بزرگ فرهنگی کشور هم قد وهمگام باشد.این سالنامه حدود پنج سال است که مرتب  انتشار می یابد یکی از کارهای مهم که توانستم انجام دهم وباور دارم که توانست روح همدلی ،الفت،مهربانی،وحدت وانسجام را به دنبال داشته باشد تاسیس سایت شافعی نیوز بود. این سایت چنان فعال است که مطالب آن به پنج زبان ترجمه شده ودر اختیار مخاطب قرار می گیرد ومورد استقبال وتوجه  بسیاری قرار گرفت. تلاش در این زمینه موجب شد تا از کشور های اسلامی هم برای آن مطالب ارسال کردند .این سایت اکنون به زبان های فارسی ،عربی،کردی،انگلیسی واندونزیایی فعال وپابرجاست. بسیاری از دوستان دهه ی 80 می دانند که اینجانب علاوه بر فعالیت درحوزه ی خبر،گزارش ومطبوعات مدیر کتابخانه ی عمومی در سنندج بوده ام که 8 هزار نفرعضو داشت همین امر موجب شد که با بسیاری از آداب ،رسوم وسنن این استان نسبت به هرکسی دیگر آشناتر شوم اکنون که می روم کوله باری از محبت ، صداقت ،صفا ومهربانی این مردم خون گرم را با خود می برم وهرگز این خاطرات بیست وسه ساله را فراموش نخواهم کرد.

کورده‌واری: فضای رسانه ای، فرهنگی و اجتماعی کردستان برای فعالیت روزنامه نگاران و فعالان رسانه ای را چگونه ارزیابی می کنید و حال که پس از سه دهه خدمت به افتخار بازنشستگی نائل آمدید چه پیشنهادی برای هرچه بهتر شدن امور در استان دارید؟

در پاسخ به این سوال یافته های خویش را می نویسم . در این مدت با بسیاری از فرهیخگان،نویسندگان، شعرا وپژوهشگران نشست وبر خاست داشتم واز استعدادهای سرشار بالقوه وبالفعل مطلع هستم. برای این که این استعداد ها در مسیر مناسب هدایت شود لازم است زمینه هاوبستر های قابل قبول فراهم گردد.این امر خود  یک دغدغه است که مسوولان باید برای آن چاره اندیشی کنند. مطبوعات ورسانه ها مهم ترین ابزار اطلاع رسانی هستند ودر دنیای امروز نقش مهمی را ایفا می کنند . بدون شک رسانه ها ومطبوعات برای ایفای نقش  نارسایی وکمبود هایی دارند  که باید مورد توجه قرارگیرد ونسبت به رفع آن ها توجه لازم به عمل  آید.این استان نسبت به شماری از استان ها کمبودها وکاستی های بیشتری دارد که مسوولان باید برای رفع آن اقدام کنند تا اصحاب قلم ومطبوعات بتوانند بدرستی به  وظیفه ی خطیر اطلاع رسانی خود عمل نمایند. استان کردستان بلحاظ آماری موفق بنظر می رسد زیرا دارای 59مجوز رسانه ،10پایگاه خبری ویک خبر گزاری است.اما جان کلام این است که مطبوعات استان به دلیل کمبود اعتبارونبود نیروی انسانی ماهر دراین امررنج می برد . من فکر می کنم مسوولا ن استانی درسخن وشعار فعال وپر حرارتند ولی در عمل  کم کار و بی توجه به این رویداد هستند.وزارت فرهنگ وارشاد اسلامی بجای حل ریشه ای مشکلات پیوسته مجوز صادر می کند. امروز مشکل مطبوعات صدور مجوز پی درپی نیست بلکه باید بستری را فراهم کرد که مطبوعات دارای مجوز از نفس نیافتاده واز گردونه حذف نشوند. هنگامی  که درآمد مطبوعات صرفا آگهی دستگاه های دولتی شد ومجوز پی درپی هم صادر شدورقابت هم برای پیشرفت نبود روز نامه نگاری هم به سمت وسوی حرفه ای شدن نخواهد رفت. مسوولان استانی باید نگاه خود را نسبت به مطبوعات تغییر دهند وآن را به عنوان یکی از مولفه های توسعه تلقی کنند واز انتقاد نهراسند واز پیشنهادات استقبال کنند. اگر این نگاه برای مقامات استانی پیدا شد بدون شک از موجودیت مطبوعات حمایت خواهند کرد .یکی از دغدغه های اصحاب مطبوعات این است که چرا استان کردستان فاقد روزنامه است. بسیاری از استان ها دارای روزنامه هستند ولی استان کردستان از آن محروم است. مسوولان استان باید در راستای توسعه ی مطبوعات استان گام های مثبتی بردارند، بدون تردید وجود روزنامه درتوسعه ی استان نقش موثری دارد.اگر روزنامه ای دراستان وجود داشته باشدعلاوه بر توسعه دو حرکت مهم  را در پی دارد وآن اطلاع رسانی وقایع، حوادث ومخابره صفا وصمیمیت این استان  به سایر نقاط کشور ودیگر این که بسیاری از شیوه های توطئه آمیز دشمنان را دراین گوشه از ایران اسلامی خنثی می کند. انتشار روز نامه دراستان نیازمند به امکانات وپشتوانه ی مالی است که مسوولان باید آن را تدارک ببینند یا سرمایه گذار قوی پیدا شود وبه سرمایه گذاری مبادرت ورزد

کورده‌واری: مردم کردستان و ویژگی های این استان از لحاظ حضرتعالی دارای چه شاخصه هایی است؟

در پاسخ به این پرسش باید بگویم من در کردستان به کارهایی مشغول بودم که ارتباط تنگاتنگ با اقشار مختلف مردم داشتم و لازمه ی پیشرفت و گسترش کار، هم این ارتباط را می طلبید ،23 سال کار در تبیان و ارتباط با نویسندگان و فرهنگیان اعم از روحانیان و غیر روحانی را می طلبید .از سوی دیگر همزمان با تبیان مدیر کتابخانه ای بودم که بازهم ارتباط مستقیم با مردم بوده است .نکته ی مهم این است که ما با مردم ودرمیان زندگی کرده و می کنیم. در این که مردم استان کردستان خصوصا و مردم ایران عموما خوب و وفادار به ایران اسلامی و مسوولان کشور هستند تردیدی وجود ندارد.همه می دانیم مردم کشورمان بدلایل گوناگون در فشار مضاعف قرار دارند که بسیار محسوس و ملموس است.پرسش اساسی این است که مسوولان این واقعیت را به عنوان یک دغدغه کاری پذیرفته اند .بسیاری از مشکلات امروز مردم به آینده ی فرزندان آنان بر می گردد که موجب اضطراب ، دلهره،فشار روحی و نگرانی فزاینده شده است.در این استان تحصیلات جوانان روبه افزایش رفته و دارای مدارک کارشناسی و کارشناسی ارشد هستند. ولی ار کار خبری نیست .اعتیاد متاسفانه بر جامعه چیره شده ،مبارزه ی کنونی هم جوابگو نیست.سن ازدواج اوج گرفته و روز به روز به پرواز در آمده ،زندگی گرم بسیاری از خانواده ها به دلیل تهاجم فرهنگی در آستانه ی فرو پاشی است.انتظار مردم از مسوولان اجرا و پیگیری این خواسته ها است .مردم ما در اقصی نقاط ایران شجاعانه در برابر سختی ها و فشار زورمندان و تحریم مستکبران ایستادگی کردند. اکنون نوبت مسوولان است که شجاعانه و بی وفقه کار کنند تا پاسخ خوبی های مردم را بدهند .امید است مسوولان استانی بتوانند به دو پدیده ی اقتصادی روی آورند شاید بتوانند گشایشی در کار مردم ایجاد کنند .اول توسعه ی گردشگری که این استان از غنای بسیار بالا یی برخوردار است .دوم دعوت از سرمایه گذاران داخلی و کشورهای خارجی همجوارجهت توسعه ی زیرساخت های استان. بدون شک این دو موضوع می تواند گشایشی در امور مردم بلحاظ اشتغال به وجود آورد .گفته می شود رهبر معظم انقلاب اخبار استان کردستان را همواره دنبال می کند .مسوولان باید بگونه ای عمل کنند که از مشکلات،رنج ها و الام مردم بکاهند.

کورده‌واری: با توجه به اینکه حضرتعالی یکی از روزنامه نگاران باسابقه کشور محسوب می شوید و در استان قم نیز مدیر مسئولی روزنامه ای را برعهده دارید آیا تمایل دارید که ارتباطات و تعاملات خویش را پس از هجرت از کردستان با فعالان رسانه ای مطبوعاتی این استان ادامه دهید؟

درپاسخ به این سؤال باید بگویم تقریبا نزدیک به ربع قرن است که در استان کردستان زندگی کردم و با آداب و رسوم و سنن آنان آشنا و دوستان فراوانی هم دارم که نمی توانم آنان را فراموش کنم پس بدون شک ارتباطات با دوستان فرهیخته ،اندیشمند ،نویسنده ،روزنامه نگار مدام برقرار خواهد بود .اگر چه حوزه های علمی ،فرهنگی، سیاسی ،اقتصادی،هنری و اجتماعی گسترش یافته و یک فرد نمی تواند همه ی آن را دنبال کند ولی می توانیم اخبار مهم ایزان از جمله استان فرهنگی کردستان را دنبال کنیم ،تردیدی نداشته باشید اگر مطبوعات استان اجازه دهند هر ازچند گاهی ستونی از آن را اشغال و به آرایه ی مطلب خواهم پرداخت.نکته ی مهم تز این که اخبار استان را ما در رسانه های مرکزی بیشتر از پیش بازتاب خواهیم دادتا با این تبادل افکار و انظار فاصله ی احتمالی موجود که بین شماری ازاقوام ایران زمین به وجودآمد بکلی از بین برود.

گفت وگوازخبات ساعدی

 

گفت وگوی اختصاصی تبیان وسایت شافعی نیوز با نماینده ی ولی فقیه دراستان کردستان

 

گفت وگوی اختصاصی تبیان وسایت شافعی نیوز با نماینده ی ولی فقیه دراستان کردستان

حجت الاسلام والمسلمین سید محمد حسینی شاهرودی در مصاحبه ای تفضیلی به تشریح فعالیت های دفتر نمایندگی ولی فقیه در استان کردستان طی شش سال حضور خویش در کردستان پرداخته است که در ادامه خواهد آمد.

سؤال:حکمی که مقام معظم رهبری برای حضرتعالی صادر کردند 12 دی بود وشمادوم بهمن 89به این استان آمدید.لذا بیشترسولات ماازحضرتعالی نیز در همین راستا خواهد بود. اگر امکان دارد بفرمایید کارهایی که در استان کردستان انجام داده اید آیا بخشی از آن توقعاتی  که انتظار می رفت ومردم داشتند را محقق کرده است؟

 ابتدا تشکر می کنم از همکاران دفتر که در این مدت یاری گر بنده بوده اند،در رابطه با این سوال ،باید بگویم که سوال سختی است که باید از کارهایی بگوییم که اصل آن به مقام معظم رهبری و نظام بر می گردد چون کار برای خدا بوده یک سری مسایل را می توان گفت که خدمتی به اسلام و مسلمین و مردم بوده است.

از آنجا که حدودا هفت سال است که از مطرح شدن ما برای نمایندگی از سوی اقا در کردستان می گذرد .در چند جهت باید کارها را مد نظر قرار دهیم 1گر یکی از این جهات،آمدن و مطرح شدن ما در اینجاست که براساس اعتقاداتی آمدیم که خدمت کردن در استان کردستان ویژه است و به فرموده ی امام خمینی (ره)و شهید دستغیب که می فرمایند" زیر این آسمان خدمتی جز خدمت در استان کردستان والاتر نیست و هم بهترین خدمت ها را به این مردم محروم می دانند ."

این افتخار بود که به نمایندگی مقام معظم رهبری به استان کردستان بیایم و در خدمت مردم کردستان باشیم تنها چیزی که کار ما را راحت کرد این بود که راه ما روشن بود  و مقام معظم رهبری در سال 88  در سفرپرخیر و برکتشان به کردستان مسیر را برای ما تبیین کردند.

سخنان آقا در این سفرکار ما را راحت کرد چون در سخنان ایشان درکردستان مشخص می شود که مقام معظم رهبری چه نگاهی به بعد فرهنگی،اقتصادی و اجتماعی و چه نگاهی به قوم کرد و مردم کرد دارند .

ما اگر همان دیدگاه مقام معظم رهبری را پیاده کنیم مسایل حل می شوند اگر کمبودی است ،یعنی به آن مسایل توجه جدی نشده است و نتوانستیم پیدا کنیم.

 بنده قبل از این که بیایم تمامی فرمایشات آقا را مطالعه کردم و بعد از مطرح شدن بنده که بیایم به مقام معظم رهبری  گفتم بنده دیدگاه های شما را در مورد کردستان خواندم اگر موضوع خاص دیگری هم هست بفرمایید که فرمودند نه.

آقا در حکم نیز به برخی موضوعات در خصوص  کردستان و مردم این استان اشاره کرده اند و هم نیاز های این منطقه را بیان کرده اند.

ایشان همچنین وحدت و هم ابعاد موضوع رابیان کردند که کار را برای ما راحت  کردند.

بر اساس نگاه آقا ما به اشتغال توجه کردیم و بیشترین کارهایی که کردیم در حوزه ی اشتغال بود ولی کامل اجرایی نشد اما اگر خودم در کار اجرا بودم کارها بیشتر از این پیش می رفت .

دومین مبحثی که آقا بر آن تأکید داشتند سرمایه گذاری بود که وظیفه ی سازمانی ما نیست که برویم دنبال سرمایه گذارامابارها سرمایه گذارانی را به استان دعوت کردیم.

در این استان امنیت بر قرار است من واقعا تلاش داشتم که امنیت روانی هم حاصل شود که احساس امنیت بالا رود و آرامش بر جامعه حاصل شود و اختلافاتی که بین مسوولینی وجود می آمد زیاد بروز پیدا نکند لذا در بین مسئوولان واسطه می شدیم و اختلافات را حل می کردیم که بین مردم کشیده نشود و جو جامعه بهم نریزد .

همواره از برخی استان ها به کردستان می آمدند و می گفتند خوب وحدتی بین مجموعه ها و مسولین در استان کردستان برقرار است و ما هم  این ها را به طور جدی پیگیری می کردیم.

این ذهنیت هایی که تعریفی از استان کردستان دارند صفا و وفا و صمیمیت واقعا واقعیت دارد که این را حس می کنم و اصلا در این استان احساس غربت نمی کنم و احساس می کنم موطنم است.

فاصله ی زیادی بین مردم ایران و مردم کردستان از نظر نگاهی وجود دارد ،نگاه سنگینی که کردستانی ها فکر می کنند که غیر از آن ها هستند و سایر استان ها هم خود را غیر از کردستان می دانند لذا تلاش کردیم این نگاه را تغییر دهیم و از طریق صدا وسیما و مطبوعات ویژگی های کردستان به دیگر هموطنان منعکس شود.

بحث راهیان نور در کردستان بعد از آمدن ما به اینجا شروع شد و هرسال عید نوروز مسافر بیشتری به کردستان می آمدند البته نمی خواهم بگویم که همه ی کار را بنده انجام دادم اما همه کمک کردند که این مهم هدف گذاری شده و این ارتباطات برقرار شود و ذهنیت ها از بین برود.

در بحث وحدت نیز تلاش کردیم که فاصله‌ها کم شود و پایه‌های وحدت بین شیعه و سنی در منطقه تقویت شود.

کمتر اتفاق افتاده بود که یک روحانی شیعه و سنی کنار هم بنشینند و باهم بحث و گفت و گو داشته باشند، ما سعی کردیم این نشست ها و گفت و گوها عادی شود و هم دیگر را قبول داشته باشند که دو طرف احساس کنند مثل هم هستند و بدانند که تفکر شیعه چیست ؟ و تفکر شافعی  چیست ؟ و از چه نظر با هم مشترک هستند.

