نگاهی به نقش کشورهای حاشیه خلیج فارس ، آیا سیاست همسایگی در نقطه بازنگری است؟
نجابت تا کجا ؟ آیا پایان سیاست خویشتنداری نزدیک است؟
تمام ایران، سرای ماست؛ وحدت ملی،مهمترین سلاح امروز ایران
سید محمد حسین دریاباری
جنگ دوازدهروزهای که با آغاز حملات ایالات متحده علیه ایران و همزمان با مذاکرات شکل گرفت، جنگ سوم تحمیلی نیز همزمان با مذاکرات آغاز شد؛ جنگی که نزدیک به چهل روز به طول انجامید. پس از آن، تفاهمنامهای چهاردهبندی میان ریاست جمهوری ایران و ایالات متحده آمریکا به امضا رسید تا دستکم زمینه پایان جنگ و دستیابی به توافقهایی درباره برخی موضوعات فراهم شود و منطقه از آتش جنگ فاصله بگیرد.
با این حال، همانگونه که مقامات ارشد جمهوری اسلامی ایران بارها پیشتر نیز گفته بودند، پیشبینی میشد که آمریکا به بهانههای مختلف از تعهدات خود عدول کند و به مفاد این تفاهمنامه پایبند نماند. بهویژه بند نخست که میتوان آن را مهمترین بند و ضامن بقای این تفاهمنامه دانست، از سوی آمریکا نقض شد و بار دیگر آتش جنگ شعلهور گردید.
اکنون که جنگ ادامه دارد، لازم است به چند نکته اساسی اشاره شود.
ایران با مجموعهای از کشورهای همسایه روبهروست که هر یک میتوانند نقشهای متفاوتی در تحولات منطقه ایفا کنند. کشورهای حاشیه خلیج فارس، که ایران با برخی از آنها روابط مناسبی نیز داشته است، به پایگاههای نفوذ و حضور ایالات متحده آمریکا تبدیل شدهاند. برخی از مقامات ایرانی از این کشورها با عنوان «برادر» و «همسایه» یاد میکنند؛ حال آنکه همین کشورها پس از پیروزی انقلاب اسلامی، با پرداخت میلیاردها دلار و تأمین مالی و تجهیز رژیم صدام حسین، نقش مهمی در ادامه جنگ علیه ایران ایفا کردند.
همزمان، این کشورها شورای همکاری خلیج فارس را تشکیل دادند و در بسیاری از نشستهای خود، موضوع ایران را در دستور کار قرار دادند. در بیانیههای این شورا، ایران بهعنوان تهدید معرفی شد و درباره جزایر سهگانه ایرانی نیز مواضعی اتخاذ گردید که از دیدگاه ایران ومدارک ،قرائن وشواهد بین المللی مردود است.
در میان اعضای این شورا، امارات متحده عربی بیش از دیگران مورد توجه قرار گرفته است. از سوی دیگر، بخش قابل توجهی از سرمایههای ایرانیان نیز در دبی و دیگر مناطق این کشور متمرکز شده است. امارات کشوری با جمعیتی حدود یازده تا دوازده میلیون نفر است که بخش عمده ساکنان آن را اتباع خارجی تشکیل میدهند و شهروندان اماراتی در اقلیت قرار دارند.
اقتصاد این کشور بر پایه نفت و گاز، تجارت، ترانزیت، گردشگری، خدمات مالی و حملونقل هوایی و دریایی استوار است. از نظر نظامی نیز با حدود شصت و پنج هزار نیروی فعال، بودجه دفاعی قابل توجه و برخورداری از تجهیزات مدرن غربی، از توان نظامی قابل ملاحظهای برخوردار است. روابط گسترده سیاسی و اقتصادی با آمریکا، اروپا، چین، هند و کشورهای عربی نیز جایگاه ویژهای برای این کشور در منطقه ایجاد کرده است.
امارات در جنگهای اخیر تمامی امکانات خود را در اختیار آمریکا قرار داده و با برخورداری از روابط گسترده با اسرائیل، عملاً در صف مخالفان ایران قرار گرفته است. این در حالی است که انتظار میرفت کشوری عربی در کنار مردم فلسطین و دیگر ملتهای منطقه قرار گیرد، نه آنکه با اسرائیل همکاری کند و در تحولات منطقه نقش متفاوتی ایفا نماید.
در اینجا پرسشی اساسی مطرح میشود: چه عواملی سبب شد که بخش مهمی از سرمایههای ایرانیان به این کشور منتقل شود؟ آیا از عضویت امارات در شورای همکاری خلیج فارس و استقرار پایگاههای نظامی آمریکا در این کشور آگاهی وجود نداشت؟ چرا سرمایههای منقول و غیرمنقول ایرانیان در چنین کشوری متمرکز شد؟
برخی کارشناسان معتقدند هرگونه اقدام نظامی گسترده علیه امارات ممکن است موجب ورود دیگر کشورهای عربی به حمایت از این کشور شود. بسیاری از این کشورها هماکنون نیز در کنار آمریکا و اسرائیل علیه ایران قرار گرفتهاند.
از این رو، این پرسش در افکار عمومی مطرح است که چرا مسئولان کشور درباره نحوه پاسخ به اقدامات این کشورها تصمیمهای قاطعتری اتخاذ نمیکنند؟ وقتی پایگاههای نظامی آمریکا در این کشورها علیه ایران مورد استفاده قرار میگیرد، آیا صرفاً هدف قرار دادن چند پایگاه نظامی کافی است یا باید درباره سایر ابعاد این رویارویی نیز تصمیمگیری شود؟
یکی از موضوعاتی که باید درباره آن سخن گفت، اما کمتر مطرح میشود، مسئلهای است که باز هم به نجابت و خویشتنداری ایران بازمیگردد. آمریکا بارها از خاک برخی کشورهای همسایه علیه ایران اقدام کرده است؛ همسایگانی که شاید شایستهتر باشد آنان را «جرثومههای فساد» بنامیم، زیرا چنان اختیار و اراده خود را در اختیار آمریکا قرار دادهاند که حتی قادر نیستند اعلام کنند: «ما مایل نیستیم از خاک کشورمان علیه همسایهمان حملهای صورت گیرد.»
حتی اگر به دلیل قدرت و نفوذ آمریکا توان جلوگیری از این اقدامات را ندارند، دستکم میتوانند با صدور یک بیانیه معمولی، این حملات را محکوم کنند تا ظاهر قواعد و مناسبات بینالمللی نیز حفظ شود؛ اما نهتنها چنین نمیکنند، بلکه هنگامی که ایران، بر اساس حق دفاع مشروع و مطابق مفاد منشور سازمان ملل متحد، به مراکزی که منشأ این حملات بودهاند پاسخ میدهد، همین کشورها ایران را محکوم میکنند.
با چنین همسایگانی روبهرو هستیم؛ همسایگانی که هیچ عقل و منطقی این شیوه رفتار را نمیپذیرد. البته باید دانست که بسیاری از حاکمان منطقه، از عربستان سعودی گرفته تا دیگر دولتهای عربی، هنگامی که بیش از یکصد هزار زن، کودک، پیر و جوان در غزه به دست اسرائیل کشته میشوند، حتی توان محکوم کردن ظاهری این جنایات را نیز ندارند؛ چه رسد به دفاع از مردم مظلوم فلسطین. بنابراین، با چنین عملکردی، چه انتظاری میتوان از آنان داشت؟
ازاینرو، باید بیش از هر چیز به توان و ظرفیت خود تکیه کنیم. این کشورها را نباید صرفاً همسایه دانست، بلکه باید آنان را دشمنانی در پوشش همسایه تلقی کرد و متناسب با همین واقعیت با آنان برخورد نمود.
اگر مسئولان کشور همه جوانب را در نظر نگیرند، همچنان این کشورها را «برادر» بخوانند و در برابر حملاتی که از خاک آنان به زیرساختهای ایران انجام میشود بیش از این شکیبایی نشان دهند، بیتردید این رویکرد به احساسات عمومی و تابآوری مردم آسیب خواهد زد. مردم انتظار دارند مسئولان نیز از برخی خطوط و محدودیتهایی که دیگران برای ایران ترسیم کردهاند عبور کنند.
عربستان سعودی امروز چه منفعتی برای ایران دارد؟ به گفته مسئولان یمنی، طراحی جنگ علیه ایران در خاک عربستان انجام شده است. با این حال، همین کشور حاضر نیست حتی در حد یک بیانیه، آمریکا را محکوم کند. در چنین شرایطی، این پرسش مطرح میشود که چرا ایران باید همچنان سیاست خویشتنداری یکجانبه را ادامه دهد؟
امروز مردم، کودکان، سالخوردگان، پلهای ویرانشده، بیمارستانها، مدارس و دیگر زیرساختهایی را که هدف حملات قرار گرفتهاند، با چشم خود میبینند. این خسارتها واقعیتی انکارناپذیر است. اکنون نیز نوبت اردن رسیده است. این وضعیت تا چه زمانی باید ادامه یابد؟
پاکستان، کشوری مسلمان با ارتشی قدرتمند و برخوردار از سلاح هستهای، در برابر آمریکا و اسرائیل چنان منفعل رفتار میکند که گویی نشانی از غیرت اسلامی در سیاست رسمی آن دیده نمیشود. آیا چنین کشورهایی شایسته عنوان «برادر» هستند؟ چگونه قطر میتواند میانجی باشد، در حالی که خود یکی از طرفهای درگیر و دارای نقش در این معادلات است؟ پاکستان نیز عملاً در برابر آمریکا رفتاری کاملاً منفعلانه دارد. آیا چنین کشورهایی میتوانند میانجی بیطرف باشند؟
بر این اساس، مسئولان کشور باید در سیاست خود نسبت به این دولتها تجدیدنظر کنند و برخوردی متناسب با رفتار آنان در پیش گیرند. بهویژه امارات متحده عربی که اگر امروز با رفتار آن برخورد قاطع صورت نگیرد، در آینده میتواند به یکی از چالشهای مهم امنیتی ایران تبدیل شود. این کشور در تلاش است با سرمایهگذاریهای گسترده، نقش و اهمیت تنگه هرمز را کاهش دهد. ازاینرو، لازم است از هماکنون نسبت به رفتارهای آن حساسیت لازم وجود داشته باشد و متناسب با سیاستهایش درباره آن تصمیمگیری شود.
