آوای وشتــــــــــــــــــــــــــــان

سید محمد حسین دریاباری هستم، روزنامه نگار ، نویسنده و مدیرمسئول نشریه گو یه در استان قم .تلفن تماس 09127625987 کانال تلگرام https://t.me/daryabary1339

آوای وشتــــــــــــــــــــــــــــان

سید محمد حسین دریاباری هستم، روزنامه نگار ، نویسنده و مدیرمسئول نشریه گو یه در استان قم .تلفن تماس 09127625987 کانال تلگرام https://t.me/daryabary1339

حجت الاسلام والمسلمین سید محمد مهدی طباطبایی مدیر جامعه‌القرآن در گفت‌وگو با گویه

حجت الاسلام والمسلمین سید محمد مهدی طباطبایی مدیر جامعه‌القرآن در گفت‌وگو با گویه

توسعه شعب قرآنی با پشتوانه مردم و همت خیرین

 از قم تا جهان؛ گسترش آموزش قرآن با ترجمه و تربیت مربیان بین‌المللی

مدارس قرآنی؛ الگویی برای پیوند آموزش رسمی با معارف قرآن و اهل‌بیت(ع)

«جامعه‌القرآن»؛ شبکه‌ای مردمی با صدها مرکز آموزش قرآن در ایران

از روخوانی تا تدبر؛ نقشه جامع آموزش قرآن در جامعه‌القرآن

 گفت وگواز:سید محمد حسین دریاباری

وابوالفضل رییس جعفری

گویه: لطفاً ابتدا خودتان را معرفی و همچنین توضیح دهید که کلیات فعالیت‌های شما در این مؤسسه چیست.؟

ج - بنده سید محمدمهدی طباطبایی، متولد شهر مقدس قم هستم. مؤسسه‌ای که اکنون در آن حضور داریم، «جامعه‌القرآن الکریم» است که ستاد مرکزی آن نیز در همین مکان قرار دارد. این مؤسسه در سال ۱۳۷۷ تأسیس شد و محل آن در چهارراه شهدا، جنب مسجد مقدس حضرت معصومه سلام‌الله‌علیهاست.

پس از تأسیس مؤسسه در شهر مقدس قم، فعالیت‌ها آغاز شد. در یکی از دیدارهایی که با مقام معظم رهبری داشتیم، ایشان فرمودند: «کار بسیار خوبی است؛ کار را گسترش دهید و به قم اکتفا نکنید.» بر همین اساس، ما توسعه فعالیت‌ها را در شهرستان‌ها آغاز کردیم و به تأسیس شعب مختلف پرداختیم.

این دوره، هم‌زمان با اوج فعالیت‌های آقا محمدحسین بود؛ زمانی که ایشان به‌عنوان یک نابغه قرآنی در کشور مطرح شده بود. در آن مقطع، اعتماد عمومی و فضای مثبتی در میان مردم وجود داشت. به یاد دارم هر زمان به شهرستان‌ها، شهرها و مراکز استان‌ها سفر می‌کردیم، خیرین حضور پیدا می‌کردند و می‌گفتند: «اولین نیاز شما چیست؟ ساختمان می‌خواهید؟ امکانات و تجهیزات لازم دارید؟» به‌تدریج این حمایت‌ها گسترش یافت تا به امروز که نزدیک به ۳۰۰ مرکز در سراسر کشور داریم.

پیش از آن‌که فعالیت‌ها حالت حرفه‌ای‌تری پیدا کند، خود بنده به همراه ایشان به کشورهای مختلفی مانند عربستان، سوریه و برخی دیگر از کشورها سفر کرده بودم و برنامه‌های قرآنی اجرا می‌کردیم. در ادامه، مطالبات مردم بیشتر شد و از ما می‌خواستند که همین برنامه‌ها برای فرزندان آنان نیز طراحی و اجرا شود.

از همین‌جا بود که کار را به‌صورت مدون دنبال کردیم؛ کتاب‌هایی تألیف و چاپ شد، مربیانی تربیت شدند و به‌مرور فعالیت‌ها توسعه یافت. در طول بیش از بیست سال، یا به تعبیری نزدیک به سی سال، توانستیم شبکه‌ای گسترده از مراکز قرآنی را در سطح کشور شکل دهیم.

در حال حاضر، مجموعاً ۶۰ مدرسه در سراسر کشور داریم. ساختار مدارس ما به این صورت است که از هر چهار زنگ درسی، یک زنگ به آموزش دینی و قرآنی اختصاص دارد. همچنین اکنون حدود ۱۸۰ شعبه فعال داریم که در بخش‌های مختلف شامل خردسالان، نوجوانان، جوانان و بزرگسالان، و برای خواهران و برادران فعالیت می‌کنند.

