X
تبلیغات
امپراطوران آنلاین

درصورت بحرانی شدن خلیج فارس بازنده کیست ؟

درصورت بحرانی شدن خلیج فارس بازنده کیست ؟

مورخ 27 تیر 1366 چاپ ومنتشر شده است

شمال غربی اقیانوس هند که شامل خلیج فارس تاآسیای جنوبی ونیز شاخ آفریقامی شود منطقه ای بسیار مهم واستراژیکی تلقی می شود، از این روقدرت های بزرگ و سلطه گراز دیر زمان تا کنون همواره در تکاپوو تلاشند تا حضوروسلطه نظامی خویش رادر منطقه استوارو پابرجا وخودرابعنوان بازوان  قدرتمند وعامل تصمیم گیرنده درمنطقه مزبور معرفی نمایند.وجود منابع نفتی ودرآمدسرشارحاصل از آن ونیز امکانات فراوان بالقوه وبرخی ویژه گی های دیگر منطقه، مهمترین علل برای ایجاد پایگاه های عظیم دریایی درپیرامون واطراف این منطقه وگسترش حضور نظامی وتاریک ساختن فضای این اقیانوس بیکران  بویژه شمال غربی آن بشمار می رود. مضافابراین در منطقه خلیج فارس که اکثر آن تحت حاکمیت ایران است ونسبت  به سایر مناطق بمراتب حساستر  واز استراتژی خاصی برخوردار است دو قدرت شرق وغرب  برای حضور  دراین منطقه تلاش فراوانی مبذول داشته اند ولی به علت گرایش وافر شیوخ منطقه به غرب تلاش شوروی بی نتیجه مانده وشانس پیروزی دراین مسابقه ومدال مربوط به آن به غرب تعلق گرفت. استعمار گران غربی طرح ها وشیوه های گوناگونی راجهت بهره جویی وچپاول اموال وامکانات مسلمانان بویژه ساکنان خاورمیانه بمورد اجرا گذاردند تا از این رهگذر  سود کلانی  توشه راه خویش سازند .از جمله آن ایجاد شکاف واختلاف درمیان مسلمانان وهموارساختن زمینه های تشتت وپراکندگی وگماردن عناصر نامطلوب برای مسلمانان جهت حکمرانی  را می توان عنوان نمود.  با همین  شیوه هاتوانسته اند منافع دراز مدت  خویش راپیش بینی کنند.تجزیه  جهان اسلام  صرفا برای نیل به این اهداف صورت گرفت مگر منطقه ی خلیج فارس مستثنا از آن است.ویژگی وارزش خاص خلیج فارس درشمال غربی  اقیانوس هند برای کسی پوشیده نیست  حضور نظامی قدرت های بزرگ بمنظور نظارت بیشتر  بر آبراه تنگه هرمزکه گلوگاه حیاتی عرب تلقی می شود، صورت می پذیرد. این اقدامات قبل از بروز وپیدایش انقلاب اسلامی درایران به منظور جلو گیری از نفوذ شرق وعدم دسترسی وی به این منطقه صورت می گرفت  ولی اکنون غرب صرفاشرق را هدف قرار نمی دهد بلکه انقلاب اسلامی وقدرت مردمی رادر پشاپیش چشمانش مجسم می بیند.  ناگفته نماند  که این اقدامات  تجاوز کارانه  قدرت های جنایت  پیشه همیشه علی رغم میل باطنی مردم منطقه تحقق می یافت. اکنون  برای آشنایی وتوجیه بیشتر منطقه ودرک ارزش فوق العاده آن ضروری است وضعیت جغرافیایی خلیج فارس وکشورهایی که درحاشیه آن قرار دارند . توضیح فشرده ای داده شود.مجموع کشورهایی که می توانند در امنیت ویاناامن ساختن  خلیج فارس سهیم باشنداز قرار زیر هستند.

1- امارات متحده عربی درشبه جزیره عربستان  وجنوب شرقی خلیج فارس قرار دارد. این کشور از هفت امیر نشین تشکیل یافته است.  

2- بحرین درجنوب خلیج فارس  واقع است این کشور  ازیک جزیره اصلی  وچند جزیره کوچک تشکیل شده است.

3- عراق درجنوب غربی آسیا واز کشور های خاور میانه  به شمار می رود ودرغرب ایران واقع است.

4-عربستان سعودی در آسیای جنوب غربی  ودر شمارکشورهای خاورمیانه قراردارد.

5- عمان درجنوب غربی آسیا واز سوی دیگر درجنوب شرقی شبه جزیره عربستان قرار گرفت .

6-قطر شبه جزیره کوچکی است که متصل به شبه جزیره عربستان است ودرآسیای جنوب غربی  واقع ودرشمار کشور های  خاورمیانه  قرار دارد واز سوی دیگردرجنوب خلیج فارس واقع شده است.

7- کویت درآسیای جنوب غربی وشمال شرقی شبه جزیره عربستان قرار داردواز سوی دیگر درشمال غربی خلیج فارس واز کشورهای خاور میانه  بشمار می رود .

 بااین  توضیح فشرده ، روشن شد که ایران دارای قدرتی فوق العاده در منطقه می باشد مع ذالک خواهان حسن هم جواری با این کشور ها است .ولی بدون شک کشورهای  حوزه خلیج فارس درصورت بروزجنگ وآغاز درگیری ابرقدرت ها با ایران دروضعیت بسیار دشوارونا مناسبی قرار خواهند داشت ، بطوری که یافتن هرگونه مفری ناممکن  بنظر می رسد.عراق این جنگ زیانبار راکه منجر به تلفات  فراوان  نیروهای انسانی ودیگر امکانات دو ملت شده است  بمنظور انهدام  وسر نگونی نظام جمهوری اسلامی آغاز کرده وبا اشغال بخش وسیعی  از خاک ایران به اهداف  شوم خویش نائل نگردید بلکه طعم تلخ شکست رادرکلیه جبه ها چشیدولی برای جبران شکست وسرپوش گذاردن این رسوایی سیاست حملات  به تاسیسات اقتصادی وصنعتی راآغاز کرده تا بتواندجنگ را به منطقه خلیج فارس گسترش دهدوزمینه ی بین المللی ساختن آن را فراهم سازد .کشور های حاشیه ی خلیج فارس بجای فرونشاندن آتش جنگ  باکمک های سخاوتمندانه خویش شعله های آن راافروخته تر ساخته اند.از آن هنگامی که هواپیمای سوپر اتاندارد وموشک های ضد کشتی اگزوسه از جانب  فرانسه به عراق  تحویل شد بحران درخلیج فارس آغاز گردید واین احتمال  که ایران بجای مقابله با حملات عراقی به تاسیسات  نفتی ، تنگه هرمز را مسدود خواهد کرد، بین المللی شدن جنگ ومداخله ابر قدرت ها قویا محتمل  شد. باتوجه به اینکه عراق وکشورهای  حامی وی کرارا  از قدرت های بزرگ در خواست  میانجی گری  کردند مقامات آمریکایی ودیگر  قدرت ها بعلت عدم وجودرابطه و نفوذ درایران از پذیرش  این امر خودداری کردند.دراین مقطع ردپاو روز نه ی امید برای نفوذ کردن ویافتن مکانی درخلیج فارس  برای شوروی هاکه دقیقا بعد از  پیدایش  انقلاب اسلامی بوده بازگردید زیراقبل ازآن بعلت حضور فوق العاده آمریکا دراین منطقه این ذهنیت برای شوروی هابوده که خلیج فارس  درکام آمریکا بوده ومتعلق به آنان است . گر چه  تلاش از جانب شوروی ها برای نفوذ دراین  منطقه پیوسته ادامه داشت. اینک  به بررسی اوضاع فعلی  منطقه وکیفیت تلاش مشترک شرق وغرب برای پایان دادن جنگ عراق وایران وعلل حضور قدرت های  بزرگ بویژه شوروی درخلیج فارس ونیز سفر حافظ اسد وانعکاس آن به شوروی واحتمال ملاقات وی با صدام حسین وپذیرش بی قید وشرط روسیه از درخواست کویت مبنی برحضور این کشور درخلیج فارس ودلائل سفر ریچاردمورفی به این منطقه می پردازیم .

جمهوری اسلامی هرگزخواهان گسترش جنگ وتوسعه ی آن درخلیج فارس نبوده بلکه رژیم عراق بعلت عدم تواناییش درجبه های جنگ، سعی دربین المللی نمودن آن دارد وکشورهای خلیج فارس بدون توجه به سرنوشت وعواقب خویش اقدام به حمایت از این رژیم متجاوزنمودند .زیرادرصورت بروز جنگ درمنطقه  حامیان بغداد سریع تر از همه دچار حریق خواهند  گشت .از یک سو تلاش دیپلماتیک برای خاتمه وپایان یافتن جنگ درجریان است  وازسوی دیگرتهدیدات و حضورروز افزون دو قدرت  خرس سفید وببر کاغذی برای ترسانیدن جمهوری اسلامی از عواقبی که خود آنان در اذهانشان ترسیم می کنند. مقامات  بلند پایه ایران ضمن  هشدار به این کشور از حضور قدرت های  بیگانه  گفتند امنیت وثبات منطقه  بعهده ما وشما  که ساکن درآن هستیم  خواهد بود ولی برخی ازاین کشورهانظیر  کویت که از ابتدای جنگ تا کنون از عراق  حمایت  کرده سخنان منطقی مقامات ایرانی را نپذیرفته  واز قدرت های  بزرگ  درخواست ورود به منطقه راکرده است . ابتدا پیشنهاد حقیرانه ای  مبنی برثبت کشتی های  نفتی  این کشور  به کشتی های آمریکایی رانموده  ولی  پیشنهاد خفت بار وذلیلانه مزبور  بابحث وبررسی مقامات آمریکایی مردود اعلام گردید وریگان درپیشنهاد ی متقابل  خواری  کویت  رامضاعف  برآن دانست وگفت ایالات متحده انتساب  پرچمش را بر کشتی های کویت  مجاز وبلا مانع  می داند . از سوی دیگر آمریکا بعلت  قدرت فوق العاده  ایران در منطقه  وپیروزی  قریب الوقوع این کشور درجنگ با عراق  تلاش  برای برقراری  روابط  سیاسی  با ایران را آغاز  کرده که منجر به شکست  گردید وهمین  امر تاثیر  منفی  بر روحیه دوستان  آمریکا در منطقه  گذارده ودرنتیجه اعتماد  خویش را از دست داده اند. سفر ریچارد مورفی  به منطقه خلیج فارس  که فرستاده ویژه ریگان  محسوب  می شود  بمنظور  دلجویی وتفقد از دوستان  خویش  درمنطقه واعلام علاقمندی ریگان  نسبت  به آنان ونیز ترمیم ساختمان فرو پاشیده ومخدومش سیاسی وی صورت  گرفت . بی اعتمادی کویت نسبت به شیوه های  مقامات آمریکایی موجب  گردید تا این کشور از شوروی دعوت  به حضور  در منطقه  واجاره  کشتی های  نفتی این کشور اقدام نماید مقامات کرملین بدون مطالعه وتوجه  به شرائط حاضر  با افسار گسیختگی وسراسیمگی  کامل اظهار داشتند این کشور  بدون  هیچ قید وشرط  ومحدودیتی به دعوت کشورهای حاشیه  خلیج فارس پاسخ خواهد گفت براساس  پاره ای  از گزارشات یک نفت کش  شوروی درآب های کویت  مورد حمله قرار  گرفت  بازرسی کشتی های تجاری  انگلیس  وآمریکا  درسال گذشته توسط  ایران وحمله به نفت کش شوروی بیانگر این واقعیت است که حضور قدرت های بزذرگ جریانات منطقه راتشدید  می کند  و امکان  گشودن گره از جانب  آنان  بعید بنظر می رسد . از سوی دیگر  ظرف چند ماه گذشته  مقامات شوروی  تلاش وسیعی  را جهت پایان  دادن جنگ  عراق وایران آغاز  کرده اند در همین  حال  مقامات آمریکایی با اعلام  این مطلب  که اگر  ایران  به مصوبات  شورای امنیت  گردن ننهد  اقدام موثری  علیه این کشور صورت  خواهد گرفت  بیانگر  این واقعیت  است  که دو قدرت  شرق وغرب  تلاش  مشترک جهت حفظ  رژیم عراق  ودر نتیجه  اجبار، جمهوری اسلامی به مذاکره  را  آغاز  کرده اند. اگر تا کنون  در همدستی  ومداخله ی دو قدرت  در جنگ  سهامی وجود داشت اکنون بااین اقدامات  این پرده  برچیده  شده واتحاد  کفر علیه اسلام  آشکار گردید.اکنون  که خلیج فارس  باورود شوروی  مرکزی  برای رقابت شرق وغرب  مبدل گردید مع ذالک امکان واحتمال عملیات نظامی آمریکا علیه ایران وجود دارد ؟ وآیاایران اقدام به بستن آبراه  تنگه هرمز  خواهد کرد ؟ پاسخ به سوالات فوق هرگز دشوار  بنظر نمی رسد .زیرا منطقه تابع  جریانات وجو سیاسی  خواهد بود  که براساس آن مقامات جمهوری اسلامی تصمیم اتخاذ می نمایند . اقدامات آمریکا وشوروی  درواقع به منظور تصلی خاطر کشورهای متحد ومیزبان خویش درمنطقه ورژیم بعثی عراق  صورت پذیرفت وسفر  ریچارد مورفی  نیز به دلیل قوت بخشیدن سیاست شان درمنطقه وکنترل  نفوذ  شرق درآن انجام گرفت . شواهد وقرائن حاکی از آن است که آمریکا از ابتدای جنگ عراق علیه ایران ومتشنج شدن اوضاع درخلیج فارس موضوع  انفعالی اتخاذ کرده است. ولی این کشور  درتقویت متحدان خویش  بعنوان نمونه ژاندارم منطقه تعلل وکوتاهی  نورزیده است . بعنوان نمونه دولت  ریگان توانست نظر کنگره را برای فروش چند فروند سیتم کنترل واخطار هوایی (ایواکس ) بمنظور نظارت بیشتر  درمنطقه خلیج فارس وجنگ ایران وعراق جلب کند . مشکل سریع انتقال نیرو  واعزام آن به منطقه  موجب گردید تاآمریکا  به احداث تاسیسات  نظامی درمنطقه  وتقویت  متحدانش دست زند وهمین امر تاحدودی  امکان عملیات نظامی آمریکا علیه ایران را کاهش خواهد داد. کارشناسان اروپا  معتقدند که جمهوری اسلامی  بعلت نیاز  شدید به تنگه هرمز  وحمل ونقل  نفت وکالای اساسی از آن طریق هرگز  مبادرت به بستن آن نخواهد کرد  اما اینکه ایران اسلامی  به این آبراه نیازمند است  سخن تازه ای نیست زیرا کشور های منطقه  ونیز اروپا  به این آبراه نیازمند خواهند بود . ولی  اگر امکان استفاده از این آبراه برای ایران  صلب گردد امکان استفاده  وبهره برداری برای دیگران نیز نخواهد بود . مضافا براین منطقه تابع شرایطی خواهد بود که پدید می آید . اگر بموجب شرائط اضطرار وضرورت ، مسدود بودن  تکلیف  فهمیده شود ، نیاز واحتیاج  به فراموشی سپرده شد خواهد شد .زیرا جنگ،دفاع،شکست وپیروزی درنظام اسلامی  براساس تکلیف است .همین امر موجب گردید تانتوانند مواضع ودیدگاه  سیاسی امام را دقیقا پی ببرند . اکنون ضروری است  به بحث وبررسی درپیرامون این نکته پرداخت که آیادرصورت  تهدید ات قدرت های بزرگ ایران  از مواضع  خویش  عقب خواهد نشست ؟ مواضع ایران درقبال  کشورهای حاشیه  خلیج فارس حسن هم جواری وزیست مسالمت آمیز است.؟ یااینکه پرسش های فوق مشروط بر این است که این کشور ها  به حمایت مالی  واطلاعاتی  ونیز فضایی وتبلیغاتی خاتمه دهند . مواضع اعلام شده ایران درخصوص منطقه ی خلیج فارس ،عدم گسترش  جنگ  وعدم حضور قدرت های  بزرگ  ومداخله ی آنان درمنطقه  فوق است ودرصورت عدم امنیت منطقه  برای ایران  نا امنی برای همه خواهدبود وبالاخره سیاست ایران رعایت حسن همجواری با این کشورها بوده وهست. ولی کشورهای  منطقه به  تقویت بنیه ی  نظامی  خویش پرداخته  واحتمالا ایران  مورد هدف آنان است .آمارواطلاعات منتشره  از جانب نشریه ( موازنه  نظامی ) آمریکا  خرید  تسلیحاتی  ازغرب وشرق  توسط  این کشورها افزایش یافته است .اگر قدرت های بیگانه خلیج فارس رامرزهای مانند ایران با عراق  هنگام پیروزی انقلاب  تلقی کرده  وآن رافاقد  امکانات می پندارند درصورت  ورود  به این منطقه  با این پندار ، خویش رادرکام  خطری عظیم  فرو خواهند برد .عدم  انعطاف  وشک وتردید در مواضع  ایران  وحتی  تهدید  این کشور  بیانگر  توان  ومقاومت وی در برابر هر گونه حوادث  احتمالی است .  

سید محمد حسین دریاباری

این مقاله در بولتن خبری دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم (موسوم به گزارش)

شماره 49چاپ گردید

علاوه برآن مقاله فوق در هفته نامه  بشیر مازندران  شمارهای28و29 مورخ 27 تیر 1366 چاپ ومنتشر شده است .

متن کامل مصاحبه ی سردبیر نشریه تبیان با تاج الدین حامد الهلالی

متن کامل  مصاحبه  ی سردبیر نشریه تبیان با تاج الدین حامد الهلالی

س: لطفا خودتان را برای خوانندگان مجله ی تبیان معرفی نمایید؟

ج: من خدمت گذار دعوت اسلامی تاج الدین حامد الهلالی از مصر هستم، تابعیت استرالیا هم دارم. فارغ التحصیل دانشگاه الازهر مصر هستم و به سخنرانی و ارشاد مردم و صدور فتوا می پردازم. به برخی از کشورهای عربی اسلامی مسافرت نمودم تا این که سرانجام به استرالیا رفتم و در آنجا از سال 1989، حدود 17 سال ریاست مفتیان را بر عهده داشتم. در این مدت عضو مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی و عضو مجلس بیداری جهان اسلام بودم. همچنین تمام تلاش خودم را برای مبارزه با خطر اندیشه ی تکفیری به کار گرفته و اصول و قواعد مبارزه با این خطر را که امت اسلامی با آن روبروست تهیه و تدوین نمودم.

س: به نظر شما چه خطری جهان اسلام را تهدید می کند؟

ج: شدیدترین و بزرگترین خطری که جهان اسلام را تهدید می کند سلاح کشتار جمعی است که در قالب تفکر تکفیری خود را نشان می دهد. این تفکر بمب های بشری ساعتی با مواد منفجره را تهیه و بر اساس برنامه آن را در هر زمان و مکانی منفجر می کنند. علت تفکر تکفیری نادیده گرفتن قانون شناختن یکدیگر است و مردم دشمن چیزی هستند که نمی شناسند و لذا مسلمانان نیازمندند که یکدیگر را بشناسند و برای این شناختن تلاش و کوشش کنند. شناختن یکدیگر یک حالت انسانی است . خداوند تبارک و تعالی می فرماید:«ای مردم ما شما را از یک زن و مردم آفریدیم و شما را تیره ها و قبیله ها قرار دادیم تا یکدیگر را بشناسید.» چون شناختن در میان مسلمانان و مردم مطلوب است این است که خداوند می فرماید:« ای مسلمانان با یکدیگر جنگ و نزاع نکنید که ضعیف و ناتوان می شوید و قدرت و قوت شما از میان می رود. » جنگ و درگیری علت ضعف و ناتوانی و اساس ضرر و زیان است. من معتقد هستم روند ولایت عهدی موجود در میان حکومت های دیکتاتوری حاکم با وحدت اسلامی و قرآن کریم و سنت رسول الله (ص) سر جنگ و ناسازگاری دارد. زیرا آن ها از به قدرت رسیدن وحدت اسلامی می ترسد.

س: متاسفانه اختلاف زیادی میان مسلمانان وجود دارد آیا ممکن است این اختلاف را کم کرد؟

ج: بله می شود. اول این که اسلام یک برنامه انسانی و یک برنامه اسلامی دارد. برنامه انسانی اسلام حاکمیت انسان و حاکمیت صلح و آرامش را در میان همه بشریت بنا می نهد. وقتی که اسلام می تواند تفاهم ، همزیستی، سازگاری و مهربانی با سایر مردمان را محقق سازد، عملی شدن این رویکرد در میان مسلمانان امکان پذیر است. جهل و آگاه نبودن از اصول دین و کلیات آن علت اساسی اختلاف میان مسلمانان است. دوم این که اسلام عقیده و شریعت است و عقیده همیشه ثابت و تغییر و تحول نمی پذیرد و از میان نمی رود و مسلمانان در این خصوص با یکدیگر اختلاف ندارند و همگی معتقدند: خداوند یگانه است. آیا می شود گفت خدای سنی و خدای شیعی؟! خیر؛ پیامبر ما نیز یکی است. آیا می شود گفت پیامبر سنی و پیامبر شیعی؟! خیر. اصل و اساس اسلام بر این دو رکن بنا نهاده شده است. البته مسلمانان می توانند در شریعت با یکدیگر اختلاف داشته باشند. زیرا شریعت مجموعه ای از احکام عملی است که بخشی از آن رابطه میان پروردگار و انسان مومن را تنظیم می کند و این بخش از شریعت فقه عبادت نامیده می شود و بخش دیگر آن رابطه میان برادران مسلمان را با یکدیگر سروسامان می دهد که فقه معاملات نامیده می شود. در شریعت ما می توانیم با یکدیگر اختلاف داشته باشیم ، ولی نمی توانیم این اختلاف را که در فروع دین است اصل قرار دهیم و بر مبنای آن یکدیگر را تکفیر کنیم. ما شدیدا نیازمند آن هستیم که اصول دین خود را بفهمیم و بدانیم آنچه که مسلمان را مسلمان می کند عبارت است از خداپرستی، نبوت و معاد . البته برخی از فقهای دین تنها به دو اصل اکتفا کرده اند . ما نباید از فروع دین اصولی بسازیم و با آن برخی از ما برخی دیگر را تکفیر نماید.

س: برخی از متفکران معتقدند که احکام شریعت دو گونه است: برخی ثابت و برخی متغیر نظر شما در این خصوص چیست؟

ج: اصول دین همیشه ثابت است و تا قیامت دستخوش تغییر و تحول نمی شود. این اصول بر اساس آموزه های قرآن کریم و احادیث نبوی شریف تدوین شده است. برخی از فقها گفته اند آنچه باعث می شود مسلمان مسلمان باشد عبارت است از : توحید و یگانگی خداوند، اقرار به نبوت رسول الله(ص) و ایمان به معاد و متعلقات آن از قبیل ایمان به زنده شدن، حساب و کتاب و بهشت و جهنم. برخی دیگر دو اصل را ذکر کرده اند، یعنی توحید و معاد. این اصول، چه سه اصل باشد یا دو اصل ، هیچ گاه تغییر نمی کنند. اما آنچه که خارج از این اصول است در دایره و حیطه امور متغیر قرار می گیرد. همه ی شریعت و همه ی احکام آن مصلحت بندگان را تامین می کند. این سخن همان چیزی است که مذهب شریف شیعه دوازده امامی بدان معترف و معتقد است که باب اجتهاد تا قیامت باز است، در حالی که دیگران این باب را بسته اند و کلیه آن را در اقیانوس اصلس و اقیانوس هند انداخته اند.

س: لطفا درباره ی اوضاع مصر و آنچه در آن اتفاق افتاده است برایمان توضیح دهید؟

ج: متاسفانه در مصر برای اسلام گراها فرصتی پیش آمد که شاید تکرار نشود. حکومت در دست آنها بود ولی آنها در عملی کردن تجربه های خود شکست خوردند. متاسفانه اسلام گراها در مصر می خواستند رضایت آمریکا و سکوت اسرائیل را در قبال جریانات داخل مصر به دست آورند و می خواستند به قطب بندی بسان تکفیری ها و تعیین خوب و بد آن بپردازند. آن ها در این کار ضرر کردند و در عمل تلاش ننمودند تا راهی بیابند که رضایت و خوشنودی خداوند تبارک و تعالی در آن باشد. نتیجه این سیاست اشتباه آن شد که ارتش علیه آن ها توطئه نمود و اندک اندک آن ها را ضعیف و در دام انداختند و از حکومت بیرون راندند و زندانی نمودند. این آن مصیبتی است که امروز در مصر شاهد آن هستیم. امام علی(ع) در سخنی می فرماید: هر کس بخواهد چیزی را پیش از فرا رسیدن زمانش با شتاب و عجله به دست آورد دچار ناکامی می شود. اسلام گراها می خواستند قدرت و دولت را پیش از فرا رسیدن زمان و شرایط آن به دست آورند که در نتیجه آن را از دست دادند و مجازات شدند.

س: آیا قطر و اخوان المسلمین با هم رابطه دارند؟

ج: اسلام گراها در مصر به طور کلی، با کشورهای اسلامی ارتباط دارند، بعضی از آن ها با قطر و برخی دیگر با عربستان سعودی ارتباط دارند. قطر با هر سازی بازی می کند و با هر یک از دستگاه های موسیقی هماهنگ می شود و برخی از اخوانی ها با قطر رابطه دارند.

س: آیا بین کشورهای اسلامی و غرب دشمن وجود دارد؟ اگر وجود دارد علت آن چیست؟

ج: آنچه من از تعالیم دینی می فهمم این است که تمدن ها بارور می شوند و رو به کمال می روند و هماهنگ و هم آوا هر یک به مسیر خود ادامه می دهند. چنین نیست که تمدنی تمدن دیگر را کامل نماید. این که گفته اند تمدن ها باید با هم بجنگند همان گونه که حیوانات با هم می جنگند و یا این که گفته اند تمدن ها باید در رینگ بوکس با هم به مبارزه بپردازند تا یکی دیگری را از گود خارج سازد- آن طور که هانتینگتون گفته است صحیح نیست. ما پنهان نمی کنیم که از غرب و مردمان آن بیزار هستیم . زیرا غرب ما را تجزیه کرد و ضعیف نمود و ثروت ما مسلمانان را غارت کرد. این غرب است که مسلمانان را تقسیم و تجزیه کرده و شورای امنیت و سازمان ملل متحد را به دو مزرعه مطیع خواسته غرب و خواسته آمریکا تبدیل کرد و به این طریق علیه ما ، مسلمانان را در تنگنا و فشار قرار می دهد. ما مسلمان هستیم و به مهربانی و صلح و صفا و دوستی دعوت می کنیم و خوبی همه ملت های غرب را می خواهیم و غرب را معادل غرب نمی دانیم ، بلکه غرب را معادل سلطه، دیکتاتوری و کینه توزی به اسلام و مسلمین می دانیم.

س: آیا قرضاوی با اخوان المسلمین ارتباط دارد؟ اگر رابطه ای هست چگونه است؟

ج: قرضاوی فرزند اخوان است و در دامن اخوان رشد کرده و پرورش یافته است و در زمان جمال عبد الناصر هم مدتی زندان رفته است. پس از رهایی از زندان به قطر رفت و در آنجا تابعیت قطری گرفت. قرضاوی در آغاز در متن اخوان رشد کرد ولی بعد از آن که او با اخوان اختلاف نظر پیدا کرد آن ها او را از خود راندند. او در فتواهای اخیرش خطا کرده است. بخش غلط فتواهای او آن است که به کشت و کشتار و خشونت و ترور تشویق کرده است. قرضاوی را دوست داریم و او را بزرگ می شماریم ، با این وجود حق را بیشتر دوست داریم، زیرا قرضاوی در فتواهایش به خطا رفته و به شهرت خود و شهرت مسلمانان آسیب و زیان رسانده است.

س: از نظر سیاسی و عمل کرد و منش سیاسی مردم ایران را چگونه می بینید؟

ج: این سوال مهمی است و پاسخ به آن نیز مهم است.من پاسخ خودم را خطاب به همه جوانان در جمهوری اسلامی ایران چنین می دهم؛ من نژاد پرستی، قوم گرایی، تفاخر به حَسَب و نَسَب و تابعیت جایی داشتن را تایید نمی کنم. با این وجود به جوانان ایرانی می گویم: ای جوان ایرانی تو حق داری با سربلندی بگویی من مسلمان و ایرانی ام . چرا؟ زیرا انقلاب جمهوری اسلامی ایران انقلاب هایی را که در دل امت اسلامی فراموش شده و مرده بودند زنده کرد و ایمان اسلامی - قرآنی مهدوی را به گوش جهانیان رساند . این مهم زمانی رخ داد که امام خمینی(ره) فرمود: امروز تهران فردا فلسطین.

مردم ایران باید به خود و جوانانش افتخار کند و بگوید: من مسلمان و ایرانی ام . چرا؟ زیرا ایران طرح و نقشه وحدت اسلامی را بنا نهاد و آن را آشکار و به ظهور رساند. این طرح یک فریضه قرآنی و قطعی و حیاتی برای همه مسلمانان است. جوان ایرانی به ایران افتخار می کنند زیرا ایران فرهنگ عزت و شرافت و اندیشه مقاومت، بزرگی و سربلندی را ارائه داد و موضوع فلسطین را که خائنان آن را به بازی و بازیچه گرفته بودند و قبله اول مسلمانان را به فراموشی سپرده بودند. جوان ایرانی می گوید: من افتخار می کنم که یک مسلمان ایرانی هستم. اولین سخن را از اعماق وجودش می گوید. زیرا سرزمین و کشور و ایران تکیه گاه مهمی را در بنای این جهان پی ریزی کرده است. وصف حال ایران و جوانانش چنان است که قرآن کریم می فرماید: «و تا می توانید در برابر آن ها نیرو و اسب های آماده بسیج کنید تا با آن ، دشمن خدا و دشمن خودتان و دیگر دشمنان را که آن ها را نمی شناسید و خدا می شناسد بترسانید.»

منظور از بسیج کردن در این آیه ی شریفه قدرت فکری، قدرت ایمانی، قدرت اعتقادی و قدرت هسته ای و قدرت اقتصادی است؛ قدرت ناشناخته ای که همه از آن بهره می برند. با این طرح و برنامه ای که ایران عملی نموده است باید هر مسلمانی به خود افتخار کند و به خود ببالد و مردم ایران و انقلاب اسلامی مبارک آن را دوست بدارد.

س: رابطه میان ایران و مصر و مردم این دو کشور را با یکدیگر چگونه می بینید؟

ج: شکی نیست که مردم مصر تمدنی به قدمت هفت هزار سال پیش از میلاد دارد. مردم مصر مردمی هستندکه از هفت هزار سال پیش به رشد و بلوغ خود رسیده اند . نظیر تمدن مصر تمدن ایران زمین است. این دو تمدن از قدیمی ترین تمدن های روی زمین هستند. وقتی که دو تمدن مصر و ایران دست به دست هم دهند، هماهنگی و اتحاد میان دو تمدن قدیمی، قوی و نیرومند در روی زمین به وجود خواهد آمد، سایر ملت ها از جمله ملت های اروپا همگی ملت های جدیدی هستند. تمدن یا تمدن هایی ندارند که با دو تمدن ایران و مصر رقابت نمایند. از جهت تمدن مصر و ایران چنین هستند.اما از جهت دیگر مصر دانشگاه الازهر را دارد. الازهر به نوبه خود نقش حلقه واسطه و میانی را در ارتباط میان مصر و ایران بازی می کند. لذا مردم مصر در هویت و عواطف و علاقه شیعه هستند.

مردم مصر می گویند: مایه افتخار ما کانال سوئز ، رود نیل و اهرام فراعنه نیستند بلکه مایه عزت و افتخار ما این است که مصر پیکر چهل نفر از اهل بیت(ع) را در خود جای داده است که آرامگاه و زیارتگاه آن ها در آن وجود دارد. مصر به اهل بیت افتخار می کند و آن ها را دوست دارد. از این جاست که استکبار و عمال منافق آن ها دوست ندارند و نمی خواهند که مصر و ایران به هم نزدیک شوند. لذا به وسیله تفکر تکفیری و نقشه های آمریکایی سعی می کنند وحدت این دولت را تعدیل و تضعیف نمایند. ولی من کاملا اطمینان دارم که نقشه تکفیر و تقسیم ملت های مسلمان به پایان می رسد. نقشه های آمریکایی در منطقه ناکام می ماند و طرح و برنامه اسلامی که خیرخواه هم است پیروز خواهد شد و به یاری خدا به زودی شاهد نزدیکی ، پیوستگی و تفاهم میان مردم مصر و ایران خواهیم بود.

س: درباره ی تقریب میان مذاهب اسلامی و ریشه های این تقریب برایمان سخن بگویید؟

ج: شکی نیست که اندیشه تقریب میان مذاهب اسلامی در مصر از زمان حضرت آیت الله بروجردی و شیخ محمود شلتوت شکل گرفت و دارالتقریب در آغاز در مصر به وجود آمد تا این که بلاهای سیاسی در مصر موجب گردید تشکیلات این جماعت از مصر به ایران بیاید و در پایتخت ایران، تهران مستقر شود. به فضل خداوند بزرگ در ایران تلاش های مبارکی انجام شده و می شود، با این وجود می گویم متاسفانه روند تقریب موفقیت مطلوبی نداشته و ناکام مانده است. بدین جهت نیازمند آن هستند که روند و برنامه اندیشه تقریب را بازسازی کنیم. صحیح نیست که اندیشه تقریب را بازسازی کنیم. صحیح نیست که اندیشه در میان علمای مسلمان در داخل یک اتاق یا یک سالن معتمر و رسمی باشد و وقتی که سالن را ترک کردند اندیشه تقریب داخل آن مدفون شود. باید ساز و کار فعال سازی تقریب و آشنایی جوانان با آن فراهم شود. زیرا در سال های اخیر سرو صدای کشت و کشتار و تکفیر علیه ندای خرد و خردورزی و اندیشه و تقریب میان مسلمانان اوج گرفته است.

س: اندیشه تکفیر از کجا در میان مسلمانان به وجود آمده است؟

ج: اردوگاه طرد کنندگان که از پیروان حنابله هستند خواستگاه و منشا تفکر تکفیری است. ابن تیمیه این اندیشه را پایه گذاری کرد و محمد بن الوهاب این اندیشه را در عصر جدید دوباره زنده کرد . تکفیری ها سخنان و گفته های اهل سنت را به سرقت بردند و گفتند اهل سنت و جماعت ما هستیم، پیشگامان اهل نجات ما هستیم، مردم برگزیده خداوند ما هستیم و تنها ما مسلمان و موحد هستیم. در نظر آن ها همه سرزمین ها دیگر سرزمین شرک است. مصر، پاکستان، تونس، ایران و همه سرزمین هایی که در آن ها قبور و زیارتگاه صالحان و اهل بیت وجود دارد سرزمین شرک هستند. اندیشه تکفیری بعد ها اشاعرها ، شافعی ها ، مالکی ها، ماتریدی ها، حنفی ها و شیعه را هم تکفیر کرد و خارج از اسلام دانست.

پیامبر (ص) می فرماید امت من بر اساس خطا و گمراهی دور هم جمع نمی شوند و با هم متحد نمی گردند، بر شما باد که با هم باشید و وحدت را رعایت نمایید. اگر مسلمان برادر مسلمانش را تکفیر نماید مال و خون و آبروی او را برای خود حلال می شمارد. آن ها نه تنها شیعه بلکه ما و همه اهل سنت را تکفیر می کنند. می گویند عقیده مالکی ها، شافعی ها و حنفی ها بی اساس است. به هر حال تکفیری ها بمب های ساعتی با مواد منفجره و کنترل از راه دور را تهیه و به عراق، سوریه، مصر و ایران روانه می کنند. لازم است که مردم ایران مواظب تفکر تکفیری باشند زیرا ابن تفکر از طریق مرزهای پاکستان و افغانستان به سرزمین آن ها گسیل می شود.

س: لطفا نمونه هایی از آیات و روایات که افکار و عقاید تکفیری ها را رد می کند و مردود می شمارد برایمان ذکر کنید؟

ج: به این سخن خداوند تبارک و تعالی استناد می کنیم و بسنده می نماییم که می فرماید:« هر که مومنی را عمداً بکشد، جایگاهش برای همیشه جهنم است و خداوند بر او خشم گیرد و لعنتش کند و برای او عذابی بزرگ مهیا کرده است.» در این آیه ی شریفه خداوند تبارک و تعالی نفس بشری را معادل همه انسانیت می داند. همان گونه که در سوره ی مائده می فرماید«به همین جهت بر بنی اسرائیل مقرر داشتیم که هر کس دیگری را جز به انتقام قتل یا فساد در روی زمین بکشد، چنان است که همه مردم را کشته است و هر که شخصی را از مرگ نجات دهد گویی همه مردم را زنده کرده است.» در احادیث نبوی نیز آمده است که آن حضرت (ص) فرمود: مسلمان همواره در دینش در آسایش و فراخی زندگی می کند تا مادامی که خونی نریزد . خون، مال و آبروی مسلمان بر مسلمانان دیگر حرام است.

به همه جوانان اهل سنت که اهل ایمانند و با آنان که موافق با تفکر تکفیری هستند می گویم: اگر تو مسلمان سنی و پیرو سنت پیامبر(ص) هستی تو را به حدیث صحیحی از مسلم و بخاری ارجاع می دهم که؛ شخصی از رسول الله (ص) پرسید با رسول الله(ص) اگر من با مشرکی جنگیدم و او نیز با من و او دست مرا برید و گریخت و به درختی پناه برد و من او را گرفتم و گفت ایمان آوردم ، آیا او را به قتل برسانم ؟ نظر شما در این باره چیست؟ حضرت فرمود: او را مکش. پس گفت: ای رسول خدا(ص) او مشرک و با من جنگیده است و دست مرا بریده . فرمود: او را مکش . آن شخص پرسید یا رسول الله(ص) چرا او را به قتل نرسانم؟ حضرت فرمود: پس از این که او ایمان آورد و کلمه لا اله الا الله را بر زبان آورد اگر او را به قتل برسانی ، تو به جای او و او به جای تو خواهد بود. اگر او را به قتل برسانی تو به منزله قبل از شهادت او خواهی بود و او به منزله تو و وقتی که کلمه شهادت یعنی لا اله الا الله را بر زبان آورده است. پس فرمود: کلمه لا اله الا الله دژ استوار من است و کسی که وارد این دژ شود از عذاب در امان است.

به این جوانان می گویم: آیات قرآن کریم قتل نفس را حرام دانسته است. منافق را ولو نفاق ورزد یا دروغ بگوید یا حیله نماید به قتل نرسانید. زیرا شما قدرت آن را ندارید که مردم را بر اساس دل ها و قلوبشان محاسبه نمایید و بسنجید. به همه کسانی که فتوای باطل می دهند و می گویند وقتی به کشتن مسلمان ها اقدام می کنید و خودشان را در میان امتی که می گویند: لا اله الا الله و محمد رسول الله منفجر می کنید به دیدار حورالعین می روند می گویم به خدا قسم این جهاد نیست، به خدا سوگند این شهادت نیست، این نوعی ضرر و زیان آشکار است./

والسلام

تهیه وتنظیم سیدمحمد حسین دریاباری

مترجم محسن پیشوایی

استخراج متن وتایپ

ثریارحیمی وهایده ابادیان

هذا النص مقابلة اجراها رییس تحریر مجلة تبیان مع تاج الدین حامد الهلالی.

