گفت و گو با حضرت آیت الله صالحی مازندانی
پیرامون شخصیت واندیشه های امام خمینی (ره) در قبل و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی
س در صورت امکان مقداری پیرامون شخصیت علمی ، اجتماعی و سیاسی امام راحل برای خوانندگان ما بویژه نسل بعد از انقلاب که جوانان هستند توضیح بفرمائید ؟
با درود به روان پاک همه انبیاء و اولیاء خدا و با درود به روان مقدس امام راحل ، شخصیت والا و ممتاز امام راحل شخصیتی است کم نظیر و فوق العاده ، به نظر من زبان و بیان من و امثال من نمی تواند آن را توصیف کند و در آن نمی گنجد مشکل است اهل قلم بتوانند ویژگی ایشان را تصویر کرده و آن طور که امام بوده همانطور بیان کنند جزء ان که ما در حد توان مان و شناخت مان می توانیم به شخصیت ممتاز این مرد بزرگ الهی و آسمانی و رجل علم و عمل و انسان اجتهاد و جهاد و فقاهت و شجاعت و صلابت اشاره کنیم .
من اولین بار که با حضرت ایشان آشنا شدم سال 1339 هجری شمسی بود . من در آن سال از مشهد مقدس رهسپار حوزه علمیه قم شدم . این سال آخرین سال حیات پر برکت و پربار مرجع بزرگ شیعه حضرت آیت الله العظمی بروجوردی بود . اولین بار که وارد حوزه علمیه قم شدم در جلسه درس با شکوه و پرجمعیت و پر برکت امام راحل شرکت نمودم و با ایشان آشنا شدم . در این هنگام که در قم بودم یکسال در درس آیت الله العظمی بروجردی ( ره ) شرکت نمودم ، قبل از آنکه امام را از نزدیک ببینم و با بحث ایشان آشنا شوم ، در مشهد مقدس که بودم در میان علما و فضلا درباره ایشان و فضائل آن بزرگوار سخن به میان می آمد و از ایشان یاد می شد و نام او بعنوان یکی از اساتید و ارکان حوزه علمیه قم بر زبانها بود . بیاد دارم که آن زمان جلد اول تهذیب الا صول ایشان چاپ شده بود و من آن را در حوزه علمیه مشهد تهیه نمودم . حضرت امام در قم در مسجد سلماسی که برای اکثر علماء و طلاب آشنا است تدریس می کرد . امام هم درس فقه و هم درس اصول می فرمودند . حاضران در درس او از نظر کمیت خیلی زیاد بودند و از جهت کیفیت نیز یک جمع بسیار زبده و ممتاز و در سطح بالایی بود . بسیاری از فضلا و اساتید در بحث ایشان شرکت می کردند که من هم در این بحثها شرکت داشتم . در واقع اولین بار با ایشان در مسائل علمی وفقهی و اصولی آشنا شدم ، از جهت علمی ایشان را قوی ، توانمند ، کارآمد و خلاق یافتم . این امر موجب گردید که همواره در درسهای ایشان شرکت نمایم . من در ایام نوجوانی به سلسله و حلقه طلاب پیوستم ، در نوجوانی و جوانی اساتید مسن ، کبار و سالخورده زیادی را دیدم و آنان را درک کردم ، یک بار احصاء کردم شاید قریب به چهل تن از اساتید را دیدم و درک نمودم چه در تهران ، مازندران ، مشهد و قم . بهر حال این اساتید را بعنوان اساتید خود درک کردم وهم بعضی محضرشان رادرک کردم و مانوس از فیض وجودشان بودم . بلا اغراق و بدون تعارف من شخصیتی مثل ایشان یعنی امام راحل (ره) را که این جامعیت را دارا باشد و در فقه و اصول قوی و نیرومند ، در عرفان در سطحی بسیار بالا ، از جهت تفسیر قرآن وفلسفه اسلامی ، از نظر هوش و توان سیاسی ندیده بودم و با خواندن حالات گذشتگان این جامعیت را در کسی ندیدم . این طور شخصیت با این جامعیت کسی را من نمی شناسم ، حضرت آیت الله بروجوردی خود سدی عظیم علیه طاغوت بود ، وقتی که ایشان در قید حیات بودند دشمنان نمی توانستند بعضی از نقشه های استعماری و شوم را پیاده کنند . هنگامی که آیت الله بروجردی رحلت کرده و به جوار رحمت حق پیوست ، در واقع ظهور و بروز سیاسی ، اجتماعی امام بیشتر تجلی کرد . تا زمانی که حضرت آیت الله العظمی بروجردی بودند پرچم دار شیعه بود واوپرچم داراسلامومرجع بزرگ عالم تشیع بودو مرجع اعلی محسوب می شد و حضرت امام بخاطر این امور سکوت می نمودند وحریم مرجعیت مقتدرراحفظ می کردند . بعد از رحلت ایشان امام علاوه بر درس و بحث ، مسایل سیاسی را هم شروع کرد . مباحث در این باره مفصل و طولانی است و مجال پرداختن به آن در اینجا نیست . امام در مبارزه با شاه و کجرویهای او ابتدا بصورت ارشاد ، نصیحت ، تذکر ، اخطار و هشدار وارد شدند تا شاید دستگاه حکومتی متنبه شده و یا بترسند . بعد دیدند که هشدار ، اخطار ، بیانیه ، اطلاعیه و امثال اینها کارساز نیست و حاکم وقت و اعوان او گوش به این حرفها نمی دهند . لذا امام راحل به طور جدی وارد صحنه شدند و اطلاعیه و اعلامیه های بسیار بیدار کننده ، هشدار دهند و آگاهی بخش صادر کردند و هم سخنرانیهای بسیار تند و کوبنده ایراد کردند مبارزه را به طور جدی و علنی آغاز کردند . ما دیدیم که این شخصیت بزرگ قله علم و عرفان و حکمت فقاهت و تفسیر را در نور دید علاوه بر این دیدیم که این رجل آسمانی و ممتاز در اوج قله سیاست ، بیداری ، آگاهی و هوشیاری نیز هست . همچنین دیدم که دارای فطانت بسیار یالا و هوش قوی سیاسی و آگاهی بسیار کارآمد است . حکومت شاه قضایا را در اول جدی نمی گرفت ، سرانجام دید که خیزش های مردمی از هر سو شروع گردید . امام توانست شاگردان خوبی هم تربیت کند و اصحاب خوبی را هم ساخته بود ... شاگردان بسیار قوی و نیرومند تربیت کرده بود . هم از جهت علمی و هم از جهت سیاسی ، آنها را رشد داد . اینها هم همراه و همگام با امام مبارزه را شروع کردند . امام خمینی بارها دستگیر ، زندانی و تبعید گردید . ابتدا به ترکیه سپس به عراق اما شاگردان ایشان در ایران در حوزه های علمیه صدا و پیام او را به گوش مردم می رساندند . و حرکت ایشان را استمرار می بخشیدند . در نتیجه در سالهای 1345 هجری شمسی تا 1350 هجری شمسی عده زیادی از بزرگان و مدرسین که از شاگردان امام بودند دستگیر شدند . عده ای را به جاهای دور دست تبعید کرده بودند و عده ای دیگر را به زندانهای گوناگون فرستاده بودند ، خود اینجانب هم در سال 53 به اتفاق جمعی از مدرسان حوزه علمیه بازداشت شدم و به زندان افتادم جالب اینجا بود که من بحث (( کفایه )) فصل (( مطلق و مفید )) را می گفتم که مأموران رژیم مرا بازداشت و مسجون و مقید کردند . نتیجه اینکه در زندان شاگردان امام راحل زیاد بودند جمعی از انان هم بر اثر شکنجه به شهادت رسیدند . امام یارانی همچون آیت الله سعیدی و غفاری داشت که در زندان شهید شدند . با اینکه امام در نجف تبعید بودند ولی مبارزات به طور پیگیری توسط یاران و علاقمندان ایشان ادامه یافت . انقلاب به تدریج اوج گرفت و از دایره علما و حوزه ، دانشگاه و دانشجویان بیرون آمد و جنبه مردمی گرفت و از سال 1356 هجری شمسی انقلاب اسلامی ، مردمی تر و خروشان تر شد و با شهادت فرزند امام ، سید مصطفی خمینی یک حرکت عظیمی بر پا شد و در سال 57 به اوج رسید و به لطف خداوند این انقلاب به پیروزی رسید و سرانجام حضرت امام قدس سره الشریف پس از پانزده سال دوری از وطن به میهن اسلامی بازگشتند ، و این حکومت پر برکت اسلامی را تأسیس کردند . بالاخره هم شخصیت علمی و شخصیت اخلاقی ایشان بی نظیر و کم نظیر است و مانند او کسی را بیاد نمی آوریم .
آن هم کسی که از نظرملکات و باطن در افق اعلی باشد و هم از جهت ظاهر اسوه ای باشد برای امت و ملت . یکی از مطبوعات عربی درباره شخصیت امام چند جمله ای دارد که اوایل پیروزی انقلاب اسلامی آن را دیدم و در خاطرم مانده است . شاید شما هم که با مطبوعات سروکار دارید آن را دیده باشید .
این نویسنده می گوید که : (( ان الخمینی حیر الشرق و ازعج الغرب و احرج العرب و شغل العالم )) البته هرگاه من این عبارت را در جایی نقل می کردم و می گفتم امام عرب را در تنگنا قرار نداد بلکه حکومتهای عربی را که متکی به مردم نبودنددرتنگناقرارداد . نتیجه اینکه امام شخصیتی است که بصورت مسئله روز درآمده و همه را مشغول اعمال پسندیده خود ساخت . این جملات و عبارات کوتاه می تواند گوشه ای از شخصیت والای ایشان را نشان دهد .