گویه:  آیا در خارج از کشور نیز شعبه یا فعالیت‌های قرآنی دارید؟ در کدام کشورها فعال هستید؟

ج - اگر منظور این باشد که خودمان مستقیماً در خارج از کشور شعبه تأسیس کرده باشیم، خیر؛ اما دوره‌های متعددی برای مخاطبان خارجی برگزار کرده‌ایم. برای مثال، برای هندی‌ها، پاکستانی‌ها، عراقی‌ها و لبنانی‌ها دوره‌های تربیت مربی برگزار شده است؛ چه در شهر مقدس قم و چه در کشورهایی مانند عراق و لبنان که خودمان در آنجا حضور پیدا کرده و دوره‌ها را برگزار کرده‌ایم. پس از پایان این دوره‌ها نیز گواهینامه‌های لازم به آنان اعطا شده است.

از آنجا که کتاب‌های آموزشی ما در ابتدا به زبان فارسی بود، این آثار به زبان‌های مختلف ترجمه شد. برای نمونه، کتاب‌ها به زبان مالایی ــ که زبان رایج در اندونزی و مالزی است ــ ترجمه شده و اکنون در ۲۵۰ جزیره تدریس می‌شود. همچنین این آثار به زبان عربی برای کشورهای عربی، به زبان انگلیسی برای کشورهای انگلیسی‌زبان، و به زبان اردو برای اردو‌زبانان ترجمه شده است.

طبیعی است که وقتی شما مربی و محتوای مناسب در اختیار داشته باشید، لزومی ندارد حتماً خودتان در آن کشور شعبه‌ای رسمی تأسیس کنید. برای مثال، یکی از دوستان پاکستانی می‌گفت کتاب‌هایی که در اینجا تأمین، تدوین و چاپ شده و به زبان اردو ترجمه شده‌اند، اکنون در ۳۰۰ مدرسه در پاکستان تدریس می‌شوند و همان کتاب‌های آموزشی شما مبنای کار ما هستند.

بنابراین، اگرچه ما به‌صورت مستقیم در آن کشورها شعبه رسمی تأسیس نکرده‌ایم، اما می‌توان گفت این مراکز عملاً بر اساس روش‌ها، محتوا و کتاب‌های آموزشی جامعه‌القرآن فعالیت می‌کنند. در لبنان و عراق نیز به همین صورت، مراکزی وجود دارند که بر مبنای متدها و کتب آموزشی جامعه‌القرآن اداره می‌شوند.

در مجموع، فعالیت قرآنی برای گسترش خود به چند عنصر اصلی نیاز دارد: مکان، استاد و محتوای خوب. هر جا این عناصر فراهم باشد، چه در ایران و چه در خارج از کشور، امکان اجرای این برنامه‌ها وجود دارد.

گویه: کتاب‌هایی که تدوین کرده‌اید، غالباً چه محتوایی دارند؟ آیا همگی در حوزه علوم قرآنی‌اند یا موضوعات دیگری هم دارند که به نوعی به قرآن بازمی‌گردند؟

ج - مؤسسه، «جامعه‌القرآن الکریم و اهل‌البیت علیهم‌السلام» است. اگر به آرم مؤسسه دقت کرده باشید، گنبد حضرت معصومه سلام‌الله‌علیها در آن دیده می‌شود. در میانه این گنبد، هم نشانه‌ای از دانشگاه دیده می‌شود، هم حجره‌های مدرسه فیضیه، و نیز قرآن بسته‌ای که بیانگر محوریت قرآن در این مجموعه است. مفهوم این نمادها آن است که هرکس بخواهد این علوم را فرا بگیرد، باید به قم، به عنوان مرکز علم، توجه داشته باشد. چنان‌که در روایت نیز آمده است زمانی فرا می‌رسد که علم از قم به سایر بلاد منتشر می‌شود.

از این‌رو، ما در دو زمینه اصلی فعالیت می‌کنیم:

یکی آموزش قرآن و دیگری آموزش معارف قرآن و اهل‌بیت علیهم‌السلام. به همین دلیل، بیشتر کتاب‌های ما جنبه آموزشی دارند؛ یعنی هم در حوزه آموزش قرآن و هم در زمینه آموزش معارف اهل‌بیت علیهم‌السلام تدوین شده‌اند.

تا کنون بیش از دویست عنوان کتاب چاپ کرده‌ایم که سی‌وپنج عنوان آن ترجمه است. می‌دانید که معمولاً مؤسسات قرآنی کمتر به سراغ ترجمه می‌روند؛ برای مثال، ترجمه به زبان مالایی کاری است که کمتر کسی در اینجا به آن پرداخته است. اما ما برای افرادی که می‌خواهند به کشورهای دیگر بروند و فعالیت آموزشی و تبلیغی داشته باشند، این بستر را فراهم کرده‌ایم تا دست پُر بازگردند؛ یعنی هم دوره آموزشی دیده باشند و هم کتاب در اختیار داشته باشند تا بتوانند در آنجا تدریس کنند. همچنین به آنان گواهینامه‌های سه‌زبانه می‌دهیم.