س: عرّف نفسک لقراء مجلة تبیان و موقعها الانترنتیه ؟

ج: أنا خادم الدعوة الاسلامیة ، تاج الدین حامد الهلالی ، مصریّ استرالیّ الجنسیّة ، من أصل مصریّ و أحمل جنسیّة استرالیّة . خریج جامعة الأزهر الشریف و عملتُ بالوعظ و الارشاد و الامامة و الخطابة و القضاء الشرعی و عملت ببعض البلاد العربیة الاسلامیة إلی أن سافرت إلی استرالیا فتولّیت منصب الافتاء العام لاسترالیا من عام 89 حتی قرابة 17عاما بمنصب الافتاء و عضو المجمع العالمی للتقریب بین المذاهب الاسلامیة و عضو مجلس الاسلامی العالمی للصحوة الاسلامیة کما أننی أصبحت متفرّغا لمواجهة خطر التکفیر بوضع قواعد للتفکیر لمواجهة هذا الخطر علی أمتنا الاسلامیة .

س: ما هو الخطر الذی یتهدد البلاد الاسلامیة ؟

ج: الخطر الذی یتهدد البلاد الاسلامیة ، أخطره و أشدّه هو سلاح الدمار الشامل و سلاح الدمار الشامل یتمثل فی الفکر التکفیری ، هذا الفکر التکفیری الذی یعدّ القنابل البشریة الموقوتة الملغومة المفخّخة التی تبرمج من أجل أن تفجّر فی أی زمان و مکان .

الفکر التکفیری مردّه إلی إهمال قانون التعارف ، فالناس أعداء لما جهلوا . المسلمون بحاجة إلی التعارف و التعرف و الاعتراف . قال الله التبارک و التعالی : «یا أیها الناس إنا خلقناکم من ذکر و أنثی و جعلناکم شعوبا و قبائل لتعارفوا» و الله التبارک و التعالی یقول : «و لا تنازعوا فتفشلوا و تذهب ریحکم» ،فالتنازع هو سبب الفشل ، هو أساس الفشل ، أساس الخسران و أساس الضیاع و أنا أأکّد أن مشروع ولایة العهد ، مشروع الأنظمة الدکتاتوریة المتسلطة التی تحارب الوحدة الاسلامیة ، تحارب القرآن و تحارب نهج النبی محمد صلی الله علیه و سلّم ، لأنهم یخافون علی عروش من الوحدة الاسلامیة .

س: مع الأسف ، توجد خلافات کثیرة بین المسلمین ، هل یمکن أن نخّف من هذه الخلافات ؟

ج: أولا الإسلام له مشروع انسانی و مشروع اسلامی ؛ فالمشروع الانسانی یُعنی ببناء دولة الإنسان ، ببناء دولة السلام و الأمن بین البشریة کلها ، فالخلافات بین المسلمین مردّها إلی الجهل بالاصول و بالکلیات . أولا الاسلام عقیدة و شریعة ، و العقیدة ثابتة لا تحول و لا تزول و لا اختلاف بین المسلمین فیها ؛ الله واحد ، أ هناک إله سنیّ و إله شیعیّ ؟نبیّنا واحد ، أ هناک نبیّ سنیّ و نبیّ شیعیّ ؟ هذان أصلان : الله و محمد ، فأصل الاسلام قائم علی هذین الأصلین .

ثم بعد ذلک الشریعة ، الشریعة لنا الحق أن نختلف فیها ؛ هی مجموعة الاحکام العملیة التی تنظّم العلاقة ما بینی و بین ربّی و تسمّی بفقه العبادات ، ما بینی و بین أخی و تسمّی فقه المعاملات ، فهذا یجوز أن نختلف فیها ، لکن لا یجوز لنا أن نجعل من الخلاف فی الفروع نجعله اصولا یکفر بعضنا بعضا . فما أحوجنا إلی أن نفهم أصول دیننا و أن نعلم أنما یکون المسلم به مسلما هو الألوهیة ، النبوة و المعاد ، و بعض الفقهاء قصر علی اثنین فقط ، فلا یجوز لنا أن نجعل من هذه الفروع اصولا لیکفّر الناس بعضهم بعضا .

س: بعض المفکرین یقولون أن احکام الشریعة بعضها ثابتة و بعضها متغیرة ، کیف تری و تبیّن هذا القول ؟

ج: اصول الدین ثابتة لا تحول و لا تزول و لا یعتریها التغیّر إلی یوم القیامة و هذه الاصول معقّدة بالقرآن و بحدیث النبیّ صلی الله علیه و سلّم . و قالوا ما یکون المسلم به مسلما توحیده لله و اعترافه بنبوة رسول الله و ثالثا ما یتعلق منه بالمعاد و بالموت و البعث و النشر و الحساب و الجنة و النار ، و منهم من قال الاثنین ، هذا هو الذی لا یحول و لا یزول ، و أما ما عدا ذلک فکلّه فی دائرة المتغیّرات ، کل الشریعة ، کل أحکام الشریعة ما یحقّق مصلحة العباد و هذا الذی ما ذهب إلیه مذهب السادة الامامیة الجعفریة الاثنا عشریة بأن باب الاجتهاد مفتوح إلی یوم القیامة ، بینما غیرهم أغلقه و أوسده و ألقی المفتاح فی المحیط الأطلسی أو المحیط الهندی .

س: یمکن أن تبیّن لنا ما وقع فی مصر ؟

ج: مع الاسف الاسلامیون فی مصر جاءتهم فرصة لا تعوّد و کان الحکم بین أیدیهم و لکنّهم أخفقوا و فشلوا فی تقدیم تجربتهم . الاسلامیون فی مصر مع الاسف أرادوا الحصول علی رضی أمریکا و علی سکوت اسرائیل و علی استقطاب التکفیریین ، فخسروا و لم یبحثوا عن الطریق الذی یرضی الله التبارک و التعالی ، فکانت النتیجة أن تَآمر علیهم العسکر و استدرجوهم ، ثم فی الفخ أوقعوهم و من الحکم أخرجوهم و بالسجون أدخلوهم و المصیبة التی نراها  . و فی کلمة عن أمیر المؤمنین علیه اسلام یقول : من استعجل الشیء قبل أوانه ، عوقب بحرمانه ، فهم استعجلوا الشیء قبل أوانه فعوقبوا بفقده و حرمانه .

س: هل توجد علاقة سیاسیة بین قطر و الإخوانیین ؟

ج: کل العلاقات بین الاسلامیین مع بعض البلاد الاسلامیة بعضهم مع قطر من جهة و مع السعودیة من جهة ، هذا لا تنکر ، فقطر تأکل علی جمیع المواعد و تلعب علی جمیع الأوتار السیک و البیات و النهاوند ، فقطر تلعب علی کل أوتار النغم و الاخوان بعض منهم یبنون علاقات مع قطر .

س: هل توجد عداوة بین البلاد الإسلامیة و بین الغرب ؟ إن توجد ، ما هی أسبابها و دوافعها ؟

ج: الذی اعرفه من التعالیم الدینیة ، أن الحضارات تتلاقح و تتکامل و تتواءم و تتناغم و لیست الحضارات یکمل بعضها بعضا ، فالقول بأن الحضارات یجب أن تتصارع کما تتصارع الحیوانات أو علی حلبة الملاکمة ، تصرع إحداه الأخری کما قال سموئیل هینکتون ، هذا کلام غیر صحیح نحن لا نعتبر أننا نکره الغرب و الشعوب الغربیة ، الغرب هو الذی قسّمنا و هو الذی ضمّرنا و استمتع خیراتنا و هو الذی یقسّم بین أمتنا و هو الذی حوّل مجلس الأمن و الأمم المتحدة إلی مزرعتین تابعتین لإرادة الغرب و إرادة أمریکا و یمارس الضغوط السیاسیة ضدنا .

فنحن المسلمون و نحن دعاة الرحمة و الخیر و السلام و نتمنی الخیر لکل الشعوب العربیة و لا نعادل الغرب کالغرب و انما نعادل الغرب علی تسلطه و علی دکتاتوریته و علی کرهه للإسلام و المسلمین .

س: هل توجد علاقة سیاسیة بین الشیخ قرضاوی و إخوان المسلمین ؟ إن توجد ، ما هی کیفیة هذه العلاقة ؟

ج: الشیخ قرضاوی هو ابن الإخوان و نشأ فی أحضان الإخوان و تربّی فی أحضان الإخوان و سجن أیام عبدالناصر ، ثم بعد ذلک هاجر إلی قطر و أخذ الجنسیة القطریة . هو من صلب الإخوان فی البدایة و لکنّهم فصلوه بعد أن اختلف معهم فی الرأی ، هو فی الفتاوی الأخیرة لم یکن مصیبا جانبه الصواب فی کثیر من الفتاوی التی حرّض فیها علی القتل ، و حرّض فیها علی العنف و حرّض فیها علی الأعمال الإرهابیة . نحن نحبّه و نجلّه و نقدّره و لکنّنا نحب الحق أکثر لأنه فی هذه الفتاوی أخطأ و أضرّ بسمعته و بسمعة أمته .

س: کیف تری الشعب الإیرانی فی مجال السیاسة و فی مواجهة المسائل السیاسیة ؟

ج: هذا سؤال هام و إجابته هامة جدا . أتوجّه بهذا الجواب إلی جمیع شباب الجمهوریة الإسلامیة الإیرانیة ، أنا لا أأیّد العنصریة و لا العرقیة و لا التفاخر بالأحساب و الأنساب و الجنسیات و لکنّنی أقول للشباب الإیرانی : لک الحق أن ترفع رأسک و تقول أنا مسلم إیرانیّ ، لماذا ؟ لأن الجمهوریة الإسلامیة الإیرانیة بثورتها قد أحیت موات الثورات التی أخمدت فی قلوب الأمة الإسلامیة و أعلنت الإسلام القرآنی المهدوی الإیمانی الکامل ، عندما أعلنها الیوم الإمام القائد (طیب الله ثراه) : الیوم طهران و غدا فلسطین .

الشعب الإیرانی علیه أن یفخر بنفسه و شبابه یقول : أنا مسلم إیرانی ، لماذا ؟ لأن إیران تبنّت مشروع الوحدة الإسلامیة المغیّب المهیئ و هی فریضة قرآنیة و حتمیّة حیاتیة لکل المسلمین ، الشباب الإیرانی یفخر أیضا بإیران لأن إیران تبنّت ثقافة العزّة و فقه المقاومة و فکر الإستعلاء و أحیت القضیة الفلسطینیة التی کعبعها الخونة و یتخلّوا عن قبلتهم الأولی .

و الشاب الإیرانی یقول : أنا فخور ، أنا مسلم إیرانی ، یقولها من أعماق قلبه لأن بلده و وطنه إیران یتبنّی رکیزة هامة فی مقومات العالم هذا ، و أعدّوا لهم فالعداد القوة و من رباط الخیل ترهبون به عدو الله و عدوکم من قوة فکریة ، من قوة إیمانیة ، من قوة‌عقائدیة ، من قوة نوویة ، من قوة اقتصادیة ، قوة نکرة تفید العموم ، فإیران بهذا المشروع یجب علی کل مسلم أن یفخر ، أن یعتزّ و أن یحبّ الشعب الإیرانی و ثورتها الإسلامیة المبارکة .

س: کیف تری العلاقات ما بین دولتین إیران و مصر و شعبهما فی المستقبل ؟

ج: مما لا شک فیه أن الشعب المصری یملک حضارة لها سبعة آلاف سنة قبل المیلاد ، فالشعب المصری شعب بلغ رشده منذ أکثر من سبعة آلاف عام و نظیره فی الحضارة ، الحضارة الفرعونیة فی مصر و الحضارة الفارسیة فی بلاد الفارس ، فهما أقدم الحضارتین علی وجه الأرض ، فعندما تعانق الشعب المصری و الشعب الإیرانی فإنه التعانق و التلاعم بین الأقدم و الأقوی و أعزّ الحضارتین علی وجه الأرض ، و أما بقیّة الأمم بما فیها أروبا ، فهذه دول ناشئة جدیدة لا تملک من الحضارة و من الحضارات ما ینافس هاتین الحضارتین . هذا من جهة الحضارة ، من الجهة الثانیة : مصر تملک الأزهر و الأزهر بنفسه یمثل الوسطیة و الاعتدال و بالتالی فإن الشعب المصری هو شیعیّ فی هویته و فی عواطفه و فی محبته .

الشعب المصری یقول : فخرنا لیس فی قناة سوئیس و لیس فی نهر نیل و لیس فی أهرام فراعنة ، انّما فخرنا و عزّنا أن مصر احتوت أربعین من أهل البیت علیهم السلام ، یعیشون علی أرض مصر و لهم مزاراتهم و مشاهدهم .و المصر تعتزّ بأهل البیت و تحبّهم ، و من هنا فإن الإستکبار و أعوانهم المنافقین لا یریدون و لا یقبلون أن یکون التقارب ما بین المصر و بین إیران و یحاولون عن طریق الفکر التکفیری و المشروع الأمریکی تعدیل هذه الوحدة ، و لکنّنی واثق کلّ الثقة أن مشروع التکفیر سینتهی ، مشروع التقسیم سینتهی ، المشروع الأمریکی فی المنطقة سینتهی و سینتصر مشروع الوعظ الإسلامی و سنری إن شاء الله التبارک و التعالی مزیدا من التقارب و التلاحم و التفاهم ما بین الشعبین المصری و الإیرانی .

س: تحدثلنا عن فکرة التقریب بین المذاهب الإسلامیة و جذور هذا التقریب ؟

ج: مما لا شک فیه أن فکرة التقریب بین المذاهب الإسلامیة نشأت فی مصر أیام آیة الله البروجردی و شیخ شلتوت و أسست جماعة التقریب فی مصر إلی أن جاءت سیاسة و بلاء السیاسة ، سافر هذا المشروع و انتقلت من مصر و من القاهرة إلی طهران عاصمة الجمهوریة الإسلامیة الإیرانیة ، و بفضل الله عزّوجلّ هناک جهود محمودة بذلت و تبذل ، ولکن مع الأسف نقول إن المشروع التقریبی لم ینجح علی نحو المطلوب و أخفق و لذلک نحن بحاجة إلی اعادة برمجة الفکر التقریبی و لا یجوز أن یکون الفکر التقریبی داخل غرفة فی قاعة معتبر بین العلماء یقبّرون بعدهم ، لابدّ أن یکون هناک عمل آلیات لتفعیل التقریب و وصوله إلی الشباب ، لأن فی هذه السنوات الأخیرة ارتفع صوت القتل و التکفیر علی صوت الحکمة و التفکیر و التقریب .

س: من أین نشأ الفکر التکفیری بین المسلمین ؟

ج: الفکر التکفیری منشأه و بیئته فی معسکر الإقصاء و الإلغاء و معسکر الإقصاء و الإلغاء من ولاة الحنابلة حیث تبنی هذا المنهج ابن تیمیة ثم محمد بن عبدالوهاب و أخذوا و سرقوا کلم أهل السنة و قالوا نحن أهل السنة و الجماعة و نحن سبقة ناجیة و نحن شعب الله المختار و نحن المسلون الموحّدون ، و کل البلاد عندهم دار الشرک ، مصر دار الشرک ، باکستان أیضا دار الشرک ، لیبیا و تونس دار الشرک ، إیران دار الشرک و کل بلاد فیها مزارات و قبور للصالحین و أهل البیت الطاهرین ، یعتبرونه دار الشرک و بالتالی فهم کفروا الأشاعرة و کفروا الشافعیة و المالکیة و کفروا ما تریدیة یعنی کفروا الحنفیة و کفروا الجعفریة .

النبیّ صلی الله علیه و سلّم یقول : لا تجتمع أمتی علی الضلالة . علیکم بالجماعة و العامة و المزج . هذه البیئة التی تحتضن التکفیر قائمة علی ثقافة التکفیر ، إذا کفّر مسلم أخاه استحل ماله و دمه و عرضه ، فهم أولا یکفرونناو لیس تکفیرهم للشیعة بل تکفیرهم لجمهور أهل السنة الکبار ، فهم یقولون أن الشافعیة و المالکیة عقیدتهم فاشلة و الحنفیة عقیدتهم فاشلة .علی أیتها الحال ، التکفیریین یعدّون القنابل الموقوتة المفخخة ثم یبرمجونها برنامج الکنترل و یبعثونها إلی عراق ،إلی سوریا ، إلی مصر و إلی إیران و علی شعب إیران أن یحذر الفکر التکفیری لأنه قادم لهم و هو یتسلل عن طریق حدود باکستان و أفغانستان .

س: یمکن أن تذکر لنا نموذجا من الآیات و الروایات فی ردّ الفکرة التکفیریة و آراء التکفیریین و أفکارهم ؟

ج: حسبنا قول الله التبارک و التعالی : «و من یقتل مؤمنا متعمدا فجزاءه جهنم خالدا فیها و غضب الله علیه و لعنه و أعد له عذابا عظیما»

و الله التبارک و التعالی یجعل النفس البشریة مقابل الإنسانیة کلها ، کما یأتی فی سورة المائدة : «من أجل ذلک کتبنا علی بنی اسرائیل انه من قتل نفسا بغیر نفس او فساد فی الارض فکأنما قتل الناس جمیعا و من أحیاها فکأنما أحیا الناس جمیعا»

أما فی الحدیث النبوی ، النبی صلی الله علیه و سلّم یقول : لا یزال المسلم فی فسحة من دینه ما لم یصب دما . کلّ المسلم علی المسلم حرام دمه و ماله و عرضه .

أسوق الشباب ، کل شباب السنة الذین یؤمنون أو یعتقدون أو یتاقفون مع الفکر التکفیری ، أقول لکم : إذا کنت مسلما سنیّا تابعا لسنة النبیّ صلی الله علیه و سلّم ، فإننی أحیلک إلی شیخ البخاری و مسلم :حدیث الصحیح: لما سأل النبی صل الله علیه و آله و سلّم قَالَ: یا رسول الله أرأیت إن قاتلنی مشرک فقاتلت ، فقطع یدی ثم هرب و لاذ بشجرة و قال أسلمت لله ، ثم ما إن أدرکته أأقتله ؟ قال : لا تقتل ، قال : یا رسول الله إنه قاتلنی و هو مشرک و قطع یدی ، قال : لا تقتل ، قال : لماذا یا رسول الله؟ قال :إن قتلته فهو بمنزلتک فأنت بمنزلته بعد أن قال کلمة لا إله إلا الله ، إن قتلته فأنت بمنزلته قبل أن یقول کلمته و هو بمنزلتک بعد أن قال الکلمة التی قال ، بمعنی قال لا إله إلا الله ، لا إله إلا الله حصنی، قال دخل حصنی و من دخل حصنی أمن عذابی .

نقول لهم آیات القرآن تحرم قتل النفس ، لا تملک أن تدرک المنافق حتی لو قال نفاقا أو کذبا أو خداعا ، أنت لا تملک أن تحاسب الناس علی قلوبهم . نقول هؤلاء الذین یفتون الناس بأن لهم حور العین و بالفتایا الباطلة أنهم سیدخلون الجنة عندما تقربون بقتل المسلمین و بتفجیر أنفسهم فی أمة یقولون لا إله إلا الله ، محمد رسول الله . والله ما هذا بجهاد ، والله ما هذا بالشهادة ، بل هو الخسران المبین .

نشکر لکم لقبول هذه المقابلة مع مجلة تبیان و موقعها الانترنتیة.ه

محورهای مهم گفت وگوی تبیان باتاج الدین حامد الهلالی

محورهای مهم گفت وگوی تبیان باتاج الدین حامد الهلالی

گفت و گوی سید محمد حسین دریاباری ازنشریه تبیان با آقای تاج الدین حامد الهلا لی که دیشب مورخ 14/12/1392 در مرکز بزرگ اسلامی غرب کشور صورت پذیرفت . آقای الهلا لی در پاسخ به این پرسش که خود و کارهای خویش را برای خوانندگان تبیان معرفی کنید؟، خود را مصری الاصل و تابع استرالیا معرفی کرد . او به دیگر پرسش های مطرح شده ازسوی تبیان هم پاسخ داده است که عبارتند از تشریح نحوه اتفاقات بوجود آمده در مصر و آینده ی آن، علل حمایت قطر از اخوان المسلمین ، چرا ایی حمایت شیخ قرضاوی از اخوان المسلمین، نحوه شکل گیری، پیدایش و علل گسترش فکر تفکیری، در منطقه، روابط ملت ایران و مصر در آینده ، رد اندیشه ها تکفیری با آیات و روایات . حامد الهلا لی به همه پرسش فوق پاسخ داده است به محض مهیا شدن متن کامل مصاحبه، ترجمه فارسی ، متن عربی و فایل صوتی و تصویری آن در اختیار همگان قرار خواهد گرفت .شایان ذکراست که این مصاحبه درسنندج مرکزاستان کردستان انجام گرفت

گفت گوی تبیان با علیرضا شهباری استاندار کردستان درباره مسائل مختلف سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی استان

گفت گوی تبیان با علیرضا شهباری استاندار کردستان درباره مسائل مختلف سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی استان

قسمت اول:

1-     مهمترین فعالیت های انجام شده ی محسوس و ملموس در بخش اقتصادی چیست ؟ عرض ادب و احترام دارم خدمت شما و تشکر می کنم از اینکه زحمت کشیدید و تشریف آوردید . همان طور که مستحضر هستید یکی از دغدغه های مقام معظم رهبری در زمانی که در سال 88 به استان کردستان تشریف آوردند و بعد هم همواره تاْکیددارند همین مباحث اقتصادی و اشتغال است. مستحضر هستید که در همان سفر به ما توصیه کردند که در بخش اشتغال ومسائل اقتصادی در استان تلاش کنیم. دشمنان ما سعی می کنند که این استان را یک استان امنیتی قلمداد کنند ، شما سعی کنید این اتفاق ها پیش نیاید ، در واقع در راستای رفع مشکلات و محرومیت های منطقه تلاش کنید. به همین منظور از زمانی که آمدیم ، در راستای دغدغه های مقام معظم رهبری و توصیه های خود ریاست محترم جمهوری سعی کردیم که این دو مشکل را در استان برطرف کنیم ،جلب و جذب مشارکت سرمایه گذاران و در نهایت ایجاد اشتغال ! با در نظر گرفتن وضعیت معیشتی مردم ، بحمدالله در این جهت اقدامات خوبی صورت گرفته است. در واقع سازمان ها ، نهادها و ارگان هایی که تصمیم داشتنددر استان سرمایه گذاری کنند آن هارا بسیج کردیم. و حمایت و کمکشان کردیم از جمله ستاد اجرایی فرمان حضرت امام ، بنیاد مستضعفان و مجموعه های دیگر مثمرثمر هستند ودر سطح استان در حال حاضر اقدامات خوبی را شروع کرده اند. بخش خصوصی ، با مشارکت عزیزان طرح های خوبی را دردست اجرا و اقدام دارد، در واقع مقدمات کار در سطح استان فراهم شده ، امیدواریم که با راه اندازی طرح های مهم اقتصادی ، هم زمان با کارها و پروژه های کوچک- که در استان در حال اجرااست- در امر اشتغال زایی موفق باشیم و به مسؤولین نظام جواب مثبت بدهیم و با این حرکت تا حدودی بیکاری را برطرف کنیم. از جمله طرح هایی را که ما دنبال می کنیم و امیدواریم ان شاءِالله بزودی نتیجه بدهد راه اندازی و استفاده از معدن طلای قروه است که با مشارکت ستاد اجرایی و یکی از شرکت های قزاقستان کارش بزودی انجام می گیرد. امیدواریم که این روزها شاهد کلنگ زنی و افتتاح این پروژه های عظیم باشیم . پروژه ای مثل پتروشیمی رجال که از ابتدا بخش خصوصی تمایل داشته در استان راه اندازی کند با استفاده از گاز طبیعی که این کار در حال پیگیری است و کارهای مقدماتی اش انجام شده است. تکمیل و راه اندازی پتروشیمی کردستان از دیگر طرح ها است که یک مقداری سرعت کارش کند بود، موانع بانکی اش همه برطرف شده است. طرح های مهمی دیگر مانند سایپا را داریم پیگیری می کنیم، اختلافی بین نمایندگان استان وجود داردامیدواریم که تصمیمی به نفع استان اتخاذ نمایند و این پروژه ی عظیم اجرایی شود. طرح بتن آماده و یا گازی بنیاد مسکن است که در منطقه ی بیجار کارهای مقدماتی و بانکیش انجام شده اکنون در حال گشایشLCاز طریق یکی از بانکهای خارجی هستند، با توجه به تحریمی که استکبار برعلیه واقع شروع کرده و روز به روزدارد تشدید می کند، ما دنبال این هستیم که یک راه پیدا کنیم و گشایش LCشروع شود. کارخانه ی روکش mdf را در دست اقدام داریم که ماشین آلات آن وارد بنادر کشور شده این کارخانه در منطقه ی دهگلان راه اندازی خواهد شد. کار پیگیری کارخانه ی سیمان مریوان و سیمان سقز در دست اقدام است که کارهای مقدماتیش انجام شده و به دنبال جذب مشارکت بانک ها هستیم. امیدواریم که با راه اندازی این واحدهای تولیدی و اقتصادی در سطح استان بتوانیم وضعیت اشتغال را سامان دهیم. درزمینه های اقتصادی، بازرگانی، تجاری و تجارت خارجی ،بخصوص استفاده از امکاناتی که در استان وجود دارد، کارهای خوبی صورت گرفته است. در خصوص بازارچه های مرزی رسمی و غیر رسمی استان باید بگویم که بحمدالله بازارچه ی سیران بند بانه هم جزو بازارچه های رسمی خواهد شد و در سفری که به شمال عراق داشتیم طرف عراقی نیز موافقت کرد که این مرز به صورت رسمی فعال شود. در بازارچه ی باشماق اقداماتی را انجام داده ایم تا در زمینه های صادرات، واردات وترانزیت موجب رونق اقتصادی و توسعه ی همه جانبه و در کل ایجاد اشتغال درسطح استان شود .

2-       یکی از کارهای بزرگی که قبلا حداقل جرقه زد و در مردم امید ایجاد کرد، ذوب آهن کردستان بود که چندین بار افتتاح شد این پروژه اکنون در چه وضعیتی قرار دارد ؟ پروژه ی ذوب آهن کردستان راه افتاد امّا پروژه ها و مجموعه های بعدی که تکمیل کننده ی آن است انجام نشده است که در حال پیگیری آن هستیم تا با تعداد اشتغال بیشتری که ایجاد می کند افزایش پیدا کند. امیدواریم با پیگیری و کمک دوستان و مدیران کشور که کمک می کنند انشاءالله بتوانیم آن را تکمیل کنیم و در کنار آن مجوز دو کارخانه ی فولاد دیگر را گرفته ایم که یکی در سریش آباد قروه و دیگری در شهرستان کامیاران احداث می شود. که ان شاءِالله آن هم به چرخه ی اقتصادی استان کمک کرده ، به مرحله پایانی برسد. پیش بینی ما این است که این واحد ها بتوانند محصولات و تولیدات خود را به استان های دیگر و بخصوص شمال عراق صادر کنند و در مناطق دیگر کشور هم از تولیدات این واحدها استفاده شود. در حال حاضر به دنبال مجوز یک واحد صنعتی دیگر از مرحله ی تولید و استخراج سنگ آهن تا مرحله ی تولید آهن هستیم که انشاءِالله آن هم با پیگیری به بهره برداری می رسد .

3-     آمار اشتغال در استان چگونه بوده و میزان بیکاری چقدر است ؟

من به این معتقدم که این آمارها زیاد محکم نیست، آماری که واقعی باشد و بشود به آن استناد کرد چیزدیگری است. این یک واقعیت است که ما در استان کردستان بیکار زیاد داریم و شاهد هستیم که آمار بیکاری بیشتر از آن چیزی است که انتظارش می رود و هست. امیدواریم که این آمار را در سطح استان کاهش دهیم به طور دقیق آمار خاصی در دسترس نیست، بنابراین آن چیزی که نشان می دهد و داریم لمس می کنیم وضعیت بیکاری در استان متاْسفانه آمار بالایی را به خودش اختصاص داده است.

4-      با توجه به تعریفی که از اشتغال می کنندو می گویند: که هر کسی دو روز در هفته کار کند شاغل محسوب می شود شما این را قبول دارید؟

من احساس می کنم و معتقد هستم که آمار بیکاری بالاست ،ما اعتقاد داریم اگر بخواهیم بحث اشتغال را حل کنیم، باید روی مشاغلی تاکید کنیم که دائم وثابت باشد این شغل می تواند در راستای طرح های عظیم و بزرگ تولیدی وضعیتی در زمینه ی کشاورزی، صنعتی و معدن باشد که در واقع بتواند ایجاد شغل کند و یا مشاغلی که در قالب مشاغل خانگی یا صنایع دستی وجودداردو مردم می توانند به آن مشغول باشند و بتوانند هزینه ی زندگیشان را تاْمین کنند. کارگری که در ماه 4 یا 5 روز کار می کند نمی توان اورا به عنوان شاغل محسوب کرد . ان شاءٍِِِلله بتوانیم در راستای شغل های ثابت و پایدار قدم برداریم و اشتغال را در سطح استان افزایش دهیم .

5-     بعضی از منتقدان، انتقادی که از بحث اقتصادی دارند این است که اقتصاد استان به سمت تولید نمی رود بلکه بیشتر راکد هستند این پروژه هایی که هست چقدر زمینه های تولیدرافراهم می کند یعنی اقتصاد را به سمت سوی تولید پیش می برد ؟ منظورمان از اشتغال، شغل هایی است که در زمینه های تولید و افزایش بهبود وضعیت معیشتی مردم است و این شغل هایی که مردم به آن اشاره می کنند شغل هایی است که باز به عینه   می توانیم ببینیم. می توانیم واحد تولیدی خرم دشت را مثال بزنیم که از واحدهای تولیدی صنایع تبدیلی است که محصولات کشاورزی را تبدیل به رب گوجه و یا پودر و پوره ی میوه جات می کند و در زمینه ی کشاورزی حداقل برای بیش از 600 الی 700 نفر شغل ایجاد می کند. احداث سدهایی که اکنون در سطح استان در حال انجام شدن و به بهره برداری رسیدن است، امکانات خوبی است که آینده ی استان را متحول می کند، مثل سد آزاد وسد ژاوه رود که با انتقال آب این دو سد به دشت دهگلان و قروه- که بیشترین کشت دیمی استان را در خود جای داده است- می توانیم موجب تحول کشاورزی استان و در نهایت ایجاد اشتغال پایدار در استان شویم.

6-     شرکت های خارجی و داخلی در استان تا چه حدی در زمینه های اقتصادی سرمایه گذاری کرده اند؟شرکت های خارجی قزاقستان را داریم که طلای قروه را با مشارکت بخش خصوصی در داخل اجرا و پیاده می کنند که نشان دهنده ی مشارکت آنهاست و سایر واحدهایی را هم که در استان داریم سرمایه گذاری می کنند، تعداد و عدد و رقم آنها هم قابل توجه است. امیدواریم در طی ماه ها و سال های آینده ،خودشان را نشان داده ، باعث رفع بیکاری در استان شوند .

7-     با توجه به اینکه مقام معظم رهبری کردستان را یک استان فرهنگی نام نهاده اند، شما به عنوان نماینده ی ارشددولت در این استان چه گام موثری در این زمینه برداشته اید؟ ما در این جهت یک سری مشکلات و ناهماهنگی هایی را داشتیم، ولی از زمانی که حاج آقا حسینی شاهرودی نماینده ی محترم ولی فقیه تشریف آورده اند تلاش کرده ایم که مجموعه ی کارهای فرهنگی را سامان دهیم با توجه به وجود مدیران فرهنگی در استان حرکت های خوبی انجام شده و به سمت وسویی می رود که در آینده امیدهای زیادی داریم که بتوانیم خواسته و نظرمقام معظم رهبری را محقق کنیم . در مساْل فرهنگی، ورزشی، اجتماعی همه می توانند در راستای همان برنامه های فرهنگی فعالیت کنند. جلسات مستمری داریم در ارتباط با سیاست گذاری، برنامه ریزی و هدایت مسائل فرهنگی در سطح استان، مخصوصا از زمانی که به عنوان استاندار کردستان انتخاب شدم،جلسات شورای فرهنگ عمومی را به صورت مرتب برگزار می کنیم. و همه ی ارگان ها و سازمان ها در راستای سیاست های فرهنگی آن در سطح استان فعالیت می کنند.

8-     با توجه به متصدیان فرهنگی در سطح استان و کشور متعدد و گوناگون هستند، یکی از ویژگی های استان کردستان هجمه ی گسترده ی رسانه های خارجی به آن است در این زمینه شما چه کار کرده اید ؟صداو سیما و مطبوعات محلی تا چه اندازه ای تقویت شده اند ؟همانطور که شما هم اشاره کردید در برابر هجمه ی عظیم شبکه های خارج ازکشور و بخصوص آنهایی که دارند در مرز ما در راستای ضربه زدن به نظام مقدس جمهوری اسلامی فعالیت می کنند دوستان ما توانستند کارهایی انجام بدهند ولی کامل نیست. ما باید بیشتر تلاش کنیم تا در برابر هجمه ی عظیم شبکه های خبری که معمولاً به صورت 24 ساعته برنامه دارند بتوانیم مقابله کنیم. اعتقاد من این است که کارهای فرهنگی زمانی می توانند نتیجه دهند که مدیران و مسوولان درجه ی اول کشور و بخصوص مسوولان استان به آن عمل کنند. ما باید سعی کنیم، طوری رفتار نماییم که یک حرکت فرهنگی در جامعه به وجود بیاید و اعتماد و اطمینان مردم را بدست بیاوریم. با همدلی، همگامی و هماهنگی که در استان کردستان وجود دارد امیدواریم بتوانیم در سایه ی این وحدت و حرکت های خوبی را در بحث مسائل فرهنگی داشته باشیم .

9-     به عنوان نماینده ی ارشد دولت نهم ،در ارتباط با موضوع نشر کتاب و ایجاد نمایشگاه استانی و کشوری و حمایت از ناشران چه اقداماتی را انجام داده اید ؟ ارتباط نزدیک و تنگاتنگی با آقای تعدادی از ناشرین استان دارم، وقتی بحث برگزاری نمایشگاه کتاب را در استان البرز منعکس کرد تلاش کردیم این مشکلش را حل کنیم، این نشان دهنده ی آن است که مامصمم هستیم و سعی داریم که این کارها انجام بگیرد. تعدادی کتاب در کردستان توسط نویسندگان طی 4 الی 8 سال تالیف شده و منتظر دریافت مجوز هستند ولی داده نشده و این مساله نشان دهنده ی ضعف در این زمینه است که تلاش می کنیم تا این مشکل برطرف شود. با توجه به اینکه از طریق شمال عراق تشویق می شوند که کتاب هایشان از طریق آنها انتشار پیدا کنداین کار که ضربه ی بزرگی است و نقطه ی ضعف و منفی برای ما ست. ما سعی می کنیم که در راستای تسهیل و کمک کردن به نویسندگان و ناشرین این ضعف را جبران کنیم که از طریق شمال عراق کتاب خود را منتشر نکنند. امیدواریم که از این طریق بتوانیم اعتماد و اطمینان آنها را جلب کنیم .

قسمت آخر:

11-شبکه ی استانی صدا و سیما به لحاظ کمی ، برنامه اش افزایش پیدا کرده ولی بسیاری از کارشناسان و مردم و منتقدان برنامه ها را به لحاظ کیفی موفق نمی دانند، شما در زمینه ارتقای کیفیت برنامه هاچه پیشنهادوبرنامه ای برای صداو سیما دارید ؟  

از نظر کمی قابل تقدیر است خیلی زحمت کشیده اند، بنده نیز به عنوان نماینده ی دولت  و هم خدمت گذار مردم خوب کردستان این را قابل تقدیر و تشکر می دانم ، ولی از نظر کیفی، چه در گذشته و چه اکنون که برنامه های استان افزایش پیدا کرده انتقاد مردم بجاست.خود ما هم انتقاد داریم، خود دوستان و مدیران صداو سیما نیز همین طورفکر می کنند. خودشان نیز تاکید می کنند که از نظر کیفی مشکلاتی وجود دارد. امیدواریم با استفاده از راهنمایی ها ،پیشنهادها و تجربه های همه ی صاحب نظران و مردم کردستان بتوانیم و در راستای کیفی کردن برنامه ها تلاش کنیم. برنامه های که پخش می شود ، مختص استان کردستان باشد مثل برنامه های کودک با زبان کردی ، و مونتاژ کردی و انیمیشن های کردی استفاده شود. کودکانی که در روستاهای کردستان ساکن هستند به زبان فارسی تسلط ندارند، باید کیفیت کار رابالا ببریم و یک کار متفاوت از صدا وسیما انتظار می رود، زیرا کودکان چنانچه بخواهند برنامه های کودک را به زبان فارسی ببینند برنامه ی شبکه های سراسری رامشاهده می کنند ، بنابراین ما باید فراتر از شبکه های دیگر کار کرده و برنامه های را محلی و استانی کنیم .

12-انگیزه ی تاسیس شبکه استانی چه بوده است ؟ آیا غیر از این است که فرهنگ استان کردستان را زنده و پویا نگه دارد ؟

بدون شک همین است و امیدواریم که در این جهت حرکت کنیم. در سفر مقام معظم رهبری همان طور که مستحضر هستید قرار شد تمامی مصوبات ظرف 3 سال اجرایی شود، بحمدالله پروژه ی مربوط به سفر چه اقتصادی ،اجتماعی، فرهنگی و محرومیت زدایی در استان خوبی پیش می رود. امیدواریم ما تا پایان مالی 90 همه ی این پروژه ها اجرایی و عملیاتی شود . به اعتقاد من و براساس اسناد و مدارک و کارهایی که انجام شده                            مصوبات سفر مقام معظم رهبری نسبتاٌ خوب پیش می رود، امیدواریم که ان شاءِالله تا پایان سال مالی 90 این ها همه به بهره برداری و به تنیجه برسد .

13-ما آسیب های اجتماعی فراونی داریم ، یکی از آسیب های جدی در کشور ما طلاق است، متاسفانه این آسیب در استان کردستان بطور جدی خود نمایی می کند، دولت نهم درحوزه های فرهنگی چه برنامه ها و راهکارهایی را برای کاهش آمار طلاق در استان دارد ؟  

این مشکل در سراسر کشور وجود دارد .امروز در یکی از گزارشات می خواندم که طلاق امسال نسبت به سال گذشته در سطح کشورحدود 2/9 درصد افزایش داشته است. این خود زنگ خطر است، در استان کردستان هم کم و بیش این مشکل را داریم، این مشکل در باید در استان حل شود. بنده اعتقاد دارم، همان طور که خود شما مطرح کردید و صاحب نظر هستید و مطالعات و تحقیقات و پژوهش های زیادی هم صورت گرفته، برای طلاق یک عامل نقش ندارد، بلکه عوامل زیادی نقش دارند، مسائل اخلاقی ،مسأل تهاجم فرهنگی- بخصوص در استانهای مثل استان کردستان که مرزی هستند- استفاده از ماهواره  نقش وتاثیر بسزایی دارند. به اعتقاد بنده دخالت هایی که دیگران در مسائل یک زوج جوان به عمل می آورند بی تاثیر نیست بویژه بنده معتقدم که مسائل اقتصادی نقش اساسی دارد. خیلی از گرفتاری ها و مشکلات ما وقتی بررسی می شود بحث اقتصادی و بحث اشتغال است. در زمینه های اشتغال امید داریم با حرکت هایی که در استان انجام می شود بتوانیم این مشکل را سامان دهی کنیم و آمار طلاق را کاهش دهیم.

14- طلاق تبعات زیادی به دنبال دارد ،دانشگاه های استان ،مرکز بزرگ و دیگر نهاد های فرهنگی می توانند با برگزاری همایش هایی در کاهش این معضل تأثیر گذار باشند ،شما در این زمینه چقدر آمادگی برای همکاری دارید ؟  نمی خواهیم دوباره وقت خود را صرف این گونه تحقیقات کنیم که چرا طلاق صورت گرفته است؟ همه ی این ها مشخص است. باید راهکارهای عملی و اجرایی پیدا کرد که بنده پیشنهاد شما را می پسندم که یک همایش اجرایی و عملی بگذاریم برای پیشگیری نه علت یابی ، علت مشخص است .