وقتی ما آمدیم ماموستا شیخ الاسلام و ماموستاعالی شهید شده بودند اما یک نکته ای از شهید عالی خواندم که هر کدام برای من جرقه ای بود که روی آن کار کنیم.

باید به این مهم توجه کنیم که تفکر این شهیدان به ما خیلی کمک می کند تا بتوانیم بحث وحدت و بهم نزدیک شدن را تقویت کنیم.

شهید عالی در مصاحبه ای می گویند که با مطالعه می گویم که مذهب شافعی و شیعه به هم نزدیکتر است تا مذهب شافعی و دیگر مذاهب اهل سنت .

این مسأله جالبی بود که هم علمای سنی و هم علمای شیعه  باید مطرح کنند تا انس والفت بیشتری ایجاد کند و وحدت بیشتری ایجاد شده و می شود .

من چه در سخنرانی و چه در درس می گفتم که شیعه این گونه است که با سنت خودتان مقایسه کنید که هیچ کدام خلاف دیگری نیست.

دیدگاه امام شافعی را که اهل سنت می گویند ماهم می گوییم که قبول داریم اشتراکات را به شکلی مطرح کردم وباید به جای این که اختلافات را بگوییم از اشترکات سخن بگوییم این نگاه هایی است که از مقام معظم رهبری گرفتیم، چه درخصوص امنیت وچه در خصوص وحدت که فرهنگ ما از یک جا ناشی می شود که آن ،فرهنگ اسلامی است.

متأسفانه دشمنان ذهن ما را جایی بردند که از فرهنگ اصلی خودمان دور شدیم، لذا باید تلاش کنیم به فرهنگ ناب اسلامی برگردیم واین فرهنگ اسلامی همان است که مقام معظم رهبری و امام خمینی(ره)به آن اشاره کرده اند.

یک مورد دیگر که به آن توجه کردم این بود که دشمنان با توطئه افکنی سعی کرده اند که شیعه و سنی را دشمنان همدیگر معرفی کرده و آنان را از دشمن واقعی اسلام دور کنند.

به شیعه می گویند سنی دشمن شما ها است و به اهل سنت می گویند شیعه دشمنتان است ، لذا ما باید روشن باشیم و آگاهی جامعه را بالا ببریم که ما دشمن مشترک داریم که خود را پشت چیزهای دیگر پنهان کرده است و این نظام را هدف قرار داده است . باید بدانیم ان.ها دشمنان ما هستند ما که باهم دشمنی نداریم هر چه قدر بتوانیم دشمن را بشناسیم ، راحت تر زندگی می کنیم .

شاید با هم اختلاف نظر داشته باشیم ، اما دشمن نیستیم. این هم مسأله ای بود که در فرمایشات امام خمینی  (ره) و مقام معظم رهبری (مدظله العالی) وجود دارد. کسانی که خود را به جای دوست جای می دهند و همه ی خیانت هایی که کردند در طول تاریخ و نگذاشتند کردستان آباد شود و رشدی در اینجا اتفاق بیافتد این خود یک مسأله ای است که موجب می شود دوست و دشمن را درست تر بشناسیم و باید با هم برادر باشیم، همکار باشیم که همه ی این ها در فرمایشات حضرت آقا بوده است.

یکی دیگر از تلاش های ما  این بود که تلاش کردیم تااین نکته به باور همه ی مردم تبدیل شود و آن این بود که کردستان ظرفیت های بالایی دارد و با شناخت این ظرفیت ها می تواند رشد کند.

اگر خود را همیشه بازنده بدانیم و بگوییم که ما عقب مانده ایم، ما مشکل داریم و کسی نیست دست ما را بگیرد و کسی نیست ما را کمک کند ،رشد نخواهیم کرد.

سوال : بسیاری از روحانیون و نخبگان معتقدند شرایطی برای پیشرفت نیست و بسیاری از روحانیون کوچ می کنند  و از استان می روند  با توجه به این که شغلی برای این ها نیست و سرمایه گذاری ای نمی شود و تعداد زیادی هستند که به کار گرفته نمی شوند چه راهکاری برای این مبحث اندیشیده اید؟

وقتی آدم خود را بشناسد و همواره تلاش کند اما اگر باور نداشته باشد همیشه عقب می ماند – چاه باید از خود بجوشد.

اگر بگوییم نظام به اینجا توجه کمتری داشته به یقین چنین نیست .دربعضی ازبخش ها، در بعضی از استان ها ،دولت سرمایه گذاری کرد ،اما در اینجا زمینه اش نبود . این گونه مسایل وجود دارد . آقا چه زیبا فرمود که شما یک استان اهل هنر و اهل فرهنگ هستید . مواهب بسیار عالی دارید هوا و طبیعت زیبایی دارید ،

مقام معظم رهبری توجه زیادی به طبیعت و آب و هوای کردستان دارد .

همین امسال از محل اعتبارات سفر مقام معظم رهبری  91 میلیارد تومان به کردستان اعتبار اختصاص داده شده است، برای جاده ی مریوان 50 میلیاردتومان ،دارالقرآن بین المللی 6 میلیاردتومان و هر آنچه در دوره ی قبل مصوب بوده اجرا می شود.

 نگاه دولت به کردستان خوب بوده است در استان هر آنچه در مورد آب، گاز و برق بود اجرا شده ولی بیشتر می شود توسعه پیدا کند اما تا از خودمان نجوشد و مشکلات را حل نکنیم و موانع را برنداریم این مشکلات حل نمی شود لذا باید ذهنیت ها درست شود و به فرصت ها توجه شود .

اوایل سال 90 می خواهستند که کارخانه ی ماشین سازی راه اندازی کنند  اصل قضیه این بود که این کارخانه در بیجار احداث شود. بعدا همان دوره ی اقای احمدی نژاد گفتیم که این کار مایه ی اختلاف نشود شما اگر می خواهید احداث کنید یک کارخانه در انجا و یکی در اینجا احداث کنید که قبول کردند اما بعد به نمایندگان کردستان گفتم که این را من مزیت کردستان نمی بینم و بعید می دانم راه بیافتد و اگر هم راه اندازی شود در اخر می گویند از نظر اقتصادی مقرون بصرفه نیست. اما  اگر شما بیایید صنعت  قطعه سازی راه اندازی کنید خیلی بهتر است. چرا که صنعت قطعه سازی تاثیر بیشتری دارد. اشتغال زایی بیشتری ایجاد می کند و هم ورشکستگی ندارد و قطعه همیشه نیاز است. اگر این ماشین نشد ماشین دیگر ،اگر ماشین نشد موتور  و اگر موتور نشد تراکتور ،همگی نیاز به قطعه دارند و بعد گفتم اگر واقعا میخواهید توسعه دهید تراکتور سازی را توسعه دهید که در سال 90 تراکتور سازی می خواست تعطیل شود که من خودم وارد کار شدم و می خواستم بماند اگر همین تراکتور سازی توسعه پیدا می کرد و به هر خانواده ی روستایی یک تراکتور می دادیم کشاورزی رونق پیدا می کرد که حتی روستاییان می توانستند کالسکه به تراکتور ببندند و به سر زمین بروند.

در این حد حتی کشاورزی استان را دنبال می کردم زیرا ظرفیت کشاورزی این استان  بسیار بالاست و بسیار می تواند اشتغال زا باشد و در آمد زا باشد این که چه قدر موفق شدیم و نشدیم موضوع دیگری است .بالاخره این که باید به ظرفیت های داخلی توجه شود مقام معظم رهبری  می فرمایید در اقتصاد مقاومتی باید نگاه به داخل داشته باشید و چشم به دست خارجی ها نداشته باشید که برای شما بسازند.

این استان هم همین مسأله را دارد تا وقتی نگاه به  داخل نکند و ظرفیت های خود را پیدا نکند مشکلات حل نخواهد شد.

خیلی از مواقع موانعی از داخل استان وجود دارد اگر موانعی یا فرصتی وجود دارد در داخل استان است که اگر توجه کنیم مشکل توسعه و اقتصاد بهتر حل می شود و پی گیری هم کردم.

وقتی اقای روحانی می خواستند بیایند وظیفه ی من نیست ونبود که بروم در کارگروه اقتصادی بنشینم وبگویم که این رو بیاورید و یا این کار را انجام دهید یا این کارخانه را احداث کنید .اما بنده رفتم برای این که دلم برای این استان می سوزد و مواردی را مطرح کردم که بعضی از ان ها را قبول کردند و در وزارت کشور برای توسعه ی کردستان در چندین جلسه حضور پیدا کردیم و پی گیری هم کردم اما تا وقتی مسایل در داخل استان حل نشود که خودمان ارزش خودمان را بدانیم که باید چه کار بکنیم، این اتفاق نمی افتد. این هم یکی از مواردی بود که دنبال آن بودیم.

باید بدانیم وقتی یک مشکلی ایجاد می شود یک روزه حل نمی شود.

سوال :باتوجه به گفته ی شما که می گویید استعدادها باید بجوشد موانع را مسوولین می توانند با شناسایی نیروهای کارشناس در گماردن مسوولیت ها حل بکنند ولی به نظر می رسد چنین اتفاقی نمی افتد خیلی ها همین باور را دارند. ما چگونه این باورها را برطرف کنیم، یا بگوییم نیست یا بگوییم هست. اگر بگوییم هست که مردم می گویند چرا دولت انجام نمی دهد اگر بگوییم نیست که ماهم می بینیم که هست ؟

یک سری باید ها هست و یک سری باورها راداریم که ما دنبال آن هستیم  و باید در آن موارد پیشرفت کنیم .

 چندی پیش به نمایندگان هم گفتم که شایسته سالاری، اصلی باشد تا مدیر شایسته باشد. نه این که مدیر از جانب ما باشد نه این که بگوییم مدیر بومی اینجا باشد، هر چی باشد اشکالی ندارد. نه این که ما بگوییم شیعه باشد و از آن سو بگویند سنی باشد  که مشکل ،بزرگ اینجاست . نمی گوییم چه کسی می تواند بهتر مدیریت کند.؟

چندی قبل که به مریوان رفته بودیم، ان ها می گفتند که چرا مدیر کل از ما نیست از سقزی ها هست .به جای این بگوییم ارزش چیست؟ یعنی فردی باشد معتقد، فردی باشد کاردان،لذا باید یکی باشد که کارها را پیش ببرد. هرکسی باشد، اهل هرجایی باشد، فرقی نمی کند؛ مسلمان باشد ایرانی باشد.

 درست است اگر در استان کسی داریم که اولویت دارد که ما شکی نداریم حتی اگر مدیر قوی بیاریم مدیران میانی استان رشد می کنند باید همین قضیه هم باشد که من دنبال کرده و می کنم و حتی می گفتم که مدیران استان های مختلف باید به استان های دیگر بروند و برگردند . وقتی برمی گردند به این استان بهتر کار کنند.

 این غلط است که بگویند دور خود دیوار بکشیم که هیچ کس نیاید و هیچ کس نرود. بحث مدیران هم همین است واقعیت پشت پرده این است هر چه قدر تلاش می کنیم  می گویند این هم حزبی من نیست .ما چه قدر ادم های توانمند کاری داریم که با هیچ حزبی نیستند .

اسلام می گوید شایسته ترین بیاید هرکسی باشد خواه  سنی باشد یا شیعه .

ما اگر بخواهیم استان توسعه پیدا کند نباید مثلا یه سرمایه گزاری که امده در استان اشتغال زایی  کند بگوییم چرا از بیرون نیرو می آوری چرا که این ،حرف درستی نیست .

تمامی مجموعه هایی که ما داشتیم و ساختیم را ببینید، یک نفر نیرو از جای دیگر آورده ایم .؟

دستور دادیم چه پیمانکار، چه نیرو و حتی اجناس را از خود استان تهیه کنید حتی اگر قیمتش هم کمی زیاد باشد کسی حق ندارد جای دیگر بخرد .

اگر همه ،این نگاه را داشته باشیم استان درست می شود من واقعادر این موارد تلاش زیادی کردم وهم به مسوولین وهم به نمایندگان ،این توصیه را کردم .

سوال :درحوزه ی فرهنگی - از طرفی نماینده ی ولی فقیه دراستان و از طرفی مردم به شما اعتماد کردند و  عضو خبرگان رهبری هستید،استان کردستان استان فرهنگی نامیده شد به دلیل همان که شما به ان اشاره کردید یکی ازابزار های مهمی که در  حاکمیت نقش اساسی دارد صدا و سیما است  به هر حال بگو و مگو های زیادی در عرصه های فرهنگی و اجتماعی و سیاسی در مورد صدا سیما بوده چگونه باید با صداسیما رفتار کرد که بخشی از رضایتمندی حاصل شود که حداقل جمعیت راهپیمایی هر سال بیشتر از سال قبل باشد و همچنین در امور دیگر ؟

یکی از اولین مواردی که دست گذاشتم صدا و سیما بوده ، شاید کمتر از یکماه بود که آمده بودم  صدا و سیما را دیدم به خصوص سیما را که زبان آن فارسی است . بیشتر برنامه ها از شبکه 5 گرفته شده است، برنامه های تولیدی آنچنانی نداشت. لذا همان موقع به اقای علی نژاد مدیرکل وقت صدا و سیمای استان تذکر دادم و از آن ها دو چیز خواستم.

 چون برنامه ها 8 ساعته بود گفتم 24 ساعته شود و دوم این که زبان آن کردی شود، زبان محلی شود و محدودیت زبان برداشته شود.

 در قانون همه ی استان ها این هست که 40درصد می تواند زبان محلی باشد، 60درصد باید فارسی باشد. اما چون همه ی شبکه ها فارسی است، این کار را انجام دهید. گفتم باید برنامه ی تولیدی داشته باشید که گفتند: نمی شود .من گفتم می شود. فقط باید نگاه شما تغییر کند.

گفتم که کردستان را نباید به عنوان یک استان نگاه کنید اقا وقتی آمدند می گویند قوم کرد منظورشان همه ی کردها هستند، چه در ایران و چه در خارج از ایران . ماباید ارتباط با همه ی کردهابرقرار کنیم. در همین راستا نیز گفتیم شبکه ی استان را دیجیتالی کنید .بعدازاین گفتیم شبکه را باید روی ماهواره بیاورید که خوشبختانه در تیرماه90  شبکه ی استان 24 ساعته شد و اولین شبکه ی استانی که 24ساعته شد کردستان بود و گفتیم محدودیت را نادیده بگیرید هرجور که می توانید کردی بخش شود.اولین استانی که هم دیجیتال شد هم روی ماهواره قرار گرفت شبکه ی استانی کردستان بود.

اگر وضعیت مالی خوب بود و یک شبکه ی کردی دیگر راه اندازی می شد بسیار خوب می شد. ما برای این هم تلاش کردیم و در سال 94 شبکه ی کردستان جزء پر بییننده ترین شبکه ها بوده است.

بعضی از مواقع به منزل بعضی از مردم رفتم مثل منازل جانبازان استان ودیگرجاها، خودم به این موضوع توجه کردم که چه شبکه ای را نگاه می کنند که خوشبختانه دیدم شبکه ی کردستان را نگاه می کنند.

آن سال که من به استان آمدم هیچ برنامه ای برای افطاری و سحر نبود که خودم گفتم برنامه ی سحر و افطاری را بگذارید و از آن سال برنامه ها شروع شد . همین نیزتنوعی است درمسایل فرهنگی، مذهبی و اجتماعی . لذا وضعیت شبکه ی کردستان با گذشته قابل مقایسه نیست.

البته نقص هایی وجود دارد که من هم می گویم نقص دارد ،من هم ایراد دارم از صداو سیما که اگر هم بیایند به ان ها می گویم که این مسائل را رعایت نمی کنید.

 کاری که از دست ما بر می آمد انجام دادیم . صداوسیمایی که آن طور بود و بسته عمل می کرد ،

حالاماموستاها را آوردیم و از آن ها استفاده کردیم و اذان عشا و عصر به افق شافعی زیر نویسمی شود.

