X
تبلیغات
نماشا
رایتل

متن کامل مصاحبه ی سردبیر نشریه تبیان با تاج الدین حامد الهلالی

متن کامل  مصاحبه  ی سردبیر نشریه تبیان با تاج الدین حامد الهلالی

س: لطفا خودتان را برای خوانندگان مجله ی تبیان معرفی نمایید؟

ج: من خدمت گذار دعوت اسلامی تاج الدین حامد الهلالی از مصر هستم، تابعیت استرالیا هم دارم. فارغ التحصیل دانشگاه الازهر مصر هستم و به سخنرانی و ارشاد مردم و صدور فتوا می پردازم. به برخی از کشورهای عربی اسلامی مسافرت نمودم تا این که سرانجام به استرالیا رفتم و در آنجا از سال 1989، حدود 17 سال ریاست مفتیان را بر عهده داشتم. در این مدت عضو مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی و عضو مجلس بیداری جهان اسلام بودم. همچنین تمام تلاش خودم را برای مبارزه با خطر اندیشه ی تکفیری به کار گرفته و اصول و قواعد مبارزه با این خطر را که امت اسلامی با آن روبروست تهیه و تدوین نمودم.

س: به نظر شما چه خطری جهان اسلام را تهدید می کند؟

ج: شدیدترین و بزرگترین خطری که جهان اسلام را تهدید می کند سلاح کشتار جمعی است که در قالب تفکر تکفیری خود را نشان می دهد. این تفکر بمب های بشری ساعتی با مواد منفجره را تهیه و بر اساس برنامه آن را در هر زمان و مکانی منفجر می کنند. علت تفکر تکفیری نادیده گرفتن قانون شناختن یکدیگر است و مردم دشمن چیزی هستند که نمی شناسند و لذا مسلمانان نیازمندند که یکدیگر را بشناسند و برای این شناختن تلاش و کوشش کنند. شناختن یکدیگر یک حالت انسانی است . خداوند تبارک و تعالی می فرماید:«ای مردم ما شما را از یک زن و مردم آفریدیم و شما را تیره ها و قبیله ها قرار دادیم تا یکدیگر را بشناسید.» چون شناختن در میان مسلمانان و مردم مطلوب است این است که خداوند می فرماید:« ای مسلمانان با یکدیگر جنگ و نزاع نکنید که ضعیف و ناتوان می شوید و قدرت و قوت شما از میان می رود. » جنگ و درگیری علت ضعف و ناتوانی و اساس ضرر و زیان است. من معتقد هستم روند ولایت عهدی موجود در میان حکومت های دیکتاتوری حاکم با وحدت اسلامی و قرآن کریم و سنت رسول الله (ص) سر جنگ و ناسازگاری دارد. زیرا آن ها از به قدرت رسیدن وحدت اسلامی می ترسد.

س: متاسفانه اختلاف زیادی میان مسلمانان وجود دارد آیا ممکن است این اختلاف را کم کرد؟

ج: بله می شود. اول این که اسلام یک برنامه انسانی و یک برنامه اسلامی دارد. برنامه انسانی اسلام حاکمیت انسان و حاکمیت صلح و آرامش را در میان همه بشریت بنا می نهد. وقتی که اسلام می تواند تفاهم ، همزیستی، سازگاری و مهربانی با سایر مردمان را محقق سازد، عملی شدن این رویکرد در میان مسلمانان امکان پذیر است. جهل و آگاه نبودن از اصول دین و کلیات آن علت اساسی اختلاف میان مسلمانان است. دوم این که اسلام عقیده و شریعت است و عقیده همیشه ثابت و تغییر و تحول نمی پذیرد و از میان نمی رود و مسلمانان در این خصوص با یکدیگر اختلاف ندارند و همگی معتقدند: خداوند یگانه است. آیا می شود گفت خدای سنی و خدای شیعی؟! خیر؛ پیامبر ما نیز یکی است. آیا می شود گفت پیامبر سنی و پیامبر شیعی؟! خیر. اصل و اساس اسلام بر این دو رکن بنا نهاده شده است. البته مسلمانان می توانند در شریعت با یکدیگر اختلاف داشته باشند. زیرا شریعت مجموعه ای از احکام عملی است که بخشی از آن رابطه میان پروردگار و انسان مومن را تنظیم می کند و این بخش از شریعت فقه عبادت نامیده می شود و بخش دیگر آن رابطه میان برادران مسلمان را با یکدیگر سروسامان می دهد که فقه معاملات نامیده می شود. در شریعت ما می توانیم با یکدیگر اختلاف داشته باشیم ، ولی نمی توانیم این اختلاف را که در فروع دین است اصل قرار دهیم و بر مبنای آن یکدیگر را تکفیر کنیم. ما شدیدا نیازمند آن هستیم که اصول دین خود را بفهمیم و بدانیم آنچه که مسلمان را مسلمان می کند عبارت است از خداپرستی، نبوت و معاد . البته برخی از فقهای دین تنها به دو اصل اکتفا کرده اند . ما نباید از فروع دین اصولی بسازیم و با آن برخی از ما برخی دیگر را تکفیر نماید.

