X
تبلیغات
نماشا
رایتل

برهان نظم

بسم الله الرحمن الرحیم

برهان نظم

درس دوازدهم

در درس یازدهم گذشت که برای خدا شناسی دو راه وجود دارد . یکی " راه فطرت " و دیگری " راه استدلال " . مقصود از راه استدلال این است که انسان با عقل و خرد و راهنمایی آن خدای جهان را می شناسد . خداشناسی از راه استدلال نوعی مزیت و برتری نسبت به خداشناسی از راه فطرت دارد . زیرا توحید فطری نمی تواند راهنمای دیگران باشد بلکه هر فردی شخصا با کنش و جذبه فطری خود وادار می شود تا به سوی خدا گرایش داشته باشد و در نهاد و درون خویش قدرتی مافوق همه ی قدرتها احساس نماید . این احساس درونی ، یعنی خداجویی را نمی توان از طریق گفت و شنود به دیگران انتقال داد . و درک احساس درونی تنها از راه شهود و لمس باطنی میسر است . اما توحید استدلالی هم می تواند راهنمای فرد استدلال کننده باشد به سوی خدای جهان و هم می تواند نقطه ی تحولی برای افکار و اندیشه دیگران باشد چرا که توحید استدلالی در واقع هوده ی یک رشته دلایل علمی و فلسفی است که می شود آن را به همه ی جهانیان عرضه کرد و مردم را بر اساس و پایه استدلال و ثمرات آن آشنا نمود . مانند مسایل علمی دیگر که می توان آن را هم به مردم آموخت و هم به آیندگان انتقال داد . پس بنابراین " راه فطرت " برهانی برای خداشناسی است و همه انسان ها هم آن را در وجود خود دارند ولی نمی توانند ان را به دیگران انتقال دهند و از آن برای مردم استدلال کنند. اما " راه عقل و استدلال " را می توان در چارچوب قضیه علمی به همگان انتقال داد برای همگانی ساختن توحید باید از این راه مدد جست در برخی از کتابهای اصول عقاید موضوعاتی را مطرح کردند که ارتباط با بحث اصول عقاید دارد اما برای کسانی مفید است که دارای تحصیلات عالی اند تعدادی از ان موضوعات در درس دهم آمده و قول داده شده که درباره آنها بحث شود آن موضوعات عبارتند از : برهان " امکان و وجوب" ، " حرکت جوهری " و " سخنی درباره دور و تسلسل " ولی بنظر می رسد طرح مباحث فوق چندان فایده ای نداشته باشد بنابراین با اینکه مسایل مزبور ریشه عقلی دارد در عین حال بخاطر کم فایده بودن از طرح آن صرف نظر می شود .

                            اساس و پایه برهان نظم

پایه های برهان نظم بر سه چیز استوار است .

1- جهان افرینش دارای نظم شگفت انگیز است . بشر تا کنون با اینهمه معلومات شگفت آور تازه توانسته است با الفبای علوم طبیعی آشنا شود و هر چه در علم ، پا به پیش می نهد بهت و حیرت او در برابر جهان هستی افزایش می یابد و به محدود بودن دانش خود پی می برد . بر اساس اعترافات دانشمندان معلومات بشر نسبت به نظام دقیق و وسیع گیتی ناچیز است که هرگز به حساب نمی آید اما با اینهمه یک میلیاردم معلومات فعلی بشر درباره عظمت جهان آفرینش برای اثبات صانع حکیم و توانا کافی است . و به روشنی اثبات می کند که یک چنین نظم دقیق و پیچیده بدون وجود یک منبع قدرت حکیم امکان پذیر نیست .

2- همه پدیده ها علت دارند .

بدیهی ترین و روشنترین چیزی که بشر می داند این است که هر پدیده ای علتی دارد که باعث می گردد تا انها بوجود آیند . بشر این قانون کلی را از کاوش کاملی که در طول زندگی انجام داده بدست آورده است . هرگز تا کنون دیده نشده پدیده ای خود به خود و بدون علت پا به عرصه هستی بگذارد بنابراین تمام پدیده های موجود در جهان آفرینش دارای علتی است زیرا عقل سلیم باور نمی کند اینهمه نقش عجیب و زیبا بدون صانع حکیم بوجود آید .