باید به این توجه کرد که ماناظر قانونی نیستیم بعضی ها لطف دارند سخنان مارا رعایت می کنند .

بحث هایی هست که همه باید کمک کنیم بعضی اوقات این مشکلات پول می خواهد و بعضی اوقات دولت باید تلاش می کرده  است.

سوال : در ماه محرم که درهمه ی شبکه های ایران و شبکه ی کردستان فضای سوگواری حاکم می شوددر دوسال اخیر شبکه های عربی به ویژه امارات، کویت و حتی عربستان اقدام به پخش برنامه های تندورآنه ویژه ی اهل سنت می کنند و با توجه به این که بیش از 90 درصد مردم کردستان را اهل سنت تشکیل داده و آن ها به سوگواری اعتقاد ندارند چه راه کاری را برای صدا و سیما پیشنهاد می کنید؟

شما می بنید که صدا و سیما ی استان کردستان با سایر استان ها فرق می کند وباید به این مهم توجه کرد که به صدا وسیما هم از دو طرف فشار می آید .یک دسته می گویند هم شبکه ای مذهبی و هم شبکه ای سیاسی است و هم شبکه ایی است که برنامه ی مطلوبی را ترویج نمی کند. انواع و اقسام انتقادات را نسبت به این شبکه داریم حال ما باید چه کاری انجام دهیم.؟

من برای راه اندازی دکل های رادیوو تلویزیونی و گسترش پوشش شبکه ی استان  پیش آقای مخبری از مدیران ستاد اجرایی فرمان امام خمینی (ره)رفتم و ایشان در حضور بنده با آقای عسگری تماس گرفتند که بودجه را جور کنند و همه جا را پوشش دهیم.

  این کارها را هیچ نماینده ی ولی فقیه دنبال نمی کند  . تمام برنامه های صدا وسیمارا می دانم ولی خیلی هم نمی توانیم دخالت کنیم چون هر سازمانی تشکیلات خودش را دارداستعلامات خود رادارد .

آقای علی نژاد  مدیر کل سابق صدا و سیمای استان گفتند: که شما روزی چند سخنرانی دارید ،ما اگربخواهیم در شبکه قرار دهیم تمام ساعات پر می شود. گفتم که شما هر طور می خواهید انجام بدهید. الان گاهی اوقات سخنان ما را اخر پخش می کنند، گاهی اول می گویند که این ها اصلا برای من مهم نیست واصلا یک سری برنامه های ما را نمی گویند . گفتم خودتان می دانید که چگونه قرار دهید .اما یک سری از برنامه ها را که برای جامعه مفید است و دیگران صحبت کرده اند گفته ام  بروید ضبط کنید و برای مردم پخش نمایید.

ما باید مقایسه کنیم که الان در اخر سال 95 که چشم انداز شبکه ی استانی ، بر اساس برنامه های خودشان ، باید 12 ساعته می شد و 60درصد زبان فارسی و 40درصد زبان محلی داشت، تا چند برابر فراتر رفته ایم و این یک موفقیت است.

سوال : در خصوص تاریخچه ی مرکزبزرگ اسلامی غرب کشور اطلاع دقیق دارید که به این عنوان تاسیس شد تا مرکزی باشد که  روحانیون اهل سنت اینجا آموزش ببینند و خودشان هم تدریس کنند و اینجا استادانی پرورش دهند بعد ها اینجا مرکز و دانشگاهی بشود برای کشورهایی که در حوزه ی ما هستند. الان وضعیت روحانیون ما چه طور است و آیا این اهداف محقق شده است؟

در رابطه با روحانیون منطقه باید بگویم ، آنچه که بزرگان زحماتی کشید ند زمان حضرت امام خمینی (ره)و مقام معظم رهبری هم ادامه دادند تا وقتی که ما آمدیم دلایل چه هست و چگونه است، کاری نداریم .اما هم از نظر کمیت و هم کیفیت افتی کرده بودیم . گرچه نسبت به قبل از انقلاب نگاه می کنیم می بینیم که رشد داشته ولی وقتی نسبت به نیاز جامعه نگاه می کنیم یک سری افرادی بودند که خودشان کار کرده بودند. بزرگانی که به جایی رسیده بودند یا شهید شدند یا از دنیا رفتند . این که می گوییم جنگ روی همه چیز اثر می گذارد، روی این بخش هم توجه کمتری شده بود و سطح سواد پایین بود.

الان خیلی از روستاهای استان فاقد ماموستاهستند.

وقتی بررسی کردم که ببینم مشکلات چیست ؟که آن ها را حل کنیم به یک سری مشکلات پی بردیم و برای رفع آن ها اقدام کردیم.

خدماتی که به حوزه های شیعه داده می شود عینا به اهل سنت داده شد.

بحث نظام وظیفه در حوزه های شیعه حل شده بود و ان ها می توانستند به جای سربازی خدمات فرهنگی  انجام دهند . این مورد در اهل سنت نبود که بحمد الله حل شد و الان امام جمعه داریم که طلبه ی وظیفه است ، هم می توانند کارهای فرهنگی انجام دهند و یا روحانی روستا هستند و سربازی هم می گذراند. یا درمورد مدرک که انگیزه ای است که ان ها رشد کنند و بستری می شود که وارد آموزش و پرورش و یا وارد سیستم دولت  شوند اقداماتی انجام شد.

 زمانی مرکز بزرگ گواهی هایی را صادر کرده که مشکلاتی درپیش داشته که گواهی را وقتی به مراکزعلمی و دانشگاهی می بردند با مشکلاتی مواجه می شدند، اما الان این مشکل هم رفع شده است.

مسأله ی دیگری که طلبه ها و روحانیون با آن مواجه بودند مبحث شهریه ها و کمک هزینه ها بود که خوشبختانه الان هر ماه به صورت منظم دریافت می کنند.

به شکل های مختلف، به معشیت ان ها توجه می کنیم و همچنین روی تعاونی مسکن روحانیون وقت گذاشتیم و کار کردیم و الان به مرکز خدمات رفته که ادامه ی کارها در آن جا پیگیری شود.

درکل بحث مسکن که مشکل داشت حل شد و الان می خواهیم فروشگاهی احداث کنیم که جنس ارزان تر به ان ها بدهد و اگر قصد خرید داشتند با همین کارت شهریه خرید کنند.

می خواهیم هزینه های رستوران را یکسان سازی کنیم و مکانی برای ورزش طلاب و روحانیون احداث کنیم وانچه که بتوانیم از خدمات برای آن ها کار بکنیم انجام می دهیم.

یکی دیگر از بحث ها ،زیر ساخت هایی است که باید انجام می شد و ما یک سری مکان ها باید داشته باشیم که سفر مقام معظم رهبری زمینه ای بود که این زیر ساخت ها را آماده کنیم.

این  زیر ساخت ها در برخی شهرهابه بهره برداری رسیدند ودر بعضی هنوز هم کار می کنند.

دیواندره مدرسه ی علوم دینی نداشت اما الان خوشبختانه هم حوزه ی خواهران و هم برادران احداث شده است.

 سقز مدرسه داشت که الان نوسازی می شود،بانه و مریوان ودهگلان حوزه داشتند و الان هم مشغول ساختن هستند و در سنندج هم واحد خواهران و هم برای برادران مرکز تخصصی امام شافعی (رض)ساخته شد.

 زیر ساخت هایی برای پژوهش عملیاتی شد و کتابخانه احداث شد و بر بخش آموزش تاکید داشتیم.

  سعی کردیم از ظرفیت هایی که می توانند انجام دهند استفاده کنیم لذاچند سال پیش صحبت شد که دروه ی آزمون جداگانه برای روحانیون برگذار شود و دوره ای بانام فقه شافعی ومستقل از روحانیون گرفته شود.

کسانی که مدرک می گیرند باید دوره هایی رابگذرانند که همه ی این دوره ها هزینه دارند ما تمام هزینه ی ان ها را می پذیریم و دوره های پودمانی که جامعه نیاز دارد که اموزش ببینند را با حضور اساتید برگزار کرده و می کنیم.

همین چند وقت پیش یک روانشناس طب سنتی امده بود که من گفتم یک کلاس طب سنتی برای روحانیون و طلاب بگذارند.

طی چند سال اخیر جلسات متعددی برگزار شده است که همه ی این ها کمک کرده است در جامعه ی روحانیت حرکت ایجاد شود.

خوشبختانه دوره ی کارشناسی ارشد فقه شافعی را شروع کردیم و دانشگاه بین المللی جامعه المصطفی را اورده ایم  که زمینه هایی را بگذاریم که ارزش و جایگاه کردستان برگردد و از اینجا روحانی صادر شود.

 برای من سخت است که طلاب از کردستان به سیستان و بلوچستان و بندر عباس برای ادامه ی تحصیل بروند و یک سری به دانشگاه مدینه مراجعه کنند.

 این مرکزی که احداث شده مرکز تخصصی دوره های ارشد به بالا  است و مبحث بورسیه راهم با دانشگاه ادیان شروع کردیم و رشته های مختلفی می آوریم که سطح علمی ان ها بالا برود.

باید در رشته ی کلام ،ادیان،فقه دوره هایی داشته باشیم و رشته هایی می اوردیم که سطح علمی ان ها بالا برود ،لذا از دانشگاه های مختلف کمک گرفتیم.

 جامعه المصطفی از قبل بوده اما الان به صورت جدی تری رشته ی قرانی را پیگیری کردیم  و با دانشگاه ادیان تفاهم نامه بستیم.

در بخش تسهیلات و در بخش تحقیقات نیز کتاب هایی را حمایت کرده ایم و از پایان نامه های علمی و پژوهشی نیز حمایت کرده ایم.

کتابخانه ای که راه اندازی کرده ایم را به سیستم نرم افزاری مجهز کرده ایم که از طریق وب ازسراسر جهان می توان از منابع آن استفاده کرد.

سایت شافعی نیوز با 5 زبان راه اندازی شده است و در این مدت نیز تعدادی از روحانیون برحسته ی استان را به خارج از کشور اعزام کرده ایم که با روحانیون و علمای دینی جهان اسلام ارتباط برقرار کنند.

روحانیون کردستانی رابه مصر و اندونزی و دمشق و  لبنان و اذریبایجان فرستادیم.

 

سوال :یکی از چیزهایی که موجب شده است روحانیون از مرکز دور شوند برنامه های مبهم شورای برنامه ریزی است بنابرین با همه ی تلاشی که شما انجام دادید به هر حال می بینند پرسش های مبهم باعث شده که برخی ازروحانیون از مرکز فاصله بگیرند این چگونه حل می شود؟

این هم بخشی از آن بزرگ کردن قضیه است. یک بخشی هم عدم آگاهی است که شورای برنامه ریزی اصلا چیست؟.

 شورای برنامه ریزی که تصمیم می گیرند 9 نفر از علمای اهل سنت هستند و 6 نفر ما هستیم از مجموعه هایی که ارتباط داریم. در بحث تصمیم گیری برای مدارس و محتوایی آن، خود علمای اهل سنت تصمیم می گیرند  ما بیشتر بحث های اداری را پشتیبانی می کنیم. به طور مثال احداث مرکز تخصصی که کفته شد ،این را هم همان شورای برنامه ریزی تصمیم می گیرد که 9 نفر از علمای اهل سنت درآن هستند. ما دخالتی در محتوا نداریم ،آن ها نظر می دهند و حتی دربعضی چیزها آن ها سخت تر می گیرند و درست هم هست.

 یک بار آزمونی از روحانیون گرفته شده بود که هیچ کس قبول نشده بود . من گفتم سطح نمره را بیاورید پایین که اعضا مخالف بودند، گفتند اگر این طور باشد  طلاب و روحانیون بی سواد بار می آیند. باید دوباره مطالعه کنند و دوباره امتحان دهند . الان در جایی هم حضور داشته باشند پول به حسابشان ریخته می شود. دیگر مثل قبل پول دستی داده نمی شود که لیست واسم می نوشتند بعد پول واریز می شد .

اگر یکی از آن ها مشکلی داشت باید از هر جایی که بود می آمد سنندج و کارهایش را انجام می داد .اما با راه اندازی سیستم یکپارچه چه در سنندج باشند و چه در بانه کارهایشان انجام می شود و خدمات به همه ی ان ها داده می شود .وقتی برنامه می گذاریم سالن پر می شود و همه حضور دارند .اگر کسی اعتراض خاصی دارد بگوید .

سوال: آیا تغییر  مدیریتی  یا نگاه مدیریت مرکز، سطح روابط روحانیون و طلاب را پایین آورده است؟

آقای فراشی مدیر سابق مرکزفردی عاطفی بود و به همین دلیل روحانیون و طلاب دوست داشتند بیشتر به مرکز مراجعه کنند و با ایشان ارتباط داشته باشند .اکثر مسوولین مراکز شهرستان ها اهل سنت هستند .از خود سنندج تا شهرستان های دیگر ،ما کسانی را گذاشتیم که همه راضی باشند .در هیچ جا معاونت اموزش ،اهل سنت نیست .ولی ما در استان کردستان از خود اهل سنت گذاشتیم و خودشان اداره می کنند این موضوعات را تا جایی که شده رعایت کردیم ،که تا هرکس بهتر می تواند کار کند بگذاریم و باید تلاش کنیم نقص ها برطرف شود.

سوال : اخیرا مجمع فقهی درست شده ماهیت و اهدافش روشن  نیست به هر حال شکافی بین روحانیت ایجاد کرده است. شما برای برطرف کردن این شکاف چه کاری انجام می.دهید ؟

 

اعضای شورای افتا 20 هزار نامه را جواب دادند. اعضای شورای افتاء آقایان ملامحمود قربانی، ملا حیدرمصطفوی وسید محمد سعید حسینی هستند این ها عضو شورای روحانیت هم هستند و همه آن ها را می شناسند و ما خیلی وقت است که دنبال بازسازی اعضای شورای روحانیت و پاسخگویی به موقع به مردم بودیم.

اگرطلبه های جوان بیایند و شخص بی تجربه ای را انتخاب کنند که نمی شود و فرد منتخب برای عضویت در شورای روحانیت باید شاخصه ها و شایستگی هایی داشته باشد.

 در نظامی که اولوالامر دارد، وجود تشکیلاتی موازی در نظام حکومتی ایجاد شود، دارای تبعات و مشکلات است و باید به این مهم توجه کرد که هیچ نظامی اجازه نمی دهد که این حرکت ها انجام شود.

ما تحت تأثیر این حرکت ها قرار نمی گیریم که دیگران چه کار می کنند،  حتی عربستان یا ترکیه همچین کاری را اجازه نمی دهند. در این خصوص نباید افرادی بیایند از این آزادی هایی که وجود دارد سوءاستفاده کنند.

محل برگزاری و اقامه ی نماز جمعه باید بر اساس موازین فقه شافعی باشد و تعد د نمازهای جمعه و فعالیت های شرعی را بر اساس فقه شافعی و نظر شورای افتای اهل سنت مدنظر داریم و نظرات این شورا را ابلاغ می کنیم.

اعضای شورای افتا و روحانیت متشکل از 15 نفر از روحانیون برجسته ی استان است و باید نظرات و دیدگاه های آنان که بر اساس فقه امام فقه شافعی است مدنظر قرار گیرد و مرجع تصمیم گیری های حوزه ی فقه شافعی در منطقه است.

باید به این مهم توجه کرد که ما یک وظایفی داریم و دستگاه های امنیتی و نظارتی هم وظایفی دا رند و هر کس باید کار خود را انجام دهد.

همین ماموستاها بودند که به ما رای دادند اگر کاری برای ان ها نشده بود که رای نمی دادند .همه چیز روشن است و ما تا جایی که می توانیم در جهات مختلف خدمت می کنیم.

اگر کسی که متوجه نیست یا نمی خواهد متوجه شود بحث دیگری است.

