X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

خداشناسی از راه استدلال

بسم الله الرحمن الرحیم

درس سیزدهم

خداشناسی از راه استدلال

در درس های یازدهم و دوازدهم گفته شد که دو راه برای خداشناسی وجود دارد . راه نخست برای خداشناسی "راه فطرت " است . فطرت نیرویی بیدار گر است که در همه انسان ها به ودیعه گذارده شده است . این راه تنها می تواند به افراد بیداری و روشنایی ببخشد تا در جستجوی خدا باشند و قابل انتقال به دیگران نیست زیرا آنچه که به دیگران انتقال داده می شود پیام فطرت است که با فطرت تفاوت دارد و نیز فطرت مانند غریزه و عادات نیست که از بین برود بلکه همواره با انسان تا پایان زندگی باقی است . راه دیگر برای خداشناسی " راه استدلال " با گفت وگو و مباحثه قابل انتقال به دیگران است زیرا این راه با یک سلسله علوم و یافته های علمی شکل می گیرد . بدین معنی که استدلال با تجزیه و تحلیل یافته های علمی از سوی عقل صورت می پذیرد و با شیوه های گوناگون قابل انتقال به دیگران است . این راه ، راه همگانی برای شناخت خدا است . بنابراین در درس حاضر برای وحدت و یگانگی خداوند از راه استدلال بحث و گفت وگو بمیان می آید . انسان موجودی است که همواره تلاش می کند واقعیت را بیابد انسان از کودکی در جستجوی واقعیت ها است پستان مادر برای او به عنوان یک واقعیت به حساب می آید که ساعتی پس از تولد به تکاپو برای آن می پردازد . واقعیت  هایی که انسان از راه حواس خود یعنی بینایی ، شنوایی، بویایی، چشایی و لامسه درک می نماید مجموع یافته های آن ها جهان نامیده می شود . این جهان که خود واقعیتی بزرگ است خصوصیات و ویژگی زیادی را در بر دارد که آن را محدود و متناهی می نماید زیرا آنچه که با حواس بدست می آید محدود و متناهی است . انسان می کوشد به مبدأ و واقعیتی دست یازد که نامحدود ، نامتناهی و بی نهایت باشد . زیرا همانطور که در درس های پیشین یاد آوری گردید "فطرت " به عنوان نیروی محرک ، انسان را به سمت قدرتی بزرگ که بالاترین قدرت ها است به پیش می راند لذا انسان هم با ابزار حسن و عقل به سوی خواسته های خویش راه می پیماید .

                                  خداوند کمال مطلق و مبدأ هستی

تمام موجودات عالم چه کوچک چه بزرگ همه واقعیاتی هستند که با حواس درک می شوند و انسان با تمام توان در آن به مطالعه و تحقیق پرداخته است . مطالعه و پژو.هش انسان که مبتنی بر عقل ، حس و تجزیه بوده نشان داده است که موجودات جهان اموری را دارا هستند که آن را محدود و مناهی ساخته است . همین امر او را به سراغ واقعیتی رهنمون ساخت که کمال مطلق و آفریننده هستی است . امور یاد شده به شرح زیر است .

1- محدودیت : موجودات محسوس از کوچکترین آن مانند " اتم " و بزرگترین آن همچون "ستاره" محدود به زمان و مکان هستند . یعنی هر یک از آنها یک قطعه زمان و مکان را بخود اختصاص داده و در آنجا هستند . بدین معنی که امور مزبورر در خارج از آن قطعه مکان و فاصله زمانی وجود ندارند بعضی از موجودات زمان و مکان بیشتری را اشغال می کنند و جمعی دیگر کمتر و بالاخره همه از نظر زمانی و مکانی عمر محدودی خواهند داشت .

2- تغییر : موجودات عالم از بزرگ تا کوچک همه متغییر و ناپایدار هستند هیچ موجود محسوس این عالم یکسان و یکنواخت باقی نمی ماند یا در حال رشد است یا در حال فرسودگی این خاصیت یعنی تغییر و تحول شامل عموم موجودات این جهان است حتی انسان که سلو ل های بدن او در حال تغییر است مهمتر از سلول های بدن سلول های مغزی انسان است که اعتقاد اندیشمندان بر این است سلول های مغزی او هر هفت سال یکبار بکلی عوض می شود .