3- نظم در آفرینش موجودات دلیل بر وجود علم و حکمت در پدید آورنده آن است.

روشن است که وجود اثر حاکی از وجود مؤثر است . چنانکه وجود اتومبیل گواهی می دهد که سازنده ای دارد یک شاهکار ادبی مانند شاهنامه فردوسی حاکی از آن است که سراینده ای دارد و همچنین ویژگیهای آن حاکی از ان است که سراینده کاملا به اصول و فنون ادبی مطلع بوده است . نظم و ترتیب موجودات گواه بر این است که وجود آورنده انها دانا ، توانا و حکیم بوده است . هرگز نمی توان یک نظم کوچک را معلول تصادف دانست که بی حس و بی شعور است چه رسد به نظم پدیده های بزرگ و محیر العقول جهان آفرینش

                                 ویژگی برهان نظم

برهان نظم یکی از مهمترین بر هانهای خداشناسی بشمار می رود . چنانکه از نامش پیدا است این برهان از نظام آفرینش این جهان راه روشنی به سوی اثبات وجود خدا می گشاید برهان نظم در حقیقت از دو مقدمه شکل یافته است آن دو مقدمه یکی جنبه حسی دارد و دیگری صد در صد جنبه عقلی دارد مقدمه نخست را صغرا و جزء کوچک قضیه می نامند که می گوید مسایل ریز و درشت جهان همگی از نظام و هماهنگی بدون دخالت یک مبدأ عقل ، شعور و بدون رهبری علم گسترده امکان پذیر نیست .

1- برهان نظم بدین جهت که یک پایه آن حسی است و پایه دیگر آن هم تقریبا مانند ریاضی روشن است می توان آن را به آسانی اثبات کرد . برهان نظم از دلایل روشنی است که حتی کسانی را که در استدلال های فلسفی خالص گرفتار وسوسه می گردند می تواند قانع کند .

2- برهان نظم نیاز به اثبات در سراسر جهان ندارد . بلکه در هر گوشه ای از جهان نظام دقیق کشف شود و مقداری مجهول بماند مقدار کشف شده برای نتیجه گیری کافی است مثلا شما به کتابخانه ای می روید و یک کتاب خوب دریافت می کنید با دیدن ان در می یابید کتاب حاضر از قلم یک متفکر است و از روی تصادف بر روی کاغذ نیامده و یا با قلم یک بیسواد نوشته نشده است با اینکه همه کتاب کتابخانه مطالعه نشده است .

3- برهان نظم یک برهان پویا است زیرا هر کشف تازه ای که در علوم طبیعی رخ می دهد رازی از اسرار جهان هستی آشکار می گردد که نشانه جدیدی برای اثبات وجود خدا در اختیار اندیشمندان می گذارد بقول " هرشل " هر چه علم دامنه اش گسترده می شود استدلا ل های قویتری برای وجود خدا به دست می آید .

                         تصادف و نظم چه معنی می دهند

تصادف نقطه مقابل نظم است . آن دسته که منکر نظم در جهان طبیعتند معمولا به تصادف اعتقاد دارند . گاهی تصادف به معنای انکار علت فاعلی است که در این صورت مرادف است با انکار قانون علیت . انکار قانون علیت برای منکران " علیت " هم مورد قبول نیست . زیرا ان دسته از مادیگرایان که منکر خدا هستند ، منکر قانون " علیت " نیستند و تصادفی که به معنی انکار علیت فاعلی باشد را قبول ندارند . معنای دیگر تصادف همان معنی رایج ان است و ان هم انکار " علت غایی " است  یا به تعبیر دیگر انکار " هدف " و برنامه است . در بحث ها معمولا تصادف به معنی دوم یعنی انکار " هدف و علت غایی "کاربرد دارد. بنابراین آنهایی که عقیده به تصادف دارند هر گونه هدف، برنامه  ، عقل و اندیشه را در پیدایش این جهان انکار می کنند . فلاسفه همواره از استخدام و کاربرد دو واژه حساسیت نشان می دهند یکی واژه تصادف است و دیگری کلمه ی اعدام ، آنها معتقدند اعدام در باره انسان صدق نمی کند ولی همواره در کتابها و مطبوعات برای کسی که مجازات می گردد واژه اعدام را به کار می برند .

همینطور در برخورد دو اتومبیل و سایر اشیاء با هم را" تصادف" عنوان می کند اینها عقیده دارند همه ی برخورد ها به خاطر یک یا چند علتی است که طرفین به وجود می آورند بنابراین استفاده از واژه تصادف در اینگونه موارد بی معنی خواهد بود.

اما نظم چیست ؟  نظم هم مقابل تصادف قرار دارد بدیهی است که انسان بعضی از چیزها را منظم و برخی از امور را غیر منظم می پندارد .

با این وضع لازم است که نظم تعریف شود تا ماهیت آن روشن گردد . نظم گرد آمدن اجزای متفاوت با کیفیت و کمیت ویژه ای در یک مجموع است به طوری که همکاری و هماهنگی انها یک هدف معین را تامین کند. با این بیان در هر مجموعه منظمی بدون شک هدفی در کار است به طوری که هر یک از اجزای مجموع برای تامین ان به طور هماهنگ با سایر اجزاء نقش خاص خود را ایفا می کنند به این ترتیب می توان نظم را به " هماهنگی " تعبیر کرد . برای به وجود امدن دستگاهی منظم اموری باید مورد توجه قرار گیرد . مثلا برای ساختن ساعت چند نکته باید مورد توجه قرار گیرد .

ابتدا انتخاب جنس ساعت مهم است زیرا نمی توان با همه چیز ساعت را ساخت باید سرغ فلزی رفت که کوچک و ظریف باشد . سپس انتخاب کمیت و مقدار هم در جای خود مهم است زیرا نمی توان برای ساختن یک ساعت یک تن فلز مصرف نمود . سوم انتخاب کیفیت اهمیت دارد زیرا فلز مربوط به ساعت سازی با آلیاژ خاصی است . بدون شک با فلز هواپیما سازی نمی توان ساعت ساخت . چهارم اینکه اندازه گیری و چیدن صحیح بسیار مهم است اگر این امر رعایت نشود کار مورد نظر نتیجه مطلوب را به دست نمی دهد .  پنجم اینکه باید همه ی اجزا کنار هم قرار گرفته هماهنگی داشته باشد . گزینش محرک متناسب مسأله ششم است که باید مورد توجه قرار گیرد برای حرکت در اوردن متوازن که نه کم باشد و نه زیاد فکری کرد . و خلاصه اینکه مسأله ی هفتم جهت گیری حرکت است که در جای خود بسیار مهم است زیرا انگیزه ی ساختن ساعت این است که وقت را بنمایاند در غیر این صورت دستگاه ساخته شده کامل نیست پس برای ساختن اشیاء منظم هفت مرحله انتخاب لازم است .

                        برهان نظم در قرآن و احادیث

قرآن مجید در بحث های توحیدی بیش از هر چیز روی برهان نظم تکیه می کند و مصرانه افراد بشر را به مطالعه درباره موجودات عالم به منظور شناخت خداوند دعوت می نماید . خصوصا اینکه خداوند در مبارزه با مشرکان به " توحید ربوبی " استناد می کند . خداوند گاهی انسان را به سیر " آفاقی " و گاهی به مطالعه در درون خودش " سیر نفسی " به صورت کلی دعوت کرده است . گاه او را به مطالعه ی پدیده های نظام یافته ی زمین و آسمان فرا خوانده است . در نهج البلاغه و کلمات پیشوایان اسلام وحتی در دعاهای مأثوره در بحث خداشناسی به برهان نظم توجه فوق العاده ای شده است . دلایل درخشنده برای اثبات توحید را می توان در مطالعه بر روی منظومه شمسی و کهکشان ها ، در وجود پیچیده ی انسان ، در جهان اسرار آمیز نباتات و دهها موجودات زنده دیگر مانند مورچه ، موریانه ، زنبور عسل و زنبور قرمز به آسانی پیدا کرد .

                                                        سید محمد حسین دریاباری  

این درس ها درتهران هیات مکتب التوحید متوسلین به موسی بن جعفر علیهما السلام گفته شده است تاریخ تدریس  سالهای 1371 و1372 بوده است