س: برخی از متفکران معتقدند که احکام شریعت دو گونه است: برخی ثابت و برخی متغیر نظر شما در این خصوص چیست؟

ج: اصول دین همیشه ثابت است و تا قیامت دستخوش تغییر و تحول نمی شود. این اصول بر اساس آموزه های قرآن کریم و احادیث نبوی شریف تدوین شده است. برخی از فقها گفته اند آنچه باعث می شود مسلمان مسلمان باشد عبارت است از : توحید و یگانگی خداوند، اقرار به نبوت رسول الله(ص) و ایمان به معاد و متعلقات آن از قبیل ایمان به زنده شدن، حساب و کتاب و بهشت و جهنم. برخی دیگر دو اصل را ذکر کرده اند، یعنی توحید و معاد. این اصول، چه سه اصل باشد یا دو اصل ، هیچ گاه تغییر نمی کنند. اما آنچه که خارج از این اصول است در دایره و حیطه امور متغیر قرار می گیرد. همه ی شریعت و همه ی احکام آن مصلحت بندگان را تامین می کند. این سخن همان چیزی است که مذهب شریف شیعه دوازده امامی بدان معترف و معتقد است که باب اجتهاد تا قیامت باز است، در حالی که دیگران این باب را بسته اند و کلیه آن را در اقیانوس اصلس و اقیانوس هند انداخته اند.

س: لطفا درباره ی اوضاع مصر و آنچه در آن اتفاق افتاده است برایمان توضیح دهید؟

ج: متاسفانه در مصر برای اسلام گراها فرصتی پیش آمد که شاید تکرار نشود. حکومت در دست آنها بود ولی آنها در عملی کردن تجربه های خود شکست خوردند. متاسفانه اسلام گراها در مصر می خواستند رضایت آمریکا و سکوت اسرائیل را در قبال جریانات داخل مصر به دست آورند و می خواستند به قطب بندی بسان تکفیری ها و تعیین خوب و بد آن بپردازند. آن ها در این کار ضرر کردند و در عمل تلاش ننمودند تا راهی بیابند که رضایت و خوشنودی خداوند تبارک و تعالی در آن باشد. نتیجه این سیاست اشتباه آن شد که ارتش علیه آن ها توطئه نمود و اندک اندک آن ها را ضعیف و در دام انداختند و از حکومت بیرون راندند و زندانی نمودند. این آن مصیبتی است که امروز در مصر شاهد آن هستیم. امام علی(ع) در سخنی می فرماید: هر کس بخواهد چیزی را پیش از فرا رسیدن زمانش با شتاب و عجله به دست آورد دچار ناکامی می شود. اسلام گراها می خواستند قدرت و دولت را پیش از فرا رسیدن زمان و شرایط آن به دست آورند که در نتیجه آن را از دست دادند و مجازات شدند.

س: آیا قطر و اخوان المسلمین با هم رابطه دارند؟

ج: اسلام گراها در مصر به طور کلی، با کشورهای اسلامی ارتباط دارند، بعضی از آن ها با قطر و برخی دیگر با عربستان سعودی ارتباط دارند. قطر با هر سازی بازی می کند و با هر یک از دستگاه های موسیقی هماهنگ می شود و برخی از اخوانی ها با قطر رابطه دارند.

س: آیا بین کشورهای اسلامی و غرب دشمن وجود دارد؟ اگر وجود دارد علت آن چیست؟

ج: آنچه من از تعالیم دینی می فهمم این است که تمدن ها بارور می شوند و رو به کمال می روند و هماهنگ و هم آوا هر یک به مسیر خود ادامه می دهند. چنین نیست که تمدنی تمدن دیگر را کامل نماید. این که گفته اند تمدن ها باید با هم بجنگند همان گونه که حیوانات با هم می جنگند و یا این که گفته اند تمدن ها باید در رینگ بوکس با هم به مبارزه بپردازند تا یکی دیگری را از گود خارج سازد- آن طور که هانتینگتون گفته است صحیح نیست. ما پنهان نمی کنیم که از غرب و مردمان آن بیزار هستیم . زیرا غرب ما را تجزیه کرد و ضعیف نمود و ثروت ما مسلمانان را غارت کرد. این غرب است که مسلمانان را تقسیم و تجزیه کرده و شورای امنیت و سازمان ملل متحد را به دو مزرعه مطیع خواسته غرب و خواسته آمریکا تبدیل کرد و به این طریق علیه ما ، مسلمانان را در تنگنا و فشار قرار می دهد. ما مسلمان هستیم و به مهربانی و صلح و صفا و دوستی دعوت می کنیم و خوبی همه ملت های غرب را می خواهیم و غرب را معادل غرب نمی دانیم ، بلکه غرب را معادل سلطه، دیکتاتوری و کینه توزی به اسلام و مسلمین می دانیم.

س: آیا قرضاوی با اخوان المسلمین ارتباط دارد؟ اگر رابطه ای هست چگونه است؟

ج: قرضاوی فرزند اخوان است و در دامن اخوان رشد کرده و پرورش یافته است و در زمان جمال عبد الناصر هم مدتی زندان رفته است. پس از رهایی از زندان به قطر رفت و در آنجا تابعیت قطری گرفت. قرضاوی در آغاز در متن اخوان رشد کرد ولی بعد از آن که او با اخوان اختلاف نظر پیدا کرد آن ها او را از خود راندند. او در فتواهای اخیرش خطا کرده است. بخش غلط فتواهای او آن است که به کشت و کشتار و خشونت و ترور تشویق کرده است. قرضاوی را دوست داریم و او را بزرگ می شماریم ، با این وجود حق را بیشتر دوست داریم، زیرا قرضاوی در فتواهایش به خطا رفته و به شهرت خود و شهرت مسلمانان آسیب و زیان رسانده است.