موضوع دیگری که باید مورد توجه قرار گیرد، پیشبینیپذیر بودن وقوع تقابل میان ایران و آمریکا است. سالها بود که احتمال چنین رویارویی مطرح میشد، هرچند زمان دقیق آن مشخص نبود. اکنون که این جنگ رخ داده است، باید درباره راههای خروج از بحران و دستیابی به پیروزی نیز برنامهریزی دقیقی صورت گیرد.
به باور بسیاری از تحلیلگران، با وجود برخورداری آمریکا و اسرائیل از تجهیزات پیشرفته و توان نظامی گسترده، تاکنون به اهداف مورد انتظار خود دست نیافتهاند و حتی اعتبار بینالمللی آنان با چالشهایی روبهرو شده است. همچنین بسته شدن تنگه هرمز از نگاه برخی تحلیلگران، نشانهای از تغییر شرایط جنگ به سود ایران تلقی میشود.
ایران علاوه بر دسترسی به مسیرهای جنوبی، از مرزهای زمینی و مناطق شمالی نیز برخوردار است و میتواند بخشی از نیازهای خود را از آن مسیرها تأمین کند. وسعت سرزمین، توان داخلی و ظرفیتهای مردمی، امکان ادامه فعالیت کشور را فراهم میآورد و مانع از تعطیلی آن میشود.
در کنار همه این مسائل، نباید از نقش رسانه غافل شد. یکی از مهمترین ابزارهای دشمن در هر جنگ، جنگ رسانهای و تبلیغاتی است. میلیاردها دلار صرف شبکههای رسانهای، تولید محتوا و عملیات روانی میشود تا افکار عمومی تحت تأثیر قرار گیرد.
از این رو، حفظ وحدت ملی مهمترین عامل موفقیت کشور به شمار میرود. همه ایرانیان، با هر قوم، مذهب و سلیقه سیاسی، در دفاع از ایران اشتراک دارند. در چنین شرایطی، هرگونه اختلاف، تسویهحساب سیاسی یا طرح مباحثی که انسجام ملی را تضعیف کند، باید کنار گذاشته شود. امروز زمان پرداختن به هر موضوعی جز حفظ ایران نیست.
هنرمندان، نویسندگان، روزنامهنگاران، استادان، روحانیان، مداحان و همه کسانی که با قلم، صدا، تصویر و رسانه سر و کار دارند، مسئولیت دارند که بیش از هر چیز به تقویت وحدت ملی بپردازند.
نباید فراموش کنیم که تمام ایران، سرای ماست. جنوب، شمال، شرق، غرب و مرکز کشور تفاوتی با یکدیگر ندارند. این سرزمین با جانفشانی مردم خود حفظ شده است و همچنان نیز با همبستگی ملی حفظ خواهد شد.
در کنار این وحدت، مردم انتظار دارند مسئولان نیز در تصمیمگیریهای خود با سرعت، قاطعیت و تدبیر بیشتری عمل کنند و در چارچوب سیاستهای کشور، اقداماتی متناسب با شرایط اتخاذ نمایند.
درباره اهمیت وحدت بسیار گفته و نوشته شده است و همچنان نیز باید بر آن تأکید کرد؛ زیرا انسجام ملی، سرمایهای است که میتواند کشور را از دشوارترین شرایط عبور دهد. امید است همه تحلیلگران، صاحبان تریبون و فعالان رسانهای، با طرح مباحثی که همبستگی و اعتماد عمومی را تقویت میکند، در حفظ این سرمایه ملی نقشآفرین باشند.
چاپ شده درروزنامه گویه مورخ شنبه 27 تیر 1405 شمسی / 3 صفر 1448 / 18 جولای 2026 میلادی / سال بیست ودوم/ شماره 2891
https://farsnews.ir/gooyeh/1784320027378861626
چرا مسئولان باید متن سخنرانی را بنویسند؟
در عصر رسانه، هیچ جملهای بیهزینه نیست
از گاف سیاسی تا خسارت ملی
سید محمد حسین دریاباری
یکی از موضوعاتی که همواره در جهان امروز مورد توجه بوده، شیوه سخن گفتن و نحوه سخنرانی مقامات سیاسی است. مقامات سیاسی هنگامی که لب به سخن میگشایند، باید با نهایت دقت، ظرافت و آیندهنگری، همه مصالح و منافع کشور خویش را لحاظ کنند تا کمتر از سوی رسانههای داخلی و نیز رسانههای خارجی سوژه شده و مورد انتقاد قرار گیرند وبالاخره مطالبی را بر زبان نیاورند که به زیان منافع ملی، امنیت کشور یا جایگاه بینالمللی آن تمام شود.
همین ضرورت سبب شده است که در اغلب کشورهای جهان، مقامات عالیرتبه از مشاوران خبره، کارشناسان سیاسی، حقوقی و رسانهای بهره بگیرند تا متن سخنرانیها، مصاحبهها و مواضع رسمی آنان، چه در مجامع بینالمللی، چه در محافل داخلی و چه در گفتوگوهای مطبوعاتی و تلویزیونی، با رعایت همه ملاحظات تنظیم شود. در دنیای سیاست، هر واژه میتواند حامل پیامی باشد و هر جمله ممکن است آثار و پیامدهایی فراتر از آنچه گوینده تصور میکند، بر جای بگذارد.
گاه در میان سیاستمداران افرادی یافت میشوند که خود را بینیاز از مشورت و تنظیم متن میدانند و بر این باورند که میتوانند بدون آمادگی قبلی سخن بگویند. چنین افرادی، متأسفانه، گاه دچار گافهای سیاسی میشوند و سخنانی بر زبان میآورند که نه تنها سودی برای کشور ندارد، بلکه خسارتهای فراوانی نیز به همراه میآورد. آنان معمولاً تمایلی ندارند سخنان خود را از روی متن بخوانند یا دستکم سرفصل مطالب را بر روی برگهای یادداشت کنند تا در هنگام سخنرانی، از مسیر اصلی خارج نشوند.
اگر اندکی در مسائل داخلی و خارجی کشورها، از سطح کلان تا مسائل خرد، تأمل کنیم، نمونههای فراوانی خواهیم یافت که مسئولی تنها با یک جمله یا یک اظهار نظر نسنجیده، خسارتهای سیاسی، اقتصادی، امنیتی یا اجتماعی بزرگی به کشور خود وارد کرده است. گاه اسراری افشا شده، گاه بازارهای مالی دچار التهاب شدهاند، گاه روابط دیپلماتیک آسیب دیده و گاه هزینههایی بر ملت تحمیل شده که جبران آن سالها زمان برده است.
از همین رو، نوشتن متن سخنرانی یا دستکم تنظیم محورهای اصلی آن، امروز در همه نظامهای سیاسی دنیا امری پذیرفتهشده و حتی ضروری است. دیگر کسی نمیپرسد چرا رئیسجمهور، رئیس مجلس، رئیس قوه قضائیه، وزیر امور خارجه یا سایر مقامات، متن سخنرانی خود را از پیش آماده کردهاند؛ زیرا همه میدانند حافظه، هر اندازه هم نیرومند باشد، جایگزین دقت و سنجیدگی نیست. حتی برجستهترین سخنرانان جهان نیز برای سخنرانیهای مهم، یادداشتهایی در اختیار دارند تا هیچ نکته مهمی از قلم نیفتد.
سخنوری، خود هنری بزرگ است و در سنت علمی ما، یکی از شاخههای دانش منطق، در کنار مباحثی همچون مغالطه، جدل و برهان، به فن خطابه و سخنوری اختصاص یافته است. بنابراین، سخن گفتنِ اثرگذار، علمی آموختنی است، نه صرفاً استعدادی ذاتی. همه افراد از این نعمت به یک اندازه برخوردار نیستند؛ از این رو، اگر کسی در فن خطابه مهارت کافی ندارد، شایسته است نوشتن و خواندن دقیق را جایگزین بداههگویی کند.
واقعیت آن است که بسیاری از سخنرانیهای بدون آمادگی، تحت تأثیر فضای جلسه، احساسات، هیجانات و واکنشهای لحظهای شکل میگیرد. در چنین شرایطی، ممکن است هر آنچه به ذهن خطور میکند، بدون پالایش و تأمل بر زبان جاری شود؛ خواه درست باشد یا نادرست، مفید باشد یا زیانبار، سنجیده باشد یا نسنجیده. حال آنکه یک جمله نابجا، گاه میتواند خسارتی غیرقابل جبران بر منافع ملی وارد کند.
از این رو، هر مسئولی در هر سطحی، پیش از حضور در تریبون، باید یا متن کامل سخنان خود را تهیه کند و یا دستکم سرفصلها و محورهای اصلی را بنویسد و بر اساس همان چارچوب سخن بگوید. این کار نه تنها از شأن او نمیکاهد، بلکه نشانه مسئولیتپذیری، تدبیر و احترام به افکار عمومی است.
امروز جهان، دنیای رسانههاست. هر واژهای که از زبان یک مقام رسمی خارج میشود، در کوتاهترین زمان ممکن در سراسر جهان منتشر، تحلیل و حتی گاه تحریف میشود. گاهی سخنی که گفته نشده نیز به افراد نسبت داده میشود؛ چه رسد به آنچه صریحاً بیان شده باشد. بنابراین، مسئولان باید بیش از گذشته مراقب واژههایی باشند که بر زبان میآورند، زیرا هر کلمه میتواند به تیتر نخست رسانههای جهان تبدیل شود.
از این رو، به همه مسئولان، اعم از رؤسای قوا، نمایندگان مجلس، وزرا، فرماندهان نظامی، مدیران اجرایی و هر فردی که مسئولیتی در قبال منافع ملی بر عهده دارد، توصیه میشود پیش از سخن گفتن، بیندیشند، مشورت کنند، بنویسند و سپس سخن بگویند. مسئولیت، اقتضائات خود را دارد و یکی از مهمترین اقتضائات آن، سنجیدگی در گفتار است.
