X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

(جهان بینی

بسم الله الرحمن الرحیم

(جهان بینی

درس پنجم)

در درس های پیش پیرامون شناخت و لزوم آن از دیدگاه قرآن ونیز"منابع تفکر در اسلام " که طبیعت ، ضمیر انسان و تارخ بوده است ، بطور فشرده بحث و بررسی شده است . همچنین در مباحث گذشته خاطر نشان گردید ، برداشت و تفسیر از جهان مختلف است . این اختلاف به شناخت باز می گردد . شناخت در حقیقت بسان عینکی است که انسان ان را برای دیدن بر چشمان خویش می نهد . اگر شیشه ای که در عینک به کار رفت تار ، کدر و هماهنگ با مقررات مربوط نباشد بدون تردید اشیاء پیرامون را تار و کدر می نمایاند . اگر عینک از شیشه ای شفاف ، زیبا منظم برخوردار بوده و بر اساس اصول رایج تجویز گردید . بدون شک همه ی موجودات و جهان هستی را زیبا ، نیکو و خلاصه همانگونه که هستند نشان می دهد. بنابراین معیار و میزان شناخت صحیح و شناخت غیر صحیح در درس نخست گذشت . قرار است در این درس مباحث جهان بینی و ابعاد آن مورد بررسی و گفتگو قرار گیرد . انسان فطرتا دانش را دوست دارد و جستجو گر آفریده شده است . این یکی از محرکهای خوبی است که در نهاد او قرار داده شده است . انسان از کودکی و خرد سالی یعنی از آن هنگامی که می تواند برخی از چیزها را بشناسد ، اطراف و پیرامون خود را می کاود و عاشقانه تلاش می ورزد تا به درون اشیاء راه یافته و به کنه آنها دست یازد و از رموز و اسرار آن اطلاع و آگاهی یابد . همین ویژگی ها یعنی دانش دوستی و روحیه کنجکاوی و تکاپو گری باعث شد تا انسان بی مطالعه و تحقیق موجودات پیرامونش پرداخته و به اسرار کائنات آشنا شود .

بشر وقتی که برخی از اشیاء ، را درک کرده پرسش هایی برای او مطرح می شود. زیرا انسان هر اندازه که می داند می تواند سؤال و پرسش به وجود آورد . به هر تقدیر آدمی می خواهد برای سؤالات و پرسشهای خویش پاسخی پیدا کند ، "وجود او یعنی انسان ، جهان اطرافش آفریننده او و جهان هستی ". آسمان زیبا و پر شکوه ، ستارگان درخشان و پر فروغ برای چه پدید آمدند. آیا جهان هستی آفریده گاری داشته است که بر اساس نقشه خاصی آن را طراحی کرده باشد و سرانجام آیا همه ی برنامه ها با مرگ خاتمه می یابد و یا پس از آن به نحوی ادامه دارد ؟ و سپس به کجا می رویم . این همه سؤال ها یی است که در ادبیات ما از زبان بزرگان سخن و ادب فارسی مانند مولانا ، حافظ شیرازی و عمر خیام ظاهر شده است . از کجا آمده ام ؟ آمدنم بهر چه بود ؟ عیان نشد که چرا آمدم کجا رفتم ؟ و یا بالاخره به چه منظوری در این جهان قدم گذاردم ؟ آمدن و رفتن من چه حاصلی دارد . این پرسش ها و ده ها پرسش دیگر است که در پیشاپیش چشمان انسان با هوش و حتی کم هوش خود نمایی می کند و همه ی آدمها در صددند برای آنها پاسخ قابل قبولی پیدا کنند . این سؤالها است که استخوان بندی جهان بینی هر انسانی را تشکیل می دهد. بنابراین هر کسی از یک نوع جهان بینی برخوردار است . زیرا انگیزه ی آن در نهاد و فطرت او که دانش پژوه است قرار داده شده است . مضافا بر این انسان مختار آفریده شده است . عشق به کمالات آرزو و آمال اوست و همواره می خواهد بهترین ها را بر گزیند . بر خلاف حیوان که رکود در زندگی دارند ولی انسان بدلیل قدرت و تصمیم گیری می تواند لحظه به لحظه سکوهای دانش را فتح و بدان دست یازد

       

                                    " تعریف جهان بینی "

هر نوع برداشت ، تفسیر و طرز تفکری را که یک مکتب در باره جهان و هستی و بعبارت روشنتر درباره همه پرسشهایی که از آن سخن رفته است ارائه می دهد در صورتی که آن برداشت و تفسیر زیر ساز و تکیه گاه آن مکتب باشد اصطلاحا آن را جهان بینی می نامند . با این تعریف می توان گفت : که همه ی دینها ، آئینها ، مکتب ها و فلسفه های اجتماعی بر نوعی جهان بینی متکی هستند . پیدا است همه هدفهایی را که یک مکتب به آنها دعوت می کند راه و روشهایی را که ارائه می نماید و مسؤولیت هایی را که ایجاد می کند همه و همه با آن جهان بینی که عرضه داشته پیوند دارد . اگر چنین نباشد بین جهان بینی و ایدئولوژی یا بایدها و نبایدها مغایرت پدید می آید واژه جهان بینی از دو کلمه ترکیب یافته است . جهان بینی این واژه یعنی بینی همان دیدن است نه به معنی حمل حس بویایی ، جهان هم همان عالم هستی و هر آنچه که در آن است می باشد . بینی که در اینجا استفاده شده مفهوم احساس را ندارد بلکه معنی شناخت و معرفت در آن نهفته است . بهر تقدیر جهان بینی ، که در آن واژه بینی بکار رفته و ریشه ان به دیدن باز می گردد نباید موجب اشتباه شود زیرا جهان بینی به معنی جهان شناسی است . همانطور که در درس نخست اشاره شد جهان شناسی به مسأله معروف شناخت مربوط می شود . در گذشته به این نکته پرداخته شد که شناخت از مختصات انسان است بر خلاف احساس که از مشترکات انسان و سایر موجودات و جانداران است. بنابراین جهان شناسی نیز از مختصات انسان است که به تفکر و تعقل بستگی دارد.

انواع جهان بینی

در این بخش از مباحث می خواهیم به این نکته پرداخته شود که جهان بینی از چند منبع سرچشمه می گیرد . جمعی عقیده بر آن دارند که جهان بینی از سه منبع سر چشمه می گیرد . علوم تجربی ، فلسفه و علوم عقلی و دین بنابراین بر پایه این اندیشه جهان بینی بر سه گونه است . جهان بینی تجربی ،جهان بینی فلسفی و جهان بینی دینی.منتهی نویسنده کتاب "آموزش عقاید " جلد اول می نویسد : بر اساس تفسیری که درباره شناخت بیان شد . می توان تقسیمی به همان منوال برای جهان بینی بدین صورت در نظر گرفت.

1- جهان بینی علمی : در این جهان بینی انسان بر اساس دست آوردهای علوم تجربی بینش کلی درباره هستی بدست می آورد.

2- جهان بینی فلسفی : این جهان بینی از راه استدلالات و تلاشهای عقلی حاصل می شود.

3- جهان بینی دینی : این جهان بینی از راه ایمان به رهبران ادیان و پذیرفتن سخنان ایشان بدست می آید.

4- جهان بینی عرفانی : جهان بینی عرفانی از راه کشف ، شهود و اشراق حاصل می گردد . نویسنده مزبور تنها جهان بینی عرفانی را بر حجم جهان بینی های بیان شده افزوده است .

