خروج آمریکا ازغرب آسیا امنیت سازاست نه آتش بس
حضور آمریکا درغرب آسیا جنگ افرین است
سید محمد حسین دریاباری
امروز جهان شاهد جنگی نابرابر علیه ایران است؛ جنگی که توسط آمریکا و صهیونیستهای اشغالگر آغاز شده است. شاید سالها پیش وقوع چنین نبردی قابل پیشبینی بود، اما چگونگی و ابعاد آن همواره در هالهای از ابهام قرار داشت. از همان آغازِ پیروزی انقلاب اسلامی، موضع قدرتهای غربی بهویژه آمریکا و رژیم صهیونیستی در برابر ایران دگرگون شد؛ چرا که انقلاب، توازن قدرت را در منطقه به زیان آنان تغییر داد.
ایران با دستیابی به استقلال واقعی، معادلات دیرینهی غرب را در خاورمیانه بر هم زد و همین امر سبب شد که آنان با تمام توان برای بازگرداندن نفوذ ازدسترفتهی خود اقدام کنند. آمریکا نخستین کشوری بود که روابطش را با ایران قطع کرد و پس از آن زنجیرهای از دشمنیها و فتنهها به راه افتاد. در آن دوران، ایالات متحده هنوز سرگرم رقابت با شوروی بود و از این رو، در آغاز، استقلال ایران چندان برایش تهدیدآمیز نمینمود. اما با فروپاشی نظم دو قطبی جهان، تمرکز آنان بیش از پیش بر مهار ایران قرار گرفت.
استقلالخواهی ملّت ایران هزینههای سنگینی در پی داشت. جنگ تحمیلی صدام، که هشت سال به طول انجامید، خسارات مادی و انسانی بیشماری بر کشور وارد کرد و مسیر پیشرفت را برای مدتی به تأخیر انداخت. نیروهای ارزشمند بسیاری در آن نبرد از میان رفتند؛ اما همان جنگ، بذر خودباوری و مقاومت را نیز در ضمیر مردم ایران کاشت.
پس از پایان جنگ، توطئهها متوقف نشد. دشمنان از هر ابزار ممکن برای فشار به ایران بهره گرفتند: از تحریک گروههای تجزیهطلب گرفته تا تحریمهای اقتصادی و کارزارهای رسانهای. با این همه، مردم ایران با صبوری و استقامت در برابر هر چالش ایستادند.
برخی سیاستمدارانِ سادهانگار بر این باور بودند که میتوان با سازش در برابر آمریکا، امنیت و رفاه را بهدست آورد؛ غافل از آنکه دشمن در ذات خود به چیزی جز سلطه نمیاندیشد. امام خمینی(ره)، که ماهیت استکبار جهانی و اسرائیل را بهخوبی میشناخت، همواره نسبت به اعتماد به آنان هشدار داده و رژیم صهیونیستی را «غدهای سرطانی» در پیکر جهان اسلام میدانست.
تلاشها برای حل مسائل از طریق گفتوگو و دیپلماسی ادامه یافت. اما غرب بارها ثابت کرد که اهل پیمان نیست. ماجرای برجام نمونهای روشن بود. توافقی که امضا شد اما به دست همان قدرتها نقض گردید، به بهانهی آنکه برای آمریکا سودی ندارد.
در خرداد ۱۴۰۴، در حالیکه گفتوگوهای جدیدی در جریان بود، آمریکا و اسرائیل با حملهای غافلگیرانه جنگی را علیه ایران آغاز کردند و میز دیپلماسی را به گلوله بستند. این جنگ دوازده روز به طول انجامید، اما با ایستادگی نیروهای مسلح و پشتیبانی مردم، دشمن ناچار به عقبنشینی و درخواست آتشبس شد . آتشبسی که نه متنی داشت و نه امضایی.
با اینحال، در نهم اسفند همان سال، دشمن بار دیگر به عهدش پشت پا زد و حملات تازهای را آغاز کرد. در این تهاجم بیرحمانه، مقر دفتر رهبر انقلاب اسلامی هدف قرار گرفت و معظمله به شهادت رسیدند. اما خون او طوفانی از خشم و مقاومت در سراسر کشور برپا کرد.