س: از نظر سیاسی و عمل کرد و منش سیاسی مردم ایران را چگونه می بینید؟

ج: این سوال مهمی است و پاسخ به آن نیز مهم است.من پاسخ خودم را خطاب به همه جوانان در جمهوری اسلامی ایران چنین می دهم؛ من نژاد پرستی، قوم گرایی، تفاخر به حَسَب و نَسَب و تابعیت جایی داشتن را تایید نمی کنم. با این وجود به جوانان ایرانی می گویم: ای جوان ایرانی تو حق داری با سربلندی بگویی من مسلمان و ایرانی ام . چرا؟ زیرا انقلاب جمهوری اسلامی ایران انقلاب هایی را که در دل امت اسلامی فراموش شده و مرده بودند زنده کرد و ایمان اسلامی - قرآنی مهدوی را به گوش جهانیان رساند . این مهم زمانی رخ داد که امام خمینی(ره) فرمود: امروز تهران فردا فلسطین.

مردم ایران باید به خود و جوانانش افتخار کند و بگوید: من مسلمان و ایرانی ام . چرا؟ زیرا ایران طرح و نقشه وحدت اسلامی را بنا نهاد و آن را آشکار و به ظهور رساند. این طرح یک فریضه قرآنی و قطعی و حیاتی برای همه مسلمانان است. جوان ایرانی به ایران افتخار می کنند زیرا ایران فرهنگ عزت و شرافت و اندیشه مقاومت، بزرگی و سربلندی را ارائه داد و موضوع فلسطین را که خائنان آن را به بازی و بازیچه گرفته بودند و قبله اول مسلمانان را به فراموشی سپرده بودند. جوان ایرانی می گوید: من افتخار می کنم که یک مسلمان ایرانی هستم. اولین سخن را از اعماق وجودش می گوید. زیرا سرزمین و کشور و ایران تکیه گاه مهمی را در بنای این جهان پی ریزی کرده است. وصف حال ایران و جوانانش چنان است که قرآن کریم می فرماید: «و تا می توانید در برابر آن ها نیرو و اسب های آماده بسیج کنید تا با آن ، دشمن خدا و دشمن خودتان و دیگر دشمنان را که آن ها را نمی شناسید و خدا می شناسد بترسانید.»

منظور از بسیج کردن در این آیه ی شریفه قدرت فکری، قدرت ایمانی، قدرت اعتقادی و قدرت هسته ای و قدرت اقتصادی است؛ قدرت ناشناخته ای که همه از آن بهره می برند. با این طرح و برنامه ای که ایران عملی نموده است باید هر مسلمانی به خود افتخار کند و به خود ببالد و مردم ایران و انقلاب اسلامی مبارک آن را دوست بدارد.

س: رابطه میان ایران و مصر و مردم این دو کشور را با یکدیگر چگونه می بینید؟

ج: شکی نیست که مردم مصر تمدنی به قدمت هفت هزار سال پیش از میلاد دارد. مردم مصر مردمی هستندکه از هفت هزار سال پیش به رشد و بلوغ خود رسیده اند . نظیر تمدن مصر تمدن ایران زمین است. این دو تمدن از قدیمی ترین تمدن های روی زمین هستند. وقتی که دو تمدن مصر و ایران دست به دست هم دهند، هماهنگی و اتحاد میان دو تمدن قدیمی، قوی و نیرومند در روی زمین به وجود خواهد آمد، سایر ملت ها از جمله ملت های اروپا همگی ملت های جدیدی هستند. تمدن یا تمدن هایی ندارند که با دو تمدن ایران و مصر رقابت نمایند. از جهت تمدن مصر و ایران چنین هستند.اما از جهت دیگر مصر دانشگاه الازهر را دارد. الازهر به نوبه خود نقش حلقه واسطه و میانی را در ارتباط میان مصر و ایران بازی می کند. لذا مردم مصر در هویت و عواطف و علاقه شیعه هستند.

مردم مصر می گویند: مایه افتخار ما کانال سوئز ، رود نیل و اهرام فراعنه نیستند بلکه مایه عزت و افتخار ما این است که مصر پیکر چهل نفر از اهل بیت(ع) را در خود جای داده است که آرامگاه و زیارتگاه آن ها در آن وجود دارد. مصر به اهل بیت افتخار می کند و آن ها را دوست دارد. از این جاست که استکبار و عمال منافق آن ها دوست ندارند و نمی خواهند که مصر و ایران به هم نزدیک شوند. لذا به وسیله تفکر تکفیری و نقشه های آمریکایی سعی می کنند وحدت این دولت را تعدیل و تضعیف نمایند. ولی من کاملا اطمینان دارم که نقشه تکفیر و تقسیم ملت های مسلمان به پایان می رسد. نقشه های آمریکایی در منطقه ناکام می ماند و طرح و برنامه اسلامی که خیرخواه هم است پیروز خواهد شد و به یاری خدا به زودی شاهد نزدیکی ، پیوستگی و تفاهم میان مردم مصر و ایران خواهیم بود.

س: درباره ی تقریب میان مذاهب اسلامی و ریشه های این تقریب برایمان سخن بگویید؟

ج: شکی نیست که اندیشه تقریب میان مذاهب اسلامی در مصر از زمان حضرت آیت الله بروجردی و شیخ محمود شلتوت شکل گرفت و دارالتقریب در آغاز در مصر به وجود آمد تا این که بلاهای سیاسی در مصر موجب گردید تشکیلات این جماعت از مصر به ایران بیاید و در پایتخت ایران، تهران مستقر شود. به فضل خداوند بزرگ در ایران تلاش های مبارکی انجام شده و می شود، با این وجود می گویم متاسفانه روند تقریب موفقیت مطلوبی نداشته و ناکام مانده است. بدین جهت نیازمند آن هستند که روند و برنامه اندیشه تقریب را بازسازی کنیم. صحیح نیست که اندیشه تقریب را بازسازی کنیم. صحیح نیست که اندیشه در میان علمای مسلمان در داخل یک اتاق یا یک سالن معتمر و رسمی باشد و وقتی که سالن را ترک کردند اندیشه تقریب داخل آن مدفون شود. باید ساز و کار فعال سازی تقریب و آشنایی جوانان با آن فراهم شود. زیرا در سال های اخیر سرو صدای کشت و کشتار و تکفیر علیه ندای خرد و خردورزی و اندیشه و تقریب میان مسلمانان اوج گرفته است.

س: اندیشه تکفیر از کجا در میان مسلمانان به وجود آمده است؟

ج: اردوگاه طرد کنندگان که از پیروان حنابله هستند خواستگاه و منشا تفکر تکفیری است. ابن تیمیه این اندیشه را پایه گذاری کرد و محمد بن الوهاب این اندیشه را در عصر جدید دوباره زنده کرد . تکفیری ها سخنان و گفته های اهل سنت را به سرقت بردند و گفتند اهل سنت و جماعت ما هستیم، پیشگامان اهل نجات ما هستیم، مردم برگزیده خداوند ما هستیم و تنها ما مسلمان و موحد هستیم. در نظر آن ها همه سرزمین ها دیگر سرزمین شرک است. مصر، پاکستان، تونس، ایران و همه سرزمین هایی که در آن ها قبور و زیارتگاه صالحان و اهل بیت وجود دارد سرزمین شرک هستند. اندیشه تکفیری بعد ها اشاعرها ، شافعی ها ، مالکی ها، ماتریدی ها، حنفی ها و شیعه را هم تکفیر کرد و خارج از اسلام دانست.

پیامبر (ص) می فرماید امت من بر اساس خطا و گمراهی دور هم جمع نمی شوند و با هم متحد نمی گردند، بر شما باد که با هم باشید و وحدت را رعایت نمایید. اگر مسلمان برادر مسلمانش را تکفیر نماید مال و خون و آبروی او را برای خود حلال می شمارد. آن ها نه تنها شیعه بلکه ما و همه اهل سنت را تکفیر می کنند. می گویند عقیده مالکی ها، شافعی ها و حنفی ها بی اساس است. به هر حال تکفیری ها بمب های ساعتی با مواد منفجره و کنترل از راه دور را تهیه و به عراق، سوریه، مصر و ایران روانه می کنند. لازم است که مردم ایران مواظب تفکر تکفیری باشند زیرا ابن تفکر از طریق مرزهای پاکستان و افغانستان به سرزمین آن ها گسیل می شود.

س: لطفا نمونه هایی از آیات و روایات که افکار و عقاید تکفیری ها را رد می کند و مردود می شمارد برایمان ذکر کنید؟

ج: به این سخن خداوند تبارک و تعالی استناد می کنیم و بسنده می نماییم که می فرماید:« هر که مومنی را عمداً بکشد، جایگاهش برای همیشه جهنم است و خداوند بر او خشم گیرد و لعنتش کند و برای او عذابی بزرگ مهیا کرده است.» در این آیه ی شریفه خداوند تبارک و تعالی نفس بشری را معادل همه انسانیت می داند. همان گونه که در سوره ی مائده می فرماید«به همین جهت بر بنی اسرائیل مقرر داشتیم که هر کس دیگری را جز به انتقام قتل یا فساد در روی زمین بکشد، چنان است که همه مردم را کشته است و هر که شخصی را از مرگ نجات دهد گویی همه مردم را زنده کرده است.» در احادیث نبوی نیز آمده است که آن حضرت (ص) فرمود: مسلمان همواره در دینش در آسایش و فراخی زندگی می کند تا مادامی که خونی نریزد . خون، مال و آبروی مسلمان بر مسلمانان دیگر حرام است.

به همه جوانان اهل سنت که اهل ایمانند و با آنان که موافق با تفکر تکفیری هستند می گویم: اگر تو مسلمان سنی و پیرو سنت پیامبر(ص) هستی تو را به حدیث صحیحی از مسلم و بخاری ارجاع می دهم که؛ شخصی از رسول الله (ص) پرسید با رسول الله(ص) اگر من با مشرکی جنگیدم و او نیز با من و او دست مرا برید و گریخت و به درختی پناه برد و من او را گرفتم و گفت ایمان آوردم ، آیا او را به قتل برسانم ؟ نظر شما در این باره چیست؟ حضرت فرمود: او را مکش. پس گفت: ای رسول خدا(ص) او مشرک و با من جنگیده است و دست مرا بریده . فرمود: او را مکش . آن شخص پرسید یا رسول الله(ص) چرا او را به قتل نرسانم؟ حضرت فرمود: پس از این که او ایمان آورد و کلمه لا اله الا الله را بر زبان آورد اگر او را به قتل برسانی ، تو به جای او و او به جای تو خواهد بود. اگر او را به قتل برسانی تو به منزله قبل از شهادت او خواهی بود و او به منزله تو و وقتی که کلمه شهادت یعنی لا اله الا الله را بر زبان آورده است. پس فرمود: کلمه لا اله الا الله دژ استوار من است و کسی که وارد این دژ شود از عذاب در امان است.

به این جوانان می گویم: آیات قرآن کریم قتل نفس را حرام دانسته است. منافق را ولو نفاق ورزد یا دروغ بگوید یا حیله نماید به قتل نرسانید. زیرا شما قدرت آن را ندارید که مردم را بر اساس دل ها و قلوبشان محاسبه نمایید و بسنجید. به همه کسانی که فتوای باطل می دهند و می گویند وقتی به کشتن مسلمان ها اقدام می کنید و خودشان را در میان امتی که می گویند: لا اله الا الله و محمد رسول الله منفجر می کنید به دیدار حورالعین می روند می گویم به خدا قسم این جهاد نیست، به خدا سوگند این شهادت نیست، این نوعی ضرر و زیان آشکار است./

والسلام

تهیه وتنظیم سیدمحمد حسین دریاباری

مترجم محسن پیشوایی

استخراج متن وتایپ

ثریارحیمی وهایده ابادیان

هذا النص مقابلة اجراها رییس تحریر مجلة تبیان مع تاج الدین حامد الهلالی.

س: عرّف نفسک لقراء مجلة تبیان و موقعها الانترنتیه ؟

ج: أنا خادم الدعوة الاسلامیة ، تاج الدین حامد الهلالی ، مصریّ استرالیّ الجنسیّة ، من أصل مصریّ و أحمل جنسیّة استرالیّة . خریج جامعة الأزهر الشریف و عملتُ بالوعظ و الارشاد و الامامة و الخطابة و القضاء الشرعی و عملت ببعض البلاد العربیة الاسلامیة إلی أن سافرت إلی استرالیا فتولّیت منصب الافتاء العام لاسترالیا من عام 89 حتی قرابة 17عاما بمنصب الافتاء و عضو المجمع العالمی للتقریب بین المذاهب الاسلامیة و عضو مجلس الاسلامی العالمی للصحوة الاسلامیة کما أننی أصبحت متفرّغا لمواجهة خطر التکفیر بوضع قواعد للتفکیر لمواجهة هذا الخطر علی أمتنا الاسلامیة .

س: ما هو الخطر الذی یتهدد البلاد الاسلامیة ؟

ج: الخطر الذی یتهدد البلاد الاسلامیة ، أخطره و أشدّه هو سلاح الدمار الشامل و سلاح الدمار الشامل یتمثل فی الفکر التکفیری ، هذا الفکر التکفیری الذی یعدّ القنابل البشریة الموقوتة الملغومة المفخّخة التی تبرمج من أجل أن تفجّر فی أی زمان و مکان .

الفکر التکفیری مردّه إلی إهمال قانون التعارف ، فالناس أعداء لما جهلوا . المسلمون بحاجة إلی التعارف و التعرف و الاعتراف . قال الله التبارک و التعالی : «یا أیها الناس إنا خلقناکم من ذکر و أنثی و جعلناکم شعوبا و قبائل لتعارفوا» و الله التبارک و التعالی یقول : «و لا تنازعوا فتفشلوا و تذهب ریحکم» ،فالتنازع هو سبب الفشل ، هو أساس الفشل ، أساس الخسران و أساس الضیاع و أنا أأکّد أن مشروع ولایة العهد ، مشروع الأنظمة الدکتاتوریة المتسلطة التی تحارب الوحدة الاسلامیة ، تحارب القرآن و تحارب نهج النبی محمد صلی الله علیه و سلّم ، لأنهم یخافون علی عروش من الوحدة الاسلامیة .

س: مع الأسف ، توجد خلافات کثیرة بین المسلمین ، هل یمکن أن نخّف من هذه الخلافات ؟

ج: أولا الإسلام له مشروع انسانی و مشروع اسلامی ؛ فالمشروع الانسانی یُعنی ببناء دولة الإنسان ، ببناء دولة السلام و الأمن بین البشریة کلها ، فالخلافات بین المسلمین مردّها إلی الجهل بالاصول و بالکلیات . أولا الاسلام عقیدة و شریعة ، و العقیدة ثابتة لا تحول و لا تزول و لا اختلاف بین المسلمین فیها ؛ الله واحد ، أ هناک إله سنیّ و إله شیعیّ ؟نبیّنا واحد ، أ هناک نبیّ سنیّ و نبیّ شیعیّ ؟ هذان أصلان : الله و محمد ، فأصل الاسلام قائم علی هذین الأصلین .

ثم بعد ذلک الشریعة ، الشریعة لنا الحق أن نختلف فیها ؛ هی مجموعة الاحکام العملیة التی تنظّم العلاقة ما بینی و بین ربّی و تسمّی بفقه العبادات ، ما بینی و بین أخی و تسمّی فقه المعاملات ، فهذا یجوز أن نختلف فیها ، لکن لا یجوز لنا أن نجعل من الخلاف فی الفروع نجعله اصولا یکفر بعضنا بعضا . فما أحوجنا إلی أن نفهم أصول دیننا و أن نعلم أنما یکون المسلم به مسلما هو الألوهیة ، النبوة و المعاد ، و بعض الفقهاء قصر علی اثنین فقط ، فلا یجوز لنا أن نجعل من هذه الفروع اصولا لیکفّر الناس بعضهم بعضا .

س: بعض المفکرین یقولون أن احکام الشریعة بعضها ثابتة و بعضها متغیرة ، کیف تری و تبیّن هذا القول ؟

ج: اصول الدین ثابتة لا تحول و لا تزول و لا یعتریها التغیّر إلی یوم القیامة و هذه الاصول معقّدة بالقرآن و بحدیث النبیّ صلی الله علیه و سلّم . و قالوا ما یکون المسلم به مسلما توحیده لله و اعترافه بنبوة رسول الله و ثالثا ما یتعلق منه بالمعاد و بالموت و البعث و النشر و الحساب و الجنة و النار ، و منهم من قال الاثنین ، هذا هو الذی لا یحول و لا یزول ، و أما ما عدا ذلک فکلّه فی دائرة المتغیّرات ، کل الشریعة ، کل أحکام الشریعة ما یحقّق مصلحة العباد و هذا الذی ما ذهب إلیه مذهب السادة الامامیة الجعفریة الاثنا عشریة بأن باب الاجتهاد مفتوح إلی یوم القیامة ، بینما غیرهم أغلقه و أوسده و ألقی المفتاح فی المحیط الأطلسی أو المحیط الهندی .

س: یمکن أن تبیّن لنا ما وقع فی مصر ؟

ج: مع الاسف الاسلامیون فی مصر جاءتهم فرصة لا تعوّد و کان الحکم بین أیدیهم و لکنّهم أخفقوا و فشلوا فی تقدیم تجربتهم . الاسلامیون فی مصر مع الاسف أرادوا الحصول علی رضی أمریکا و علی سکوت اسرائیل و علی استقطاب التکفیریین ، فخسروا و لم یبحثوا عن الطریق الذی یرضی الله التبارک و التعالی ، فکانت النتیجة أن تَآمر علیهم العسکر و استدرجوهم ، ثم فی الفخ أوقعوهم و من الحکم أخرجوهم و بالسجون أدخلوهم و المصیبة التی نراها  . و فی کلمة عن أمیر المؤمنین علیه اسلام یقول : من استعجل الشیء قبل أوانه ، عوقب بحرمانه ، فهم استعجلوا الشیء قبل أوانه فعوقبوا بفقده و حرمانه .

س: هل توجد علاقة سیاسیة بین قطر و الإخوانیین ؟

ج: کل العلاقات بین الاسلامیین مع بعض البلاد الاسلامیة بعضهم مع قطر من جهة و مع السعودیة من جهة ، هذا لا تنکر ، فقطر تأکل علی جمیع المواعد و تلعب علی جمیع الأوتار السیک و البیات و النهاوند ، فقطر تلعب علی کل أوتار النغم و الاخوان بعض منهم یبنون علاقات مع قطر .

س: هل توجد عداوة بین البلاد الإسلامیة و بین الغرب ؟ إن توجد ، ما هی أسبابها و دوافعها ؟

ج: الذی اعرفه من التعالیم الدینیة ، أن الحضارات تتلاقح و تتکامل و تتواءم و تتناغم و لیست الحضارات یکمل بعضها بعضا ، فالقول بأن الحضارات یجب أن تتصارع کما تتصارع الحیوانات أو علی حلبة الملاکمة ، تصرع إحداه الأخری کما قال سموئیل هینکتون ، هذا کلام غیر صحیح نحن لا نعتبر أننا نکره الغرب و الشعوب الغربیة ، الغرب هو الذی قسّمنا و هو الذی ضمّرنا و استمتع خیراتنا و هو الذی یقسّم بین أمتنا و هو الذی حوّل مجلس الأمن و الأمم المتحدة إلی مزرعتین تابعتین لإرادة الغرب و إرادة أمریکا و یمارس الضغوط السیاسیة ضدنا .

فنحن المسلمون و نحن دعاة الرحمة و الخیر و السلام و نتمنی الخیر لکل الشعوب العربیة و لا نعادل الغرب کالغرب و انما نعادل الغرب علی تسلطه و علی دکتاتوریته و علی کرهه للإسلام و المسلمین .

س: هل توجد علاقة سیاسیة بین الشیخ قرضاوی و إخوان المسلمین ؟ إن توجد ، ما هی کیفیة هذه العلاقة ؟

ج: الشیخ قرضاوی هو ابن الإخوان و نشأ فی أحضان الإخوان و تربّی فی أحضان الإخوان و سجن أیام عبدالناصر ، ثم بعد ذلک هاجر إلی قطر و أخذ الجنسیة القطریة . هو من صلب الإخوان فی البدایة و لکنّهم فصلوه بعد أن اختلف معهم فی الرأی ، هو فی الفتاوی الأخیرة لم یکن مصیبا جانبه الصواب فی کثیر من الفتاوی التی حرّض فیها علی القتل ، و حرّض فیها علی العنف و حرّض فیها علی الأعمال الإرهابیة . نحن نحبّه و نجلّه و نقدّره و لکنّنا نحب الحق أکثر لأنه فی هذه الفتاوی أخطأ و أضرّ بسمعته و بسمعة أمته .

س: کیف تری الشعب الإیرانی فی مجال السیاسة و فی مواجهة المسائل السیاسیة ؟

ج: هذا سؤال هام و إجابته هامة جدا . أتوجّه بهذا الجواب إلی جمیع شباب الجمهوریة الإسلامیة الإیرانیة ، أنا لا أأیّد العنصریة و لا العرقیة و لا التفاخر بالأحساب و الأنساب و الجنسیات و لکنّنی أقول للشباب الإیرانی : لک الحق أن ترفع رأسک و تقول أنا مسلم إیرانیّ ، لماذا ؟ لأن الجمهوریة الإسلامیة الإیرانیة بثورتها قد أحیت موات الثورات التی أخمدت فی قلوب الأمة الإسلامیة و أعلنت الإسلام القرآنی المهدوی الإیمانی الکامل ، عندما أعلنها الیوم الإمام القائد (طیب الله ثراه) : الیوم طهران و غدا فلسطین .

الشعب الإیرانی علیه أن یفخر بنفسه و شبابه یقول : أنا مسلم إیرانی ، لماذا ؟ لأن إیران تبنّت مشروع الوحدة الإسلامیة المغیّب المهیئ و هی فریضة قرآنیة و حتمیّة حیاتیة لکل المسلمین ، الشباب الإیرانی یفخر أیضا بإیران لأن إیران تبنّت ثقافة العزّة و فقه المقاومة و فکر الإستعلاء و أحیت القضیة الفلسطینیة التی کعبعها الخونة و یتخلّوا عن قبلتهم الأولی .

و الشاب الإیرانی یقول : أنا فخور ، أنا مسلم إیرانی ، یقولها من أعماق قلبه لأن بلده و وطنه إیران یتبنّی رکیزة هامة فی مقومات العالم هذا ، و أعدّوا لهم فالعداد القوة و من رباط الخیل ترهبون به عدو الله و عدوکم من قوة فکریة ، من قوة إیمانیة ، من قوة‌عقائدیة ، من قوة نوویة ، من قوة اقتصادیة ، قوة نکرة تفید العموم ، فإیران بهذا المشروع یجب علی کل مسلم أن یفخر ، أن یعتزّ و أن یحبّ الشعب الإیرانی و ثورتها الإسلامیة المبارکة .

س: کیف تری العلاقات ما بین دولتین إیران و مصر و شعبهما فی المستقبل ؟

ج: مما لا شک فیه أن الشعب المصری یملک حضارة لها سبعة آلاف سنة قبل المیلاد ، فالشعب المصری شعب بلغ رشده منذ أکثر من سبعة آلاف عام و نظیره فی الحضارة ، الحضارة الفرعونیة فی مصر و الحضارة الفارسیة فی بلاد الفارس ، فهما أقدم الحضارتین علی وجه الأرض ، فعندما تعانق الشعب المصری و الشعب الإیرانی فإنه التعانق و التلاعم بین الأقدم و الأقوی و أعزّ الحضارتین علی وجه الأرض ، و أما بقیّة الأمم بما فیها أروبا ، فهذه دول ناشئة جدیدة لا تملک من الحضارة و من الحضارات ما ینافس هاتین الحضارتین . هذا من جهة الحضارة ، من الجهة الثانیة : مصر تملک الأزهر و الأزهر بنفسه یمثل الوسطیة و الاعتدال و بالتالی فإن الشعب المصری هو شیعیّ فی هویته و فی عواطفه و فی محبته .

الشعب المصری یقول : فخرنا لیس فی قناة سوئیس و لیس فی نهر نیل و لیس فی أهرام فراعنة ، انّما فخرنا و عزّنا أن مصر احتوت أربعین من أهل البیت علیهم السلام ، یعیشون علی أرض مصر و لهم مزاراتهم و مشاهدهم .و المصر تعتزّ بأهل البیت و تحبّهم ، و من هنا فإن الإستکبار و أعوانهم المنافقین لا یریدون و لا یقبلون أن یکون التقارب ما بین المصر و بین إیران و یحاولون عن طریق الفکر التکفیری و المشروع الأمریکی تعدیل هذه الوحدة ، و لکنّنی واثق کلّ الثقة أن مشروع التکفیر سینتهی ، مشروع التقسیم سینتهی ، المشروع الأمریکی فی المنطقة سینتهی و سینتصر مشروع الوعظ الإسلامی و سنری إن شاء الله التبارک و التعالی مزیدا من التقارب و التلاحم و التفاهم ما بین الشعبین المصری و الإیرانی .

س: تحدثلنا عن فکرة التقریب بین المذاهب الإسلامیة و جذور هذا التقریب ؟

ج: مما لا شک فیه أن فکرة التقریب بین المذاهب الإسلامیة نشأت فی مصر أیام آیة الله البروجردی و شیخ شلتوت و أسست جماعة التقریب فی مصر إلی أن جاءت سیاسة و بلاء السیاسة ، سافر هذا المشروع و انتقلت من مصر و من القاهرة إلی طهران عاصمة الجمهوریة الإسلامیة الإیرانیة ، و بفضل الله عزّوجلّ هناک جهود محمودة بذلت و تبذل ، ولکن مع الأسف نقول إن المشروع التقریبی لم ینجح علی نحو المطلوب و أخفق و لذلک نحن بحاجة إلی اعادة برمجة الفکر التقریبی و لا یجوز أن یکون الفکر التقریبی داخل غرفة فی قاعة معتبر بین العلماء یقبّرون بعدهم ، لابدّ أن یکون هناک عمل آلیات لتفعیل التقریب و وصوله إلی الشباب ، لأن فی هذه السنوات الأخیرة ارتفع صوت القتل و التکفیر علی صوت الحکمة و التفکیر و التقریب .