متأسفانه گاه سخنانی از برخی مسئولان شنیده میشود که از نظر محتوا، ادبیات یا شیوه بیان، چنان سطحی و نسنجیده است که انسان را به شگفتی وا میدارد. این پرسش در ذهن افکار عمومی شکل میگیرد که آیا چنین فردی با این میزان از درک سیاسی و رسانهای، شایسته چنین جایگاهی بوده است؟ مردم تا چه زمانی باید هزینه ناپختگی، شتابزدگی و بیتوجهی برخی مسئولان به اصول مسلم اداره کشور را بپردازند؟
اگر بخواهیم نمونههای چنین گافهایی را برشماریم، فهرستی طولانی پیش روی ما خواهد بود؛ اما از ذکر مصادیق خودداری میکنیم، زیرا مقصود، تخریب اشخاص نیست، بلکه یادآوری یک اصل مدیریتی و اخلاقی است. مسئولیت، پیش از هر چیز، نیازمند مهار زبان و سنجش کلمات است.
در این میان، رسانههای فراگیر نیز مسئولیتی سنگین بر عهده دارند. هر سخن نسنجیدهای که از تریبونهای رسمی منتشر شود، همانند آبی است که بر زمین ریخته باشد؛ جمعآوری آن تقریباً ناممکن است. از همین رو، رسانهها نیز باید در دعوت از مسئولان و مدیریت برنامهها، حساسیت بیشتری به خرج دهند تا از بروز چنین آسیبهایی جلوگیری شود.
در پایان، مناسب است به نکتهای تاریخی اشاره شود. رهبر شهید انقلاب اسلامی، با آنکه از برجستهترین خطیبان معاصر و ادیبی کمنظیر بود و تسلطی شگرف بر ادبیات فارسی، معارف اسلامی و فن خطابه داشت، همواره در هنگام سخنرانی یادداشت کوتاهی در دست میگرفت و هر از گاهی به آن مراجعه میکرد تا ترتیب مطالب، دقت در بیان و سرفصلهای اصلی از ذهن دور نماند. این رفتار، نه از سر ضعف، بلکه نشانه نظم فکری، احترام به مخاطب و اهمیت دادن به مسئولیت سخن گفتن بود.
حال اگر چنین شخصیت برجستهای، با آن همه توان علمی و خطابی، از یادداشت و متن بهره میبرد، چگونه میتوان پذیرفت که برخی مسئولان، تنها با تکیه بر حافظه یا احساسات لحظهای، خود را از نوشتن و مطالعه بینیاز بدانند و در نتیجه، سخنانی بر زبان آورند که خسارتهای جبرانناپذیری برای کشور به همراه داشته باشد؟
بیتردید، قرار نیست هر آنچه به ذهن یک مسئول میرسد، بدون مشورت با کارشناسان و همکاران، بر زبان جاری شود. مسئولیت اقتضا میکند که سخن، همانند هر تصمیم مهم دیگری، حاصل اندیشه، مشورت، مطالعه و آیندهنگری باشد.
امید است این یادداشت، هرچند به اختصار و سربسته، بتواند توجه مسئولان امروز و مدیران آینده کشور را به این اصل مهم جلب کند که سخن گفتن، بهویژه از جایگاه مسئولیت، صرفاً یک هنر نیست، بلکه امانتی ملی است. هر واژه میتواند سرمایهای برای کشور بیافریند یا خسارتی بر آن تحمیل کند. از این رو، شایسته است مسئولان پیش از سخن گفتن، بیندیشند؛ پیش از اظهار نظر، بنویسند؛ و پیش از آنکه احساسات بر عقل غلبه کند، مصالح ملت و منافع ملی را معیار گفتار خود قرار دهند.
چاپ شده درروزنامه گویه مورخ دوشنبه 22 تیر 1405 شمسی / 28 محرم 1448 / 13 جولای 2026 میلادی / سال بیست ودوم/ شماره 2888
https://farsnews.ir/gooyeh/1783885516601285955
https://virasty.com/user170879019828/1783885140120016589
https://virasty.com/user170879019828/1783884894125334338
آیتالله العظمی شهید سید علی خامنهای ؛ معمار گفتمان ایران قوی و استقلال ملی
بازخوانی اندیشههای رهبر شهید در آستانه وداع تاریخی ملت ایران
رهبر شهید؛ معمار اقتدار و وحدت ملی
سید محمدحسین دریاباری
ایران اسلامی در آستانه تشییع و تدفین پیکر رهبر شهید انقلاب اسلامی قرار دارد. در این روزها و لحظات تاریخی، بر خود فرض میدانیم نکاتی را که از بیانات، نوشتارها و سخنرانیهای ایشان آموختهایم و درباره آنها به تحلیل و شناخت رسیدهایم، با مخاطبان در میان بگذاریم. باور داریم عمل به این آموزهها برای ملت و کشور، امروز و آینده، اهمیت فراوانی دارد.
از سوی دیگر، برخی از این نکات شاید برای بسیاری از مخاطبان تازگی داشته باشد و بتواند در شناخت ابعاد مختلف شخصیت ایشان و نیز الگوگیری مسئولان و مدیران کشور راهگشا باشد.
آیتالله العظمی شهید سید علی خامنهای ـ رحمةاللهعلیه ـ نزدیک به سیوهفت سال رهبری امت اسلامی را بر عهده داشت. این دوران با فشارهای خارجی، مشکلات داخلی، دشواریهای اقتصادی و چالشهای گوناگون همراه بود؛ چالشهایی که هر یک میتوانست آینده کشور را با مخاطرات جدی روبهرو سازد. با این حال، ایشان با اتکال به خداوند متعال، ایمان راسخ و تدبیری کمنظیر، کشتی انقلاب اسلامی را در میان امواج سهمگین حوادث هدایت کرد و بسیاری از بحرانها را پشت سر گذاشت.
در این سالها، صدها شبکه تلویزیونی، رادیویی، روزنامه و رسانههای گوناگون، با بهرهگیری از شیوههای مختلف تبلیغاتی، درصدد تضعیف جمهوری اسلامی، تخریب شخصیت ایشان و ایجاد بیاعتمادی در افکار عمومی بودند؛ اما ایشان همچون کوهی استوار در برابر این هجمهها ایستادگی کردند و از آرمانهای انقلاب اسلامی پاسداری نمودند.
به باور نگارنده، یکی از مهمترین عوامل موفقیت ایشان در عبور از این دشواریها، شناخت عمیق از شخصیت، اندیشه و مکتب حضرت امام خمینی رحمهاللهعلیه بود. ایشان با درک صحیح از مبانی فکری امام، مسیر اداره کشور را بر همان اساس دنبال کردند و همواره تلاش داشتند اندیشههای بنیانگذار جمهوری اسلامی را برای نسلهای جدید تبیین کنند.
سخنرانیهای سالانه ایشان در چهاردهم خرداد، همزمان با سالروز ارتحال حضرت امام خمینی رحمهاللهعلیه، نمونهای روشن از این اهتمام بود. در این سخنرانیها، با دقت و مستند، مبانی فکری امام را تفسیر و تحلیل میکردند تا مردم و مسئولان شناختی عمیقتر از آن مکتب پیدا کنند.
بسیاری از شخصیتهای برجسته داخلی و خارجی درباره جایگاه علمی، سیاسی و مدیریتی آیتالله سید علی خامنهای سخن گفته و تدبیر، قدرت تحلیل، توانایی سخنوری و مدیریت ایشان را ستودهاند. آگاهی گسترده، اعتماد به نفس، تسلط بر مسائل گوناگون و قدرت تصمیمگیری، از ویژگیهایی بود که حتی برخی از منتقدان نیز به آن اذعان داشتند.
در دوران رهبری ایشان، انتخابات ریاستجمهوری، مجلس شورای اسلامی، مجلس خبرگان رهبری و شوراهای اسلامی شهر و روستا بهطور منظم برگزار شد. دولتهای مختلف با گرایشهای سیاسی متفاوت بر سر کار آمدند و مسئولیت اداره کشور را بر عهده گرفتند. ایشان توانستند در چارچوب قانون و مصالح ملی، با همه جریانهای سیاسی همکاری کنند و زمینه خدمت آنان را فراهم سازند. این شیوه، یکی از جلوههای برجسته مدیریت کلان ایشان به شمار میآید.
یکی از پررنگترین محورهای اندیشه ایشان، تأکید بر وحدت امت اسلامی بود. بارها تصریح میکردند که اگر کشورهای اسلامی اتحاد و همبستگی خود را حفظ کنند، خواهند توانست در برابر دشمنان ایستادگی کرده و بسیاری از مشکلات جهان اسلام را برطرف سازند. از نگاه ایشان، وحدت نه یک تاکتیک سیاسی، بلکه اصلی دینی، عقلانی و راهبردی برای پیشرفت امت اسلامی بود.
در موضوع اختلافات مذهبی نیز همواره بر احترام متقابل میان مذاهب اسلامی تأکید داشتند. ایشان معتقد بودند اختلافنظرهای فقهی، تاریخی یا کلامی نباید به تفرقه و دشمنی میان مسلمانان بینجامد. از اینرو، مسلمانان را به شناخت دشمنان مشترک، تقویت روحیه مقاومت و حفظ انسجام اسلامی فرا میخواندند.
در طول سالهای رهبری، تلاشهای فراوانی برای نزدیکتر شدن ملتها و کشورهای اسلامی به یکدیگر انجام دادند؛ تلاشی که موجب افزایش جایگاه و اقتدار جمهوری اسلامی ایران در جهان اسلام شد.
بیتردید، شناخت کامل شخصیت رهبر شهید، نیازمند سالها پژوهش، بررسی و مطالعه است. شخصیتی با ابعاد گوناگون علمی، فرهنگی، دینی، سیاسی و مدیریتی را نمیتوان در چند صفحه معرفی کرد. ایشان از جمله شخصیتهای کمنظیری بودند که حکمت نظری و عملی را در کنار تجربه و مدیریت، در وجود خود جمع کرده بودند و همین ویژگی، جایگاه ممتاز ایشان را در تاریخ معاصر ایران رقم زده است.
