آوای وشتــــــــــــــــــــــــــــان

سید محمد حسین دریاباری هستم، روزنامه نگار ، نویسنده و مدیرمسئول نشریه گو یه در استان قم .تلفن تماس 09127625987 کانال تلگرام https://t.me/daryabary1339

آوای وشتــــــــــــــــــــــــــــان

سید محمد حسین دریاباری هستم، روزنامه نگار ، نویسنده و مدیرمسئول نشریه گو یه در استان قم .تلفن تماس 09127625987 کانال تلگرام https://t.me/daryabary1339

چرا مدیران ومسئو لان حس وحال پاسخگویی ندارند؟

چرا مدیران ومسئو لان حس وحال پاسخگویی ندارند؟

سید محمد حسین دریاباری  

  اکنون می‌خواهیم درباره موضوعی گفتگو کنیم که در جامعه ما به یک ضرورت جدی تبدیل شده است؛ ضرورتی که متأسفانه بسیاری از مسئولان هنوز به اهمیت آن پی نبرده‌اند و همچنان با همان شیوه‌های گذشته از کنار آن می‌گذرند. طرح این بحث از آن‌روست که بسیاری از مقامات و مدیران، با وجود تأکید صریح قوانین و مقررات، پس از تصدی سمت و مقام، آمادگی پاسخگویی در برابر عملکرد خود را ندارند.

شاید گفته شود رسانه‌ها در این زمینه کوتاهی کرده‌اند، اما واقعیت این است که رسانه‌ها با تمام توان خود در این عرصه سخن گفته‌اند، انتقاد کرده‌اند و مطالبه‌گری داشته‌اند؛ با این حال پاسخگویی مسئولان در برابر این نقدها بسیار محدود و اندک بوده است. گاه ممکن است در جایی و در مقطعی، مسئولی بنا به سلیقه مدیر بالادست خود ناچار به پاسخگویی شود، اما پاسخگو بودن به‌عنوان یک رویه عمومی، به‌ویژه در بسیاری از کشورهای در حال توسعه و توسعه‌نیافته، چندان رایج نیست.

البته نباید تصور کرد این مشکل فقط مختص این کشورهاست؛ حتی در جوامعی که خود را توسعه‌یافته، پیشرفته و دموکراتیک می‌دانند نیز نمونه‌های فراوانی از عدم پاسخگویی مسئولان در برابر افکار عمومی دیده می‌شود. رسانه‌های جهان بارها گزارش داده‌اند که چگونه خواسته‌های مردم بی‌پاسخ مانده است.

در کشور ما نیز قانون اساسی، هر مسئولی را در حوزه کاری‌اش مسئول و پاسخگو می‌داند. اصول متعدد قانون اساسی، به‌ویژه حدود سی اصل ابتدایی آن، به حقوق ملت اختصاص دارد و بر این نکته تأکید می‌کند که هر مسئولی باید متناسب با مسئولیتی که پذیرفته، پاسخگو باشد. علاوه بر قانون اساسی، قوانین فراوان دیگری نیز در این زمینه وجود دارد.

در قوانین مختلف تصریح شده که رسانه‌ها موظف‌اند نقد کنند و مردم را آگاه سازند. مطبوعات می‌توانند برای عمل به رسالت خود و در جهت آگاه‌سازی جامعه، از عملکرد دولت و مسئولان گزارش تهیه کرده و منتشر کنند و همچنین نظرها و پیشنهادهای سازنده خود را به اطلاع مردم و مسئولان برسانند.

از آن‌جایی که مدیران و مسئولان الزامی به ارائه اطلاعات به مطبوعات ندارند و خود را ملزم به پاسخگویی به انتقادها و مطالب مطرح‌شده در آن‌ها احساس نمی‌کنند، از همین رو، به باور برخی، مطبوعات تاکنون در احقاق حقوق مردم و پاسخ‌خواهی از مسئولان چندان موفق نبوده‌اند.