15-استان کردستان تا یک دهه ی پیش استان پاک تلقی می شد و در رسانه ها نیز مطرح بود متاسفانه در دهه ی اخیر این قضیه بالعکس شد به هر حال مصرف مواد مخدرافزایش یافت و اکنون شاید آمار معتادان آن سایر استان ها برابر باشد ، شما به عنوان نماینده ی ارشد دولت برنامه هایی را برای کاهش و از بین برن این معضل دارید و چه کارهایی فرهنگی در این زمینه انجام داده اید  ؟  

در حال حاضر هم کردستان هم چنان جزو استان های پاک است. یکی از استانهایی هستیم که کمترین مواد مخدر و را داریم . فرهنگ حاکم مردم کردستان معمولا ً مواد مخدر را خیلی زشت دانسته و مایه فساد می داند و همین مسأله باعث شده جزو استان های سالم و پاک کشور محسوب شویم. این امر نشان دهنده ی این است که ما باید حرکت های اساسی انجام دهیم، بحمدالله در این جهت هم اقداماتی صورت گرفته است. دشمنان سعی می کنند جوان ها را منحرف کنند و انرژی و نشاط را از آنها بگیرند این یک برنامه ی استکباری برای ما است. کشور ما در همسایگی افغانستان است که تولید کننده ی بخش عظیمی از مواد مخدر است و به اعتقاد بنده یک مبارزه است که استکبار انجام می دهد و یک جنگی است که برعلیه جوانان ما و فرهنگ ما شروع کرده اند و اگر با انسجام و هماهنگی و همدلی جلو برویم می توانیم موفق شویم و برای مبارزه با این مشکل ما برنامه داریم ان شاءِالله بتوانیم در راستای برنامه های شورای مبارزه با مواد مخدر در سطح استان اقدامات لازم را انجام دهیم. اعتقاد بنده این است که در راستای مسائل اقتصادی ،تولیدی و ایجاد اشتغال بتوانیم قدم برداریم تا در کاهش مصرف مواد مخدر اثر گذار باشیم. تحقیقات و مطالعاتی هم که در سطح استان وهم در خارج از استان  در سال های قبل صورت گرقته بیانگر این است که متاسفانه افزایش اعتیاد با بیکاری و اشتغال ارتباط تنگاتنگ دارد. و ان شاءِالله امیدواریم در این جهت به وظیفه ی خودمان عمل کنیم و این معضل کاهش یابد با پیشنهاد و کمک شما دوستان و صاحب نظرانی که در سطح استان حضور دارند.

16- نظر شما در مورد فعالیت مطبوعاتی چیست ؟  تعداد نشریات موجود فعال دراستان با یک استان فرهنگی همچون کردستان هم خوانی دارد ؟

یک سری کمبود ،نارسایی داریم، هم از نظر کمی و هم از نظر کیفی که باز در این جهت هم، ما سعی کردیم بیشترین حمایت را از مطبوعات و خبرنگاران داشته باشیم. ما در جلسات به مسوولین و مدیران تذکر دادیم و در جلسات از آنها خواستیم که نسبت به خبرنگاران حساسیت نشان ندهند، چون متاسفانه در این استان به خاطر محدودیت ها و تنگ نظری هایی که وجود داشته، اگر چند دستگاه این ها را تحریم کنند،نمی توانند روی پای خودشان بایستند. ما در این جهت نسبتا موفق بودیم و توانستیم کارهایی انجام دهیم. بنابراین با این بینش و با این اعتقاد در ارتباط با مطبوعات و خبرنگاران در استان برخورد کردند. امید دارم با حرکت و برنامه هایی که داریم بتوانیم مطبوعات را در استان سامان بدهیم. ما اعتقاد مان براین است که ارتباط عاطفی با مجموعه ی مطبوعات و خبرنگاران در استان داشته باشیم و امیدواریم که این روز به روز تقویت شود و مستحکم شود و از مدیران نیز خواستیم که ایرادها ی بی خود نگیرند. حتی اگر اطلاع پیدا کنم که یک مدیر که مورد انتقاد قرار گرفته، بخواهد برخورد کند، خودم با آن مدیر برخورد می کنم، زیرا این ها باعث می شود که مطبوعات ما رشد کند. منتهی از طرف دیگر ما توقع و انتظار داریم که مطبوعات تا آنجایی که مقام معظم رهبری می فرماید انتقاد سازنده باشد انتقاد باید واقعی باشد، همان طور که اشکالات را بیان می کنند، حسن ها را هم مطرح کنند.

17- همه ی دولت ها همواره تاکیدداشته اند به بکارگیری کارشناسان و نیروهای بومی، شما در این راستا چه اقداماتی انجام داده اید؟

من زمانی که آمدم هیچ فردی را با خودم نیاوردم و شاید تنها استانداری در کشور باشم که چه در گذشته و چه در حال تنها آمده ام و هیچ کس را با خودم نیاورده ام ، حتی اتاقم را نیز تغییر نداده ام ،از مردم و دوستان و کارکنان اینجا استفاده کرده ام. اهل سنت محدود به استان کردستان هستند و نمی توانند در شهرها و استان های دیگر راحت باشند و کار کنند، ولی استان های دیگر چنین نیست، بنابراین باید شرایط و زمینه را برای اهالی کردستان فراهم کنیم تا در استان و شهر خود کار کنند و به آنها ظلم نشود، و باید از نیروهای توانمند استان استفاده شود. مقام معظم رهبری می فرمایند هر کسی که در راستای سیاست ها و نظرات نظام حرکت نکند، کسی که وحدت را برقرار نکند نه شیعه است ونه سنی و از ما نیست. ما باید به همه ی اینها عمل بکنیم ما باید  همه ی این مسائل با درایت و با حوصله و بدون اینکه جو ایجاد کنیم انجام دهیم تا رضایت نسبی به وجود بیاید. هدف ما خدمتگذاری و در خدمت مردم بودن است و مردم همین را از ما می خواهند.

18- استان کردستان شاهراهی شده برای ارتباط باچند کشور، استان برای توسعه ی این ارتباطات نیاز به فرودگاه و و غیره دارد در این راستا چه اقداماتی انجام داده اید؟

 در این زمینه هم حرکت های خوبی انجام شده است، هر کسی وارد استان شود می فهمد که استان یک کارگاه بزرگ است، همه جا دارد توسعه پیدا می کند، در عمران شهری راه و ترابری و فرودگاه کار می شود .کارهایی که صورت گرفته همه از نعمت وجود حکومت اسلامی است نه فرد. پرواز تهران، سنندج، سلیمانیه الحمدالله مصوب شده و راه آهن به جد در حال عملیاتی شدن است. ان شاءِالله راه آهن را سریع به کردستان بیاوریم و در مصوبه ی سوم سفر ریاست جمهوری هم داشتیم که به شمال عراق وصل کنیم ، و در مسأله ی بزرگراه جنوب به شمال اقداماتی انجام شده و اعتبارات لازم را مهیا کرده اند  ما هم داریم تلاش می کنیم که این کار ها انجام شود.

10-چرا برای گرفتن مجوز مطبوعات ارتباطات را نهادینه نمی کنید ؟ 

این اشکال از طرف ماست و اعتقاد من این است که ما باید اشکالات خودمان را در مجموعه های مردم و دولت بپذیریم . جایی که یک نویسنده ی کرد می نویسد امام شافعی، فردی که درتهران است انتقاد می کند که امام شافعی ننویسید و این تنگ نظری ما را می رساند، امام شافعی فردی بوده که مورد قبول اهل سنت بوده و هست و کسی است که به آن عشق ورزیده ، علاقه واعتقاد دارند، چه اشکالی دارد. آن شخصی که ایراد می گیرد و منتقد می شود که به جای امام شافعی، آقای شافعی به کار برده شود، فکرش را نمی کند که اگر واژه ی آقای شافعی در کتابی چاپ شود ممکن است ذهن مردم متوجه به آقای شافعی وزیرسابق صنایع و یا دیگران شود !ولی وقتی امام شافعی به کار می بریم می فهمیم که مردم از امام شافعی تبعیت می کنند و به آن عشق و علاقه دارند، افتخار هم است و باید تشویق کنیم، بنابراین سلیقه ای عمل کردن و بد عمل کردن ما باعث می شود که مردم هم اعتماد و اعتقاد نداشته باشند و هم ما نتوانیم خواسته ی آنها را برآورده کنیم. بنابراین وظیفه ی ذاتی ماست که پیگیری کنیم،و بنده معتقدم که اینجا ما باید قاطع عمل کنیم نه اینکه کسی را متقاعد کنیم، مجوز صادر کند، باید بدانیم که این مجوز حق اوست و ایراد و گیر دادن های ما بی خود است. وظیفه ی ذاتی مدیران استان است که از کسانی اینجا هستند و از حقوق آنان دفاع کنند و ما هم وظیفه داریم دفاع کرده ،به وظایف خود عمل کنیم.

 تهیه وتنطیم ازسیدمحمدحسین دریاباری

نشریه تبیان شماره های77و78


وحدت اسلامی از سخنرانی تا نهادینه سازی

وحدت اسلامی از سخنرانی تا نهادینه سازی


یکی ازمسایلی که قبل از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران پیرامون آن بطورگسترده،فراگیر وآزادانه تأکید بعمل نمی آمد مسأله ی وحدت،انسجام،اتحاد ، همدلی واحترام متقابل به افکارواندیشه ها بوده است.درمیان فعالان سیاسی،اجتماعی ،فرهنگی ومدنی شماری از شخصیّت ها وموسسا ت حزبی خاص ،محدود وناآشناجهت دست یابی به اهداف تعیین شده باهواداران خویش دراین زمینه گفت وگومی کردند چرا که توصیه به وحدت همواره هنگامی ضرورت پیدا می کند که فضای جامعه باز بوده وخطر رخنه ی فکری وفیزیکی ازدرون وبیرون ، جامعه رامورد تهدید قرار دهد.پس از پیروزی انقلاب وتغییر فضای سیاسی،اجتماعی ،فرهنگی واقتصادی و نیز بروز افکار،سلایق واندیشه های متنوع وگوناگون وبه تبع آ ن بیان همه ی عقایدافکار،اندیشه هاوباور های استنار شده احتمال بروز وظهور پیامدهای تلخ وناگوارکه دشمنان ایران واسلام انتظار وتوقع آن راداشتند می رفت.از این روتوصیه وسفارش اکید به وحدت و همدلی درکشوری که دارای تنوع قومی ومذهبی  است  امری الزامی وحیاتی بوده است. امام خمینی(ره) دردومقطع اساسی همواره مردم را به وحدت، همدلی، اتحاد، انسجام وهمبستگی ملی فرا خواند.نخست در آغازشکل گیری انقلاب اسلامی تا به ثمر رسیدن وپیروزی آن.دوم دعوت به وحدت کلمه درجهت حفظ ونگهداری آن بدون شک وتردید این مقطع بسیار مهم،دشوار وخطیر بوده است.چرا که حامیان قدرت پیشین برای جبران شکست های  تحمیل شده ساکت وبی حرکت نخواهند ماند وزمینه را برای ایجاد شکاف واختلاف درمیان اقوام ومذاهب فراهم خواهند ساخت. همین امر موجب گردید تااساس وپایه های وحدت ملی رادرجامعه محکم واستوار سازد. ازآنجایی که امام خمینی همواره به آینده مسلمانان می اندیشیده وخود از منادیان ومعماران وحدت اسلامی بوده با توجه به کارکرد وشیوهای پیشین استکبار وعوامل مزدورش در ایجاد اختلاف باحربه هاوابزارهایی همچون مذهب وقومیت ، جامعه را دستخوش تنش واختلاف ننمایند  به نقطه مشترک واصل بنیادین وباوری که درجان ریشه دارد تمسک جسته است وآن پیامبررحمت وسالروز میلاد اوبوده است .که بنابه عقیده اهل سنت دوازدهم ربیع الاول وبنا به عقیده شیعه هفدهم همین ماه است.این هفته را به عنوان هفته ی وحدت اعلام کرده و فرمان به تقویت واجرای اساسی آن در همه ی ابعادوسطوح جامعه داده است .ایشان درتمام سخنرانی ها به مذمت وسرزنش عوامل تفرقه سازپرداخته وهمگان را به وحدت کلمه دعوت کرده است.مقام معظم رهبری نیز نه تنها در سخنرانی ها وپیام ها بر ایجاد وحدت وحفظ آن و در خصوص دوری از اختلاف، تفرقه وتنش تأکید کرده است .بلکه باصدور فتاوایی بر ضرورت  وحدت وپرهیز ازاختلاف  وتفرقه مبادرت ورزیده است بدیهی است در چنین شرایطی که قانون اساسی ورهبران کشوری اینگونه درنفی اختلاف وایجاد وحدت تأکید کرده وحقوق همه ی اقوام ومذاهب را برسمیّت میشناسد آن جامعه باید سر شار از محبت ،اعتماد وفضایی آکنده از مهر باشد .برپایه شماری از اصول قانون اساسی  ومبانی گرانسنگ دینی وتوصیه ی رهبران کشورمان  درحوزه ی وحدت  اقوام ومذاهب تشکل هایی در جهت تقویت آن تأسیس وتشکیل شده است.وسالانه هزینه های فراوانی برای موجودیت آنها صرف می شود .در این مقال به تأسیس این نهادها ومیزان موفقیّت وتأثیر گذاری آنها اشاره خواهد شد.درخصوص نهادهای مورد بحث پرسش های زیادی وجود دارد که ضرورت به بررسی و واکاوی فراوان می باشد.از جمله اینکه آیابرنامه های فعلی آنان پاسخگوی نیاز های امروزی منطقه می باشد؟اگر مقرر گردید برحسب ضرورت این  نهادها با همان ساختارگذشته وفعلی پابر جا بمانند باکدام برنامه؟آیا مسئولان وگردانندگان این قبیل  نهادها باپیشرفت ارتباطات وزیر ساخت های اطلاع رسانی تمایل به تغییر شیوه های خود نشان خواهند داد؟تشکل ها ونهادهایی که بزودی اسامی وفلسفه تأسیس ونیز قلمرو فعالیّت آنها خواهد آمد تعدادی از آنهادر داخل وخارج از ایران به منظور ایجاد وحدت ونفی تفرقه فعالیّت دارند وشماری از آنها مأموریت درمناطق قومی دارند وبالاخره برخی دیگر فعالیّت آنها معطوف به مناطق خاصی از ایران است.مجمع جهانی تقریب بین مذاهب اسلامی،شورای برنامه ریزی مدارس اهل سنت ،مرکز بزرگ اسلامی غرب کشور وبالاخره  نهادی به همین نام در شمال کشورازجمله انهااست. .یکی از محوریترین  فعالیت نهادها ی فوق زمینه سازی وتحقق بستری مناسب جهت  ایجاد وحدت  ومبارزه باعوامل تفرقه ساز است.در اینجا لازم است اشاره ای کوتاه به معنی ومفهوم وحدت گردد که باهویدا شدن آن ، مفهوم کریح اختلاف وتفرقه بخودی خود آشکار می شود .اگر این واژگان همانگونه که هستند معنی شوند واقشار مختلف مردم ونهادهایی که در این عرصه تلاش می ورزند این پیام را باز یابند، مراد ومقصود منادیان وحدت اسلامی  مشخص واهمیت روز افزونی خواهد یافت.بدون شک مسلمانان درتمام کشور های اسلامی وبه عبارتی همه ی جهان اسلام همواره مورد تهاجم غرب در زمینه های  گوناگون هستند،برای دفاع ازحریم جهان اسلام وحدتی قدرت ساز مورد نیاز است.منادیان وحدت وصاحبان اندیشه های تقریبی با الهام از قرآن وسنت نبوی برای پیشبرد  اهداف خویش ودستیابی به آن ، وحدت،امت اسلامی راکه بتواند در برابربد خواهان ید واحده گردد پیشنهاد می کند.صاحبنظران،واندیشمندان تقریب گرا که بسیاری از آنان مصلحان اجتماعی نیز به شمار می روند درخصوص وحدت اسلامی بر این باورند که مقصود از وحدت این نیست که از میان مذاهب اسلامی یکی را انتخاب وسایر مذاهب به کنار گزارده شوند ویااینکه مشترکات همه گرفته شده و مفترقات همه آنها به کنار رانده شود تا بااین شیوه مذهب جدیدی انتخاب گردد مراد ومقصود از (وحدت اسلامی) مطرح شده درکلام پیشگامان ومنادیان وحدت ، اتحادپیروان مذاهب گوناگون اسلامی است.باوجود اختلافات مذهبی دربرابر بیگانگان  است.مخالفان اتحاد ویکپارچگی مسلمانان برای اینکه از وحدت اسلامی مفهومی غیر منطقی وغیر عملی ساخته وآن راامکان ناپذیر جلوه دهند از آن به نام وحدت مذهبی توجیه وتفسیر می کنند تادر گام نخست باشکست مواجه گردد. بدیهی  است که منظور علمای روشن فکر اسلامی از وحدت اسلامی، متشکل شدن مسلمانان درصفی واحد برابر دشمنان مشترکشان می باشد. این دسته از دانشمندان معتقدند مسلمانان مایه ها ونقاط وفاق بسیاری در اختیار دارند که می تواند مبنای یک اتحاد بسیار محکم باشد. شماری ازمایه های وفاق عبارتند از جهان بینی مشترک ،فرهنگ مشترک وتمدن عظیم وباشکوه وبالاخره آداب ،رسوم وسنن اجتماعی قابل قبول که می تواند از آنها یک ملت واحده ساخته وقدرتی عظیم وهایل پدید آورد بنحوی که قدرتهای بزرگ جهان به ناچار دربرابرآنهاخضوع نمایند .این مهم درعصر کنونی یک ضرورت تلقی می  گردد. آیا نهادهای متنوع وبا امکانات انبوه  تاکنون توانسته اند این فرهنگ رادرجامعه مسلمین تزریق کنند؟ یکی از نهادهایی که درامرترویج وحدت اسلامی کوشش می کند مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی است که درسال 1368 هجری شمسی بطور رسمی باهدف تلاش برای آشتی دادن مذاهب  مختلف اسلامی  وایجاد تقریب بین دیدگاههای آنان تشکیل شد. گستره وقلمرو کاری مجمع ، برگزاری همایش های ملی وبین المللی به منظور نزدیکی فرق اسلامی نسبت به یکدیگر می باشد.مجمع مذکور تاکنون هرساله بااحتساب سال جاری27 کنفرانس وحدت تشکیل داده است.کارشناسان عقیده دارند برابرهزینه های سنگین کنفرانس ها نتایج ودست آوردهای آن بسیار اندک بوده است.تقریب از نظر مجمع جهانی مذاهب اسلامی ،عبارت است از نزدیک شدن  پیروان مذاهب اسلامی باهدف تعارف وشناخت یکدیگر به منظور دستیابی به تألف واخوت دینی براساس اصول مسلم ومشترکات اسلامی .مجمع می کوشد تا سطح آشنایی وتعمیق تفاهم بین پیروان مذاهب اسلامی واحترام متقابل ورشته های  اخوت اسلامی مسلمانان را بدون هیچگونه تمایزی از لحاظ تعلقات فرقه ای ، قومی یا ملی آنان به منظور رسیدن به امت واحده اسلامی ارتقاء بخشد .مجمع تقریب مذاهب نتوانست در میان دولت های  کشورهای اسلامی نفوذ کندتااز این رهگذر ارتباط بیشتری بامردم برقرار سازد .اگر چه توانست باشماری از وزیران این کشورها درحوزه اوقاف،فرهنگ،هنر وتبلیغات رابطه برقرار کرده وآنان را بصورت فردی  به ایران دعوت کند .از آنجایی که این دعوت هافردی بوده آن وزیران غالبا مسلوب الاختیار وبصورت یک میهمان به ایران سفر کرده اند.بسیاری از کارشناسان همواره یک پرسش وسوال را بلد کرده وحتی درکنفرانس های وحدت اسلامی همان مجمع ویارسانه های دیگرمطرح کرده ومی کنندکه چراکنفرانس های وخدت اسلامی همیشه ودرطول این سنوات درایران برگزار گردیده است ؟.این پرسش شاخه های دیگری هم دارد وآن اینکه شاید  دولت های سایر  کشور های اسلامی باچنین کنفرانس هایی موافق نیستند بنابر این تمایلی هم برای هزینه های آن ازخود نشان نمی دهند. بسیاری از خود خواهند پرسید مگر ایران  باوحدت اسلامی درتعارض بوده یاآن را نقض کرده که مقامات این مجمع اصرار برای اجرای  آن درایران دارند؟ همچنین محتمل است  که این مجمع نتوانست بر روی دولت ها تأثیر بگذارد .در نتیجه  مجمع مذکور باشماری از اشخاص  و لجنه های علمی وموسسات فقهی محدود شده است.سوال دیگری که ذهن ناظران  امور فرهنگی وخبری را مشغول کرده این است که مجمع  جهانی تقریب باداشتن  کنفرانس سالانه ،خبرگزاری،چاپ کتب به چند زبان وگرد آوری متفکران تقریبی درداخل ایران وخارج از کشور توفیق چندانی درامر ایجاد وحدت وکاهش اختلاف نداشته است. چرا وبه چه دلیل کماکان همان راه را که طی سالها پیموده ادامه می دهد؟ وکمترین تغییری درخط مشی  واستراتژی خویش پدید نمی آورد. مسأله ی دیگر اینکه میزان موفقیّت مجمع درایران درچه سطحی بوده ومی باشد؟آیا مجمع توانست درمیان نخبگان مذاهب اسلامی اعم از دانشگاهیان وعالمان مذاهب اسلامی  جای پایی باز کند تا همگی دست دردست هم داده ودر کمال مساوات وبرابری برای رشد وتعالی ایران اسلامی گام موثری بردارند؟نکته دیگری  که نباید از آن غافل شد این است که اعضای مجمع تقریب از کشور های خارجی ، کسانی اند که بلحاظ نفوذ در داخل کشورشان بامشکل مواجه اند یا بدلیل عضو اپوزیسیون بودن مورد خشم دولت خویش هستند ویادرمیان مردم خویش فاقد هوادار می باشند.یکی از نهادهایی که درامور اهل سنت فعالیّت می کند دبیر خانه شورای برنامه ریزی مدارس علوم دینی اهل سنت است. این شوراوسایر زیر مجموعه هایش بیش از 7 سال است که تشکیل گردیده گفته می شود فلسفه تشکیل این مجموعه  رسیدگی  به دغدغه ها،مشکلات ومسائلی است که نمایندگان ولی فقیه درمناطق سنی نشین با  آن مواجه اند.این تشکیلات ابعاد گسترده ای دارد که جای بحث وبررسی آن در این مقال نیست.ولی آنچه مسلم است این است که نهاد تازه شکل گرفته می تواند با مشورت از نخبگان منطقه ای، اساتید دانشگاه ونمایندگان مردم در مناطق سنی نشین یادچار اشتباه نگردد ویا آن را به حداقل برساند. این تشکل وتشکل های  مشابه آن ،هرچه به مردم نزدیکتر شوند می توانند در ایجاد وحدت وکاستن اختلاف تأثیر بسزایی داشته باشند.

در برخی از مناطق ایران که برادران اهل سنت سکونت دارند تشکل هایی در جهت رسیدگی به امور روحانیان آنان دایر گردیده است. یکی از این تشکل ها که قدمتی سی ساله دارد مرکز بزرگ اسلامی غرب کشور است. نظیر آن را با اندک تفاوتی در سیستان و بلوچستان و استان گلستان می توان یافت. مرکز بزرگ اسلامی غرب کشور مستقر در استان کردستان ، آذربایجان غربی را نیز تحت پوشش خویش دارد. پس از پیروزی انقلاب اسلامی بر حسب ضرورت جهت ساماندهی وضع روحانیون و طلاب اهل سنت منطقه ، مرکز بزرگ اسلامی غرب کشور در سال 1360 تاسیس گردیده است. گفته می شود این مرکز به منظور تقویت بنیه علمی روحانیون ، پرورش اساتید، گردآوری نخبگان در حوزه دین تشکیل شده است. اکنون پس از سی سال بسیاری تردید دارند که این نهاد بر مبنای اصلی خویش شکل گرفته و یا اصولا در اهداف خویش به توفیقاتی دست یازیده است؟

این مرکز با در اختیار داشتن مساجد و امور مربوط به آن توانست اندکی خود را در میان مردم جای دهد. پس از آنکه وظایف این تشکل بسان گوشت قربانی با سایر نهادهای رسمی مانند اوقاف و اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی و نیز سازمان تبلیغات تقسیم شده گرد و غبار غربت بر چهره مرکز بزرگ اسلامی غرب کشور نشست تشکل مزبور می توانست در امر وحدت فعالانه تر گام بردارد، اما فاصله آن با نهادهای مردمی و نمایندگان مردم موجب شد نفوذ خویش را بیش از پیش به دیگران واگذار کند. با تغییراتی که در دهه ی نود در استان کردستان پدید آمد نشانه ها و علائم بهبود اوضاع را نوید می داد. پس از مدتی کوتاه شورای برنامه ریزی مدارس علوم دینی اهل سنت بر این نهاد بلحاظ برنامه ریزی وبودجه تسلط یافت. حال باید دید مرکز بزرگ اسلامی غرب کشور می تواند به رسالت ذاتی خویش که بدان اشاره گردید، جامه عمل بپوشاند. یکی از نکات شگفت انگیز اینکه با توجه به وظیفه ذاتی مرکز مورد اشاره در امر وحدت در این سی وچندسال ،اخیرا اعلام گردید که برای نخستین بار ستاد هفته ی وحدت در استان کردستان تشکیل شده است ودرطول سال فعال خواهدبود .برپایه همین خبراثری ازردپاوحضورنهادهای مردمی ویاسازمان های مردم نهاددران مشاهده نمی شود. بهر تقدیر مساله وحدت و یکپارچگی بسیار مهم است، امید است همه ی نهادهای ذیربط و مورد اشاره در خصوص آن فعالانه تر عمل نمایند.

25|10|1392

سید محمد حسین دریاباری

http://gooyeh-qom.com/?p=42&n=58&s=278&id=2003

http://gooyeh-qom.com/pdf/newspaper_pdf/4-451.pdf

گفت و گوی تبیان با دکتر رمضانزاده استاندار کردستان

گفت و گوی تبیان با دکتر رمضانزاده استاندار کردستان 

تبیان : یکی از برنامه های دولت توسعه ی همه جانبه بوده ، شما به عنوان نماینده ی دولت چه اقدامی انجام داده اید ، در این باره توضیحاتی برای خوانندگان تبیان بفرمایید ؟

جواب : من تشکر می کنم از دوستان در مجله ی تبیان که این فرصت را در اختیار ما قرار دادند ، تا درباره برخی از مسائل استان با یکدیگر صحبت کنیم . موضوع توسعه ی همه جانبه ، که جناب آقای خاتمی بر آن تأکید داشتند و به عنوان یکی از برنامه های ایشان مطرح بوده ، یک پروژه ای است که نمی توان آن را جزء به جزء و استانی کرد بلکه این یک موضوعی است که دولت در سطح کشور تصمیم به اجرای آن گرفته است . به این مفهوم که اگر قرار است کاری انجام شود  در همه ی زمینه های فرهنگی ، اجتماعی ، اقتصادی  و سیاسی صورت پذیرد و ما توسعه را یک بعدی و فقط در اقتصاد نبینیم . چون در دنیای جدید با تحولاتی که وجود دارد ؛اساسا توسعه ی یک جانبه و خطی در جامعه جوابگو نیست به همین دلیل دولت در زمینه های مختلفی مثل مطبوعات و بحث انجمن های مدنی که به عنوان واسطه بین دولت و مردم عمل کنند و بحث توجه بیشتر و جدی به بخش فرهنگ و نیز حوزه ی سیاست را مد نظر قرار داد . در عین حال توجه کامل به بخش اقتصادی داشته و دارد و تأمین زندگی روزمره مردم را هدف خود قرار داده است بنابراین توسعه ای که شعار دولت است همه جانبه و متوازن و سراسری است ، ما هم در استان کردستان در این زمینه اقداماتی را انجام دادیم . بخش اقتصادی را بطور مجزا بحث می کنیم اما در زمینه ی فرهنگی باید گفت همانطور که می دانید انجمن های فرهنگی متعددی در حال شکل گیری است و بسیاری هم شکل گرفته اند . ما در استان در حال حاضر بیش از شش یا هفت نشریه داذیم درحالی که 2سال پیش یک نشریه بیشتر در استان نبود و این نشریه هم گاهی یا هر از چند گاهی چاپ می شد . اگر تبیان را هم به آن نشریات اضافه کنیم تعداد نشریات استان می شود . هشت نشریه این اقدامی بسیار مناسب در زمینه ی فرهنگی است . انجمن های ادبی تعدادشان بالا رفته و از اداره ارشاد می توانید رقم دقیق آن را بگیرید ، در ارتباط با فعال کردن دانش آموزان و رشد سیاسی آنان برنامه هایی گذاشتیم و در سطح دبیرستان ها کلاسهایی به همین منظور برقرار بوده است . طرح مشاورین جوان برای افزایش آمادگی جوانان برای مشارکت فعال در مدیریت استانی و کشوری به اجرا در آمده . توجه جدی به افزایش نقش نیرو های بومی در مدیریت شده که این از مباحث فرهنگی یا سیاسی است . در زمینه های اجتماعی سعی کردیم با پدیده ی مواد مخدر که مردم هم نسبت به آن حساسیت دارند فعالانه برخورد کنیم و حتی به عنوان یکی از استانهای موفق مورد تقدیر قرار گرفتیم . در زمینه ی جلب جهانگرد و نشان دادن وضعیت فرهنگی استان تا اندازه زیادی موفق بودیم . در همین جریان "کسوف" و خورشید گرفتگی نزدیک به بیست هزار ایرانگرد و تعدادی جهانگرد داشتیم که به استان آمدند و در شرایط بسیار مناسب و با برخورداری از امنیت کامل با فضای استان آشنا شدند در بعد امنیتی ما الان مدعی هستیم استان کردستان هم از نظر وضعیت امنیت سیاسی و هم از نظر امنیت اجتماعی یکی از بهترین وضعیت ها را نسبت به سایر استانها دارد که اینها همه زمینه ساز توسعه اند و همچنین زمینه ساز سرمایه گذاری در بخش های دیگر در این زمینه ها احساس ما این است که حرکت خوبی آغاز شده است ، اگر چه آن حرکتی که ما دنبال آن هستیم و باید باشد در واقع هنوز تحقق پیدا نکرده است . در بحث مشارکت بانوان ما سعی کردیم تشکلهای خانمها را به صورت جدی فعال بکنیم . هفت تشکل در سال گذشته اعلام کردند مایل به شکل گیری هستند . چهار یا پنج تا از آنها شکل گرفتند و بقیه هم در حال شکل گیری هستند . اینها مجموعه حرکتهایی است که در استان در زمینه های غیر اقتصادی ما دنبال آن بودیم . مواردی دیگر هم هست در صورت امکان بدان خواهیم پرداخت .

تبیان : شما اشاره نمودید که هشت نشریه در استان فعال است در صورت امکان بفرمایید که چرا این استان روزنامه ی محلی برای خود ندارد ؟

 جواب : این موضوع به این دلیل است که ماتجربه روزنامه ی نگاری یعنی تجربه ی چاپ روزنامه را در استان نداریم دولت اقدام به چاپ روزنامه نمی کند . یعنی این کار را مردم باید بکنند ، هیچ منعی برای چاپ روزنامه در سطح استان وجود ندارد . ما فکر می کنیم اگر کیفیت هفته نامه ها و ماهنامه های فعلی استان بالاتر برود به گونه ای که مورد استقبال مردم واقع بشود طبیعتا امکان چاپ روزنامه هم هست و در واقع همیشه اینطور بوده که روزنامه ها از دل هفته نامه و ماهنامه بیرون آمدند . و در یک روند توسعه ای است که روزنامه ها شکل پیدا می کنند . چون تعداد هفته نامه های ما کم بوده این زمینه وجود نداشته . ضمنا اگر متقاضی داشته باشد ما باید روزنامه هم در سطح منطقه داشته باشیم . منتهی فعلا متقاضی نیست ، اما هیچ منعی برای چاپ روزنامه وجود ندارد .

تبیان : عده ای بر این عقیده اند که کارهای شما نمود نداشته و موفقیت چندانی در عرصه ی توسعه و سازندگی نداشته اید شما در پاسخ به منتقدان خود  چه می گویید ؟

جواب : به این نکته باید توجه شود که نمود داشتن یا نمود نداشتن یک کار بحثی است که به امر تبلیغات بر می گردد و اینکه ما چه مقدار ابزار تبلیغاتی برای نشان دادن کارهای توسعه ی عمرانی و اقتصادی استان در اختیار داشتیم و توانستیم از آن استفاده کنیم و ما از این جهت در مضیغه هستیم و امکانی برای نشان دادن خدمات بگونه ای که همه ی مردم از آن مطلع شوند نداریم . علاوه بر اینکه باور ما بر این است که ما از لحاظ جذب بودجه و کار عمرانی در دو سال گذشته از موفقترین استانها بودیم ، این امر را آمار سازمان برنامه و بودجه حکایت می کند و بر آن گواهی دارد و نیز مجموعه دیدگاههای دولت و وزرا راجع به استان کردستان و نحوه ی کار در این استان ، موضوع مورد نظر را نشان می دهد . در طول یک سال و نیم گذشته چندین مدیر از این استان در سطح کشور نمونه شدند ؟ و اگر جاهای دیگر بهتر از ما کار می کنند چرا اینها را بعنوان نمونه معرفی کردند ؟ ما در زمینه ایجاد اشتغال مورد تشویق ستاد اشتغال کشور قرار گرفتیم و در زمینه ی پروژه های عمرانی که به مردم وعده داده شده بود کار جدی کردیم ، کارهای نمونه ای کردیم که چون پراکنده در سطح استان است چه در شهر و چه در روستا ها خیلی نمود ندارد و معلوم نیست ، بلکه ما یک پارک بزرگ دو یا سه میلیاردی نساختیم و یا یک میدان سیصد یا چهارصد میلیون تومانی نساختیم ، منتهی در عمران شهری کارهای دیگر انجام دادیم که ممکن است نمود آن چنانی نداشته باشد ، اما به شدت بر زندگی مردم تأثیر گذارده است در سال گذشته 60? از کوچه های سنندج را که کاملا خاکی بودند آسفالت کردیم ، منتهی اینها کوچک بنظر می آید در سال گذشته بیش از 250 خانه بهداشت را همزمان در سراسر استان افتتاح کردیم این موضوع نقش عمده ای در کاهش مرگ و میر نوزادان و مادران خواهد داشت . پروژه هایی را که تقریبا در استان تعطیل بوده ما آن را فعال کردیم . مانند کارخانه ی ذوب آهن کردستان که تعطیل بود و آن هم به دلیل آمارهای غلطی بود که داده شده بود . وقتی که ما به اینجا آمدیم ظرف دو سال بیش از دو میلیارد تومان بر روی آن هزینه کردیم .پروژه ای که تعطیل شده و قبل از آمدن ما باید افتتاح می شد ، پروژه ورزشگاه 15 هزار نفری سنندج است که فقط کلنگ آن به زمین زده شده بود ، الان از پیشرفت خوبی برخوردار است . ما در زمینه ی آب و تأمین بهداشت شهر و روستا و مسأله ی فاضلاب استان ما ، در سطح کشور نمونه شده است . در زمینه ی احداث راهها و مرمت آن سال بسیار موفقی را پشت سر گذاشتیم . اینها بخشی از کارها است که انشاءا... در هفته دولت مجموعه ی کارهای دو ساله ارائه خواهد شد . این نکته را اضافه کنم که برای استان در سال گذشته از لحاظ اعتبارات استانی 12 میلیارد تومان اختصاص یافت . اما رقمی که فقط برای عمران هزینه گردید بیش از 30 میلیارد تومان بوده است . توانستیم از جاهای مختلف جذب اعتبار نمائیم . پروژه سد بانه را شروع کردیم که بزرگترین پروژه تاریخ کردستان است . در زمینه عمران شهری کار بزرگ مانند آنچه که قبلا اشاره شد (پاک سازی ) انجام ندادیم و اعتقادی هم به آن نداریم و تصمیم گرفتیم کارهای بر زمین مانده را به پایان برسانیم . در زمینه ی آموزش و پرورش مشکل جدی داریم و در سال گذشته 500 کلاس به آموزش و پرورش تحویل دادیم . امسال هم رقمی مانند ان را به این اداره تحویل می دهیم . این هم کاری عمرانی است اگر نمود ندارد ضعف ما در تبلیغات است ، خیلی اعتقاد نداریم که باید در این زمینه ها تبلیغ کرد ، ما وظیفه داریم که به مردم خدمت کنیم . مردم قاضی بسیار خوبی هستند.

 تبیان : شما اشاره نمودید که تبلیغات ما محدود است چرا و به چه دلیل کارهای انجام شده و مطالب لازم را از طریق صدا و سیما به اطلاع مردم نمی رسانید ؟

جواب : صدا وسیما طبق دستور العملی که به سراسر کشور ابلاغ کرده ما حداکثر وقتی که در طول سال داریم یک ساعت است ، بنابراین می توانیم یک ساعت از آن رسانه استفاده کنیم ، برنامه هایی که شبکه استانی دارد روزانه یک ربع اخبار است و برنامه های روز جمعه ، بنابراین وقت دیگری نداریم ما در سال گذشته به مناسبت دهه فجر که یک کار بسیار مهم عمرانی انجام شده و 27 میلیارد تومان برای این کار هزینه شده و آن را افتتاح کردیم مایل بودیم به اطلاع مردم برسانیم .صدا و سیما رقمی به مبلغ ده میلیون تومان از ما خواست که ما هنوز بخشی از آن را نپرداخته ایم و در واقع دولت هم پولی در اختیار ندارد تا برای این کارها بپردازد البته در گذشته بدلیل روابط نزدیکی که آقای رحیمی با صدا وسیمای مرکز داشته ، بیشتر می توانست از صدا و سیما استفاده کند اما چه مقدار من نمی دانم ؟ ولی وقت ما در این رسانه همین مقدار است که اشاره گردید ، این سیاست کلی صدا و سیما است .