س به نظر شما علل وعوامل موفقیت امام در مبارزه با طاغوت چه چیزهایی بوده است ؟
مطلبی از شهید مطهری نقل شد و آن هنگامی بود که به پاریس رفتند و برگشتند ، در پاسخ به سؤالی ، که شما در امام چه دیدید و ایشان را چگونه یافتید ؟ گفت : من در چهره امام واژه (( آمن )) را در چهار چیز دیده ام . نخست اینکه در (( آمن بربه )) ما می دانیم که امام تنها خدا را می شناخت و همه کارها را برای رضای او انجام می داد . و برای احکام خدا و اولیاء او حرمت قائل بود . و تنها از قدرت خدا حساب می برد و برای قدرتهای دیگر غیر از خدا شأنی قائل نبود . توحید هم همین را اقتضا می کند . دوم اینکه (( آمن بهدفه )) یعنی به هدف خویش ایمان داشت . استقامت ایشان ، پایداری ایشان ، سخت کوشی ایشان و پشتکار ایشان نشان می دهد ، امام کسی است که به هدف خود ایمان دارد . . سوم اینکه (( آمن بطریقه و سبیله )) یعنی امام راه رسیدن به هدف را هم یافته بود . راههای دیگری که پیشنهاد می دادند تسلیم آنها نمی شد . اما (( آمن )) چهارم که به نظر من خیلی مهم است و رمز موفقیت امام را نشان می دهد بعد از آن سه (( آمن )) و آن این است که (( آمن بقومه )) یعنی امام ، مردم ایران ، ملت اسلام بخصوص نسل جوان را در زمان خودش خوب شناخت و جوانان را استعدادهایی می پنداشت که باید به طور مناسب هدایت شده و شکوفا شوند . این کمالات بالقوه به نفع کشور و ملت به فعلیت برسند . و امام مردم را باور کرده بود و مردم را شناخت . متأسفانه بعضی ها مردم را کمتر می شناسند . و روی مردم و ارزشهای مردمی کمتر تکیه می کنند و کمتر به مردم بهاء می دهند و کمتر به جوانان و نوجوانان توجه دارند .
در نتیجه گاهی هم در حرکتهای خود و در رسیدن به هدفها ناکام می مانند و شکست می خورند . هنر امام این بود که مردم عصر خود را خوب شناخته بود و جوان و نوجانان را خوب درک کرده بود . امام با اعتماد و ایمانی که نسبت به قوم خود داشت زلزله بزرگی به اذن خداوند ایجاد کرد و همگان را متحیر و مبهوت ساخت .
امسال سال امام خمینی (ره) نامیده شد شما برای بهتر شناساندن امام به نسل جوان چه رهنمودی دارید بیان بفرمایید ؟ اینکه امسال را به عنوان سال امام نامگذاری کردند کاری خوب بوده که از سوی اولیاء امور صورت گرفت . من معتقدم که همه سالها سال امام راحل بوده و هست . ایشان اسوه ، مقتدا و الگوی همه مردم و ملت ما بود و همواره خواهد بود . اما امسال بخصوص سال ایشان نام گرفت برای این است که صدمین سال تولد امام بر اساس سالهای هجری شمسی است . در واقع یک قرن مبارزه ، تلاش و دستاورد این رجل بزرگ را نسل انقلاب بشناسند . و امام هم در این سال شناسانده شوند . به عقیده من اگر می خواهیم امام را معرفی کنیم . بهترین راه این است که آن حکومت و نظامی که محصول عمر امام هست را بنحوی که امام خواست اداره کنیم و از آن پاسداری نماییم و الگویی باشیم برای مردم در حد الگوی یک شاگرد نسبت به استاد . شاید ما نتوانیم مثل ایشان باشیم . من معتقدم که اگر ما حکومت را درست ، اسلامی ، دینی و مردمی اداره کنیم می توانیم از طریق همین ثمره که ثمره عمر امام است ، امام را به نسل جوانمان معرفی کنیم ما باید جاذبه حکومتمان را بقدری بالا ببریم که نسل جوان و نوجوان عاشقانه و با طیب نفس از نظام جمهوری و حکومت اسلامی استقبال کنند ، نه انکه انها را از طریق فشار و تحمیل به سمت حکومت سوق بدهیم . جاذبه حکومت بقدری زیاد باشد که دلها را به سمت خودش بکشاند . جذب آن بیش از دفع آن باشد . همان طور که بزرگان ما فرمودند از دافعه در حد ضرورت باید استفاده کنیم . اصل را بر جذب قرار دهیم و محور جاذبه باشد و امور اگر از طریق جاذبه حل نگردید از دافعه در حد ضرورت استفاده شود . البته در حدی که عقل ، شرع و قانون اجازه می دهد بهره بگیریم . اگر می خواهیم امام را به نسل جوان معرفی کنیم باید شیوه امام را بکار بگیریم . شیوه برخورد با جوان و نوجوان امام روی مردم فراوان تأکید می کرد برای آنها ارزش والایی قائل بود . همانگونه که جد بزرگوار ایشان امیرالمؤمنین ( ع ) برای مردم ارزش والایی قائل بود . با اینکه معصوم بود . خلیفه الله بود و وصی رسول الله (ص) بود . در عین حال تعییراتی بکار برد که یعید است ما آن تعبیرات را بکار ببریم .
ایشان در عهدنامه مالک اشتر می فرماید : مردم ستون دین اند . ستون دین در باره نماز ، در روایات داریم . (( الصلوه عمود الدین )) در اینجا حضرت می فرمایند مردم هم عمادالدین هستند . عماد و عمود از یک ریشه اند یکی با واو و دیگری با الف . نماز ستون دین است و طبق بیان حضرت امیر مردم هم تعبیر شده به ستون دین و عمد دین است . انقلاب اسلامی ، حکومت اسلامی همه را ما برای حفظ دنیای مردم و دین مردم می خواهیم . ما که می گوییم انقلاب نظام جمهوری اسلامی ولایت فقیه ریاست و نظارت همه اینها ابزارند برای هدف والایی که عبارت است از تأمین معاد مردم و تأمین معاش مردم . یعنی اباد کردن دین مردم و دنیای مردم . لذا حضرت فرمود : مردم ستون دین اند . خوب قطعا ستون انقلاب ما ، جمهوری اسلامی ما و حکومت ما حتما مردم هستند .این بنای عظیم روی دوش وشانه مردم است ،مردم نیروهای آماده برای دفاع ازحکومت هستند. حضرت امیر خطاب به همه کارگزاران می فرمایند گوش تان با مردم باشد و ببینید این مردم چه میگویند مبادا میل شخصی خود را بر میل مردم مقدم دارید البته منظور میل شخصی است که نباید بر میل عموم مقدم شود نه حکم خدا . اگر ما در این حکومت مردم را اینگونه بشناسیم نمی گوئیم مردم هیچ هستند کاره ای نیستند . مردم رأی شان و نظرشان هیچ ارزش و اعتباری ندارد . این تعبیرات را امام راحل نداشتند . حالا که سال سال امام است باید شیوه سیره و اخلاق و طرز برخورد ایشان با مردم را بیاموزیم و آن را عرضه کنیم به جامعه ، تا نسل جوان بفهمند که امام چه کسی بوده است ، به هر حال بهترین راه این است که ما از طریق همین حکومت و جاذبه آن و حقیقت خواهی مد نظر قرار دهیم و برجسته کنیم تا جوان با عطش و رضای خاطر به سمت حکومت و نظام بیاید و دشمنان دین و کشور نتوانند با جاذبه های خود جوانان را از دست ما بگیرند . و در نتیجه بنیان گذار این حکومت که این همه ویژگی دارد به نسل جوان شناسانده می شود
حاج آقا صالحی مازندرانی از اینکه وقت خود را در اختیار نشریه گذاردید صمیمانه سپاسگزاریم .
تهیه وتنظیم ازسیدمحمدحسین دریاباری چاپ شده درروزنامه بشیرمازندران ونشریه تبیان مورخ خرداد1378تبیان شماره34
گفت و گوی تبیان با دکتر رمضانزاده استاندار کردستان
تبیان : یکی از برنامه های دولت توسعه ی همه جانبه بوده ، شما به عنوان نماینده ی دولت چه اقدامی انجام داده اید ، در این باره توضیحاتی برای خوانندگان تبیان بفرمایید ؟
جواب : من تشکر می کنم از دوستان در مجله ی تبیان که این فرصت را در اختیار ما قرار دادند ، تا درباره برخی از مسائل استان با یکدیگر صحبت کنیم . موضوع توسعه ی همه جانبه ، که جناب آقای خاتمی بر آن تأکید داشتند و به عنوان یکی از برنامه های ایشان مطرح بوده ، یک پروژه ای است که نمی توان آن را جزء به جزء و استانی کرد بلکه این یک موضوعی است که دولت در سطح کشور تصمیم به اجرای آن گرفته است . به این مفهوم که اگر قرار است کاری انجام شود در همه ی زمینه های فرهنگی ، اجتماعی ، اقتصادی و سیاسی صورت پذیرد و ما توسعه را یک بعدی و فقط در اقتصاد نبینیم . چون در دنیای جدید با تحولاتی که وجود دارد ؛اساسا توسعه ی یک جانبه و خطی در جامعه جوابگو نیست به همین دلیل دولت در زمینه های مختلفی مثل مطبوعات و بحث انجمن های مدنی که به عنوان واسطه بین دولت و مردم عمل کنند و بحث توجه بیشتر و جدی به بخش فرهنگ و نیز حوزه ی سیاست را مد نظر قرار داد . در عین حال توجه کامل به بخش اقتصادی داشته و دارد و تأمین زندگی روزمره مردم را هدف خود قرار داده است بنابراین توسعه ای که شعار دولت است همه جانبه و متوازن و سراسری است ، ما هم در استان کردستان در این زمینه اقداماتی را انجام دادیم . بخش اقتصادی را بطور مجزا بحث می کنیم اما در زمینه ی فرهنگی باید گفت همانطور که می دانید انجمن های فرهنگی متعددی در حال شکل گیری است و بسیاری هم شکل گرفته اند . ما در استان در حال حاضر بیش از شش یا هفت نشریه داذیم درحالی که 2سال پیش یک نشریه بیشتر در استان نبود و این نشریه هم گاهی یا هر از چند گاهی چاپ می شد . اگر تبیان را هم به آن نشریات اضافه کنیم تعداد نشریات استان می شود . هشت نشریه این اقدامی بسیار مناسب در زمینه ی فرهنگی است . انجمن های ادبی تعدادشان بالا رفته و از اداره ارشاد می توانید رقم دقیق آن را بگیرید ، در ارتباط با فعال کردن دانش آموزان و رشد سیاسی آنان برنامه هایی گذاشتیم و در سطح دبیرستان ها کلاسهایی به همین منظور برقرار بوده است . طرح مشاورین جوان برای افزایش آمادگی جوانان برای مشارکت فعال در مدیریت استانی و کشوری به اجرا در آمده . توجه جدی به افزایش نقش نیرو های بومی در مدیریت شده که این از مباحث فرهنگی یا سیاسی است . در زمینه های اجتماعی سعی کردیم با پدیده ی مواد مخدر که مردم هم نسبت به آن حساسیت دارند فعالانه برخورد کنیم و حتی به عنوان یکی از استانهای موفق مورد تقدیر قرار گرفتیم . در زمینه ی جلب جهانگرد و نشان دادن وضعیت فرهنگی استان تا اندازه زیادی موفق بودیم . در همین جریان "کسوف" و خورشید گرفتگی نزدیک به بیست هزار ایرانگرد و تعدادی جهانگرد داشتیم که به استان آمدند و در شرایط بسیار مناسب و با برخورداری از امنیت کامل با فضای استان آشنا شدند در بعد امنیتی ما الان مدعی هستیم استان کردستان هم از نظر وضعیت امنیت سیاسی و هم از نظر امنیت اجتماعی یکی از بهترین وضعیت ها را نسبت به سایر استانها دارد که اینها همه زمینه ساز توسعه اند و همچنین زمینه ساز سرمایه گذاری در بخش های دیگر در این زمینه ها احساس ما این است که حرکت خوبی آغاز شده است ، اگر چه آن حرکتی که ما دنبال آن هستیم و باید باشد در واقع هنوز تحقق پیدا نکرده است . در بحث مشارکت بانوان ما سعی کردیم تشکلهای خانمها را به صورت جدی فعال بکنیم . هفت تشکل در سال گذشته اعلام کردند مایل به شکل گیری هستند . چهار یا پنج تا از آنها شکل گرفتند و بقیه هم در حال شکل گیری هستند . اینها مجموعه حرکتهایی است که در استان در زمینه های غیر اقتصادی ما دنبال آن بودیم . مواردی دیگر هم هست در صورت امکان بدان خواهیم پرداخت .