بعضی از این افراد می‌گفتند همین عنوان «جامعه» که در زبان عربی به معنای «دانشگاه» است، برایشان جالب بوده است. هرچند مجموعه ما یک مؤسسه قرآنی است، اما برای آنان این تصور ایجاد می‌شود که «جامعه‌القرآن» نوعی مرکز دانشگاهی و تخصصی است. البته واقعیت این است که اینجا یک مرکز تخصصی در آموزش قرآن و معارف اسلامی است؛ جایی که فرد به‌صورت تخصصی می‌آموزد چگونه قرآن را به نونهالان، نوجوانان، دانشجویان و بزرگسالان آموزش دهد.

محور اصلی فعالیت‌های ما در موضوعات زیر است:

روخوانی، روان‌خوانی، تجوید، حفظ قرآن، ترجمه قرآن، تفسیر قرآن و تدبر در قرآن.

در حوزه حدیث نیز کتاب‌های فراوانی داریم؛ از جمله در زمینه حفظ احادیث، ترجمه احادیث و شرح احادیث که هم‌اکنون نیز تدریس می‌شوند. در کنار این‌ها، موضوعاتی مانند آداب قرآن، آداب زندگی، ذکرهای زندگی و مباحثی که امروزه کودکان و نوجوانان در مدارس می‌آموزند نیز مورد توجه قرار گرفته‌اند.

ما از کلاس اول دبستان تا کلاس دوازدهم، برای هر پایه تحصیلی کتاب‌هایی را طراحی و تدوین کرده‌ایم. اگر به مدارس ما در قم سر بزنید، می‌بینید که حدود نه تا ده مدرسه قرآنی در این شهر فعال است. این مدارس به‌گونه‌ای برنامه‌ریزی شده‌اند که در کنار دروس رسمی، بخشی ویژه به آموزش قرآن و معارف دینی اختصاص دارد و ما برای همان ساعات آموزشی نیز کتاب‌های ویژه‌ای تهیه کرده‌ایم. در واقع، کمتر مؤسسه‌ای را می‌توان یافت که برای همه پایه‌های تحصیلی از اول تا دوازدهم، محتوای آموزشی منسجم و آماده فراهم کرده باشد.

خانواده‌ها نیز از این جهت آسوده‌خاطرند که فرزندانشان در این مدارس، هم دروس رسمی خود را می‌آموزند و هم با مسائل دینی و قرآنی آشنا می‌شوند. تمرکز اصلی ما بر این است که دانش‌آموزان هنگام خروج از این مجموعه، از نظر علمی و اعتقادی پایه‌ای قوی داشته باشند. به همین دلیل، برخی از آنان بعدها وارد حوزه می‌شوند و از شاگردان ممتاز حوزه علمیه به شمار می‌آیند؛ برخی دیگر به دانشگاه می‌روند و در رشته‌های مختلف موفق می‌شوند. امروز می‌بینیم که بعضی از شاگردان ما پزشک، مهندس، دکتر و حتی مجتهد شده‌اند. بسیاری از آنان از همین مدارس قرآنی مسیر رشد خود را آغاز کرده‌اند و فارغ‌التحصیل شده‌اند.

فایده دیگر این مدارس و شعب ما آن است که در کنار دوره‌های عمومی، دوره‌های تخصصی و غیرتخصصی نیز برگزار می‌شود. دوره‌های تخصصی ما به‌گونه‌ای است که برخی قرآن‌آموزان در مدتی کوتاه، حتی در یک دوره یک‌ساله، موفق به حفظ کامل قرآن می‌شوند. در سطح کشور نیز این مؤسسه از نظر تعداد حافظان قرآن، از مجموعه‌های برجسته به شمار می‌آید. حافظانی با سنین بسیار کم، از شش ساله تا دوازده ساله، دختر و پسر، در این مجموعه تربیت شده‌اند.

در مجموع، این مؤسسه در سطح کشور فعالیت گسترده‌ای داشته و در برخی سال‌ها تا سیصد هزار شاگرد نیز تحت آموزش داشته است. البته این مسیر با فراز و نشیب‌هایی هم همراه بوده است؛ برای مثال، در دوران کرونا شرایط خاصی پیش آمد، اما ما خیلی سریع آموزش‌ها را به فضای مجازی منتقل کردیم. اکنون نیز در شرایط دشوار فعلی، باز آموزش‌ها تا حد زیادی به‌صورت مجازی دنبال می‌شود. هرچند اینترنت و زیرساخت‌های ارتباطی مشکلات خاص خود را دارد، اما به هر حال ما روند تدریس، تعلیم و تعلم را متوقف نکرده‌ایم. هر زمان که شرایط مناسب‌تر شود، این آمادگی را داریم که شعبه‌ها و دامنه فعالیت‌های خود را بیش از پیش گسترش دهیم.