 تبیان : لطفا بفرمایید مهمترین معضل اجتماعی ، فرهنگی و اقتصادی استان کدام است و چه اقداماتی برای حل آن برداشته اید ؟

جواب : من مهمترین مشکلی که در واقع ریشه ی همه ی مشکلات در استان کردستان است را بیکاری می دانم که این بیکاری معضلی است که این هم زمینه فرهنگی دارد و هم اقتصادی و خود بیکاری است که تمام معضلات فرهنگی ، اجتماعی ، سیاسی و اقتصادی را برای خانواده ها پدید آورده است . در واقع اگر بتوان برای بیکاری قدمی برداشت می شود گفت : برای سایر مسائل دیگر فکری شده است . این مسأله یعنی بیکاری زمینه ساز بعضی بحرانها و معضلات دیگری هم هست . بعنوان نمونه در آموزش و پرورش مشکل داریم افت تحصیلی وجود دارد به خاطر فقر خانواده ها است ، خوب بدیهی است که فقر خانواده ها به خاطر بیکاری است یا می بینم بیکاری گاهی موجب گردید عده ای به اعتیاد روی بیاورند و بسیاری از مشکلات از این قبیل، ریشه در بیکاری دارد باز تأکید می کنم هر چه فکر می کنم مهمترین و اساسی ترین مشکل استان کردستان مشکل بیکاری است ، اما متأسفانه در این زمینه آمارها غلط بوده که دچار مشکل شدیم . در جلسه ی معارفه ما هم اعلام شد که نرخ بیکاری در استان 9? است . یعنی زیر نرخ میانگین بیکاری در کشور ، من هنوز باور نکردم که اینطور باشد ولی نمی دانم که مردم استان باور کرده اند ؟ اما آنچه که ما فکر می کنیم این است که نرخ بالای بیکاری استان کردستان باعث شده که ما خیلی ضرر ببینیم . در طی دو سال گذشته سعی کردیم در این زمینه اقداماتی را انجام بدهیم اقدام اولیه ما این بود که تلاش جدی در برنامه ریزی کنیم و نرخ بیکاری را تغییر دهیم و فکر می کنم ظرف یکی دو ماه دیگر نتیجه خوبی را به مردم اعلام بکنیم . خود اینکه نرخ رسمی بیکاری ما را قبول می کنند این موضوع نقش بسیار مهمی در میزان تخصیص اعتبارات خواهد داشت، ما نمی توانستیم از شکل قانونی توزیع در آمدها بدلیل پایین بودن نرخ بیکاری استفاده کنیم به همین دلیل در سال گذشته ما در جلسه هیأت دولت از آقای خاتمی تقاضا کردیم که به طور ویژه به استان کردستان در زمینه اشتغال توجه و عنایت نمایند . ایشان هم حدود (450 میلیارد ریال ) برای زمینه سازی اشتغال در اختیار ما قرار دادند و مبلغ 45 میلیارد ریال هم به عنوان تسهیلات بانکی برای متقاضیان اشتغال علاوه بر سهمیه استان به ما دادند یکی دیگر از مشکلات در زمینه بیکاری در سطح استان این است که نزدیک به 72? بیکاران استان فاقد هر گونه مهارتی هستند ، ما از سال گذشته سعی کردیم مراکز آموزش در سازمان کشاورزی ، جهاد سازندگی ، مراکز آموزش فنی و حرفه ای ، صنایع دستی و شیلات و هر جایی که امکان داشت مرکز حرفه اموزی و آموزشگاه مهارتهای شغلی دایر کنیم در این زمینه طی سال گذشته نزدیک به 9 میلیارد ریال برای آموزش و زمینه سازی اشتغال هزینه کردیم . در کنار آن سعی کردیم پیش زمینه های اشتغال را فراهم کنیم ، مثلا اعتباری که در اختیار ما قرار گرفت طرح احداث استخرهای پرورش ماهی را برای شرکتهای تعاونی در چند نقطه استان شروع کردیم و الان این طرح ها به خوبی در حال پیشرفت است . همچنین زمین های زیادی را برای باغ داری آماده ساختیم که برای این موضوع متقاضی زیادی هم بودند . بهر حال ما جزو استانهای موفق از لحاظ اشتغال زایی در سطح کشور معرفی شدیم . در زمینه صنایع دستی و ایجاد صنایع جدید دستی که به طور محدود سرمایه گذاری می شود موفق بودیم . صنایع دستی ما از موفقترین صنایع دستی کشور معرفی گردید . نمایشگاه فرش که امسال برگزار گردید بیش از یک و نیم میلیارد تومان فروش داشته این زمینه خوبی شد کار تولید فرش استان مقداری رونق بگیرد . در زمینه طرحهای صنعتی و صنایع تبدیلی گامهای بسیار خوبی برداشته شد . فکر می کنم کارخانه ذرت پاک کنی ما امسال به ثمر برسد که این زمینه ای خواهد شد برای اشتغال بسیار . در خصوص کشت تو تون خارجی معطر درجه یک کارهایی صورت پذیرفت . این کارها در استان جواب داد و امسال 300 هکتار از اراضی را زیر کشت بردیم که در زمینه اشتغال مؤثر بوده است . خلاصه اینکه تولید ماهی هنگامی که من به اینجا امدم 70 تن بوده و اکنون به 400 تن رسیده است و ذوب آهن کردستان 70? پیشرفت فیزیکی داشته است همه ماشین آلات و امکانات مربوطه خریداری شده و در حال نصب می باشد . در زمینه (بازارچه ها ) فعالیتهایی انجام شد . در سال گذشته دو میلیارد دلار به سقف بازارچه هایمان اضافه کردیم . همه این کار برای اشتغال زایی بوده و در جای خود موفقیت آمیز هم بوده است . بهر حال کارهای زیادی صورت گرفت که فرصت بیان آن نیست . اما آنچه که مهم است این است که با وجود همه ی این کارها هنوز مشکل اشتغال استان به جای خود باقی است ما تلاش می کنیم مردم هم باید کمک کنند و ما از سرمایه گذاران خارجی کردهای مقیم خارج و کردهای مقیم در سایر نقاط ایران دعوت کردیم که بیایند در این استان سرمایه گذاری نمایند تا اینکه مشکلات بطور ریشه ای حل شود .

تبیان : انتظار شما از روحانیت منطقه در پیشبرد اهداف دولت چیست ؟http://i20.tinypic.com/30kq2yd.jp

جواب : نقش روحانیون در زمینه های مختلف قابل توجه است و می توانند در هر زمینه ای گام مؤثر بردارند ، اما دولت نیاز به کمک خاصی ندارد ، آن چه که مهم است این است که روحانیون به نقش و حضور اجتماعی که اسلام به آنان داده عمل کنند . به نظر من یکی از مهمترین مشکلاتی که در سطح استان کردستان وجود دارد و روحانیون باید به آن توجه کنند مساله نبود اعتماد اجتماعی است . یعنی اینکه روح تعاون اجتماعی وجود ندارد ، اگر روحانیون بتوانند همکاری اسلامی و تعاون اسلامی را به مردم منتقل کنند و مردم هم با در یافت این مفاهیم بتوانند بیشتر با یکدیگر همکاری نمایند ، این کار می تواند بسیاری از مشکلات را حل کند . ما در مسایل مربوط به بانوان در سطح استان کردستان دچار مشکلات اساسی هستیم که روحانیون باید در این زمینه کمک کنند . بحث طلاق خانمها ، که خانمها بی سرپرست می مانند و به ناگاه همه زندگی آنان بهم می ریزد ، روحانیون محترم اهل سنت باید به گونه ای برای آن اقدام کنند و راه حلی برای آن بیابند که در شرایط جدید اجتماعی . این نوع برخورد با زن توهین به اسلام محسوب می شود که ما یک همچنین مشکلاتی داریم و هنوز نتوانستیم راه حلی برای آن مشکلات پیدا بکنیم . در زمینه ی ارتباط با جوانان ، روحانیون باید تلاش بیشتری بنمایند در زمینه انتقال مفاهیم اسلامی به جوانان روحانیون می توانند نقش مؤثری داشته باشند ، اگر این مفاهیم به صورت کامل و درست منتقل شود قطعا اثر خواهد گذاشت . اینها زمینه هایی است که روحانیون می توانند کمک کنند و در واقع باری هم از دوش دولت بردارند .

تبیان : می دانیم بانوان نیمی از جمعیت استان را تشکیل می دهند با توجه به بافت سنتی منطقه شما چه زمینه هایی را برای مشارکت آنان در عرصه های گوناگون فراهم نموده اید ؟

جواب : من معتقدم که بانوان در سطح استان از لحاظ اقتصادی نقش بسیار بالایی دارند . بطور تقریبی می توان گفت : بیش از 70? از تأمین در آمد خانوارهای روستائیان را بانوان بر عهده دارند و حتی در شهرها هم خانمها با کارهای مختلف مانند قالی بافی، گلیم بافی و امثال آن در درآمد خانه و زندگی نقش دارند و در این زمینه کار کردند . اما در زمینه های دیگر یعنی در کنار فعالیتهای منزل نقش مدیریتی هم در جامعه داشته باشند و بتوانند در صحنه های اجتماعی حضور داشته باشند در این امور ما دچار مشکل بودیم ، برای حل این کار زمان طولانی می خواهد ولی خوشبختانه وضعیت الان بسیار خوب است . یکی از کارهایی که در آموزش و پرورش هدف ما قرار گرفت این است که آموزش دختران را فعال تر بکنیم و سعی کردیم پوشش تحصیلی دختران را بالا ببریم متاسفانه ما از لحاظ پوشش تحصیلی دختران در سطح کشور در پایین ترین حد هستیم ، داشتن تحصیلات مناسب یکی از ملاک های توسعه است که مورد غفلت واقع گردیده ، اینهایی که می گویند کارهای آنان نمود داشته بیایند و بگویند که چرا آموزش دختران در سطح پایین مانده و در این خصوص چه اقداماتی انجام داده اند . ما فعالیتهای فرهنگی برای خانمها را گسترش دادیم . با توجه به کارهایی که انجام پذیرفت ولی شرایط دلخواه ما به دست نیامد ، اما در شهر سنندج و سقز حضور جدی و روز افزون بانوان را در عرصه ی مدیریت می بینیم طی دو سال گذشته دو ممدیر خانم منسوب کردیم "سازمان کودکان استثنایی" و "بیمارستان تامین اجتماعی " که مدیر آن دو خانم هستند خانمها خودشان باید تلاش بیشتری کنند تا در عرصه های مختلف توانایی خود را نشان دهند ، 6 نفر از اعضای شورای اسلامی از خانمها انتخاب شدند ، شماری اعضای اصلی اند و تعدادی علی البدل می باشند . این برای اولین بار است که خانمها در سطح استان به عنوان منتخب مردم در یک جایی نقش پیدا می کنند . این برای ما خیلی مهم است .

تبیان : در صورت امکان مقداری از سوابق و تحصیلات و مشاغلی که در آن مشغول خدمت به مردم بودید را بیان کنید ؟

جواب : من فوق لیسانس علوم سیاسی و دکترای علوم سیاسی را دارم دیپلم ریاضی را نیز دارم ، در دوران تحصیل همواره از ما به عنوان دانش آموز موفق یاد می شد . از لحاظ سابقه کاری من بعد از انقلاب کارم را در کیته انقلاب اسلامی آغاز کردم و سپس به نخست وزیری رفتم ، سال 60 بود که به نخست وزیری رفتم و تا سال 65 و از این به بعد به وزارت کشور رفتم تا سال 70، سپس برای  ادامه تحصیل به خارج از کشور رفتم و سال 74 به کشور باز گشتم و در دانشگاه تهران به عنوان استاد یار دانشکده علوم سیاسی مشغول به کار شدم تا سال 76 آمدم به کردستان در وزارت کشور مناسب وسمت های مختلفی از جمله ریاست اداره ی طرح و برنامه ، رئیس امور اقلیت ها و اقوام و معاون مدیر کل سیاسی را بر عهده داشتم .

تبیان : آیا جنابعالی مجله تبیان را مطالعه می کنید پیشنهاد یا انتقاد یا طرحی برای بهتر شدن آن دارید بفرمائید؟

جواب : البته خیلی مرتب مطالعه نمی کنم ولی هر شماره از تبیان به دستم برسد قطعا و حتما تورقی می نمایم و بعضی از مطالب آن را کامل می خوانم . آنطور که پیدا است شما تبیان را برای روحانیون چاپ می کنید و به عنوان یک نشریه تخصصی است ، مخاطب آن عام نیست که انتظار داشته باشیم همه بخوانند ، اما فکر می کنم که هنوز موضوعات جدید و در واقع نحوه ی نگرش جدید به دین و چگونگی انتقال مفاهیم دینی به جوانان در تبیان جایگاه و پایگاه خوبی پیدا نکرده است . خیلی از مباحث تبیان هنوز مباحث سنتی است چه در فقه اهل سنت و چه در فقه شیعه مفاهیم جدیدی که به هر حال الان در مباحث کلامی مطرح هست در تبیان هنوز جایگاهی ندارد . آشنایی با اندیشمندان معاصر جهان اسلام در تبیان اثری از آن نیست . نگاه کردن به معضلات اجتماعی از زاویه دینی و حل مشکلات از این زاویه را ما در تبیان نمی بینیم ، برخی از اوقات مطالبی در تبیان است که کشکول مانند است و با یک نشریه تخصصی منافات دارد .

 

 

تهیه وتنظیم ازسیدمحمدحسین دریاباری

چاپ شده درنشریه تبیان شماره 35 مرداد وشهریور1378

گفت و گوی اختصاصی هفته نامه گویه با آیت الله سید موسی موسوی نماینده ی مقام معظم رهبری در منطقه ی کردستان

گفت و گوی اختصاصی هفته نامه گویه با آیت الله سید موسی موسوی نماینده ی مقام معظم رهبری در منطقه ی کردستان به مناسبت سی امین سالگرد پیروزی  انقلاب اسلامی ایران

تهیه وتنظیم ازسیدمحمد حسین دریاباری

مورخ بهمن 1387

سؤال  : در صورت امکان خاطراتی را که در خصوص نحوه ی فعالیت انقلابیون و رسانه ها در آن زمان  دارید و احساس می کنید شنیدن آن برای خوانندگان مفید و آموزنده است بیان فرمایید. .

جواب : من سخنانم را از اینجا آغاز می کنم که  شرایطی توسط مردم و انقلابیون پدید آمده بود که فشار بر حکومت شاه تحمیل شد ، رسانه های آن زمان  مثل روزنامه ی کیهان و اطلاعات گاهی اخبار مردمی را منعکس می کردند . فکر می کنم چهلم شهدای یزد بود ،  در مسجد مرحوم آیت الله بروجردی کرمانشاه مراسمی برگزار شد ،  من در آن هنگام فراری بودم ، بعد از آن جمعیت راه افتاد ، این اتفاق زمانی افتاد  که در استان ها گارد شاهنشاهی امنیت را به اتفاق شهربانی به عهده داشت و به شهربانی تنها اکتفا نمی کردند ، راهپیمایی از مسجد آیت الله  بروجردی شروع شد و به خیابان اصلی که شهربانی در انجا واقع بود کشیده شد وقتی راهپیمایی مردم به آنجا کشید ، ارتش آمد و جمعیت تظاهر کننده را  به گلوله بست من و چند نفر از روحانیون کرمانشاه جلو جمعیت بودیم تیراندازی هم از جلو شروع شد ، وقتی که ما  داشتیم متفرق می شدیم ، دیدم جوانی پشت سرم است  و متوجه شد ه که افسری  مرا نشانه گرفته است نگاه کردم دیدم آقای اسفندیاری است _ خدا او را رحمت کند و درجوار شهدای کربلا محشور نماید _ به او گفتم آقای اسفندیاری برو ، در جواب گفت : کجا بروم ، انقلاب به وجود شماها  نیاز دارد ، همان لحظه بود که گلوله به سر ایشان اصابت کرد و به شهادت رسید . ایشان جوانی بود که همیشه در جلسات ما شرکت می کرد ، این مطلب ، یعنی نحوه ی شهادت آقای اسفندیاری و جریان راهپیمایی در کیهان آن زمان چاپ شده است . این راهپیمایی از راهپیمایی های خونین کرمانشاه بود ، این گونه صحنه ها را کسانی که از نزدیک دیده اند احساس مسئولیت خاصی نسبت به آن ها  دارند ،  بدون شک برداشت و بیان این حوادث برای اینان توأم با احساس ویژه ای است در مقایسه با کسانی که آن واقعه را در کتاب ها دیده اند . شما ملاحظه کنید خبرنگارانی که در جبهه بودند و در جبهه از نزدیک شاهد وقایع و حوادث بودند گزارش ، خبر ، یا مطلبی تهیه می کردند و خبرنگارانی که در صحنه نبودند و گزارش جنگ تهیه می کنند . طبعا گزارش خبرنگاران حاضر در میدان از سوز و  عشق و حال و هوای دیگری برخوردار است د مقاسه با کسانی که از شنیده های دیگران گزارش تهیه می کردند.

بالاخره راه سخت و دشواری را در پیش داریم ، نسلی که اکنون در جامعه حضور دارند آن صحنه ها را مشکلات بعد از انقلاب ،  جنگ نظائر و نظایر آن را ندیده اند . حوادث انقلاب برای تاریخ انقلاب بسیار اهمیت دارد ، ذخیره ای است برای کشور و مردم . یکی از چیزهایی که از اهداف انقلاب است و از برنامه های استراتژیک و راهبردی امام راحل و رهبر انقلاب است بحث وحدت و تفاهم و برادری بین اقشار مردم و از جهت  مذهبی  اتحاد بین شیعه و سنی است ، مسأله ای  که مهمترین سهم را در پیروزی انقلاب اسلامی داشته است . امروز مسأله ی غزه نشان داد که مسایل فطری و عقلی معلم نیاز ندارد ، یعنی هر کسی  خود به خود از تعصب و پیرایه ها دور باشد حقایق را می آموزد و دریافت می کند ،  حقایقی که عقلی و فطری اند . حمایت همه جانبه از مردم غزه از طره پیروان ادیان و مذاهب مختلف و نیز مردمی که پایبند به هیچ آئینی نبودند در سراسر جهان گواه بر این واقعیت است و اینکه مسلمانان باید متحد باشند این چیزی است که نیاز به استدلال ندارد .  این  موضوع روشنی است ، آن قدر  دور افتاده ایم و حجاب ها و زنگ های تفرقه مسلمانان را آلوده کرده است که باید بحث کنیم و هفته ی وحدت به وجود بیاوریم و با آیه و حدیث استدلال کنیم که وحدت باید باشد چون مفید است و تفرقه زیان بخش است . مسأله ی ه غزه نشان داد حتی کشورهای اسلامی که با حکومت مشکل دارند و یا اصلا چندان به سیاسیت نمی اندیشند در مصاحبه ها و اظهارات خویش مهمترین نکاتی را که بیان می کردند این بود که همه ی این بلایا و آسیب های که دامنگیر مسلمانان شده از تفرقه است و نیاز امروز ما وحدت است ، چیزی که برای من جالب است این است که کرمانشاه و منطقه ی غرب بطور کلی قبل از پیروزی انقلاب یک منطقه ای بود که هم اقوام مختلف در آن بودند ، هم دیدگاههای مختلف  و هم مذاهب مختلف . در کرمانشاه علاوه بر بحث شیعه و سنی آن طوری در محاورات  می گویند گروهی به نام شیطان پرست در کرند و حومه و جمعی موسوم به اهل حق در صحنه و اطراف آن بودند ، مشخص بود که اگر کرمانشاه در مسیر قیام و مبارزه علیه شاه به یک تفاهم و وحدت نمی رسید شاه موفق می شد  و  می توانست هر یک را علیه دیگری تحریک کند ، کم و بیش هم چنین کاری را انجام داد . در کرمانشاه موارد محدودی داشتیم از جمله در راه سنقر و صحنه به مدت دو روز بخشی  از جاده را بستند . این ها موردی و جزئی بود آن چه که مورد توجه و عنایت دستگاه حاکمه ی شاه بود این بود که بتواند در استان هایی که چنین ظرفیت هایی را دارند مثل استان های غرب کشور بین شیعه و سنی اختلاف ایجاد کند .  مجموعه ی دوستان در آن هنگام همیشه تلاش می کردند که زمینه های تفاهم را فراهم کنند و اقدامات شاه و ایادی او را خنثی کنند . ما جلساتی داشتیم که در آن ها بحث و رایزنی می کردم که با برخی از گروهها مثل اهل حق و قلخانی ها چگونه نزدیک شویم . در میان آنها عناصر تحصیل کرده مانند معلمان و غیره شناسایی شدند و با این شیوه ارتباطات بوجود آمد .  از سوی دیگر ما با کردستان ، پاوه و اورامانات از طریق فرهنگیان ، معلمان و اقشاری از این دست ارتباط تنگاتنگ داشتیم ، کارهای سیاسی سری با انها در میان می گذاشتم ، بعنوان مثال ؛ مواد منفجره را دوستان  جهت تخریب سینمای پاوه با وساطت من تهیه کردند و به مخفیگاه من آمدند و من راه تهیه آن را به آنها گفتم .  آن افراد بعضی به رحمت خدا رفته اند  و بعضی هم در قید حیات هستند . در مراکز آموزشی مانند دانشگاه رازی که جوانان شیعه و سنی بودند همواره تأکید می کردیم که آنان باید  با هم مرتبط باشند ، باید دوست صمیمی هم باشند . همه ی اینها به ایجاد وحدت و همدلی کمک کرده . یکی از راهپیمایی های بزرگی که در کرمانشاه رخ داد زمانی بود که یکی از هما فران نیروی هوایی تصمیم گرفت فرمانده ی  نیرو را ترور کند ، شهید کشوری که با ما ارتباط تنگاتنگ و بسیار نزدیک داشت موضوع را به من اطلاع داد شهید کشوری و دوستانشان به این نتیجه رسیدند که این کار را انجام دهند و هما فر مورد نظر که ماموریت داشت آن کار را انجام دهد سر صبحگاه به طرف فرمانده ی نیروی هوایی آتش گشود ، اما متاسفانه موفق نشد و گلوله به فرمانده اصابت نکرد ، این هما فر دستگیر شد ، ایشان در مرز اعدام بود ، خبردار شدیم که این هما فرو چند نفر دیگر را می خواهند سریع اعدام کنند ، ما با کوشش و تلاش دیگر دوستان پرجمعیت ترین راهپیمایی کرمانشاه را راه انداختیم ، در میدان آزادی فعلی و میدان گاراژ سابق ،  این میدان و خیابان های منتهی به آن مملو از جمعیت بود . من در این راهپیمایی که جایگاه بلندی  برای آن تدارک دیده شد بود صحبت کردم مرحوم ربیعی هم صحبت کرد . من در این سخنرانی خواستار آزادی آن هما فر و سایر دوستان شدم ة در آن موقع در کرمانشاه روحانی و عالم مهم اهل سنت ، مرحوم ربیعی حضور داشت با اینکه وی ابتدا در صدا و سیما بود و برنامه داشت ارتباط ما و دوستان  با ایشان اور ا کشاند به راهپیمایی ، ایشان در سخنرانی خویش مطالب ما را تأیید کرد . ما قبل از انقلاب نمونه هایی از وحدت و اخوت بین شیعه و سنی را داریم که شاید  بعد از انقلاب کمتر از آن نمونه ها داشته باشیم . اکنون به بیان ماجرایی می پردازم که قبل از انقلاب اسلامی در پاوه اتفاق افتاده است ؛ سالار جاف و سردار جاف ین دو بسیار به شاه علاقه مند بودند . سالار جاف  اشراری را که در اطرافش  بودند به خدمت گرفت تا به مردمی حمله کنند که به منظور دفاع از انقلاب و علیه شاه در بیرون از پاوه تحصن کرده بودند . سالار جاف به پاوه حمله کرد ، در شهر تنها زنان باقی مانده بودند .  در این حمله ژاندارمری هم از او حمایت  کرد و همه ی امکانات را در اختیار داشت ،  زنان رفتند بالای پشت بام  لحاف و تشک و هر چیزی را که قابل آتش زدن بود ، آتش زدند و بر سر نیروهای سالار  ریختند ، و توانستدند با این امکانات ساده آنان را از شهر بیرون کنند . سالار جاف بعد از این جریان با کمک ژاندارمری ها راه جوانرود و روانسر به پاوه را بست و پاوه را به محاصره درآوردند ، دیگر کسی نمی توانست  عبور و مرور کند ، در این میان زمان با علمای کرمانشاه صحبت کردم و گفتم که پاوه در محاصره قرار دارد و نیروهای انقلابی در خطر هستند . نتیجه ی این صحبت ها منجر به تحصن  شد . ما با یک جمعیت عظیمی رفتیم در مسجد بروجردی به عنوان اعتراض به محاصره پاوه تحصن کردیم این تحصن و اجتماع اعتراضی آمیز بازتاب عجیبی پیدا کرد و  فشارها به اندازه ای افزایش یافت که مجبور شدند محاصره را بشکنند . این ، تفاهم شیعه و سنی را می رساند . علماء و شخصیت های شیعی برای محاصره ی پاوه تحصن واجتماع اعتراض آمیز راه انداختند آن هم دو ، سه روز متوالی ما از  شروع انقلاب تا پیروزی آن موردی نداریم که شاه موفق شده باشد بین شیعه و سنی اختلاف ایجاد کند تا از آن بهره برداری نماید  نه شیعه به اختلاف مبادرت ورزید و نه سنی در این منطقه با اینکه زمینه ی اختلاف فراهم بود هوشیاری مردم به شاه  و اطرافیانش چنین توفیقی را نداد . در منطقه ی کردستان هم وضع این گونه بود ، رابطه ی شیعه و سنی بسیار خوب بود و انقلابیون هر دو گروه با صفا و صمیمیت در کنار هم بودند . فتنه هایی اکنون وجود دارد ، آن هنگام در منطقه نبود خارج از چهار چوب شیعه و سنی ، مذاهب و سلایق دیگر هم این تفاهم را دریافتند ، اگر چنین نبود طبعا ما با مشکلات زیادی مواجه می شدیم . به عنوان نمونه می گویم برای اینکه ما با مشکلی مواجه نشویم ما با سید نصر الدین رهبر  قلخانی و کرند که شیطان پرست بودند و ظاهرا  هنوز هم در قید حیات هستند و بی ارتباط با دستگاه شاه نبود صحبت کردیم ایشان دامادی داشت روشن و اگاه که از طریق او با این رهبر مذهبی گفتگو شد و روی اندیشه ی داماد ایشان هم کار شد و زمینه های اختلاف احتمالی به حداقل رسید . در آخرین ماههای منتهی به پیروزی انقلاب آقای پالیزیان را که فردی مقتدر بود به کرمانشاه اعزام کردند او رئیس ساواک کرمانشاه شد ،  پالیزیان یک چک سفید با امضاء به سید نصر الدین داده بود و گفته بود ،  هر چه می خواهی بنویس و برو قلخانی ها را به کرمانشاه دعوت کن تا کرمانشاه را به آتش بکشند . ایشان در مقابل چشمان پالیزبان چک را پاره کرده بود و گفته بود  من با همین چهار تا بز و بزغاله و گوسفند زندگیم را می گذرانم اما با این سید اولاد پیامبر ( امام خمینی ) در نمی افتم . با این حرکت سید نصر الدین دارو دسته ی شاه از قلخانی ها و کرندی ها در ایجاد ختلاف کاملا مأیوس شدند . در اوایل پیروزی انقلاب یک کار بسیار خوبی انجام شد که مانع از هدر رفتن و تلف شدن بیت المال گردید ، اگر چه در هر انقلابی از بین رفتن مقدار یا مقادیری از سرمایه ها عادی و معمولی است ، ولی در کرمانشاه با پیش بینی انقلابیون این امر به حداقل رسیده است ، مثلا خیلی از جاها به پادگان ها  هجوم آوردند و اسلحه ها بردند  بیرون در کرمانشاه انقلابیون به دلیل نفوذ در ارتش توانستند یارگیری کنند و با این کار اوضاع را در کنترل داشته باشند ، یکی از کسانی که  با انقلابیون همراه بود ، شهید کشوری بود او دوستان فراوانی در ارتش داشت و تیمسار سعدی نام که بعدها فرمانده هوانیروز شد با این نیروها که هر کدام ده ها نفر دوست با خود داشتند یک تشکل به وجود آوردیم ، تا ساواکی ها ناراضیان و طرفداران سلطنت نتوانند ناامنی ایجاد کنند ،  از طرفی هم دیگر شهربانی که مسئول نظم و امنیت بود ضعیف شد و رعب و وحشت بر آنان مستولی گردید ، همین امر سبب شد که  کمیته های مردمی برای حفظ نظم و امنیت شکل گیرد ، کرمانشاه از  جاهایی بود که به دلایل متعدد ، از جمله مسایل قومی متنوع و  تکثر مذاهب ، شهربانی قوی ، ساواکی های زیاد ،  ارتش نیرومند ،  نیروی هوایی و یک لشکر و یک تیپ مستقل در آن استقرار داشتند . این زمانی بود که شورای انقلاب مخفیانه شکل گرفت و ما با مشورت دوستان کار بدیعی انجام دادیم و آن اینکه در کرمانشاه علاوه بر کمیته ی مردمی یک کمیته نظامی هم را انداختیم کرمانشاه برخلاف سایر استانها دو تا کمیته داشت کمیته ی مردمی هم دو تا بود این دو خیلی با هم هماهنگ نبودند ، من در هر دوی آنها حضور داشتم این دو کمیته یکی علاقمندان به آیت ا.. جلیلی بودند  و دیگری علاقمند و طرفدار مرحوم حاج آقا اخوند و آقای . این د

و  که با هم تفاهم کامل نداشتند نزدیک بود که ایجاد مشکل کنند ، شورای انقلاب اجازه داد که من یک کمیته ی نظامی درست کنم که برای این کمیته مهر و دفتر و دستک و غیره تدارک دیدم ، تقریبا رسمی شده بود ، خیلی از کارها را که کمیته ی مردمی در جاهای دیگر انجام می داد،  در کرمانشاه کمیته ی نظامی متولی آن بود ، مانند حفظ امنیت شهر و امنیت گذرگاه ها و امنیت پادگانها . شهید کشوری و شهید شیرودی کل نیروهای ارتش را سامان دادند همین کمیته توانست امکانات ساواک را جمع آوری کند و در پادگان نظامی نگه دارد و از اتلاف آن جلوگیری نماید . یک نکته ی جالب که باید به آن اشاره کنم اینکه ، در ماهیدشت کرمانشاه دستگاه حکومتی تأسیسات عجیبی را راه اندازی کرد این تأسیسات بسیار پیچیده بود ، این امر سبب گردید که  حدس و گمان ها زیاد  شود ، یکی می گفت این تأسیسات زندان است ، یکی می گفت زندان جاسوسی است ، یکی می گفت پروژه ی آمریکایی است ، مکانات و ابزاری که به آنجا می رفت خیلی مخفیانه بود ، ما همین قدر می دانستیم که انجا چیز خیلی مهمی است ، بعد از پیروزی انقلاب معلوم شد که شاه با کمک امریکایی ها این تأسیسات را بعنوان مرکز ماهواره ای در خاورمیانه احداث می کند ، این مرکز می توانست کل منطقه را تحت پوشش خویش داشته باشد ، چون ایران مطمئن ترین جا برای آنها بود ، منتهی آنچه که در ذهن مردم بود این بود که این مرکز در حال احداث زندان است ، تا قبل از پیروزی انقلاب امکان رفتن به آنجا ممکن نبود ، اما بعد از پیروزی انقلاب دوستان به آنجا رفتند  تا این تأسیسات مورد دستبرد قرار نگیرد و با نیرو های مستقر در آن مرکز درگیر شدند و یکی یا دو تا شهیدهم  دادیم . به هر صورت کمیته ی نظامی در حفظ این گونه امکانات بسیار تلاش کرد . شهید شیرودی و شهید کشوری اطلاعت زیادی در این امور داشتند . روزی این دو بزرگوار به من گفتند فلانی در منطقه کرمانشاه یک قبضه تفنگ هم در دست مردم قرار نگرفت این امر به خاطر تلاش دلسوزانه ی دوستان ما در کمیته نظامی بود ، اینها از پادگان ها خوب حفاظت کردند و همه ی کارها با برنامه پیش می رفت . قبل از پیروزی انقلاب منطقه غرب مانند همدان و کرمانشاه افراد معتاد و شرور زیادی داشت و به عبارت دیگر افراد قمه به دست فراوان بودند ، کرمانشاه زندانی داشت معروف به زندان دیزل آباد که عمده افراد زندانی در آن همین طایفه بودند . زندانی سیاسی را به آنجا نمی بردند ، حتی افراد بدهکار مفلس را هم به انجا منتقل نکرده بودند ، خلاصه افراد دزد و طایفه ی معتاد و  قمه به دست در این زندان بودند ، یک وقت خبردار شدم که دارو دسته ی این زندانیان که دوستان  آنان بودند ، مردم را بسیج کردند و گفتند بروید زندانی ها را آزاد کنید ، یک دفعه جمعیت به سمت دیزل آباد هجوم بردند ، اگر این اتفاق می افتاد یک مصیبتی برای آنجا بود و برگرداندن آن ها به زندان مصیبتی بزرگتر  . دوستان گفتند این ها اعلام کرده اند هر کس مانع این کار ( یعنی آزاد کردن زندانیان شود ) او را می کشند ، دوستان ما به من گفتند : اگر چه برای شما خطر دارد ولی کاری از هیچ کس برنمی آید ، من هم دل را به دریا زدم و رفتم ، آنها همه چوب و چماق به دست داشتند ،  اول مقداری اهانت و توهین کردند ، من روی یک جای بلندی ایستادم و صحبت کردم . مردمی که با آن جمع بودند به حرفهایم توجه کردند و جدا شدند آن افراد با جدا شدن مردم از آنان قادر به انجام آن کار نشدند ، چون تعدادشان زیاد نبود .  گاهی وقت ها من به گذشته برمی گردم و آن ایام را مرور می کنم احساس می کنم یک معجزه  است که اتفاق افتاده است . این نکته را کسانی که از ابتدا همراه قیام و نهضت امام بودند می دانند که من چه می گویم ، من دقیقا سال 1342 همزمان با شروع قیام امام آمدم به قم قبل از آن اصفهان بودم ، تمام این فراز و نشیب ها مثل دستگیری امام ، بازداشت فضلا و مدرسین و بالاخره شرایط اختناق را از نزدیک دیده ام و دریافتم که واقعا آنانی که حرف های امام را می فهمند چقدر کم اند . حتی با  افراد بسیار با سواد هم بحث و گفتگو می کردیم تا کنه حرکت امام را به آنها منتقل می کردیم و عموما"  چندان به قیام و حرکت نمی اندیشیدند ، به همین دلیل طرفداران و یاران امام در ابتداء احساس تنهایی و محدودیت می کردند . اما در آستانه ی پیروزی انقلاب احساس می کردیم که همه هستند.

 

در ماه های منتهی به پیروزی انقلاب، انقلابیون احساس تنهایی نمی کردند زیرا همه ی مردم به صف انقلاب و انقلابیون پیوسته بودند . انقلاب چنان تحولی در برخی از افراد به وجود آورد که تصورش نمی رفت.. منظور من این است که پیر، جوان، کوچک و بزرگ با انقلاب متحول شدند. امام هم در روشنگری جامعه تدبیر اندیشید و خداوند متعال هم امام را کمک کرد که در این مدت کوتاه توانست مردم را متحول و انقلاب را به پیروزی برساند. الان انقلاب سی ساله شده  عدد سی به لحاظ اجتماعی و متون دینی رمز ورازی دارد و از ویژگی خاصی برخوردار است.

قرآن کریم نسبت به بنی اسرائیل و حضرت موسی پس از آن که حضرت موسی مصمم شد این قوم را نجات دهد. دستور داد که بنی اسرائیل بروند بیرون از مصر و به مدت سی سال در کوهپایه ها زندگی کنند. در این باره بحث های زیادی است که چرا سی سال، چرا نفرمود ، بیست سال یا چهل سال؟ خدا رحمت کند مرحوم آیت الله طالقانی را که در این ایام باید از ایشان و خدمات او هم یاد شود چرا که بدون شک او از ستون های این انقلاب بود. ایشان در این که چرا حضرت موسی به بنی اسرائیل دستور داد از شهر بیرون بروند و در کوهپایه زندگی کنند و به مدت سی سال بمانند در تفسیر پرتوی از قرآن برای هر دو مسأله نکته های جالبی ذکر می کند.نخست این که حضرت موسی آن قوم را از شهر بیرون آورد برای این که در شهر اشراف و حاکم حضور دارند ،شهری که حاکم ظالم دارد، اشخاص و افراد را ذلیل بار می آورد.نوع ارتباط در جامعه به نحوی است که ضعیف،ضعیف تر می شود.نوکری و آقایی بالاخره در بافت این جمعیت است.نوکر و ضعیف در این جمعیت نمی تواند آقا باشد.علت اینکه حضرت موسی فرمود:از شهر بیرون رفته ودر کوهپایه اقامت نماییدبه این جهت است که کوهپایه ها افراد را آزاد بار می آورد.مناطق کوهستانی انسان را پرنشاط ،آزاد و استوار می سازد.مناطق کوهستانی با آن شرایط طبیعتش به انسان غنای نفس،روح بلند پروازی و نگاه به دوردست را می دهد و خلاصه اینکه چون این مناطق قله های بلند دارد انسان خود را در قله ها می بیند و صبوری و استقامت و حل  مشکلات را از قله ها می آموزد.نکته ی دوم اینکه چرا سی سال بنی اسراییل را در آن مناطق نگه داشت؟علت آن است که نسلی را که تمام وجود آن را ضعف فرا گرفت ، ضعیف،ذلیل،خوار و تسلیم بار آمد نمی توان بطور اصولی ساخت و تغیر داد اگر قرار باشد جامعه اصلاح شود ، باید این نسل برود و نسل جدید بیاید ، سی سال مدت عوض شدن یک نسل است.

امام فرهنگ ناب اسلامی را با بیان روشن و واضح برای مردم تشریح کرده و خود نیز به آنها پایبند بوده و این شیوه سبب شد که مردم امام را درانقلاب همراهی کنند.فکر و اندیشه ی امام در اعماق جامعه قرار گرفت.در هر شهری که تظاهرات می شد پس از حمله ی ماموران اگر نیاز بود تظاهرکنندگان فرار کنند درب منازل بر روی تظاهر کنندگان باز بود ، آن موقع جو اعتماد به اندازه ای بالا رفته بود که هیچ کس فکر نمی کردبه سوی این خانه که می رود ساواکی باشد و واقعا"یک اعتماد عمومی بوجود آمده بود.ما یک مرکزی تاسیس کردیم به نام مرکز مکتب الصادق گاهی می بستند و گاهی باز و فعال بود.این مرکز بیشتر برای جلسات جوانان بود .  در یک مقطعی که فراری بودم لازم شد بروم صحبتی برای مجموعه ی دوستان در مکتب الصادق بکنم.همین که وارد شدم ماموران ساواک  فهمیدند ، یکی از حضار خبر دادند که حاج آقا دارند از ابتدای خیابان به اینجا می آیند من از در پشتی مرکز فرهنگی به بیرون رفتم ، اولین درب باز را که یافتم وارد خانه شدم ، صاحب خانه فردی خوشنام نبود ، ولی من نمی شناختم بعدها اطلاع پیدا کردم . این شخص آنچنان از من پذیرایی کرد که بعدها او صافش را شنیدم بسختی باور کردم این خانواده با زیرکی حفظم کردند و بعد به شکل ماهرانه ای فراریم دادند.امام کاری کرد ،  این ها هم تغییر پیدا کردند.این گونه همکاری و همراهی کمک بسیاری کرده که انقلاب با سرعت فوق العاده پیروز شود. رژیم شاه می خواست به هر نحوی که شد وضعیت را به حالت قبل برگرداند ، تنها یک راه مانده بود وآن هم کودتای نظامی بود امام هم بارها به سران نظامی هشدار می داد ، اما بدنه ی ارتش با آنها نبود ، شهید کشوری که خود خلبان بالگرد کبری بود و یکی از دوستانش افسر تخریب بود ، اوضاع را به دقت زیر نظر داشتند ، وقتی که دستور آمده بود که آشیانه ی بالگردها و هواپیما ها را شناسایی کنند این ها فهمیدند که برنامه ی کودتا در پیش است . شهید کشوری در نیمه های شب به من گفت:ما اکنون 22 عدد بمب نیاز داریم.پرسیدم برای چه؟گفت ما 22 آشیانه ی بالگرد داریم.در هر آشیانه پنج  بالگرد هست می خواهیم برویم (این خیلی مهم است که آنها در آن شرایط افرادی داشته باشند بمب ها را ببرند به داخل و در آشیانه ها جاسازی کنند و این کار را هم کردند ) پرسیدم برای چه؟ گفت اگر کودتایی شکل گرفت قبل از استفاده از هلی کوپترها آن را منفجر کنیم. با همه ی سختگیری ها مبارزان هم  نفوذ زیاد داشتند و گوش به فرمان امام بودند ، این نمونه و ده ها مورد از این دست نشان می دهد که بدنه ی ارتش با شاه نبود بلکه با امام و ملت بود. مطلبی را من الان می گویم که خود به طور مستقیم در جریان آن بودم چون قبل از انقلاب دوستان ارتشی زیادی داشتم. البته این مورد یا مواردی از این دست بعد از انقلاب در رسانه ها انتشار یافت. حدود دو سال قبل از پیروزی انقلاب بود که حتی نهج البلاغه را قدغن کردند و مانع آن شدند که نیروهای مستقر در پادگان ها از آن استفاده کنند. گفتند  فقط قرآن و مفاتیح باید در مراکز نظامی باشد ، علت آن هم این بود که دیدند سخنرانان انقلابی در خطابه ها و منابر از کلمات نهج البلاغه برای روشنگری و بیداری مردم استفاده می کنند دستور العمل کتبی دادند که در کتابخانه ها نهج البلاغه نباشد. رژیم شاه این مقدار سخت گیری می کرد و روزنه ها را می بست. رژیم شاه با رهنمود امریکا به این نتیجه رسید که در میان نیروهای مسلح به نیروی هوایی و هوانیروز به هر لحاظ رسیدگی کند ، چون کاربرد این نیرو در همه ی مواقع قابل ملاحظه است. رژیم به هر لحاظ به این نیروها توجه داشت ، اعم از حقوق و مزایا، تسهیلات و امکانات مورد نیاز در محیط کار به گونه ای بود که قابل مقایسه با سایر نیروها نبود ، ولی جالب این جاست در درون پادگان های نیروی هوایی و هوا نیروز غالب این نیروها با سرعت به سمت امام و ملت برگشتند و بسیار زودتر وفاداری خویش را هم اعلام کردند. چیزی که سران رژیم اصلاً انتظار آن را نداشتند. بدون شک این هم از الطاف خدا بوده است. من می خواهم یک موضوع را بگویم که مکتوم نماند و آن این که سرگردی بود به نام آقای علی پور الان نمی دانم که وی زنده است یا شهید شده و یا اصلاً کجاست؟ این بزرگوار در لشکر کرمانشاه بود ایشان مسئول ضد اطلاعات (رکن 2) بود. به عبارتی می توان گفت ساواکی ترین فرد در ارتش، حتی در نماز خواندن پیش آن ها احتیاط می کرد. البته انقلابیون به ایشان گفتند ، چون سران نظامی او را لاابالی ترین فرد می دانستند. این بزرگوار مخفی ترین مسائل را به ما منتقل می کرد ، چون وسائط زیاد داشت تصمیمات و پیام های تلفنی را به ما منتقل می کرد ، این شخص بزرگوار به تنهایی به اندازه یک لشکر به انقلابیون و نظام خدمت کرد. من نمی دانم بعدها چه شده؟ من فقط اول پیروزی انقلاب ایشان را به دوستان بالا معرفی کردم و گفتم قدر ایشان را بدانید. این آدمی است که هر روز شهید به حساب می آید. به دلیل کمکی که به انقلاب و نظام کرده و همکاری هایی که در پشت پرده با انقلابیون داشته است. نظیر سرگرد علی پور در سراسر کشور بودند که انقلابیون توانستند مخوف ترین رژیم را متزلزل کنند.