ایمان، تجربه مدیریتی و اندیشه ایران قوی
یکی از مهمترین عواملی که رهبر شهید انقلاب اسلامی را در عبور از حوادث و بحرانهای گوناگون موفق ساخت، ایمان عمیق، اعتقاد راسخ و توکل همیشگی ایشان به خداوند متعال وتوسل به اهلبیت علیهمالسلام بود. آثار علمی، کتابها، مقالات و سخنرانیهای فراوان ایشان درباره معارف اسلامی و سیره اهلبیت علیهمالسلام، گواهی روشن بر این باور عمیق است. همین ایمان، آرامش، استقامت و قدرت تصمیمگیری را در دشوارترین شرایط برای ایشان فراهم میکرد.
از سوی دیگر، پیش از انتخاب به مقام رهبری، مسئولیتهای گوناگون سیاسی، فرهنگی و اجرایی را تجربه کرده بودند. حضور در مبارزات پیش از انقلاب، عضویت در شورای انقلاب، همکاری نزدیک با شهید آیتالله دکتر بهشتی و دیگر شخصیتهای برجسته انقلاب، نمایندگی مجلس شورای اسلامی، حضور مؤثر در دوران دفاع مقدس و سپس ریاستجمهوری، مجموعهای از تجربههای ارزشمند را برای ایشان فراهم ساخت.
این تجربه گسترده سبب شد که پس از رحلت حضرت امام خمینی رحمهاللهعلیه و انتخاب ایشان از سوی مجلس خبرگان رهبری، مسئولیت هدایت نظام اسلامی را با شناختی عمیق از مسائل کشور و جهان بر عهده گیرند و در مسیر اجرای قانون اساسی، با تدبیر و آیندهنگری عمل کنند.
در طول بیش از سه دهه رهبری، ایشان همواره ارتباط مستقیم خود را با اقشار مختلف جامعه حفظ کردند. دیدار با دانشجویان، استادان دانشگاه، کارگران، کشاورزان، پزشکان، پرستاران، فرهنگیان، بانوان، جوانان، نخبگان، نیروهای مسلح، ارتش، سپاه و بسیج، بخشی از این ارتباط مستمر بود. در هر دیدار، متناسب با نیازها و دغدغههای همان قشر سخن میگفتند و راهکارهایی عملی ارائه میکردند. ازاینرو، کمتر مسئله مهمی در حوزههای سیاسی، فرهنگی، اقتصادی، علمی یا اجتماعی میتوان یافت که مورد توجه و بررسی ایشان قرار نگرفته باشد.
یکی از بنیادیترین محورهای اندیشه ایشان، تحقق «ایران قوی» بود. ایشان بهخوبی میدانستند که موقعیت ژئوپلیتیکی، منابع طبیعی، ظرفیتهای انسانی و جایگاه راهبردی ایران، همواره این کشور را در معرض طمع قدرتهای سلطهگر قرار داده است. از اینرو، بارها تأکید میکردند که تنها راه جلوگیری از زیادهخواهی دشمنان، ساختن ایرانی مقتدر، مستقل و توانمند است.
از نگاه ایشان، اقتدار ملی تنها به توان نظامی محدود نمیشود؛ بلکه قدرت علمی، پیشرفت فناوری، شکوفایی اقتصادی، فرهنگ غنی، مدیریت کارآمد، صنعت، کشاورزی و سرمایه انسانی، همگی اجزای مکمل اقتدار یک کشور به شمار میآیند. هر اندازه این ارکان تقویت شوند، امنیت، استقلال و عزت ملی نیز پایدارتر خواهد شد.
رهبر شهید انقلاب اسلامی، حضور گسترده مردم در انتخابات را یکی از مهمترین جلوههای اقتدار ملی میدانستند. ایشان همواره مردم را به مشارکت آگاهانه و گسترده در انتخابات ریاستجمهوری، مجلس شورای اسلامی، مجلس خبرگان رهبری و شوراهای اسلامی شهر و روستا دعوت میکردند و این حضور را نشانه اعتماد عمومی به نظام و عامل افزایش قدرت ملی میدانستند.
ایشان همچنین بر ضرورت توسعه علمی کشور تأکید ویژه داشتند و بارها یادآور میشدند که حرکت علمی ایران نباید حتی برای لحظهای متوقف شود. از دیدگاه ایشان، سرمایهگذاری در آموزش، پژوهش، دانشگاهها و مراکز علمی، ضامن پیشرفت آینده کشور است.
توان دفاعی نیز از ارکان اساسی اندیشه راهبردی ایشان به شمار میرفت. با استناد به آموزههای قرآن کریم، همواره بر آمادگی همهجانبه کشور برای دفاع از استقلال، امنیت و عزت ملی تأکید میکردند و معتقد بودند که بازدارندگی، بهترین راه پیشگیری از تجاوز دشمنان است.
در مجموع، اندیشه «ایران قوی» در نگاه ایشان، مجموعهای هماهنگ از ایمان، مردمسالاری، پیشرفت علمی، اقتدار دفاعی، شکوفایی اقتصادی، فرهنگ اصیل و مدیریت کارآمد بود؛ مجموعهای که میتوانست آیندهای عزتمند و پایدار برای جمهوری اسلامی ایران رقم بزند.
عدالت اجتماعی، مردممحوری و سرمایه انسانی
در کنار تأکید بر اقتدار ملی، یکی از مهمترین دغدغههای رهبر شهید انقلاب اسلامی، تحقق عدالت اجتماعی و رسیدگی به محرومان بود. ایشان بارها یادآور میشدند که پیشرفت حقیقی تنها زمانی معنا مییابد که ثمره آن به همه اقشار جامعه برسد و فاصلههای طبقاتی کاهش یابد. از اینرو، همواره بر آن بودند که مسئولان کشور در همه تصمیمگیریها، منافع عمومی، بهویژه حقوق طبقات محروم و کمبرخوردار، را در اولویت قرار دهند.
از دیدگاه ایشان، مسئولیت در نظام اسلامی پیش از آنکه امتیاز باشد، امانتی الهی و فرصتی برای خدمت به مردم است. بر همین اساس، مدیران و مسئولان باید خود را خادم مردم بدانند و با روحیهای صادقانه، متواضعانه و مسئولانه در مسیر رفع مشکلات جامعه گام بردارند.
سادهزیستی، پرهیز از تجملگرایی و دوری از اشرافیگری از دیگر اصول مورد تأکید ایشان بود. ایشان باور داشتند هرچه فاصله مسئولان با زندگی مردم کمتر باشد، شناخت آنان از مسائل جامعه دقیقتر و تصمیمهایشان واقعبینانهتر خواهد بود. ازاینرو، همواره مدیران را به حضور میدانی، ارتباط مستقیم با مردم، شنیدن نقدها و آگاهی از مشکلات واقعی جامعه دعوت میکردند.
یکی دیگر از ارکان اندیشه ایشان، حفظ وحدت و همدلی ملی بود. ایشان اختلافافکنی میان اقوام، مذاهب، جریانهای سیاسی و گروههای اجتماعی را از مهمترین آسیبهای کشور میدانستند و همگان را به رعایت اخلاق، گفتوگو، مدارا و حفظ انسجام ملی فرا میخواندند. به باور ایشان، هرگاه وحدت ملی تقویت شود، زمینه پیشرفت کشور فراهمتر خواهد شد و دشمنان نیز امکان سوءاستفاده نخواهند یافت.
رهبر شهید انقلاب اسلامی، جوانان را بزرگترین سرمایه آینده کشور میدانستند. ایشان بارها تأکید میکردند که باید به نسل جوان اعتماد کرد، مسئولیتهای مهم را به آنان سپرد و زمینه شکوفایی استعدادها، خلاقیت و نوآوری را فراهم ساخت. از نگاه ایشان، آینده ایران در گرو تربیت نسلی مؤمن، آگاه، دانشمند، مسئولیتپذیر، امیدوار و دارای روحیه جهادی است.
امیدآفرینی نیز جایگاهی ویژه در منظومه فکری ایشان داشت. ایشان همواره هشدار میدادند که ناامیدی، یکی از مهمترین ابزارهای دشمن برای متوقف ساختن حرکت ملتهاست. ازاینرو، مسئولان، رسانهها، دانشگاهیان و نخبگان را به تقویت روحیه امید، اعتمادبهنفس ملی و تبیین دستاوردهای کشور دعوت میکردند.
از ویژگیهای برجسته رهبر شهید، اهتمام به شنیدن دیدگاههای نخبگان و صاحبنظران بود. ایشان در دیدارهای متعدد با استادان دانشگاه، دانشجویان، پژوهشگران، روحانیان، شاعران، نویسندگان، کارآفرینان، مدیران و فعالان فرهنگی و اجتماعی، با دقت به سخنان آنان گوش فرا میدادند و از نقدها و پیشنهادهای سازنده استقبال میکردند. در بسیاری از موارد نیز دستگاههای مسئول را موظف میساختند تا مسائل مطرحشده را بررسی و پیگیری کنند.
این شیوه مدیریتی، نمونهای ارزشمند از مردممحوری، عقلانیت و بهرهگیری از خرد جمعی بود و میتواند الگویی شایسته برای مدیران امروز و آینده کشور باشد. مدیری که شنیدن را مقدمه تصمیمگیری میداند، زمینه مشارکت عمومی را تقویت میکند و اعتماد اجتماعی را افزایش میدهد.
در مجموع، عدالت، مردمداری، سادهزیستی، وحدت ملی، اعتماد به جوانان، امیدآفرینی و بهرهگیری از ظرفیت نخبگان، از مهمترین ارکان مکتب مدیریتی رهبر شهید انقلاب اسلامی به شمار میرود؛ اصولی که میتواند در مسیر پیشرفت، عزت و اقتدار ایران اسلامی، راهنمای مسئولان و نسلهای آینده باشد.
رسانه، فرهنگ، خانواده و جایگاه زن در اندیشه رهبر شهید
یکی از محورهای برجسته اندیشه رهبر شهید انقلاب اسلامی، توجه به نقش تعیینکننده رسانه در تحولات جهان معاصر بود. ایشان بر این باور بودند که در عصر ارتباطات، افکار عمومی بیش از هر زمان دیگری تحت تأثیر جریانهای رسانهای قرار دارد و از همینرو، رسانه به یکی از مهمترین ابزارهای قدرت در عرصه بینالمللی تبدیل شده است.