گویه: این روزها در رسانه‌ها زیاد می‌نویسند که مردم دین‌گریز شده‌اند و توجه چندانی به مباحث دینی ندارند. شما که در کانون تبلیغ و فعالیت در حوزه دین و قرآن هستید، استقبال مردم را چطور می‌بینید؟

ج - ببینید، من فقط یک مثال از شهر مقدس قم می‌زنم. همین‌جا مدیران مدارس ما می‌گویند: اگر مثلاً مدرسه ابتدایی امام حسن ظرفیت پنج مدرسه را هم داشته باشد، باز هم پاسخ‌گوی مراجعه‌کنندگان نیست. در بخش دخترانه هم همین‌طور است. در مناطق مختلف قم نیز وضعیت به همین شکل است.

حتی در بعضی شعب، ما ناچاریم ثبت‌نام را به‌صورت رزرو انجام دهیم؛ یعنی وقتی خانواده‌ها مراجعه می‌کنند، به آن‌ها می‌گوییم: ببخشید، ظرفیت پر شده؛ الان مثلاً ۸۰۰ نفر ثبت‌نام کرده‌اند، شما شش ماه دیگر مراجعه کنید.

الان فرض کنید ما می‌گوییم ظرفیت ۳۰۰ نفر است، اما اگر ۳ هزار شعبه هم داشته باشیم، باز استقبال وجود دارد. همین حالا در تهران ۴۵ شعبه داریم؛ اگر ۴۵۰ شعبه هم داشتیم، باز مردم استقبال می‌کردند. واقعاً جا نداریم. بعضی از مراکز ما در آستانه انفجار جمعیت هستند؛ یعنی استقبال بسیار بیشتر از ظرفیت موجود است.

روزبه‌روز هم، با توجه به همین شرایط و جنگی که علیه تدیّن مردم شکل گرفته، استقامت مردم، توجه‌شان به مسائل معنوی و گرایش‌شان به دین بیشتر می‌شود. ما فقط متأسفیم که امکانات‌مان کم است. اگر مسئولان امر سرمایه‌گذاری جدی‌تری در این حوزه انجام دهند، هم استقبال هست و هم تقاضا؛ اما امکانات ما محدود است.

گویه: شعبه‌ها و مؤسساتی که با شما همکاری می‌کنند یا مستقیم تحت پوشش شما هستند، در شهرهای مختلف ایران بیشتر در کجاها قرار دارند؟ مهم‌ترین مراکز شما کجاست؟

ج - ما در کل استان‌ها شعبه داریم و در مراکز استان‌ها هم فعال هستیم. حالا در بعضی جاها تراکم بیشتر است، اما به‌طور کلی در گلستان، مازندران، کرمان و بسیاری از استان‌های دیگر حضور داریم. تعداد شعبه‌ها بسته به شرایط هر منطقه متفاوت است.

چون ما یک نهاد مردمی هستیم، بودجه‌ای از دولت دریافت نمی‌کنیم. معمولاً منتظر می‌مانیم که خیّری مراجعه کند و بگوید می‌خواهم زمینی بدهم، خانه‌ای را اهدا کنم یا ملکی را وقف کنم. وقتی چنین اتفاقی می‌افتد، حجت بر ما تمام می‌شود و کار را شروع می‌کنیم.

البته از زمانی که خیر مراجعه می‌کند تا وقتی آن شعبه افتتاح شود، ممکن است چند ماه زمان ببرد؛ چون آن مکان نیاز به تجهیز دارد و بعد هم باید نیروهای آن‌جا تربیت شوند. اگر در همان شهرستان نیرو داشته باشیم، از همان نیروهای بومی استفاده می‌کنیم؛ اما اگر نیروی آماده نداشته باشیم، باید آموزش و تربیت نیرو انجام شود.

در مجموع، این مسئله بستگی دارد به اینکه مسئولان و خیرین هر منطقه تا چه اندازه برای این کار رغبت و آمادگی داشته باشند. تجربه ما نشان داده هر جا مسئولان پای کار بوده‌اند، مردم هم آمده‌اند؛ آن هم بیش از حد انتظار.

گویه: در میان مجموعه فرق اسلامی، نقطه اشتراک همه ما، پس از خدا و کعبه، قرآن است. همکاری مؤسسات قرآنی اهل سنت با شما از یک سو، و همکاری شما با آن‌ها از سوی دیگر، به چه شکل است؟

ج - ببینید، در بسیاری از استان‌هایی که اهل سنت حضور دارند ــ مثل سیستان و بلوچستان، گلستان، کردستان، آذربایجان غربی و کرمانشاه ــ این تعامل وجود دارد.

با اینکه مؤسسه ما یک مجموعه شیعی است، اما بسیاری از خانواده‌های اهل سنت می‌گویند چون شما قرآن را خوب تدریس می‌کنید و در زمینه آموزش قرآن، حفظ قرآن و ترجمه قرآن فعالیت قوی دارید، فرزندان‌مان را به مجموعه شما می‌آوریم.