س: من أین نشأ الفکر التکفیری بین المسلمین ؟

ج: الفکر التکفیری منشأه و بیئته فی معسکر الإقصاء و الإلغاء و معسکر الإقصاء و الإلغاء من ولاة الحنابلة حیث تبنی هذا المنهج ابن تیمیة ثم محمد بن عبدالوهاب و أخذوا و سرقوا کلم أهل السنة و قالوا نحن أهل السنة و الجماعة و نحن سبقة ناجیة و نحن شعب الله المختار و نحن المسلون الموحّدون ، و کل البلاد عندهم دار الشرک ، مصر دار الشرک ، باکستان أیضا دار الشرک ، لیبیا و تونس دار الشرک ، إیران دار الشرک و کل بلاد فیها مزارات و قبور للصالحین و أهل البیت الطاهرین ، یعتبرونه دار الشرک و بالتالی فهم کفروا الأشاعرة و کفروا الشافعیة و المالکیة و کفروا ما تریدیة یعنی کفروا الحنفیة و کفروا الجعفریة .

النبیّ صلی الله علیه و سلّم یقول : لا تجتمع أمتی علی الضلالة . علیکم بالجماعة و العامة و المزج . هذه البیئة التی تحتضن التکفیر قائمة علی ثقافة التکفیر ، إذا کفّر مسلم أخاه استحل ماله و دمه و عرضه ، فهم أولا یکفرونناو لیس تکفیرهم للشیعة بل تکفیرهم لجمهور أهل السنة الکبار ، فهم یقولون أن الشافعیة و المالکیة عقیدتهم فاشلة و الحنفیة عقیدتهم فاشلة .علی أیتها الحال ، التکفیریین یعدّون القنابل الموقوتة المفخخة ثم یبرمجونها برنامج الکنترل و یبعثونها إلی عراق ،إلی سوریا ، إلی مصر و إلی إیران و علی شعب إیران أن یحذر الفکر التکفیری لأنه قادم لهم و هو یتسلل عن طریق حدود باکستان و أفغانستان .

س: یمکن أن تذکر لنا نموذجا من الآیات و الروایات فی ردّ الفکرة التکفیریة و آراء التکفیریین و أفکارهم ؟

ج: حسبنا قول الله التبارک و التعالی : «و من یقتل مؤمنا متعمدا فجزاءه جهنم خالدا فیها و غضب الله علیه و لعنه و أعد له عذابا عظیما»

و الله التبارک و التعالی یجعل النفس البشریة مقابل الإنسانیة کلها ، کما یأتی فی سورة المائدة : «من أجل ذلک کتبنا علی بنی اسرائیل انه من قتل نفسا بغیر نفس او فساد فی الارض فکأنما قتل الناس جمیعا و من أحیاها فکأنما أحیا الناس جمیعا»

أما فی الحدیث النبوی ، النبی صلی الله علیه و سلّم یقول : لا یزال المسلم فی فسحة من دینه ما لم یصب دما . کلّ المسلم علی المسلم حرام دمه و ماله و عرضه .

أسوق الشباب ، کل شباب السنة الذین یؤمنون أو یعتقدون أو یتاقفون مع الفکر التکفیری ، أقول لکم : إذا کنت مسلما سنیّا تابعا لسنة النبیّ صلی الله علیه و سلّم ، فإننی أحیلک إلی شیخ البخاری و مسلم :حدیث الصحیح: لما سأل النبی صل الله علیه و آله و سلّم قَالَ: یا رسول الله أرأیت إن قاتلنی مشرک فقاتلت ، فقطع یدی ثم هرب و لاذ بشجرة و قال أسلمت لله ، ثم ما إن أدرکته أأقتله ؟ قال : لا تقتل ، قال : یا رسول الله إنه قاتلنی و هو مشرک و قطع یدی ، قال : لا تقتل ، قال : لماذا یا رسول الله؟ قال :إن قتلته فهو بمنزلتک فأنت بمنزلته بعد أن قال کلمة لا إله إلا الله ، إن قتلته فأنت بمنزلته قبل أن یقول کلمته و هو بمنزلتک بعد أن قال الکلمة التی قال ، بمعنی قال لا إله إلا الله ، لا إله إلا الله حصنی، قال دخل حصنی و من دخل حصنی أمن عذابی .

نقول لهم آیات القرآن تحرم قتل النفس ، لا تملک أن تدرک المنافق حتی لو قال نفاقا أو کذبا أو خداعا ، أنت لا تملک أن تحاسب الناس علی قلوبهم . نقول هؤلاء الذین یفتون الناس بأن لهم حور العین و بالفتایا الباطلة أنهم سیدخلون الجنة عندما تقربون بقتل المسلمین و بتفجیر أنفسهم فی أمة یقولون لا إله إلا الله ، محمد رسول الله . والله ما هذا بجهاد ، والله ما هذا بالشهادة ، بل هو الخسران المبین .

نشکر لکم لقبول هذه المقابلة مع مجلة تبیان و موقعها الانترنتیة.ه