سؤال- شما مدتی کرمانشاه را ترک نمودید و مجدداً به آن جا برگشتید ، علت برگشت دوباره شما به آن جا چه بوده است؟

جواب: عده ی زیادی از مردم و شخصیت ها رفتند خدمت مرحوم آیت الله مشکینی و مرحوم آیت الله العظمی حائری و دیگران خواستند که فلانی  من برگردد به کرمانشاه ، اما من در این باره تصمیمی نگرفتم. یک روز آیت الله سید حسن طاهری گفتند: حاج آقای پسندیده با شما کار دارند. من رفتم خدمت ایشان و او به من گفتند که به امام در نجف خبر رسیده که شما از کرمانشاه برگشتید و آن جا را ترک نموده اید ،  امام گفتند که سریع برگردید. امام هم اوضاع و احوال کرمانشاه را می دانستند ، من که احساس کردم دستور امام است برگشتم.. یادم هست در پادگان بودیم حضرت آیت الله طاهری اصفهانی آمده بودند به کردستان سری به منطقه بزنند ، حکم امام را از طریق رادیو که قرائت شد شنیدیم ، هنوز حکم قرائت نشده بود من به کردستان آمدم . حکم اولی نه حکم دومی، این حکم از اقامتگاه امام صادر شد.

سئوال: شما در شرایط سختی به کردستان آمدید ، زمانی که درگیری ها آغاز شده و منطقه آبستن حوادث سختی بود ، حرف و حدیث مختلفی بود شما کار را از کجا شروع کردید؟

جواب: امام یکی از چیزهایی را که ازمن خواستند این بود که فرمودند شما به هر شکلی که شده یک سفری به منطقه داشته باشید و ببینید به چه جمع بندی می رسید گزارشی هم برای من بیاورید و پیشنهاد های خود را بیاورید ، دو نکته در دستور امام راحل بود یکی این که من یک سفری داشته باشم و دوری به منطقه بزنم و آخرین وضعیت را بگیرم، دیگر این که برای کارم اگر پیشنهاد خاصی دارم ارایه بدهم خدمت ایشان. آن موقع که من به منطقه آمدم مهاباد در محاصره بود از طریق زمین برای ما امکان پذیر نبود. سردشت کاملاً در محاصره بود ، هیچ یک از راه هایش پاکسازی نشده بود، با نه که لشکر قزوین آمده بود تا آن جا را پاکسازی کند آسیب دید و موفق نشد و همه ی تدارکات و فعالیت هایش را از طریق هوا انجام می داد. مریوان و سروآباد راه هایش کاملاً بسته بود. راه جانوره  ( اسلام آباد )  هم به سختی امکان تردد در آن بود نا امن بود. برای ما چاره ای نماند جز این که با هلی کوپتر این شهرها را دور بزنیم تا به یک جمع بندی برسیم. آقای سعدی نامی بود که فرمانده ی هوا نیروز کرمانشاه بود ، بعدها فرمانده ی هوانیروز کل کشور شد. منطقه چون خطرناک بود هر کسی این مأموریت را نمی پذیرفت. آقای سعدی گفت: من با شما می آیم و این مأموریت را انجام می دهم. من اصرار کردم شما فرمانده ی این منطقه هستید ممکن است اتفاقی برای شما بیفتد قبول نکرد و گفت چون امام فرموده اند که شما بروید از منطقه بازدید کنید من این موضوع را می پذیرم ، بارها گفتم شما فرمانده ی منطقه هستید ، اگر حادثه ای پیش بیاید خسران برای کشور است قبول نکرد. ایشان با همان هلی کوپتر فرماندهی به اتفاق من رهسپار منطقه شدیم. این سفر برای من سفر پرخاطره ای است.

بین سنندج و سقز در گردنه ی ماموخ هلی کوپتر مورد اصابت گلوله قرار گرفت منتهی گلوله به نقطه ی حساس آن اصابت نکرد و این خلبان زبردست آن را هدایت کرد ، رفتیم سقز نشست. همین که وارد پادگان شدیم پادگان به شدت به محاصرهی  ضد انقلابیون در آمد. حتماً شنیده اید که همان اتفاقی که برای پادگان سنندج به وقوع پیوست برای پادگان سقز هم تدارک دیده بودند.

در سنندج پادگان را برای سقوطش مورد محاصره و تیزاندازی قرار دادند. هجوم گسترده علیه پادگان سقز هم به همین دلیل بوده است. ضد انقلاب از مردم خواست که شهر را ترک کنند ، عده ای شهر را ترک کردند عده ای هم ماندند ، اما مرحوم حاج آقای محمدی امام جمعه سقز در شهر باقی ماند ، او در تمام این مدت چه قبل و چه بعد از انقلاب خدمات زیادی در منطقه به انقلاب و نظام کرده است. به هر حال بعد از ظهر همان روز هجوم به پادگان شروع شد ، شاید باور نکنید در این هجوم وجبی از پادگان باقی نماند که مورد اصابت گلوله قرار نگیرد.

ما در این شهر (سقز ) حدود چهار روز ماندیم ، با این که باید سریع در هر شهری اوضاع را بررسی می کردیم و به شهری دیگر می رفتیم. اما این حوادث موجب شد که کارها به کندی انجام شود.

ارتش برای این که بتواند پادگان را حفظ کند تعدادی از نیروها را در نزدیک پادگان در تپه ای مستقر کرد ( این تپه اکنون  پارک بازی است )  این نیروها در محاصره قرار گرفتند. و حدود چهار الی پنج روز آب و غذا دریافت نکردند. یک عده شهید شدند و عده ای هم مجروح شدند ، روز آخر که ما آن جا بودیم توانستند به یک شکلی به آن ها برسند و نجاتشان بدهند. آن موقع هنوز سپاه به کردستان نیامده بود و عمده ی کار در منطقه به عهده ی ارتش بود. در آن زمان سرهنگی بود به نام مدرکیان اگر زنده هست خدا، حفظش کند. بعدها شد سرتیپ و اندکی بعد فرمانده لشکر کردستان شد. وی در آن هنگام فرمانده ی تیپ سقز بود و با آن غائله مبارزه می کرد. او آن چنان روحیات مذهبی هم نداشت و در این خصوص پافشاری نمی کرد ، اما در آن زمان و در این ماجرای دشوار غوغا کرده بود برای ما همواره پناهگاه تدارک می دید اما با استواری و جوان مردی هر چه تمام تر زیر باران گلوله ها برای حفاظت از پادگان و نیروها  گشت می زد و توانست پادگان را حفظ کند.

چیزی که در این سفر چند روزه در سقز برای من جالب بود این  بود و  پادگان به شدت مورد حمله قرار گرفت و غوغایی بود ، آتش و گلوله از هر سو می بارید از  درب پادگان (دژبانی) بی سیم زدند که یک ماموستا آمده و می گوید شنیده ام نماینده ای از طرف امام خمینی آمده و من آمدم با امام بیعت کنم. من گفتم بسیار خوب بگذارید بیاید وقتی که آمد دیدم مرحوم آقای محمدی است. آقای محمدی گفت: من شهر را ترک نکردم اگر چه دشواری و سختی خاص خود را دارم ولی آمده ام به شما بگویم شما احساس تنهایی نکنید من مخلص امام هستم.

ادراتمند امام هستم. آمدم با شما بیعت کنم. الان می بینید همه جا گلوله باران است معلوم هم نیست زنده به خانه برگردم. همان محمدی که امام جمعه ی سقز بود. در این مدت وقتی که ارتش توانست ضد انقلابیون را عقب براند و امنیت محدودی بر قرار سازد تا هلی کوپتر بتواند پرواز کند ما از آن جا به بانه رفتیم. وضعیت به گونه ای بود که به شهر نمی توانستیم برویم و به پادگان آن شهر رفتیم. گاهی من به شما می گویم این دوستانی که من در کردستان دارم آن ها را در میان آتش و خون پیدا کرده ام به همین دلیل است. یکی از آن ها مرحوم صوری بود ، او از اولین کسانی بود که آمد به پادگان بانه و گفت: من حاضرم برای اجرای اهداف امام نوع همکاری را انجام دهم نظیر آقای محمدی خیلی از امامان جمعه در آن شرایط با آنان آشنا شدم.

سؤال: آقای محمدی سابقه ی مبارزاتی قبل از انقلاب با رژیم هم داشته است؟

جواب: آقای محمدی قبل از انقلاب با شماری از شخصیت های انقلابی که در سقز تبعید بودند آشنا بود و با آنها همکاری می کرد و اینان را مهمان خویش تلقی می کرد رژیم آن ها را به اینجا تبعید می کرد که محتمل مشکلات شوند ولی او با آنان ارتباط برقرار می کرد و پشت پرده به آن ها کمک می کرد. درسقز خیلی ها تبعید بودند از جمله آیت الله منتظری و آیت الله دستغیب. خیلی از این تبعیدی ها از جمله آقای منتظری به من سفارش کردند که در سقز هوای آقای محمدی را داشته باشید.

به هر تقدیر از بانه به مریوان رفتم و خلاصه شهرها را یکی پس از دیگری از نزدیک بازدید کردم. رفتم به سردشت ما در سردشت فقط یک پادگان را داشتیم راه ها که در دست ضد انقلاب بود در شهر هم امکان تردد برای نیروها نبود. یک ارتفاعی بود که مشرف و مسلط بر شهر بود آن ارتفاع اگر به دست شورشیان می افتاد پادگان رفته بود. در درون ارتفاع یک مسجد مانندی درست شده بود ، چون امکان تردد زیاد به پادگان نبود همانجا نماز می خواندند.

افسری که فرمانده ی آن قسمت بود آن را ساخت. آخرین روز که آن را افتتاح کرد و در آن نماز خواند هنگام برگشتن به سنگر مورد اصابت گلوله قرار گرفت و شهید شد. سردشت هم شرایط حادی داشت اما چیزی که بسیار حائز اهمیت بود و نسبت به همه جا تفاوت داشت این بود که همکاری مردم با پادگان بسیار بسیار تنگا تنگ بود. همکاری بی نظیر مردم با پادگان را در سفر اولم که شاهد آن بودم به امام گزارش کردم. در سردشت هم چیزی برای من جالب بود و آن این که شهید قاسمی (ماموستا قاسمی) یکی از اولین روحانیونی بود که با ما صحبت کرد ایشان در حومه ی شهر در حوالی پادگان  مسجد داشت. ما هم می خواستیم که با کسی در آن جا صحبت کنیم ولی بهترین گزینه ایشان بود.

ما در سفرهای بعدی به سردشت از دوستان در سپاه و ارتش شنیدیم که ایشان همواره مورد تهدید است و به من اصرار کردند شما از ایشان بخواهید که بپذیرند به جایی امن بیایند چون منزل ایشان در این شهر در جای مناسبی نیست.

من رفتم خانه ی ایشان، منزل ایشان واقعاً در جای بدی بود. گفتم آقای قاسمی می خواهم یک خواهش از شما بکنم ، شما الان متعلق به خودت نیستی ، شما فعلاً به یکی از خانه های سازمانی که از امنیت برخوردار است بروید ولو به طور موقت  ایشان چیزی به من گفت که هیچ گاه از یادم نمی رود.  گفت: فلانی شما مرا برای چه می خواهید؟ امام جمعه برای چه می خواهید؟ مگر نمی خواهید برای نظام؟ مگر نمی خواهید برای مردم؟ من اگر توی مردم و با مردم باشم بیشتر به نفع نظام و مردم است.

من اگر بروم در جایی که مردم به من دسترسی نداشته باشند بی فایده است. من حاضرم کشته شوم ولی از مردم جدا نشوم. من هم می دانم روزی مرا می کشند. حدود 20 روز بعد او به شهادت رسید.به  هرتقدیر من همه ی شهرها را از نزدیک بازدید کردم و از چند و چون ماجرا به خوبی اطلاع یافتم به حضور حضرت امام رسیدم و پیشنهادی را خدمت ایشان ارایه دادم. این پیشنهاد را پس از گزارش در خصوص اوضاع امنیتی منطقه، وضع راه ها، اوضاع ارتش، اوضاع نیروهای سپاه در منطقه و بالاخره مسائل مختلف جاری منطقه در آن روز تقدیم امام کردم  پیشنهاد این بود الان گروه های موجود  روحانیون را به حساب نمی آورند و کاری با آن ها ندارند و از نفوذ آن ها بی خبرند. اگر به این موضوع واقف شوند شاید فردا ما نتوانیم هیچ کاری بکنیم. به امام عرض کردم همین الان که هیچ اتفاقی نیفتاده با همکاری روحانیون و با شکلی که خودشان بپذیرند یک تشکیلاتی را آن جا داشته باشیم که کلیه ی مسائل روحانیت، مانند امور مساجد، مسائل دینی و اموری از این دست سامانی پیدا کند. امام فرمود این کار، کار بسیار خوب و مطلوبی است. من به امام عرض کردم این کار نیاز به حکم و اعتبار دارد، من همین طوری نمی توانم آن را انجام دهم. امام فرمود من خودم خیلی مصلحت نمی دانم به آقای منتظری می گویم از جانب من چنین کاری را انجام دهد.

حکمی هم که برای تأسیس مرکز آقای منتظری داد گفتند به دنبال صحبتی که شما با رهبر کبیر انقلاب داشتید خودشان نگفتند بلکه به نقل از امام موضوع را مطرح کردند و گفتند امام دستور داده است.

جالب اینجا بود که در سقز جز آقای محمدی که با ما همکاری می کرد حتی یک نفر نبود از ما شهریه بگیرد به این سادگی هم که شماها فکر می کنید ،  این روند اتفاق نیفتاد. در شهر سنندج هم یک عده ی کمی حاضر شدند شهریه بگیرند. بعضی از شهرها مدت طولانی تا بیشتر از یک سال نیامدند.آرام آرام روحانیت دیدند که نیت و قصد ما جز خیر و خدمت چیز دیگری نیست بتدریج استقبال کردند. به هر حال با این حکم مرکز هم شکل گرفت. بعضی از دوستان بودند که ما را در این موضوع کمک زیادی کردند. از جمله شهید غواصیه بود. ایشان سه بار به گروگان گرفته شد اما در مرحله ی چهارم او را به شهادت رساندند.ایشان اول در هیأت هفت نفره ی زمین بود ، بعد هم رفت در جهادسازندگی من ایشان را از جهاد آوردم در مرکز بزرگ اسلامی . هنگام شهادت عضو مرکز بزرگ اسلامی بود ، وی چون به تشکیلات از این جهت اعتقاد داشت که می توان با آن بهتر به روحانیت خدمت کرد ، زحمات زیادی برای تأسیس آن متحمل شد. شهید کاظمی هم ما را در آن برهه خیلی کمک کردند.

سؤال: اکنون  سه دهه از انقلاب می گذرد وضعیت به کلی دگرگون شده با این تشکیلات اوضاع روحانیون کم وبیش سروسامان پیدا کرده و کارهایی هم صورت پذیرفت ،  در حال حاضر شما احساس می کنید به آن اهدافی که قبلاً بدان فکر  کرده اید رسیده اید؟

جواب:ببینیداگر کسی بگوید که به هدف رسیده ام معلوم می شود که نه هدف را شناخته، نه راه را شناخته و نه ظرفیت خودش را ، خداوند در همین فضای محدود دنیا برای انسان فضای کار ایجاد کرده و اهداف بلند پیش پای او گذاشته که 24 ساعته بدود باز هم عقب است. من الان اگر بگویم که به همه ی اهدافم ( که مورد عنایت و توجه بوده ) رسیده ام ادعای مطلوبی نیست، تبعاچنین ادعایی را نمی کنم ، ولی خوب ببینید ما هنگام تشکیل مرکز بزرگ اسلامی حداقل سه هدف در ذهن ما بوده است. اول این که روحانیون کردستان کمتر از ضد انقلابیون آسیب دیدند و کمتر تحت تأثیر فکر و اندیشه ضد انقلاب قرار گرفتند و بلکه رو در روی آن ها هم بودند.علاوه بر این ظرفیت سالم تری هم داشتند و نیازهای جدی هم دارند ، این موضوع از همان اول مشخص و معین بود.

از این گذشته ، متأسفانه سیستم اداره ی روحانیت یک سیستم نابسامانی بود ، گاهی خان ها ، کدخداها به بهانه ی کمک های ناچیزی می خواستند آن ها را نگین خویش قرار دهند. به استقلال روحانیت از این زاویه لطمه وارد شده یا قرارداد با یک ماموستا ببندند فلان مقدار پول به وی بدهند و او هم انجام وظیفه کند تصور می کردند که او عبد و اسیر آن ها ست که هر چه آن ها گفتند او انجام دهد. در مجموع وضع معیشتی روحانیون خیلی بد بود. در زمان شاه هم همین طور بود ولی آن دسته از روحانیون که بارژیم کنار آمدند برای خودشان زندگی دست و پا کردند. به هر تقدیر توده روحانیت وضع مادی خوب نداشتند. هدف اول مرکز بزرگ اسلامی واقعاً حمایت از روحانیون کردستان بود. این که یک تشکیلاتی در این جا باشد به درد آن ها بخورد و به مشکلات آن ها رسیدگی کند. برای من این نکته خیلی جالب بود ، آن زمان که امام در نجف بودند من به هر وسیله ای متوسل شدم تا از امام اجازه بگیرم مقداری از سهم امام را صرف ساختن مسجد کنم موفق نشدم ، امام فرمودند اجازه نمی دهم سهم امام(ع) صرف ساخت مسجد شود. مسجد را مردم کمک کنند و بسازند ، وجوهات و سهم امام(ع) باید و فقط صرف ترویج دین شود.

امام خمینی نظرش این بود که وجوهات صرف طلاب حوزه های علمیه و تبلیغات دینی شود. امام که سهم امام و وجوهات را برای ساختن مسجد اجازه نمی داد و نداد. حدود یک سال و چند ماه سهم امام به من داد تا به طلاب و روحانیون اهل سنت بدهم. من بارها به دوستان روحانی گفته ام الان هم می گویم چه گواه و شاهدی از این بهتر که امام نه تنها برای ایشان شیعه و سنی مطرح نبود همان طور که کمک به طلبه ی شیعه را ترویج می دانست کمک مالی به روحانیت اهل سنت را هم ترویج دین می دانست. در این مدت سهم امام را در اختیار ما قرار داد و ما هم در اختیار روحانیت قرار دادیم ،  این عمق بینش امام راحل را در بحث شیعه و سنی می نمایاند. این موضوع برای خود من هم مهم بود که امام براحتی اجازه بدهد تا وجوهات در اختیار طلاب اهل سنت هم قرار گیرد. بعدها امام فرمودند که دولت کمک کنند و این امر تحقق یافت. ما در واقع هزینه ی تحصیل به روحانیون پرداخت می کنیم نه حقوق ، پس از تحصیل تلاشمان این است که راه باز شود برای آنان در قضاوت.    گرفتن دفاتر، ایجاد شرایط مناسب برای امام جمعه شدن و امام جماعت مساجد و بالاخره رشد و ترقی علمی پیدا کردن برای سایر امور فرهنگی و علمی و دینی، اگر کسی با انصاف وضعیت امروز روحانیت را با وضعیت گذشته مقایسه کند (اگر چه ما این وضعیت را هم مطلوب نمی دانیم) در خواهد یافت که واقعاً در این زمینه کار شده و با مطلوب فاصله ی چندانی نیست. البته الان اطلاع دارید روحانیت قبلاً بیمه ی خدمات درمانی بودند وقتی که بیمه تآمین اجتماعی توسط مقام معظم رهبری برای روحانیون به اجرا در آمد ، همه ی طلاب و روحانیت استان کردستان تحت پوشش این بیمه قرار گرفتند و بدون دغدغه به تحصیل و خدمت مشغول هستند.این هدف اول مرکز بزرگ اسلامی بود.

هدف دوم این که مسأله ی تشکل روحانیت مطرح بود ، این گونه که روحانیت بتواند سدی ایجاد کند تافتنه گران در درون روحانیت رخنه نکنند اگر این تشکل که با خواست و علاقه ی روحانیون شکل گرفت ( و خود بدان علاقمند هستند ) نبود قطعاً دیگران چنین کاری را به نحوی دیگر انجام می دادند که به مصلحت روحانیت کردستان نبود. روحانیون و علمای  کردستان می دانند که اکثریت این قشر با مفتی زاده و تیپ فکر او موافق نبودند حتی زمان شاه هم همین طور بود ،  چون او گرایش روشن فکر مأبانه در مسایل داشت و خیلی چیزهای روحانیون را خرافه می دانست و حتی نسبت به مذهب هم دید خاصی داشت ، من نوارش را گوش دادم که گفت: از جویبار شرک مذاهب به توحید اسلام برگردید. دقیقاً او شافعی، مالکی و حنفی را در سخنرانیش شرک معرفی می کند. در عین حال ما در مرکز هماهنگی که در کرمانشاه داشتیم و در تمام زمینه ها فعالیت می کردیم. از جمله برای این که بعد از پیروزی انقلاب فتنه ای به وجود نیاید از همه ی شخصیت ها دعوت می کردیم تا در آن جا سخنرانی کنند. از جمله آقای مفتی زاده را دعوت کردند آمد کرمانشاه و با وی در مورد مسائل گوناگون صحبت کردیم.

البته این مراودات برای هماهنگی و ساختن بستر مناسب جهت عدم نفوذ فتنه گران در میان صفوف منسجم ملت بود. البته این حرکت ها از خیلی فتنه ها هم جلوگیری کرده است.

سؤال: شما یکی از نمایندگان مجلس خبرگان قانون اساسی بودید و از جوان ترین نمایندگان آن دوره چرا در این انتخابات نامزد شدید و احتمال دادید مردم به شما رأی بدهند رقبای شما چه کسانی بودند؟

جواب: بدیهی است که در آن هنگام افرادی که در هر استان و منطقه فعالیت داشتند و در مرعی و منظر مردم بودند آمدند و مطرح شدند و رأی آوردند. ما چند نفری در کرمانشاه کاندیدا شدیم که به اصرار مجموعه ای از دوستان و شهید آیت الله اشرفی اصفهانی و نیز آیت الله نجومی و هم چنین آیت الله حاج آخوند بود. از غیر استان حضرت آیت الله یزدی بود ، آیت الله شیخ محمد رضا کاظمی هم بود. این مجموعه نام نویسی کردیم ،  اما خارج از روحانیون دکتر سنجابی هم کاندیدا شد و نام نویسی کرد. با سپری شدن زمان و نزدیک شدن انتخابات آیت الله یزدی از قم به کرمانشاه آمد و جلسه ای تشکیل شد ، من از بیانات ایشان برداشت کردم که نظر امام این است که ایشان و شهید اشرفی اصفهانی مطرح باشند در کرمانشاه، من به دلیل اعتمادی که به آقای یزدی داشتم همان شبی که ایشان این موضوع را مطرح کردند فردا بیانیه ای رسمی صادر کردم و انصراف دادم. دوستانمان در کرمانشاه خیلی هم ناراحت شدند. انتخابات بتدریج نزدیک تر می شد و فرصت تبلیغ هم سپری می گشت. مجموعه ی دوستان کرمانشاه گفتند یک خطر بزرگ دارد اتفاق می افتد ، اگر شما نباشید آقای یزدی ممکن است رأی بیاوردولی نفر دوم صد در صد آقای دکتر سنجابی است. دوستان گفتند شما خودتان از امام پرسیدید و نظر امام را جویا شدید ، گفتم نه ، من برداشتم از سخنان آیت الله یزدی این بود ، چون این خطر پیش بینی می شد من با مرحوم حاج احمد آقا تماس گرفتم و عرض کردم من نامزد بودم در کرمانشاه و این برداشت را از سخنان آیت الله یزدی حسب اعتمادی که داشتم کردم. ایشان گفتند ، نه امام چنین نظری ندارند ، امام در خصوص انتخابات این نظر را ندارند که کی باشد یا کی نباشد ، نظری نداده و در مورد شما هم این نیست. بعد از این تماس، مجدداً مرحوم سید احمد با من تماس گرفت و گفت اگر چنین حوادثی را پیش بینی می کنید برگردید و در روند انتخابات شرکت کنید. من مجدداً بیانیه دادم و حضورم را در انتخابات خبرگان قانون اساسی اعلام کردم.

نفر سوم دکتر سنجابی شد من و آقای یزدی رأی آوردیم. چهل هزار رأی فاصله سنجابی با شهید اشرفی اصفهانی بود. آقای سنجابی چون کرمانشاهی بود این افزایش رأی را داشت. من و آیت الله یزدی رأی های مان نزدیک هم بود ، حدود صدهزار و اندی.

سؤال: شما برای شورای شهرهم ظاهراً نامزد شدید آیا این موضوع صحت دارد؟

جواب: من مایل نبودم در خصوص شورای شهر کاندیدا شوم ، ولی مشورت کردم نظر بسیاری این بود که افراد مورد اعتماد تلاش کنند نامزد شوند. البته این موضوع به خاطر جوی بود که در آن هنگام وجود داشت . مثلاً در گرگان آیت الله نور مفیدی کاندیدا شد برای شورای شهر من در اولین انتخابات شورای شهر کرمانشاه به دلیل رأی قاطع رئیس شورای این شهر شدم. چون رأی اول به من اختصاص یافت. یک نکته ای را در اینجا عرض کنم و آن این که من در هیأت رئیسه سنی خبرگان قانون اساسی دبیر بودم آیت الله خادمی مسن ترین نماینده خبرگان بود و من جوان ترین نماینده ی آن دوره ، سوگند نامه ها را که یکی پس از دیگری امضا می کردند من تحویل آن ها می دادم و کارهای لازم آن را انجام می دادم.

سؤال: ارتباط شما با کردستان به طور جدی از چه زمانی برقرار گردید و قتی هیأت حسن نیت در زمان دولت موقت در کردستان سرگرم گفت و گو بود آیا شما ارتباطی با اینان داشتید؟

جواب: من اگر چه در کرمانشاه بودم ولی بسیاری از بزرگان را که به  کردستان تبعید می کردند به قول معروف گمرگ آنان من بودم ، با آن ها دیدار می کردم ، احیاناً مشکلاتی داشتند حل می کردم و بالاخره پشت پرده هر کاری که داشتند انجام می دادم. کسانی هم که در وادی نهضت و قیام بودند در کردستان عمده ارتباطشان با من بود. کتب و اعلامیه های امام و اموری از این قبیل را از اینجانب دریافت می کردند.

افرادی که الان دار و دسته ی مفتی زاده به حساب می آیند . همین ها بودند در آن هنگام با نهضت و قیام همراه بودند ، بعدها مفتی زاده متأسفانه آنان را گول زد و فریب داد و راهشان را منحرف کرد. برخی از اینان با ما روابط بسیار گرم و صمیمانه داشتند. این جا لازم می دانم به مسأله ای اشاره کنم که فتنه های قومی و غیر قومی چه بلایی سر کردستان آورد.دوبرادربودندبه نام بهرامی اسم کوچک آنان راالان درخاطرندارم  این دو برادر و خانواده ی آنان از افراد بسیارارزنده و انقلابی بودند ، این دو برادر در اولین شورای شهر پاوه رأی آوردند ، حزب منجله دمکرات این ها را فریب داد و حذبشان  کرد ، من چون در کردستان بودم و تا حدودی ارتباطم با آنان کمتر شد نتوانستم به داد آن ها برسم. حدود سال 61 بود در همان دفتر قبلی مان دژبان آمد و گفت یک آقایی آمد نامه ای آورد و گفت این نامه را بدهید به نماینده ی امام ، ولی خودش رفت ، نامه را بازکردم دیدم همان آقای بهرامی است. درنامه نوشته من گول خوردم رفتم در میان این گروه ها الان دنبال راهی هستم که برگردم در صورت امکان شما کمکم کنید ، دلیل بر این که من واقعاً اردات به شما دارم ، این است که شما فلان روزی با لندرور  از کامیاران حرکت کردید به طرف سنندج ما یک اکیپ مسلح در ماشین پشت سرشما بودیم ،  این ها می خواستند شما را به گروگان بگیرند من نگذاشتم.

هر جا ما توقف کرده بودیم را نوشته بود ، دیدم که همه را درست گفته. به هر حال من پشیمانم ،  یک روحانی است به نام ملا شفیع برهانی در مهاباد که در مسجد جامع نماز می خواند ، ایشان از قبل با ما مرتبط بود . پدرایشان هم روحانی بود به نام ملا عبدالرحمن برهانی و در سردشت اقامت داشت با سواد و ملا بود. من گاهی به اطرافیان مفتی زاده می گویم آیا می دانید امام چقدر به شما محبت کرد؟ من وساطت کردم که در فیضیه قم آقای مفتی زاده سخنرانی کند.

امام هم پذیرفت  و ایشان قبل از امام صحبت کرد ، با این که این رسم متداول نبود. یا مثلاً در خبرگان قانون اساسی من با شهید بهشتی صحبت کردم و گفتم از آقای مفتی زاده دعوت کنیم و بیاید اگر نظراتی درباره ی مسائل جاری دارد ارائه دهد، ایشان آن جا نیامد ولی رفت در حسینیه ی ارشاد سخنرانی کرد و گفت آن هایی که در خبرگان قانون اساسی جمع شدند اصلاً قرآن را نمی فهمند که بخواهند قانون اساسی قرآنی تدوین کنند. سخنرانی وی الان موجود است آن جا اسم ما را هم برده و گفته بود من با فلانی دوست و رفیق هستم ، بعدها خیلی به من گفتند فلانی با شما دوست است؟ به هر حال ما با همه ارتباط داشتیم و این ارتباطات توانست بسیاری از کارها را حل کند. آقای صدر حاجسید جوادی وزیر کشور دولت موقت بود من با مهندس هاشمی که الان مسئول ورزش کشور است ، صحبت کردم تا وقتی بگیرد و به خانه ی او بروم و درباره ی استاندار کردستان آقای یونسی با هم صحبت کنیم. او از ایشان وقت گرفت و رفتم منزل وی و مفصل با ایشان صحبت کردم و گفتم آقای جوادی آیا می دانید که آقای یونسی، توده ای است؟ گفت بله می دانم.

گفتم ای وای می دانی که توده ای است و او را به استانداری کردستان گمارده ای! گفت در کردستا ن باید یک فرد دمکرات مأب باشد نه حزب الهی و انقلابی. من منظورم این است که بافت فکری این ها خراب بوده است. بعد به ایشان گفتم که اگر دید شما این است من دیگر حرفی با شما ندارم.

سؤال: آیت الله طالقانی هم در موضوع هیأت حسن نیت نقشی داشتند؟

در قضیه ی حسن نیت چون سحابی در بین این ها متدین بود با او ارتباط داشتم ، او در میان آن ها عاقل تر بود. به هر حال بیشتر ارتباطات در خصوص این قضیه با او بوده است. آیت الله طالقانی در خصوص هیأت حسن نیت نقشی نداشتند. ایشان یک سفری به این جا داشت که بعد از انتخابات شورای شهر بود و غائله داشت اغاز می شد ، آمدن ایشان فقط به خاطر این سفر بود نه چیزی دیگر من فراموش نمی کنم که در خبرگان قانون اساسی درباره ی شورای شهر صحبت کردم تقریباً صحبت ما جذاب بود ، مورد پسند بسیاری قرار گرفت ، آیت الله طالقانی به من گفت سخن رانی جذاب و گویایی کردید.

سؤال: قبل از آن که شما به منطقه بیایید کسی در منطقه به عنوان نماینده ی امام بوده است؟

جواب: حضرت امام دو مورد افرادی را به عنوان نماینده به منطقه فرستادند. یکی آقای کرمانی بود ،  البته آقای کرمانی مخصوص کردستان نبود بلکه منطقه ی غرب بود و آن هم در یک مقطع محدود . مورد دیگر آقای عبدالمجید معادیخواه بود که از طرف امام یک مقطع کوتاه به منطقه آمد و رفت.

ظاهراً اینان در یک سفر محدود آمدند و گزارشی از منطقه تهیه کردند و خدمت امام تسلیم کردند ، ولی در منطقه نماندند.  بعدها نظر امام این بو دکه یک نماینده در منطقه داشته باشند که بر کل اوضاع نظارت داشته باشد. موقعی که امام هنوز در مدرسه ی علوی بودند ، آن زمانی بود که آیت الله منتظری امام جمعه ی تهران شده بودند. روزی ایشان با امام تلفنی صحبت کردند که من هم بودم ، من اولین بار بود به این شکل با امام تلفنی صحبت کردم ، در این گفت و گو قرار شد به حضور امام برسم ، چون امام فرمود با شما کاری دارم. عصری بود رفتم خدمت امام ، بعد از احوال پرسی و مقداری صحبت، فرمود من از کارهای شما در کرمانشاه اطلاع دارم. در این خصوص نسبت به من بسیار ابراز محبت و لطف فرمودند ، در این ملاقات بود زمینه های آمدنم به منطقه به عنوان نماینده ی امام فراهم شد.

سؤال: شما فرمودید در خصوص تشکیل مرکز بزرگ سه هدف را دنبال می کردید یک مورد بیان شد و مباحث پی در پی عوض  ( الکلام یجرالکلام ) شد در صورت امکان اهداف بعدی مورد نظر را بیان فرمایید؟

جواب: در مورد روحانیت باید عرض کنم گروه های ضد انقلاب به قول خودشان در سال های اول در خصوص روحانیت اشتباه کردند و گفتند آن ها را در نظر نگرفتیم و مهمتر این که متأسفانه برخورد منفی هم با آن ها داشتیم. ما باید جذبشان می کردیم نه دفع ، حدود سال 65 بود که حزب منحله ی دمکرات در کنگره ی مرکزی خویش رسماً تصویب کردند که ما باید  اتحادیه ی علماء کردستان درست کنیم. با این که این ها بنیانشان مذهبی نیست و کاری با دین و مذهب ندارند ،  صرفاً به خاطر این که پتانسیل روحانیت یک پتانسیل قوی است و بتوانند با یک تشکیلاتی آن را مهار کنند  . این کار را کردند .  هدف دیگرما این بود که پیکر روحانیت از این آسیب ها محفوظ بماند. مانه تنها آسیب از طرف دشمن داریم ممکن است آسیبی هم از طرف دوست داشته باشیم. من در کردستان از اول نگران یک چیزی بودم و بعدها هم متوجه شدم نگرانی من کاملاً بجا بود و آن این بود که همه ی نهادها برای خود ید بیضایی دارند و سروسامان گرفتند و هر کدام در مسیر خودشان قدم بر می دارند . در مناطق امن دلیلی وجود ندارد نهادی در نهاد دیگر و کار یکدیگر دخالت کنند جز در موارد امنیتی، اما در مناطق مرزی این طور نیست من نگرانی ام این بود که ممکن است هر دستگاهی به بهانه ای در تشکیلات روحانیت دخالت کند ، من هدفم این بود که اگر روحانیت یک تشکیلات منسجم نداشته باشد دشمن که هیچ ، ممکن است دوست هم برخورد متفاوت با آن بنماید.خود این هم می شود آسیب برای روحانیت در این صورت حریم روحانیت هم شکسته می شود. در این هدف دوم فکر می کنم توفیق خوبی داشتیم.

هدف سوم ؛  این بود که از روحانیت در بر طرف کردن نارسایی های فرهنگی استفاده شود. من از سر صدق و صفا این مطلب را می گویم ،  مردم ، مردم بسیار خوبی هستند. این استان و مردمش توان بسیار خوبی دارند، مردم کرد از دیرینه ترین و بهترین اقوم ایرانی اند ، این قوم و این استان از استعداد بسیار خوبی برخوردارند. چیزی که کم و بیش این استان از آن رنج می برد و آ ن هم آثار حکومت های گذشته است ، مشکل فرهنگی است. برای برطرف کردن این موضوع مناسب ترین و شایسته ترین پایگاه ، پایگاه روحانیت است. بحث فرهنگی دو شاخه دارد. اول این که همین کار فرهنگی که خود روحانیون انجام می دهند و اکنون رایج است، ساماندهی شده است ، مردم هم الان آن را به طور محسوس و ملموس مشاهده می کنند. شاخه ی دوم این که این تشکیلات با بهره گیری از روحانیت وارد عرصه ی فرهنگی منطقه شود، نشده است علت آن هم این است که مرکز بزرگ اسلامی مانند سایر نهادهای انقلابی به لحاظ امکانات مالی مثل سازمان تبلیغات ، دفتر تبلیغات اسلامی ، زیر نظر مقام معظم رهبری در نیامده است . البته الان این اتفاق در شرف وقوع است اگر این اتفاق که هم اکنون در حال وقوع است دو دهه قبل اتفاق می افتاد به یقیین مرکز بزرگ با این همه روحانیت فعال در عرصه های گوناگون فرهنگی موفق تر از هر زمان دیگری  بود.

