X
تبلیغات
نماشا
رایتل

مردم به حرف دوستان گوش فرا دهند و تلاش کنند در مظاهر وحدت شرکت کنند نه مظاهر اختلاف

حجت الاسلام والمسلمین حسینی شاهرودی نماینده ی ولی دراستان کردستان درگفت وگوبا نشریه تبیان

مردم به حرف دوستان گوش فرا دهند و تلاش کنند در مظاهر وحدت شرکت کنند نه مظاهر اختلاف

تبیان: با توجه به فرا رسیدن ماه ربیع، ماه مولود النبی و هفته ی وحدت، وحدت را تعریف کرده و بفرمایید منظور و مقصود از آن چیست و اهمیت آن اکنون برای جامعه ی ما چه می تواند باشد؟

ج : حلول و ورود به ماه ربیع الاول را تبریک عرض می کنیم. ولادت میمون و مبارک پیامبر گرامی اسلام دراین ماه اتفاق افتاده است. پیامبراعظم گل سرسبدعالم بشریت است لذا در ولادت شخصیتی بزرگوار که توانست هدایت بشریت را به عهده بگیرد و مأمور شد بشریت را از ظلمت ها نجات دهد و بشریت را به سوی نور و خدا هدایت کند ما باید در چنین روز و ماهی نسبت به او ارادت بورزیم.

شخصیتی که همواره خدای تبارک و تعالی بر او درود می فرستد. . « آن الله و ملائکته یصلون علی النبی یا ایهاالذین امنوا صلواعلیه و سلموا تسلیما» یصلون فعل مضارع است فعل مضارع دلالت بر استمرار دارد یعنی همواره درود می فرستند. خوب ما هم باید این ارادت رانسبت به این شخصیت بزرگ نشان بدهیم. لذا ماه ربیع المولود این ویژگی را دارد.

پیامبر گرامی اسلام منشأ وحدت امت اسلامی است، یعنی امت اسلامی از هر مذهب یا از هر قوم و زبان و طایفه ای که باشند همه نسبت به پیامبر گرامی اسلام ارادت داشته و نسبت به او حساسیت دارند او را پیامبر خودشان می دانند. او را اشرف مخلوقات می دانند و چون او منشأ وحدت است می شود این ایام را جشن گرفت و شادی کرد. با هم و در کنار هم نشست. بهترین موقعیت ولادت پیامبر گرامی اسلام است. به لحاظ تاریخی هم در اهل سنت و هم تشیع درباره ی ولادت پیامبر دو قول است، منتهی مشهور در شیعه یک چیز است و مشهور در اهل سنت چیز دیگر. درمیان مورخان و علما اهل سنت که 12ربیع را ولادت پیامبر دانسته اند قول مشهور است. ولی درمیان آن ها جمعی هستند که 17 ربیع را ولادت پیامبر دانسته اند اما این قول مشهور نیست. درمیان علما و مورخان شیعه هم هر دو قول یعنی 12ربیع و 17ربیع را ولادت پیامبر بدانند وجود دارد اما مشهور17 ربیع می باشد. لذا ابتکار حضرت امام(ره) این بوده که بیاییم به جای یک روز یک هفته جشن بگیریم برای ولادت پیامبر گرامی اسلام آن هم از 12ربیع تا 17ربیع. اسمش را می گذاریم هفته ی وحدت. چه در میان شیعه و چه اهل سنت اشکالی دیده نمی شود که ما برای پیامبر یک هفته جشن بگیریم. پس منشأ و سر چشمه ی اعلام هفته ی وحدت در جمهوری اسلامی این بود.

هفته ی وحدت در ایران و در بسیاری از کشور های اسلامی پذیرفته شد. این اتفاق، اتفاق مبارکی است. بدون شک این اتفاق منشاء یک امر بزرگتری است وآن این که امت اسلامی، امت واحده است. «ان هذه امتکم امه واحده وانا ربکم فاعبدون » یعنی این که امت اسلامی یک امت واحدی است، هر چند ممکن است در داخل خودش اختلافاتی داشته باشد این امر طبیعی و بدیهی است. یک امت ممکن است یک جور فکر نکند در میان یک امت سلایق مختلف و برداشت های مختلف وجود دارد، این اختلافات هم که وجود دارد از روی هوای نفس نیست، هرکدام از آیه ای از قرآن چیزی می فهمند و دیگری به نحوی دیگر می فهمد.