در جریان تحولات سالهای اخیر منطقه، بهویژه هفت اکتبر و دیگر رخدادهای فلسطین، لبنان و دیگر بحرانهای غرب آسیا، نقش رسانهها در انتقال واقعیتها به افکار عمومی جهان بیش از پیش آشکار شد. ایشان بارها تأکید کردند که رسانههای مستقل توانستهاند بسیاری از واقعیات جنگ، رنج مردم بیدفاع و آثار سیاستهای قدرتهای سلطهگر را به جهانیان نشان دهند و فضای تبلیغاتی یکجانبه را به چالش بکشند.
از دیدگاه ایشان، نبرد امروز تنها در میدانهای نظامی جریان ندارد؛ بلکه بخش مهمی از آن در عرصه اندیشه، افکار عمومی و رسانه رقم میخورد. به همین دلیل، همواره بر تقویت توان رسانهای، تولید محتوای صحیح، تبیین واقعیتها و حضور فعال در فضای رسانهای تأکید داشتند و معتقد بودند که آگاهیبخشی به جامعه، یکی از مؤثرترین ابزارهای دفاع از حقیقت است.
از دیگر موضوعاتی که جایگاه ویژهای در اندیشه ایشان داشت، تبیین منزلت زن در اسلام بود. ایشان با نگاهی برگرفته از قرآن کریم و تعالیم اهلبیت علیهمالسلام، بر این باور بودند که زن از کرامت انسانی، استعدادهای علمی و تواناییهای اجتماعی برخوردار است و باید زمینه رشد و شکوفایی او در همه عرصههای مشروع و مفید فراهم شود.
در عین حال، ایشان خانواده را بنیادیترین نهاد جامعه میدانستند و اعتقاد داشتند استحکام خانواده، زیربنای سلامت فرهنگی و اجتماعی هر ملت است. از نگاه ایشان، نقش مادری، تربیت نسل آینده و ایجاد محیطی سرشار از محبت و آرامش، از ارزشمندترین مسئولیتهای انسانی است و هیچگاه با حضور اجتماعی و علمی زنان منافاتی ندارد.
رهبر شهید همواره تأکید میکردند که زنان میتوانند در عرصههای علمی، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و مدیریتی حضوری فعال و اثرگذار داشته باشند و تجربه جمهوری اسلامی نیز نشان داده است که بانوان ایرانی در بسیاری از عرصههای علمی و پژوهشی، افتخارات ارزشمندی برای کشور آفریدهاند.
ایشان همچنین بر این نکته تأکید داشتند که تفاوتهای طبیعی زن و مرد، به معنای برتری یکی بر دیگری نیست؛ بلکه هر یک با ویژگیهای خاص خود، مسئولیتهایی متناسب با ساختار وجودی خویش بر عهده دارند. از اینرو، عدالت در نگاه اسلام، به معنای شناخت صحیح جایگاه، حقوق و مسئولیتهای هر دو جنس است.
رهبر شهید، بانوان فرهیخته، دانشجویان، پژوهشگران و نخبگان را به تبیین صحیح جایگاه زن در اندیشه اسلامی فرا میخواندند و معتقد بودند که ارائه تصویری دقیق، مستدل و علمی از شخصیت زن مسلمان، میتواند بسیاری از برداشتهای نادرست را اصلاح کند و الگویی شایسته برای جوامع امروز ارائه دهد.
در کنار این مباحث، فرهنگ و ادب فارسی نیز جایگاهی ممتاز در اندیشه ایشان داشت. ایشان زبان فارسی را یکی از ارکان هویت تاریخی و فرهنگی ایران میدانستند و همواره بر پاسداری از این میراث ارزشمند تأکید میکردند. آشنایی عمیق با آثار فردوسی، حافظ، سعدی، مولوی و دیگر بزرگان ادب فارسی، نشاندهنده پیوند استوار ایشان با فرهنگ و تمدن ایرانی ـ اسلامی بود.
دیدارهای سالانه ایشان با شاعران، نویسندگان و اصحاب فرهنگ و هنر، تنها نشستهایی تشریفاتی نبود؛ بلکه مجالی برای گفتوگو درباره زبان، ادبیات، هنر و مسئولیت فرهنگی اهل قلم به شمار میآمد. ایشان همواره اصحاب فرهنگ را به حفظ اصالت زبان فارسی، ارتقای سطح آثار ادبی و توجه به هویت اسلامی و ایرانی دعوت میکردند و فرهنگ را از پایههای اصلی اقتدار ملی میدانستند.
میراث علمی، فرهنگی و مدیریتی رهبر شهید
یکی از ابعاد برجسته شخصیت رهبر شهید انقلاب اسلامی، اهتمام به تولید اندیشه و گسترش دانش دینی، فرهنگی و تاریخی بود. ایشان در کنار مسئولیتهای سنگین سیاسی و مدیریتی، آثار علمی ارزشمندی از خود به یادگار گذاشتند که هر یک بیانگر عمق مطالعات، دقت نظر و نگاه راهبردی ایشان به مسائل جهان اسلام و ایران است.
کتاب «انسان ۲۵۰ ساله» از شناختهشدهترین آثار ایشان به شمار میرود که با نگاهی نو، سیره ائمه اطهار علیهمالسلام را بهعنوان یک جریان پیوسته و هدفمند در تاریخ اسلام تبیین میکند. افزون بر این، مجموعه گستردهای از کتابها، مقالات، پیامها و سخنرانیهای ایشان در حوزههای اندیشه اسلامی، فرهنگ، سیاست، تاریخ، تمدن اسلامی و مسائل اجتماعی، سرمایهای ارزشمند برای پژوهشگران و علاقهمندان به شمار میآید.
بیتردید، شناخت جامع شخصیت رهبر شهید انقلاب اسلامی، نیازمند سالها تحقیق، مطالعه و پژوهش علمی است. ابعاد گوناگون شخصیت علمی، فرهنگی، سیاسی، مدیریتی، دینی و اجتماعی ایشان چنان گسترده است که نمیتوان آن را در چند مقاله یا چند سخنرانی بهطور کامل تبیین کرد. ازاینرو، شایسته است دانشگاهها، مراکز پژوهشی و اندیشمندان با نگاهی علمی و مستند، ابعاد مختلف اندیشه و سیره ایشان را بررسی و تبیین کنند.
از دیگر ویژگیهای برجسته ایشان، تأکید بر استقلال کشور و حفظ عزت ملی بود. ایشان همواره بر این باور بودند که پیشرفت پایدار تنها در سایه اتکا به تواناییهای داخلی، اعتماد به ظرفیتهای ملی و حفظ استقلال سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و علمی امکانپذیر است. بر همین اساس، بارها نسبت به اعتماد بیمحابا به قدرتهای سلطهگر هشدار داده و تجربه تاریخی ملت ایران را گواه درستی این دیدگاه میدانستند.
در ادامه این یادداشت، شایسته است نکتهای را بیفزاییم و آن این که امام خمینی، بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، نسبت به آمریکا و اسرائیل مواضعی روشن و مستدل داشتند. ایشان دستکم بیش از پانزده سال پیش از پیروزی انقلاب اسلامی، ماهیت رژیم جنایتکار اسرائیل و سیاستهای آمریکا را بهدرستی شناخته بودند و با مطالعه و آگاهی نسبت به جنایات، استعمار و استثمار ملتها توسط این دو، مواضع خود را بیان کردند.
این مواضع نشان میدهد که از نگاه ایشان، نه به وعده، نه به رفتار، نه به کردار و نه حتی به امضای آنان نمیتوان اعتماد کرد؛ زیرا عهدشکنی از سرشت آنان برخاسته و غرور، تکبر و خودبرتربینی در وجودشان ریشه دوانده است. به بیان روشنتر، خوی انسانی در رفتار و عملکرد آنان جایگاهی ندارد.
رهبر شهید انقلاب، آیتالله العظمی سید علی خامنهای، نیز بر همین اصول و مواضع پای میفشرد و دیدگاههای ضد استکباری و ضد غربی ایشان، بسیار مستدل، منطقی و قابل قبول بود. ایشان نیز همچون امام خمینی، شیطنتها، فریبکاریها و سیاستهای سلطهجویانه غرب را بهخوبی شناخته بود.
با این حال، متأسفانه برخی سیاستمداران سادهلوح همچنان میپندارند که غرب میتواند دوست ایران باشد. به باور من، غرب نه هرگز دوست ایران بوده و نه دوست هیچ ملت مستقلی خواهد بود. آنان از دیرباز، با جنگهای صلیبی و سپس با راهاندازی جنگهای متعدد دیگر که در امتداد همان سیاستهای سلطهطلبانه بوده است، همواره مسلمانان را تحت فشار قرار دادهاند. اروپا و آمریکا نیز در این مسیر همواره همصدا و همپیمان بودهاند. پیروان شیطان، هرگز در مسیر حق و عدالت گام برنخواهند داشت.
در یکی از بیانات تاریخی امام خمینی (ره) آمده است: «اگر آمریکا و اسرائیل "لا اله الا الله" هم بگویند، قبول نداریم؛ چرا که میخواهند سر ما کلاه بگذارند.» دیری نپایید که با پیمانها و قراردادهای متعددی که کشورهای مختلف، از جمله ایران، با آنان منعقد کردند، درستی این سخن آشکار شد و همگان دیدند چگونه با عهدشکنی و بدعهدی، حقوق ملتها را پایمال کردند.
پیامها و بیانات منتشرشده از آیتالله سید مجتبی خامنهای درباره مواضع ایشان نسبت به غرب، بهویژه آمریکا، نیز نشان میدهد که همواره بر استمرار همان راه و همان اندیشهای که امام خمینی و رهبر شهید انقلاب ترسیم کردهاند، تأکید داشته و آن را به مردم و مسئولان توصیه میکنند.
بدیهی است که هیچیک از مسئولان جمهوری اسلامی ایران با اعتماد و اطمینان با این جرثومههای فساد مذاکره یا گفتوگو نمیکنند. اگر امروز یا در مقاطع گذشته مذاکراتی انجام شده است، صرفاً با هدف استیفای حقوق ملت ایران و وادار ساختن طرف مقابل به پذیرش حقوق قانونی
کشور بوده است، نه از سر اعتماد به آنان.
اکنون که ملت ایران در آستانه تشییع پیکر رهبر شهید انقلاب قرار دارد، سزاوار است آنچه را که ایشان به ما آموخت و میراث فکری و سیاسی ارزشمندی که از خود بر جای گذاشت، چراغ راه آینده قرار دهیم تا برای مسئولان و ملت ایران، درسی ماندگار و راهنمایی برای آینده باشد.
رهبر شهید معتقد بودند که ملت ایران با تکیه بر ایمان، دانش، همبستگی ملی و تلاش مستمر میتواند بر دشواریها غلبه کند و آیندهای شایسته برای نسلهای آینده رقم بزند. از نگاه ایشان، عزت و پیشرفت کشور در گرو خودباوری، کار، علم، عدالت، اخلاق و وحدت ملی است.
اکنون که ملت ایران در سوگ این شخصیت بزرگ نشسته است، بیش از هر زمان دیگری ضرورت دارد اندیشهها، رهنمودها و تجربههای مدیریتی ایشان با نگاهی علمی و آیندهنگر مورد مطالعه قرار گیرد. آنچه از ایشان بر جای مانده، تنها مجموعهای از سخنرانیها و آثار مکتوب نیست؛ بلکه مکتبی فکری و مدیریتی است که میتواند برای نسلهای آینده الهامبخش باشد.
اگر مسئولان، نخبگان، دانشگاهیان و آحاد مردم بتوانند این میراث فکری را بهدرستی بشناسند و در عمل به کار گیرند، بسیاری از چالشهای کشور با اتکا بر ظرفیتهای داخلی و سرمایه عظیم انسانی قابل حل خواهد بود. این میراث، افزون بر ارزش تاریخی، میتواند چراغ راه آینده ایران اسلامی باشد.
در پایان، یاد و نام رهبر شهید انقلاب اسلامی را گرامی میداریم و از خداوند متعال مسئلت میکنیم که ملت ایران را در مسیر عزت، استقلال، عدالت، پیشرفت و وحدت، ثابتقدم بدارد و همه ما را در پاسداری از آرمانهای والای اسلام و ایران موفق و مؤید فرماید.
چاپ شده در روزنامه گویه یکشنبه 14 تیر 1405 شمسی / 20 محرم 1448 / 5 جولای 2026 میلادی / سال بیست ودوم/ شماره 2884
مادر در آیینه قرآن و فطرت
خانه، خانواده، مادر؛ مسیر شکلگیری جامعه سالم
مادر در آیینه قرآن؛ کرامت، فداکاری و تربیت
متن سخنرانی سید محمد حسین دریاباری
درود و سلام بر پیامبر گرامی اسلام، حضرت محمد مصطفی صلیاللهعلیهوآله، و خاندان پاک و مطهر ایشان.
خداوند متعال را شاکرم که توفیق عنایت فرمود تا در این فضای معنوی، در کنار شما حضار گرامی و ارجمند، در مسجد روستای وشتان حضور یابم؛ روستایی که به برکت ایمان، اخلاص و همت مردم مؤمنش، به جایگاهی رسیده است که افتخار میزبانی از حوزه علمیه را نیز در دامان خود دارد.
امروز در مجلسی حضور یافتهایم که آمیخته با سکوت، توجه و یاد خداست؛ فضایی سرشار از آرامش که زمینه فهم بهتر سخن حق و بهرهمندی بیشتر از معارف الهی را فراهم میسازد.
از همه برادران و خواهران عزیز درخواست میکنم با حفظ این فضای نورانی و معنوی، ما را در بهرهگیری هرچه بیشتر از این فرصت ارزشمند و این حال و هوای روحبخش یاری فرمایند.
موضوعی که امروز در محضر شما مطرح میشود، موضوعی بنیادین، انسانی و سرنوشتساز است؛ موضوعی که نهتنها دین، بلکه فطرت پاک انسانی نیز بر آن گواهی میدهد. سخن از «مادر» است؛ مادری که قرآن کریم، او را در کنار توحید، در محور اساسیترین آموزههای اخلاقی و انسانی قرار داده است.
وقتی از جامعه سخن میگوییم، معمولاً ذهن ما به ساختارهای بزرگ، قوانین اجتماعی، نهادهای رسمی و روابط گسترده معطوف میشود؛ اما حقیقت این است که جامعه، پیش از آنکه در مقیاس بزرگ معنا یابد، در کوچکترین واحد خود شکل میگیرد؛ یعنی خانواده.
خانواده، نخستین جامعهای است که انسان در آن چشم به جهان میگشاید. جامعهای که ممکن است تنها از دو یا سه نفر تشکیل شده باشد، اما تأثیر آن بر شخصیت، باورها، اخلاق و آینده انسان، عمیقتر از هر جامعه بزرگتری است. این جامعه کوچک، بر ستونهایی استوار است که یکی از مهمترین و اثرگذارترین آنها، مادر است.
اگر خانواده سالم باشد، جامعه نیز مسیر سلامت را طی خواهد کرد؛ و اگر خانواده دچار آسیب شود، هیچ نظام اجتماعیای، هرچند پیشرفته، نمیتواند آن خلأ را جبران کند. به همین دلیل است که تمام مکاتب الهی و حتی اندیشههای انسانی، دیر یا زود به این حقیقت رسیدهاند که اصلاح جامعه، بدون اصلاح خانواده ممکن نیست.
نگاه قرآن به والدین
ادیان الهی، بهویژه اسلام، توجهی ویژه به جایگاه پدر و مادر دارند. قرآن کریم در آیات متعدد، پس از فرمان به عبادت خداوند و نفی هرگونه شرک، بلافاصله به احسان و نیکی به والدین سفارش میکند. این همجواری تصادفی نیست؛ بلکه نشاندهنده عظمت حق پدر و مادر در نظام ارزشی الهی است.
قرآن نمیفرماید فقط مؤمنان یا مسلمانان موظف به نیکی به والدین هستند؛ بلکه خطاب آن «انسان» است. این نکته بسیار مهم است. یعنی احترام و احسان به پدر و مادر، یک اصل فطری و انسانی است، نه صرفاً یک حکم دینی. حتی اگر انسانی دیندار نباشد، باز هم از نظر قرآن، وظیفه دارد با پدر و مادر خود به نیکی رفتار کند.
این نگاه، نشان میدهد که دین، نهتنها مخالف فطرت نیست، بلکه هماهنگترین برنامه با فطرت انسانی است.
دعای پیامبران و جایگاه والدین
در قرآن کریم، دعاهای پیامبران الهی، سرشار از آموزههای تربیتی است. یکی از نکات تأملبرانگیز در دعاهای حضرت ابراهیم علیهالسلام، ترتیب دعاهای اوست. او ابتدا برای خود طلب آمرزش میکند، سپس برای پدر و مادرش و در نهایت برای همه مؤمنان.
این ترتیب، پیامی روشن دارد: جایگاه والدین، حتی پیش از دیگران، در پیشگاه الهی از اهمیت ویژه برخوردار است. این الگو، الگویی است برای همه انسانها؛ اینکه هیچگاه نباید حق پدر و مادر در حاشیه قرار گیرد یا فراموش شود.
قرآن کریم هیچ تفاوتی میان زن و مرد در کرامت انسانی قائل نمیشود. معیار برتری نزد خداوند، نه جنسیت است، نه ثروت و نه جایگاه اجتماعی؛ بلکه ایمان، تقوا و عمل صالح است.
با این حال، قرآن با نگاهی واقعبینانه، به تفاوت نقشها توجه دارد. وقتی از والدین سخن میگوید، بهطور ویژه به زحمات مادر اشاره میکند؛ زیرا مادر، مسئولیتهایی را بر دوش میکشد که از نظر جسمی، روحی و عاطفی، سنگینتر و فرسایندهتر است.
رنجهای مادر
قرآن کریم با تعبیری عمیق و تأثیرگذار، از رنجهای مادر سخن میگوید. مادری که فرزند خود را با ضعف بر ضعف حمل میکند، درد زایمان را تحمل میکند، شبهای بیخوابی را میگذراند و سالها از آسایش و سلامت خود برای رشد و آرامش فرزندش میگذرد.
این یادآوری، صرفاً برای بیان یک واقعیت زیستی نیست؛ بلکه برای بیدار کردن وجدان انسان است. قرآن میخواهد انسان، پیش از آنکه به حقوق خود بیندیشد، به زحماتی فکر کند که مادرش برای او تحمل کرده است.
مادر؛ نخستین معلم انسان
نخستین واژههایی که کودک میآموزد، از زبان مادر است. نخستین نگاهها، نخستین واکنشها، نخستین احساس امنیت یا اضطراب، همه در آغوش مادر شکل میگیرد. به همین دلیل است که میگویند «زبان مادری»؛ زیرا زبان، فرهنگ، لهجه، احساس و حتی شیوه فکر کردن انسان، ابتدا از مادر تأثیر میپذیرد.
ذهن کودک در آغاز، همچون صفحهای سفید است و این پدر و مادر، بهویژه مادر، هستند که این صفحه را با اخلاق، باورها و ارزشها پر میکنند. اگر این نقش بهدرستی ایفا شود، جامعه آینده نیز از انسانهایی متعادل و سالم شکل خواهد گرفت.
ظرافتهای اخلاقی در برخورد با والدین
قرآن کریم حتی به ظریفترین نکات اخلاقی در برخورد با پدر و مادر توجه دارد. در آیات الهی، انسان از گفتن کوچکترین سخن رنجآور به والدین نهی شده است. حتی کلمهای که نشانه بیحوصلگی یا ناراحتی باشد، در فرهنگ قرآن جایگاهی ندارد.
در دوران سالمندی، که ضعف جسمی و حساسیت روحی والدین افزایش مییابد، مسئولیت فرزندان سنگینتر میشود. در این مرحله، صبر، مهربانی، تواضع و گفتار کریمانه، نهتنها یک فضیلت اخلاقی، بلکه یک وظیفه الهی است.
احترام مطلق، اطاعت مشروط
یکی از پرسشهای مهم در این زمینه آن است که آیا اطاعت از والدین مطلق است یا خیر؟ قرآن کریم پاسخی روشن به این پرسش میدهد. آنچه بدون قید و شرط واجب است، احترام، نیکی و احسان به پدر و مادر است. اما اطاعت، حد و مرز دارد.
اگر والدین انسان را به گناه، ظلم یا نافرمانی خداوند دعوت کنند، اطاعت جایز نیست؛ اما حتی در چنین شرایطی، بیاحترامی، تندی و قطع رابطه نیز مجاز شمرده نشده است. قرآن میفرماید حتی در این حالت، باید با آنان با نیکی و رفتار شایسته معاشرت کرد.
این نگاه، اوج تعادل در آموزههای اسلامی را نشان میدهد؛ تعادلی میان اطاعت از خدا و حفظ حرمت والدین.
مادر؛ پیوند عاطفه و ایمان
مادر در نگاه قرآن تنها یک نقش زیستی یا عاطفی ندارد، بلکه حلقه اتصال میان فطرت انسان و ایمان الهی است. کودک نخستین تجربههای اعتماد، محبت، امنیت و وابستگی را در آغوش مادر میآموزد. اگر این پیوند درست و سالم شکل بگیرد، زمینه پذیرش حقیقت، اخلاق و ایمان در وجود انسان فراهم میشود. از همین روست که اسلام، تربیت را از خانه آغاز میکند و خانه را با حضور مادر معنا میبخشد.
بخش بزرگی از شخصیت انسان در سالهای نخست زندگی شکل میگیرد؛ سالهایی که بیشترین ارتباط کودک با مادر است. نوع گفتار، شیوه محبت، واکنشها، صبر یا تندی، آرامش یا اضطراب مادر، همگی بهصورت ناخودآگاه در جان کودک نقش میبندد. بسیاری از رفتارهای اجتماعی انسان در بزرگسالی، بازتاب همان فضای اولیهای است که در کنار مادر تجربه کرده است.
ارزشها پیش از آنکه آموزش داده شوند، دیده و تجربه میشوند. کودک صداقت، صبر، احترام، گذشت و حتی نوع نگاه به زندگی را بیشتر از آنکه از سخن بیاموزد، از رفتار مادر میآموزد. مادری که در سختیها صبور است، در برخورد با دیگران منصف است و در برابر مشکلات امیدوار میماند، ناخودآگاه این روحیه را به فرزند خود منتقل میکند.
اسلام نقش مادر را محدود به خانه نمیداند، بلکه خانه را نقطه آغاز مسئولیت اجتماعی میشمارد. مادری که انسانهای سالم، مسئول و اخلاقمدار تربیت میکند، در حقیقت در ساختن جامعهای سالم مشارکت مستقیم دارد. بسیاری از اصلاحات یا آسیبهای اجتماعی، ریشه در نوع تربیت خانوادگی دارند و مادر در این میان نقشی محوری ایفا میکند.
جایگاه مادر در روایات
در روایات اسلامی، احترام به مادر جایگاهی بسیار والا دارد. تأکید مکرر بر نیکی به مادر، نشاندهنده سختیها و فداکاریهایی است که او متحمل شده است. این تأکید نه از سر احساس صرف، بلکه بر پایه عدالت الهی است؛ زیرا هر نعمتی، شکر میطلبد و نعمت وجود و پرورش انسان، پس از خداوند، بیش از همه از مسیر مادر به انسان میرسد.
تفاوت نسلها و مسئولیت فرزندان
امروز با تغییر سبک زندگی، فاصله میان نسلها بیشتر شده است. تفاوت نگاه، سلیقه و شیوه زندگی، گاه سبب سوءتفاهم یا کمرنگ شدن ارتباط عاطفی میان فرزندان و والدین میشود. قرآن در چنین شرایطی، اصل احترام را تغییرناپذیر میداند. حتی اگر تفاوت فکری وجود داشته باشد، ادب، مهربانی و گفتار کریمانه همچنان واجب است.
احسان؛ فراتر از وظیفه
نیکی به والدین تنها انجام وظیفه نیست، بلکه فرصتی برای رشد معنوی انسان است. خدمت به مادر، صبر در برابر ضعفها و بیماریهای او، تحمل تکرار سخنانش و توجه به نیازهای عاطفیاش، همه زمینهساز تعالی روح انسان است. بسیاری از اولیای الهی، پیشرفت معنوی خود را مرهون رضایت مادر دانستهاند.
دوران سالمندی والدین، آزمونی مهم برای فرزندان است. همانگونه که مادر در کودکی فرزند، با صبر و فداکاری از او مراقبت کرده، اکنون فرزند باید با همان روحیه، بلکه با محبت بیشتر، از مادر مراقبت کند. این مراقبت تنها مادی نیست؛ توجه عاطفی، همصحبتی، احترام و احساس ارزشمندی، از مهمترین نیازهای مادر در این دوران است.
نگاه قرآن به رنجهای مادر
قرآن کریم با یادآوری رنجهای مادر، وجدان انسان را بیدار میکند. یادآوری بارداری، زایمان و شیردهی، تنها گزارش یک واقعیت زیستی نیست، بلکه دعوتی به تأمل و قدردانی است. انسانی که این رنجها را به یاد میآورد، کمتر دچار غفلت، ناسپاسی یا تندخویی در برابر مادر میشود.
دعای مادر جایگاهی ویژه در فرهنگ دینی دارد. این دعا، برخاسته از دل آکنده از محبت و اخلاص است و آثار آن در زندگی فردی و اجتماعی فرزندان آشکار میشود. بسیاری از گشایشها، توفیقها و حتی نجاتها از خطرات، نتیجه دعای مادری است که شبانهروز خیر فرزند خود را میطلبد.
اولین تصویر کودک از دین، اغلب از رفتار مادر شکل میگیرد. اگر دین با مهربانی، آرامش و صداقت همراه باشد، در دل کودک جای میگیرد؛ اما اگر با تندی، اجبار و خشونت همراه شود، ممکن است اثر معکوس بگذارد. از این رو، نقش مادر در انتقال صحیح مفاهیم دینی بسیار حساس و تعیینکننده است.
مسئولیت جامعه در قبال مادران
جامعه اسلامی تنها از مادر انتظار مسئولیت ندارد، بلکه خود نیز در برابر مادران مسئول است. حمایت اجتماعی، احترام فرهنگی، تأمین امنیت روانی و ارزشگذاری واقعی نقش مادری، از وظایف جامعه است. تضعیف جایگاه مادر، در نهایت به تضعیف بنیان خانواده و جامعه میانجامد.
در برخی نگاههای معاصر، نقش مادری کوچک یا کماهمیت جلوه داده میشود، در حالی که اسلام آن را یکی از بزرگترین مسئولیتهای انسانی میداند. مادری نه مانع رشد است و نه محدودیت، بلکه مسیری متفاوت و عمیق برای اثرگذاری در جهان انسانهاست.
چاپ شده درروزنامه گویه مورخ چهارشنبه 10 تیر 1405 شمسی / 16 محرم 1448 / 1 جولای 2026 میلادی / سال بیست ودوم/ شماره 2882 /
https://avayevoshtan.blogsky.com/1405/04/10/post-243/%d9%85%d8%a7%d8%af%d8%b1-
https://virasty.com/user170879019828/1782932500148783639
یک قرارداد و چند دردسر
گره پارسیپست بر گلوی مطبوعات قم
سید محمد حسین دریاباری
رسانههایی که امروز در جامعه فعالیت میکنند، در یک تقسیمبندی کلی به دو دسته «رسانههای برخط» و «رسانههای مکتوب» تقسیم میشوند. رسانههای برخط خود دارای شاخهها و تقسیمات گوناگونی هستند که در اینجا قصد پرداختن به آنها را نداریم. هدف اصلی این نوشتار، معرفی رسانههای مکتوب و بررسی مشکلاتی است که امروز این رسانهها با آن مواجهاند؛ همچنین اتفاقاتی که نهتنها از حجم این مشکلات نکاسته، بلکه بر آن افزوده است.
در استان قم چندین رسانه مکتوب فعالیت میکنند؛ برخی سراسریاند و دفتر مرکزی آنها در قم قرار دارد، برخی منطقهای و شماری نیز استانی هستند. مشکلات رسانههای مکتوب تقریباً مشترک است که مهمترین آنها شامل تأمین کاغذ، زینک، چاپ، نیروی انسانی و دیگر هزینههای جاری میشود؛ مسائلی که رسانههای برخط دستکم به این شدت با آن روبهرو نیستند.
در شرایط فعلی و با توجه به مشکلات اقتصادی جامعه، جذب آگهیهای بخش خصوصی برای رسانههای مکتوب تقریباً با بحران مواجه شده و در بسیاری موارد این آگهیها به حداقل رسیده است. همین موضوع سبب شده رسانههای مکتوب دیگر نتوانند مانند گذشته از محل آگهیهای بخش خصوصی درآمد کسب کنند.
از سوی دیگر، برخی این پرسش را مطرح میکنند که آیا اساساً رسانه مکتوب هنوز خوانده میشود؟ دیده میشود؟ یا حتی چاپ میشود؟ در حالی که واقعیت این است که رسانههای مکتوب همچنان هم چاپ میشوند، هم خوانده میشوند و هم دیده میشوند؛ حتی در مواردی بیش از رسانههای برخط مورد توجه قرار میگیرند.
اما رسانه مکتوب تا زمانی که چاپ نشود دیده نمیشود، تا کاغذ نداشته باشد چاپ نمیشود و تا توزیع نشود به دست مخاطب نمیرسد.
در عین حال، فناوریهای جدید فرصتهایی نیز برای رسانههای مکتوب ایجاد کردهاند. شبکههای اجتماعی و وبسایتها میتوانند به معرفی و گسترش مخاطبان رسانههای مکتوب کمک کنند. با این وجود، جذابیت اصلی رسانه مکتوب در این است که مخاطب کاغذ را در دست بگیرد و متن را از روی نسخه فیزیکی مطالعه کند؛ تجربهای دلنشین و متفاوت که بسیاری معتقدند تأثیر و ماندگاری آن در ذهن، بسیار بیشتر از مطالعه متن بر روی تلفن همراه یا مانیتور است.
یکی از محورهای مهم در حوزه رسانههای مکتوب، نقش اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی در کاهش مشکلات و بحرانهای موجود است. این اداره میتواند با فراهم کردن شرایط مناسب، بخشی از فشارهای فعلی را کاهش دهد تا رسانهها نیز بتوانند برای دوام و بقای خود تلاش کنند.
ادارات کل فرهنگ و ارشاد اسلامی در استانها هرکدام وظایفی بر عهده دارند. یکی از راهکارهایی که برای حمایت نسبی از رسانههای مکتوب انتخاب شد، توزیع آگهیهای دولتی و ثبتی بود. آگهیهای ثبتی نیز مربوط به اداره ثبت، زیرمجموعه قوه قضاییه، است.
در گذشته، در استان قم این روند به گونهای اجرا میشد که آگهیها در اختیار روزنامهها قرار میگرفت، روزنامه پس از چاپ نسخهها را به اداره ارشاد تحویل میداد و ارشاد نیز از طریق پست آنها را به دست مردم میرساند. در نتیجه، مردم بدون رفتوآمدهای اضافی امور خود را پیگیری میکردند و مشکلات نیز محدودتر بود.
اما مدتی است که روند دیگری جایگزین شده است. با این استدلال که بخش خصوصی فعالتر از بخش دولتی عمل میکند، تصمیم گرفته شد امور توزیع از طریق یک شرکت پستی انجام شود. بر همین اساس، قراردادی میان اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان قم و اداره ثبت استان منعقد شد. طبق این قرارداد، اداره ثبت آگهیها را از طریق سامانه به ارشاد و سپس به روزنامهها ارسال میکند و پس از چاپ، شرکت پستی مسئول توزیع آنها میشود.
شرکت موردنظر «پارسی پست» است؛ شرکتی که گفته می شود دفتر اصلی آن در استان یزد قرار دارد و در قم دفتر ی برای جمع آوری مرسولات دارد.اما دفتراسنادشان با تعدادی نیرو در اداره ثبت مستقر شدهاند که امور مربوط به دریافت اسناد، وجوه و فرایند توزیع را انجام میدهند .
عملکرد این شرکت مشکلات فراوانی برای رسانهها ایجاد کرده است. نخست آنکه به نظر میرسد از نیروهای متخصص و کارآمد کافی بهره نمیبرد. دوم و مهمتر، مسئله پرداخت هزینههای روزنامههاست. رسانههای مکتوب در شرایط دشوار اقتصادی قرار دارند و تحمیل چنین روندی مشکلات آنها را دوچندان کرده است.
در حال حاضر، از زمان تحویل آگهی تا چاپ و تسویه حساب با روزنامهها، فرایندی حدود یک ونیم تا دو ماه طول میکشد. به این معنا که مبالغ مربوط به روزنامهها تا این مدت در حساب شرکت باقی میماند. این موضوع بارها از سوی رسانهها مطرح و نسبت به آن تذکر داده شده است.
پرسش اصلی اینجاست که چرا باید چنین روندی ادامه پیدا کند؟ هنگامی که موضوع با اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی مطرح میشود، پاسخ داده میشود که درصدد لغو قرارداد هستند یا اینکه این مسئله نیازمند رضایت مدیرکل ثبت است.
در حالی که وظیفه اداره ثبت صرفاً ارسال و توزیع آگهیهاست و اینکه شخصاً اقدام به ایجاد ساختار پستی و عقد قرارداد با یک شرکت خصوصی خارج از استان کند، نه مبنای قانونی روشنی دارد و نه از منظر منطقی قابل دفاع به نظر میرسد.
رسانهها تنها اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی را بهعنوان متولی خود میشناسند و وابسته به نهاد دیگری نیستند. بنابراین این پرسش مطرح میشود که چه ضرورتی برای ادامه فعالیت پارسی پست در این چرخه وجود دارد؟ چرا باید حتماً این شرکت باقی بماند و امکان همکاری با سایر مجموعهها فراهم نشود؟
از سوی دیگر، شفافیت در چنین فرایندهایی امری ضروری و مطالبهای منطقی است. وقتی ابهاماتی درباره نحوه اجرای قراردادها، محل استقرار شرکت، روند پرداختها و استمرار همکاری وجود دارد، انتظار میرود دستگاههای مسئول توضیحات روشن و شفافی ارائه کنند تا زمینه هرگونه سوءبرداشت و شبهه از بین برود.
شرکت موردنظر «پارسی پست» است؛ شرکتی که گفته می شود دفتر اصلی آن در استان یزد قرار دارد و در قم دفتر ی برای جمع آوری مرسولات دارد.اما دفتراسنادشان با تعدادی نیرو در اداره ثبت مستقر شدهاند که امور مربوط به دریافت اسناد، وجوه و فرایند توزیع را انجام میدهند . جایی که این شرکت را با ایجاد مشکلات برای رسانه ها فربه ساخته است.
عملکرد این شرکت مشکلات فراوانی برای رسانهها ایجاد کرده است. نخست آنکه به نظر میرسد از نیروهای متخصص و کارآمد کافی بهره نمیبرد. دوم و مهمتر، مسئله پرداخت هزینههای روزنامههاست. رسانههای مکتوب در شرایط دشوار اقتصادی قرار دارند و تحمیل چنین روندی مشکلات آنها را دوچندان کرده است.
در حال حاضر، از زمان تحویل آگهی تا چاپ و تسویه حساب با روزنامهها، فرایندی حدود یک ونیم تا دو ماه طول میکشد. به این معنا که مبالغ مربوط به روزنامهها تا این مدت در حساب شرکت باقی میماند. این موضوع بارها از سوی رسانهها مطرح و نسبت به آن تذکر داده شده است، زیرا شرایط مالی رسانهها بسیار دشوار است و تأخیر طولانی در پرداختها فشار زیادی بر آنها وارد میکند.
پرسش اصلی اینجاست که چرا باید چنین روندی ادامه پیدا کند؟ هنگامی که موضوع با اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی مطرح میشود، پاسخ داده میشود که درصدد لغو قرارداد هستند یا اینکه این مسئله نیازمند رضایت مدیرکل ثبت است.
در حالی که وظیفه اداره ثبت صرفاً ارسال و توزیع آگهیهاست و اینکه شخصاً اقدام به ایجاد ساختار پستی و عقد قرارداد با یک شرکت خصوصی خارج از استان کند، نه مبنای قانونی روشنی دارد و نه از منظر منطقی قابل دفاع به نظر میرسد.
رسانهها تنها اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی را بهعنوان متولی خود میشناسند و وابسته به نهاد دیگری نیستند. بنابراین این پرسش مطرح میشود که چه ضرورتی برای ادامه فعالیت پارسی پست در این چرخه وجود دارد؟ چرا باید حتماً این شرکت باقی بماند و امکان همکاری با سایر مجموعهها فراهم نشود؟
همچنین این پرسش وجود دارد که چرا درآمد ناشی از آگهیها باید برای مدتی طولانی در حساب یک شرکت خصوصی باقی بماند؟ رسانهها در شرایطی نیستند که بتوانند از این مطالبات چشمپوشی کنند و طبیعی است که نسبت به این روند اعتراض داشته باشند.
از سوی دیگر، شفافیت در چنین فرایندهایی امری ضروری و مطالبهای منطقی است. وقتی ابهاماتی درباره نحوه اجرای قراردادها، محل استقرار شرکت، روند پرداختها و استمرار همکاری وجود دارد، انتظار میرود دستگاههای مسئول توضیحات روشن و شفافی ارائه کنند تا زمینه هرگونه سوءبرداشت و شبهه از بین برود.
برخی از رسانهها سالها کوشیدهاند و تلاش کردهاند تا در میان مردم کسب آبرو و حیثیت کنند. پذیرفته نیست که با گماردن یک شرکت که نیروهایش کارآمد نبوده و ناشی باشند، و به دلیل عدم انجام درست وظایف و عدم ارسال بهموقع روزنامههای چاپشده به مردم و خانههای آنان، آبرو و حیثیت رسانههایی که سالها برای آن تلاش کردهاند، زیر سؤال برده شود.
نکتهای دیگر این که مقامات ثبت، در جمع اصحاب رسانه، قراری در خصوص انتشار آگهی گذاشتند و رسانهها را وادار به انتشار کردند. آنان قول حاکمیتی دادند که اگر حتی هزینههای آن تأمین نشود، تلاش خواهند کرد این امکان فراهم شود و هزینهها به رسانهها بازگردانده شود؛ اما تا این لحظه نتوانسته اند به تعهدات خود در این خصوص عمل کند.
وقتی کسانی که در حوزه رسانه فعالیت میکنند، نقش شرکتها و مدیران ناکارآمد را مشاهده میکنند، دیگر نمیتوانند در برابر انتقادهای مردمی دفاع کنند. این مسئولان هستند که باید کارنامه مدیران و شرکتهایی را که در هر حوزهای فعالیت میکنند، رسیدگی کنند و در صورت عملکرد نامناسب، به تغییر یا اصلاح آنها بپردازند. این نکتهای کلیدی است و نمیدانیم چرا کسی به آن توجه نمیکند.
در نهایت، هر اقدامی که به شفافیت بیشتر، تسهیل امور رسانهها و کاهش مشکلات آنها منجر شود، اقدامی قابل دفاع و در راستای حمایت از جریان اطلاعرسانی و رسانههای مکتوب استان قم خواهد بود. شنیدهها حاکی از آن است که رایزنیهایی برای ایجاد تغییر در حوزه توزیع آگهیهای چاپ شده و همچنین رساندن روزنامهها به دست مخاطبان در جریان است. بر اساس این شنیدهها، برخی پیشنهاد دادهاند که به جای شرکت فعلی، این مسئولیت به افرادی یا مجموعههایی واگذار شود که از تخصص، تجربه و شناخت بیشتری در حوزه رسانه برخوردارند و نسبت به حساسیتهای این عرصه آگاهی بیشتری دارند.
چاپ شده درروزنامه گویه مورخ یکشنبه 7 تیر 1405 شمسی / 13 محرم 1448 / 28 جون 2026 میلادی / سال بیست ودوم/ شماره 2879
https://avayevoshtan.blogsky.com/1405/04/06/post-242/
https://farsnews.ir/gooyeh/1782590359346290928