نگاه آقا و نگاه نظام همین است و نگاه ما هم همین است که در جهات مختلف خدمت کنیم.  وقتی حضور ما اینجا خوب است که بتوانیم خدمت بکنیم. البته موانع هم زیاد است ، یک سری چیزها دست ما نیست . نه پول دست ما است به آن معناکه بعضی ها می گویند« قدرت که دست شما است» بله ما توصیه می کنیم اما هرکس باید کار خود را انجام دهد من نمی گویم شما این کار را نکنید.

هرچند در چارچوب نظام نمی توانیم در امور مجموعه های مختلف دخالت کنیم اما می توانیم راهنمایی هایی را ارایه کنیم.

سوال: همان طوری که مستحضرید دراموزش و پرورش بچه ها رشد و تحصیل می کنند شما به عنوان نماینده مقام معظم رهبری ارتباط تنگا تنگ با روحانیون دارید چه اقدامی برای جنبه های تبلیغی و روان شناختی برای مدارس انجام می دهید؟

بنده ریس شورای همکاری حوزه و اموزش و پرورش هستم که این تفاهم نامه ی رسمی است که  بین حوزه های علمیه و اموزش پرورش بسته شده است، چون حوزه های علمیه هستند، مرکز بزرگ اسلامی هم هست. امام جماعتی که ما می گذاریم در مناطق شیعه نشین، امام جماعت شیعه است و در جایی که سنی نشین باشد امام جماعت اهل  سنت می گذاریم.

برای همه ی این ها برنامه وجلسه گذاشتیم دوره گذاشتیم که بتوانند ارتباط برقرار بکنند علاوه براین گفتمان دینی تصویب شده که اخیرا اساتید ان ها از اهل سنت بودند.

خوشبختانه از 250 گفتمان به 5هزار گفتمان رسیده است که در اموزش پرورش اجرا می شود و سازمان تبلیغات این گفتمان ها را اجرا می کند و این مصوبه ی خود این شورااست.

 مسابقات قرانی و کارها قرانی که انجام می شود باز مصوبات این شورااست.

 گاهی ما از دفتر برای مسابقات قرآنی کمک می کنیم و از اموزش و پرورش غافل نبودیم کاری که می کنیم در مقابل کاری که باید انجام شود خیلی فاصله دارد و باید بیشتر کار کنیم.

سوال:پیش کنگره هایی با نام امام شافعی در شهرهای مختلف برگزار شد با توجه به این که بیش از 10پیش کنگره در شهرهای مختلف از جمله شهرهای عراق برگزار شد ، کنگره ی بین المللی چه زمانی برگزار می شود ؟چطور این پیش کنگره ها بدون حضور دانشگاهیان تشکیل شده  واینان نقش چندانی نداشتند و نیامدند؟

چرا اساتید دانشگاه بودند و حضور داشتند چون بودجه ی کنگره ی اصلی را وزارت ارشاد پذیرفته است برگزاری آن به تعویق افتاده است.

اصل کنگره را آقای جعفری مدیرکل ارشاد قبول کردند که در حال حاضر وزیر عوض شده و باید ببینیم این وزیر جدید این را می پذیرد یا نمی پذیرد.

 یک بخش، این موضوع بود و یک بخش این بود که ما نمی خواستیم این پیش کنگره ها به زودی تمام شود چون در تمام پیش کنگره ها مهمان خارجی حضور داشند از مصر ولبنان و تونس و کشورهای افریقایی و از عراق.

شما می گویید از دانشگاه ها نبودند اما از اساتید دانشگاه ها بودند.

برگزاری این پیش کنگره ها وظایف ما نیست اما برگزار می کنیم چون اگر بین المللی برگزار می شد الان تمام می شد علاوه بر این که در استان انجام دادیم در عسلویه استان بوشهرو در سلیمانیه ی عراق هم برگزار شد و پیش کنگره ی بعد انشالله در اندونزی برگزار می شود که بزرگترین دانشگاه اندونزی میزبان آن خواهد بود و مقدمات آن راداریم فراهم می کنیم و این پیش کنگره ها را رها نکردیم  و بعد در کشورهای دیگر برگزار می شود.

با مجمع  جهانی تقریب بررسی کردیم که یک روز از هفته ی وحدت را اختصاص بدهیم به مهمان های خارجی کنفرانس وحدت  که به کردستان بیایند و یا برنامه ای توسط کردستان در تهران برگزار شود.

اخرین سوال :مرکزبزرگ اسلامی نشریه ی تبیان و سایت هایی به 5 زبان دارد که همه فعال هستند حداقل شافعی نیوز فارسی بیش از 810هزار نفر بازدید دارد برای اینده ی این سایت ها چه برنامه ای دارید و آیا می خواهید فعالیت های آن ها را گسترش دهید ؟

بله گسترش می دهیم، هم سایت های کتابخانه،هم سایت های دفتر خودمان را وهم در فضا های مجازی باید وارد شویم و تلاش می کنیم بتوانیم از ظرفیت های استان استفاده کنیم این سایت ها را به روز نگه داریم و رونق پیدا کنند و نگاه من نگاه گسترده است هم از نظر کمی و هم از نظر کیفیت.

 

گفت وگوازسید محمد حسین دریاباری وخبات ساعدی

 

 

امام خمینی اصلا از احدی غیراز خدا نمی ترسید. از اخلاص فوق العاده ای برخوردار و در زندگی ساده زیست بود

امام خمینی اصلا از احدی غیراز خدا نمی ترسید. از اخلاص فوق العاده ای برخوردار و در زندگی ساده زیست بود

photo_2016-06-01_10-46-22سید محمد حسینی شاهرودی نماینده مقام معظم دراستان کردستان درگفت وگوبا تبیان:
امام خمینی اصلا از احدی غیراز خدا نمی ترسید. از اخلاص فوق العاده ای برخوردار و در زندگی ساده زیست بود
تبیان:مادرآستانه ی ۱۴خرداد سالگرد ارتحال امام خمینی هستیم درصورت امکان توضیحاتی در مورد ویژگی های امام خمینی برای خوانندگان تبیان بفرمایید؟
فرا رسیدن نیمه ی خرداد که یاد اور خاطرات فراوانی است، که گویا همه ی آن ها با نام امام خمینی{ ره } عجین گردیده است گرامی باد. ، قیام پانزده خرداد سال ۴۲ و۱۴خرداد سال ۶۸ رحلت حضرت امام . پانزده خرداد یاد آور خلوص و پاکی نیروهایی است که حاضر شدند برای نهضت امام جان خود را در طبق اخلاص بگذارند ۱۴ خرداد۱۳۶۸ که رحلت امام است برای ما مصیبت بزرگی است وبا یاد و نام امام آمیخته شده و هرسال این یاد آور همه ی خاطراتی است که برای ما از آغاز نهضت تا رحلت حضرت امام پدید آمده است. نیمه ی خردادسال ۶۸ آغاز رهبری مقام معظم رهبری می باشد که این هم یک نقطه ی عطفی در تاریخ کشورمان و انقلاب اسلامی بوده است. خدا را شاکریم که پس از رحلت امام ، خدا مقام معظم رهبری را به عنوان جانشین و خلف صالح ایشان به ملت ایران و مستضعفان جهان ارزانی داشت .
لازم است از دوجهت به شخصیت امام بپردازیم . اول ویژگی شخصی و نحوه ی زندگی حضرت امام و دیگری ابعاد مختلف شخصیت حضرت امام که همه ی آن قابل بررسی و سراسر درس است . نکته ای که خداوند متعال در رابطه با جد امام پیامبر اسلام {ص} فرمود لَقَدْ کَانَ لَکُمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَهٌ حَسَنَهٌ لِّمَن کَانَ یَرْجُو اللَّهَ وَالْیَوْمَ الْآخِرَ (۱) کسانی که می خواهند با خدا باشند، کسانی که اعتقاد به قیامت و اخرت دارند، بهترین الگو پیامبر است . طبیعتا الگوهای هر زمانی باید کسانی باشند که با شاخص اصلی سنخیت داشته و به او نزدیک باشند و درهر زمان در دید جامعه باشند. به نظرمن اگر ما بخواهیم بگوییم که آن اسوه و الگو در چه کسی پیاده شده باید بگوییم امام. مانند تعبیری که در رابطه با خود پیامبر گرامی اسلام داشتند که دارای خلق عظیم است اِنَّکَ لَعَلی خُلُقٍ عَظیمٍ (۲)وقتی گفتند این خلق چیست و از کجا بدست آمده گفتند خلق و خوی او« قرآن» است تعبیر درباره ی پیامبر اسلام این است که خلق و اخلاقیاتش از قران گرفته شده است یعنی او قرآن مجسم است . اخلاق پیامبر همین قران است ، به این معنا ،اگرپرسیده می شد که قران در چه کسی تجسم پیدا کرده می گفتند پیامبر. در طول تاریخ هم نسبت به کسانی دیگرمشابه آن نسبت داده شده وگفته شده مثلا در رابطه با حضرت علی اکبر ، امام حسین (ع)فرمودند : کسی به مبارزه با این قوم می ورد که اشبه الناس برسول الله خلقا و خلقا و منطقا می باشد پس بنابرین کسانی در طول تاریخ بودند که از نظر اخلاق و رفتار شبیه پیامبر بودند آن ها فرزندان و ذریه او بودند حضرت علی اکبر بوده و امام هم فرزند پیامبر است . فرزندی که می توانیم بگوییم خلق و خوی پیامبر را دارد اخلاقیات پیامبر را دارد. ویژگی های پیامبر را دارد هم ویژگی های معنوی یعنی ارتباطش با خدا از نظر زهد و پارسایی وهم از نظر تقوا و اخلاص، مثال های زیادی می توان در وجود امام از اخلاقیات پیدا کرد هم از نظر شجاعت چون اصلا سیادت همواره با شجاعت همراه بوده است. پیامبر گرامی اسلام اشجع الناس بود حضرت امیر المومنین می فرماید در جنگ ها وقتی که شدت جنگ زیاد می شد به پیامبر پناه می بردیم اشجع الناس بود. همانطور که از نظر علمی ، اعلم الناس بود. این ویژگی و اخلاق مجموعه ای از صفات زیباست . پس از نظر علمی برجسته است. از نظر بصیرت بصیرترین انسان هاست. در مسائل سیاسی و دشمن شناسی ، یک انسان بصیر است. کسی که آینده را خوب می بیند انسانی که مسائل پشت صحنه برایش باز و روشن است، کسی که همت بالایی دارد برای بشریت دل می سوزاند. پیامبر گرامی اسلام برای امت خود بسیار تلاش می نمود تا هدایت شده و کمتر دچار مشکل و سختی شوند” لَقَدْ جَاءکُمْ رَسُولٌ مِّنْ أَنفُسِکُمْ عَزِیزٌ عَلَیْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِیصٌ عَلَیْکُم بِالْمُؤْمِنِینَ رَؤُوفٌ رَّحِیمٌ ” همه ی کوشش ها وتحمل سختی پیامبر برای آن بود که امت اسلامی در مشکل نباشند. همین ویژگی را ما در امام می بینیم .او هم می توانست راحت زندگی کند و بگوید ما را چه با این کارها . اما می بینیم خود را به مشکل می اندازد و فریاد می زند برای چه؟ ،داد می زند؟ می گوید امت اسلامی چرا باید همواره با مشکل مواجه بوده و با آن دست پنجه نرم کند. برای اسلام دل می سوزاند یعنی برای دین خدا حاضراست جان خود را بدهد این ها ویژگی هایی است که أُسوَهٌ های حَسَنَهٌ دارد. این اسوه ها را در زمان ما هم می بینیم. کسانی هستند که آن ویژگی ها در آن ها متبلور شده یعنی ما می توانیم بگوییم همانطور که خداوند متعال مَثل و نمونه دارد خدا هم می گوید نمونه هایی دارم .هیچ کسی مثل خدا نمی شود خدا مثل ندارد چون شرک است اما مَثَل و نمونه دارد یعنی این صفاتی که خدا دارد در حدی در وجود یک سری اولیا خاص خداوند وجود دارد مَثَلُ نُورِهِ کمِشْکاهٍ فِیهَا مِصْبَاحٌ الْمِصْبَاحُ فِی زُجَاجَهٍ الزُّجَاجَهُ کأَنَّهَا کوْکبٌ دُرِّی مثل نور کیست؟،مثل نور خدا، رسول الله است. او مثل نور خدا است پس بنابرین خود پیامبر نور است مثل نور پیامبر کیست؟ علی و اولاد علی هستند این اهل بیت هستند این ها مثل نور پیامبر هستند لذا می گوییم واقعا جا دارد نسبت به امام دید اینگونه داشته باشیم یک انسان جامعی که به همه ی مسائل توجه داشت هم مسائل سیاسی هم مسائل عبادی،وقتی که ماه رمضان می رسید امام ملاقات ها را هم تعطیل می کرد چرا، چون می گفت می خواهم ارتباط با خدا داشته باشم همین کاری که بزرگان دین در ماه رمضان انجام می دادند رختخواب را هم جمع می کردند تا ارتباط ویژه ای با خدا داشته باشد پس بنابرین هرکسی بتواند پا جای پای پیامبربگذارد وپیرواوباشد این نمونه های عینی و مثل است . که الان تازه اتفاق افتاده چون امام پیرو پیامبر است که خواسته مثل او زندگی کند اما در مقیاس پایین تری که در دسترس بوده است. در مورد صفات امام کتاب های زیادی نوشته شده است که دران به چند نکته اشاره گردیده. اول این که او اصلا از احدی غیراز خدا نمی ترسید. دوم این که از اخلاص فوق العاده ای برخورداربود و بالاخره در زندگی ساده زیست بود. این ها ویژگی ها و اخلاقیاتی است که پیامبر اسلام دارد ایشان سعی کرده آن ها را در خود پیاده کند درحدیث آمده که مومن خرج و هزینه اش کم است اما کمک و سود رسانیش زیاد است. امام در زندگی ساده اش یک خانه داشته آن را هم وقف کرده است درگرمای نجف کولر که همه کولر داشتند اونداشت ولی خدا را در سطح جهان مطرح کرد نام خدا را برهمه جا حاکم کرد. تمدن اسلامی را در جهان مطرح کرد. کمیته ی امام را تشکیل داد که محرومین فراموش نشوند. بنیاد مسکن را تشکیل داد که سر پناهی برای ان ها درست کنند مجموعه های بنیاد شهید برای انهایی که سرپرستشان را از دست می دهند در محرومیت نمانند. این ها زندگی شخصی و شخصیت حضرت امام است که جا دارد به ان توجه کنیم.
ویژگی دیگری که امام دارد انقلاب امام است. امام انسان تحول گرا و انسان نترسی است که تاریخ بشریت را تحت تأثیر قرار داد و هدف بلند خود را دنبال کرد امام می فرمایند هدف ما مبارزه با طاغوت است نمی گوید مبارزه با شاه ، طاغوت هرچیز غیر خداست. هر چیزی که در مقابل خدا است می شود طاغوت ومی فرماید دومین هدف ما این است که باید حکومت اسلامی تشکیل بدهیم آن زمان هیچ کس فکر حکومت اسلامی درسر نداشت آن هنگام لیبرالیسم و کمونیسم حاکم بود خدا را از زندگی خارج می دانستند امام وقتی فریاد زد که باید حکومت اسلامی تشکیل گردد و گفت خدا باید بگوید که چگونه جامعه اداره شود فورا تبیعدش می کنند وقتی می گوید ما باید زمینه را برای ظهور اماده کنیم عده ای می گویند ظهور چیست؟ ،یعنی زمینه ای که اسلام بر جهان حاکم شود این اتفاق بیافتد ما باید زمینه را فراهم کنیم که حضرت مهدی بیاید تا اسلام را بر جهان حاکم کند عدالت را بر جهان حاکم کند. سوم ان بود که ظلم و فقررا از بین ببرد و رفاه را بر جهان حاکم کند. برای بشیریت ،این قبیل اهداف را به انجام رساند .
تبیان: با توجه به فرهنگی که امام ارائه کرده مبارزه با استکبار، حمایت از مستضعفین ،عمل کردن به اسلام بود.امورمورداشاره در طول ده سال عمر و ایام حیاتش اعمال گردید این فرهنگی که امام به ما رسانده ، برای نگه داری این تفکر و اندیشه ، ما چه وظیفه ای داریم و چه باید بکنیم تااین دیدگاه و دست اورد هایی که از امام دریافت کردیم پایدار بماند؟
هرچه قران و اسلام بگوید این مهم است نباید چیزی با این مخالف باشد. نباید بگذاریم تفکر امام فراموش بشود. راه امام را نباید غفلت کنیم، باید اندیشه های او درست اجرا شود شاخص های راه امام را باید بدانیم راه امام باید تبیین بشود که کسی سو استفاده نکند. خط و راه امام را بشنایم و امام یک فرد انقلابی بود که همیشه خدا را در نظر می گرفت امام می گوید که پشتیبان ولی فقیه باشید اگر می خواهد انقلابتان را حفظ کنید امریکا هیچ وقت با ما خوب نبوده و نباید اعتماد کنیم امام فرمود امریکا شیطان بزرگ است بعضی بزرگان توصیه می کنند مثل ایت الله نوری همدانی که می گوید همیشه حرف های امام را بخوانید و روحیه ی انقلابی و حماسی را داشته باشید این ها چیزهایی بود که امام ترویج می کرد.
تبیان: بخشی از دست اوردهای مهم امام در بیرون ازمرزهای ایران بود که مستضغفان را بالا آورده بود کسانی که پایین بودند ما برای نگه داری این جوامع وگروه ها که همچنان درفشار هستند اگر روابط ایران به نحوی با کشورهای اروپایی مناسب بهبود یابد ما با این دسته که در حال حاضر به فرهنگ فرهنگ امام متکی هستند ما در نتیجه باید ان ها را تضعیف کنیم یا تقویت . غربی ها طبیعتا با تقویت آن ها موافق نیستند در این مشکل چه راهکاری باید داشته باشیم؟
اشراف به حضرت نوح می گفتند که فقط به ما بها بده نه به مستضعفان. الان امام می گوید ما باید مستضعفین را حمایت کنیم درعین حال ما باید تعامل داشته باشیم و انتظار کمک نداشته باشیم و حمایت از مستضعفین یک عزت است رضایت خداوند است که اگر ان ها را یاری کنیم خدا هم مارا یاری می کند.
تبیان: شما از مردم و مسئوولان استان کردستان برای حفظ دست اوردهای فرهنگی که امام به ارمغان آورده است ، چه توصیه ای دارید ؟
همه ی ما باید شکر گذار این نعمت های الاهی باشیم که این چنین انقلابی به دست امام خمینی (ره) اتفاق افتاد . چرا که تمامی شاخص ها در همین استان ، قبل و بعد از انقلاب قابل مقایسه نیست . درست است که یک سری مشکلات داریم ؛باید خدا را شاکر باشیم راه امام راه عزت و رفاه است راهی که هم دنیا را آبا د می کند هم اخرت را ، لذا انتظار از مردم و مسوولین این است که راه امام را ادامه دهند انشا الله برای این استان هم همه ی مسوولین دست به دست هم بدهند برای بهتر شدن وضع جامعه.

گفت وگوازسید محمد حسین دریاباری
ویژه نامه تبیان به مناسبت سالگرد ارتحال امام خمینی(ره)،شماره ۱۰۳٫خرداد ماه ۱۳۹۵

دکترصباح برزنجی درگفت وگوبا تبیان

دکترصباح برزنجی درگفت وگوبا تبیان

ایران توانست از حرکت ها و نهضت های آزادی بخش جهان حمایت و در مقابل بی مهری ها و عداوت ها و دشمنی های برادرانش مثل یوسف رفتار کند. من ایران را هر روز بهتر از گذشته می دانم

 اشاره

گفت و گوی حاضر که پیش روی شما است ،خبرنگار و سردبیر نشریه تبیان با دکتر صباح برزنجی انجام داده است. دکتر صباح برزنجی از مهمانان سومین پیش کنگره ی امام شافعی بود که از اقلیم کردستان عراق به ایران دعوت گردید. سومین پیش کنگره ی امام شافعی در سقز برگزار گردید. وی در این گفت و گو اوضاع فعلی و آینده ی عراق و منطقه را تشریح کرده است. او همچنین نقش ایران را در برقراری صلح و امنیت ستوده و افزود ایران هم اکنون ام القرای جهان اسلام است.ایران کشوری است با تنوع قومی، مذهبی، دینی، عمق تاریخی، مدنیت و تمدن چند هزار ساله که خدمات فراوانی به جهان اسلام کرده است و می کند. وی در این گفت و گو اظهار داشت به وحدت مسلمین در آینده خوش بین است و در خاتمه افزود: من ایران را هر روز بهتر از گذشته می دانم

متن کامل گفت و گو به شرح زیر است.

تبیان: آقای دکتربرزنحی من از نشریه ی تبیان ، وب سایت آوای امین و شافعی نیوز به حضور شما رسیدم نخستین سوال این است که ابتدا خودتان را معرفی و بفرمایید که به چه کارهایی مشغول هستید تا خوانندگان ما بیشتر شما را بشناسند

ج: بنام خدا ، من صباح برزنجی هستم دارای دکترای مبانی فقه و حقوق .استاد دانشگاه های کردستان عراق می باشم ودر دانشگاه توسعه ی انسانی در سلیمانیه فعالیت دارم و با دانشکده ی امام اعظم در بغداد درامورگوناگون همکاری می کنم . حدود تقریبا 15 سال در دانشگاه های کردستان تدریس می کردم . بعد ها نماینده ی پارلمان اقلیم کردستان عراق شدم . الان مشغول به کارهای فرهنگی و رییس مرکز ذهاوی برای مطالعات فکری هستم.

تبیان: اگر ممکن است از وضعیت عمومی منطقه که تحولات پی درپی وسریع در آن درحال جریان و وقوع است توضیح داده وآینده راچگونه ارزیابی می کنید؟

ج: متاسفانه منطقه ای که ما در آن زندگی می کنیم در وضع نا مطلوبی به سر می برد . مشکلات سیاسی و مشکلات قومی و مذهبی فراوانی دامنگیر ملت های منطقه شده است . این امر به خاطر سیاست های غلط برخی از حکام منطقه به ویژه حکام کشورهای عربی است . ما در وضعیت خیلی بحرانی زندگی می کنیم بعد از سال 2011 که جریاناتی در دنیای عرب پیش آمد و باعث سرنگونی رژیم تونس و رژیم مبارک و اغتشاشاتی در سوریه شد و نیزباعث وضعیت بسیار اسف بار در یمن شد، وضعیت نابسامان عراق را که هم شما در نظر دارید که تکفیری ها به جان ومال مردم وبه خاته وکاشانه مردم عراق وبالاخره به موجودیت سیاسی و اجتماعی این کشور یورش آورده اند و مردم کردستان عراق را مورد حمله قرار داده اند . اوضاع ترکیه را هم خوب می دانید. دشمنان اسلام در نظر دارند که جنگی فاقد معنی بین شیعه و سنی و جنگ های قومی و قبیله ای و منطقه ای راه بیندازند به خاطر این که منابع طبیعی  به ویژه نفت این ملت ها را به یغما ببرند و در عوض سلاح های از رده خارج شده ی خودشان را با پول هنگفت به ما باز بفروشند تا این که زندگی و ادامه ی حیات اسراییل و مشکلات اقتصادی این غده ی سرطانی را تأمین کنند. این وضعیتی است که واقعا هر مسلمان خردمندی را به لرزه در می آورد .آن هایی که حقیقتا به فکر اسلام و مسلمین هستند این مسایل را درک می کنند و سعی می کنند که امت اسلامی را بیدار کنند. ما در این منطقه جمهوری اسلامی را می بینیم که احساس مسئوولیت می کند نمی خواهد طرفی باشد در این جریان ها، می خواهد فراتر و بالاتر از تعصبات قومی و مذهبی عمل کند ، ایران هم با خویشتن داری وهم سعه ی صدر در مقابل سیاست های غلط حکام عرب عمل می کند. اما ما امیدواریم به وحدت اسلامی و اتحاد مسلمین وبا  هوشیاری علما ، دانشمندان ، اهل قلم و صف واحد مسلمین ، این توطئه ها را خنثی کنیم.

تبیان: شما عضو پارلمان اقلیم کردستان عراق بودید ، علاوه براین استاد دانشگاه های بغدادهم هستید و اشراف به مسایل فرهنگی ، سیاسی و اجتماعی منطقه دارید . چشم انداز روشنی از وحدت اسلامی در جوامع اسلامی را پیش بینی می کنید احتمال می دهید وحدت موردنظربدست آید ، چون این وحدتی که مورد نظر طراحان و منادیان وحدت بود برای پیشرفت جهان اسلام، چنین اتحاد و دورنمایی از آن رااصلا پیش بینی می کنید؟

ج:  من خوش بین هستم به این که ما زمینه های وحدت و نقاط مشترک زیادی بین مسلمین داریم و الطاف الهی حامی مسلمین و امت اسلامی بوده و هست . هر چند در مقاطعی از تاریخ مشکلات و حتی درگیری هایی را شاهد بودیم باز هم امیدواریم و خوش بین هستیم ، چون زمینه های فرهنگی وحدت بخش و زمینه های سیاسی و اقتصادی وحدت زا که مشترک بین ملت ها و کشورهای اسلامی می باشد، ان قدرزیاد هست که بتواند بر مشکلات و عقده های تاریخی غالب شوند. هر چند عده ای هستند که خیلی نسبت به آینده بدبین می باشند اما ما خوش بین هستیم ،چون ما این اوضاع را همواره گذرا و مقطعی می دانیم. کافی است که اهل خیر به میدان بیایند و خردمندان و سیاستمداران زبده و خبره ی جهان اسلام به ویژه سیاستمداران و دولتمردان ایران اسلامی با عمق تاریخی و عمق اندیشه ای که دارند به میدان بیایند و درهای بسته را باز کنند. درهایی که حتی کشورهای دیگر هم ببندند، این ها قدرت این را دارند که باز کنند ، چون تاثیر تمدن ایرانی در تاریخ اسلام خیلی زیاد بوده، در مقاطعی خیلی سخت تر از این مقطع که ما زندگی می کنیم، توانسته اند درد مسلمین و امت اسلامی را دوا کنند.

تبیان: با توجه به این که ما هر چه فعالیت برای وحدت و تحکیم مبانی آن انجام می دهیم ، از آن طرف دشمنان هم بیکار نیستند و با ابزارهای پیچیده بیشتر در تلاش هستند تا اختلاف ایجاد کنند . ما برای خنثی کردن ابزارهای آن ها و یا پر ثمر کردن تلاش هایمان وتحکیم مبانی وحدت و احرایی ساختن آن چه راه هایی را باید در پیش بگیریم؟.

ج: حقیقتا دشمنان اسلام برای ایجاد مشکلات متعدد، اعم از مشکلات سیاسی، فرهنگی ، نظامی و اقتصادی ساکت نمی نشینند. آن ها به این کشورها و منابع انسانی و منابع طبیعی آن ها  و به این موقعیت ژئوپولوتیکی که جهان اسلام مخصوصا خاورمیانه دارد، طمع دارند ، اما خلوص نیت مسلمین کلید حل این مشکلات و خنثی نمودن توطئه های آن ها می باشد. اولا سیاستمداران ، دولتمردان ، علما و دانشمندان اگر با هم باشند با هم فکری و هماهنگی و وسعت بینش به دور از تعصبات قومی و مذهبی می توانند همه ی این توطئه ها را خنثی کنند. مخصوصا ایران اکنون ام القرای جهان اسلام است. کشوری است با تنوع قومی ، مذهبی ، دینی ،عمق تاریخی، مدنیت و تمدن چند هزار ساله که خدمات فراوانی به جهان اسلام کرده است و می کند و رهبری دور اندیشی که دارد ، من خوش بین هستم که هر چند دشمنان توطئه های زیادی تدارک ببینند ان شاء الله مسلمانان منطقه ، ایران اسلامی و امت های ستم کشیده باز موفق از این توطئه ها بیرون خواهند آمد.

تبیان: اگر مقدور است برای خوانندگان ما از وضعیت داخلی عراق ، چه در منا طقی که اعراب ساکن هستند ، چه درمنا طقی که کردها و یا منا طقی که اقوام دیگری ساکن هستند وبه عبارت دیگر در مجموع ، الان اوضاع عراق را برای آینده چگونه می بینید با توجه به این که محور اصلی توطئه ها در سمت و سوی عراق ، سوریه ولبنان دور می زند، شما وضعیت آنجا را چطورتحلیل می کنید؟

ج: ما معتقدیم که عراق به گذشته نباید باز گردد و هرگز باز نخواهد گشت . چون از بد و تشکیل دولت جدید عراق و از سال 1920 و 1921 تا سال 2003 اقلیتی از برادران عرب سنی در این کشور زمامدار و حاکم بوده اند، و از سال 2003 به بعد پس از تقریبا هشتاد  سال قدرت وحکومت برادران عرب ، نتوانستند با دیگراقوام وطوایف کشور با برابری و برادری عمل کنند، آن ها با تعصب و خودکامگی رفتارکرده وسیاست های نادرستی را در پیش گرفتند. جنگ هشت ساله را به ایران تحمیل کردند، بعد کویت را اشغال کردند. علاوه بر این که در طول این سال ها به شیعیان و کردها ستم های بسیار شدیدی وارد کردند. چهار یا پنج هزار روستای کرد نشین را از نقشه ی سیاسی محو کردند و ده ها هزار نفر از کردهای مبارز را به زندان ها یا جوخه های مرگ فرستادند. علاوه بر این دانشمندانی چون محمد باقر صدر که مجتهدی کم نظیر بود را شهید کردند و علمای ما را به چوب اعدام آویختند. این ها تجربه ی تلخی درکارنامه دارند . وقتی که وضعیت سیاسی عراق تغییر کرد و رژیم فاشیستی بعث سقوط کرد، آن ها نتوانستند تحمل کنند ، یا بفهمند حرکت تاریخ را . وقتی که دولت جدید عراق که ما به آن جمهوری دوم می گوییم در عراق با ساختار و نقشه ی جدید به وجود آمد که در آن کردها و شیعیان در آن شریک شدند، این ها آمدند مشکل تراشی کردند و جنگیدند و حتی تروریست های خارج از مرز را به عراق آوردند و این وضعیتی که الان پیش آمده ما را در وضعیت بسیار بحرانی قرار داد. از نظر سیاسی ، اقتصادی و حتی از نظر اجتماعی الان ما سه میلیون حواله داریم از برادران عرب . این حرکت تنظیم الدوله که خودشان به آن داعش می گویند یا به داعش مشهورند این گروه در عراق مزید بر علت شده است و باعث شده است که وضعیت سیاسی و اقتصادی مردم عراق در معرض تندباد قرار بگیرد . ما فعلا مشکل سیاسی داریم ، چگونگی ساخت این کشورباید بر اساس رضایت همه باشد در کشور مسایل خیلی مهمی است. در کردستان ما مشکل داریم ، مشکل سیاسی داریم بین احزاب حاکم. این ها در این بیست سال که حکومت کردند تاکنون نتوانستند مشکلات سیاسی با داعش و مشکلات سیاسی اقتصادی با حکومت مرکزی و آنچه که مردم ما خواهان آن هستند راحل کنند. ما نیاز داریم با اراده ی خودمان به دور از تلقینات خارجی مخصوصاً غربی ها که چشم طمع به منابع و امکانات ما دوخته اند، به خودمان بیاییم و سیاستی روشن و تدابیر جدی برای حل این مشکلات اتخاذ کنیم. طیف خاصی نمی تواند عراق را اداره کند . ما باید خود را از تمرکز زدایی قدرت دور بیندازیم. شیعیان سهم خود و عرب سنی سهم خود و کردها هم سهم خود را از اداره ی مملکت داشته باشند و یک قانون اساسی ، همه ی ما را جمع کند . عراق را بار دیگر بسازیم و با کشورهای دیگر به ویژه کشورهای همجوار، روابط اقتصادی ، سیاسی و فرهنگی داشته باشیم . مخصوصا با ایران که ما حدود 1400 کیلومتر مرز مشترک داریم و هم با کشورهای دیگر روابط داشته باشیم.

تبیان: شما چند بار به ایران سفر کرده اید؟

ج: من خیلی به ایران سفر کرده ام و رابطه ی ما با ایران یک رابطه ی قلبی است و یک رابطه ی صمیمی است و حتی اگر ایران نباشم قلبم در ایران است . چون من جوانی خود را در این جا سپری کرده ام . تحصیلاتم را در دانشگاه تهران به پایان رسانده ام. ما ملت ایران را ملت بزرگی می دانیم که می تواند فایق بر مشکلات باشد. هر مشکلی هر چند سنگین و دشوار باشد ملت ایران ان شاء الله بر آن فایق می آید و غلبه می کند و دولت و نظام جمهوری اسلامی ایران را یک دولت و نظام مردمی و خیلی قوی و توانمند می دانیم که همه ی دنیا در مرحله ای علیه این نظام بودند و این نظام توانست با تکیه بر اعتقادات ، مردم ، جانبازی ها و جانفشانی ها موفق و منصور باشد. جنگ هشت ساله را پشت سر گذاشت و توانست ایران را همچنان آباد نگاه دارد و همچنین از حرکت ها و نهضت های آزادی بخش جهان حمایت بکند و حتی در مقابل بی مهری ها و حتی عداوت ها و دشمنی های برادرانش مثل یوسف رفتار کند. من ایران را هر روز بهتر از گذشته می دانم ولی مشکل مردم ما این است که زیاد به مناطق دیگر سفر نمی کنند و گر نه نعمت های این جا فراوان است و امکانات زیاد است و باید بیشتر و بهتر از آن استفاده شود.

 

سید محمد حسین دریاباری   

مردم به حرف دوستان گوش فرا دهند و تلاش کنند در مظاهر وحدت شرکت کنند نه مظاهر اختلاف

حجت الاسلام والمسلمین حسینی شاهرودی نماینده ی ولی دراستان کردستان درگفت وگوبا نشریه تبیان

مردم به حرف دوستان گوش فرا دهند و تلاش کنند در مظاهر وحدت شرکت کنند نه مظاهر اختلاف

تبیان: با توجه به فرا رسیدن ماه ربیع، ماه مولود النبی و هفته ی وحدت، وحدت را تعریف کرده و بفرمایید منظور و مقصود از آن چیست و اهمیت آن اکنون برای جامعه ی ما چه می تواند باشد؟

ج : حلول و ورود به ماه ربیع الاول را تبریک عرض می کنیم. ولادت میمون و مبارک پیامبر گرامی اسلام دراین ماه اتفاق افتاده است. پیامبراعظم گل سرسبدعالم بشریت است لذا در ولادت شخصیتی بزرگوار که توانست هدایت بشریت را به عهده بگیرد و مأمور شد بشریت را از ظلمت ها نجات دهد و بشریت را به سوی نور و خدا هدایت کند ما باید در چنین روز و ماهی نسبت به او ارادت بورزیم.

شخصیتی که همواره خدای تبارک و تعالی بر او درود می فرستد. . « آن الله و ملائکته یصلون علی النبی یا ایهاالذین امنوا صلواعلیه و سلموا تسلیما» یصلون فعل مضارع است فعل مضارع دلالت بر استمرار دارد یعنی همواره درود می فرستند. خوب ما هم باید این ارادت رانسبت به این شخصیت بزرگ نشان بدهیم. لذا ماه ربیع المولود این ویژگی را دارد.

پیامبر گرامی اسلام منشأ وحدت امت اسلامی است، یعنی امت اسلامی از هر مذهب یا از هر قوم و زبان و طایفه ای که باشند همه نسبت به پیامبر گرامی اسلام ارادت داشته و نسبت به او حساسیت دارند او را پیامبر خودشان می دانند. او را اشرف مخلوقات می دانند و چون او منشأ وحدت است می شود این ایام را جشن گرفت و شادی کرد. با هم و در کنار هم نشست. بهترین موقعیت ولادت پیامبر گرامی اسلام است. به لحاظ تاریخی هم در اهل سنت و هم تشیع درباره ی ولادت پیامبر دو قول است، منتهی مشهور در شیعه یک چیز است و مشهور در اهل سنت چیز دیگر. درمیان مورخان و علما اهل سنت که 12ربیع را ولادت پیامبر دانسته اند قول مشهور است. ولی درمیان آن ها جمعی هستند که 17 ربیع را ولادت پیامبر دانسته اند اما این قول مشهور نیست. درمیان علما و مورخان شیعه هم هر دو قول یعنی 12ربیع و 17ربیع را ولادت پیامبر بدانند وجود دارد اما مشهور17 ربیع می باشد. لذا ابتکار حضرت امام(ره) این بوده که بیاییم به جای یک روز یک هفته جشن بگیریم برای ولادت پیامبر گرامی اسلام آن هم از 12ربیع تا 17ربیع. اسمش را می گذاریم هفته ی وحدت. چه در میان شیعه و چه اهل سنت اشکالی دیده نمی شود که ما برای پیامبر یک هفته جشن بگیریم. پس منشأ و سر چشمه ی اعلام هفته ی وحدت در جمهوری اسلامی این بود.

هفته ی وحدت در ایران و در بسیاری از کشور های اسلامی پذیرفته شد. این اتفاق، اتفاق مبارکی است. بدون شک این اتفاق منشاء یک امر بزرگتری است وآن این که امت اسلامی، امت واحده است. «ان هذه امتکم امه واحده وانا ربکم فاعبدون » یعنی این که امت اسلامی یک امت واحدی است، هر چند ممکن است در داخل خودش اختلافاتی داشته باشد این امر طبیعی و بدیهی است. یک امت ممکن است یک جور فکر نکند در میان یک امت سلایق مختلف و برداشت های مختلف وجود دارد، این اختلافات هم که وجود دارد از روی هوای نفس نیست، هرکدام از آیه ای از قرآن چیزی می فهمند و دیگری به نحوی دیگر می فهمد.

گاهی حتی یک روایت از پیامبر اسلام همانند قرآن به آن عمل می شود و همه ی ما به آن عمل می کنیم. حدیثی که یقین حاصل شود که از پیامبراسلام است. منتهی گاهی برداشت از آن متفاوت است یا روایاتی که نقل شده را معتبر نمی دانیم چون در وثاقت راوی تردید داریم. یعنی این راویان از کجا معلوم که راست گفته باشند، شاید از خودشان کمی اضافه کرده باشند. این و اموری از این دست باعث خدشه در برخی از احادیث می شود. اگر هر حدیثی معلوم شود از پیامبراسلام است برای همه ی ما معتبر و سند می باشد. باید به آ ن عمل کنیم پس ببینید گاهی اختلافات این جوری است.

یا در مسئوولیت ها یک وقت می گوییم این شخصیت می تواند این حرف را بزند مثلا ما می گوییم ائمه «ع» هر آ نچه که می گویند از پیامبر می گویند و از او نقل می کنند به آن می توانیم عمل کنیم. این اختلافات که در مسائلی ایجاد شد اختلاف در مسائل اصلی نیست. مسائل اصلی ما عبارت است از این که خدایمان واحد است «انا ربکم فاعبدون».

این امت، امت اسلامی و واحد است. بله همه ی ما مسلمانیم. کسی که شهادتین را گفته مسلمان است و احکام اسلامی بر او مترتب می باشد. اندیشه های تکفیری را نگاه نکنید این ها به یک معنا اصلا جزو امت اسلامی نیستند. این ها اصول اسلامی را قبول ندارند یکی از آن اصول این است که هر کس گفت «اشهد آن لا اله الا الله و اشهد آن محمدا رسول الله» می شود مسلمان پس چون مسلمانیم در امت واحده هستیم. همه ی ما قرآن را قبول داریم کتابمان یکی است. این که در گوشه و کنار درباره ی قرآن گفته می شود شیعه اعتقاد به این دارد و سنی اعتقاد به آن دارد غلط است، کتاب خدا تنها قرآن است و سخن خدا قرآن. این کتاب را هم شیعه و هم سنی قبول دارند، یک کلمه ی قرآن شیعه و سنی فرقی ندارد. چنین حرف هایی تبلیغات دشمنان اسلام بود که می خواستند با بیان این که قرآن شیعه و سنی متفاوت است، بین صفوف مسلمانان اختلاف ایجاد کنند. هیچ چیز بر قرآن ترجیح ندارد و یک کلمه ی قرآن شیعه و سنی فرق نمی کند. یک ذره اعتقاد شیعه و سنی نسبت به قرآن فرق نمی کند. نسبت به پیامبر هم همین طور است و حتی نسبت به اهل بیت پیامبر نیز همینطور است. این که این ها اهل بیت پیامبرند و دارای احترام اند، دارای دانش و معنویت هستند، در این خصوص بحثی وجود ندارد. شاید در مصداق اهل بیت بحث شده است. این می گوید مصداق اهل بیت این است، آن یکی می گوید مصداق اهل بیت این است « إِنَّما یُریدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهیرا » این آیه ی قرآن را کسی بحث ندارد. « قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبى » عشق ورزی و محبت به اهل بیت مراد این آیه است، کسی در این باره بحثی ندارد.

پس بنابر این همه ی این ها می شود مظهر وحدت. این که گفتید وحدت به چه معناست؟ وحدت آن است که همه ی مسلمانان با حفظ عقاید خویش در امور کلی که مشترکات آن ها است چه در زمینه ی دینی ، مذهبی و چه مسائل اجتماعی متحد باشند و از نفوذ دیگران و اجانب در امور خویش جلوگیری کنند. وحدت به این معنا که همه ی مسلمانان باید یک جور و یکنواخت فکر کنند نیست.

اسلام از هیچ کس نخواسته که همه یک جور و یک شکل فکر کنند. اما می توانیم به هم نزدیک شویم. یکی از بعد سیاسی و دیگری هم از بعد علمی و مکتبی، از بعد سیاسی می توانیم به هم نزدیک شویم علت آن این است که ما مسلمانان هر شکلی نگاه کنیم یک مجموعه هستیم.

پس باید نسبت به هم الفت داشته باشیم و نسبت به هم برادر باشیم، همان چیزی که قرآن می فرماید تفرقه نداشته و هر کدام دنبال چیزی نباشیم و این که ما منافع مشترک داریم اگر ما دست به دست هم بدهیم اتحاد اتفاق می افتد. « وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمیعاً وَ لا تَفَرَّقُوا وَ اذْکُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَیْکُمْ إِذْ کُنْتُمْ أَعْداءً فَأَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِکُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْوانا » همه باید به حبل الهی تمسک بجوییم و تفرقه ایجاد نکنیم. ما باید به قول قرآن سراغ دشمنان خدا که دشمن مشترک همه ی مسلمانان است نرویم. مسلمانان نسبت به خودشان باید رحماء باشند نسبت به دشمنان دین خدا و مسلمانان سرسخت. دشمنان خدا و رسول و مجموعه ی مسلمانان، مشرکان، یهودیان و نصارا هستند. باید در مقابل دشمن ایستاد.

پس از آن که اهمیت وحدت و اعتصام به حبل خدا مطرح شد به مذمت از تفرقه پرداخته و نتایج شوم آن را یاد آور گردید سپس به مسلمانان فرمود «واذکروا نعمت الله علیکم» این نعمت خدا را به یاد آورید که شما همه با هم دشمن بودید خداوند در قلوب شما الفت ایجاد کرد. الفت در لغت به معنای چسباندن است وقتی دو شئی با وسیله ای به هم میچسبند گفته می شود «الف» خداوند دل های شما را به هم پیوند داد بالاخره قلب های مسلمانان به هم گره خورده، دشمن در صدد است این گره ها را باز کند.

جدا بودن مسسلمانان نسبت به هم خلاف صراحت قرآن است. مفهوم برادری این است که همه عضو یک خانواده هستند اگر چه نظر، سلیقه و فکر در برخی از جهات مختلف باشد. اگر عزت داشته باشند عزت همه ی خانواده است و اگر ذلت داشته باشند نیز متعلق به همه ی خانواده می باشد. مفهوم برادری و هم خانواده بودن چنین اقتضایی دارد. مشکلات داخلی در جهان اسلام را باید با نشست حل کرد. اگر جهان اسلام و مسلمانان با هم متحد می شدند این سرمایه ای که دارند و این موقعیت جغرافیایی که دارند این قدرتی که در جهان اسلام است و بالاخره این پیشرفت ها به نفع جهان اسلام رقم می خورد، چند میلیون صهییونیست نمی توانستند به این شکل بر مسلمانان تاثیر بگذارند؟ یک کشور قدرتمند مسلمان می توانست با مقاومت در برابر همه ی دشمنان برای مستضعفان در اقصی نقاط جهان دفاع کند. برای این کشور مسلمان بودن مهم است فرقی ندارد که شیعه باشد یا سنی. اگر همه ی کشورهای اسلامی قدرتمند با ایران همصدا می شدند این سرمایه عظیم مسلمانان این گونه به تاراج نمی رفت.

الان ثروت های مسلمانان به عناوین گوناگون در اختیار غرب و دشمنان اسلام قرار می گیرد و به آتش و باروت تبدیل می شود و تحویل این منطقه می گردد و در نتیجه مسلمانان را به خاک وخون می کشد. این نتیجه ی اختلافات است که دربین مسلمانان و سران کشورهای اسلامی وجود دارد.

آنچه گفته شد وحدت در امور سیاسی بود. اتحاد مسلمانان یک نتیجه و اختلافات آن ها نتیجه ی دیگری دارد. اما از لحاظ مذهبی و علمی، در این خصوص هم قرآن مسلمانان را راهنمایی کرده است و می فرماید: وَ لَا تجَُدِلُواْ أَهْلَ الْکِتَابِ إِلَّا بِالَّتىِ هِىَ أَحْسَن) وقتی که شما با دشمنان فکری خویش مجادله می کنید به نحوی مجادله کنید که جدال احسن باشد.