تنها یک ساعت پس از این جنایت، نیروهای مسلح ایران نبردی جانانه را آغاز کردند. اکنون، پس از سی وپنج روز، صفوف مردمی در خیابانها و استقامت بینظیر رزمندگان چنان توازن قوا را دگرگون ساخته که اردوگاه استکبار در آشوب و هراس فرو رفته است.
پیامهای پیاپی آتشبس از سوی قدرتهای متجاوز مخابره میشود. آن چه زمانی بسیاری آن را افسانه میپنداشتند، امروز به واقعیت پیوسته است: ایران تنگهی هرمز را در چهارچوب قواعد بینالمللی تحت کنترل خود گرفته است و لرزهای بر اندام غرب افتاده است. اکنون که انرژی به سلاح راهبردی تبدیل شده، بیم کمبود نفت، خواب را از چشمان سران غرب ربوده است.
در سوی دیگر، سرزمینهای اشغالی زیر آماج بیوقفهی حملات نیروهای مقاومتاند. رژیم اشغالگر بیش از هر زمان دیگری متزلزل شده و هیمنهی پوشالی آن فرو ریخته است. جمهوری اسلامی ایران بار دیگر قدرت خود را به جهانیان نشان داده است.
در این میان، دشمنان، همانگونه که همیشه کردهاند، غیرنظامیان را هدف قرار دادند. نخستین حملهشان به مدرسهای در میناب بود؛ جایی که کودکان بیدفاع قربانی کینه و وحشیگری شدند. خانههای ویرانشده و خانوادههای بیپناه سندی است بر چهرهی واقعی مدعیان آزادی و حقوق بشر.
اکنون که آنان پس از شکستهای پیاپی دوباره سخن از مذاکره به میان میآورند، آیا میتوان به چنین دشمنانی اعتماد کرد؟ بارها آزمودهاند و هر بار دروغ گفتهاند. تنها راه، ایستادگی است تا هیچ قدرتی جرأت تجاوز دوباره نیابد.
ایران با وجود تمام خسارات، امروز سربلند و مقتدر ایستاده است. کشورهای اسلامی دریافتهاند که این کشور نهتنها از موجودیت خود، بلکه از عزت و استقلال ملتهای مسلمان نیز دفاع کرده است.
اما در این میان، عدهای اندک که دل در گرو غرب داشتند و فریب وعدههای دروغین آزادی و رفاه را خوردند، با نوشتن نامههایی ننگین به سردمداران استکبار، خواهان مداخلهی آنان در کشور شدند. آنان با جهل و مزدوری، دشمن را به یاری طلبیدند تا ایران را به آتش بکشند. چنین خیانتی همیشه مایهی ننگ تاریخ خواهد بود.
امروز هیولای جنگ در برابر ارادهی مردم ایران زانو زده است. دشمنان که خود این آتش را برافروختند، اکنون التماس آتشبس میکنند. پیام روشن ملت ایران این است: صلح تنها زمانی معنا دارد که آمریکا منطقه را ترک کند و کشورهای منطقه امنیت خویش را به دست خود بسپارند.
ایران با مقاومت خود، استقلال منطقه را معنا بخشیده است. همانگونه که رهبر شهید انقلاب حضرت آیت الله خامنه ای فرموده بود:
«تا نفس دارم و جان در بدن دارم، در راه قوی شدن ایران کوتاه نخواهم آمد.»
گرچه او دیگر در میان ما نیست، اما میراث او ــ ایران قدرتمند و سربلند ــ امروز در برابر چشمان جهانیان ایستاده است. روح آن بزرگ مرد بر ملت مقاوم ایران و نیروهای جانبرکف این سرزمین درود میفرستد.
چاپ شده در روزنامه گویه شماره 2826 مورخ 15 فروردین 1405
https://farsnews.ir/gooyeh/1775269914183140838