                                  معیار مقبولیت جهان بینی

در این قسمت از مباحث باید روشن گردد که جهان بینی مورد قبول چه اموری را لازم است دارا باشد . بدین معنی که شرط عالی بودن و مطلوبیت جهان بینی چیست ؟ اموری چند برای مقبولیت جهان بینی ذکر شده که به شرح زیر است . نخست اینکه جهان بینی قابل اثبات باشد و به عبارت رساتر جهان بینی مورد حمایت عقل و منطق باشد . دوم اینکه جهان بینی بتواند به حیات و زندگی که بشر خواهان آن است معنی واقعی داده و اندیشه لغو و بیهوده بودن آن را از میان بشر بزداید و در نهایت قصور و خیال افراد بشر (مبنی بر اینکه همه چیز به پوچی می انجامد ) را از ذهنها بیرون سازد . سوم اینکه جهان بینی باید آرمانساز و شوق انگیز باشد یعنی بتواند برای آینده بشر آرزو و امید بپروراند . چهارم اینکه جهان بینی قدرت و توانایی تقدس بخشیدن به هدفهای انسانی و اجتماعی را داشته باشد . پنجم اینکه جهان بینی مطلوب آن است که بتواند تعهد آور و مسؤلیت ساز باشد . بنابراین هوده بحث این می شود در صورتی یک جهان بینی مطلوب و مقبول است که تمام شرایط پنجگانه فوق را دارا باشد.

                                  جهان بینی تجربی و نقد آن

جهان بینی بر اساس یک نگرش به سه گونه تقسیم ، و بر پایه مبنایی دیگر به چهار دسته تقسیم گردید که مباحث مربوط به آن از نظر گذشت . اما اکنون می خواهیم جهان بینی تجربی را مورد بحث و بررسی قرار داده و قلمرو آن را ارزیابی کنیم . جهان بینی تجربی برای خویش پایه و اساس دارد که می تواند به انسان بینش دهد . اما باید دید که این بینش را چگونه ارائه داده و حدود و قلمرو آن چقدر است پایه و اساس جهان بینی تجربی همان علم است که مبتنی بر دو چیز است . آن دو چیز فرضیه و آزمون است . توضیح اینکه در ذهن یک دانشمند برای کشف و تفسیر پدیده ای چیزی نقش می بندد سپس آن را آزمایش می نماید . اگر این آزمایش ، آن فرضیه را تایید کرد بدون شک فرضیه ای که با آزمایش مورد تایید قرار گرفت بصورت یک اصل علمی پذیرفته می شود و همچنان به اعتبار خود باقی است تا فرضیه دیگری مورد آزمایش قرار گیرد در صورت تایید عرضه گردد و جای آن را بگیرد . علم تجربی به این طریق به کشف علتها و کشف آثار و معلولها می پردازد . به هر حال با آزمایش علت چیزی یا اثر و معلول چیزی را کشف و باز به سراغ علت و معلول آن معلول می رود. تا سر حد امکان به جستجو و تکاپوی خود ادامه می دهد . اما مزیتهای جهان بینی تجربی ، نخست اینکه علوم تجربی دقیق ، جزئی و مشخص است . بدین معنی که علوم تجربی توانایی و قدرت دارد در باره یک مورد جزئی اطلاعات گوناگون به انسان بدهد و از یک برگ درخت دفتری از معرفت بسازد . دوم اینکه چون دانش تجربی قوانین خاص هر موجود را به بشر می شناساند راههای تسلط و تصرف بشر بر آن موجود را نیز به او می نمایاند در نتیجه این راه ، صنعت و تکنیک را به وجود می آورد . اما نارسایی جهان بینی تجربی این است که با توجه به اینکه علوم تجربی دقیق ، مشخص و قادر به دادن اطلاعات فراوان است اما محدود است یعنی قلمرو آن تا جایی ادامه می یابد که آزمایشگاه در آنجا راه داشته باشد . حالا سؤال این است که مگر می توان همه هستی و همه ی جنبه های آن را به بند آزمون در آورد . علوم تجربی محدوده ی معینی را روشن می کند و سرانجام به نمی دانم می رسد . جهان بینی ناشی از دانش تجربی نمی تواند از ماورای مرز معین خود خبری بدهد مثل اینکه بگوید جهان آغازوفرجامی داردیااین که بگوید از هر دو طرف بی نهایت است . این امور آیا قابل آزمایش است ؟ دانشمند علوم تجربی در اینجا به آخر خط می رسد و بر بال فلسفه می نشیند تا بتواند اظهار نظر کند ، جهان بینی تجربی جزئی شناسی است نه کلی شناسی تجربه ما را به اوضاع و احوال برخی از اجزای جهان آشنا می کند نه به شخصیت ، شکل و قیافه کل جهان چرا که جهان بینی تجربی متکی به آزمون و ابراز آن است بنابراین محدودیت آن هم قهری است و در نتیجه نمی تواند پاسخگوی یک سلسله مسایل کلی و اساسی جهان شناسی باشد .

                                       جهان بینی فلسفی و نقد آن

جهان بینی فلسفی دقت و صراحت جهان بینی علمی را دارا نیست ولی از آن جهت که متکی بر یک سلسله اصول بدیهی است حائز اهمیت است . اصول جهان بینی مزبور بدیهی و برای ذهن غیر قابل انکارند مزیت و برتری دیگر جهان بینی فلسفی این است که دارای اصول عام و فراگیر است . و همواره با روش برهان و استدلال به پیش می رود . بنابراین می توان گفت جهان بینی فلسفی و تجربی هر دو مقدمه عمل هستند ولی مقدمه بودن آنها به دو صورت می باشد . جهان بینی تجربی از این جهت مقدمه عمل است که به انسان قدرت و توانایی تغییر وتصرف در طبیعت را می دهد و او را بر طبیعت چیره می کند تا انسان طبیعت را در جهت میل و آرزوی خود استخدام کند . اما جهان بینی فلسفی از آن جهت مقدمه عمل است که شیوه عمل و راه انتخاب زندگی انسان را مشخص می کند و همینطور طرز برخورد و عکس العمل انسان در برابر جهان و موضع انسان را درباره آن معین می کند .   

                               جهان بینی دینی

جهان بینی دینی و جهان بینی فلسفی هر دو از یک موضوع برخوردارند . بعبارت دیگر این دو جهان بینی وحدت موضوع دارند . بر خلاف جهان بینی علمی که موضوع آن با آن دو تفاوت دارد . ولی اگر جهان بینی فلسفی و جهان بینی دینی بر اساس مبدأ معرفت و شناسایی مطالعه شود . شکی وجود ندارد که جهان شناسی دینی با جهان شناسی فلسفی تفاوت دارد . در بعضی از ادیان الهی مانند اسلام جهان بینی دینی در متن دین رنگ فلسفی یعنی رنگ استدلال به خود گرفته است . بدین معنی که مسایل با تکیه بر عقل ، استدلال و اقامه برهان عرضه شده است . از این رو جهان بینی اسلامی در عین حال یک جهان بینی عقلانی و فلسفی نیز به شمار می رود .

                               جهان بینی توحیدی

در جهان بینی توحیدی همه ویژگیهایی که در مباحث مربوط به " معیار مقبولیت جهان بینی " بیان شده است بطور شایسته وجود دارد . موضوعات پنجگانه آنجا بدلیل عدم اطاله ی کلام در اینجا ذکر نمی گردد . در جهان بینی توحیدی نظام هستی بر اساس خیر وجود و رحمت استوار است . در این جهان بینی انگیزه و هدف ، رساندن موجودات به کمالات شایسته است . در جهان بینی توحیدی تنها یک قطب و یک محور وجود دارد و آن ماهیت از "اویی" و به سوی " اویی" می باشد . در این جهان بینی هیچ چیز عبث و بیهوده آفریده نشده است . در جهان بینی فوق انسان در میان موجودات از شرافت و کرامت مخصوصی بر خوردار است . این جهان بینی از منطق ،علم و استدلال حمایت می کند.

                        جهان بینی اسلامی

در مباحث مربوط به انواع جهان بینی ، دیدگاهی مطرح شده است که جهان بینی را بر پایه شناخت تقسیم نموده است تقسیم بندی جهان بینی بر پایه شناخت ، چهار گونه خواهد بود . درباره سه جهان بینی توضیح کافی از نظر گذشت . چهارمین جهانبینی بر اساس این نظریه ، جهان بینی عرفانی است . که بدلیل طولانی شدن بحث از پرداختن آن خود داری می شود . جهان بینی اسلامی جهان بینی توحیدی است . توحید و یکتا پرستی در اسلام به خالصترین شکل و زیباترین صورت بیان گردید . در این قسمت از مباحث به پارهای از اصول جهان بینی اسلامی اشاره می گردد زیرا همه ی اصول در درسهای آینده و بطور مشروح مورد بحث و بررسی قرار خواهند گرفت .

1- از نظر اسلام خداوند مثل و مانند ندارد.

فاطر السموات و الارض ،جعل لکم من انفسکم ازواجا و من انعام ازواجا یذرؤکم فیه لیس کمثله شی و هو السمیع البصیر .(1)  یعنی خداوندی که خالق زمین و آسمان است برای شما و دیگر موجودات زوج و جفت قرار دارد تا از این طریق پراکنده و بسیار شوید برای خداوند مثل و مانندی وجود ندارد . او شونده و بینا است .

2- خداوند بی نیاز مطلق است و همه به او نیازمند می باشند

یا ایها الناس انتم الفقراء الی الله و الله هو الغنی الحمید (2)

یعنی ای مردم شما همگان نیازمند به درگاه خداوند می باشید و تنها اواست که بی نیاز مطلق و غنی به معنی عام کلمه است . این آیه واژه " الناس" یعنی مردم را عام و بدون قید به چیزی استعمال کرده است ممکن است می خواهد این نکته را به مردم بفهماند که ایمان آوردن ، به دستورات خدا عمل کردن و اموری مانند اینها بی نیازی را بر طرف نمی کند بلکه انسان در همه شرایط به او نیازمند است.

3- خداوند در همه جا هست جایی نیست که او نباشد بالای آسمان و قعر زمین و به هر سمت و سویی که بایستیم رو به او ایستاده ایم . ولله المشرق و المغرب فاینما تولوافثم وجه الله ان الله واسع علیم (3)

4- خداوند از رگ گردن به انسان نزدیکتر است و از مکنونات قلب و از خاطرات ذهن و از نیتها و از قصد های همه آگاه است . و لقد خلقنا الانسان و نعلم ما توسوس به نفسه و نحن اقرب الیه من حبل الورید (4)

5- در جهان بینی اسلامی به انسان کرامت و شرافت ویژه ای داده شده است تا جایی که از همه موجودات برتر بشمار می رود . و لقد کرمنا بنی آدم و حملنا هم فی البر و البحر و رزقناهم من الطیبات و فضلناهم علی کثیر ممن خلقنا تفضیلا (5)

این بود گوشه هایی از مباحث مربوط به جهان بینی بدون شک در مباحث آینده امور نا گفته در اینجا روشن و واضح خواهد شد .

منبع و ماخذ

دیوان خواجه شمس الدین محمد حافظ شیرازی به تصحیح عبدالرحیم خلخالی . ناشر ـ کتابفروشی حافظ

معارف اسلامی (2-1)تألیف جمعی از نویسندگان وابسته به وزارت فرهنگ و آموزش عالی چاپ ـسازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی

                                                           سید محمد حسین دریاباری

1- سوره شوری آیه 11      2-   سوره فاطر ایه 15      3-   سوره بقره آیه 115     

4- سوره ق آیه 16         5-    سوره اسرا آیه 70 

این درس ها درتهران هیات مکتب التوحید متوسلین به موسی بن جعفر علیهما السلام گفته شده است تاریخ تدریس  سالهای 1371 و1372 بوده است