3- وابستگی : موجودات عالم همگی بنوعی وابسته و مشروط به دیگران هستند . بدین معنی که هر یک از موجودات وابسته به یک یا چند موجود دیگرند بطوریکه اگر آن موجود نباشد این هم نخواهد بود . در میان موجودات محسوس موجودی بدون شرط و وابسته وجود ندارد بلکه همه مفید و مشروط هستند . مثال برای اینها فراوان است اما بدلیل روشن بودن قضایا از ذکر مثال خودداری می شود .

4- نیازمندی : موجوداتی که انسان مشاهده می کند بدلیل وابستگی و مشروط بودن نیازمند می باشند . مضافا بر این نیاز آنها هم به شرائط بیشماری است که احتیاج و نیازمندی آنها را بصورت زنجیر در آورده و به هم پیوند داده است . هر یک از شرایط به نوبه خود به یک سلسله شرایط دیگر محتاجند بنابراین موجودات گیتی را فقر و احتیاج فرا گرفته است .

5- نسبیت : محسوسات چه از نظر اصل هستی و چه از نظر کمالات هستی موجوداتی نسبی می باشند . بدین معنی که اگر موجودات جهان به بزرگی توانایی ، زیبایی ، سابقه و حتی هستی توصیف می شوند نسبی و در مقایسه با اشیاء دیگر است بعنوان مثال وقتی که گفته می شود خورشید بزرگ است یعنی نسبت به زمین و ستارگان که در منظومه خورشیدی هستند بزرگ است بنابراین همه خوبیها و زشتیها که در عالم سنجیده می شود در مقایسه با این و آن است . نیروی عقل و اندیشه بر خلاف حواس انسان تنها به ظواهر قناعت نمی کند و شعاع دید خود را تا درون هستی نفوذ می دهد و حکم می کند که هستی نمی تواند به امور محسوس منحصر باشد بلکه می رود تا حقیقت نامحدود و بی نیاز که تکیه گاه همه هستی ها است را بیابد . خدای سبحان خود را در قرآن کریم قیوم ، غنی و صمد یاد می کند تا به انسان ها بفهماند که نگه دارنده ی موجودات محدود او است و نیز در قرآن مجید همه موجودات به " آیات " و نشانه های خداوند تعبیر گشته اند . بزودی خواهد آمد که یکی از راه های خداشناسی تامل و تفکر در " نشانه های " خداوند است . با بیان بالا روشن گردید که خداوند را نمی توان به هیچ یک از اشیاء تشبیه نمود . زیرا همه عالم و هر چه که در آن است از نقص و نیازمندی برخوردارند و تنها خداوند سبحان است که کمال مطلق و پدید آورنده همه هستی ها است .

                                

                     شناخت خدا از راه نشانه های او

تا اینجا روشن شد که موجودات عالم خصوصیاتی دارند که انها را محدود و نیازمند می نمایند این خصوصیات مخصوص موجودات است و هرگز برای پروردگار قابل تصور نخواهد بود . بنابراین تمام موجودات اعم از حیوانات نباتات ،جمادات و اجسام همگی از نشانه های آفریدگار بزرگ به حساب می آیند . جمعی از متفکران مطالعه و تحقیق در " آیات " و نشانه های خدا را یکی از راههای خداشناسی می دانند . آنان عقیده دارند کسانی را که از طریق نشانه ها و آیات او پی به عظمت و قدرت خداوند ببرند و از این استدلال بهره جویند نیازی به براهین فلسفی و کلامی ندارند . هنگامی که انسان در زمین ،آسمان و وجود خویش می نگرد نشان های فراوانی می یابد که هر کدام می تواند عقربه دل را به سوی مرکز هستی هدایت کند . زیرا خود انسان موجود بزرگی است که تا کنون ناشناخته باقی مانده است . حضرت علی (ع) درباره عظمت انسان در شعری که به ایشان منسوب است می فرماید :

              اتزعم انک جرم صغیر              وفیک انطوی  عالم  الاکبر

انسان نباید خود را کوچک تصورکند  زیرا در انسان جهان بزرگی برای مطالعه و پژوهش جاسازی شده است

                            مفاهیم و معانی وحدت

بدون شک واژه یگانگی و وحدت مفهومی وسیع و عمیقی دارد که مهمترین آن بشرح زیر است .

نخست وحدت عددی : وحدت "عددی" که آن را "واحد" یعنی "یک" می گویند بعد از صفر است و شمارش بر مبنای این عدد آغاز می گردد .

دوم وحدت کلی : این وحدت از افراد و مصادیق معینی بدست می آید . مانند وحدت انسانی در همه افراد و اصناف بدین معنی که همه ی افراد انسان از هر نژاد و طبقه ای که باشند در یک اصل کلی یعنی انسانیت وحدت دارند . وحدت حیوانی در همه ی جانداران . وحدت نباتی در همه ی نباتات و بالاخره وحدت جسمانی در همه اجسام . همه این امور در یک اصل کلی حیوان ، و جسم بودن وحدت دارند .

سوم وحدت به معنای بی نظیر بودن: در نوع یا جسم یا ارزش بدین معنی است . که کالایی که در پیش روی شما قرار دارد بی نظیر است از نظر جسم یا ارزش ولی ممکن است مرتبه ای پایین تر باشد اما جنس و ارزش آن به کالای بی نظیر نمی رسد .

چهارم وحدت در قانون : قانون واحدی در اشیاء مختلف و یا انسانها حکومت می کند در این صورت آن اشیاءیا انسانها دارای وحدتی هستند که از وحدت قانون ،حاکم گشته است .

پنجم وحدت به مفهوم واحدی است: که نه مثل دارد ونه ضدی و نه محدودیتی که قابل اشاره حسی یا عقلی باشد زیرا در غیر این صورت معین و مشخص خواهد بود .

واحد به این معنی منحصرد ر وجود پاک خداوند است .درک  و دریافت این واحد و گرایش به آن توحید نامیده می شود .هر موجودی که در مقابل او قرار گیرد چه به عنوان شریک و چه به عنوان مثل و ضد و یا به هر عنوان مستقل دیگری لازمه اش محدودیت خداوند است .در صورتی که خداوند موجودی بی  نهایت بشمار می رود . بنا بر این با بیان فوق واضح گردید که اگر گفته می شود خداوند بی همتا و یگانه است منظور و مقصود معنی پنجم این بخش است و هر دلیل دیگری که برای یگانگی خدای سبحان ارائه می گردد نیز می خواهد همان مفهوم را اثبات کند.

                         خداوند یگانه و بی همتا است

اکنون که معنی وحدت روشن گردید و آشکار شد که کدام یک از آن پنج معنی مربوط به خداوند است حال وقت آن است که برای یگانگی و بی همتایی او استدلال عقلی و احیانا نقلی که مؤید عقل است بعمل آید . نویسنده کتاب "الهیات و معارف اسلامی " چهار دلیل برای یگانگی خداوند ارائه کرده است . کتاب مزبور برای اثبات حرفهای خود مثالهای فراوانی آورده که متن آن را طولانی ساخت در این بخش به چکیده چهار دلیل اشاره می شود .

دلیل نخست : هر گاه فرض شود که برای خدا همتا و نظیری وجود دارد لازمه این فرض آن است که خدا و همتای او از دو جزء ترکیب یافته باشند و ترکیب شدن از دو جزء احتیاج و نیاز را به همراه خواهد داشت . این نکته در مبحث " خداوند کمال مطلق و مبداء هستی " اثبات گردید که احتیاج و نیاز در موجودات محدود دیده می شود و با خداوندگار سازگار نیست . اصولا دو گانه بودن لازمه اش این است که هر یک از آن دو در یک جهت یا جهاتی با هم مشترک و در جهت یا جهات دیگر با هم اختلاف داشته باشند و به عبارت دیگر اگر دو گانگی دو موجود درست باشد باید هم از جهاتی شبیه و هم از جهاتی متمایز از هم باشند وگرنه دو گانگی آن دو بی حقیقت خواهد بود و یکی بیشتر نخواهد بود . نتیجه استدلال این خواهد شد که اگر خدا مرکب از دو جزء باشد به اجزاء خود نیازمند خواهد بود . یعنی هستی او بستگی به آن جزء یا اجزاء خواهد داشت در حالیکه خداوند از هر گونه نیاز و احتیاج منزه است .

دلیل دوم : هماهنگی و پیوستگی اجزاء به هر انسانی می نمایاند که خدا یکتا است و همتایی ندارد . انسان به هر جا می نگرد آثار وحدت و نظام واحد در پیشاپیش چشمانش مجسم می شود . بدون تردید اگر مبداء آفرینش یکی نبود و دو قدرت بر جهان حکومت می کرد وضع جهان آفرینش به نوعی دیگر بود .

امام صادق (ع) با اشاره به همین دلیل می فرماید : ( لما راینا الخلق منتظما و الفلک جاریا و اختلاف اللیل و النهار و الشمس والقمر دل صحة الامر والتدبیر وائتلاف الامر علی ان المدبر واحد ) یعنی منظم بودن جهان آفرینش وپشت سرهم بودن روزوشب وحرکت منظم خورشیدوماه مارابه این موضوع میرساندکه مدبرجهان  یکی است و یک قدرت بر آن حکومت می کند .

دلیل سوم : محاسبات دقیق و ظریف فلسفی اثبات می کند که متعدد بودن آفریدگار موجب فساد و اختلال در دستگاه آفرینش است . در قرآن مجید نیز به این برهان اشاره شده است . هر گاه بر جهان و آنچه در آن است دو آفریننده حکومت کند وضع آنها برای انسان دو صورت فرض و تصور می شود .

1- دو آفریدگار شبیه و همانند یکدیگر

2- دو خدای ضد و مخالف یکدیگر

فرض و تصور نخست که دو خدا مانند هم باشند لازمه اش این است که خدا مرکب از دو جزء باشد . یک جزء مشترک که هر دو دارند و یک جزء غیر مشترک و همانطور که در بحثهای گذشته گفته شد ترکیب همواره با احتیاج همراه است و احتیاج هم با خدا بودن سازگار نیست .

اما فرض دوم یعنی اینکه دو خدا ضد و مخالف هم باشند و هیچ شباهتی با هم نداشته باشند ناگفته پیدا است . که افعال و آثار دو موجود مباین مانند ذات آنها مخالف و مابین است زیرا تصور این نکته دشوار است که دو موجود مخالف که کوچکترین نقطه اشتراک ندارند از نظر افعال و آثار یکسان و یکنواخت عمل کنند . قرآن درباره دو خدای متباین می فرماید : (لو کان فیهما الهة الا الله لفسد تا ) یعنی اگر در جهان خدایانی غیر از خدای واحد بود جهان را فساد و تباهی فرا می گرفت .

دلیل چهارم : دانشمندان برای یگانگی خدا برهانی اقامه کردند که اساس و پایه آن را امیر مومنان علی (ع) در نامه ای که به فرزندش امام حسن (ع) نوشت پی ریزی کرده است . این دلیل کاملا ابتکاری است و از سوی امام ارائه شده است .

امام می فرماید : ( و اعلم یا بنی انه لو کان لربک شریک لا تتک رسله و لرایت آثار ملکه و سلطانه و لعرفت افعاله وصفاته ولکنه اله واحد کما وصف نفسه لایضاده فی ملکه احدو انه خالق کل شی ) بدان ای فرزند اگر برای پروردگار تو شریکی می بود پیامبرانی از طرف او می آمدند و آثار قدرت و سلطنت او را می دیدی و افعال و صفات او را می شناختی ولی او یگانه است همانطور خود را توصیف کرده است .

جهان از آن اوست و معارضی ندارد و آفریننده همه چیز است . نحوه استدلال به شرح زیر است .

اول اینکه اگر برای خدا شریکی بود آثار قدرت او در جهان باید نمایان می گردید و افعال و صفات او برای انسان آشکار می گشت و انسان دو نقشه و تدبیر در جهان می یافت .

دوم اینکه اگر خدای دیگری در جهان بود باید برای هدایت بندگان خود پیامبرانی اعزام می نمود در صورتی که هیچ پیامبری از سوی چنین خدایی اعزام نشده است . پس بنابراین خدا یگانه است و از خدای دوم خبر و اثری نیست .

                               نقدی بر دلیل چهارم

تا کنون خوانندگان با چهار دلیل آشنا شدند که برای اثبات یگانگی و بی همتایی او ارائه گردید . دلیل دوم که عبارت بود از " هماهنگی و پیوستگی اجزاء عالم " علاوه بر کتابی که از آن نام برده شد در کتاب " طرحی نو در تدریس عقاید اسلامی " و " معارف اسلامی " و بالاخره در چند کتاب دیگر نیز آمده است . در واقع می توان گفت : دلیل دوم دلیل رایجی است که همه آن را بیان می کنند . احادیث و روایات اسلامی نیز آن را مورد تأیید قرار داده اند . دلیل نخست هم با بیان مختلف در کتابهای گوناگون عنوان شده است . اما این دلیل هم صرفا عقلی است .

اما دلیل سوم اصلی عقلی محسوب می شود که در فلسفه از آن به برهان "تمانع" یاد می کنند . زیرا بر اساس این قانون عقلی ، باید علت عالم ، هم واحد و یکتا باشد چرا که فلاسفه معتقدند که هر معلولی دو علت تامه نمی خواهد . فیلسوفان آیه مذکور در دلیل سوم را با برهان یاد شده تطبیق نموده اند . قانون عقلی فلاسفه را نیز شرع پذیرفته و می گوید وجود دو خدا در جهان مایه فساد و تباهی است . و اما دلیل چهارم : این دلیل تنها در کتاب " الهیات و معارف اسلامی " آمده است دیگر کتابها در باره آن چیزی ننوشته اند . مؤلف کتاب مذکور می گوید : دلیل چهارم کاملا ابتکاری است . تردیدی وجود ندارد که بیان و تفسیر امام علی (ع) درباره آیه 22 سوره انبیاء کاملا نوو ابتکاری است . بیان نورانی امیر المومنین (ع) ارسال انبیاء برای هدایت مردم ، وضع مقررات و تکالیف برای بشر و نمایاندن قدرت و سلطنت را از آن خداوند بر می شمارد هنگامی که امور یاد شده از یک خدا بوده باشد پس معلوم می گردد خدا یکی است و شریکی ندارد . در واقع امام (ع) تبعات و پی آمد دو خدا بودن را بیان می کند . گروهی از محققان عقیده دارند که آنچه که آن را کتاب مزبور دلیل چهارم و ابتکاری تلقی کرده در واقع تفسیر بسیار روشن و بلیغ امام علی (ع) از آیه ای است که در دلیل سوم آمده است زیرا امام (ع) قرآن ناطق است در واقع با آن عبارات شیوا آیه 22 سوره انبیاء را تفسیر و تشریح کرده است . و مثالی برای روشن شدن مطلب ارائه کرده که تا کنون کسی بدان مبادرت نورزید . با این توضیح پیدا است که برداشت مولف کتاب مذکور از تامل برخوردار نبوده و با واقعیت فاصله زیادی دارد .

   منابع

1- سوره انبیاء آیه 22

2- نهج البلاغه نامه 31

3- توحید صدوق چاپ جدید ص 244

4- ترجمه و تفسیر نهج البلاغه جلد دوم ناشر دفتر نشر فرهنگ اسلامی تالیف محمد تقی جعفری

سید محمد حسین دریاباری