حتی پیش از آنکه ما در بعضی مناطق شعبه‌ای داشته باشیم، برخی خانواده‌های شیعه بچه‌هایشان را به مراکز اهل سنت می‌بردند. الان این تعامل دوطرفه شده است. آن‌ها از حضور در مجموعه‌های ما استقبال می‌کنند و ما هم کاملاً راضی هستیم.

در مدارس ما محور اصلی، قرآن است و در شعب ما نیز اساس کار، حفظ قرآن، آموزش قرآن و ترجمه قرآن است. برنامه خاص و جهت‌گیری دیگری در کار نیست. به همین دلیل، من از این تعامل استقبال می‌کنم و خوشحالم که در شهرستان‌ها و شهرهای مختلف، چنین مراکز قرآنی قوی‌ای وجود دارد. خانواده‌ها هم با اطمینان ثبت‌نام می‌کنند و تا امروز هم ما هیچ مشکلی در این زمینه نداشته‌ایم.

گویه: با توجه به تجربه حضرت‌عالی، بسیاری از خانواده‌ها دوست دارند فرزندانی تربیت کنند که در جامعه به‌عنوان الگو شناخته شوند؛ افرادی که در زمینه قرآن و آشنایی با اهل‌بیت(ع) نمونه و منحصر به‌فرد باشند. چه راهکارها و توصیه‌هایی برای این خانواده‌ها دارید؟

ج - قبل از پاسخ به سؤال شما، اجازه بدهید نکته‌ای را عرض کنم. گاهی خیرین ما فقط به ساخت مدرسه فکر می‌کنند. یک‌بار هم خدمت برخی از مسئولان ستاد ساخت مدارس، از جمله آقای حافظی و دیگران، عرض کردم که ما باید ببینیم مدرسه‌ای که ساخته می‌شود چه خروجی‌ای دارد. ممکن است هر سال هزاران مدرسه ساخته شود، اما مهم این است که حاصل و نتیجه آن چیست؟.

ایشان گفتند منظور شما چیست؟ توضیح دادم که مثلاً ما چهار زنگ درسی داریم و یک زنگ را به فعالیت‌های فوق‌برنامه مانند قرآن و مسائل دینی اختصاص می‌دهیم. حتی می‌توان شرط کرد که کسی که مدرسه می‌سازد، متعهد شود زمانی را هم برای آموزش مسائل دینی دانش‌آموزان در نظر بگیرد. این کار خوبی است، اما من عرض کردم مسئله فقط ساختن مدرسه نیست؛ مهم این است که خروجی این مدرسه دخترانه یا دبیرستان چه خواهد بود. خروجی یک مدرسه راهنمایی یا دبیرستان باید مشخص باشد.

در روایات داریم که در آخرالزمان، پدر و مادرها مسائل دینی را کمتر به فرزندان خود آموزش می‌دهند و استدلالشان هم این است که بچه‌ها در مدرسه درس دینی و قرآن دارند. البته مشکلاتی مثل تورم، گرانی و کمبود وقت هم وجود دارد و این حرف‌ها تا حدی درست است؛ چون آموزش قرآن واقعاً یک تخصص است. اما باید مراکزی وجود داشته باشد که خانواده‌ها بتوانند فرزندانشان را برای آموزش جدی‌تر به آنجا بفرستند.

وضعیت قرآن هم تا حدی شبیه زبان انگلیسی است. در مدارس معمولی، اگر بخواهید انگلیسی را به‌صورت کامل یاد بگیرید، معمولاً کافی نیست و باید به مؤسسات آموزشی مراجعه کنید. در مورد قرآن هم همین‌طور است. در مدرسه کتاب قرآن وجود دارد، دانش‌آموزان آن را می‌خوانند و شاید برای امتحان آماده شوند؛ اما اینکه قرآن را درست یاد بگیرند، حفظ کنند، ترجمه و مفاهیم آن را بفهمند و در زندگی به کار ببرند، معمولاً به این شکل اتفاق نمی‌افتد.

بنابراین اگر بخواهیم از بی‌سوادی قرآنی در جامعه خارج شویم و در سطح عمومی پیشرفت کنیم، باید مراکز تخصصی قرآنی توسعه پیدا کنند؛ چه به‌عنوان شعبه‌ای از مؤسسات قرآنی و چه به‌عنوان مدارس قرآنی. خیرین هم باید یاد بگیرند که علاوه بر مدرسه‌سازی، در ایجاد مراکز و مدارس قرآنی سرمایه‌گذاری کنند. مثلاً بگویند: من می‌خواهم یک مدرسه قرآنی بسازم؛ بخش سخت‌افزاری آن با من، اما برنامه آموزشی با شما. شما هم برنامه آموزشی خود را از کلاس اول تا دوازدهم در این مدرسه اجرا کنید.