گاهی حتی یک روایت از پیامبر اسلام همانند قرآن به آن عمل می شود و همه ی ما به آن عمل می کنیم. حدیثی که یقین حاصل شود که از پیامبراسلام است. منتهی گاهی برداشت از آن متفاوت است یا روایاتی که نقل شده را معتبر نمی دانیم چون در وثاقت راوی تردید داریم. یعنی این راویان از کجا معلوم که راست گفته باشند، شاید از خودشان کمی اضافه کرده باشند. این و اموری از این دست باعث خدشه در برخی از احادیث می شود. اگر هر حدیثی معلوم شود از پیامبراسلام است برای همه ی ما معتبر و سند می باشد. باید به آ ن عمل کنیم پس ببینید گاهی اختلافات این جوری است.

یا در مسئوولیت ها یک وقت می گوییم این شخصیت می تواند این حرف را بزند مثلا ما می گوییم ائمه «ع» هر آ نچه که می گویند از پیامبر می گویند و از او نقل می کنند به آن می توانیم عمل کنیم. این اختلافات که در مسائلی ایجاد شد اختلاف در مسائل اصلی نیست. مسائل اصلی ما عبارت است از این که خدایمان واحد است «انا ربکم فاعبدون».

این امت، امت اسلامی و واحد است. بله همه ی ما مسلمانیم. کسی که شهادتین را گفته مسلمان است و احکام اسلامی بر او مترتب می باشد. اندیشه های تکفیری را نگاه نکنید این ها به یک معنا اصلا جزو امت اسلامی نیستند. این ها اصول اسلامی را قبول ندارند یکی از آن اصول این است که هر کس گفت «اشهد آن لا اله الا الله و اشهد آن محمدا رسول الله» می شود مسلمان پس چون مسلمانیم در امت واحده هستیم. همه ی ما قرآن را قبول داریم کتابمان یکی است. این که در گوشه و کنار درباره ی قرآن گفته می شود شیعه اعتقاد به این دارد و سنی اعتقاد به آن دارد غلط است، کتاب خدا تنها قرآن است و سخن خدا قرآن. این کتاب را هم شیعه و هم سنی قبول دارند، یک کلمه ی قرآن شیعه و سنی فرقی ندارد. چنین حرف هایی تبلیغات دشمنان اسلام بود که می خواستند با بیان این که قرآن شیعه و سنی متفاوت است، بین صفوف مسلمانان اختلاف ایجاد کنند. هیچ چیز بر قرآن ترجیح ندارد و یک کلمه ی قرآن شیعه و سنی فرق نمی کند. یک ذره اعتقاد شیعه و سنی نسبت به قرآن فرق نمی کند. نسبت به پیامبر هم همین طور است و حتی نسبت به اهل بیت پیامبر نیز همینطور است. این که این ها اهل بیت پیامبرند و دارای احترام اند، دارای دانش و معنویت هستند، در این خصوص بحثی وجود ندارد. شاید در مصداق اهل بیت بحث شده است. این می گوید مصداق اهل بیت این است، آن یکی می گوید مصداق اهل بیت این است « إِنَّما یُریدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهیرا » این آیه ی قرآن را کسی بحث ندارد. « قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبى » عشق ورزی و محبت به اهل بیت مراد این آیه است، کسی در این باره بحثی ندارد.

پس بنابر این همه ی این ها می شود مظهر وحدت. این که گفتید وحدت به چه معناست؟ وحدت آن است که همه ی مسلمانان با حفظ عقاید خویش در امور کلی که مشترکات آن ها است چه در زمینه ی دینی ، مذهبی و چه مسائل اجتماعی متحد باشند و از نفوذ دیگران و اجانب در امور خویش جلوگیری کنند. وحدت به این معنا که همه ی مسلمانان باید یک جور و یکنواخت فکر کنند نیست.

اسلام از هیچ کس نخواسته که همه یک جور و یک شکل فکر کنند. اما می توانیم به هم نزدیک شویم. یکی از بعد سیاسی و دیگری هم از بعد علمی و مکتبی، از بعد سیاسی می توانیم به هم نزدیک شویم علت آن این است که ما مسلمانان هر شکلی نگاه کنیم یک مجموعه هستیم.