سؤال _ حاج آقا این آخرین سؤال است که می خواهم مطرح کنم و ان این است که ما سی سال از انقلاب را پشت سر گذاشتیم و در آستانه دهه ی چهارم قرار داریم شما بهتر از همه ی ما کردستان را می شناسید و بیشتر از ما در منطقه بوده اید بدیهی است در منطقه کارهای فرهنگی ، اجتماعی ، اقتصادی و سیاسی فراوانی صورت گرفته تحلیگران منصف کارهای انجام شده را علی رغم مشکلات منطقه کم نمی دانند ولی جان سؤال این است که چه کارهایی تاکنون باید صورت می گرفت که  صورت نگرفته است ؟

جواب : سؤال جامعی مطرح شده است طبعا پاسخ بلندی را می طلبد ، سعی می کنم پاسخ گویا و کوتاهی ارایه نمایم ، من با یکی از آقایان که گرایش اخوانی داشت و به نزد من آمد ،  بعنوان نصیحت با او صحبت کردم ، نکاتی را مطرح کردم که می تواند نقل کوتاه آن پاسخ شما باشد . هیچ کس به اندازه ی من در کشور نمی تواند ادعا کند که نسبت به خط مشی نظام در مورد اهل سنت اطلاع کامل دارد ، من در محرمانه ترین نشست های نظام درباره ی شیعه و سنی و جزئی ترین آنها بوده ام ، چیزی برای من غایب نیست ، سازمان تبلیغات می خواست تشکیل شود تنها کسی که دعوت شد از بیرون تهران که نظر بدهد که آیا در مناطق سنی نشین سازمان تبلیغات باشد یا نه ، من بودم بالاخره در کلیه ی تصمیمات امنیتی ، فرهنگی ، اجتماعی و اقتصادی حضور داشته ام . من یک نکته ای را می خواهم بگویم بعنوان کسی که مطلع است ، کسی که اطلاع دارد وظیفه ی شهادت هم دارد . از مسئولان ارشد نظام ، از امام راحل گرفته تا مقام معظم رهبری ( دام ظله العالی ) و همچنین دولت های چپ و راست ، با اینکه در بعضی از مسایل اختلاف نظر داشتند ولی در برخی از مسایل اتفاق نظر داشتند ، مانند توسعه ی متوازن در سراسر کشور ، من در دولت آقای موسوی ، در دولت آقای هاشمی  در دولت آقای خاتمی و در دولت آقای احمدی نژاد یک نکته را با جرأت می گویم . واقعا عزم نظام این بود که تفاوت بین شیعه و سنی در خدمات عمومی نظام گذارده نشود . مثلا گفته شود اینجا کار فرهنگی بیشتر بکنند و انجا کمتر اینجا عمران بیشتر و  آنجا کمتر ، من یادم هست که خدمت آقای هاشمی رفسنجانی رسیدیم ، یکی از جمع ما بعنوان سخنگوی ما خواست گزارش بدهد و گزارش داد این گزارش ملایم بود آقای هاشمی پس از آن در سخنرانی گفت : من انتظارم این بود که درخواست شما ها برای مناطق سنی نشین بدلیل محرومیت بیشتر باشد . برنامه های نظام و عزم مدیران ارشد آن همواره این بود ه که در برنامه ریزی و توسعه سراسر کشور را یکسان ببینند اما در خصوص مسأله ی  کردستان در رژیم سابق محرومیت مضاعف داشته و جنگ تحمیلی و همچنین فتنه های دهه ی اول آهنگ سا زندگی را کند کرده است ، اما همواره مورد توجه ویژه است . اگر قصوریا تقصیری بوده از مدیران استان بوده است ، مقامات ارشد کشور هر طرح قابل قبول و منطقی که از اینجا رفته پذیرفته اند .  اگر مردم گلایه دارند ، به آنها حق می دهیم اما من نکته ای را به مردم بگویم ، شرایطی در منطقه بوجود امده که ارتباط مردم اینجا با سراسر کشور ارتباط فعالی نیست ، ممکن است برخی تصور کنند مقصر حاکمیت است ؟ یا مقصر مردم اند ؟ یا ذهنیت های غلطی که در کشور است ؟ ممکن است همه ی این ها باشد ، ولی باید این نقیصه به نوعی برطرف شود . بازاریان می گویند ما با کردستان خرید و فروش مستقیم نداریم ، نداشتن ارتباطات مستقیم به زیان کردستان است ، من همواره به نمایندگانی که انتخاب می شوند گفته ام   و می گویم شما دیوار بی اعتمادی این استان را با مردم سراسر کشور کوتاه کنید و از بین ببرید با سخنانتان بین مردم استان و سایر استان ها سوءظن ایجاد نکنید استاندارن و مدیران باید گره ها را برای سرمایه گذاران استان های دیگر باز کنند ، واقعا آبادی کردستان نیاز جدی به سرمایه گذاری بخش خصوصی ، دارد پدیده ی قاچاق در منطقه موجب شد درآمد آسان بدست آید و کار که عامل توسعه و اشتغال است فراموش شود ، مردم یزد آن چنان به کار توجه دارند که اکنون اصفهان را پشت سر گذاشته اند ، ولی آنچه به نظام در خصوص اختصاص بودجه به منطقه مربوط است ، کوتاهی نشده است با توجه به اینکه منطقه سردسیر است و علاوه بر عوامل فوق استان کردستان نسبت به برخی از استان های مشابه خود از توسعه و سازندگی بیشتری برخوردار شده است.

سؤال این دیوار بی اعتمادی به هر دلیل بوجود آمده ، راههای برون رفت از این پدیده چیست ؟ شما در این زمینه چه پیشنهادی دارید .؟

جواب : در این زمینه خیلی کم کار شده است ، باید کردستان را به سراسر کشور بشناسانیم و کشور را به کردستان بشناسانیم و مردم خوب کردستان را به سایر استان ها معرفی کنیم . زمینه ی فعالیت های اقتصادی را در منطقه بوجود بیاوریم ، یکی از کارهایی که دولت می تواند انجام دهد این است که مسابقات ورزشی در زمینه های گوناگون را در استان کردستان بگذارد ، برنامه های ورزشی استان نسبت به گذشته توسعه ی بیشتری پیدا کند تا مراودات از این طریق افزایش یابد ، این راه می تواند روابط صمیمانه بین مردم ایجاد کند و بی اعتمادی موجود را کاهش دهد . صدا  و سیما ، مطبوعات و دیگر رسانه ها در این زمینه ها می توانند نقش اساسی ایفا کنند  ، امیداوریم این روز هر چه زودتر توسط نخبگان ، نویسندگان ، شاعران و دلسوزان جامعه تحقق یابد . باید فرهنگ سازی شود ، گاهی موارد عزیزان کرد می روند بیرون از استان فضای مثبت نمی گیرند علت اصلی آن است که همه ی آنها به دید قضایای گذشته  نگاه می کنند ، من یک چیزی را با رها به دوستان گفته و می گویم و آن این است که مشکل کردستان و حوادثش  هفتاد میلیون نفر مبلغ و رسانه اش شدند ، این حوادث نقل همه ی مجالس شد ، کوچکترین اتفاق در خارج از استان سربریدن بود ، اما اینکه پیشمرگان کرد مسلمان این همه زحمت کشیدند و خود منطقه این همه شهید در جنگ تحمیلی داده و در همین حوادث هم شهید داده یا این همه روحانیون از جوان گرفته تا نود ساله به شهادت رسیده اند هیچ سخنی به میان نمی آید و اینها را در میان مردم بگویند . این موضوع برنامه ریزی می خواهد ، اگر این اتفاقات بیفتد دیوار بی اعتمادی جای خود را به اعتماد و برادری خواهد داد.

تهیه وتنظیم ازسیدمحمدحسین دریاباری

چاپ شده درسه شماره ازهفته نامه گویه قم شماره های191و192و193

مورخ بهمن 1387

سخن تبیان

سخن تبیان

نشریه ی تبیان شمار82-81 بهمن و اسفند 1390

سید محمد حسین دریاباری

مردم ایران سال های متمادی با عزم و اراده ی فولادین مبارزه ی عظیم و وصف ناپذیری را علیه نظام پادشاهی آغاز کرد ؛ نتیجه ی این مبارزات و تلاش های بی وقفه در 22 بهمن 1357 به منصه ی ظهور رسیده و در جهان خارج عینیت یافت و آن طعم شیرین پیروزی ملت بر قدرت سلطنت بود . رهبران انقلاب اسلامی در شعارهای خویش همواره چند اصل را در قالب پیام از طرف ملت ایران به قدرت های جهانی اعلام می کردنداستقلال کشور در تمام ابعاد سیاسی ، نظامی ، اقتصادی و فرهنگی ، آزادی در چارچوب مقررات و قوانین و تعیین سرنوشت مردم به دست خود مردم . این اصول به صورت آزادی ، استقلال ، جمهوری اسلامی در میان مردم مطرح بوده و هم اکنون نیز مطرح می باشد . مردم ایران در سراسر کشور در 22 بهمن هر سال در راهپیمایی شکوهمندی شرکت می کنند و خواسته های خویش را در قالب شعار و قطعنامه ها به اطلاع مسؤولان کشور و قدرت های جهانی می رسانند . عوامل متعدد و بی شماری در پیروزی مردم و دست یابی کشورمان به پیشرفت های چشمگیر علمی ، دفاعی و رسانه ای نقش ایفا کرده است . یکی از مهمترین و محوری ترین عامل موفقیت در این عرصه ها، وحدت ، یکپارچگی ، انسجام و اتحاد ملت ایران بوده است . این عامل حیات بخش تنها ریشه ی عقلانی ندارد، که با پاره ای از امور مخدوش شده و از حیز انتفاع بیافتد . عامل مزبور ریشه ای دینی دارد که در نهانخانه ی باور مردم جای گرفته و مردم مسلمان همواره از آن در مواقع ضروری بهره ومدد می جویند . مطالعه و بررسی متون اسلامی و در رأس آن، قرآن و سیره ی نبوی نشان می دهد که بخش عظیمی از مفاهیم و مباحث مرتبط با زندگی، با وحدت ، همبستگی و همزیستی مسالمت آمیز مردم در جوامع بشری پیوند خورده است . اسلام کوشید تا اخلاق نیکوی پیامبر را که جامع همه ی کمالات است در همه ی اعصار اسوه و سرمشق معرفی کند . بنابراین، مسلمانان همواره از این سرچشمه ی صاف و زلال و سرمایه ی پایان ناپذیر بهره مند هستند و همین امر می تواند موجبات سربلندی و موفقیت را فراهم سازد . ایران کشوری است که دارای اقوام متنوع و متعددی است ، این فرصت می تواند ملت ایران را در عرصه های علمی ، فرهنگی ، اجتماعی ، اقتصادی ، هنری و سیاسی بر اوج قله های پیشرفت بنشاند . ملت مسلمان ایران از هر قوم و نژاد به دو اصل اساسی تکیه زده است: اسلام و ایران . پیامبر اسلام جلوه ی فروزان عشق ، محبت و انسان دوستی است، بنابراین از مکتبی که در تمام حالات، عشق ، محبت ، انسان دوستی ، دوری از اختلاف و همگرایی را به جان پیروانش می چشاند چیزی غیر از آن می توان انتظار داشت . بنابراین ملت ایران، با دو اصل اسلامی و ایرانی همواره ید واحده بوده و با وحدت کلمه بر مشکلات فایق آمده و به قله های رفیع پیروزی و سربلندی نایل خواهد گشت

رونده شکایت فرودگاه قم از هفته نامه گویه به دادگاه ویژه روحانیت رفت

 دیر مسئول هفته نامه گویه قم در گفت وگو با ایلنا:
پرونده شکایت فرودگاه قم از هفته نامه گویه به دادگاه ویژه روحانیت رفت
 
شکایت فرودگاه قم از هفته نامه گویه به دلیل انتشار مقاله "سیدعلی پورطباطبایی" با عنوان "سرنوشت فرودگاه قم را به مطامع اقتصادی گره نزنیم" در تاریخ 16 مردادماه بود.

ایلنا: مدیر مسئول هفته نامه گویه ضمن تشریح آخرین وضعیت پرونده شکایت مسئولان فرودگاه بین المللی قم از این هفته نامه محلی قم، گفت: از آن جا که نویسنده مقاله و شخص بنده روحانی هستیم، ادامه رسیدگی به پرونده شکایت فرودگاه قم از هفته نامه گویه، با نظر بازپرس به دادگاه ویژه روحانیت رفت.

سید محمد حسین دریاباری در گفت وگو با خبرنگار ایلنا، در تشریح جزئیات پرونده شکایت فرودگاه بین المللی قم از هفته نامه گویه قم و آخرین وضعیت این پرونده اظهار داشت: در روز 16 مردادماه سال جاری، مقاله ای در شماره 400 هفته نامه گویه، با عنوان "سرنوشت فرودگاه قم را به مطامع اقتصادی گره نزنیم" به قلم "سید علی پور طباطبایی" نوشته شده و چکیده این مقاله این است که قم، شهری است زیارتی، سیاحتی و از سوی دیگر در شاه راه کشور قرار گرفته و به همین دلیل نیاز به وسیله های مختلف حمل و نقل عمومی و از جمله فرودگاه دارد.

مدیر مسئول هفته نامه گویه قم گفت: فرودگاه قم از آن جا که در حال احداث است، قرار بود در تاریخ 22 بهمن افتتاح بشود که در این مقاله اشاره شده که این فرودگاه افتتاح نشده است.

وی خاطرنشان کرد: در این مقاله ادعا شده که، این فرودگاه که اکنون با عنوان شهر فرودگاهی در شبکه های مختلف تلویزیونی تبلیغ می شود، در تفاهم نامه شان عنوان دهکده فرودگاهی داشته است؛ در این مقاله سؤال شده که با توجه به این که این زمین هایی که اکنون در اختیار گرفتید، به چه نحوی خریداری شده یا گاهی خرید و فروش می شود؟ یا اگر ممکن است آن تفاهم نامه های تان را برای مردم منتشر کنید. چکیده مقاله این بود؛ که وکیل فرودگاه و یا به عبارتی مجری طرح فرودگاه، ظاهرا تصمیم به شکایت گرفتند و به ما گفتند ما جوابیه فرستادیم، ولی جوابیه شان از طریق قانونی به دست ما نرسیده است؛ گفتند ایمیل کردیم و ما گفتیم ایمیلی دریافت نکردیم؛ در نتیجه، در روز پنج شنبه، 17 مرداد سال جاری همزمان با روز خبرنگار، ما به اداره آگاهی برای تفهیم اتهام یا به عبارتی تحقیقات اولیه مراجعه کردیم و به ما گفتند فرودگاه شاکی شماست و شما مسئولان آن را متهم به خرید و فروش زمین، کندی کار و امثال این ها؛ بعد از آن ما به هر حال جواب دادیم.

دریاباری گفت: برای این پرونده، من به اتفاق نویسنده مقاله پرونده را دیدیم و تا آن جا که ممکن بود سؤالات سائل را پاسخ دادیم؛ این پرونده مجددا به دادستانی ارجاع شد و بعد به شعبه سوم بازپرسی قم رفت.

وی خاطرنشان کرد: همان روزی که ما در آگاهی بودیم، جوابیه آقایان را دریافت کردیم، چون ایمیل که به لحاظ قانونی معتبر نیست و اصلا به دست ما نرسیده؛ و از طریق پست هم که به ما نداده بودند؛ آن روز جوابیه شان را به ما دادند. ما نیز متن کامل جوابیه مجری طرح فرودگاه را در 23 مردادماه و در شماره 410 هفته نامه گویه چاپ کردیم؛ همراه با یک توضیحات؛ که البته در وب سایت مان هم وجود دارد.

مدیر مسئول هفته نامه گویه گفت: این جوابیه که چاپ شد، ما فکر می کردیم این ها از شکایت منصرف می شوند، چون شفاها گفته بودند؛ اما ظاهرا توضیحات ما مانع شد؛ ما در توضیحات نوشتیم که شما شکایت کردید اشکال ندارد؛ اما انتظار نداشتیم پرونده ما که مطبوعاتی هستیم، به آگاهی ارجاع داده نشود، اما شد؛ گفتیم که شما اگر واقعا نگران این حرف های ما هستید، تفاهم نامه ای که بین شما و وزارت دفاع و پشتیبانی هست، تفاهم نامه ای که با استانداری قم دارید و تفاهم نامه ای که با مدیر کل منابع طبیعی قم دارید، این ها را منتشر کنید، توضیحات ما همین بود و اصل مقاله هم همین بود؛ یعنی اگر پرسش هایی در مردم هست، شما این تفاهم نامه را منتشر کنید، که افکار عمومی کمتر سؤال برای شان پیش بیاید.

وی اضافه کرد: مردم قم امروز سه طرح عمده دارند، یکی مترو هست، یکی منوریل و یکی هم فرودگاه و خلاصه می خواهند بدانند که سرنوشت آن ها چه خبر است؛ در نتیجه فرودگاه که قرار بود، افتتاح شود نشد.

دریاباری گفت: ما در توضیحات منتشر شده، یک پیشنهاد هم به این ها دادیم و گفتیم اگر شما مطمئن هستید کارتان هیچ خللی ندارد، ما که سؤالات مردم را مطرح کردیم، پرسش های مردم را مطرح کردیم، شما یک کنفرانس خبری بگذارید و نمایندگان مجلس، نماینده مدیر کل منابع طبیعی و یا خود ایشان و نماینده استانداری یا خود استاندار هم باشند و شما در آن جلسه به پرسش های افکار عمومی پاسخ دهید؛ این توضیحات ما بود که در زیر جوابیه شان که 23 مرداد منتشر شد، همزمان چاپ شد.

وی خاطرنشان کرد: در نتیجه پرونده ما به بازپرسی شعبه سوم رفت که ما 16 شهریور به آن مراجعه کردیم؛ از قضا بازپرس متن را نگاه کرد و پرونده را خواند و گفت چون نویسنده مقاله طلبه است و مدیر مسئول هم روحانی است در نتیجه ما صلاحیت رسیدگی به این پرونده را نداریم، و اکنون پرونده به دادگاه ویژه روحانیت ارجاع شده است.

مدیر مسئول هفته نامه گویه قم در پاسخ به این سؤال که دادگاه ویژه روحانیت چه زمانی تشکیل می شود؟ گفت: اطلاع دقیقی نداریم و فقط منتظریم تشکیل شود.

وی یادآور شد: ما فقط سؤالات مردم را در این مقاله مطرح کردیم؛ البته نگران ادامه این دادگاه هم نیستیم، چون فکر می کنم هم افکار عمومی و هم مسئولان تا حدودی از ما پشتیبانی می کنند.

دریاباری گفت: این ها چون سرمایه گذار خصوصی اند فکر می کنند سرمایه گذار خصوصی همیشه باید حمایت شود؛ بله ما هم معتقدیم سرمایه گذاران خصوصی باید حمایت شوند و قوانین در این باره وضع شده و تسهیلات داده شود تا بتوانند به نفع مردم قدم بردارند، اما معنی اش این نیست در چارچوب قانون پاسخ گو نباشند.

پایان پیام

رنوشت فرودگاه قم را به مطامع اقتصادی گره نزنیم

سرنوشت فرودگاه قم را به مطامع اقتصادی گره نزنیم


با گذشت بیش از دو سال از آغاز احداث فرودگاه قم توسط سرمایه گذار خصوصی، این فرودگاه هر روز کمتر از دیروز به راه اندازی نزدیک میشود! سرمایه گذار بخش خصوصی این فرودگاه، احداث آن را به پروژهای رویایی تبدیل کرده است  و به جای تکمیل فرودگاه، به سراغ ساختن شهر تفریحی رفته است! آن هم شهری که زمین هایش مال خودش نیست! شهر مقدس قم، در نزد مردم ایران و جهان از اهمیت خاصی برخوردار است. از یکسو انقلاب اسلامی ایران که تاثیر شگرفی بر جهان گذاشته است، از حجرههای مدرسه فیضیه آن آغاز شده است. چسبیده به همین مدرسه، حرم کریمه اهل بیت فاطمه معصومه (س) قرار دارد که در واقع دلیل وجودی مدرسه فیضیه از آن اخذ شده است.

پایتخت مذهبی جهان تشیع و زادگاه انقلاب اسلامی ایران اما تنها دلایل اهمیت قم نیستند. هر ساله میلیونها نفراز اقصی نقاط جهان برای زیارت مسجد مقدس جمکران که به امر امام زمان(عج) ساخته شده است، به قم سفر میکنند.

اهمیت اقتصادی قم نیز به دلیل واقع شدن در چهار راه ارتباطی ایران و برقرار کردن راه ارتباطی۱۷ استان بر کسی پوشیده نیست. در واقع قم شهری است که دلایل مذهبی، اقتصادی و سیاسی به آن موقعیتی منحصر به فرد بخشیده است.

امالقرای جهان تشیع اما از دیرباز مشکلات متعددی داشته است که حمل و نقل درون شهری و برون شهری، یکی از مهمترین آنهاست. جمعیت کلانشهر قم به بیش از یک میلیون نفر رسیده است و ۲۰ میلیون نفر زائر هر سال به این شهر سفر میکنند. در چنین شرایطی بهرهگیری از تمام امکانات حمل و نقل درون شهری و برون شهری ضروری به نظر میرسد.

با چنین دیدگاهی مجموعه مدیریت شهری قم، در سال ۱۳۸۷ دو پروژه کلان مترو و مونوریل را با استفاده از اعتبارات ملی و استانی کلید زد که با توجه به سیر کنونی این دو پروژه، از پیشرفت بیش و کم مطلوبی برخوردار بودهاند. در حوزه حمل و نقل برون شهری هم پروژه قطار سریعالسیر برقی تهران ـ قم ـ اصفهان در حال پیگیری است تا سرعت دسترسی مردم را به قم، تهران و اصفهان کمتر کند.

حمل و نقل هوایی اما گزینه دیگری است که شهر قم به دلایل متعددی تاکنون از آن محروم بوده است. در سالهای گذشته، نزدیکی به تهران، عامل اصلی عدم وجود توجیه اقتصادی برای فرودگاه قم بوده است و وعده داده میشد که با راه اندازی فرودگاه امام خمینی، مردم قم نیز به حمل و نقل هوایی نزدیکتر خواهند شد اما با اختصاص این فرودگاه به پروازهای خارجی و ترافیک روز افزون تهران، عملا دسترسی مردم قم به فرودگاههای تهران بسته شده است.

از سوی دیگر وجود فرودگاه در شهرهایی کوچکتر از قم بوده و دلایل مهم ذکر شده برای اهمیت قم را نیز ندارند، باعث نارضایتی مردم قم شده بود. با ورود گردشگران مسلمان به قم به ویژه پس از سقوط صدام حسین، باز هم بحث لزوم ساخت فرودگاه در قم زنده شد.

در چنین شرایطی با صدور مجوز از مراجع نظامی و غیر نظامی ذیربط که حاصل تلاش نمایندگان قم و موافقت رییس محترم ستاد کل نیروهای مسلح انجام شد، باعث به جریان افتادن بحث فرودگاه قم شد. فرودگاهی که در صورت به راه افتادن هم مشکلات مردم را حل میکند و هم منطقه ویژه اقتصادی سلفچگان را رونق میبخشد.

اما با گذشت بیش از دو سال از آغاز احداث فرودگاه قم توسط سرمایه گذار خصوصی، این فرودگاه هر روز کمتر از دیروز به راه اندازی نزدیک میشود! ظاهرا سرمایه گذار بخش خصوصی این فرودگاه، احداث آن را به پروژهای رویایی با عنوان ۵۰ هتل و مجموعههای بزرگ تفریحی گره زده است. پروژهای که اساسا از احداث باند و ساختمانهای فرودگاهی جداست و نیازمند مجوزهای لازم از ادارات مسئول است.

مسئولان استان قم و مجموعه مدیریت شهری قم که به اهمیت فرودگاه قم واقف هستند، هر روز تلاش میکنند تا مشکلات احداث فرودگاه را حل کنند اما مشکلات احداث مجموعه ۵۰هتل و تاسیسات تفریحی، آن طوری که توسط سرمایه دار بخش خصوصی عنوان میشود، فراتر از فرصت و اختیارات قانونی مسوولین است.

به نظر میرسد هم اکنون سرنوشت فرودگاه شهر قم با یک پروژه اقتصادی خصوصی گره خورده است و فرودگاهی که در ماه بهمن سال گذشته وعده بهره برداری باند آن داده شده بود، تاریخی برای راه اندازی ندارد. بهتر نیست این زیرساخت ضروری برای قم از یک پروژه خصوصی تفکیک شود و مطامع اقتصادی به نیازهای اساسی مردم قم گره نخورد؟کسی منکر اصل راه اندازی یک فرودگاه در قم نیست اما چرا این فرودگاه به یک باره به شهر فرودگاهی تبدیل شد و در کنار آن زمین هایی به مردم فروخته شده است که اصلا معلوم نیست از کجا خریداری شده اند؟به نظر می رسد باید طوری عمل شود که فرودگاه در اسرع وقت به نتیجه برسد ولی جلوی کسی که بدون رعایت ضوابط قانونی در حال فروش زمین های دولتی است، گرفته شود. زمین هایی که معلوم نیست از کجا خریداری شده اند و با کدام قیمت کارشناسی فروخته می شوند؟در این میان، نقش جناب آقای امیرآبادی نماینده مردم قم در مجلس شورای اسلامی و استاندار محترم به همراه مدیر کل منابع طبیعی استان مهم تر است و باید دقت کنند که حق مردم پایمال نشود و کسی با تبلیغات خیابانی و تلویزیونی، منابع طبیعی را به اسم فرودگاه ساختن صاحب نشود!

سید علی پورطباطبایی

چاپ شده درهفته نامه گویه شماره 400

سرنوشت فرودگاه قم را به مطامع اقتصادی گره نزنیم‎

http://gooyeh-qom.com/?p=42&n=52&s=253&id=2679

http://gooyeh-qom.com/pdf/newspaper_pdf/6-400.pdf

متن کامل جوابیه مجری طرح فرودگاه بین المللی قم به مقاله «سرنوشت فرودگاه قم را به مطامع اقتصادی گره نزنیم»

موضوع: اجتماعی

در شماره 400 نشریه گویه مطلبی با عنوان «سرنوشت فرودگاه قم را به مطامع اقتصادی گره نزنیم» به چاپ رسید که به دنبال آن فرودگاه قم ضمن شکایت از نویسنده و مدیرمسئول هفتهنامه گویه، جوابیهای را تنظیم نموده و به دفتر هفتهنامه گویه ارسال کرده است. متن کامل جوابیه و توضیح هفتهنامه گویه به شرح ذیل میباشد:

بسمه تعالـی

مدیر مسئول محترم هفته نامه گویـه

سلام علیکم

احتراماً ؛ عطف به سرتیتر صفحه اول و متن مندرج در صفحه شش  400 امین شماره مورخ 16/03/92 دستور فرمائید برابر ماده 23قانون مطبوعات جوابیه ذیل در همان صفحه و ستون و با همان حروف منتشر گردد در غیر اینصورت از طریق مراجع قضایی پیگیری خواهد شد .

جوابیـه :

با تشکر از نویسنده مطلب مذکور که با علاقمندی خاص اهمیت و جایگاه مشکلات این پروژه عظیم ، زیربنایی و ملی را مورد کند وکاو قرار داده اند و بخش زیادی از دفاعیات ما را خواسته و ناخواسته پاسخ داده اند و در عین  حال مشکلات مجری و سرمایه گذار را در رابطه با بخشهای حاکمیتی و دولتی ، سازمانها ، نهادها و ارگانهای مسئول بطور ضمنی و سربسته بیان نموده اند . برای روشن شدن اذهان مردم عزیز قم پاسخ مطالب ایشان را به دو بخش تقسیم می کنیم :

الف) مطالب واقعی که حاکی از انجام وظیفه و رسالت اطلاع رسانی نشریه می باشد و جنبه مثبت نگارش تلقی می گردد .

ب) مطالب غیرواقعی که احتمالاً با اطلاعات غلط یا خدای ناکرده با هدف حاشیه سازی و ناآگاهانه نگاشته شده است و موجب تشویش اذهان عمومی می گردد .

الف: اهم آنها بشرح ذیل است :

1. بیان نقش و جایگاه شهر مقدس قم از نظر تاریخچه انقلاب اسلامی و عنوان بین المللی برنامه چشم انداز قم و رسیدن به مرکز جهان تشیع و اطلاعات و آمار خوب زوار سالیانه واقعیتی انکار ناپذیر است .

2. مقایسه پروژه های عمرانی شاخص استان مانند مترو و منوریل که از محل اعتبارات ملی و استانی با تحمیل هزینه های سنگین به دولت انجام میشود  با پروژه عظیم تری که بدون یک ریال بودجه دولتی توسط بخش خصوصی و سرمایه گذاری های مردمی انجام میشود نشانه مظلومیت این پروژه و سرمایه گذار میباشد .

3. مقایسه زمانی پروژه های مترو و منوریل که مطالعات آنها از سال 1377 و اجرای آنها از سال 1387 (10 سال مطالعه و طراحی 7 سال اجرا با پیشرفت فیزیکی کمتر از 40درصد) با بودجه دولتی شروع شده اند پاسخ مستندی است به شتاب خوب پروژه فرودگاه بین المللی قم و منطقه نمونه گردشگری طرلاب که نگارنده محترم ناخواسته به ما کمک کرده اند .

4. پروژه فرودگاه بین المللی قم یکی از اجزا و ارکان شهر فرودگاهی سلفچگان و منطقه نمونه گردشگری بین المللی طرلاب رکن دیگر شهر فرودگاهی که با تصویب هیئت محترم وزیران ، سازمان محترم هواپیمائی کشوری ، سازمان محترم میراث فرهنگی صنایع دستی و گردشگری کشور و استان تصویب شده است ، با مطالعات طرح جامع توسط مشاورین ذیصلاح موجب تحولات استان قم و مناطق همجوار با حوزه نفوذ    220 کیلومتری در کنار ابرشهر تهران خواهد شد که نگارنده محترم در پاراگراف سوم بخوبی پاسخ آن را داده اند .

5. از آنجا که اهداف دولت با اهداف بخش خصوصی بسیار متفاوت است قطعاً اولین فرودگاه بخش خصوصی باید در کنار خدمات هوانوردی زیان ده به ارائه خدمات غیرهوانوردی سود ده با مقیاس بزرگ و بین المللی بپردازد و به همین دلیل فرودگاه قم با درجه بین المللی با دو باند بطول 4600 متر و عرض 60 و 75متر و تاکسی ویها و اپرون بزرگ برای هواپیماهای پهن پیکر B747 طراحی و اجرا میشوند  وا لا اگر هدف فقط شهر قم بود می بایست طول باند 2000 متر برای هواپیمای فوکر 100 می بود !

بنایراین سرنوشت اقتصادی فرودگاه با سرنوشت صنایع بالادست و پائین دست صنعت هوانوردی و فعالیت های توریستی ، گردشگری ، تجاری و تفریحی گره خورده است تا سرنوشت فرودگاه قم به سرنوشت فرودگاههایی که در هفته 2 پرواز دارند دچار نشود .

ب: پاسخ موارد خلاف واقع نگارنده مقاله بشرح ذیل به آگاهی عموم می رساند :

1. اجرای پروژه فرودگاه بین المللی قم با توافق نامه رسمی با استانداری محترم قم ، برابر ضوابط و مقررات و صدها مجوز کوچک و بزرگ انجام میشود و تمام سازمانها و نهادها و ارگانهای دولتی ذیمدخل حمایتهای لازم را می نمایند ، ولی بزرگی پروژه و اهمیت و جایگاه فرودگاه و پیچیدگی صنعت هوانوردی و تعدد سازمانهای درگیر و عدم سابقه احداث فرودگاههای غیردولتی و همچنین عدم وجود مقررات شفاف و کافی ، فرآیند اجرای این کار بزرگ را با بوروکراسی شدید اداری و طولانی شدن فرآیند صدور مجوزهای دولتی و واگذاری قطعی زمین مواجه ساخته است . که الحمدا... در حال پیگیری و حل شدن است .

2. ابعاد و مقیاس پروژه برابر مطالعات طرح جامع توسط مشاورین و متخصصین برای یک افق زمانی 20 ساله با بینش علمی مطالعه ، امکان سنجی ، ارزیابی و پیش بینی شده و بزرگنمایی ورویاپردازی نیست .

3. سرمایه گذاری صورت گرفته برابر طرح توجیه فنی اقتصادی صورت میگیرد و مشارکتهای مردمی در این پروژه مهم با خلاقیت بخش خصوصی قطعاً در میان مدت و درازمدت سود خوبی خواهند برد در این مورد ضمانت های لازم در قراردادها وجود دارد ، لذا نه تنها حق کسی پایمال نخواهد شد بلکه منافع شان با سایر پروژه ها غیرقابل مقایسه خواهد بود .

4. فروش زمین به هیچ عنوان صحت ندارد بلکه منافع پروژه و اعیانی که توسط سرمایه گذار احداث شده برای مردمی کردن این پروژه و تأمین بخش کوچکی از هزینه های سنگین این پروژه ملی واگذار می شود و اگر دولت بموقع زمین و مجوزها را واگذار می کرد و به تعهدات خود در بخش تأمین مالی و تسهیلات بانکی عمل می نمود نیازی به فروش حق السهم پروژه و واگذاری زودهنگام منافع پروژه به مردم شریف قم نبود . لذا این امر از جانب ما بعنوان اقدامی مثبت تلقی می گردد نه منفی .

5. عدم تحقق برنامه بهره برداری و افتتاح فرودگاه بخشی به سرمایه گذار و بخش اعظم آن به دولت و اوضاع اقتصادی کشور مربوط می شود .

افزایش 3 تا 5 برابری قیمت مصالح ، خدمات و کالا در 18 ماه اخیر و طولانی شدن فرآیندهای صدور مجوزها و واگذاری زمین در بخشهای دولتی و عدم استفاده از تسهیلات دولتی و بانکی قطعاً خارج از اختیارات سرمایه گذار است .

با وجود موانع فراوان زیرساخت های اصلی مانند آب ، برق ، گاز ، مخابرات ، سوخت هواپیما و راههای دسترسی که در اختیار دولت است ، تأمین آن برابر برنامه و بودجه دولت باید تأمین شود و زمان بر است و هم اکنون از مشکلات اساسی این پروژه محسوب میشود .

بنابراین زمان بهره برداری این پروزه هم مانند تمام پروژه های عمرانی کشور به یکسری متغیرهای اساسی وابسته است که عدم تأمین آنها قطعاً زمان بهره برداری را تغییر میدهد ولی ما با تلاش شبانه روزی ، عملیات اجرایی را پیش می بریم  تا با دعای مردم و شاغلینی که مستقیماً در این پروژه درگیر هستند در سال حماسه سیاسی و حماسه اقتصادی در اسرع وقت بهره برداری نمائیم  تا خدمتی به مردم شریف قم خصوصاً ذینفعان پروژه ارائه کرده باشیم .

در پایان جوابیه با تشکر از مدیر مسئول محترم و سایر کارکنان آن نشریه دعوت می نمائیم با ایفای نقش موثر رسانه ای خود از این پروژه بازدید و از نزدیک با واقعیات امور اجرایی و مشکلات بخش خصوصی آشنا شده  تا با درج مطالب واقعی تر در ایجاد انگیزش مثبت برای فعالیتهای توسعه و عمرانی استان سهیم شوید . انشاا...   

با تشکر

رجب مهرجوئی

مجری طرح فرودگاه بین المللی قم

رونوشت :

- جناب آقای مهندس دهناد ،معاون محترم برنامه ریزی استان قم جهت استحضار

- جناب حاج آقا شفیعی

- جناب آقای نادعلی

توضیحات مدیرمسئول هفتهنامه گویه

در یادداشت شماره 400 هفتهنامه گویه، پرسشهایی نسبت به پروژه احداث فرودگاه بینالمللی قم مطرح گردید که در اذهان عمومی مردم و شماری از مسئولان بوده است.

متن جوابیه مدیر اجرایی پروژه فرودگاه بین المللی قم که از نظر خوانندگان گذشت، کوشید به آن پرسشها پاسخ دهد ولی افکار عمومی و هفتهنامه گویه انتظار داشتند مقامات ذیربط درباره یادداشت مزبور اظهار نظر کرده و به چراییهای موجود پاسخ مقتضی دهند؛ چرا که گزارش مزبور از مقامات مسئول خواسته است در خصوص تخلفات احتمالی و فراتر رفتن از قوانین و مقررات توسط دستاندرکاران احداث فرودگاه واکنش نشان دهند که تا این لحظه اتفاق نیفتاده است.

برخی رسالت مطبوعات را با سلیقه خویش تفسیر و توجیه میکنند و بر این باورند که مطبوعات و نشریات موظفند مانند تابلوی اعلانات با درج تصاویر مدیران و مسئولان اعم از دولتی و خصوصی به مداحی بپردازند.

اینها به پیامد این باور نمیاندیشند که با داوری تاریخ چه میتوان کرد! در مقابل بسیاری از اندیشمندان، نخبگان و مدیران کارآمد و روشن ضمیر هستند که مطبوعات را بسان آینه میپندارند که میتواند همه خوبیها و بدیها را بنمایاند و با طرح مشکلات و پرسشهای مردم، مسئولان را در اجرای برنامهها یاری دهند.

پس بر مجریان فرودگاه لازم است برای تنویر افکار عمومی و پاسخ به سئوالات مردم و جلوگیری از سوء استفادههای احتمالی، ضمن انتشار تفاهمنامههای فرودگاه بینالمللی قم با وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح، استانداری قم، منابع طبیعی و تشکیل کنفرانس مطبوعاتی با حضور مدیرکل منابع طبیعی، سازمان بازرسی، نمایندگان مجلس شورای اسلامی، استاندار قم و خبرنگاران به پرسشها و شبهات موجود در این زمینه پاسخ مناسب ارائه دهند.

لازم به ذکر است جوابیه مجری فرودگاه بینالمللی قم توسط وکیل فرودگاه در روز خبرنگار، پنجشنبه مورخ 17/5/92 در اداره آگاهی استان قم تحویل مدیرمسئول نشریه گویه گردید و حال آنکه انتظار آنان این بود در اولین شماره بعد از انتشار یادداشت، این جوابیه منتشر میشد در حالی که از طرق قانونی و معتبر حقوقی، این جوابیه به دست ما نرسیده بود و علت تأخیر در انتشار عدم وصول به موقع آن بوده است.

http://gooyeh-qom.com/?p=42&n=13&s=65&id=434

گفت و گوی تبیان با حجه الاسلام و المسلمین شاهرودی نماینده ی ولی فقیه در استان کردستان به مناسبت هفته ی وحدت و دهه فجر انقلاب اسل

گفت و گوی تبیان با حجه الاسلام و المسلمین شاهرودی نماینده ی ولی فقیه در استان کردستان به مناسبت هفته ی وحدت و دهه فجر انقلاب اسلامی

در آستانه ی هفته ی وحدت و دهه ی مبارکه ی فجر هستیم ، در صورت امکان مبانی وحدت و تلاش هایی که جمهوری اسلامی و رهبران آن برای وحدت بین شیعه و سنی انجام می دهند را توضیح بفرمائید؟

ابتدا این ایام ، ایام ولادت با سعادت پیامبر گرامی اسلام و دهه ی فجر انقلاب اسلامی را به همه ی مسلمانان بویژه مردم عزیز استان کردستان تبریک و تهنیت عرض می کنم. هفته ی وحدت امسال با دهه ی مبارکه ی فجرتقارن پیدا کرده است. یک بحث بسیار ارزشمندی که وجود دارد و باید به آن توجه کنیم این است که بین مسلمان ها خودِ خداوند یک انس و الفتی ایجاد کرد و بر پایه ی برادری بنا نهاد و آن ها را امت واحده خواند و امت اسلامی را بالاتر از وحدت فیزیکی و مواضعی که در وحدت مطرح می شود فرمود که مسلمانان برادراند . «فاذکروا نعمة الله» نعمت خدا را یادآور شوید آن نعمت چیست ؟ که شما دشمن بودید «إذ کنتم اعداء فالّفَ بین قلوبکم فأصحبتم بنعمته إخوانا » خداوند به نعمت اسلام شما را برادر کرد این عقد اخوت را حتی پیامبر بین مسلمانان و مهاجر و انصار خواند و این برادریست . نسبت مسلمان ها را به هم چنین دانست که اگر هر مسلمانی در هر جای جهان مشکلی داشته باشد یک مسلمان از یک طرف دیگر باید نسبت به آن مسؤولیت داشته باشد . فرمود «من أسلم و لم یهتم بأمور المسلمین فلیس بمسلم ». کسی که به فکر مسلمانان دیگر نباشد مسلمان نیست این ها نشان می دهد که خداوند نظرش این است که این مسلمان ها باید این چنین به فکر هم باشند، این چنین دلسوز هم باشند و آن اتحاد و برادری ما ، اتحاد و وحدتمان بر مبنای برادری باشد چرا ؟ چون برادری به این است، که از یک جا گرفته شده اند و این ها همه یک پدر دارند . پدر معنوی امت اسلامی کیست ؟ پیامبر گرامی اسلام است لذا پیامبر اساس وحدت ماست . پیامبر شده مبنای وحدت ما و حالا این بهانه ای شده بر این که چون در مشهور اهل سنت روز دوازدهم ربیع الاول را روز ولادت پیامبر می دانند و مشهور شیعه هفدهم ربیع را روز ولادت پیامبر می دانند این را گفته اند که این هفته شود هفته ی وحدت . الان ما هم این را ولادت می گیریم و هم آن را ، و الحمد لله در این استان به گونه ای است که باید بگویم کل ماه مولود را ربیع المولود می کنند، ماه ولادت پیامبر و همه اش را جشن می گیرند . این بسیار خوب است . این شد بهانه ای که ما بدانیم از یک جا هستیم و نسبت به هم وحدت نظر داریم . این طور نیست که همه ی اهل سنت بگویند دوازدهم یا همه ی شیعه بگویند هفدهم، از شیعه هم کسانی هستند از بزرگانی که دوازدهم را روز ولادت پیامبر می دانند، از اهل سنت هم کسانی هستند، هفدهم می دانند، حالا مشهور این است . این شد عنوان وحدت . یک نکته ی اساسی تر را من می خواهم عرض بکنم که این اساس وحدت از کجا نوشته شد و اساس مفسده ای دشمن ایجاد کرده بود در گذشته ، که دشمن تلاشش بر این است، منفعتش بر اختلاف است، حتی نه تنها اختلاف بر اساس مذهب ، یک بحثی را که حالا می گوییم که اختلافات مذهبی نه اصلا بین خود یک مذهب هم باز شما در همین مردم شیعه مذهب می بینید این آذری زبان است این فارس زبان است این لر است آن ترک است هم به عنوان قومیت ها اختلاف می اندازند، هم به عنوان زبان ها اختلاف می اندازند هم به عنوان نژادها اختلاف می اندازند، و حتی گاهی شده اختلاف بین دوتا شخص ، این برایش فرق نمی کند که حالا این اختلاف باید بر چه اساسی باشد، منتها این است که آن ها احساس کردند، اگر بخواهند بین مسلمان ها اختلاف بیاندازند که سودشان را ببرند بهترینش این است که بیایند عنوان شیعه و عنوان سنی را برگزینند وگرنه همان کسانی هم که اساس اختلاف هستند می بینید که نه به سنی معتقدند، نه به شیعه معتقدند هیچ کدام را قبول ندارند، لذا دشمنان انقلاب اسلامی توانسته بودند واقعا اختلاف عمیقی را بین شیعه و سنی ایجاد کنند تا حدی که این ها همدیگر را به عنوان دشمن تلقی می کردند و این احساس می کرد آن دشمن است و او نیز احساس می کرد این دشمن است . انقلاب اسلامی یکی از ثمرات ارزشمندش همین بود که آمد وحدت را در جهان اسلام مطرح کرد و مبنا را خود اسلام و خود قرآن و خود پیامبر گرامی اسلام و اهل بیت قرار داد، گفت همه مسلمانند باهم ما برادریم با هم متحدیم روبه یک قبله نماز می خوانیم به یک قرآن اعتقاد داریم، ما به یک پیامبر اعتقاد داریم، به سنت پیامبر هردو معتقدیم، اهل بیت را هردو دوست داریم، بنابراین اساس فکر حضرت امام و نهضت حضرت امام بر این بود، لذاشما به خطاباتش نگاه کنید، ببینید از همان سال 41-42 وقتی که حضرت امام در حقیقت اعلام انقلاب می کند می فرماید علمای اسلام به داد اسلام برسید، نمی گوید علمای شیعه ، علمای اسلام به داد اسلام برسید، تکیه اش این است بلاد اسلامی چرا باید زیر یوغ دشمن باشد، چرا ثروت های مسلمانان را دشمن ببرد، چرا فلسطین عزیز باید در دست صهیونیست باشد، ببینید؛ اولین کسی که می آید از فلسطین دفاع می کند، فلسطین اهل سنت اند،فلسطین از اهل سنت است، ولی مدافعش حضرت امام است، ببینید تمام تکیه کلامش باز اسلام است، ملت اسلامی است، مسلمانان است این بر مبنای اعتقادی است که مسلمان ها یکی اند، شما نسبت به مقام معظم رهبری هم ببینید، در طول این مدت فرقی هم نکرده، یعنی از سال 41- 42 که شروع کرد بعد هم حضرت امام آنچه که فرمود این جا فرمود، اولین دستوراتش برای کردستان این بود که بروید، حساب مردم از حساب ضد انقلاب جداست، بروید به مردم خدمت کنید، به کی ؟ به همین کردستانی که اکثریت اهل سنت اند، بعد هم جهاد سازندگی آمد، تلاش هایی که شد. همین طور که مقام معظم رهبری همین تأکیدرا دارند،ببینید جوانان کشورهای اسلامی که آمده بودند برای کنفرانس بیداری اسلامی، آن جا فرمود،اختلاف بین شیعه و سنی و این مذهب و آن مذهب نیست، همه ی امت اسلامی باید در کنار هم باشند، یعنی منادی وحدت است، لذا اثر گذاشت. امام با آن اخلاصی که داشت وحدت را مطرح کرد، بعد هم آمد به عنوان نماد وحدت، پیامبر اسلام و مولود پیامبر را این هفته را، نماد هفته ی وحدت اعلام کرد، ما اگر آثار عملی اش را ببینیم در گذشته های همین بیست سال، سی سال پیش که نگاه کنیم مسلمان ها کنار هم نمی نشستند با هم نماز نمی خواندند، الان وقتی که می روی در مسجد الحرام، مسجد النبی، دیگر نمی بینی که یکی جور دیگر نماز بخواند، همه می ایستند، صف ها همه با هم متحد است، این از برکت همین انقلاب و این شعار وحدت و همبستگی است بین مسلمانان ایران و مسلمانان مصر ، بین مسلمان مصر با مسلمان لیبی ، بین مسلمان لیبی با یمن ، تونس و... شما می دانید اکنون همه ی مسلمان ها به هر مذهبی در کنار هم هستند این خیلی هنر است، خیلی کار بزرگی انجام شد که آن نگاه دشمنانه به هم تبدیل شده، الان به نگاه برادرانه نگاهی است که باید همدیگر را دوست داشته باشیم، نگاهی است که باید به هم مودت و محبت داشته باشیم، نگاهی است که مشکل تو مشکل من است و مشکل من مشکل تو است، این چیزهایی که الان در جهان اسلام مطرح است، در کشورهای اسلامی مطرح است، در این همبستگی مطرح است این ها از برکت چیست ؟ از برکت همین است که انقلابی شد مبنایش وحدت مسلمان ها بود، قدرت مسلمان ها بود عزت مسلمان ها بود و به این جا رسیده است، الحمد لله که الان بگوییم وحدت ، واقعا یک وحدتی است، واقعا بین این ها یک پیوستگی و وابستگی است که باید خدا را بر این شکر بکنند .

*ما علاوه بر هفته  وحدت در آستانه ی دهه ی فجر انقلاب اسلامی هستیم، اگر مطلبی در این زمینه هم هست،مشتاقیم بشنویم.

حضرت امام فرمود: «انقلاب ما انفجار نور بود»، این خیلی معنا دارد، انقلاب ما انفجار نور بود، نور از یک جهت که یک مرکزیتی که دارد، نور وقتی که شروع می کند به تشعشع مثل خورشید می آید جاهای مختلف را می گیرد، بعد هم با گردش زمین می بینید که جاهای مختلف را روشن می کند و خیلی از چیزها واضح می شود، خیلی از چیزها راکه در تاریکی نمی دیدند،الان آن ها را می بینند. نور باعث آگاهی بخشی می شود، نور باعث گرما می شود، نور باعث حیات می شود، نور باعث ثمردهی می شود، انقلاب اسلامی این چنین است. هم در کشور تغییرات اساسی ایجاد کرد، هم در همین استان. فرمودید در این استان چه اتفاقی افتاده؟ ببینید سال گذشته چه داشتیم امسال چه داریم، فرض کنید، مثلا از سال گذشته بحث دانشجوییمان روی 58 هزار بود، الان آمار می گوید 65 هزار، این گونه رشد پیدا کرد، مراکز فرهنگی چند تا داشتیم، الان چه تعداد شده، زیاد شده است، از نظر کمیت از نظر کیفیت حوزه هامان چه بوده ؟ حوزه هامان هم حوزه های اهل سنت و هم اهل تشیع، می بینیم که همه بحمد الله رشد داشته، یک سری مشکلاتی که در گذشته بوده در همین سال جدید تعدادی از آن ها حل شد، مدارس ما چطور؟ نوسازی مدارس، ساخت مدارس، رسیدگی به مسائل آموزشی. در هر قسمتی نگاه کنید رشد وجود داشته در بخش کشاورزی سدهایی که دارد ساخته می شود و راه هایی که دارد ساخته می شود، مسکنی که ساخته می شود، احتمالا افتتاحیه در همین دهه ی فجر است، شش هزار و پانصد واحدش افتتاح می شود، این کم نیست، این ها جنبه های مادی قضیه است، جنبه های معنوی آن هم همین طور است، یعنی آن تلاشی که می شوددر زمینه ی  رشد فکری، رشد فرهنگی، رشد معنوی. شما در این مراسم و مناسبت ها  هم ببینید، در ایام محرم، در ایام ربیع، می بینیم باز همین طور است، این شادی ها، نشاط ها خودِ این روحیه ی آرامش که دارد بر استان حاکم می شود، امنیتی که بر استان حاکم شده و بحمد الله این امنیت امنیتی پایدار است این ها به برکت پیشرفت انقلاب است که این روحیه ها ، روح هایی، روحیه ی جهادی، روحیه انقلابی، روحیه ی فداکاری، روحیه ی ایثار، روحیه ی اخلاص، روحیه ی کار، روحیه  ی خدمت دارند، این ها هر کدام یک مبنایی دارد، یعنی در گذشته می بینید که این مسؤولیت ها خرید و فروش می شد، یکی از آن ها حاکم می شد، می خواست جیبش را پر کند، اما الان استاندار که می آید تمام افتخارش این است که بگوید من خدمتگزارم، رئیس جمهور هم تمام افتخارش این است که می گوید من خدمتگزارم، رهبر هم تمام افتخارش این است که بگوید من خدمتگزارم این خدمتگزاری به مردم افتخار شده، نه این که مسؤولیتی دست آورند، پولی جمع کنند، فخر فروشی بکنند که من فلانم، الان عزیز ترین افراد چه کسانی هستند ؟ آن هایی که خدمتگزار بهتری برای مردم هستند، مردم می فهمند که مقام معظم رهبری واقعا خدمتگزارند، صادقانه دارند خدمت می کنند به این کشور، به این ملت و نگاهش به این استان و توجهی که دارد، چه در سفرش بعد از آن می بینید حتی در این حد که وقتی حج هم مطرح می شود، سوغاتی می خواهد بیاورد همه اجناسش ایرانی است، یک سجاده می خواهد بخرد، می گوید سجاده ی سنندجی بخرید، چرا این جا می آیید برای خرید، چرا از آنجا نمی خرید، این نگا هی است که به این استان عنایت و توجه دارد. وقتی خدمات مطرح می شود برای طلاب می گوید به طلاب اهل سنت هم توجه کنید، این ها چیزهایی است که باید مورد توجه قرار بگیرد، این ها تبعات انقلاب است، نگاه را عوض کرده، حالا ببینیم آمارهایی که الان است در سطح کشور هم مشخص است، در این جا هم همین طور یک زمان این استان 29% باسواد داشت، آن هم در حد دیپلم و زیر دیپلم، کسانی در حد فوق دیپلم و لیسانس بسیار محدود بود، الان روی 90% است این کارِ چیست ؟ کار انقلاب است. که امیدواریم ما در همه ی زمینه ها اقتدار داریم، ایران، الان اقتدار نظامی دارد، حتی اقتدار اقتصادی دارد، در زمانی که دیگران ورشکست می شوند، مشکل اقتصادی دارند بدهکاری دارند، و کسری بودجه دارندما مشکل نداریم. الان که بودجه رفته مجلس رشد بسیار بالایی دارد، رشد کشور ما روی 8 است، این بسیار چیز خوبی است، از نظر معنوی هم رشد کرده، آنچه که به عنوان سرمایه گذاری و عمران و آبادانی و این هاست کلی رشد کرده، بیشتر شده، این توسعه ای است که برای مردم می شود، لذا اگر دقت کنیم می بینیم انقلاب، نور بود که هم برای خودمان نورانیت آورد، عزت آورد، هم این نور دارد می رود مسلمان ها ی جهان را هم فرا گیرد و این نور به آن ها هم دارد می رسد، چون نور همان نور خداست « الله نور السموات و الأرض » و این انقلاب هم دنبال بیان کردن دین خداست، همان نور الهی را می خواهد ترویج کند، دارد روشنایی می بخشد به خود مردم مسلمان ایران که منشأ انقلاب است و نورش به مسلمان های دیگر هم می رسد این بیداری اسلامی نتیجه ی این انقلاب است و ان شاء الله مسلمان های عالم هم از دست ظالمان و استکبار نجات پیدا کنند و بشوند امت واحده ای که بتوانند حکومت جهانی اسلام را برپا کنند .*شما ازطریق معمولی ترین ابزار ارتباطی تا مدرن ترین ابزار آن، با مردم استان در تماس هستید، توقع مردم را چه می بینید ؟ احساسات مردم را چگونه ارزیابی می کنید و چه توصیه ای به آنان دارید ؟

عرض کنم که مردم در این استان توقع زیادی ندارند،یک بخشی از توقعات مردم از آن همین زندگی مادی است، طبیعتا باید مسکن تأمین شود، کارو اشتغال باید تأمین گردد همان چیزی که مقام معظم رهبری فرمودند، باید سرمایه گذاری شود برای اشتغال و ان شاء الله برویم به این سمت که بیکار نداشته باشیم، هرکسی درآمدی داشته باشد که عزت مندانه زندگی کند، زندگی اش اداره شود، این باید دغدغه ی همه ی باشد، باید همکاری داشته باشیم، بعد هم در حوزه ی فرهنگی توقع مردم همین است که باید تلاش بیشتری شود و جامعه امنیت و سلامت فرهنگی پیدا کند این سلامت است که باعث سلامت روحی می شود ،باعث نشاط روحی می شود، باعث رشد خصلت های عالی در انسان می شود رشد موجب معنویت می شود.  این ها چیزهایی است که مردم خواسته هایشان همین است، مردم واقعا حق شناسی هستند، همان مقداری که کار شده حق شناسی دارند، کوچکترین کاری که می شود، سپاسگزاری می کنند، نسبت به آن کاری که انجام شده. برای این چنین مردمی باید مسؤولان واقعاً هم سنگ تمام بگذارند، تمام وقتشان را بگذارند، تلاش جدی داشته باشند که به این برسند. مردم ما بحمد الله یک بصیرت خوبی دارند، در مراحل مختلف، در صحنه های مختلف واقعا آن جایی که وجودشان لازم است، سریع حاضر می شوند، مثلا حالا 22 بهمن در پیش است می آیند، می بینید که مردم خیلی عاشقانه می آیند، در صحنه حضور دارند، صحنه ی انتخابات می شود می آیند، در صحنه هستند و باید هم تلاش بکنند، هم حضورشان شرط است و هم این که به نماینده ای و کاندیدایی رأی دهند که اصلح باشد، و بتواند هم برای کشور مفید باشد در قانون گذاری و مسائل دیگر نماینده هم برای استان مفید باشد، هم برای حوزه ی انتخابیه مفید باشد، این مفید و اصلح

بودن و آن صلاحیت های لازم را داشتن این چیزی است که باید توجه کنند و انتظار هم این است، هم مردم، هم مسؤولین به هم کمک کنند تا مشکلات برطرف شود، ولی گاهی مردم با اطلاع رسانی که می کنند با بعضی حمایت هایی که دارند موجب می شوند که مسؤولین بتوانند بهتر به آن ها خدمت کنند، باید این کمک از هردو طرف باشد که ان شاء الله مشکلاتی هم که وجود دارد این مشکلات را با کمک هم بتوانیم برطرف کنیم . 

16بهمن 13390ویژه نامه تبیان شماره 80
تهیه وتنظیم  ازسیدمحمدحسین دریاباری

سرمقاله ویژه نامه تبیان شماره 83

سرمقاله ویژه نامه تبیان شماره 83

بیست و دوم تا بیست و نهم اردیبهشت ماه سال 88 تاکنون هر سال در استان کردستان یادآور شور و شعف، وحدت و همدلی و بالاخره اتحاد و انسجام مردمی است که در گذشته های دور، مورد بی مهری حاکمان قرار گرفته و با وجود همه ی استعدادها و توانمندی ها، در محرومیت مضاعف روزگار می گذراندند. این محرومیت در تمام ابعاد زندگی مردم استان کردستان نمایان بود. رویکرد و جهت گیری سازندگی و پایان دادن به محرومیت مردم استان کردستان، پس از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی رقم خورد. اگر چه بدخواهان ایران اسلامی در خارج و داخل با تحمیل جنگ و توطئه های مخرّب و زیان آور بعضا" آهنگ پیشرفت و سازندگی را کند و ملایم ساختند، امّا هرگز نتوانستند خدمت صمیمانه و عاشقانه به مردم را متوقف سازند. رویکرد سازندگی و پروسه ی پایان دادن به محرومیت از چهره ی استان کردستان و مردم مهربان و باوفایش در قالب برنامه ها و بودجه های ویژه شتاب یافته و با سفر پر خیر و برکت مقام معظم رهبری به این استان به اوج و کمال خویش نایل گردید. بیانات گوناگون معظم له در استان کردستان در جمع اقشار مختلف مردم و مسوولان نشان می دهد، همه ی راهکارها و رهنمودها و نحوه ی مواجهه ی مسوولان با مسایل و حل مشکلات آنان تبیین شده است. در بیانات رهبر انقلاب اسلامی، سیاست های کلی نظام، خطاب به مسوولان و مردم ارایه گردید. سخنان ایشان در مقاطع مختلف سفر منشور عظیمی است که مقامات ارشد کشور باید به آن توجه کرده و در اعمال آن تلاش و کوشش مضاعف به عمل آورند عمده ترین محورهای سخنان ایشان را می توان به عناوین ذیل دسته بندی کرد « وحدت و انسجام اقشار مختلف مردم»، « نفی اختلاف میان اقوام ومذاهب اسلامی »، « خدمت بی وقفه ی مسوولان به آحاد ملت ایران » « آمادگی نیروهای مسلح و مردم در برابر توطئه ها و دسیسه های دشمنان ایران اسلامی»، « تنوع اقوام در ایران به عنوان یک فرصت» ، « مبارزه با دشمنان و رسانه های آنان با اندیشه » ،«تلاش و کار مضاعف مسوولان برای ساختن استان» و بالاخره حضور همیشگی و مستمر مردم در صحنه. هنگامی که سفر مقام معظم رهبری به استان کردستان در دست مطالعه و بررسی بود و خبر آن بتدریج در رسانه ها اعلام می گردید، شور و شعف و خوشحالی زاید الوصفی در میان آحاد مردم موج می زد، زیرا مردم در انتظار دیدار ایشان بودند و بر این باور بودند که  این سفر به کردستان بسیاری از غوامض و پیچیدگی ها را حل کرده و در نتیجه شکوفایی استان به لحاظ اقتصادی، اجتماعی و امکانات زیر بنایی را به همراه خواهد داشت، امور فوق الذکر و ده ها موضوع دیگر، مردم را بر آن داشت تا از معظم له استقبالی بی نظیر، کم سابقه و به یاد ماندنی در تاریخ ایران به عمل آورند. بیگانگان از این استقبال پرشور مردم شگفت زده و مأیوس شده و ایران و ایرانی نسبت به هر زمان دیگر امیدوارتر و سرافرازتر گردید، چرا که مردم اندک امید دشمنان را هم به یاس مبدل ساختند. در سفر مقام معظم رهبری در بخش های گوناگون از جمله فرهنگ و هنر، رسانه های جمعی و گردشگری، مسکن، عمران شهری، روستایی، عشایری، بهداشت و سلامت، انرژی، تربیت بدنی، آموزش ، حمل و نقل ، صنعت و معدن، کشاورزی و منابع طبیعی، بازرگانی، رفاه و تامین اجتماعی، قضایی، منابع آب و اقتصادی 1258پروژه در قالب ،116 طرح 17فصل، 24برنامه و 115 فعالیت با اعتبار مصوب 8300 میلیارد ریال، طی سه سال به تصویب رسید. مجموعه ی مصوبات سفر مقام معظم رهبری در همین ویژه نامه چاپ شده است. متن مصوبات و گزارش های مربوطه این امکان را به مردم خواهد داد تا به ارزیابی دقیق بپردازند که چه گام های مؤثری در خصوص اجرا، پیشرفت و بهره برداری طرح ها برداشته شده است. قبل از آن که به بررسی مصوبات پرداخته شود، به نکاتی چند که از اهمیت فوق العاده برخوردار است می پردازیم. مقام معظم رهبری در سخنانش به ابعاد گوناگون استان کردستان اشاره کرده و این استان را استانی فرهنگی قلمداد کرد. در بخشی از سخنان ایشان در میدان آزادی سنندج آمده است: « استان کردستان یک استان فرهنگی است شما به طبیعت سرسبز و زیبای این استان نگاه کنید، به روحیه ی مهربان و با صفای مردم این استان نگاه کنید، به تاریخ این استان – که علما و شعرا و اهل فرهنگ و اهل هنر در همین تاریخ نزدیک این استان فراوانند- نگاه کنید همه ی این ها نشان می دهد که این استان یک استان فرهنگی است». اکنون پرسش اساسی مردم و خوانندگان و به عبارت دیگر افکار عمومی این است، در حوزه ی هنر و مقوله ی فرهنگ چه کار اساسی و مؤثری صورت پذیرفته است؟ آیا شمار مطبوعات استان به لحاظ کمیت و کیفیت از رشد بالایی برخوردار شده است؟ آیا تیراژ کتاب و نیز تنوع موضوعی آن نسبت به گذشته افزایش را نشان می دهد؟ آیا تلاش های فرهنگی استان موجب گردید تا مردم از رسانه های برون مرزی کمتر بهره جویند؟ آیا برنامه ریزی های فرهنگی مسوولان، تداخل در کار یکدیگر، موازی کاری و تصمیم سازی های متعدد و متنوع را سامان دهی کرده است، تا از هدر رفتن بودجه جلوگیری نماید؟

این سوالات و ده ها سؤال دیگر در عرصه های فرهنگی، هنری و دینی برای مردم وجود دارد که مقامات ارشد استانی باید به مردم پاسخ داده به خواست ها و نیازهای به حق مردم جامه ی عمل بپوشانند. آیا رسانه ی ملی در سطح ملی و در سطح استان، توانسته به وظایف تعریف شده ی خویش در برابر تهاجم فرهنگی بیگانگان عمل کرده و نقشه های مخرب و توطئه های از پیش تدارک دیده شده ی آنان را خنثی سازد؟ بسیاری از مردم و خانواده ها اکنون با صراحت از تهاجم فرهنگی دشمن ابراز نگرانی کرده و همه ی امیدشان به تلاش و کوشش رسانه های ملی و منطقه ای معطوف شده است. بدون تردید، مصوبات سفر رهبری در حوزه ی فرهنگی و هنری برای ارتقاء فکر و اندیشه و خنثی سازی نقشه ها و نیات شوم دشمنان و پاسخگویی به خواسته ها، توانمندی ها و نیازهای بحق مردم بوده است. انتشار متن کامل مصوبات و گزارش های مربوطه توسط نهادهای ذیربط، فاصله ی میان سخن تا عمل را برای مردم روشن خواهد ساخت، در کشورمان اقوام متنوع با آداب و رسوم گوناگون در کنار هم در کمال صلح و صفا، عشق و محبت و انسجام و یکرنگی به زندگی مشغول هستند و به عنوان ملت ایران در دفاع از ایران و پیشرفت و شکوفایی برای ایران مشارکت دارند. رهبر معظم انقلاب در سال 88 در میدان آزادی چنین تنوع قومی را فرصت برای کشور تلقی نمودند. در بخشی از بیاناتشان آمده است: « عزیران من! این را همه بدانند نظام اسلامی تنوع اقوام را در کشور بزرگ و سرافرازمان یک فرصت می داند. سنت های مختلف آداب و عادات مختلف و استعدادهای گوناگون و متنوع یک فرصت است که اجزاء گوناگون این ملت بتوانند یکدیگر را تکمیل کنند، با مراودات درست و با همزیستی و اتحاد کامل، برای ملت ما یک افتخار است که چنین نگاهی به مسأله ی تنوع اقوام دارد، علت هم این است که اسلام منبع الهام این نظام است و در میان نگاه اسلامی، بین نژادهای مختلف و زبان های مختلف ولو از ملت های گوناگون تفاوتی نیست. چه رسد به اقوام مختلف در میان یک ملت

نگاه اسلام این است و نگاه نظام اسلامی هم این است، لذاست ما به منطقه ی کردی – استان کردستان و مناطق اقوام دیگر با نگاه اسلامی، نگاه کنیم، نگاه اسلامی برادری و اتحاد و همدلی و صمیمیت است هر کسی که با این نگاه مخالفت کند و شیوه ی دیگری را انتخاب بکند، بر خلاف سیاست نظام اسلامی رفتار کرده است. همه این حقیقت را دریافته اند که نظام اسلامی، مردم این استان را مردم خود و وفاداران به انقلاب و سربازان انقلاب می داند.»

با این بیانات صریح و استدلال شرعی و عقلی هرگونه رفتار و کردار مخالف با این منطق از سوی تصمیم سازان در عرصه های مختلف فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی در واقع مخالفت با خط مشی رهبری است. مهمترین موضوع که باید در میان مسوولان به رویه تبدیل شود این است که اشخاصی که دارای دیدگاه و نظر مخالف با نظر رهبری و قانون اساسی هستند، در تصمیم سازی مشارکت داده نشوند تا هزینه های مضاعف بر ملت تحمیل کنند.

به هر تقدیر، اگر بیانات مقام معظم رهبری در استان کردستان مورد تحلیل و تفسیر قرار گیرد، می تواند موجب شناخت و معرفت برای همگان باشد. به نظر می رسد، محافل علمی، فرهنگی و پژوهشی باید با توجه به شرایط منطقه و نگاه صریح ایشان به مصالح منطقه به مطالعه ی همه ی ابعاد آن پرداخته و با واقع بینی به تحلیل و تفسیر کاربردی آن مبادرت ورزند. معظم له در میدان آزادی یک بار دیگر به عنوان عالی ترین مقام کشور و فرمانده ی کل قوا و کسی که در عرفان و ادب فارسی همپای بسیاری از بزرگان است، آسایش دوگیتی تفسیر این دو حرف است با دوستان مروت با دشمنان مدارا را تفسیر کرده و به آن معنای واقعی بخشیده، آن جا که فرمود: همان کسانی که می خواستند به نام مردم کرد حرف بزنند، به مردم کرد ضربه زدند، امروز ما هم با خانواده هایی مواجه هستیم که فرزندانشان در راه این مبارزه ی مقدس شهید شده اند. هم با خانوادهای دیگری مواجه هستیم که فرزندانشان فریب دشمن را خورده اند آن ها هم داغ دیده اند و مورد ترحم و همدردی ما هستند، آن خانواده هایی که دشمن توانست جوان آن ها را فریب بدهد و خون او را در راه اغراض فاسد آمریکا و صهیونیسم به کار بگیرد. اکنون وقت آن است که اندکی به تحلیل وضعیت مصوبات سفر پرداخته شود. حال که متن کامل مصوبات سفر و گزارش های مربوط به پیشرفت آن انتشار یافت، مردم می توانند به عنوان داوری واقع بین میزان پیشرفت های آن را ارزیابی کرده و نمرات شایستگی را به مسوولان استانی به خاطر نحوه ی انجام کار و سرعت وجدیت اعطا نمایند. بدون شک، مصوبات سفر از نرخ بیکاری کاسته و موجب توسعه ی استان در عرصه های گوناگون شده است. آیا به نظر می رسد، شرایط موجود نتوانست رضایت مقامات ارشد کشورمان را در تهران و مردم شریف استان را فراهم سازد. حال توپ در زمین مسوولان استانی است و آن ها هستند که باید با این مصوبات و وجوه اختصاص یافته، گلی وارد دروازه کنند. تا از این رهگذر موجب خوشحالی مردم گردند

سیدمحمدحسین دریاباری

سردبیر نشریه ی تبیان

پل شکسته

پل شکسته

هفدهم مرداد درایران،روز خبرنگار نامیده می شود.دراین روز،مقامات ذی ربط تلاش می کنند بنحوی از انحاء از خبرنگاران تجلیل کرده واز حرفه ی خطیر آنان سخن برانند.در تعبیر مدیران و مسئوولان، خبرنگاران پل ارتباطی بین آنان ومردم به حساب می آیند.مردم ، مسئوولان و خبر نگاران همگی می دانند که این پل شکستگی فراوان دارد که تنها با حمایت و وضع قوانین می تواند خطیر بودن این حرفه را تعریف کرده و چارچوب آن را مشخص کند. بدیهی است مدیران ،مسئوولان و خبرنگاران انتظاراتی از یکدیگر دارند که بسیار متفاوت است.اگر خبرنگاران بتوانند به وظیفه ی خطیر خویش که بیان حقایق،خواسته های مردم و یافته های خویش است را تبیین وبازگو کنند مدیران ومسئوولان تلاش خواهند کرد پاسخگو بوده وقانون ومقررات را نصب العین خویش قرار دهند.                                                                         

روزخبرنگار درهمه ی استان های کشور به تناسب ظرفیت آن ها برگزار گردید دراستان قم نیز چند نهاد تأثیرگذار به منظور تجلیل از خبرنگاران و حرفه ی خبر نگاری مراسمی برگزار کردند. برپایه خبرهای موجود شهرداری،نیروی انتظامی و استانداری استان قم از آن جمله بوده اند.بدون شک تجلیل از حرفه ی خبرنگاری بخودی خود ارزشمند، مفید و مؤثراست.در سخنرانی سخنرانان نهادهای فوق الذکر که اکثر آنان طبق روال همیشگی مدیران یا مسئوولان استانی اند همواره همان نکات کلی و کلیشه ای به چشم می خورد. نظیر عبارات ذیل . تعامل اصحاب رسانه وخبر نگاران با نهادها و مدیران باعث کاهش مشکلات جامعه شده و به سلامت جامعه کمک می کند.پردازش و نشر اخبار از رسالت مهم خبرنگاران بوده و اطلاع رسانی به موقع این قشر،بستر ساز رشد و تعالی جامعه می گردد.

از این موضوع با احتیاط عبور کرده و نیم نگاهی به مراسم بزرگداشت اصحاب رسانه که به مناسبت همین روز برگزار شد می افکنیم که ارتباط تنگاتنگ با مقدمه مزبور دارد مراسم فوق به همت اداره کل روابط عمومی استانداری قم برگزار گردید. این مراسم در سالن معصومیه ی استانداری قم با حضور استاندار مهندس پیریایی،فرماندار قم،شماری از مدیران ادارات،مدیران مسئوول مطبوعات استانی،سردبیران نشریات وخبرنگاران جراید مختلف برگزار گردید.در این مراسم گویندگان که از چند نشریه وخبرگزاری گزینش شدند،مشکلات و کاستی های موجود مطبوعات و رسانه های قم را فهرست کرده وبه تجزیه وتحلیل آن پرداختند. تعداد وشمار این مشکلات هم کم نبوده ونیست.با این فهرست بلند وطولانی گوشه هایی از شکستگی آن پل که برای مسئوولان پنهان بوده و یا که خواستند پنهان ونامعلوم باشد هویدا وآشکار گردید.یکی از مباحث مهم اصحاب مطبوعات عدم استقبال از مطبوعات محلی و استانی است.در این مراسم لازم بود این موضوع وموضوعاتی از این قبیل بطور جدّی مطرح ومورد نقد و بررسی و ریشه یابی قرار می گرفت. امّا متأسفانه چنین اتفاقی نیافتاده است.امّا در خلال مباحث مربوط به حوزه ی خبر و نشریات یک طرح در خصوص روزنامه بین المللی مطرح شده است که بسیار پسندیده ومنطقی بوده است وآن اینکه استان قم به دلیل ظرفیت های فوق العاده ای که دارد یک روزنامه ی بین المللی که در سراسر جهان انتشار یابد، داشته باشد.نظیر الحیات،طرح مزبورشاید مکرر در مکرر ابراز شده ولی با این اوصاف طرحی قابل ملاحظه می باشد.امّا پرسش اساسی این است که مقامات استان قم نتوانستند نیازهای مطبوعات و رسانه های محلی و استانی را برآورده سازند آیا می توانند نیازها وامکانات روزنامه بین المللی را برآورده وتأمین نمایند ؟

درآن مراسم باتوجه به اینکه تلاش گردید از هر نشریه اعم از مکتوب، الکترونیکی، شنیداری و دیداری از سه نفر دعوت به عمل آید تا در این جمع منسجم و کیفی از مشکلات خبر نگاران، مدیران مسئوول نشریات وعدم اقبال مردم نسبت به آن مورد بحث وتبادل نظر قرار گیرد با این وصف جمعیّت زیادی گرد هم آمده که نشان از تکثر رسانه و فقدان کیفیت دارد. بنظر می رسد همین امر موجب جمله ی طنزآمیز یکی از حضار گردید که گفت:همه ی اینان یعنی حضارحاضر در مراسم،نویسنده، گرداننده و خبرنگار مطبوعات هستند؟ پس خوانندگان قمی کیانند؟مراد و مقصود طنز پرداز این است که همه ی آن ها که درآنجا دور هم جمع شدند چه می نویسند؟ وبرای چه کسانی می نویسند ؟به عبارت واضح تر آنها مداح و توجیه گر اعمال و کردار مدیران و مسؤولان هستند یا خواسته ها، پرسش ها، نیازها و دغدغه های مردم را بازتاب می دهند؟یک نظر سنجی که با اسلوب و روش متعارف بعمل آمده وبلحاظ علمی اعتبار چندانی ندارد نشان می دهد مردم قم مطبوعات محلی را یا نمی شناسند ویا اگر می شناسند کمتر به مطالعه ی آن مبادرت می ورزند.نظر سنجی فوق الذکر که  از نقاط مختلف قم بعمل آمده علت آن را فقدان سرمقاله در امور گوناگون که بیانگر خط مشی نشریه محسوب می شود،عدم وجود یادداشت های تخصصی ،نداشتن گزارش های منتقدانه وبالاخره یک سویه بودن مطبوعات ونشریات بجای اطلاع رسانی می داند به عبارت دیگر پاسخ مردم این بود که مطبوعات ونشریات استان مشکلات،معضلات ونیازهای مردم را که گریبان آنان را می فشارد بازتاب نمی دهند.بلکه سرگرم درج سخنان تکراری مدیران و مسؤولان استان و کسانی که خود ،آنها را بزرگ و متنفذ می پندارند هستند.هنگامی که متون سخنان وحرف های مدیران ومسؤولان اعم از بلند پایه و دون پایه مورد بررسی و مطالعه قرار می گیرد چنین معنا ومفهومی به ذهن تبادر می کند و در نتیجه صحت آن نظر سنجی را برغم علمی نبودن مقرون به صحت می سازد.البته این تصور و برداشت در حوزه ی خبر و خبرنگاری واصحاب رسانه واضح تر و نمایان تر است.اینان در حوزه ی فوق همواره خود را ارشد پنداشته وهمیشه درصدد جهت دهی و تعیین خط مشی و تشریح وتبیین وظایف و تکالیف خبرنگاران هستند.بطوری که احساس می گردد اینان هیچ وظیفه ای در قبال رویدادها و اتفاقات پدید آمده برای خبرنگاران و مدیران مطبوعات ندارند.شماری از مقامات مسؤول رابطه ی خوبی با خبر نگاران نداشته و ندارند اگر خبرنگار یا رسانه ای اقدام به تمجید وستایش از حوزه کاری وی بنماید محبوب واگر اقدام به انتقاد وطرح نقاط ضعف کند مغضوب ومطرود خواهد بود. در نتیجه ملاک ومعیار خوبی و بدی رسانه و خبرنگارعلی  الظاهر با سلیقه، برداشت وخلق وخوی این دسته از مقامات تعبیر و تفسیر می گردد.استان قم بدلیل وجود افکار، اندیشه، سلیقه، برداشت ونوع تلقی از مفاهیم دینی ،موجب پیدایش حساسیت های گوناگون ومتنوعی هم شده است. به عقیده تحلیل گران همین حساسیت ها موجب کندی آهنگ آزادی بیان شده است. همه ی دست اندر کاران امور اجتماعی، فرهنگی، اجرایی، مطبوعاتی و رسانه ای بخودی خود می کوشند ضمن رعایت دقیق مفاد قوانین و مقررات،آن اصول نانوشته را نیز مراعات  کنند.اصول نانوشته که از آن به سانسور تعبیر می شود بسیاری برای پاره ای از مسائل و مصالح، فراتر از سانسور متعارف به خود سانسوری هم روی آورده و می آورند. مطبوعات هم از این قاعده مستثنی نبوده و نیست.اصحاب مطبوعات می کوشند ضمن اجرای قوانین ومقررات واحترام به همه ی سلایق به بیان حقایق ، خواسته ها و پرسش های مردم و بالاخره درج یادداشت وگزارش منتقدانه مبادرت ورزند.این شیوه با ساختار جامعه ی موصوف همخوانی چندانی ندارد.شاید همین امور ومسایلی از این دست ، پای مدیران  مطبوعات را به دادسرا و مراکز قضایی می کشاند.بدون شک و تردید مدیران مسئوول نشریات ونویسندگان همگی حق قانونی اشخاص حقیقی وحقوقی شهروندان را پذیرفته و به رسمیّت می شناسند و در صورت تضییع حقوق آنان به هر نحوی از انحاء از شکایت آنان به مراجع قضایی نگران نشده وهمواره بر اساس ماده 23قانون مطبوعات آماده دفاع از حیثیت و حقوق آنان وچاپ مطالب آن ها خواهند بود. مضافا براین قانون اساسی هم در اصل  34   شکایت ومراجعه به محاکم قضایی را حق شهروندان دانسته است.شکایتی درسال گذشته توسط یکی از اعضای شورای شهر قم از مدیر مسئوول هفته نامه گویه به عمل آمده  که نفس شکایت براساس قوانین مذکور از حقوق شهروندی است وهیچ اعتراض وخدشه ای به آن وارد نیست، اما پرسش اساسی آن است که چرا و به چه دلیل پرونده ی مطبوعاتی جهت تفهیم اتهام ویا تحقیق اولیه به اداره آگاهی ارسال می گردد؟! شکایت دیگری اخیرا از مدیر مسئوول هفته نامه گویه ونویسنده آن به دلیل چاپ گزارشی از روند احداث فرودگاه بین المللی قم در شماره (400) هفته نامه مذکور تحت عنوان«سرنوشت فرود گاه قم رابه مطامع اقتصادی گره نزنیم»توسط مجری طرح فرودگاه شده است.شکایت مذکوروهر شکایتی ازاین قبیل از حقوق شهروندی است واعتراضی به آن وارد نیست امّا ارجاع پرونده به اداره آگاهی با توجّه به اینکه این پرونده مطبوعاتی است سووال برانگیز است.پنج شنبه هفدهم مرداد همزمان با گرامیداشت روز خبر نگار بر پایه ی احضاریه ی اداره آگاهی مدیر مسئوول هفته نامه گویه به اتفاق نویسنده ی گزارش فوق الذکر جهت تفهیم اتهام به آن اداره مراجعه و ضمن تفهیم اتهام به پرسش های مطروحه پاسخ گفتند.این موضوع یعنی ارجاع پرونده مطبوعاتی به اداره آگاهی در جلسه ی بزرگداشت روز خبرنگار که توسط استانداری قم برگزار گردید مطرح شده است.مسئوولان حاضر در جلسه  که غالبا اصحاب مطبوعات، مدیران اجرایی وخبرنگاران بودند نسبت به این موضوع واکنشی نشان نداده اند و در رسانه های محلی هم بازتاب چندانی نیافت. معاون مطبوعاتی اداره کل فرهنگ وارشاد اسلامی قم به مشکلات عدیده خبرنگاران مانند مسأله بیمه، درآمد محدود، دوشغله بودن و قردادهای نامناسب اشاره کرده است واز مسئوولان خواست تا در رفع این مشکلات مجدانه تلاش کنند.هیچ یک از گویندگان به محدودیت های خبرنگاران، خطوط قرمز پیدا و پنهان و بالاخره فشارها و توصیه هایی مبنی بر این که این را بنویس و آن را ننویس نکرده اند.نویسندگی و تهیّه خبر در عرصه های گوناگون فشارهای روحی وروانی خاص خویش را در پی دارد این موضوع مستلزم وجود آزادی پس از نوشتن است بنابر این امنیت شغلی خبرنگاران موضوع مهمتری است که به تبع آن در ذهن تبادر می کند چنین موضوع وموضوعاتی از این قبیل دردستور کار برگزار کنندگان آن اجلاس نبوده است.آخرین واعظ و سخنران آن نشست مهندس کرم رضا پیریایی استاندار قم بود.وی با شیوه ای ماهرانه والگوگیری از گویندگان قبل از خویش به مشکلات حوزه ی خبرنگاری پرداخت.او با توجه به این که تنها یک سال استاندار قم بوده و از عدم انسجام روزنامه نگاران آگاهی کامل یافته اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی قم را مورد خطاب قرار داده و از آنان خواست مجدانه مطالبات خبرنگاران و اصحاب رسانه را پیگیری کند.او در بخشی از سخنان خویش باتوجه به همان شکاف ها خطاب به آنان به این نکته اشاره کرد که شما از من چه خواستید که من به شما پاسخ منفی داده باشم. وی همانند سایر مسئوولان، حرفه ی خبرنگاری را سخت و دشوار تلقی کرده و آنان را پل ارتباطی بین مردم ومسئوولان ارزیابی نمود. ایشان هیچ اشاره به این که مطبوعات رکن چهارم دموکراسی اند و وظایف ویژه وخاصی در برابر جامعه دارند نکرد. او از این که رسانه های استان قم انتقاد سازنده را سر لوحه کار خویش قرار داده اند واز تخریب وبی انصافی پرهیز می کنند ابراز خرسندی نمود.او خاطر نشان ساخت مدیران باید به پرسش های خبر نگاران پاسخگو بوده واطلاعات لازم را جهت نقد و بررسی در اختیار آنان قرار دهند.از مجموع مباحث مطرح شده می توان دریافت جلسات محدود استانی که مقامات آن از اختیارات کافی برخوردار نیستند نمی توان انتظار معجزه وتوقع شگفت انگیز در حل مشکلات خبرنگاران و اصحاب مطبوعات داشت.بعید بنظر می رسد اینگونه اقدامات آن پل شکسته را ترمیم سازد. بلکه باید تحول اساسی وتغییر شگرف در رویکرد مقامات بلند پایه کشور ایجاد گردد تا با وضع قوانین ومقررات ونگاه نونسبت به تاثیر مطبوعات بر جامعه و ارایه راهکارهای فراگیر زمینه ی توسعه ی مطبوعات وگردش آزاد اطلاعات تضمین و فراهم گردد.در این صورت مشکلات خبرنگاران و اصحاب جراید ساماندهی خواهد شد.

سیدمحمدحسین دریاباری  

      http://gooyeh-qom.com/?p=42&n=15&s=72&id=562

گفت و گوی تبیان با حجت الاسلام فراشی مدیر مرکز بزرگ اسلامی غرب


    گفت و گوی تبیان با حجت الاسلام فراشی مدیر مرکز بزرگ اسلامی غرب کشور و مدیر مسؤول نشریه ی تبیان درباره ی عملکرد مرکز بزرگ اسلامی غرب کشور

مصاحبه از:سید محمد حسین دریاباری

          تبیان :جناب آقای فراشی، مرکز بزرگ اسلامی غرب کشور قریب یک سال است که دستخوش تغییراتی شده است، در این تغییر و دگرگونی ودرساختار جدیدمهمترین کارهایی که انجام شده چیست؟

        ج: بسم الله الرحمن الرحیم در ایام دهه ی آخر صفر المظفر،ایام حزن و اندوه اهل بیت عصمت و طهارت و در آستانه ی رحلت جانگداز پیامبر اعظم (ص) و سبط اکبرش حضرت امام مجتبی و در آخر صفر و در آستانه ی شهادت ولی نعمت همه ما ایرانیان حضرت امام رضا (ع) قرار داریم این ایام را تسلیت و تعزیت،عرض می کنم. بنده هم خدا قوت و خسته نباشید به شما عرض می کنم، تشکر می کنم از این زحمتی که متحمل می شوید. همان طور که اشاره فرمودید، چیزی حدود یک سال است که در پی انتصاب نماینده ی محترم ولی فقیه در استان کردستان و مسؤول مرکز بزرگ اسلامی غرب کشور، سرور ارجمندم جناب حجت الاسلام و المسلمین حاج آقا حسینی شاهرودی، یک دگرگونی در روند برنامه ها ایجاد شده و ایشان با رویکرد جدیدی که عمیقاً برخاسته از شرایط دو استان کردستان و آذربایجان غربی است،این مجموعه را هدایت و مدیریت می کند و الحمد لله نگاه حاج آقای شاهرودی نگاه فرهنگی است و رویکردشان رویکرد توجه به علم و هنر و اندیشه و رشد و تعالی است. در این زمینه توجه به نخبگان و نخبه پروری و ارتقاء علم و دانش از مهمترین دستاورد این فصل جدید است و جزو دستور کار مرکز بزرگ بوده و در حال اجراست. از مهمترین برنامه های قابل تغییر در سال جاری و بنده حدوداً هفت ماه است در حوزه مدیریت مرکز بزرگ انجام وظیفه می کنم که الان قابل احصاء و قابل بیان است همین برنامه های ابلاغی از دبیرخانه ی شورای برنامه ریزی مدارس علوم دینی اهل سنت کشور است. ساختار جدید در قالب،مدیریت آموزش و پژوهش، مدیریت فرهنگی و امور روحانیون امور شعب، و مدیریت اداری مالی و برنامه ریزی پشتیبانی مرکز بزرگ در هر دو استان ابلاغ و در حال فعالیت و انجام آنها هستیم.

     تبیان: باتوجه به برنامه های اشاره شده که نشان دهنده ی تغییرات عمیق است، کارهای انجام شده در این زمینه چه بوده است؟

     ج: از کارهای عمده ای که به طور جد داریم دنبال می کنیم بحث سامان دهی به مدارس علوم دینی اهل سنت است، رسیدگی به وضعیت متون آموزش و اساتیدی که مشغول تدریس اند و رسیدگی به وضعیت مدیریت مدارس طبق ساختار و سازمان ابلاغی جدید که برای مدارس تعریف شده متشکل از مدیر ، هیأت امنا، ناظر و طلاب در حال تحصیل است مراحلی از سطوح ابتدایی تا عالی برای طلاب تعریف شده است. از دیگر اقداماتی که به طور جد داریم دنبال می کنیم توجه به افرادی است که هویت طلبگی ندارند، در گذشته به جهاتی مسؤولین قبلی به این نتیجه رسیده بودند کسانی که به نحوی همکاری با ارگان های دولتی، نهادهای انقلابی یا مرکز بزرگ دارند، از خدمات طلاب و روحانیون بهره مند شوند و در آمارها جزو این قشر آورده شده بودند. ما داریم توجه می کنیم، این ها را در جایگاه خودشان تعریف کنیم، مثلا خادم مسجد ، قاری قرآن ، مؤذن ، نیروها و عنصرهای فرهنگی ، رابطین نماز جمعه هر کدام جایگاهی دارند . عرض کردم، به جهاتی این ها را جز آمار قرار داده بودند، ولی ما این ها را جدا می کنیم.داریم به وضعیت حجره های سنتی رسیدگی می کنیم و حجره های تحت پوشش را هم سازماندهی می کنیم که هم به وضعیتشان رسیدگی شود هم در مدار یک برنامه ی منظم قرار گیرند و براساس برنامه ی سال حرکت کنند

    تبیان: یکی از مهمترین مشکلات ماموستاها و روحانیون که از دیرباز بوده ،موضوع مدرک تحصیلی آن هاست، در این زمینه و برای حل این مشکل چه اقداماتی شده است ؟ 

   ج:خوشبختانه در این خصوص طی فرآیندی، دبیرخانه ی شورای برنامه ریزی مدارس علوم دینی اهل سنت، در دو مرحله اقدام به صدور مدرک تحصیلی و مدرک استخدامی کردند دبیر خانه طی ابلاغیه ای درسال 88 اعلام کرده بود که کلیه مدارکی که از طرف مرکز بزرگ اسلامی غرب کشور صادر شده از درجه ی اعتبار ساقط است، هدف سامان دادن به وضعیت مدارک و تبدیل آنها به مدارک رسمی کشوری بود که مرحله ی اول آن با موفقیت انجام شد و مرحله دوم هم اکنون در حال ثبت نام اینترنتی است. هم آزمون جامع علمی است، هم آزمون استخدامی که هرکس به نوعی اینجا امتحان داده، مدرکی دارد، با یک برنامه ریزی مشخص این مدرک تبدیل می شود به مدرک رسمی کشوری که معادلی هم ندارد، یعنی همین مدارکی که الان متداول است در کشور و برای سطوح فوق دیپلم، لیسانس، فوق لیسانس، و دکترا، برنامه ریزی شده است. الحمدالله این نگرانی که طلاب و روحانیون عزیز داشتند برای مدرک حل شده است. ثبت نام مرحله ی دوم تا پایان دی ماه ادامه دارد و ان شاءالله در اوایل سال 91 آزمونی برگزار می شود با استقبال خوبی هم که طلاب و روحانیون عزیز ما داشتند پیش بینی ما این است که در خود کردستان یک حوزه ی برگزاری آزمون سراسری داشته باشیم، چون گفتند اگر تعداد به حد نصاب رسید آزمون در استان برگزار می شود.

      تبیان: این حد نصاب که اعلام شده چه تعدادی است؟

    ج: حد نصاب ابلاغی صد و چند نفر به بالا بوده، خوشبختانه با استقبال بسیار خوبی که ماموستاها داشته اند ما تاکنون بالغ بر چهار صد نفر ثبت نام داشته ایم.

     تبیان: یکی از موضوعات دیگری که قبلاً مطرح بود ظاهرا نشانه هایی در دست است که این موضوع حداقل در این مناطق در حال حل است، سربازی روحانیون و ماموستاهاست، در این زمینه هم توضیح بفرمایید؟

   ج: همان طور که شما خودتان مطلع هستید، طلبه ای که وارد مدرسه ی علوم دینی تعریف شده ی مناطق استان کردستان و آذربایجان غربی می شود، در حال تحصیل معافیت تحصیلی برخوردار است، سال به سال که این ها تحصیل می کنند کارت معافیتشان تمدید می شود، یک سهمیه ای را هم دبیرخانه ی شورای برنامه ریزی با هماهنگی مسؤولین حوزه ی نظام وظیفه ی کشور و مسؤولین حوزه های علمیه سراسر کشور تخصیص داده اند، اگر اشتباه نکنم، سالانه چهل نفر از این ها می توانند از این سهمیه سربازی استفاده کنند، به این معنا که این ها بیایند در طول مدت خدمتی که انجام می دهند، هم جزو خدمتشان حساب شود هم یک حقوقی به آن ها پرداخت شود و به این ها پایان خدمت داده می شود و در واقع دیگر نگرانی این که سربازیشان را انجام نداده اند، وجود ندارد یا آن ده سالی که باید منتظر باشند تا معافیت تحصیلی تکمیل شود ندارند، و افرادی که در بسیج زحمت کشیدند دوره های آموزشی دیده اند، دوره های تکمیلی دیده اند و اکنون می خواهند که خدمت سربازیشان را حل بکنند، با پایان خدمت وارد حوزه شوند، این امکان را هم دبیرخانه فراهم کرده است .

     تبیان: کم و بیش گفته می شود در فراخوان برای جذب طلبه استقبال آقایان کاهش یافته و خانم ها بیشتر به این امر علاقه نشان می دهند علت یا علل آن چیست ؟

      ج: بعضی از علت ها می تواند نداشتن برنامه ی مدون، عدم وجود مدارس تعریف شده ی تحت پوشش ، نداشتن مدرک تحصیلی مناسب، روشن نشدن وضعیت خدمت سربازی باشد به نظر من این ها دست به دست هم داده بود و رغبت و انگیزه را در طلاب برادر پایین آورده بود. البته این را بگویم، در کل کشور این وضعیت وجود دارد، آمار نشان می دهد، جامعه ی زنان و دختران علاقه و حضورشان در مجامع علمی و مباحث دانش افزایی بیشتر از برادران و آقایان است. اما اختصاصاً در این موضوع این نگرانی وجود داشت که حالا مثلاً ما آمدیم و 5 سال 10 سال وارد شدیم و دورنما و سرانجام کار معلوم نبود این نگرش موجب کم استقبالی آقایان شده بود. ولی در استقبال از ثبت نام جدید، الحمد لله این نگرانی رفع شد، به همان شکلی که خواهران ثبت نام کردند، برادران هم ثبت نام کردند و احساس می کنم اگر این موضوع امسال خودش را نشان ندهد قطعاً سال آتی این تفاوت را خواهیم دید و این که آن مشکلات و نگرانی ها که قبلا بوده الان یکی پس از دیگری دارد حل می شود، این خودش موجب ایجاد انگیزه و رغبت بیشتری می شود. حالا اگر گوییم رشد برادران از خواهران بیشتر خواهد بود حداقل شاهد تساوی بین آن ها خواهیم بود .

   تبیان: در حوزه ی معاونت فرهنگی چه کارهایی انجام شده است و در آینده در این حوزه چه برنامه هایی دارید ؟

   ج: در بحث فرهنگی، همان طور که اشاره فرمودید، آن چیزی که ما به دنبالش بودیم و برای همه ی ما ارزشمند است و باید جز اصلی ترین کارهای همه ما قرار بگیرد توجه به مباحث قرآنی است که خوشبختانه ما غیر از این که یک فرصتی پیش آمد، در ماه مبارک رمضان، حلقه های قرآنی را تشکیل دادیم در هر دو استان استان کردستان و آذربایجان غربی حلقه ای معرفتی را از دیدگاه قرآن هم تشکیل دادیم. یک برنامه ریزی هم کردیم که طلاب و روحانیون عزیز بیشتر با علوم قرآنی آشنا شوند، در حال تدوین تفاهم نامه ای هستیم با سازمان تبلیغات اسلامی استان کردستان، برای دخالت دادن طلاب و روحانیونی که بتوانند در بحث تجوید قرآن، تفسیر قرآن و به عنوان مربی و استاد آزموده قرآنی ایفای نقش بکنند. از کارهایی که در حال اجرا ست کارهای فرهنگی است که درشهرستان ها برای خانواده ی بزرگ مرکز بزرگ اسلامی انجام می شود.مسابقات متنوعی را مانند بحث حجاب و عفاف و مناسبت ها و ایام الله را بنا گذاشته ایم که ادامه بدیم خیلی هم خوب جواب داده و دومین مرحله اش را می خواهیم بین شهرهای بانه دیواندره و سقز به مرکزیت سقز انجام دهیم. همایش های فصلی ما است که الحمدلله اولین دوره اش در سنندج انجام شد، همایش دوممان که توأم است با دهه ی فجر و هفته ی وحدت در سقز انجام می شود البته این ما را قانع نمی کند، ما به این مقدار نباید دلمان خوش باشد ما برنامه های بهتری را داریم. یکی از کارهای ما پرداختن به نخبه های فرهنگی است، در هر دو استان داریم شناسایی می کنیم، این ها را دعوت می کنیم و از آن ها به تناسب هنرهایی که دارند استفاده می کنیم و یکی از کارهای فرهنگی که توسط مدیریت آموزش در حال اجرا ست تجلیل از ممتازین است در زمینه های فرهنگی، هنری، علمی و آموزشی .

    تبیان: مرکز بزرگ اسلامی برنامه اش صرفا برای ماموستاها خواهد بود یا برای خانواده های آن ها یا سایر اقشار جامعه؟ اگر قرار است برای کل جامعه برنامه داشته باشد به چه شکلی است ؟

   ج: همان طور که از اسم این مرکز پیداست در مرحله ی اول عمده کار ما، تحت پوشش قرار دادن طلاب و روحانیون استان آذربایجان غربی و استان کردستان است، در مرحله ی بعدی می توانیم برای خانواده های این ها برنامه داشته باشیم، اما آن چیزی که از ما خواسته اند، تحت پوشش قرار دادن آنهاست، یعنی طلاب ما طبق آن برنامه ریزی مشخص باید رشد بکنند، روحانیون ما که خیلی گسترده تر از مدارس علوم دینی در حال انجام فعالیت هستند، ائمه ی جمعه، ائمه ی جماعات، شورای روحانیت، جامعه ی اساتید را داریم، برای این ها کارهای خوبی را در نظر گرفته ایم. اما چیزی که می خواهم تاکید کنم این که جامعه ی هدف ما طلاب و روحانیون محترم هستند.

    تبیان: تقریباً در جامعه ی ما یک بخشی از کارهای فرهنگی به مسابقه اختصاص داده شده، ما در نشریه ی تبیان و شما در اداره ی فرهنگی این کار را انجام می دهیم آیا فکر نمی کنید این موضوع کارایی خودش را از دست داده است ؟ جایگزینی برای این امر پیش بینی کرده اید یا نه ؟ 

    ج: فکر می کنم بیشتر دلیل عدم موفقیت ها پرداختن به جنبه های مادی است، مسابقه ای که طرح می شود، بیشتر به بعد مادی جوایز آن اهمیت داده می شود، اگر واقعا بیشتر به جنبه ی معنوی، علمی و آموزشی توجه شود بهره ی بیشتری از آن خواهیم برد. بنده هم اعتقادم همین است که می فرمایید، بالاخره ما باید این وضعیت را تغییر دهیم، درست است کسی که شخص زحمت می کشد باید مورد لطف و تفقد قرار گیرد، اما نباید همه اش این باشد. متاسفانه فعلاً این وضعیت در جامعه ی ما حاکم است. تا بحث مسابقات می شود، حرف این است که نتیجه اش چه می شود، از بابت این که هدیه اش نقدی است، سفر زیارتی است، اما این که یکی بیاید، بگوید من انصافا به خاطر این شرکت کردم که خودم را ارزیابی کنم، ببینم چه مقدار می توانم سؤوالات عمومی و فقهی و مذهبی و اعتقادات و احکام را جواب دهم این ارزشمند است. امیدوارم به این سمت برویم، شما هم باید در نشریه ی تبیان این معنا را دنبال کنید که ان شاءالله جامعه ی ما بیشتر به مسایل علمی بپردازند تا به نتایج مادی آن.

    تبیان: یکی از فعالیت های عمده ی مرکز بزرگ اسلامی غرب کشور در امور مساجد و حوزه های مربوط به آن است، برنامه های مساجد هم مانند گوشت قربانی بین اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی، اداره کل اوقاف و سازمان تبلیغات تقسیم شده است آیا مرکز بزرگ اسلامی غرب کشور نیز از آن سهمی دارد ؟ سهم مرکز کجا و چه مقدار است ؟

      ج: اخیراً شورای برنامه ریزی، طی هماهنگی با سازمان اوقاف و امور خیریه، ابلاغ کرده اند که کار نرم افزاری مساجد با مرکز بزرگ اسلامی است،چون مبنای آن فرهنگی است. کار سخت افزاری آن با اداره ی کل اوقاف استان است، پس در نتیجه در اداره مساجد ما هستیم و اداره ی اوقاف، نصب امام جماعت یا جابجایی امام جماعت، احیانا عزل آن ها توسط مرکز بزرگ انجام می شود، تعیین هیأت امنا یا به قولی بگویم انتصاب هیأت امنا با معرفی مرکز بزرگ توسط اداره ی اوقاف انجام می شود، خادمین مساجد و دیگر برنامه های مساجد را خود اوقاف انجام می دهد حفظ و نگهداری و مرمت و بازسازی مساجد با اداره ی اوقاف است، کارهای اقامه ی جماعت و امور فرهنگی و کارهای ایام الله و اعیاد توسط مرکز بزرگ انجام می شود،این گونه تقسیم کار شده است.

    تبیان: به نظر شما آیا این نحوه ی تقسیم بندی مباحث مربوط به امور مساجد که شاید در استان های متعدد هم همین طور باشد، پاسخ مناسب و منطقی می دهد ؟

 ج: امروز یک فضایی در استان حاکم است، جو همدلی، هم فکری، یک وحدت رویه ای را ما شاهدش هستیم با حضور نماینده ی محترم ولی فقیه در استان و مسؤولین مرتبط فرهنگی و استاندار محترم. و مدیران کل ادارات هیچ مشکلی نیست، اگر خدای نکرده این جو شکسته شود و به سمت دیگری حرکت کنیم، موفقیت کم است، اما در حال حاضر جناب آقای رستمی مدیرکل محترم اوقاف می گویند هر مقداری که می خواهید ما تفویض اختیار کنیم خودتان انجام دهید، ولی من احساس می کنم، ما اگر بتوانیم به اداره ی مساجد در راستای سرو سامان دادن به ائمه ی جماعات و نمازهای جمعه که نوعاً در مساجد برگزار می شود، بپردازیم این خود دنیایی کار است و دیگر بعید می دانم وقتی باشد به آن مسائل سخت افزاری بپردازیم .

     تبیان: یکی از کارهایی که مرکز بزرگ انجام داده است، تاسیس وب سایت و پایگاه اطلاع رسانی است، مرکز بزرگ به عنوان یک کار فرهنگی برای امور اهل سنت یا اطلاع رسانی چند سالی است اقدام به تاسیس این سامانه کرده است، با توجه به این که این سامانه متعلق به مرکز و مرکز هم پایگاهی برای ارائه ی دیدگاه های روحانیون ، ماموستاها و پایگاهی برای اهل سنت است آیا شما از عملکرد این پایگاه راضی هستید ؟

     ج: همان طور که عرض کردم کار دارد انجام می شود، زحمت هم می کشند، اما برابر انتظاری که در ذهن شما و بنده است راضی نیستیم، به همین خاطر مسؤول اداره ی فرهنگی مان، یک طرحی را اجرا کردند، مدت ها دنبال می کردند، دو سه روزی است در حال انجام است و آن هم گسترش دادن سایت آوای امین است که تقریبا یک تغییرات محتوایی در آن دادند و گزینه هایی را که باید مطالب بگذاریم در این سایت اضافه شده، شکل و سیاقش تغییر پیدا کرده، می شود گفت سایت به سمتی می رود که چیزی شبیه پورتال شود. اتفاقا همین انتظار را ما داشتیم که باید بیشتر از این ها به سایت مراجعه شود و ما بهره برداری کنیم. امیدوارم با این تغییراتی که در این چند روز اخیر انجام شده در این زمینه به حد قابل قبولی برسیم. در شرایط فعلی پیگیری تمام امور ما دارد از طریق همین شبکه های اینترنتی و سایت ها انجام می شود، مثلاً الاًن ثبت نام آزمون ما اینترنتی است، ثبت نام طلاب جدید الورود هم ثبت نام اینترنتی است، لذا ما سایت هایی را که معرفی می کنیم، خودشان مراجعه می کنند. انتظارات ما بیشتر از این هاست و امیدواریم این مسأله ارتقاء پیدا کند. البته مشکلاتی در این زمینه وجود دارد مانند نداشتن جایگاه، ساختار و سازمان و نیروی تعریف شده،اکنون همین مشکل را کتابخانه ی ما هم دارد، کتابخانه ای با آن عظمت و آن حجم مراجعه، اما متأسفانه در ساختار تعریف نشده است. این ها اموریست که در حال برنامه ریزی برای آن هستیم و ان شاءالله در آینده شاهد حل مشکلات آن ها خواهیم بود .

    تبیان: اگر بخواهید اطلاع رسانی کند،باید به روز باشد و این مستلزم یک تیم قوی است،آیا در نظر دارید نیرو و بودجه برای آن پیش بینی کنید یا خیر؟

      ج: من یک بشارتی بدهم، تیم قوی را درخواست کردیم، تقریبا در حال آخرین رایزنی ها هستیم که مستقر شوند. ما به این نتیجه رسیدیم، که علی رغم تلاش دوستان ما در اداره ی فرهنگی و امور روحانیون به دلیل گستردگی حوزه ی مأموریت و حجم بالای کار لذا می طلبد یک تیم قوی، مجرب و کار آزموده ی تمام وقت اداره ی سایت و مباحث اطلاع رسانی را عهده دار شوند، مقدمات کار مهیا شده است و امیدواریم در هفته ی وحدت که با دهه ی فجر هم تقارن پیدا کرده است، این تیم کار خود را آغاز کنند.

       تبیان: در هر حال ما این جا در مرکز بزرگ به عنوان یک محیط ستادی عمل می کنیم حال این که چقدر قوی هستیم یا نه بحث دیگری است، ولی به نظر می آید شعب ما متناسب با خواست و انتظار نظر حاج آقا شاهرودی فعال نیستند، در این زمینه چه برنامه ای دارید؟

       ج: در بحث مدیریت شعب ما باید بپذیریم بالاخره یک مدیر توانش در یک دوره ی مسؤولیت در دو دوره ی مسؤولیت و نهایت در سه دوره ی مسؤولیت می تواند بروز کند برابر تعاریف ارائه شده دوران مسئوولیت حداکثر سه سال تا چهار سال است، سه سالش معمول است، سه تا سه سال هم حساب کنیم می شود نه سال. ما مدیرانی را داریم که بیش از نه سال است مدیرند، به نظر می رسد، اولین خدماتی که می شود به مرکز کرد، جابجایی مدیران و فعال کردن مدیران است. مدیرانی که 10 سال 15 سال در یک شهری بوده هر طوری که می توانسته طرح و برنامه و انگیزه و کارایی اش را ارائه داده، دیگر یک حالت یکنواختی در آن ایجاد شده، برای برون رفت از این معضل، ایجاد تنوع لازم است از اولویت های سال 91 برنامه ی جابجایی مدیران است، خصوصاً مدیرانی که دوره های مسؤولیتشان بیش از دو سه مرحله طی شده است .

      تبیان:مرکز بزرگ یکی از اهدافش نشر معارف اسلامی است، نشر معارف راه های متعددی دارد، از جمله ی وب سایت ، مطبوعات ، سخنرانی ، یکی از آن ها هم داشتن مؤسسه ی انتشاراتی یا امثال آن است، مرکز بزرگ در خصوص این موضوع و ایجاد یک مؤسسه ی انتشاراتی و کمک به روحانیون برای چاپ کتاب اقدامی کرده است ؟

    ج: خوشبختانه هم در پروژه های سفر پر خیر و برکت مقام معظم رهبری حمایت از مؤلفین و ناشرین و کسانی که اهل قلم اند واقعا ذوق نوشتن دارند دیده شده، هم یک بخشی را ما در مدیریت آموزش و پژوهش داریم تحت عنوان پژوهش که به هر پژوهشی که در راستای کار باشد هم برای چاپش اقدام می کنیم هم حمایت بکنیم مورد تشویقشان قرار می دهیم، اما در بحث مؤسسه ی انتشاراتی که اشاره فرمودید خوشبختانه نماینده ی محترم ولی فقیه در استان در این زمینه ها سوابق بسیار درخشانی دارد و این را به عنوان یک ضرورت در استان می بیند و بحث هایی در این زمینه داشته ایم و ان شاءالله در برنامه های سال آتی پیش بینی خواهیم کرد.

      تبیان: یکی از کارهایی که کم و بیش در طول این 20 سال اخیر به طور مداوم انجام پذیرفت انتشارنشریه ی تبیان بود در این مسیر با فراز و نشیب های مختلف هم مواجه بود ولی با توجه به حضور حاج آقای شاهرودی و علاقه ی ایشان به چاپ و نشر و گسترش معارف و فرهنگ اسلامی اولا تبیان ماهنامه شد، بعد ویژه نامه های متعدد منتشر کرد، حالا شما در خصوص انتشار دائم این نشریه به طور مرتب و ویژه نامه ها و هزینه ها و امکانات مربوط به آن چه اقدامی را قرار است به عمل آورید ؟

      ج: من عرض کردم که رویکرد یک رویکرد اساسی است نسبت به علم و هنر و فرهنگ و ارتقاء دانش، یکی از راه هایش همین است که ما در این ماهنامه ی تبیان، در این مجله که تقریبا می شود گفت یک نشریه ی تخصصی برای طلاب و روحانیون اهل سنت در منطقه است باید هزینه کنیم، این یک کار ماندگار است از بهترین برنامه های ما به روز کردن این مجله است و هفته نامه ی پیام محراب که نوعاً جنبه ی اطلاع رسانی دارد و ویژه نامه هایی مرتبی که نماینده ی محترم ولی فقیه در استان تاکید و اصرار دارند که حتما همراه هر مجله ای ویژه نامه تدوین و توزیع شود و آن فصلنامه ای که خودتان در جریان هستید برای سال 91 در حال طراحی است، این ها همه اش گویای این است که واقعا در انتشار مجدد دو ماهنامه ی تبیان که تبدیل شد به ماهنامه باید به متن و محتوا بیشتر پرداخته شود، چون ما به دنبال شکل ظاهری نیستیم، ما یک ویژه نامه ای را به مناسبت شهادت امام صادق (ع) منتشر کردیم مسؤولین صدا و سیمای کشور به نماینده ی محترم ولی فقیه نامه ای نوشته بودند - که نامه اش موجود است- تشکر کرده بودند از این ویژه نامه با این به روز بودن و خواستشان این بود که امیدواریم این ویژه نامه تبدیل شود به روزنامه یعنی تبیان روزانه نشریه داشته باشد. در این زمینه خلاء وجود دارد. وقتی مقام معظم رهبری می فرماید که کردستان استان فرهنگی است این ریشه در خیلی مسایل دارد، این تعارف و تمجید ظاهری نیست، حضرت آقا رسیده است به این، شما الان نگاه کنید در کارهای علمی، فرهنگی و اجتماعی، ما در کردستان هر کجا که وارد می شویم می بینیم که اهل ذوق و هنر و سلیقه زیاد است و لذا ، هم بنده و هم مسؤول محترم مرکز بزرگ، حاج آقا حسینی شاهرودی، تاکید فراوان داریم که روز به روز مطالب کاربردی تر ، به روز تر و بومی سازی تر شود. این خیلی مهم است، یعنی ما باید بدانیم که مردم خوب ما، طلاب و روحانیون ما نیازمند چه چیزی هستند همان را تولید کنیم . یکی از نیازمندی های که ما احساس می کنیم گرفتن مقاله از خود طلاب و روحانیون است و پرداختن به آن و چاپ و نشر آن مقالات و نوشته های خودشان در همین ماهنامه و ویژه نامه ها چاپ شود. من با شناختی که از شخصیت حضرت حجت الاسلام و المسلمین حاج آقا حسینی شاهرودی دارم مطمئن هستم که چاپ این نشریه از اولویت های کاری ایشان است،حتی اگر بعضی از کارها را هم تعطیل کند باز در تقویت تبیان خواهد کوشید.البته ممکن است تبیان نقص ها و نارسایی های هم داشته باشد بله، تا زمانی که ننویسی املای نانوشته غلط ندارد، احتمال هم دارد که بالاخره در یک جایی اشتباهی، خطایی غلط تایپی هم باشد، اما این که این چیزی که ما داریم به آن توجه می کنیم و از تمام سلایق و علایق و افرادی که با مرکز در ارتباط هستند مقاله می گیریم و چاپ می کنیم این کار بزرگ و سنگینی است من فکر می کنم بهترین کار مجله همین است که توجه دارد به این معنا. نماینده ی محترم ولی فقیه با این که مشغله ی زیادی دارند.

       تبیان: ظاهراً کارهایی برای روحانیون هم انجام شده رضایت آن ها نشانه هایش پیدا است، عمده ترین کار رفاهی که برای روحانیون انجام شده یا در دست انجام است را بیان فرمایید؟

     ج: از بهترین کارهایی که در حال انجام است کارت یکسان سازی خدمات و شهریه طلاب و روحانیون است، یعنی یک ماموستا الان براحتی می تواند بداند، ماهانه مرکز بزرگ چه مقداری به او شهریه می دهد، تمام مبالغ به حساب آن ها واریز شود و همه ی خدمات هم از طریق این کارت انجام می گیرد، لذا به تعبیری حساب و کتاب طلاب و روحانیون ما برای خودشان از این به بعد کاملاً مشخص است. الان خدماتی که دارد به طلاب عزیز اهل سنت در منطقه ارائه می شود، می توانم بگویم که به طلاب سراسر حوزه های علمیه اهل تشیع ارائه نمی شود. به ما اجازه داده اند یک ماموستا حداکثر می تواند سه تا دریافتی داشته باشد، هم می تواند امام جماعت باشد، هم می تواند مدرس باشد، هم می تواند امام جمعه باشد. از جمله خدمات دیگر خدمات بیمه ای است، تقریبا تا چند روز قبل، بیمه مان بیمه ی معمولی بود، معمولی نسبت به اقشار جامعه، تقریبا چیزی حدود 80% کمتر یا بیشتر بیمه را مرکز خدمات می داد، ولی امروز بیمه ی تکمیلی را هم ابلاغ کردند، شاید در این یکی دو ماه آخر سال به آن نرسند، ولی از اول سال 91 به طور قطع و یقین اجرایی می شود، یعنی یک ماموستایی اگر خدای نکرده مشکلی داشته باشد، برای بیماری خود، خانواده، فرزند 100% هزینه های بیمارستانش را مرکز خدمات پرداخت می کند، این بهترین توجه و خدمت به طلاب و روحانیون ما است که کسی که دارد درس می خواند کسی که دارد امامت جمعه می کند، کسی که جزو شورای روحانیت یا امام جماعت است دیگر نباید دغدغه ای داشته باشد. به فرمایش مقام معظم رهبری اگر کسی مریض می شود ناراحتی جسمی دارد فقط نگران جسمش باشد نه نگران هزینه های رفع بیماری. این بزرگترین خدمت است، از دیگر خدمات که دارد انجام می شود توجه به کتب و منابع درسی طلاب و روحانیون است، حتی ما در دستور کارمان داریم کتاب هایی که این ها نمی توانند تهیه کنند تهیه می کنیم و کتاب های کمک آموزشی، کتاب های مطالعاتی فقهی، کلامی، تفسیری را هم اگر درخواست بکنند برایشان تهیه می کنیم تا در مدارس داشته باشند. سفری که خدمت حاج آقا شاهرودی به مناطق می رفتیم، اعم از کردستان و آذربایجان غربی، نوعا طلاب و روحانیون ابراز می کردند که ما فاقد مسکنیم طی هماهنگی که با نماینده ی محترم ولی فقیه به عمل آمد، ایشان از وزیر محترم مسکن و شهرسازی برای دو استان درخواست مسکن مهر کردند، برای طلاب و روحانیون 1700 واحد برای استان آذربایجان غربی و 1500 واحد برای کردستان، وزیر محترم هم در سفری که تشریف آورده بودند به کردستان دستور دادند به مدیران دو استان در مسکن و شهرسازی که اقدام کنند که اکنون داریم، شهر به شهر این ها را معرفی می کنیم، تشکیل پرونده می دهند، و این خدمات تماماً با تاکیدات رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت آیت العظمی امام خامنه ای (مدظله العالی) انجام می پذیرد. امیدواریم شاهد حضور توانمند مجله ای علمی،فرهنگی و آموزشی باشیم، مجله ای برای طلاب و روحانیون و پلی برای ارتباطبا جامعه ی هدف و تشکر از دست اندرکاران ماهنامه ی تبیان.   

چاپ شد ه درتبیان شماره ۸۰

ماهنامه تبیان

ماهنامه تبیان

  ماهنامه تبیان دوره انتشار:  ماهنامه  موضوع:  علمی، فرهنگی، اجتماعی  زبان:  فارسی  شروع انتشار:  31/1/71      صاحب امتیاز:  سید محمد حسینی شاهرودی  مدیر مسئول:  محرم علی فراشی  سردبیر:  سید محمد حسین دریاباری  هیئت تحریریه:  دکتر محسن پیشوایی، محمد فائق فرجی، سعید عبدالملکی، سید محمدحسین دریا باری، ایوب احمد پور، یوسف کریمی، محمود صفی زاده  ویراستار فارسی:  محمد فائق فرجی      محل انتشار:  سنندج  تلفن:  13-2253011 (0871)  نمابر:  2267850 (0871)  نشانی:  سنندج، خیابان امام (ره)،مرکز بزرگ اسلامی غرب کشور  صندوق پستی:  سنندج، 66514-66139      سایت اختصاصی:  nashriehtebyan.ir  نشانی الکترونیک:  tebianavayahoo.com   

 ماهنامه تبیان

ماهنامه علمی، فرهنگی، اجتماعی

شماره 43، آذر و دی ماه 137992 صفحه

 سخن تبیان ص 2  سکوت و سلوک ص 3  قرآن و رایانه ص 6  قبله و برنامه ریزی های تاسیس شهر اسلامی ص 13  برگردان متن سخنان رئیس جمهور خاتمی به زبان کردی ص 16  توبه از نگاه قرآن ص 19  نگرشی کوتاه بر تربیت عبادی جوانان ص 23  قرآن پژوهی ص 28  راه یابی برخی از واژه های زبان فارسی در زبان عربی ص 32  تاثیر تمدن اسلامی بر تمدنهای بشری ص 41  حدود مالکیت در اسلام ص 43  نیم نگاهی بر زندگی، آراء عقاید و افکار امام محمد غزالی ص 46  رویکردی جدی به توسعه ی پایدار از منظر فرهنگ زیست محیطی ص 51  سیستمهای هشدار سیل و مدیریت سیل ص 54  نیکوتین چیست ص 58  حکومت مردمی و ضرورت پرهیز از آفت ها ص 59  آشنایی با کشورهای همسایه ایران ص 65  جادوگران مومن ص 72  هیچستان ص 74  خفاش شب ص 79  گزیده ی طبه های امامان جمعه ی منطقه کردستان ص 85  خواندنی هایی از لابه لای مطبوعات ص 88  روزنه ی ارتباط ص 91

   1       2       3       4       5       ...       7      >>