در ایران، علاوه بر مطبوعات، رسانه‌های گروهی مانند صداوسیما نیز می‌توانند نقش مهمی در پاسخ‌خواهی از مسئولان ایفا کنند. این رسانه‌ها می‌توانند در برنامه‌های متعدد خود، پرسش‌های مردم را با مسئولان مطرح کرده و پاسخ‌های روشن و قانع‌کننده مطالبه کنند. مسئولان نیز باید خود را موظف بدانند که به‌صورت دوره‌ای، روند کار، موانع، مشکلات و عملکرد مجموعه تحت امر خود را برای مردم توضیح دهند و ابهام‌های موجود در سطح جامعه را برطرف کنند. این یک وظیفه است، نه لطف.

پاسخ‌گویی به‌موقع مدیران و مسئولان در هر حوزه‌ای می‌تواند زمینه‌ها و منابع شکل‌گیری شایعات را از بین ببرد. در عرصه اطلاع‌رسانی، همواره روایت اول برنده میدان است. اگر مدیران و مسئولان بتوانند با ارائه روایتی دقیق، شفاف و به‌موقع پاسخ‌گو باشند، بسترهای بروز شایعه خشکیده می‌شود و جایی برای شایعه‌پراکنی و انتشار اخبار نادرست باقی نخواهد ماند.

یکی از مهم‌ترین گلایه‌های مردم آن است که برخی مدیران و مسئولان، به‌جای پاسخگویی در قبال عملکرد خود، در جایگاه شاکی قرار می‌گیرند. بارها دیده‌ایم که مسئولان در سخنرانی‌ها یا در رسانه‌ها می‌گویند: «چرا این کار نشد؟ چرا آن کار انجام نشد؟» یا از قول آن‌ها نوشته می‌شود که «باید فلان کار انجام شود».

سؤال اساسی اینجاست: فاعل این «بایدها» کیست؟ چه کسی باید انجام دهد؟ پاسخ روشن است؛ خود مسئولان باید امور محوله را به نحو احسن انجام دهند. این مردم هستند که باید از مسئولان بپرسند چرا کاری انجام نشده، نه این‌که مسئولان از مردم یا دیگران مطالبه کنند.

وظیفه اصلی مسئولان، پاسخگویی نسبت به دوران مسئولیتشان است. به‌طور کلی باید از ساختارهای مدیریتی فرسوده عبور کرد و رویکردی برنامه‌محور را جایگزین کرد.

در رسانه‌ها بارها خوانده‌ایم که در برخی کشورها، با وقوع یک حادثه یا بروز یک خطای مدیریتی، مسئولی مانند وزیر، معاون یا استاندار استعفا می‌دهد. در کشور ما چنین اتفاقی یا رخ نداده یا بسیار به‌ندرت دیده شده است. گاهی عذرخواهی‌هایی صورت می‌گیرد، اما استعفا معمولاً زمانی اتفاق می‌افتد که فشارها به اوج رسیده و راه گریزی باقی نمانده است؛ مانند استعفا یا عزل یوسف نوری از وزارت آموزش و پرورش به دلیل عدم پرداخت حقوق معلمان در ۲۹ اسفند ۱۴۰۱، در زمان ریاست‌جمهوری شهید رئیسی.

همواره این پرسش مطرح است که چرا مسئولان از پاسخگویی طفره می‌روند؟ چرا با وجود پذیرش مسئولیت، از لوازم آن شانه خالی می‌کنند؟

می‌توان دلایل متعددی برای این وضعیت برشمرد.

گروهی از مسئولان پس از پذیرش مسئولیت، از ناتوانی و نداشتن اختیار سخن می‌گویند. این در حالی است که فردی که مسئولیتی را می‌پذیرد، باید از اختیارات و محدودیت‌های آن آگاه باشد. اگر اختیار نداشته، چرا مسئولیت را پذیرفته است؟

گروه دیگری از مسئولان شفاف عمل نمی‌کنند و به همین دلیل جرئت پاسخگویی ندارند. اگر تصمیمات و اقدامات در فضایی شفاف و در «اتاق شیشه‌ای» انجام شود، بسیاری از پرسش‌ها خودبه‌خود پاسخ داده می‌شود. اما وقتی تصمیمات در فضایی غیرشفاف گرفته می‌شود و ضوابط و دلایل آن برای مردم روشن نیست، پاسخگویی دشوار می‌شود. در چنین شرایطی، مسئول صادق باید از مسائلی سخن بگوید که ممکن است برایش هزینه‌ساز باشد و همین موضوع، او را از پاسخگویی بازمی‌دارد.

دسته‌ای دیگر از مسئولان، تصمیمات خود را نه بر اساس ضوابط قانونی، بلکه بر پایه روابط سیاسی، پارتی‌بازی و ملاحظات غیرشفاف اتخاذ می‌کنند. بدیهی است چنین افرادی نمی‌توانند پاسخگوی عملکرد خود باشند؛ در حالی که شفافیت و قانون‌مداری از لوازم اصلی مسئولیت‌پذیری و پاسخگویی است.

تجربه بشری به‌روشنی نشان داده است که واگذاری قدرت و مسئولیت بدون پاسخگویی، ذاتاً فسادآور است. مسئولانی که از پاسخگویی فرار می‌کنند، یا گرفتار فساد قدرت شده‌اند یا مزه قدرت را چشیده و شأن خود را بالاتر از پاسخگویی به مردم و حتی نهادهای قانونی می‌دانند.

در چنین شرایطی، نهادهای ذی‌ربط باید فعال شوند و این افراد را پاسخگو کنند. برای قوه مجریه، مجلس ابزارهای متعددی برای این کار دارد؛ از سؤال و تذکر گرفته تا استیضاح. البته نظارت نباید به‌گونه‌ای باشد که شجاعت و جسارت مدیران را از بین ببرد یا آن‌ها احساس کنند همواره «شمشیر داموکلس» بالای سرشان است. نظارت باید هم‌زمان دو هدف را دنبال کند: هم قدرت عمل بدهد و هم مانع انحراف شود. نظارت برای مچ‌گیری نیست، بلکه برای سلامت نظام مدیریتی است.

یکی دیگر از عوامل فرار از پاسخگویی، نبود هزینه برای پاسخگو نبودن است. همان‌طور که در برخی حوزه‌ها، نبود مجازات متناسب باعث افزایش تخلف می‌شود، در این‌جا نیز وقتی پاسخگو نبودن هزینه‌ای ندارد، طبیعی است که برخی مسئولان به‌راحتی از زیر بار مسئولیت شانه خالی کنند.

نمونه‌های عینی آن را می‌توان در هزاران طرح و پروژه نیمه‌تمام کشور دید؛ پروژه‌هایی که بدون مطالعه یا با مطالعات ناقص آغاز شده‌اند. نمونه‌هایی مانند مونوریل در برخی شهرها که هزینه‌های سنگینی صرف آن‌ها شده، اما یا از ابتدا کارشناسی نشده‌اند یا اکنون بودجه‌ای برای تکمیل آن‌ها وجود ندارد. اگر این طرح‌ها کارشناسی شده‌اند، چرا معطل مانده‌اند؟ و اگر نشده‌اند، چرا کسی پاسخگو نیست؟

اگر برای این تصمیمات هزینه وجود داشت، اگر بررسی و محاکمه‌ای در کار بود، بسیاری از این طرح‌های ناکارآمد هرگز آغاز نمی‌شد و منابع کشور هدر نمی‌رفت.

در نهایت، باید مدیرانی تربیت شوند که پاسخگویی را جزئی جدایی‌ناپذیر از مسئولیت بدانند. اگر این فرهنگ نهادینه شود، بی‌تردید می‌توان مسیرهای درست‌تری برای اداره کشور پیمود و از تکرار بسیاری از بحران‌ها جلوگیری کرد.

چاپ شده درروزنامه گویه چهارشنبه 3 دی 1404 شمسی / 3 رجب 1447 / 24 دسامبر 2025 میلادی / سال بیست ویکم/ شماره 2775

https://farsnews.ir/gooyeh/1766544830909970531