در همین قم نمونه‌هایی از این مجتمع‌ها وجود دارد. وقتی به آن‌ها سر بزنید می‌بینید که دانش‌آموز از کلاس اول وارد می‌شود و به‌صورت مستمر آموزش‌های دینی می‌بیند؛ نماز، احکام، اخلاق، قرآن و اعتقادات را به‌خوبی فرا می‌گیرد. حتی اگر خانواده‌ها در خانه آموزش زیادی هم ندهند، این مدارس می‌توانند آنچه یک جوان مسلمان باید از قرآن، دین، مذهب، اخلاق و اعتقادات بداند، به او آموزش دهند.

گویه: با توجه به هشدارهای رهبر معظم انقلاب  درباره مسائل فرهنگی، شبیخون فرهنگی و تأثیرات فضای مجازی، و همچنین با در نظر گرفتن اینکه بخشی از بودجه‌های فرهنگی کشور به‌طور مؤثر هدایت و نظارت نمی‌شوند، چگونه می‌توان توجه و سرمایه‌گذاری بیشتری را به حوزه آموزش‌وپرورش و آموزش عالی برای ترویج دین و معارف اهل‌بیت(ع) معطوف کرد؟

ج - رهبر انقلاب بارها فرموده‌اند که فرهنگ در کشور ما مظلوم است. معمولاً هر زمان که با کمبود بودجه مواجه می‌شویم، از بودجه فرهنگی کم می‌کنیم. از سوی دیگر، همین بودجه اندک نیز گاهی به‌درستی توزیع نمی‌شود. یکی از دوستان تعریف می‌کرد که برای یک طرح قرآنی، مثلاً ده میلیارد تومان بودجه در نظر گرفته شده بود، اما هشت میلیارد آن صرف ستاد شده و تنها دو میلیارد آن در کل کشور توزیع شده است. با چنین روشی طبیعتاً به نتیجه مطلوب نمی‌رسیم.

ما چون یک نهاد مردمی هستیم، کارمان را با کمک مردم پیش می‌بریم. گاهی فردی می‌آید و ملکی را وقف می‌کند که ارزش آن پنجاه یا حتی صد میلیارد تومان است. در حالی که اگر بخواهید یک میلیارد تومان از دولت بگیرید، باید از مراحل پیچیده و طولانی عبور کنید.

با این حال، این مسئله باعث نمی‌شود که مسئولان وظیفه خود را فراموش کنند. دولت باید بهترین بودجه‌ها را برای قرآن، دین و مدارس مرتبط با این حوزه اختصاص دهد و از آن‌ها پشتیبانی کند.

متأسفانه تجربه دولت‌های مختلف نشان می‌دهد که در حوزه فرهنگ ضعف‌هایی وجود داشته است. فرقی هم نمی‌کند که مربوط به کدام جناح باشد؛ زیرا معمولاً مسائل اقتصادی و کارهای فوری دیگر آن‌قدر زیاد بوده که مسائل فرهنگی کمتر مورد توجه قرار گرفته است. حتی در برخی جلساتی که ما برای برنامه و بودجه شرکت می‌کردیم، می‌دیدیم نمایندگانی از حوزه سینما، موسیقی یا تئاتر حضور دارند و ما هم در کنار آن‌ها قرار گرفته‌ایم. در نهایت بودجه‌ای میان این بخش‌ها تقسیم می‌شود و سهم قرآن بسیار اندک است؛ آن هم به شکلی که رضایت‌بخش نیست. به همین دلیل بسیاری از مؤسسات قرآنی که عمدتاً مردمی هستند، از نظر مالی ضعیف‌اند. در مجموع اگر رسیدگی بیشتری به این حوزه صورت گیرد، قطعاً نتایج بسیار خوبی حاصل خواهد شد.

گویه: برگردیم به همان مباحث مربوط به مؤسسه شما. با توجه به حجم بالای کتاب‌هایی که ترجمه و تدوین کرده‌اید، آیا ممکن است مهم‌ترین این کتاب‌ها را نام ببرید؟

ج - بله. کتاب‌ها عمدتاً آموزشی‌اند؛ آموزش قرآن از دوره پیش‌دبستانی تا نوجوانان، بزرگسالان و جوانان. مثلا در بحث روخوانی قرآن، ما کتاب مخصوص زیر هفت سال داریم، کتاب ویژه دوره ابتدایی داریم و برای یک جوان شانزده‌ساله هم کتاب متناسب خودش را تالیف کرده‌ایم. یعنی هر گروه سنی و هر نیاز آموزشی، کتاب مستقل و مناسب خود را دارد. به همین دلیل هم بیش از دویست عنوان کتاب منتشر کرده‌ایم و اگر بخواهم همه اسامی را بیان کنم بسیار طولانی می‌شود.

نکته جالب اینجاست که رهبر شهیدمان ــ که عکس‌های آن دیدار هم هست و از سایت رسمی مقام معظم رهبری برداشتیم ــ یک بار در دیداری به من فرمودند: «می‌دانم شما در قم، در یک زیرزمین، مشغول کار هستید؛ کارت هم خوب است. این کار را توسعه بده و به کل کشور برسان.»

برای من عجیب بود که با آن حجم مشغله، ایشان از محل کار ما آگاه بودند. آن زمان حدود دویست و پنجاه شاگرد داشتیم. عرض کردم که معمولاً بزرگان وقتی چیزی می‌گویند پشت آن نکته‌ای هست، و اولین چیزی که به ذهن انسان می‌رسد مسئله بودجه است. ایشان فرمودند: «ما خودمان حرکت می‌کنیم.» یعنی شما کار را شروع کنید، برکت و امکاناتش خواهد رسید.

همین توصیه باعث شد به شهرهای مختلف برویم. در تهران، ساختمانی را کامل در اختیار مؤسسه گذاشتند. در شیراز همین‌طور. در شهرهای دیگر نیز همین مسیر طی شد. توصیه آقا این نبود که درباره بودجه صحبت کنیم؛ ایشان گفتند کار را توسعه دهید و بقیه‌اش خواهد رسید. و واقعاً همین‌گونه شد. شعب از صد تا رسید به دویست، سپس سیصد، چهارصد؛ البته در دوران کرونا بخشی از شعب به دلیل شرایط، ریزش داشت، اما مسیر کار هیچ‌وقت متوقف نشد.

گویه: خیلی‌ها از من هم پرسیده‌اند. می‌گویند آقا محمدحسین که در کودکی آن‌قدر زیبا قرآن می‌خواند الان کجاست؟ چه می‌کند؟ از شما می‌پرسیم، ایشان امروز مشغول چه فعالیتی هستند؟

ج -  یکی از نعمت‌های خدا این است که فرزند انسان شبیه او باشد و راه او را ادامه دهد. ما هم همیشه کنار هم بوده‌ایم؛ از زمانی که ایشان پنج‌ساله بودند و برنامه اجرا می‌کردند و حافظ کل قرآن شدند. آن موقع موج بزرگی ایجاد شد و باید از آن موج برای نشر قرآن استفاده می‌شد. مردم می‌پرسیدند آیا بچه ما هم می‌تواند مثل ایشان شود؟ بله، می‌شود؛ اما نیاز به استاد، مکان، کتاب و امکانات دارد. ما این امکانات را فراهم کردیم تا دیگران هم بهره‌مند شوند.

یکی از مراجع بزرگ، حضرت آیت‌الله العظمی مکارم شیرازی، در دیداری فرمودند: «شما به فرزند خودتان اکتفا نکردید؛ در شهرهای دیگر هم به آموزش کودکان پرداختید؛ اصل کار همین است.» چون در روایت نیز آمده که اصل علم از قم باید منتشر شود. بسیاری از مؤسسات قمی هم شعب کشوری و بین‌المللی دارند. ما نیز همین مسیر را رفتیم.

شهید بهشتی جمله‌ای داشتند و شخصی برای خود من نقل کرد: «ما خدا را این‌گونه شناخته‌ایم که اگر در اصل کار تردیدی نداشته باشیم، در امور مادی آن لنگ نمی‌مانیم.» این را در عمل دیده‌ام. وقتی یقین داشته باشی کاری درست و مطابق قرآن است، خداوند کمکش را می‌رساند. مثل رزقی که به اندازه فرزندان نازل می‌شود؛ اگر دو فرزند داشته باشی، رزق دو فرزند داده می‌شود، اگر ده فرزند داشته باشی، رزق ده فرزند. مؤسسه هم همین‌طور است: اگر همت بالا باشد و بگویی این تعداد شعب کم است، باید توسعه پیدا کند، خداوند راهش را باز می‌کند.

اما درباره وضعیت فعلی ایشان: بعد از اتمام درس‌ها، اکنون خودشان در کنار ما فعالیت دارند. چند کتاب را مشترکاً تدوین کردیم که چاپ شده‌اند و چند عنوان دیگر زیر چاپ است. آثار آموزشی بسیار خوبی است؛ برخی با نام سید محمدمهدی طباطبایی و برخی با نام سید محمدحسین طباطبایی منتشر می‌شود. ایشان در تألیف کتاب‌ها مشارکت دارند، معاون و قائم‌مقام مؤسسه هستند و هر روز کنار هم امور برنامه‌های کشوری را بررسی و هماهنگ می‌کنیم.

بحمدالله مسیر فعالیت ایشان دقیقاً در ادامه همان راهی است که از کودکی آغاز شده بود.

گویه: وبالاخره اگر چیزی هست که ما نپرسیده باشیم و شما لازم بدانید مطرح کنید؟ مخصوصاً که مسئولان هم این برنامه را می‌ خوانند.

ج - بله، یک نکته همیشه ذهن مرا درگیر می‌کند. ما حدود سی سال پیش «سلبریتی قرآنی» داشتیم. مثالش همین آقا محمدحسین؛ یک کودک پنج‌ساله که حافظ قرآن شد و ما همراه او در کشورهای مختلف برنامه اجرا کردیم؛ از کاخ‌های کشورهای خلیج فارس گرفته تا سفارتخانه‌ها در اروپا و آفریقا. او حتی لیسانسش را از سارایوو گرفت و دکترایش را در لندن ادامه داد. در حجره فیضیه درس تفسیر داشت، در تلویزیون برنامه ثابت داشت. حتی یادم هست یکی از مراجع، فرزندش را به من گفت که «ساعت یازده جمعه بروید پای درس آقای طباطبایی»؛ مرجع تقلید می‌نشست و از تدریس آن کودک لذت می‌برد.

نتیجه این حضور رسانه‌ای چه شد؟ موجی راه افتاد. آن‌قدر تأثیرگذار بود که طبق آمار ثبت‌احوال، سال بعد از شهرت او، «محمدحسین» سومین اسم پرطرفدار کشور شد. خیلی‌ها بعدها به ما می‌گفتند: «ما به خاطر دیدن او، رفتیم سمت قرآن.»

گویه: اما امروز چه؟

ج - امروز دیگر سلبریتی قرآنی نداریم.

جای آن را سلبریتی‌های ورزشی و هنری گرفته‌اند. آن‌ها آدم‌های خوبی هستند، اما در عرصه قرآن خلأ جدی داریم. جامعه ما الگو می‌خواهد؛ آن هم الگوی هم‌سن‌وسال خودش. نوجوان ده‌ساله باید یک قاری ده‌ساله را ببیند، نه یک استاد باسابقه را.

گویه: نظر شما درباره برنامه «محفل» صداوسیما چیست؟ آیا همان می‌تواند این خلأ را پر کند؟

ج - برنامه‌ی خوبی است، اما یک اشکال اساسی دارد. بچه‌هایی را می‌آورند که از قاریان خوب کشور هستند، اما به آن‌ها می‌گویند اسم مؤسسه‌تان را نبرید! این یعنی ما اجازه نمی‌دهیم این نوجوان‌ها هویت و پشتوانه آموزشی‌شان دیده شود. این‌طور نمی‌شود سلبریتی ساخت.

از طرف دیگر، این بچه‌ها یک بار می‌آیند و دیگر دیده نمی‌شوند.

در حالی که اگر کودکی ۸–۱۰ ساله خوب می‌خواند و سیمای زیبایی دارد، باید بارها او را آورد، برایش برنامه ساخت، پیشرفتش را نشان داد، و اجازه داد در مسیر رشد قرار بگیرد. اما اکنون چنین رویکردی نداریم.

از طرفی، ما بیش از سیصد مرکز فعال قرآنی داریم، اما شبکه قرآن حتی اجازه تبلیغ یک دوره تابستانی را هم نمی‌دهد. برای ده ثانیه آگهی، چند میلیارد تومان هزینه لازم است! مراکز قرآنی که کارخانه نیستند. درآمد میلیاردی ندارند. بنابراین اصلاً امکان معرفی استعدادهای قرآنی فراهم نیست.

در عین حال نابغه‌های واقعی داریم که حتی کسی اسمشان را نشنیده. مثلاً در یکی از شهرستان‌ها با پسربچه‌ای آشنا شدم که هفت – هشت سال بیشتر نداشت؛ حفظ قرآن بود و هر آیه‌ای را که می‌خواندی، تفسیر می‌کرد. پرسیدم این اطلاعات را از کجا آورده؟ گفت: «پدر و مادرم کارمندند. ما در خانه دوره تفسیر نمونه داریم. کنار حفظ، آن‌ها را هم می‌خوانم و همه در ذهنم مانده.» این بچه می‌توانست هر آیه را در ده دقیقه برایت شرح دهد. واقعاً نابغه بود — اما گوشه‌نشین و ناشناخته.

این‌ها سلبریتی نیستند؟ چرا هستند. اما ما رهایشان کرده‌ایم.

اگر رسانه کمک کند، اگر تلویزیون همراه باشد، می‌شود موج قرآنی بزرگ‌تری از گذشته ساخت؛ موجی که نسل جدید را درگیر کند.

گویه: از این که وقت برای این گفت وگو گذاشتید، سپاسگزاریم.

چاپ شده در روزنامه#گویه ، شماره 2849 شنبه   19 اردیبهشت   1405

https://farsnews.ir/gooyeh/1778265750566943059

 

https://www.gooyeh-qom.com/30122/2026/05/09/%d8%ad%d8%ac%d8%aa-%d8%a7%d9%84%d8%a7%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85-%d8%b3%db%8c%d8%af-%d9%85%d8%ad%d9%85%d8%af-%d9%85%d9%87%d8%af%db%8c-%d8%b7%d8%a8%d8%a7%d8%b7%d8%a8%d8%a7%db%8c%db%8c/

https://farsnews.ir/gooyeh/1778265750566943059  

https://virasty.com/user170879019828/1778290707635944819

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد