X
تبلیغات
پخش زنده جام جهانی

کالبد شکافی شکست 96وآینده ی اصولگرایان

کالبد شکافی شکست 96وآینده ی اصولگرایان

دراصل ششم قانون اساسی آمده که کشور با آراء عمومی وهمه پرسی اداره می شود.بدون شک انتخاب نمایندگان مجلس شورای اسلامی ،رئیس جمهور واعضای شورای شهر وروستا از مصادیق بارز آن است.برای تحقق امر انتخابات وحضور مردم، نقش احزاب ،جناح های سیاسی ومطبوعات ضروری وبرجسته می باشد.برجستگی جناح ها ی سیاسی درآن است که نقش احزاب راایفا کرده وهمواره به تناسب زمان برنامه ارایه داده وبا مردم به اشکال گوناگون ارتباط داشته ودارند.نقش احزاب در کشورمان همواره کم رنگ ودرصد تاثیر گذاری آن محدود بوده است .درطول 38 سال اخیر جناح های سیاسی ، موسوم به چپ وراست یااصلاح طلب واصول گرا همراه با رسانه های خویش تنور انتخابات را داغ وشعله ور ساخته وباعث حضور مردم ومشارکت  آنان درانتخابات شدند .صدا وسیما به عنوان رسانه ی ملی وفرا ملی بیشتر اوقات تمام قد درکنار یک جناح وتفکر ظاهر شده است .این حضور ومشارکت درنهایت شکست یا پیروزی یکی ازدو تفکر رایج را رقم زده است.پس از جنگ عراق علیه ایران وپذیرش قطعنامه وصلح پایدار در مرزهای کشور دولت های سازندگی،اصلاحات،اصولگراودولت تدبیر وامید روی کار آمده اند که محصول تلاش وتفکر جناح های سیاسی مهم کشور بوده است.علل و عوامل شکست اصلاح طلبان واصول گرایان متفاوت است.زیرا اساسا تفکر این دو طیف سیاسی برای اداره ی کشورمتفاوت ومتضاد است.اندیشه ی اصلاح طلبان دراداره ی کشور همواره یکسان نبود بلکه به مرور زمان ونیاز جامعه تکامل یافت. الان هم همه ی آن ها وحدت فکری ورویه ی واحد دراداره ی کشور ندارند.درمجموع مشکلات آنان کمترودستیابی آنان به توافق وائتلاف آسان تراست.علل شکست های  اصلاح طلبان درانتخابات با اصولگرایان هم متفاوت است. بزودی  درگفتاری به نقد اندیشه های اصلاح طلبان  هم خواهیم پرداخت چرا که نقد عامل موثری برای کارآمد شدن نیروی  انسانی ونشانه ی پویایی هر جامعه خواهد بود.  پس از دولت اصلاحات وپیروزی اصولگرایان درانتخابات ، دولت اصولگرا به ریاست احمدی نژاد شکل گرفت .دراین هنگام مجموعه ی قوا یک دست وهمسوشدند. بسیاری براین باور بوده وهستند که نتیجه وهوده ی یک دستی وهمسویی ،سبب کاروتلاش مضاعف وفراوان می باشد.امادرعمل ، این آرزو وامید چندان تحقق نیافته است .سرانجام درسال 1392با شکست اصولگرایان ، دولت تدبیروامید روی کار آمده است. از آن پس اصولگرایان درمقاطع گوناگون شکست های سنگین وخیره کننده ای راپی درپی دریافت می کنند.چرا وبه چه دلیل؟

این گفتار به چرایی وچگونگی ،علل وعوامل شکست های پی درپی آنان خواهد پرداخت .دراین جا پرسش هایی مطرح است وآن این که آیا تغییری درنیازها ومطالبات مردم پیدا شده است؟ یا به دلیل رسانه های نوظهوروفراگیر، سطح آگاهی مردم نسبت به گذشته متفاوت شده است؟.یا این که اصلاح طلبان دربرنامه ریزی وهم کلامی بامردم ودرک وفهم مطالبات آنان دستخوش تغییر شده اند؟وبالاخره این که آیا اصولگرایان بلحاظ نگاه وفکر در زمینه های مختلف سیاسی،فرهنگی، اجتماعی واقتصادی تضعیف شده وقادر به ارایه ی برنامه ا ی جامع،نو وکارآمد نبوده ونیستند؟.گفتار پیش رواین سؤالات وده ها پرسش دیگر که موجب شکست سنگین وبهت آور اصولگرایان شده است را بررسی می کند.اصولگرایان برای تداوم فعالیت وتاثیر گذاری بلحاظ اقتصادی ورسانه ای مشکل چندانی نداشته وندارند.منتهی اساسی ترین وجدی ترین ضعف آنان تن ندادن  به تشکیلات سازمان یافته بافعالیت مداوم درچارچوب آن است.همین امر موجب گردید که ائتلاف ها وفعالیت های جمعی آنان فصلی ومقطعی وچند روزه باشد.لذا هنگام وقوع انتخابات مردم شاهد ظهور گروه ها ،احزاب و دستجات متنوع اصولگرایی درکشور هستند.پس از خاموش شدن تب وتاب، شورواشتیاق وهیجان انتخابات ،دیگر اثری از آن ها به چشم نمی خورد .مقطعی  اندیشیدن و مقطعی فعالیت کردن سبب پیدایش دو اصل دیگر ی که به تضعیف روحیه واراده ی هرانسانی  می انجامد،عارض برآنان نیز شده است. نخست این که شایسته سالاری که از امور پذیرفته شده ی عقل است از میان آنان رخت بربسته وجای خودرابه روابط ونسبت های متعارف داده است . دوم این که بسیاری از فعالیت های فرهنگی و اجتماعی را برمحور تکلیف نگریسته  وبه انجام آن مبادرت می ورزند وبرای موفقیت مطالعه ی عمیق نکرده وتمهیدات لازم وموردنیاز آن رابطور مبسوط فراهم نمی سازند. معنای این گونه اعمال واین نوع تفکر این است که کار باید  انجام پذیرد. اگر درست تحقق یافت چه خوب واگر درست تحقق نیافت ونتیجه ی لازم بدست نیامده می گویند به «تکلیف» عمل شده است. این درحالی است که ادیبان ، فقیهان وعارفان تکلیف رابه کلفت یعنی انجام کاری پررنج وزحمت تعبیروتفسیرکرده اند . مفهوم آن این است که تکلیف باید باتمام دقایق ،ظرایف ومقد ماتش انجام پذیرد وآسانی درآن تصورنمی گردد. یکی از خصیصه های دیگر این جناح سیاسی آن است که توجهی به اقشار تحصیل کرده ندارد .مصلحت سنجی که درهمه ی جوامع رایج و معمول است ولی آن را درمیان آنان نمی توان یافت. اصولگرایان درهر دوره از انتخابات برای پیروزی بررقیب «دغدغه های معیشتی»را به عنوان مهم ترین ضعف دولت وقت درسر لوحه ی کار خویش قرار داده وبه عنوان اصلی ترین شعار مبارزاتی تلقی کرده اند .اما برای رفع معضل این پدیده پس از پیروزی ها وقبل از آن برنامه ای ارایه نکرده اتد.در دوران احمدی نژاد که دولتی ثروتمند واصولگرا بود .باید ریشه ی فقر بکلی از میان می رفت ولی  نه تنها ریشه کن نشد بلکه بر دامنه ی آن  هم افزوده شد. درزمان تصدی دولت اصولگرایان به ریاست احمدی نژاد که اوج قدرت آنان بود، نفت از بشکه ای 20 دلار به 150 دلاررسید. برپایه ی تخمین کارشناسان، آن دولت درطول هشت سال 700 میلیارد دلار در آمد ارزی از طریق فروش نفت داشته است، بااین اوصاف قادر  به حل معیشت مردم نشده است .از آنجایی که این جناح سیاسی فاقد روحیه ی نقد به خود وانتقاد پذیری است حاضر نشدند از طریق قوه ی مقننه وسایر نیرو های نظارتی درخصوص موضوع مذکور واکنش نشان داده وپرسشی مطرح نمایند.اینان  بااین شیوه وروش فهم مردم را نادیده گرفته ومی گیرند وهرگز  به انتقاد از خود نمی پردازند .بسیاری از مسوولان ورهبران  جناح های سیاسی اصل هشتم قانون اساسی را متوجه مردم  می دانند وحاضر نیستند که این اصل ، همگانی تعبیر شود. بدیهی است که مردم هم برپایه ی این اصل حق نظارت برامورجاری رادارند . شکست های پی در پی اصولگرایان از سال 92 تا96وواگذار کردن بخش هایی از قدرت مانند مجلس شورای اسلامی، شوراها ی اسلامی شهروروستا وریاست جمهوری، باید نکاتی را به آنان آموخته و بیاموزد. ضعف جدی درتعامل با فرهیختگان داخلی وفقدان برنامه جهت اداره ی کشورودیپلماسی ناکار آمد درخارج، برای رسا ند ن این اموربه نقطه ی مطلوب برنامه می خواهد وبا شیوه ی اتهام زنی به طرف مقابل وتبدیل مناظره به مغالطه حل نخواهد شد.درانتخابات مجلس شورای اسلامی ومجلس خبرگان،اتهام زنی وتخریب طرف مقابل سر چشمه ی  شکست درانتخابات بوده است .رسانه های این گروه لیست اصلی اصلاح طلبان واعتدالی برای مجلس شورای اسلامی ولیست مرحوم هاشمی رفسنجانی برای  مجلس خبرگان رالیست انگلیسی خوانده اند.

 این اتهام دور ازمنطق و عقلانیت ، ازوزن آنان کاسته است .سکوت بزرگان این گروه دربرابر آن از جمله لطایف ولحظات تلخ انتخابات آن هنگام بوده است .این جناح سیاسی هنوز تصور می کند مردم نظاره گربوده وبه آنان اقتدا می کنند.درآن انتخابات لیستی انگلیسی قلمداد شده که همه ی اعضای آن ازمجرای شورای نگهبان تایید شده بود.دراین ماجرا علاوه بر تخریب،اخلاق هم کاملا زیر سوال رفت.یکی از شیوه های منحصر به فرداین جناح سیاسی آن است که خودرا به مردم باافشاگری وبا تخریب دیگران شناسانده ومعرفی می کند.این موضوع درانتخابات 88 ،92،و96 به وضوع دیده شد.شاید علت اصلی آن باشد که جناح مذکورچیزی برای شناساندن خویش به مردم درچنته ندارد .الان به خوبی روشن است که مردم ایران سابقه ی تاریخی قابل قبولی ازافشاگری درایام انتخابات درذهن ندارند.افشاگری شگردی بوده که احمدی نژاد آن را به انتخابات گره زده وقالیباف آن راتداوم بخشیده تا از آب گل آلود ماهی بگیرند. برخی از ناظران براین باورند که باشکست پی در پی وسنگین اصول گرایان حیات سیاسی آنان رو به پایان است وممکن درآینده ی نزدیک باتغییراتی درروش وبانام های دیگری درجامعه ظاهر شوند. شکست پی درپی وباور نکردنی آنان درسال  92 ،94واکنون در96وفقدان برنامه ی منسجم ، ناظران وتحلیل گران سیاسی رابه چنین نظریه هایی رهنمون ساخته است.یکی ازمهم ترین راهبردهای اصولگرایان برای شکست نا پذیری، این بود که گمان می کردند چون به حاکمیت نزدیک هستند وبلند گوی فراوان ورسانه های متنوع دراختیار داشته وبه نحوی ازانحاء بدان وابسته اند، اقبال عمومی به سمت وسوی  آن ها است ومردم آن ها را تکیه گاه وامین خود می پندارند.این جناح سیاسی که در درون خویش اختلافات فراوانی دارد کوشیده تا راه چندین ساله رایک شبه طی کرده و به وحدت واتحاد به هرقیمتی دست یابند.اما هرگز تصور نمی کردند پراکندگی وانشقاق چندین ساله ی احزاب ، گروه ها وجبهه ها را نمی توان در یک دوره کوتاه حل وفصل نمود .اصولگرایان درابتدا بسیار فربه وحجیم بودند وشامل جمع کثیری می شد ند.اما به تدریج وگذشت زمان وایجاد اختلافات گونا گون در میان آنان این جناح سیاسی  رفته رفته  کوچک وکوچک تر گردید.به گونه ای که چتر سایه ی گستر اصولگرایان تنگ تر شده وشامل بسیاری از اصولگرایان گذشته نمی شود وآنان باید زیر چتر گروهی  دیگر سر برآورند.شماری از تحلیل گران گمان می کنند درآینده ی  نزدیک وبه خصوص درصورت موفق شدن  اعتدالگرایان واصلاح طلبان در امور معیشتی ،فرهنگی واجتماعی شکاف اصولگرایان افزون تروعمیق تر شده ودچار انشعاب سختی می گردند.دلیل این برداشت آن است که اصولگرایان همواره ودر هر انتخاباتی توجه خاصی به معیشت داشته ودارند وابزار طرح خود آنان در جامعه نیز همین سوژه می باشد .بنابراین درصورت حل موضوع معیشت وبهبود اوضاع اقتصادی، ابزار وسوژه ی احساسی وهیجانی کمتری برای مواجهه با جناح واحزاب مقابل خویش در اختیار خواهند داشت. یکی از بزرگترین نقدی که به این جناح سیاسی وارد است این است که چرا آنان درراس امور بودند به این موضوعات توجه نکرده وانتقادی به کردارورفتار خویش روا نداشته اند.دردوران هشت ساله ی ریاست جمهوری احمدی نژاد نفت هر بشکه ای 150 دلاربه فروش می رسید بنا به گفته ی کارشناسان وی در این مدت ذخایر ارزی فراوانی در اختیار داشت ولی اصولگرایان حاضر نشدند به عمل کرد ایشان نقد کرده وپرسش هایی را که کارشناسان مطرح می کردند با وی در میان گذارند. این موضوع وده ها موضوع مشابه آن.

این جناح سیاسی را در جامعه منزوی کرده وشکست تاریخی را برآنان تحمیل کرده است. این جناح سیاسی بارشد فکری جامعه وروی کار آمدن نسل های جدید تری به ویژه در انتخابات بعد ی ممکن است اوضاع پیچیده تری پیدا کند.آنان الان فرصت  کافی دارند اموری را دربازسازی خویش مورد توجه قرار دهند تابتوانند دوباره درجامعه راه یابند.نخست این که شیوه ی تخریب واتهام زدن به طرف مقابل را به انتقادات سازنده وگفت وگوی احسن تبدیل کنند اگر چه این کار دشوار است ولی باید تمرین کنند.زیرا انتقاد سازنده به منزله ی  امر به معروف ونهی از منکروواجب همگانی ومنطبق بااصل هشتم قانون اساسی است. دوم این که نمایندگان این جناح در موضع گیری ها، سخنان خارج از عرف وخلاف واقع راترک وآن را به استدلال تبدیل نمایند وباید بدانند که درعصر امروز برهم زدن سخنرانی ،تخریب سخنران وبالاخره برهم زدن نظم وانضباط میتینگ وجلسات رقیب یامخالفان فکری که قانون فعالیت آنان را مجاز دانسته توسط عوامل هرجناح سیاسی درسراسر کشور جاذبه نداشته وندارد. همه ی امور مذکور ضرورت تجدید نظر وپالایش نیرو های جریان  اصولگرا راایجاب می نماید.برخی از کارشناسان بر این باورند که این جریان سیاسی هیچگاه نتوانست ونمی تواند آراءبخشی ازجامعه که خاکستری نامیده می شود را جذب کند .در20 سال اخیر هر گاه تنور انتخابات  داغ وشعله ور نبوده آراء موسوم به خاکستری به سمت وسوی صندوق نیامده دراین صورت پیروز میدان اصولگرایان ویا همان جناح راست مصطلح جامعه بوده است.اما در صورتی که تبلیغات انتخابات هیجانی می شد وپای آراء خاکستری به میان می آمد پیروز میدان اصلاح طلبان وسایر گروه ها ی نزدیک به این جناح سیاسی بوده اند. یکی از مشکلات اصولگرایان آن است که حرف نو وادبیات مناسب برای جذب مردم را ندارند.اما امکانات مالی فراوان برای راه اندازی رسانه ها ی گونا گون دراختیار دارند .اما رسانه به تنهایی مرحم دردهانیست رسانه  سخن نو،ادبیات لین،تحلیل های بروزونیروی انسانی کارامد می طلبد.تردیدی وجود ندارد که درجوامع امروزنمی توان با اتهام زدن به دیگران وطرد نیرو های کا رآمد ،خود وگروه خویش را اثبات کرد.درپایان باید خاطر نشان کرد که چرا به رغم حمایت همیشگی جامعه ی روحانیت مبارز تهران وجامعه ی مدرسین حوزه ی علمیه ی قم از اصولگرایان وعلی الخصوص در انتخابات ریاست جمهوری 96باز هم اصولگرایان شکست سنگین وحیرت انگیزی رامتحمل  شده اند. الان زمان آن رسیده هم جامعه ی روحانیت وهم جامعه ی مدرسین وگروه مورد حمایت آنان به بازخوانی مواضع سیاسی ،فرهنگی واجتماعی خویش مبادرت ورزند .اصولگرایان همه ی امکانات برای رویارویی درانتخابات رادراختیار داشتند علاوه بررسانه  های مکتوب ، سایت های اینترنتی وبالاخره حضور درشبکه های اجتماعی مضافا براین صداوسیما را نیز همچون  گذشته با خود همراه ساخته اند .این گروه درمراکز استان ها وشهرستان ها  همچون گذشته و به رویه ی دیرینه مورد حمایت بسیاری از روحانیون که درنهادهای مختلف فعالیت دارند قرارگرفت .امامان جمعه که تریبون آنان دولتی محسوب می شود  برخی علنی وشماری درلفافه  وپنهانی در مواقع حساس از آنان پشتیبانی کرده ومی کنند حتی امامان جماعت درمساجد ومداحان در مراسم گوناگون  به نفع آنان تبلیغ کرده اند با این همه وحتی بیشتر ازاین ها که مجال پرداختن به آن نیست از اصولگرایان حمایت کرده و می کنند.مضافا براین جناح مورد بحث تاتوانست از سرمایه های  مقدس ملی،دینی ومذهبی برای اثبات  خود هزینه کرده است اگر احزاب یا جریان های سیاسی  برنامه داشته باشند نیازی به خرج کردن از سرمایه ی  مقدس ندارند. بااین اوصاف چراوچگونه باز هم ناکام مانده اند؟ وشکست غیر قابل ملاحظه ای را پذیرفتند؟. آیا الان وقت آن نیست که رهبران اصولگرایان ونخبگان آنان فرصت را غنیمت شمرده وبجای اتهام زنی وطرح شبهات درخصوص این حماسه ی مردمی به کالبد شکافی عملکرد خویش مبادرت ورزند ودرصدداصلاح برآمده تابیشتر از این مردم رااز خود دور نسازند.؟ جناح های سیاسی کشورمان پس از پیروزی درهر انتخابات باید به دواصل که اساس پیشرفت محسوب می شود پایبند باشند نخست همکاری با حزب یا جناح پیروز دوم مراقبت ازآن با انتقاد سازنده ومداوم چراکه جامعه جهت پویایی نیازمبرم به آن دارد.بدون شک سنگ اندازی وچوب لای چرخ گذاشتن به زیان ملت وکشورخواهدبود.

سید محمد حسین دریاباری

13/3/1396

نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نظر بدهید
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد