X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

سخن تبیان

                      سخن تبیان

خاورمیانه همواره یکی از خبرسازترین نقاط جهان به شمار می رود. ناظران سیاسی و کارشناسان مستقل براین باورند پاره ای از عوامل موجب گردیده، تا این بخش از جهان از نظر سیاسی ملتهب و ناامن باشد. قدرت های بزرگ جهان به منظور تکمیل فرم نقشه ی کشوری مستقل، برای اجرای اهداف و تمنیات بلند مدت خویش به تکاپو و جستجو پرداختند. پس از بررسی عوامل جغرافیایی، تاریخی، فرهنگی،اجتماعی،مذهبی و دهها عامل سازگار و ناسازگار دیگر، به این نتیجه دست یافتند که خاورمیانه و فلسطین نقطه ی مناسبی برای کشمکش سیاسی می باشد. هنگامی که پروژه ی مورد توافق قدرتهای بزرگ به انجام رسید نقشه ی فلسطین از گیتی حذف و پرچم جعلی اسراییل با حمایت قدرتهای استکباری در جهان مطرح شده است. اکنون فلسطین نیم قرن است که هیچگاه آرامش را به خود ندیده است. با اینکه فلسفه ی سیاسی غرب مزایای دموکراسی را برشمرده است اما هنوز سیاستمداران عقب مانده ی غرب نتوانستند طعم مزایای دموکراسی را عملگرایانه به مردم دربند کشورهای منطقه بچشانند. بدیهی است ناظران سیاسی از خود می پرسند که چرا سازمان های عریض و طویل مدافع حقوق بشر، اسراییل رادرکشتار بیرحمانه ی مردم بی دفاع محکوم نمی کند اما کسانی که از حق حیات اقامت در سرزمین خویش و دهها حقوق انسانی دیگر محروم شدند و تنها ابزار دفاعی آنان سنگ و چوب است. اخلالگران صلح و امنیت شناخته می شوند. گروهی بر این باورند که عرفات پس از امضای مفاد پیمان صلح اسلو از کشورهای عربی در حمایت از وی قطع امید کرده وبا امضای این قرارداد برای تشکیل دولت مستقل فلسطینی هر چند محدود خوش بین بوده است. تحلیلگران معتقدند پافشاری صهیونیستها بر مواضع خویش از یک سو و حمایت همه جانبه ی دولت آمریکا از اسراییل از سوی دیگر موجب گردید حتی اعراب طرفدار صلح با اسراییل هم در مواضع خویش تجدیدنظر کرده و با بدبینی اوضاع خاورمیانه را دنبال کنند. مواضع اتخاذ شده از سوی اتحادیه ی عرب نشان می دهد که کشورهای عربی علاقه ی چندانی به نرمش در برابر اسراییل که سر سختی بیش از حد به نمایش می گذارد ندارد. زیرا سیاستمداران دوراندیش و مجرب عرب دریافتند حمایت علنی و آشکار ایالات متحده ی آمریکا از اشغالگران قدس نمی تواند صداقت آن کشور در میانجیگری برای صلح عادلانه در منطقه را اثبات کند. مضافا بر این دولتهای عرب با ترکیه اختلافاتی دارند که گاهی آنان را تا مرز جنگ نزدیگ می نماید این در حالی است که ترکیه با اسراییل رابطه ی دوستانه ومناسبات حسنه و پیمان نظامی دارد. بنابراین این عامل و عواملی ازاین دست موجب گردید تا کشورهای عربی از شکافهای درون خویش بکاهند و دستان خویش را به سوی اتحاد دراز کنند. مواضع ایران درباره ی اوضاع خاورمیانه بسیار اصولی و سنجیده بوده است اما دولت های عرب تا هنگامی که جنگ عراق با ایران ادامه داشت نتوانستند این واقعیت را دریابند. پس از جنگ سیاستگزاران خارجی ایران همواره توسعه و گسترش روابط با اعراب را مطرح و آن تئوری را به عمل نزدیک ساختند. این عقلانیت موجب گردید که ایران در جنگ خلیج فارس که یکبار کویت به کام بغداد فرو رفته و پس از هفت ماه آزاد گردید موضع تاریخی و به یاد ماندنی اتخاذ کند. سیاست خارجی ایران در خاورمیانه معتدل، اصولی، آرمانی و همواره توأم با عقلانیت و مبنی بر واقعیات بوده و هست. بسیاری از سیاستمداران غربی بر این باورند که با روی کار آمدن دولت خاتمی سیاست خارجی ایران در قبال خاورمیانه و بویژه اسراییل دستخوش تغییر خواهد شد. زیرا غربیان معتقدند سیاست ایران بحران خاورمیانه را تداوم بخشیده و بر تنش آن می افزاید، اما سیاستگزاران ایران درپاسخ به این اندیشه ومشابه آن می گویند: دولت ایران هیچگاه مخالف صلح نبوده و نیست و خواهان زندگی مسالمت آمیز پیروان همه ی ادیان با حفظ حقوق همه در کنار یکدیگر است و با هیچ دولتی که پیشگام برقراری صلح گردیدممانعت نمی کند. اما دولت ایران خود را مانند همه دول جهان مجاز می داند نظر خویش را موافق یا مخالف بیان کند ایران همیشه و در هر جای جهان که باشد خواهان صلح عادلانه و منطقی است بدیهی است مواضع خردمندانه با اندیشه های سودجویانه انطباق نخواهد داشت و همین عدم تطابق و ناهماهنگی در اهداف وانگیزه ها زمینه های بروز اختلاف را فراهم خواهد ساخت. اکنون اعراب با درک مواضع ایران ، هم انعطاف پذیری دولت اسراییل را غیر ممکن تلقی می کنند و هم استمرار گفتگوها را بی نتیجه می پندارند بنابراین  اکنون این پرسش مطرح می شود که آینده ی انتفاضه ی مردم فلسطین سرانجامی خواهد داشت ؟ پاسخ به چنین پرسشی نیاز به گذشت زمان دارد ، اما آنچه که مسلم است این است که دولتهای منطقه از گفتگوهای بی نتیجه نه ساله که با قرارداد صلح اسلو پدیدار گشت خسته شده اند. علاوه بر این میانجی این صلح که دولت آمریکاست نتوانست بی طرفی خویش را حفظ کند و آشکارا به حمایت از اسراییل برخاست. اگردولت های منطقه به خواست اعراب گردن نهند و از انتفاضه ی مردم حمایت مالی و اقتصادی بعمل آورند و دولت غاصب اسراییل را در عرصه های بین المللی تحت فشار قرار دهند و اسراییل هم فشار همه جانبه ی دول اسلامی و عربی را محسوس و مستمرمشاهده کند ناگزیر خواهد شد امتیازات قابل ملاحظه ای را به کشورهای عربی و اسلامی بدهد، زیرا افکار عمومی اسراییل و دولتمردان این کشور تاب تحمل فشار نامحدود را نخواهند داشت.

                          سید محمد حسین دریاباری                           

چاپ درشماره43 نشرتبیان  آذر ودی 1379