جدال احسن آن است که سخنان شما منطقی و علمی بوده و رعایت ادب همراه آن باشد، با داد و فریاد نباشد وقتی قرار است مسلمان با دیگران به این نحو جدال کند. حال اگر ما در مقابل هم قرار گرفتیم چگونه باید با هم رفتار کنیم ؟ پس سزاوار این است که ما با هم بحث وگفت وگو کنیم بارعایت ضوابط و مقررات مذکور که که خدا و قرآن به ما اموخته است. اسلام توصیه کرده طرفدار حق باشید ما بحث می کنیم وحق هر چه باشد باید پذیرفت اگر چنین ظرفیت وتحمل پدید آید اصلا در زمینه های علمی برای مسلمانان اختلاف و بن بستی وجود ندارد. تقریب هم شاید همین است که ما تلاش کنیم دید گاه های یکدیگر را به هم نزدیک کنیم و یا چیزی که توهم اختلاف در آن است را موشکافانه بررسی نمائیم شاید اختلاف در آن نباشد بلکه برداشت اختلافی از آن شده است. اگر برمبنای قرآن عمل می شد به تقریب دست یافته بودیم باور کنید اگر بحث کنیم در 98 درصد از مسائل اختلاف نداریم و حرف هایمان یکی است. حتی چیزهایی که احساس می شود به ظاهر اختلاف داریم وقتی به فقه مراجعه می کنیم به مدارک این بحث ها مراجعه می کنیم در می یابیم اختلاف نیست می توانیم یک جور عمل کنیم، یک مساله را به عنوان نمونه عرض می کنم. الان این طور برداشت می شود که مهر گذاشتن اختصاصی شیعه است وهابیت یک چیزی را القا کرده که هیچ وقت هم در ذهن شیعه نبوده و نیست. پس این را شرک و کفر می داند. وقتی چنین موضوعی را به ما می گویند می گوییم همه معتقدند سجده بر خاک جایز است ما هم بر خاک سجده می کنیم منتها خاک را نمی شود روی فرش ریخت، خاک به یک شکل در آمد و بر روی آن سجده می کنیم این خاک سفت شده است که بصورت یک قالب درآمد این خاک است و زمین، وقتی که خاک شد. همه ی مذاهب سجده برخاک را ترجیح می دهند اما اشیاء دیگری که می گویند برآن می توان سجده کرد، همان اختلاف داخلی میان مذاهب اسلامی است. آن چیزی که بین همه ی مذاهب مشترک است همان سجده بر خاک است. اگر همه به فقه مذاهب مراجعه کنیم وحدتی این گونه پیدا می کردیم. یک بخشی از موارد وجود دارد که کم هم نیست این مشترک است ولی به حالت اختصاصی در آمده البته این موضوع هم در فقه شیعه و هم در فقه اهل سنت است بخشی از مسائل مورد اختلاف در فقه برخی در بحث کلامی حتی در مباحث تفسیری در میان علمای یک مذهب هم وجود دارد این بحث ها که نیاز به دعوا، درگیری و نزاع ندارد پس تقریب در این گونه مسائل چیست ؟ تقریب یعنی با بحث و گفت وگو در این مسائل تا یک جایی با هم نزدیک شویم آن جایی که نمی شود به هم نزدیک شد هر کدام نظر خودشان را دارند پس بنابراین با این طریق و روش می توان وحدت را کامل کرد. همه ی کشور های اسلامی به عنوان جهان اسلام می توانند وحدت سیاسی وحدت فرهنگی وحدت اجتماعی وحدت اقتصادی و وحدت علمی داشته باشند جهان اسلام سرمایه دارد می تواند خود به خوبی از آن بهره ببرد چرا باید به دامن دشمن اسلام بریزد. اگر مسلمانان در عرصه های گوناگون علمی، فرهنگی، سیاسی و. . . به هم نزدیک شوند می شود تقریب. در این صورت به تدریج می رویم به سمت امت واحده. دراین صورت این مفهوم تداعی می کند امتی که یک خدا دارند، کتاب واحد دارند وخلاصه یک فرمانده دارند و مشترکات فراوان دیگر.

تبیان: بابیانات شما مشخص شد وحدتی که از آن سخن گفته می شود وحدت استراتژیک و راهبردی است نه وحدت تاکتیکی؟

ج: بله همین طور است اصلا همین است آن کسانی که می گویند وحدت تاکتیکی است اصلا نفهمیدند وحدت چیست؟ اسلام و مبانی آن را هم نشناختند این تصور را می کنند که ما اختلافاتی داریم که نمی توانیم باهم کنار بیاییم. مثلا بحث اولی الامر را ببینید مباحث کلامی شیعه وسنی را مطالعه کنید ونظرات را جمع کنید می بینید که همین نظرات در عین این که مختلف هستند ولی قابلیت جمع دارند. تقریب کارش این است بگوید اول بیایید حرف های مذاهب مختلف را بفهمیم که چه می گویند سپس در خواهیم یافت که آن گونه که تصور اختلاف در آن می رفت نیست. گاهی اتفاق افتاده که ما حرف طرف مقابل را درست نفهمیدیم که چه می گو ید؟ تقریب کارش همین است که بیاید حرف ها را ریشه یابی کند و به راه حل منطقی رهنمون سازد وگاهی هم به مشهورات اکتفا کردیم مانند موضوع میلاد پیامبر که به مشهور اکتفا شد. فاصله هایی که بین شیعه و سنی پیدا شد بخشی توسط حکومت ها بود که با اختلاف سود می بردند و گاهی هم اشخاص، آنچه انجام می دادند بیشتر برای منافع مادی بوده است. وحدتی که ما دنبال آن هستیم این است که می خواهیم ببینیم که خدا چه می خواهد و چه می گوید؟ و قرآن چه می گوید؟ پس در نتیجه در مباحث و مسایل کلان به وحدت می رسیم «اختلاف امتی رحمه» شامل مسایل مربوط به داخل هر مذهب است چون این اختلاف موجب تضارب افکار واندیشه می شود و در نتیجه باعث پیشرفت و ترقی می گردد. پیامد این اختلاف اجتهاد و رشد علمی است. پس این اختلاف رحمت است. اختلااف به معنی امد وشد و رفت و امد نیز هست و به عبارتی دیگر با هم ارتباط داشتن است. پس یعنی ما با هم باید ارتباط داشته باشیم.

تبیان: بعد از انقلاب زمینه های وحدت فراهم شد و مردم هم نسبت به فرهنگ هم آشنایی بیشتری پیدا کردند. الان نهادهای متعددی مسوولیت ترویج و تشریح وحدت را بر عهده دارند به نظر شما این نهادها در داخل و خارج آن گونه که شایسته بود برای ترویج فرهنگ وحدت موفق بودند؟

ج: ما در گذشته وضعیت بدی داشتیم انشقاقی که بود دشمنان همواره بر حجم آن دامن می زدند. دشمنان سودجو و نیز دوستان نادان هم در این امر آن ها را کمک می کردند. مبانی افزایش اختلاف را پبدا می کردند و گاهی هم می ساختند. این نهادها باعث شدند خیلی از مسایل امروز در جهان اسلام روشن شود. همین نهادها توانستند شرایط را برای گفت و گوی علمای اسلامی فراهم کنند و مردم هم با فرهنگ مذاهب مختلف آشنا شوند. در نتیجه وحدتی حاصل شد با آگاهی و آشنایی. این نزدیکی دشمنان را مأیوس کرده است. بسیاری از مشکلات و اختلافاتی که بین مسلمانان بوده امروزه با همین مراودات حل شده است. بخشی از این کارها توسط همین نهادها انجام شده است. کلیات مبانی وحدت را امام مطرح کرده و مقام معظم رهبری با تاسیس مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی آن را گسترش داده و همواره هم بر وحدت همه ی مسلمانان تأکید دارند. اما این که موفق بوده اند یا نه به نسبت امکانات و توانایی موجود موفق بوده اند باید به آن سوی قضیه هم نگاه کرد. دشمنان هم بیکار نیستند آن ها با امکانات بیشتر وحتی چند برابر برای ایجاد اختلاف تلاش می کنند، چون مهمترین خطر برای آن ها این است که امت اسلامی با هم متحد شوند.

تبیان: با توجه به این که حضرتعالی نماینده ی ولی فقیه در استان کردستان هستید و با روحانیون شیعه و سنی و نیز مردم ارتباط تنگاتنگ دارید مهمترین رهنمود شما برای تحکیم وحدت چیست؟

چ: برخی از امور عقلی است نیاز به دلیل قرآنی روایی و امثال آن ندارد. همه می دانند که اگر ما با هم یکی باشیم مشکلاتمان را حل می کنیم و اگر دچار تفرقه شویم برای ما مشکلات و دردسر ایجاد می کنند. الان امنیتی که در ایران داریم چرا داریم ؟ چون متحد هستیم و دنبال رهبری هستیم و اگر خدای ناکرده دچار تفرقه بودیم وضعیت نامعلومی پیش روداشتیم. مردم باید به حرف دوستان گوش فرا دهند و حرف دشمنان را مورد توجه قرار ندهند. مردم تلاش کنند در مظاهر وحدت شرکت کنند نه مظاهر اختلاف.

   سید محمد حسین دریاباری

 چاپ شده درویژه نامه ی تبیان شماره 103سوم دی 1394

 

گفت و گوی سردبیر نشریه ی تبیان با سردار رجبی فرمانده ی لشکر ۲۲ بیت المقدس استان کردستان به مناسبت هفته ی دفاع مقدس

۱۱/۰۷/۱۳۹۴

گفت و گوی سردبیر نشریه ی تبیان با سردار رجبی فرمانده ی لشکر ۲۲ بیت المقدس استان کردستان به مناسبت هفته ی دفاع مقدس



سردار رجبی1سیدمحمدحسین دریاباری
اشاره:
نشریه ی تبیان در آستانه ی انتشار ویژه نامه ای به مناسبت هفته ی دفاع مقدس بود که مقرر گردید تا با فرمانده هان ومدافعانی که نقش مؤثری در هشت سال دفاع مقدس داشته و اکنون نیز در راهبردهای دفاعی و امنیت منطقه و کشور نقش ایفا می کنند، مصاحبه و گفت و گو انجام پذیرد. از این رو پرسش های نشریه ی تبیان به حضور سردار محمدحسین رجبی فرمانده ی لشکر ۲۲ بیت المقدس استان کردستان ارسال گردید. متن ذیل پاسخ پرسش هایی است که از سوی سردبیر نشریه مذکور ارسال شده است. متن جوابیه از دفتر فرماندهی قرارگاه استانی شهید شهرامفر به دفتر نشریه ی تبیان ارسال گردید. در این مصاحبه درباره ی دفاع مقدس، امنیت، بازدارندگی و قدرت کشورمان نکات ارزنده ای به چشم می خورد. متن گفت و گو به شرح زیر از نظر می گذرد.
تبیان- ابتدا درباره ی دفاع مقدس و ایثار و فداکاری نیرو های مسلح و بسیج مردمی برای خوانندگان توضیح فرمایید ؟
ج – همانطور که مستحضرید ۳۱ شهریور سالروز شروع جنگ تحمیلی از سوی رژیم بعث عراق علیه جمهوری اسلامی ایران ، به عنوان آغاز هفته ی دفاع مقدس نامگذاری شده است.
دفاع مقدس ما در زمینه های مختلف سیاسی، نظامی، اجتماعی، فرهنگی و … توانست معادلات جهانی معمول را بر هم زند و تحلیل های مادی دنیا پرستان را نقش بر آب سازد این حادثه ی عظیم، بی شک در یاد ملت ایران خواهد ماند و غرور و سرافرازی و حماسه آفرینی را در نسل های بعد بر جای خواهد گذاشت.
دوران هشت ساله ی دفاع مقدس و مشروح امت سلحشور ایران در حفظ و اعتلای نظام مقدس اسلامی و حراست از مرزهای عزت و شرف این مرز و بوم، به مثابه ی یکی از حساس ترین و بارزترین برهه های حیات راستین این ملت، همچون نگینی تابناک تا همیشه زمان، بر تارک تاریخ حماسه و ایثار و پایداری آزدگان جهان می درخشد. این حماسه ی عظیم مملو از فداکاری ها برخاسته از روح وحدت و ایمان بود که در سایه ی هدایت های رهبر کبیر انقلاب اسلامی، حضرت امام خمینی (ره) شکل گرفت و باعث احیای یک مکتب سازنده و نهضت های آرمانگرا و ایدئولوژی جهانگیر شد.
در واقع باید گفت که اگر حضور همه جانبه ی نیروهای بسیج مردمی در جنگ نبود، هرگز ما شاهد پیروزی های بزرگی مثل فتح خرمشهرو باز پس گیری سرزمین های اشغالی از دشمن نمی شدیم . این ادعا با ده ها دلیل قابل اثبات است .
حضور بسیج در کنار سایر نیرو های مسلح ، به عنوان ذخیره ی تمام نشدنی نیروهای مردمی، آنچنان در این جنگ نابرابر که تمام دنیا در مقابل جمهوری اسلامی قرار گرفته بود، موثر واقع شد که تمام معادلات نظامی و سیاسی دشمنان اسلام را به شدت برهم زد، و این در حالی بود که نیروهای مسلح جمهوری ایران با اتکا به قدرت الهی و پشتیبانی خالصانه ی مردم، با کمترین امکانات توانستند با پیروزی در این جنگ، برگ زرین دیگری را بر صفحات زرین تاریخ انقلاب اسلامی بیافزایند.
تبیان – چرا استکبار جهانی و ایادی آنان در منطقه، اندیشه ی جنگ با ایران را در سر پروراندند؟
ج – ملت ایران پس از سال ها مبارزه با پیروزی انقلاب اسلامی توانست استقلال خود را بدست آورد. با این وضعیت معلوم است که استکبار جهانی برای نابودی کشوری که از حلقه واسارت او خارج می شود، بسیج می شود، کما این که در جنگ تحمیلی، آمریکا و بسیاری از کشورهای دیگر در کنار عراق برای نابودی ایران ایستادند .
در این میان صدام نیز براساس فرصت طلبی و خصلت دست نشاندگی خود بر آن شد که به مطامع و خواسته های جاه طلبانه ی خود از طریق تحمیل جنگی ظالمانه بر ایران و مردم آن دست یابد .
تبیان – مهمترین دستاوردهای هشت سال دفاع مقدس چه بوده است ؟ تشریح فرمایید؟
ج – ما در دفاع مقدسمان دستاوردهای بیشماری داشتیم که می توان آن ها را در دو سطح داخلی و منطقه ای و بین المللی دسته بندی کرد که بطور خلاصه و اجمال مهم ترین دستاورد های داخلی دفاع مقدس عبارتند از :
۱- تقویت اعتماد به نفس و خود باوری
ما در دوران دفاع مقدس به این نتیجه رسیدیم که باید خود را باور کنیم و با تکیه بر توانمندی های خود ، به ویژه جوانان خداجو، کشور را اداره نماییم. تاثیر این خود باوری، بعد از جنگ در عرصه های مختلف اجتماعی، اقتصادی و فناوری های نوین دفاعی نمود فزاینده ای داشت.
۲- شکوفایی استعداد و خلاقیت
از جمله چیزهایی که در جنگ طولانی هشت ساله رخ داد. بروز خلاقیت ها، نوآوری ها و اعمال بدیعی بود که درابعاد مختلف صورت گرفت. از ابتکار عمل های داعیانه ی رهبر فقید انقلاب اسلامی در مسایل و تصمیمات استراژیکی جنگ گرفته، تا ابتکارات و نو آوری های نیروهای بی ادعا و خالص بسیجی خلاقیت های بی شمار در زمینه ی تدارک تجهیزات جنگی و لجستیکی، مانند ایجاد پل های خیبر و اروند رود، نقش ویژه ای در پیروزی عملیات ها ایفا نمود.
۳- رشد باور های دینی
رشد باور های دینی در دوران دفاع مقدس بسیار چمشگیر بود. همه چیز ما در جبهه و پشت جبهه، رنگ و صبغه ی الهی به خود گرفته بود. میادین نبرد و سنگر های رزمندگان، آکنده از حضور خدا و اهل بیت (علیهم السلام) فضای کشور را به عطر ایمان و معنویت معطر کرده بود و روح عبودیت در مردم موج می زد؛ حتی بی تفاوت های جامعه در این فضای معنوی به خود آمده، تحول عمیق درونی در آن ها ایجاد شد.
۴- تولد تفکر بسیجی
تفکر بسیجی که ایدئولوژی کار آمد دفاع مقدس بود، در مدرسه ی عشق امام راحل (رحمت الله علیه ) عینیت یافت و تربیت یافتگان این مدرسه ،زیبا ترین حماسه ها را در تاریخ رقم زدند و امروز قداست و طهارت بسیج مرهون ایثار و شهادت طلبی های بسیجیان دوران دفاع مقدس است، که هرگز نباید مورد مصرف سیاسی و صنفی قرار گیرد.
و اما مهمترین دستاوردهای بین المللی و منطقه ای دفاع مقدس عبارتند از :
۱- تثبیت اقتدار جمهوری اسلامی ایران
جمهوری اسلامی ایران ناخود آگاه به جنگی تمام عیار خوانده شده که بر اساس پیش بینی کارشناسان نظامی و سیاسی، توان مقابله ی ایران سه روزه بود. اما پس از گذشت هشت سال دفاع دلیرانه ی رزمندگان، نه تنها دشمن نتوانست یک وجب از خاک کشورمان را اشغال کند، بلکه در اوج درماندگی و عجز قرار گرفت، و همگان به عظمت ، پایداری و اقتدار جمهوری اسلامی ایران اعتراف نمودند. امام راحل (ره) در این باره فرمودند: ما در جنگ ریشه های انقلاب پر بار اسلامی مان را محکم کردیم.
۲- تضمین استقلال کشور
کشوری که مقتدر است، استقلال دارد. دشمن بعثی طی هشت سال، استقلال و آزادی ما را به چالش کشاند، اما با اثبات اقتدار نظام توسط رزمندگان ، استقلال کشور نیز تضمین شد .
۳- تولد استراتژی نوین دفاعی امروزه استراتژی های دفاعی و تهاجمی بر اساس مبانی کلاسیک و علوم نظامی تعریف می شوند؛ اما در دفاع مقدس، دنیا با شکلی از دفاع مواجه شد که نیروی انسانی واراده ی درونی او نقش اول را در دفاع داشت. عنصر ایمان و عشق به خدای متعال، امروزه مقوله ای است که در محافل علمی و نظامی جهان به عنوان یک استراتژی نوین مورد مطالعه است .
۴- ایجاد الگوی مبارزه با قدرت های بزرگ
از برکات هشت سال دفاع مقدس، اریه ی الگویی از مبارزه برای کشورهای اسلامی و مستضعفان جهان است. امام راحل(ره ) یکی از برکات جنگ را الگو گیری کشو.رهایی چون فلسطین، افغانستان و … در مبارزه علیه ستمگران و سلطه گران دانسته اند .
۵- اثبات مظلومیت ایران در جهان
جمهوری اسلامی ایران که مورد هجوم ناجوانمردانه ی دشمن قرار گرفته بود، فریاد مظلومیت خود را به گوش جهانیان و مجامع بین المللی رسانده بود، ولی توجه جدی به خواسته های ایران نمی شد؛ گویی همه می خواستن صدام پیروز میدان شود، اما صدور قطعنامه ی ۵۹۸ و اعلامیه ی دبیر کل وقت سازمان ملل و نیز تجاوز عراق به کویت که اعتراف رسا نه ها و کشور های مختلف مبنی بر متجاوز بودن عراق را در پی داشت، سند مظلومیت جمهوری اسلامی ایران را امضا نمود و همگان به حقانیت ایران اعتراف کردند.
تبیان – قدرت چیست و عوامل قدرت ساز چه چیزمی تواند باشد ؟
به طور بسیار خلاصه می توان گفت که قدرت، توان تاثیر گذاری است. که به بخش هایی از جمله قدرت سخت که ریشه در اقتصاد – ابزار نظامی – جمعیت – ثروت و منابع طبیعی و … دارد و قدرت نرم که منابع آن دین – ارزش ها – باورها ایدئولوژی و دانش هستند تقسیم می شود. امروزه در عرصه ی رقابتها ی کنونی در سطح جهانی، تعریف جدید ی از قدرت که از آن به نام قدرت هوشمند به معنای ترکیب دو قدرت نرم و سخت یاد می کنند، موضوعیت جدی پیدا کرده است. قدرت های استکباری با بازخوانی مبانی قدرت نرم خویش، در پی باز سازی این بخش غیر قابل اغماض از قدرت هستند. اکنون نظریه پردازان بر تقدم قدرت نرم بروجوه دیگر قدرت کمترین تردیدی ندارند و هر روز در پی معنا بخشی به آن هستند. محاسن قدرت نرم از جمله: کم هزینه و پراثر بودن، اجتماعی بودن، اقناعی بودن و توان ایجاد خود انگیختگی در جامعه ی هدف برای تعقیب صاحبان قدرت، نظر سیاستمداران را به خود جلب کرده است.
انقلاب اسلامی ایران که با تکیه بر ایمان به خدا و روحیه ی شهادت طلبی بر قدرتمند ترین رژیم منطقه و آمریکا پیروز شد، عالی ترین شکل قدرت نرم را رقم زد.
تبیان – ایران در منطقه یک کشور قدرتمند شناخته می شود. چرا و چگونه؟
ج – بدلیل این که
۱- متکی به خداوند متعال و مردم کشور خود می باشد.
۲- متکی به هیچ قدرت به اصطلاح جهانی نیست.
۳- انقلاب اسلامی برای مردم دنیا پیام دارد، پیامی همراه با منطق
این روند را مردم دنیا به ویژه مردم آزاده ی دنیا و ستمدیدگان جهان بخوبی می فهمند به همین خاطر است که روز به روز به مردمی که علاقمند به انقلاب اسلامی است افزوده می شود.
تبیان – درباره ی مقوله ی امنیت و بازدارندگی توضیح بفرمایید؟
ج – مسأله ی امنیت یکی از موضوعاتی است که ذهن بشر را در تمامی اقشار به خود مشغول داشته و عدم وجود آن موجبات نگرانی وی را فراهم آورده است. اما ارتباط چندین جنبه ی این مفهوم با مسائل اقتصاد، سیاست، اجتماع عملا درک این واژه را دشوار ساخته است. بنابراین ایجاد امنیت در جامعه و فراهم نمودن بسترهای مورد نیاز جهت برقراری امنیت در محیط زندگی عمومی افراد در جامعه وابسته به عواملی از قبیل حفظ وحدت و انسجام ملی و قانون گرایی و … می باشد.
نظام مقدس جمهوری اسلامی به لحاظ استکبار ستیزی بیش از ۳۰ سال است که از جانب استکبار جهانی و در راس آن آمریکا در زمینه های متعدد که بارزترین آن، زمینه های نظامی است مورد تهدید واقع می شود.
امروزه معنای امنیت علاوه بر مسائل جانی و مالی به حوزه های متفاوت آزادی، مشارکت سیاسی، تامین اشتغال و رفاه و حتی بهره گیری از اوقات فراغت و بر آوردن استعدادها هم کشیده شده است. مقوله ی امنیت قدمتی به وسعت تاریخ بشری دارد در تاریخ ما جامعه ای سراغ نداریم که دیر زمانی فارغ از دغدغه و معضلات امنیتی، روزگار را سپری کرده باشد. باز دارندگی یعنی اتخاذ تدابیر گوناگون و اقدام معمول از سوی یک دولت برای مایوس کردن دولت یا دولت های دیگر از پیگیری سیاست های تهدید آمیز با اقدام تجاوز کارانه و یا استراتژی جنگ محدود در صورت وقوع و یا تدابیری که از بروز جنگ یا تهدید ممانعت می کند. بازدارندگی به عنوان عنصری از دیپلماسی یا راهبرد ملی مفهوم نوظهوری نیست بلکه روش های قدیمی و عادی است که از آغاز تمدن بشری تاکنون افراد گروه ها و دولت ها آنرا اجرا کرده اند.
تبیان – این که رسانه های غربی می گویند ایران از امنیت برخوردار است، برچه اساس است و عوامل امنیت ساز چییست؟
ج – این که ایران دارای امنیت است در آن شکی نیست، اما این موضوعی که آن ها می گویند تنها اعتراف به یک واقعیت نیست بلکه آن ها هدف دیگری را در پس بیان این واقعیت دنبال می کنند و آن این است که می گویند ایران امنیت دارد و در جهان به عنوان یک کشور قدرتمند محسوب می شود دیگر چه لزومی دارد که از نهضت های آزادی بخش حمایت کند؟
عوامل امنیت ساز: ۱- مردم علاقمند به نظام و رهبری ۲- نیرو های مسلح با ایمان و فداکار
تبیان – قدرت بازدارندگی را تشریح و عوامل این قدرت را بیان فرمایید ؟
ج – باز دارندگی یعنی اتخاذ تدابیری گوناگون و اقدام معمول از سوی یک دولت برای مایوس کردن دولت یا دولت های دیگر از پیگیری سیاست های تهدید آمیز یا اقدام تجاوزکارانه و یا استراتژی جنگ محدود در صورت وقوع و یا تدابیری که از بروز جنگ یا تهدید ممانعت کند. که عوامل متعدد و مختلفی دارد که ازجمله ی آن آمادگی و توان نظامی است .
راهبرد بازدارندگی در معنای نظامی آن از طریق نیروهای مسلح تامین خواهد شد
ایران در راهبرد بازدارندگی خویش کوشیده تا متناسب با تهدیدات، راهکارهای جدیدی در پیش گیرد. دفاع مسطح یا موزائیکی که در اصطلاح نظامی با نام اجبار دشمن به جنگ زمینی شناخته می شود، جنگ نامتقارن، و غیره از جمله ی این راهکارها هستند. یکی دیگر از جنبه های بازدارندگی نظام ایران تهدید کشورهای همسایه به تلافی همکاری با امریکا در حمله به ایران می باشد.
هدف از این سیاست در درجه ی اول فرستادن این پیام برای کشور های همسایه است که ایران به دنبال تجاوز به خاک هیچ کشوری نمی باشد، اما نمیتواند بپذیرد که خاک کشور همسایه اش به مأمنی برای دشمنانش در حمله به ایران تبدیل شده است. بنابراین، در صورتی که این کشورها با ایالات متحده همکاری نمایند. باید انتظار پاسخی قاطع و سریع از جانب ایران را داشته باشند.
تبیان – توان داعش در چه حدی می باشد که ارتش چند کشور نمی توانند باآن مقابله کنند؟
ج – توان داعش توان بالایی است و در آن شکی نیست و اما این که ارتش چند کشور نمی توانند با آن مقابله کنند واقعیت چیز دیگری است از جمله ۱- اعتلاف ضد داعش به رهبری آمریکا یک اعتلاف دروغین است چاقو دسته ی خود را نمی برد ۲- داعش در هر جا که استقرار پیدا می کند از مردم آنجا بعنوان سپر انسانی استفاده می کند و این شیوه حوزه ی عمل را برای برخورد با او محدود می کند.
تبیان – سیاست غرب در منطقه و ایجاد گروه هایی چون طالبان و داعش را تشریح و انگیزه های آنان را بیان فرمایید؟
ج – انگیزه ی اصلی آنان در بوجود آوردن این گروه ها مقابله با روس ها و نیز خدشه دار کردن چهره ی اسلام و حفظ امنیت رژیم صهیونیستی بوده است و در کنار این انگیزه ی اصلی انگیزه های دیگری مطرح است.
شما توجه کنید می بینید که ریشه ی این گروه ها ی تروریستی به عربستان سعودی بر می گردد که در دهه های گذشته وقتی آمریکا در افغانستان با روس ها در افتاده بود از ظرفیت عربستان استفاده کرد ، هم برای مبارزه با نظام طرفدار روسیه و هم مقابله با سرباز های روسی …
مسلما آمریکایی ها از فرهنگ طالبان خوششان نمی آمد و نمی خواستند آن ها در کشورشان رشد کنند اما برای تامین منافعشان در منطقه مفید بودند.
اما در خصوص داعش باید گفت که براساس منابع اطلاعاتی اسنودن، حامیان رژیم صهیونیستی به این نتیجه رسیدند که بهترین راه حمایت از رژیم صهیونیستی ساختن دشمنی در نزدیک این رژیم است که سلاح این دشمن به جای جهت گیری به سمت رژیم صهیونیستی، به سمت کشور های اسلامی نشانه برود. در نتیجه سازمان جاسوسی سیا با همکاری سازمان اطلاعاتی انگلیس ۱۶m و موساد مقدمات تاسیس داعش را فراهم کردند تا عملیات «لانه زنبور» را در منطقه را ه بیندازند. این عملیات برای حفظ امنیت اسرائیل انجام شد و عوامل خود در گروه های تندرو اسلامی که برخورد حذفی با سایر مذاهب اسلامی دارند انتخاب کردند تا هدف آن ها بجای مقابله با اسراییل، تسویه میان مذاهب اسلامی باشد.
بر اساس اطلاعات موجود البغدادی توسط عناصر موساد به مدت یک سال آموزش نظامی دیده و در این مدت، علوم دینی و فن سخنوری آموخته است.
با این اقدامات آن ها هم سعی در ایجاد تفرقه و چند دستگی در بین فرق و ملل مختلف اسلامی را داشته و هم در صددند که کانون توجهات را از رژیم صیونیستی به مسائل دیگر منحرف کرده و این رژیم در حاشیه امنیت قرار گیرد.
تبیان – به نظر شما دستاوردهای دفاع مقدس باید با چه ابزار و امکاناتی به نسل آینده منتقل شود؟
دوران هشت ساله ی دفاع مقدس به فرموده ی مقام معظم رهبری (مدظله العالی) اوج افتخارات ملت ایران است. لذا برای حفظ و انتقال ارزش های دفاع مقدس و فرهنگ ایثار و شهادت به نسل آینده باید با جدیت در برنامه ریزی های فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی کشور مد نظر قرار گیرد.
برای نیل به این مهم لازم است در همه ی زمینه ها از جمله در بعد فرهنگی و هنری اقداماتی صورت پذیرد که اهم این اقدامات در زمینه ی فرهنگی را می توان چنین برشمرد.
۱- سفر های راهیان نور: اصلی ترین حرکت فرهنگ ساز و همت آفرین در باز تولید فرهنگی و ترو.یج ارزش ها و بالا بردن روحیه ی معنوی و تداوم حرکت انبیاء (ص)، ائمه (ع) و ولایت فقیه اردوهای راهیان نور است. این مسأله مورد اعتراف قاطبه آشنایان با این فرهنگ می باشد که راهیان نور را درک کرده اند. سفر به سرزمین هایی که از حضور بهترین مردمان زمان شرف یافته و با قیمت خون آنان کربلایی در طول کربلای سال ۶۱ هجری آفریده، بیشترین اثر و زمینه سازی را برای ترویج فرهنگ دفاع مقدس دارد.
۲- تولید آثار سینمایی: آثار سینمایی و تلویزیئنی چه در حد حوزه ی مستند و چه در سایر حوزه ها و سوق دادن گونه ها ی سینمایی چون سینمایی دینی، سینمای داستانی و … به حوزه ی دفاع مقدس و بهره گیری از آثار مکتوبی که در حوزه ی دفاع مقدس تهیه شده برای تولید فیلم نامه مناسب جهت این منظور. البته به دور از شعارزدگی و سطحی نگری .
۳- تولید آثار سمعی و بصری: تولیداتی همچون نماهنگ ها، سرود ها، نوآهنگ ها، نمایشگاه های عکس و پوستر، و ایجاد پایگاه های مرجع اینترنتی با کیفیت خدمات دهی مناسب برای نشر این آثار.
۴- تولید آثار مکتوب: با توجه به آن که تاریخ سازی در هر تمدن متوجه بخشی از آن است که به رشته ی تحریر در آمده و بخشی که تاریخ شفاهی نام دارد، عموماً دچار تحریف شده و قابل اعتنا نیست و ماندگاری یک مسأله منوط به مکتوب شدن و مستند شدن آن است، باید هم و غم زیادی را در مکتوب کردن لحظه لحظه های دفاع مقدس داشت. چرا که هر لحظه که از آن تاریخ می گذارد امکان فراموشی یا فقدان صاحب خاطرات بیشتر شده و بخشی از واقعیت های تاریخ ایران و اسلام به آیندگان منتقل نمی شود که خود خطری عظیم است . تولید این آثار باید در قالب های مختلف اعم از کتب مرجع و کتب داستانی و … باشد.
۵- یادواره ها و محفل های خاطره: برگزاری یادواره ی شهدا و به ویژه توزیع بسته های فرهنگی – محصولاتی که در بند های دیگر اشاره به آن رفته – از بهترین نوع فعالیت های عمومی و فرهنگ ساز در زمینه ی ترویج فرهنگ دفاع مقدس و بالا بردن روحیه معنوی جامعه است که البته در این مقوله هم باید از ابزارها و فناوری های جدید بهره برد. ۶- تولیدات هنری: از آنجا که هنر روح یک تمدن که فرهنک است را شاداب نگه می دارد و به ماندگاری آن کمک می کند و به فرموده حضرت روح الله (ره) روح تعهد را در انسان می دمد، تولید آثار هنری با گرایش دفاع مقدس لازم و ضروری است.

( تعداد کل: 123 )
   1       2       3       4       5       ...       9      >>