پس باید نسبت به هم الفت داشته باشیم و نسبت به هم برادر باشیم، همان چیزی که قرآن می فرماید تفرقه نداشته و هر کدام دنبال چیزی نباشیم و این که ما منافع مشترک داریم اگر ما دست به دست هم بدهیم اتحاد اتفاق می افتد. « وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمیعاً وَ لا تَفَرَّقُوا وَ اذْکُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَیْکُمْ إِذْ کُنْتُمْ أَعْداءً فَأَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِکُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْوانا » همه باید به حبل الهی تمسک بجوییم و تفرقه ایجاد نکنیم. ما باید به قول قرآن سراغ دشمنان خدا که دشمن مشترک همه ی مسلمانان است نرویم. مسلمانان نسبت به خودشان باید رحماء باشند نسبت به دشمنان دین خدا و مسلمانان سرسخت. دشمنان خدا و رسول و مجموعه ی مسلمانان، مشرکان، یهودیان و نصارا هستند. باید در مقابل دشمن ایستاد.

پس از آن که اهمیت وحدت و اعتصام به حبل خدا مطرح شد به مذمت از تفرقه پرداخته و نتایج شوم آن را یاد آور گردید سپس به مسلمانان فرمود «واذکروا نعمت الله علیکم» این نعمت خدا را به یاد آورید که شما همه با هم دشمن بودید خداوند در قلوب شما الفت ایجاد کرد. الفت در لغت به معنای چسباندن است وقتی دو شئی با وسیله ای به هم میچسبند گفته می شود «الف» خداوند دل های شما را به هم پیوند داد بالاخره قلب های مسلمانان به هم گره خورده، دشمن در صدد است این گره ها را باز کند.

جدا بودن مسسلمانان نسبت به هم خلاف صراحت قرآن است. مفهوم برادری این است که همه عضو یک خانواده هستند اگر چه نظر، سلیقه و فکر در برخی از جهات مختلف باشد. اگر عزت داشته باشند عزت همه ی خانواده است و اگر ذلت داشته باشند نیز متعلق به همه ی خانواده می باشد. مفهوم برادری و هم خانواده بودن چنین اقتضایی دارد. مشکلات داخلی در جهان اسلام را باید با نشست حل کرد. اگر جهان اسلام و مسلمانان با هم متحد می شدند این سرمایه ای که دارند و این موقعیت جغرافیایی که دارند این قدرتی که در جهان اسلام است و بالاخره این پیشرفت ها به نفع جهان اسلام رقم می خورد، چند میلیون صهییونیست نمی توانستند به این شکل بر مسلمانان تاثیر بگذارند؟ یک کشور قدرتمند مسلمان می توانست با مقاومت در برابر همه ی دشمنان برای مستضعفان در اقصی نقاط جهان دفاع کند. برای این کشور مسلمان بودن مهم است فرقی ندارد که شیعه باشد یا سنی. اگر همه ی کشورهای اسلامی قدرتمند با ایران همصدا می شدند این سرمایه عظیم مسلمانان این گونه به تاراج نمی رفت.

الان ثروت های مسلمانان به عناوین گوناگون در اختیار غرب و دشمنان اسلام قرار می گیرد و به آتش و باروت تبدیل می شود و تحویل این منطقه می گردد و در نتیجه مسلمانان را به خاک وخون می کشد. این نتیجه ی اختلافات است که دربین مسلمانان و سران کشورهای اسلامی وجود دارد.

آنچه گفته شد وحدت در امور سیاسی بود. اتحاد مسلمانان یک نتیجه و اختلافات آن ها نتیجه ی دیگری دارد. اما از لحاظ مذهبی و علمی، در این خصوص هم قرآن مسلمانان را راهنمایی کرده است و می فرماید: وَ لَا تجَُدِلُواْ أَهْلَ الْکِتَابِ إِلَّا بِالَّتىِ هِىَ أَحْسَن) وقتی که شما با دشمنان فکری خویش مجادله می کنید به نحوی مجادله کنید که جدال احسن باشد.

جدال احسن آن است که سخنان شما منطقی و علمی بوده و رعایت ادب همراه آن باشد، با داد و فریاد نباشد وقتی قرار است مسلمان با دیگران به این نحو جدال کند. حال اگر ما در مقابل هم قرار گرفتیم چگونه باید با هم رفتار کنیم ؟ پس سزاوار این است که ما با هم بحث وگفت وگو کنیم بارعایت ضوابط و مقررات مذکور که که خدا و قرآن به ما اموخته است. اسلام توصیه کرده طرفدار حق باشید ما بحث می کنیم وحق هر چه باشد باید پذیرفت اگر چنین ظرفیت وتحمل پدید آید اصلا در زمینه های علمی برای مسلمانان اختلاف و بن بستی وجود ندارد. تقریب هم شاید همین است که ما تلاش کنیم دید گاه های یکدیگر را به هم نزدیک کنیم و یا چیزی که توهم اختلاف در آن است را موشکافانه بررسی نمائیم شاید اختلاف در آن نباشد بلکه برداشت اختلافی از آن شده است. اگر برمبنای قرآن عمل می شد به تقریب دست یافته بودیم باور کنید اگر بحث کنیم در 98 درصد از مسائل اختلاف نداریم و حرف هایمان یکی است. حتی چیزهایی که احساس می شود به ظاهر اختلاف داریم وقتی به فقه مراجعه می کنیم به مدارک این بحث ها مراجعه می کنیم در می یابیم اختلاف نیست می توانیم یک جور عمل کنیم، یک مساله را به عنوان نمونه عرض می کنم. الان این طور برداشت می شود که مهر گذاشتن اختصاصی شیعه است وهابیت یک چیزی را القا کرده که هیچ وقت هم در ذهن شیعه نبوده و نیست. پس این را شرک و کفر می داند. وقتی چنین موضوعی را به ما می گویند می گوییم همه معتقدند سجده بر خاک جایز است ما هم بر خاک سجده می کنیم منتها خاک را نمی شود روی فرش ریخت، خاک به یک شکل در آمد و بر روی آن سجده می کنیم این خاک سفت شده است که بصورت یک قالب درآمد این خاک است و زمین، وقتی که خاک شد. همه ی مذاهب سجده برخاک را ترجیح می دهند اما اشیاء دیگری که می گویند برآن می توان سجده کرد، همان اختلاف داخلی میان مذاهب اسلامی است. آن چیزی که بین همه ی مذاهب مشترک است همان سجده بر خاک است. اگر همه به فقه مذاهب مراجعه کنیم وحدتی این گونه پیدا می کردیم. یک بخشی از موارد وجود دارد که کم هم نیست این مشترک است ولی به حالت اختصاصی در آمده البته این موضوع هم در فقه شیعه و هم در فقه اهل سنت است بخشی از مسائل مورد اختلاف در فقه برخی در بحث کلامی حتی در مباحث تفسیری در میان علمای یک مذهب هم وجود دارد این بحث ها که نیاز به دعوا، درگیری و نزاع ندارد پس تقریب در این گونه مسائل چیست ؟ تقریب یعنی با بحث و گفت وگو در این مسائل تا یک جایی با هم نزدیک شویم آن جایی که نمی شود به هم نزدیک شد هر کدام نظر خودشان را دارند پس بنابراین با این طریق و روش می توان وحدت را کامل کرد. همه ی کشور های اسلامی به عنوان جهان اسلام می توانند وحدت سیاسی وحدت فرهنگی وحدت اجتماعی وحدت اقتصادی و وحدت علمی داشته باشند جهان اسلام سرمایه دارد می تواند خود به خوبی از آن بهره ببرد چرا باید به دامن دشمن اسلام بریزد. اگر مسلمانان در عرصه های گوناگون علمی، فرهنگی، سیاسی و. . . به هم نزدیک شوند می شود تقریب. در این صورت به تدریج می رویم به سمت امت واحده. دراین صورت این مفهوم تداعی می کند امتی که یک خدا دارند، کتاب واحد دارند وخلاصه یک فرمانده دارند و مشترکات فراوان دیگر.

تبیان: بابیانات شما مشخص شد وحدتی که از آن سخن گفته می شود وحدت استراتژیک و راهبردی است نه وحدت تاکتیکی؟

ج: بله همین طور است اصلا همین است آن کسانی که می گویند وحدت تاکتیکی است اصلا نفهمیدند وحدت چیست؟ اسلام و مبانی آن را هم نشناختند این تصور را می کنند که ما اختلافاتی داریم که نمی توانیم باهم کنار بیاییم. مثلا بحث اولی الامر را ببینید مباحث کلامی شیعه وسنی را مطالعه کنید ونظرات را جمع کنید می بینید که همین نظرات در عین این که مختلف هستند ولی قابلیت جمع دارند. تقریب کارش این است بگوید اول بیایید حرف های مذاهب مختلف را بفهمیم که چه می گویند سپس در خواهیم یافت که آن گونه که تصور اختلاف در آن می رفت نیست. گاهی اتفاق افتاده که ما حرف طرف مقابل را درست نفهمیدیم که چه می گو ید؟ تقریب کارش همین است که بیاید حرف ها را ریشه یابی کند و به راه حل منطقی رهنمون سازد وگاهی هم به مشهورات اکتفا کردیم مانند موضوع میلاد پیامبر که به مشهور اکتفا شد. فاصله هایی که بین شیعه و سنی پیدا شد بخشی توسط حکومت ها بود که با اختلاف سود می بردند و گاهی هم اشخاص، آنچه انجام می دادند بیشتر برای منافع مادی بوده است. وحدتی که ما دنبال آن هستیم این است که می خواهیم ببینیم که خدا چه می خواهد و چه می گوید؟ و قرآن چه می گوید؟ پس در نتیجه در مباحث و مسایل کلان به وحدت می رسیم «اختلاف امتی رحمه» شامل مسایل مربوط به داخل هر مذهب است چون این اختلاف موجب تضارب افکار واندیشه می شود و در نتیجه باعث پیشرفت و ترقی می گردد. پیامد این اختلاف اجتهاد و رشد علمی است. پس این اختلاف رحمت است. اختلااف به معنی امد وشد و رفت و امد نیز هست و به عبارتی دیگر با هم ارتباط داشتن است. پس یعنی ما با هم باید ارتباط داشته باشیم.

تبیان: بعد از انقلاب زمینه های وحدت فراهم شد و مردم هم نسبت به فرهنگ هم آشنایی بیشتری پیدا کردند. الان نهادهای متعددی مسوولیت ترویج و تشریح وحدت را بر عهده دارند به نظر شما این نهادها در داخل و خارج آن گونه که شایسته بود برای ترویج فرهنگ وحدت موفق بودند؟

ج: ما در گذشته وضعیت بدی داشتیم انشقاقی که بود دشمنان همواره بر حجم آن دامن می زدند. دشمنان سودجو و نیز دوستان نادان هم در این امر آن ها را کمک می کردند. مبانی افزایش اختلاف را پبدا می کردند و گاهی هم می ساختند. این نهادها باعث شدند خیلی از مسایل امروز در جهان اسلام روشن شود. همین نهادها توانستند شرایط را برای گفت و گوی علمای اسلامی فراهم کنند و مردم هم با فرهنگ مذاهب مختلف آشنا شوند. در نتیجه وحدتی حاصل شد با آگاهی و آشنایی. این نزدیکی دشمنان را مأیوس کرده است. بسیاری از مشکلات و اختلافاتی که بین مسلمانان بوده امروزه با همین مراودات حل شده است. بخشی از این کارها توسط همین نهادها انجام شده است. کلیات مبانی وحدت را امام مطرح کرده و مقام معظم رهبری با تاسیس مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی آن را گسترش داده و همواره هم بر وحدت همه ی مسلمانان تأکید دارند. اما این که موفق بوده اند یا نه به نسبت امکانات و توانایی موجود موفق بوده اند باید به آن سوی قضیه هم نگاه کرد. دشمنان هم بیکار نیستند آن ها با امکانات بیشتر وحتی چند برابر برای ایجاد اختلاف تلاش می کنند، چون مهمترین خطر برای آن ها این است که امت اسلامی با هم متحد شوند.

تبیان: با توجه به این که حضرتعالی نماینده ی ولی فقیه در استان کردستان هستید و با روحانیون شیعه و سنی و نیز مردم ارتباط تنگاتنگ دارید مهمترین رهنمود شما برای تحکیم وحدت چیست؟

چ: برخی از امور عقلی است نیاز به دلیل قرآنی روایی و امثال آن ندارد. همه می دانند که اگر ما با هم یکی باشیم مشکلاتمان را حل می کنیم و اگر دچار تفرقه شویم برای ما مشکلات و دردسر ایجاد می کنند. الان امنیتی که در ایران داریم چرا داریم ؟ چون متحد هستیم و دنبال رهبری هستیم و اگر خدای ناکرده دچار تفرقه بودیم وضعیت نامعلومی پیش روداشتیم. مردم باید به حرف دوستان گوش فرا دهند و حرف دشمنان را مورد توجه قرار ندهند. مردم تلاش کنند در مظاهر وحدت شرکت کنند نه مظاهر اختلاف.

   سید محمد حسین دریاباری

 چاپ شده درویژه نامه ی تبیان شماره 103سوم دی 1394