تبیان : شما اشاره نمودید که هشت نشریه در استان فعال است در صورت امکان بفرمایید که چرا این استان روزنامه ی محلی برای خود ندارد ؟
جواب : این موضوع به این دلیل است که ماتجربه روزنامه ی نگاری یعنی تجربه ی چاپ روزنامه را در استان نداریم دولت اقدام به چاپ روزنامه نمی کند . یعنی این کار را مردم باید بکنند ، هیچ منعی برای چاپ روزنامه در سطح استان وجود ندارد . ما فکر می کنیم اگر کیفیت هفته نامه ها و ماهنامه های فعلی استان بالاتر برود به گونه ای که مورد استقبال مردم واقع بشود طبیعتا امکان چاپ روزنامه هم هست و در واقع همیشه اینطور بوده که روزنامه ها از دل هفته نامه و ماهنامه بیرون آمدند . و در یک روند توسعه ای است که روزنامه ها شکل پیدا می کنند . چون تعداد هفته نامه های ما کم بوده این زمینه وجود نداشته . ضمنا اگر متقاضی داشته باشد ما باید روزنامه هم در سطح منطقه داشته باشیم . منتهی فعلا متقاضی نیست ، اما هیچ منعی برای چاپ روزنامه وجود ندارد .
تبیان : عده ای بر این عقیده اند که کارهای شما نمود نداشته و موفقیت چندانی در عرصه ی توسعه و سازندگی نداشته اید شما در پاسخ به منتقدان خود چه می گویید ؟
جواب : به این نکته باید توجه شود که نمود داشتن یا نمود نداشتن یک کار بحثی است که به امر تبلیغات بر می گردد و اینکه ما چه مقدار ابزار تبلیغاتی برای نشان دادن کارهای توسعه ی عمرانی و اقتصادی استان در اختیار داشتیم و توانستیم از آن استفاده کنیم و ما از این جهت در مضیغه هستیم و امکانی برای نشان دادن خدمات بگونه ای که همه ی مردم از آن مطلع شوند نداریم . علاوه بر اینکه باور ما بر این است که ما از لحاظ جذب بودجه و کار عمرانی در دو سال گذشته از موفقترین استانها بودیم ، این امر را آمار سازمان برنامه و بودجه حکایت می کند و بر آن گواهی دارد و نیز مجموعه دیدگاههای دولت و وزرا راجع به استان کردستان و نحوه ی کار در این استان ، موضوع مورد نظر را نشان می دهد . در طول یک سال و نیم گذشته چندین مدیر از این استان در سطح کشور نمونه شدند ؟ و اگر جاهای دیگر بهتر از ما کار می کنند چرا اینها را بعنوان نمونه معرفی کردند ؟ ما در زمینه ایجاد اشتغال مورد تشویق ستاد اشتغال کشور قرار گرفتیم و در زمینه ی پروژه های عمرانی که به مردم وعده داده شده بود کار جدی کردیم ، کارهای نمونه ای کردیم که چون پراکنده در سطح استان است چه در شهر و چه در روستا ها خیلی نمود ندارد و معلوم نیست ، بلکه ما یک پارک بزرگ دو یا سه میلیاردی نساختیم و یا یک میدان سیصد یا چهارصد میلیون تومانی نساختیم ، منتهی در عمران شهری کارهای دیگر انجام دادیم که ممکن است نمود آن چنانی نداشته باشد ، اما به شدت بر زندگی مردم تأثیر گذارده است در سال گذشته 60٪ از کوچه های سنندج را که کاملا خاکی بودند آسفالت کردیم ، منتهی اینها کوچک بنظر می آید در سال گذشته بیش از 250 خانه بهداشت را همزمان در سراسر استان افتتاح کردیم این موضوع نقش عمده ای در کاهش مرگ و میر نوزادان و مادران خواهد داشت . پروژه هایی را که تقریبا در استان تعطیل بوده ما آن را فعال کردیم . مانند کارخانه ی ذوب آهن کردستان که تعطیل بود و آن هم به دلیل آمارهای غلطی بود که داده شده بود . وقتی که ما به اینجا آمدیم ظرف دو سال بیش از دو میلیارد تومان بر روی آن هزینه کردیم .پروژه ای که تعطیل شده و قبل از آمدن ما باید افتتاح می شد ، پروژه ورزشگاه 15 هزار نفری سنندج است که فقط کلنگ آن به زمین زده شده بود ، الان از پیشرفت خوبی برخوردار است . ما در زمینه ی آب و تأمین بهداشت شهر و روستا و مسأله ی فاضلاب استان ما ، در سطح کشور نمونه شده است . در زمینه ی احداث راهها و مرمت آن سال بسیار موفقی را پشت سر گذاشتیم . اینها بخشی از کارها است که انشاءا... در هفته دولت مجموعه ی کارهای دو ساله ارائه خواهد شد . این نکته را اضافه کنم که برای استان در سال گذشته از لحاظ اعتبارات استانی 12 میلیارد تومان اختصاص یافت . اما رقمی که فقط برای عمران هزینه گردید بیش از 30 میلیارد تومان بوده است . توانستیم از جاهای مختلف جذب اعتبار نمائیم . پروژه سد بانه را شروع کردیم که بزرگترین پروژه تاریخ کردستان است . در زمینه عمران شهری کار بزرگ مانند آنچه که قبلا اشاره شد (پاک سازی ) انجام ندادیم و اعتقادی هم به آن نداریم و تصمیم گرفتیم کارهای بر زمین مانده را به پایان برسانیم . در زمینه ی آموزش و پرورش مشکل جدی داریم و در سال گذشته 500 کلاس به آموزش و پرورش تحویل دادیم . امسال هم رقمی مانند ان را به این اداره تحویل می دهیم . این هم کاری عمرانی است اگر نمود ندارد ضعف ما در تبلیغات است ، خیلی اعتقاد نداریم که باید در این زمینه ها تبلیغ کرد ، ما وظیفه داریم که به مردم خدمت کنیم . مردم قاضی بسیار خوبی هستند.
تبیان : شما اشاره نمودید که تبلیغات ما محدود است چرا و به چه دلیل کارهای انجام شده و مطالب لازم را از طریق صدا و سیما به اطلاع مردم نمی رسانید ؟
جواب : صدا وسیما طبق دستور العملی که به سراسر کشور ابلاغ کرده ما حداکثر وقتی که در طول سال داریم یک ساعت است ، بنابراین می توانیم یک ساعت از آن رسانه استفاده کنیم ، برنامه هایی که شبکه استانی دارد روزانه یک ربع اخبار است و برنامه های روز جمعه ، بنابراین وقت دیگری نداریم ما در سال گذشته به مناسبت دهه فجر که یک کار بسیار مهم عمرانی انجام شده و 27 میلیارد تومان برای این کار هزینه شده و آن را افتتاح کردیم مایل بودیم به اطلاع مردم برسانیم .صدا و سیما رقمی به مبلغ ده میلیون تومان از ما خواست که ما هنوز بخشی از آن را نپرداخته ایم و در واقع دولت هم پولی در اختیار ندارد تا برای این کارها بپردازد البته در گذشته بدلیل روابط نزدیکی که آقای رحیمی با صدا وسیمای مرکز داشته ، بیشتر می توانست از صدا و سیما استفاده کند اما چه مقدار من نمی دانم ؟ ولی وقت ما در این رسانه همین مقدار است که اشاره گردید ، این سیاست کلی صدا و سیما است .
تبیان : لطفا بفرمایید مهمترین معضل اجتماعی ، فرهنگی و اقتصادی استان کدام است و چه اقداماتی برای حل آن برداشته اید ؟
جواب : من مهمترین مشکلی که در واقع ریشه ی همه ی مشکلات در استان کردستان است را بیکاری می دانم که این بیکاری معضلی است که این هم زمینه فرهنگی دارد و هم اقتصادی و خود بیکاری است که تمام معضلات فرهنگی ، اجتماعی ، سیاسی و اقتصادی را برای خانواده ها پدید آورده است . در واقع اگر بتوان برای بیکاری قدمی برداشت می شود گفت : برای سایر مسائل دیگر فکری شده است . این مسأله یعنی بیکاری زمینه ساز بعضی بحرانها و معضلات دیگری هم هست . بعنوان نمونه در آموزش و پرورش مشکل داریم افت تحصیلی وجود دارد به خاطر فقر خانواده ها است ، خوب بدیهی است که فقر خانواده ها به خاطر بیکاری است یا می بینم بیکاری گاهی موجب گردید عده ای به اعتیاد روی بیاورند و بسیاری از مشکلات از این قبیل، ریشه در بیکاری دارد باز تأکید می کنم هر چه فکر می کنم مهمترین و اساسی ترین مشکل استان کردستان مشکل بیکاری است ، اما متأسفانه در این زمینه آمارها غلط بوده که دچار مشکل شدیم . در جلسه ی معارفه ما هم اعلام شد که نرخ بیکاری در استان 9٪ است . یعنی زیر نرخ میانگین بیکاری در کشور ، من هنوز باور نکردم که اینطور باشد ولی نمی دانم که مردم استان باور کرده اند ؟ اما آنچه که ما فکر می کنیم این است که نرخ بالای بیکاری استان کردستان باعث شده که ما خیلی ضرر ببینیم . در طی دو سال گذشته سعی کردیم در این زمینه اقداماتی را انجام بدهیم اقدام اولیه ما این بود که تلاش جدی در برنامه ریزی کنیم و نرخ بیکاری را تغییر دهیم و فکر می کنم ظرف یکی دو ماه دیگر نتیجه خوبی را به مردم اعلام بکنیم . خود اینکه نرخ رسمی بیکاری ما را قبول می کنند این موضوع نقش بسیار مهمی در میزان تخصیص اعتبارات خواهد داشت، ما نمی توانستیم از شکل قانونی توزیع در آمدها بدلیل پایین بودن نرخ بیکاری استفاده کنیم به همین دلیل در سال گذشته ما در جلسه هیأت دولت از آقای خاتمی تقاضا کردیم که به طور ویژه به استان کردستان در زمینه اشتغال توجه و عنایت نمایند . ایشان هم حدود (450 میلیارد ریال ) برای زمینه سازی اشتغال در اختیار ما قرار دادند و مبلغ 45 میلیارد ریال هم به عنوان تسهیلات بانکی برای متقاضیان اشتغال علاوه بر سهمیه استان به ما دادند یکی دیگر از مشکلات در زمینه بیکاری در سطح استان این است که نزدیک به 72٪ بیکاران استان فاقد هر گونه مهارتی هستند ، ما از سال گذشته سعی کردیم مراکز آموزش در سازمان کشاورزی ، جهاد سازندگی ، مراکز آموزش فنی و حرفه ای ، صنایع دستی و شیلات و هر جایی که امکان داشت مرکز حرفه اموزی و آموزشگاه مهارتهای شغلی دایر کنیم در این زمینه طی سال گذشته نزدیک به 9 میلیارد ریال برای آموزش و زمینه سازی اشتغال هزینه کردیم . در کنار آن سعی کردیم پیش زمینه های اشتغال را فراهم کنیم ، مثلا اعتباری که در اختیار ما قرار گرفت طرح احداث استخرهای پرورش ماهی را برای شرکتهای تعاونی در چند نقطه استان شروع کردیم و الان این طرح ها به خوبی در حال پیشرفت است . همچنین زمین های زیادی را برای باغ داری آماده ساختیم که برای این موضوع متقاضی زیادی هم بودند . بهر حال ما جزو استانهای موفق از لحاظ اشتغال زایی در سطح کشور معرفی شدیم . در زمینه صنایع دستی و ایجاد صنایع جدید دستی که به طور محدود سرمایه گذاری می شود موفق بودیم . صنایع دستی ما از موفقترین صنایع دستی کشور معرفی گردید . نمایشگاه فرش که امسال برگزار گردید بیش از یک و نیم میلیارد تومان فروش داشته این زمینه خوبی شد کار تولید فرش استان مقداری رونق بگیرد . در زمینه طرحهای صنعتی و صنایع تبدیلی گامهای بسیار خوبی برداشته شد . فکر می کنم کارخانه ذرت پاک کنی ما امسال به ثمر برسد که این زمینه ای خواهد شد برای اشتغال بسیار . در خصوص کشت تو تون خارجی معطر درجه یک کارهایی صورت پذیرفت . این کارها در استان جواب داد و امسال 300 هکتار از اراضی را زیر کشت بردیم که در زمینه اشتغال مؤثر بوده است . خلاصه اینکه تولید ماهی هنگامی که من به اینجا امدم 70 تن بوده و اکنون به 400 تن رسیده است و ذوب آهن کردستان 70٪ پیشرفت فیزیکی داشته است همه ماشین آلات و امکانات مربوطه خریداری شده و در حال نصب می باشد . در زمینه (بازارچه ها ) فعالیتهایی انجام شد . در سال گذشته دو میلیارد دلار به سقف بازارچه هایمان اضافه کردیم . همه این کار برای اشتغال زایی بوده و در جای خود موفقیت آمیز هم بوده است . بهر حال کارهای زیادی صورت گرفت که فرصت بیان آن نیست . اما آنچه که مهم است این است که با وجود همه ی این کارها هنوز مشکل اشتغال استان به جای خود باقی است ما تلاش می کنیم مردم هم باید کمک کنند و ما از سرمایه گذاران خارجی کردهای مقیم خارج و کردهای مقیم در سایر نقاط ایران دعوت کردیم که بیایند در این استان سرمایه گذاری نمایند تا اینکه مشکلات بطور ریشه ای حل شود .
تبیان : انتظار شما از روحانیت منطقه در پیشبرد اهداف دولت چیست ؟
جواب : نقش روحانیون در زمینه های مختلف قابل توجه است و می توانند در هر زمینه ای گام مؤثر بردارند ، اما دولت نیاز به کمک خاصی ندارد ، آن چه که مهم است این است که روحانیون به نقش و حضور اجتماعی که اسلام به آنان داده عمل کنند . به نظر من یکی از مهمترین مشکلاتی که در سطح استان کردستان وجود دارد و روحانیون باید به آن توجه کنند مساله نبود اعتماد اجتماعی است . یعنی اینکه روح تعاون اجتماعی وجود ندارد ، اگر روحانیون بتوانند همکاری اسلامی و تعاون اسلامی را به مردم منتقل کنند و مردم هم با در یافت این مفاهیم بتوانند بیشتر با یکدیگر همکاری نمایند ، این کار می تواند بسیاری از مشکلات را حل کند . ما در مسایل مربوط به بانوان در سطح استان کردستان دچار مشکلات اساسی هستیم که روحانیون باید در این زمینه کمک کنند . بحث طلاق خانمها ، که خانمها بی سرپرست می مانند و به ناگاه همه زندگی آنان بهم می ریزد ، روحانیون محترم اهل سنت باید به گونه ای برای آن اقدام کنند و راه حلی برای آن بیابند که در شرایط جدید اجتماعی . این نوع برخورد با زن توهین به اسلام محسوب می شود که ما یک همچنین مشکلاتی داریم و هنوز نتوانستیم راه حلی برای آن مشکلات پیدا بکنیم . در زمینه ی ارتباط با جوانان ، روحانیون باید تلاش بیشتری بنمایند در زمینه انتقال مفاهیم اسلامی به جوانان روحانیون می توانند نقش مؤثری داشته باشند ، اگر این مفاهیم به صورت کامل و درست منتقل شود قطعا اثر خواهد گذاشت . اینها زمینه هایی است که روحانیون می توانند کمک کنند و در واقع باری هم از دوش دولت بردارند .
تبیان : می دانیم بانوان نیمی از جمعیت استان را تشکیل می دهند با توجه به بافت سنتی منطقه شما چه زمینه هایی را برای مشارکت آنان در عرصه های گوناگون فراهم نموده اید ؟
جواب : من معتقدم که بانوان در سطح استان از لحاظ اقتصادی نقش بسیار بالایی دارند . بطور تقریبی می توان گفت : بیش از 70٪ از تأمین در آمد خانوارهای روستائیان را بانوان بر عهده دارند و حتی در شهرها هم خانمها با کارهای مختلف مانند قالی بافی، گلیم بافی و امثال آن در درآمد خانه و زندگی نقش دارند و در این زمینه کار کردند . اما در زمینه های دیگر یعنی در کنار فعالیتهای منزل نقش مدیریتی هم در جامعه داشته باشند و بتوانند در صحنه های اجتماعی حضور داشته باشند در این امور ما دچار مشکل بودیم ، برای حل این کار زمان طولانی می خواهد ولی خوشبختانه وضعیت الان بسیار خوب است . یکی از کارهایی که در آموزش و پرورش هدف ما قرار گرفت این است که آموزش دختران را فعال تر بکنیم و سعی کردیم پوشش تحصیلی دختران را بالا ببریم متاسفانه ما از لحاظ پوشش تحصیلی دختران در سطح کشور در پایین ترین حد هستیم ، داشتن تحصیلات مناسب یکی از ملاک های توسعه است که مورد غفلت واقع گردیده ، اینهایی که می گویند کارهای آنان نمود داشته بیایند و بگویند که چرا آموزش دختران در سطح پایین مانده و در این خصوص چه اقداماتی انجام داده اند . ما فعالیتهای فرهنگی برای خانمها را گسترش دادیم . با توجه به کارهایی که انجام پذیرفت ولی شرایط دلخواه ما به دست نیامد ، اما در شهر سنندج و سقز حضور جدی و روز افزون بانوان را در عرصه ی مدیریت می بینیم طی دو سال گذشته دو ممدیر خانم منسوب کردیم "سازمان کودکان استثنایی" و "بیمارستان تامین اجتماعی " که مدیر آن دو خانم هستند خانمها خودشان باید تلاش بیشتری کنند تا در عرصه های مختلف توانایی خود را نشان دهند ، 6 نفر از اعضای شورای اسلامی از خانمها انتخاب شدند ، شماری اعضای اصلی اند و تعدادی علی البدل می باشند . این برای اولین بار است که خانمها در سطح استان به عنوان منتخب مردم در یک جایی نقش پیدا می کنند . این برای ما خیلی مهم است .
تبیان : در صورت امکان مقداری از سوابق و تحصیلات و مشاغلی که در آن مشغول خدمت به مردم بودید را بیان کنید ؟
جواب : من فوق لیسانس علوم سیاسی و دکترای علوم سیاسی را دارم دیپلم ریاضی را نیز دارم ، در دوران تحصیل همواره از ما به عنوان دانش آموز موفق یاد می شد . از لحاظ سابقه کاری من بعد از انقلاب کارم را در کیته انقلاب اسلامی آغاز کردم و سپس به نخست وزیری رفتم ، سال 60 بود که به نخست وزیری رفتم و تا سال 65 و از این به بعد به وزارت کشور رفتم تا سال 70، سپس برای ادامه تحصیل به خارج از کشور رفتم و سال 74 به کشور باز گشتم و در دانشگاه تهران به عنوان استاد یار دانشکده علوم سیاسی مشغول به کار شدم تا سال 76 آمدم به کردستان در وزارت کشور مناسب وسمت های مختلفی از جمله ریاست اداره ی طرح و برنامه ، رئیس امور اقلیت ها و اقوام و معاون مدیر کل سیاسی را بر عهده داشتم .
تبیان : آیا جنابعالی مجله تبیان را مطالعه می کنید پیشنهاد یا انتقاد یا طرحی برای بهتر شدن آن دارید بفرمائید؟
جواب : البته خیلی مرتب مطالعه نمی کنم ولی هر شماره از تبیان به دستم برسد قطعا و حتما تورقی می نمایم و بعضی از مطالب آن را کامل می خوانم . آنطور که پیدا است شما تبیان را برای روحانیون چاپ می کنید و به عنوان یک نشریه تخصصی است ، مخاطب آن عام نیست که انتظار داشته باشیم همه بخوانند ، اما فکر می کنم که هنوز موضوعات جدید و در واقع نحوه ی نگرش جدید به دین و چگونگی انتقال مفاهیم دینی به جوانان در تبیان جایگاه و پایگاه خوبی پیدا نکرده است . خیلی از مباحث تبیان هنوز مباحث سنتی است چه در فقه اهل سنت و چه در فقه شیعه مفاهیم جدیدی که به هر حال الان در مباحث کلامی مطرح هست در تبیان هنوز جایگاهی ندارد . آشنایی با اندیشمندان معاصر جهان اسلام در تبیان اثری از آن نیست . نگاه کردن به معضلات اجتماعی از زاویه دینی و حل مشکلات از این زاویه را ما در تبیان نمی بینیم ، برخی از اوقات مطالبی در تبیان است که کشکول مانند است و با یک نشریه تخصصی منافات دارد .
تهیه وتنظیم ازسیدمحمدحسین دریاباری
چاپ شده درنشریه تبیان شماره 35 مردادوشهریور1378
بدون تردید سفر رئیس محترم جمهوری آقای هاشمی رفسنجانی به استان کردستان نتایج و ثمرات عظیمی
را در پی داشته است .دشمنان انقلاب همواره کوشیداندبا ایجاد آتش فتنه و آشوب نظام اسلامی را در سازندگی ناکام ساخته و از اقدامات دولت در این خصوص ممانعت به عمل آورند اما تیر شیطان به خطا رفت و به سینه مملو از کینه بدخواهان فرو نشست .زیرا امام راحل و آیت الله خامنه ای رهبر انقلاب و دیگر مسئولان نظام،سازندگی کشور ،ایجاد عدالت اجتماعی ،حمایت از محرومان ،ساختن مناطق توسعه نیافته در قبل از انقلاب و خلاصه در یک کلام محرومیت زدایی از سر تا سر کشور را شعار اساسی و استراتژیک خود می دانستند. بدهی است که مردم کارهای انجام شده فعلی را با زمان گذشته مقایسه و مورد ارزیابی قرار می دهند و سپس به قضاوت و داوری می نشینند .با این بیان می توان دریافت کرد که استقبال پر شور مردم از مسئولان نظام به خاطر عشق و علاقه آنها نسبت به مردم و تلاش بی وقفه مسئوولان در سازندگی کشور و توسعه و گسترش رفاه عمومی مردم است .آقای هاشمی رفسنجانی رئیس جمهور مورخ 24/8/74 در راس یک هیات بلند پایه از استان کردستان دیدار کردند .این سفر که چهار روز به طول انجامید ،وزرای نیرو ،کشاورزی ،کشور،پست و تلگراف و تلفن و نیز معاون اجرایی رئیس جمهوری ایشان را همراهی می کردند .آقای هاشمی رفسنجانی در فرودگاه سنندج مورد استقبال رسمی نماینده مقام معظم رهبری در استان، آقای رحیمی استاندار کردستان ،ائمه جمعه، روحانیون،فرماندهان نظامی و انتظامی منطقه ،نمایندگان مردم کردستان در مجلس شورای اسلامی و دیگر مسئولان بلند پایه استان قرار گرفت. آنچه که شگفت انگیز است و بسیاری از تحلیل گران و ناظران سیاسی جهان را متعجب ساخت استقبال پر شکوه مردم این دیار اسلامی از ریاست جمهوری است که بر این باور بودند که احتمال دارد استقبال مردم در حد قابل ملاحظه ای نباشد ولی مردم مسلمان و خدا جوی کردستان با استقبال گرم و پر شور خود در واقع از خدمات بی وقفه دولت جمهوری اسلامی تقدیر و تشکر کردند و علاقمندی خود به مسئوولان کشور را به نمایش گذاشتند. انبوه مردم مسلمان سنندج که از اولین ساعات صبح عاشقانه در مسیر فرودگاه و خیابانهای این شهر اجتماع کرده و با شاخه های گل و ذبح ده ها راس گاو و گوسفند مقدم ریاست جمهوری اسلامی ایران را گرامی داشتند .زنان و مردان و کودکان کرد در حالی که اتومبیل رئیس جمهور و همراهان را در بر گرفته بودند با شعارهای خامنه ای زنده باد ،هاشمی پاینده باد .سردار سازندگی به شهر ما خوش آمدی. شور انگیز ترین استقبال را از آقای هاشمی رفسنجانی به عمل آوردند.استان کردستان هرگز بیست و چهارم آبان را فراموش نخواهد کرد زیرا در این روز استان کردستان یکپارچه غرق در شادی و سرور بود .مردم کرد مسلمان با اشک شوق و ابراز خوشحالی مظهر تمام نمایی از عشق و ایمان به نظام و انقلاب اسلامی را نشان دادند. خبر سفر ریاست جمهوری به استان کردستان موجی از شادی، شور و شعف در میان مردم خونگرم و مهمان نواز این استان پدید آورد. رئیس جمهور سپس برای دیدار و سخنرانی برای مردم استقبال کننده وارد ورزشگاه ملک نیا شد .جمعیت با ابراز احساسات و عواطف وصف نا پذیر لحظاتی سخنرانی رئیس جمهور را به تاخیر انداختند. در این مراسم ابتدا حجة الاسلام و المسلمین موسوی نماینده مقام معظم رهبری در استان کردستان و آقای رحیمی استاندار محترم و همچنین آقایان صمدی و احمد نژاد نمایندگان مردم سنندج در مجلس شورای اسلامی طی سخنانی به رئیس جمهور و همراهان خیر مقدم گفته و اظهار امید واری کردند سفر ایشان مایه خیر و برکت برای این استان باشد .رئیس جمهور طی سخنانی در ورزشگاه ملک نیا در اجتماع مردم سنندج و هم چنین اجتماع خانواده های ایثار گران گفتند:صحنه های را که امروز در خیابان ها ی این شهر و این اجتماع بزرگ مشاهده کردم اگر در معرض دید مردم سراسر کشور و جهانیان قرار گیرد شناخت بیشتری از عشق و علاقه مردم به انقلاب اسلامی و آرمان های مقدس آن پیدا می کنند .اساس خوشحالی من این است که این محبت و لطفها را بنیانی متین و محکم برای استحکام انقلاب و راه امام (ره) و کشورمی ببینیم .رئیس جمهور روحانیت آگاه ،خانواده های معظم شهدا ء،ایثار گران و جوانان سلحشور منطقه را پشتوانه و سرمایه خوبی برای برنامه های سازندگی دولت دانستند. رئیس جمهور تاکید کردند :حضور یکپارچه مردم این خطه در عرصه سازندگی کشور به بد خواهان فهماند که باید پرده های تعصب و تبلیغات مسموم را کنار بزنند و در درک و فهم خودنسبت به این خطه از میهن اسلامی تجدید نظر کنند .شما امروز با حضور یکپارچه خود یک بار دیگر وفاداری و علاقه مندیتان را به انقلاب و نظام اسلامی به نمایش گذاشتید. واقعا" کسانی که هنوز نمی توانند عواطف ،احساسات و هوشیاری و مقاومتهای تحسین بر انگیز شما را ببینند و تفسیر کنند .از قدرت بینایی بر خوردار نیستند .رئیس جمهور در این سفر از شهرهای سنندج ،سقز، مریوان،کامیاران،بیجار،قروه ،دیواندره و بانه دیدار کردند .آقای هاشمی رفسنجانی در دیدار با مردم این شهرها مورد استقبال با شکوه قرار گرفتند .رئیس جمهور کشورمان در سخنرانی های گوناگون ضمن تجلیل از رشادت و پایمردی مردم در برابر توطئه های گوناگون استکبار جهانی و ایادی آنان در منطقه علیه انقلاب اسلامی گفتند:دولت مصمم است تمام توان خود را برای پیشرفت و آبادانی کردستان به کار گیرد .آقای هاشمی رفسنجانی را در سفر به شهر های یاد شده علاوه بر وزراء ،نماینده مقام معظم رهبری در منطقه و استاندار کردستان و نیز مسئوولان ذی ربط همراهی میکردند. در این سفر صدها طرح و پروژه با حضور رئیس جمهور و هیات همراه در شهر های مختلف که سفر و دیدار از آن صورت پذیرفت مورد افتتاح و بهره برداری قرار گرفت که بدون شک مبتنی بر برنامه اول توسعه فرهنگی ،افتصادی و اجتماعی جمهوری اسلامی ایران بوده است .نویسنده گزارش در نظر دارد دست آوردهای عظیم این سفر را بر مبنای یاد شده جمع بندی ،عظمت و شکوه آنرا برای خوانندگان ترسیم نماید.
طرحها و پروژه های فرهنگی:
آقای هاشمی رفسنجانی رئیس جمهور به منظور افتتاح ساختمان جدید مرکز بزرگ اسلامی غرب کشور در جمع علما و روحانیون اهل تشیع و تسنن کردستان طی سخنانی گفت:اتحاد و صمیمیت شیعه وسنی در کردستان و حضور یکپارچه آنان در عرصه سازندگی یک بار دیگر به کسانی که در داخل و خارج با این انقلاب ناسازگاری می کنند ثابت کرد که مشت بر آهن سرد می کوبند .ایشان گفتند:نقش روحانیت تشیع و تسنن برای حفظ و تثبیت و آرامش و امنیت منطقه بسیار موثر و برجسته است و حمایت بی شائبه مردم کردستان از انفلاب اسلامی مرهون آگاهی و حضور فعال و همه جانبه روحانیت است.رئیس جمهور افزودند:اصل و محور عمده تمامی فعالیت های تشیع و تسنن اسلام و قرآن است و تا زمانی که اسلام محور قرار دارددلیلی برای تفرقه و اختلاف وجود ندارد.
رئیس جمهوری در این مراسم تاکید کردند:تارخ اسلام و ایران از نقش مسلمانان غیور کرد برای حفظ کیان اسلامی و مجاهدت و شهادت آنان در راه آرمان های مقدس اسلامی به نیکی یاد خواهد کرد و ما هیچ گاه مظلومیت مردم کرد و قساوت و شقاوت ضد انقلاب علیه آنان را فراموش نخواهیم کرد. ایشان اقدامات انجام شده زیر بنایی در ابعاد آموزشی ،فرهنگی ،کشاورزی ،ارتباطات و ایجاد مراکز علوم اسلامی بویژه مدرسه ی علوم دینی خواهران را از افتخارات انقلاب اسلامی در استان کردستان دانستند. ایشان گفتند : امیدواریم روحانیت اهل تسنن و تشیع در ایران نمونه و الگوی خوبی از وحدت را به جهان ارائه دهند و سربازان خوبی برای اسلام و قرآن باشند. در ادامه این برنامه مراسم عمامه گذاری 35 نفر از طلاب جوان شیعه و سنی استان کردستان به دست رئیس جمهوری کشورمان انجام شد. همچنین مراسم سنتی و باشکوه مولودی خوانی در حضور رئیس جمهور و حاضران برگزار شد که مورد توجه قرار گرفت. در این اجتماع پرشکوه و وصف ناپذیر حجةالاسلام و المسلمین سید موسی موسوی نماینده ولی فقیه در منطقه کردستان ضمن خیر مقدم به رئیس جمهوری فداکاری و مجاهدت روحانیت متعهد منطقه بویژه روحانیون اهل تسنن در جهت حفظ و تقویت نظام اسلامی و خنثی کردن توطئه های ضد انقلاب را برشمرد. وی همچنین با ارائه گزارشی از چگونگی اداره ی حوزه های علمیه استان کردستان و فعالیت روحانیت منطقه گفت: تا کنون در 18 شهر مرکز بزرگ و 12 شهرستان حوزه های علمیه تأسیس شده و جوانان منطقه استقبال خوبی از فراگیری علوم دینی و قرآنی به عمل آوردند.حاج سید صلاح الدین حسامی امام جمعه سنندج نیز در این مراسم با تجلیل از شخصیت منحصر به فرد بنیانگذارجمهوری اسلامی ایران گفت:نفوذ علم و عرفان امام خمینی (ره) در قلوب مردم ایران موجب پیروزی انقلاب اسلامی ایران شد. وی گفت:انقلاب اسلامی نعمتی خدادادی برای مسلمانان شیعه و سنی جهان اسلام به شمار میرود و روحانیت و مردم اهل تسنن دوشادوش برادران شیعه در حفظ دست آوردهای انقلاب اسلامی و اطاعت از رهبر معظم انقلاب و دولت خدمتگذار خودرا مصمم می دانند. در مراسم افتتاح ساختمان جدید مرکز بزرگ اسلامی که آقای رحیمی استاندار هم حضور داشت دو ساعت به طول انجامید. عملیات ساختمانی جامعة القرآن سنندج از جمله طرحهای فرهنگی است که در سفر اخیر آقای هاشمی نخستین کلنگ احداث آن با دست ایشان بر زمین زده شد گفتنی است قبل از احداث جامعة القرآن سنندج چیزی تحت این عنوان به طور رسمی فعالیت نداشت.عملیات اجرایی یک مجموعه ورزشی و فرهنگی 25 هزار نفری با حضور رئیس جمهور در سنندج آغاز شد این مجموعه در زمینی به مساحت 160 هزار متر مربع احداث می شود و مدت اجرای آن پنج سال بر آورد شده است .همچنین دیگر دست آوردهای فرهنگی سفر ریاست محترم جمهور را می توان ،عملیات اجرایی دانشکده علوم پایه دانشگاه کردستان،افتتاح دبیرستان پیش دانشگاهی پسرانه ،سخنرانی ایشان در جمع دانشگاهیان و فرهنگیان سنندج،حضور ایشان در جمع هنرمندان کردستان و سخنرانی در جمع استادان و دانشجویان دانشگاه کردستان و آزاد سنندج را برشمرد. طرحها و پروژه های تفریحی ، درمانی و خدماتی. آقای هاشمی در سفر خویش به سقز یک بیمارستان 50 تختخوابی را مورد افتتاح و بازگشائی قرار دادند این بیمارستان علاوه بر ارائه خدمات درمانی ، شهرستانهای دیواندره ، بانه ، سردشت و بوکان را نیز پذیرش می کند این بیمارستان شامل بخش های اورژانس ،زنان و زایمان ،جراحی ،رادیولوژی ،فیزیوتراپی ،آزمایشگاه،دندانپزشکی،درمانگاه تخصصی و داروخانه است. در این سفر رئیس جمهور طرح بزرگ آبرسانی شهرستان سقز را مورد بازدید قرار دادند. برای اجرای این طرح که عملیات آن از سال 69 آغاز گردید 15 میلیارد و 442 میلیون ریال هزینه شده است از جمله طرحهایی که مردم کردستان را خرسند و خوشحال کرده است افتتاح فاز اول پارک بزرگ آبیدر در سنندج است. پارک یادشده در جنوب غربی سنندج واقع شده است این پارک در سطح یکهزار 550 هکتار با هدف جذب توریسم ، حمایت از منابع طبیعی ، ترویج فرهنگ نگهداری از منابع طبیعی زدودن زنگارهای زندگی ماشینی و آلودگی هوا ایجاد شده است در این پارک ایجاد جنگلهای دست کاشت و محیط تفریحی و فرهنگی شامل هتل ، رستوران ، سینمای تابستانی ، کتابخانه ، مسجد ، شهربازی ، و امور دیگر در نظر گرفته شده است. حجةالسلام و المسلمین هاشمی رفسنجانی و همراهان با افتتاح فاز اول این پارک نماز مغرب و عشا را در مسجد نوبنیاد پارک بزرگ آبیدر اقامه کردند. سخن آخر در این باب این است که با حضور ریاست محترم جمهور بهره برداری از مجموعه تفریحی دریاچه و فضای سبز قشلاق و پارک کشاورز در سنندج آغاز شد. برای احداث دریاچه قشلاق که 35 هزار متر مکعب ظرفیت آبگیری دارد 450 میلیون ریال اعتبار هزینه شده است. پارک کشاورز سنندج 30هزار متر مربع وسعت دارد و با 350 میلیون ریال هزینه در محرومترین منطقه مسکونی شهر ایجاد شده است.
طرحها و پروژه های اقتصادی.
همه می دانند که دولت بعد از جنگ تحمیلی و خاموش شدن شعله های فتنه در منطقه تصمیم گرفت با سرازیر کردن امکانات به مناطق محروم بازسازی فعالانه ای را آغاز کند. این حرکت درست و به مناسبت دولت تحقق یافت و اکنون شاهد دست آوردهای آن هستیم که ما به طور گذرا به پاره ای از موارد آن اشاره می کنیم همزمان با ورود ریاست جمهوری به استان کردستان فرودگاه سنندج بازگشایی شد و فعالیت پروازی خود را آغاز کرد. این فرودگاه به منظور اجرای طرح توسعه تعطیل بود. حجم سرمایه گذاری سازمان هواپیمایی کشوری برای توسعه این فرودگاه هشت میلیارد ریال بوده است. طرح توسعه انتقال برق در استان کردستان با حضور آقای هاشمی رفسنجانی مورد بهره برداری قرار گرفت. خط انتقال برق دو مداره 63 کیلو ولت در محور سنندج – دهگلان در استان کردستان قرار دارد. در مراسم افتتاح این طرح رئیس جمهور در سخنانی تأکید کردند: حفظ امنیت پایدار در کردستان در کنار هوشیاری مردم و مسوولان به اجرای طرحهای بیشتر عمرانی را می طلبد. در این مراسم ووزیر نیرو ضمن ارائه گزارشی گفت: همزمان با افتتاح این طرح سه پروژه افزایش ظرفیت پستهای 63 کیلو ولت شهرستانهای سقز ، کامیاران و مریوان نیز مورد بهره برداری قرار گرفت. همچنین با حضور رئیس جمهور در بانه عملیات اجرایی سد این شهر آغاز شد. وی در مراسمی به همین منظور طی سخنانی گفت: بانه یکی از مناطق مهم مرزی است که در تمام دوران تاریخ به صورت دژ و قلعه عمل کرده است. چند طرح عظیم اقتصادی یا عملیات اجرایی آن آغاز یا مورد بهره برداری قرار گرفت به شرح زیر است. عملیات اجرایی احداث مجتمع سیمان کردستان ، آغاز عملیات احداث سد خاکی گلبلاغ بیجار ، عملیات اجرایی گازرسانی شهرستان بیجار ، عملیات اجرایی پروژه ذوب آهن در کردستان ، بهره برداری از 136 پروژه مخابراتی در کردستان ،
بهره برداری از سد زریوار مریوان و خلاصه عملیات اجرایی پروژه ی خط لوله انتقال فراورده های نفتی از کرمانشاه به سنندج.
این بود گوشه هایی از فعالیتهای فرهنگی ، اجتماعی، اقتصادی ، علمی و صنعتی دولت در استان کردستان که با حضور ریاست جمهور افتتاح یا بهره برداری شده است. نویسنده امیدوار است خواننده ی این گزارش کردستان قبل از انقلاب و بعد از انقلاب را مقایسه کرده و علی رغم مشکلات عدیده که بر سر راه دولت بوده خدمات دولت بوده خدمات دولت را ارزیابی کند و سپس به داوری بنشیند.
تبیان شماره ی 13
تاریخ :سال سوم آذر ، دی 1374
سید محمد حسین دریاباری
«سفارت و سفرا»، پدیده ای متعلق به روابط خارجی دولتهاست که از طریق نهاد معینی به نام «وزارت امور خارجه»فعال می شود.بنا بر این پیش از پرداختن به ذکر بیوگرافی سفیران ایران و آمریکا،به منظور تبیین و ترسیم فضای روشنی از مناسبات خارجی ایران و آمریکا و دولتهای دیگر –که در آن فضاها مبادله سفیران صورت می گرفته نکته هایی را به عنوان مقدمه یاد می کنیم.
ایران کشوری است که از فرهنگ و تمدن دیرینه برخوردار است .و در بعضی از ادوار تاریخ به عنوان یکی از چند قدرت و امپراطور جهان بشمار میرفت.شواهد و قرائن تاریخی نشان میدهد که زمامداران ایران حتی جنگجو ترین آنها نتوانستند از اقتدار ملی دفاع کرده و برای سر بلندی میهن و تکامل نهادهای گوناگون درون ایران بکوشند.
به یقین ناتوانی آنان ناشی از تصادف نبود بلکه ساختار حکومت در کشور ما به همواره به نحوی بود که مردم در آن سهم و دخالتی نداشتند،در این صورت بدیهی است که حکومت قادر به جذب نخبگان دلسوز نبوده است .نخبگی و نبوغ تنها هنگامی ارزش داشت که در خدمت خاص حاکمان باشد .شاهان کشور ما گاهی با هوش خود روی کار می آمدند و گاهی دیگران برای تامین منافع توده آنها را به قدرت میرساندند.با این که مردم هر کشوری به عنوان نیروی انسانی و سازنده مرز و بوم بشمار میآید اما مردم در ایران نقش چندانی در تعیین سرنوشت خود نداشتند .پیشرفت و ترقی بسیاری از کشورها را باید در آزادی مردم و دخالت مستقیم آنان در امر حکومت جستجو کرد .ولی مردم کشورمان هم واره از این حق مشروع محروم بودند. اگر از لابلای حکومتها در هر دوره ای نابغه ای بر میخواست و از توان سازندگی بهره ای داشت و اندیشه ساختن میهن را در سر می پروراند ،کوته فکران داخلی و دشمنان خارجی ،با شتاب فراوان او را از گردونه حکومت و مدار هستی ساقط می کردند.مورخان اوضاع ایران را به انواع مختلف بررسی کرده اند .در این بررسی ها نحوه دستیابی شاهان به قدرت ،عملکرد آنان تا آن هنگامی که سوار بر اریکه قدرت بودند .میزان توجه حاکمان به مردم و در نتیجه اقبال و توجه مردم به سلاطین مورد توجه و ملاحظه قرار گرفت .این بررسی و کاوش نشان میدهد که ایران دوران جنگهای سخت و خونین ،عصر شکوه ، دوران آرامش نسبی ،دوران پر آشوب ،دوران رقابتهای استعمار گران و بالاخره دوران اشغال نظامی بیگانگان را پشت سر گذارده است .در حال حاضر کشور هایی در جهان به چشم می خورند که یک پنجم ایران سابقه تمدن و فرهنگ ندارند ولی اکنون در زمره کشورهای بسیار مقتدر گیتی محسوب می شوند .شاید یکی از مهمترین و اصلی ترین علل،دور نگاه داشتن مردم از صحنه سیاست و مشارکت ندادن آنها در عرصه های مختلف علمی ،فرهنگی ،اجتماعی و اقتصادی بوده است .ایران کشوری است که اهمیت ژئوپولتیک آن برای غریبان پنهان نبود.همین امر موجب گردید تا کشورهایی مانند انگلیس ،روسیه و سپس آمریکا بر سر منابع و ذخایر سرزمین ما به رقابت استعماری بپردازند .حمایت بیگانگان از حاکمان جدای از مردم ایران نشان می دهد که اگر حکومت سلاطین متکی به مردم و قدرت خروشان آنها بود هر کشوری به آسانی نمی توانست بدون موانع اقدام به کودتا کرده و فردی را از جایش بر داشته و شخص مورد دلخواه خود را بر اریکه قدرت نشاند .بهر تقدیر علل و عوامل بی شماری دست در دست هم گذاردند تا ایران دوهزار و پانصد ساله نتواند اقتدار ملی ،علمی و اقتصادی و اجتماعی درشان خویش را که مقطعی میراث دار علم و معرفت بوده محفوظ نگاه دارد .مجموعه عوامل یاد شده اثرش در دوران سلطنت ناصر الدین شاه قاجار آشکار گردید. ایران در این هنگام از لحاظ سیاسی و اقتصادی بقدری دچار ضعف و انحطاط شد که بدون اجازه دو دولت همسایه نمی توانست با دولت های دیگر روابط صمیمانه و نزدیک بر قرار کند .البته روابط موجود ایران در آن زمان با کشورهای دیگر جنبه تشریفاتی و سمبلیک داشت. با این همه در دوران فتحعلیشاه اتفاقی رخ داد که اثرات مهمی در روابط و مناسبات خارجی ایران داشته است و آن تاسیس و تشکیل وزارت امور خارجه در ایران می باشد .از اوایل قرن نوزدهم که انتصاب نمایندگان سیاسی و سفرای دائمی در دربار ایران مرسوم شد کثرت و زیادی کار مربوط به سیاست خارجی و نمایندگان بی شماری که از طرف دولت های خارجی به ایران اعزام می شدند موجب گردید که فتحعلی شاه در سال 1809 میلادی رضا قلی خان نوائی منشی الممالک را که در واقع وزیر داخله به شمار می رفت مامور مراجعات نمایندگان بیگانه بنماید و به این ترتیب در آغاز، وزارت وزارت امور خارجه به صورت شعبه ای از وزارت داخله تاسیس گردید.فرمان مورخ ذی الحجه 1236 قمری برابر با اکتبر1821 میلادی دستور تاسیس وزارت امور خارجه را به طور مجزا و مستقل صادر نمود و میرزا عبدل الوهاب خان معتمد الدوله نشاط اصفهانی ،دانشمند و شاعر مشهور را به سمت نخستین وزیر خارجه تعین نمود. در این زمان وزارتخانه مزبور از تشکیلات نیرومند و منسجم بر خوردار نبود .از هنگام تاسیس وزارت امور خارجه تا بر قراری مشروطیت در سال 1906 میلادی مجموعا" یازده نفر این مقام را به عهده گرفتند. وزیران امور خارجه در این دوره ها تابع و مجری دستورات صدر اعظم وقت بودند و در حقیقت وزارت امور خارجه به صورت شعبه ای از دفتر صدارت اعظمی به شما می رفت.تا این که در سال 1882 میلادی اولین نظامنامه وزارتخانه مشتمل بر 25 فصل به تصویب ناصر الدین شاه رسید .این ترتیب و روند تا پایان عمر سلسله قاجاریه تداوم داشت .با این همه نمیتوان گفت که ایران تا انقلاب مشروطیت به معنای صحیح کلمه دارای«وزارت امور خارجه» بوده است ،چرا که از تشکیلات وزارتی خبری نبود.در این مقاله هدف اصلی آشنایی با خلاصه بیوگرافی سفیران مبادله شده دو کشور ایران و آمریکا می باشد .با این بیان روشن است که این گفتار در صدد پرداختن و مورد بحث قرار دادن روابط تجاری بازرگانی و فرهنگی نیست.
ایران کشوری است که از جهات مختلف جغرافیایی ،سوق الجیشی و ژئو پولتیک همواره مهم بوده است و از جمله کشورهای قابل توجه جهان به شمار می روداین موضوع را کشورهای غربی و غیره از دوران گذشته درک و بدان رسیده بودند .اسناد و مدارک تاریخی نشان میدهد که ایران در دوران شاه عباس بزرگ با کشورهای اروپایی مراوده و ارتباط داشته است .در کذشته هر هیاتی که به کشور دیگر فرستاده می شد او را سفیر میخواندند در واقع آن هیات مامور انجام کاری بود که امروز آن را با تشکیلات مدرن و برنامه ریزی حساب شده عمل می نماید.منتهی موضوع بحث در اینجا «برقراری روابط دیپلماتیک است که با گشایش سفارت و تعیین وزیر مختار یا سفیر ،معنی و مفهوم پیدا میکند». کشورهای روسیه و انگلستان حضور فعال در صحنه سیاست ایران داشتند و این بدان خاطر بود که سایه آنان در مرزها و سرحدات کشورمان را پوشاند با این اوصاف اسناد و مدارک گواه است که ایران با امپراطوری روسیه ،انگلیس و نیز دولت ترکیه در سال 1851 میلادی برابر 1230 شمسی ،روابط دیپلماتیک را آغاز کرده و آقایان میرزا محمد حسین خان عضد الملک ،میرزا شفیع خان نایب اجودان باشی و حاجی میرزا احمد خان خویی را به عنوان وزیران مختار برای سه کشور یاد شده اعزام کرد .هنگام زمامداری سلسله قاجار ،روسیه و انگلستان به دلیل داشتن قدرت در منطقه از یک سو و ضعف و ناتوانی در درون حکومت قاجاریان از سوی دیگر روابط ایران با دیگر کشورها جدی نبوده و ارتباط اندک هم جنبه تشریفاتی و سمبلیک داشته است .امپراطوری اتریش و مجارستان در سال 1873 میلادی «کنت ویکتور دو سبکی »را به سمت وزیر مختاری به تهران فرستاد نامبرده اقدام به تاسیس سفارت نمود . اما دولت ایران در سال 1883 نریمان قوام السلطنه را که ارمنی بود به سفارت در دربار امپراطور اتریش به دربار وین فرستاد .هنگامی که ناصر الدین شاه دومین سفر خود را به اروپا می گذرانی عده ای از افسران اتریشی برای تعلیم سربازان ایرانی استخدام شدند ولی دولت روسیه که مایل نبود رقیبی در برابر قزاقخانه داشته باشد به طرز عجیبی اقدام به اخلال و کار شکنی کرد که افسران مذبور دلسرد شده و ایران را ترک نمودند .با این که دولت امپراطوری اتریش و مجارستان در آن هنگام از دول مقتدر اروپا محسوب می شد اما چون منافع سیاسی و اقتصادی مهمی در ایران نداشت چندان توجهی به این کشور ننمود .حتی اعزام وزیر مختار ایران ده سال بعد از اعزام وزیر مختار اتریش صورت پذیرفت بدون شک روسهادر خصوص این موضوع هم دخالت ورزیدند.اما فرانسه،ناپلئون سوم امپراطور فرانسه که مانند عمویش ناپلئون کبیر نقشه های جاه طلبانه ای برای تصرفات فرانسه داشت در ژوئیه 1855 میلادی وزیر مختاری به نام «پروسه بوره»به ایران فرستاد .وی توانست یک عهد نامه تجارتی هم با میرزا آقا خان نوری منعقد کند .ناپلئون همواره نسبت به ایران اظهار دوستی و صمیمیت می کرد و با میانجیگری ناپلئون سوم بود که پیمان صلح پاریس بین ایران و انگلستان منعقد گردید .پس از جنگ 1870 میان آلمان و فرانسه که منجر به سقوط ناپلئون سوم و اعلام جمهوریت در فرانسه گردید باز هم روابط و مناسبات دوستانه بین ایران و فرانسه تداوم یافت .آنچه که دو کشور ایران و فرانسه را به یکدیگر نزدیک می کرد روابط فرهنگی بود زیرا فرانسه قدرت نظامی و سیاسی گذشته را نداشت و منافع خاصی هم در ایران نداشت به همین دلیل نتوانست نقش مهمی در صحنه سیاست ایران بازی کند .اما دولت ایران در سال 1857 میلادی مطابق 1235 شمسی روابط رسمی دیپلماتیک خود را با فرستادن فرخ خان امین الملک غفاری با دولت فرانسه پس از دو سال تاخیر آغاز کرد.
ژاپن ،در ماه مارس 1863 از طرف امپراطور ژاپن سفیری بنام «یوشیدا»به ایران اعزام گردید. سفیر نام برده به حضور ناصر الدین شاه رسید و نامه امپراطور کشورش را که مبنی بر «اظهار تمایل به افتتاح باب تجارت بین دو کشور ژاپن و ایران بود»تقدیم کرد.اما عملا" هیچ اقدامی در این خصوص بعمل نیامده و درباریان ناصر الدین شاه موضوع مزبور را به فراموشی سپردند و بر قراری روابط سیاسی و بازرگانی بین ایران و ژاپن از این تاریخ تا نیم قرن به تعویق افتاد.
سوئیس – روابط و مناسبات ایران و سوئیس هم در حد قابل توجه نبود . در ژوئیه 1873 ( نظر آقا یمین السلطنه ) وزیر مختار ایران در شهر ( ژنو) عهد نامه مودت و تجارت بین ایران و سوئیس با وزیر خارجه فدرال این کشور امضاء کرد ولی تاسیس سفارت تا بعد از جنگ جهانی اول به تاخیر افتاد . ایتالیا – پس از آنکه این کشور وحدت خویش را به دست آورده و رسما اعلام استقلال کرد ، وزیر مختاری از سوی دولت نو بنیاد ایتالیا در سال 1862 میلادی به تهران اعزام شد و در 24 سپتامبر همان سال عهد نامه مودت و تجارت بین دو کشور را میرزا سعید خان ، وزیر امور خارجه امضاء کرد . اما دولت ایران در سال 1275 شمسی نریمان قوام السلطنه را به عنوان وزیر مختار به رم فرستاد . در سال 1886 دو دولت ایران و ایتالیا اقدام به تاسیس سفارتخانه دائمی در پایتخت یکدیگر نمودند . ظاهرا دولت ایران با پانزده سال تاخیر وزیر مختار خود را به ایتالیا فرستاد و ده سال بعد دو دولت سفارت دائمی تاسیس کردند . اما کشورهای اسکاندیناوی در سال 1886 میلادی روابط و مناسبات سیاسی با ایران بر قرار نمودند . میرزا رضا خان ار فع الدوله وزیر مختار ایران در دربار سوئد و نیز در دانمارک وزیر مختار انگلستان شد . تا اینجا معلوم گردید که ایران شکوه و عظمت نسبی را که در زمان سلسله صفویه بویژه شاه عباس بزرگ به دست آورد در دوران سلسله قاجار همه از دست رفت بطوری که نمی توانستند تصمیم بر قراری روابط با کشور غیر همجوار را بدون اجازه روسیه و انگلستان بگیرند
. آغاز روابط ایران و امریکا و تنشهای آن
تا کنون روشن گردید روابط و مناسبات ایران با کشورهای غیر همجوار خیلی گرم و سازنده نبود . آمریکائیان قبل از آنکه روابط سیاسی با ایران ایجاد کنند به این کشور رفت و آمد می کردند . اما مناسبات سیاسی و دیپلماتیک بین دو کشور در ژوئن سال 1883 میلادی بر قرار شد . ایالات متحده در این تاریخ وزیر مختاری به نام س.ج. بنجامین به تهران فرستاد . وی سفارت کشورش را در ایران تاسیس کرد . دولت ایران هم حاجی حسینقلی خان صدر السلطنه فرزند میرزا اقا خان نوری صدر اعظم را در اکتبر 1888 به واشنگتن فرستاد که بعدها به ( حاجی واشنگتن ) مشهور گردید . در این دوره دولت امریکا فعالیت چندانی در ایران نداشت . مهمترین کار دولت ایالات متحده امریکا در این دوره حمایت از میسیو نرها و مبلغان مذهبی آمریکایی در ایران بوده است . دولت ایران بر پایه تاریخ ارائه شده پنجسال بعد از امریکا سفارت خود را در واشنگتن بنا کرده است . همانطوری که گفته شد نفوذ دولتهای انگلستان و روسیه در ایران مانع هر گونه تصمیم گیری دولت ایران در روابط با دیگر کشورها بوده است . البته این بدان معنی نیست که روابط با دیگر کشورها بهتر از انگلستان و روسیه بوده بلکه سخن در این است که دولت ایران راسا و شخصا قادر به اتخاذ تصمیم در آن هنگام نبوده است . این احتمال را هم نمی توان از نظر دور داشت که اگر دولتهای غیر همجوار نقش دو دولت روسیه و انگلستان را داشتند این مشکل و درد سر را برای دولت وقت ایران فراهم می ساختند . منتهی چیزی که به یاری ایران شتافت شانس بود که نگذاشت دولتهای غیر همجوار هم در ایران با ندازه انگلستان و روسیه منافع داشته باشند . روابط و مناسبات سیاسی ایران با آمریکا همیشه و در همه حال یکسان و یکنواخت نبوده است بلکه شرائط زمانی هر از چند گاه آن را دچار بحران و تنش جدی می ساخت . ایران در سال 1919 میلادی قرار دادی را با دولت انگلیس منعقد ساخت این قرار داد به مذاق دولت امریکا خوش ننمود و بلا فاصله دولت مزبور به منظور تهدید دولت ایران کمک دویست هزار تومانی خود – به ایران را قطع کرد . اما این تنش و بحران در مناسبات تاثیر چندانی بر فضای مناسبات سیاسی نگذارد . در دو مقطع از تاریخ ، بحران بسیار جدی در روابط و مناسبات سیاسی ایران و امریکا پدیدار گردید که تمام مناسبات فرهنگی ، علمی ، اقتصادی ، و نظامی را در بر گرفت و بر روی آنها تاثیر مستقیم گذاشت . در بحران نخست که شرح آن بزودی خواهد آمد برای مدتی مناسبات سیاسی دولت ایران و ایالات متحده امریکا قطع گردید . در بحران دوم که دولت امریکا مسبب بروز ان بود . روابط دیپلماتیک دو کشور قطع شده و کماکان نیز ادامه دارد . اکنون لازم است. به علل و عوامل موثر در قطع روابط سیاسی دو کشور اشاره گردد . و سپس از زوایای مختلف بر روی ان مطالعه و کاوش صورت پذیرد . حادثه ای که موجب قطع روابط سیاسی ایران و امریکا شد بدین قرار است . در نوامبر 1935 میلادی مطابق با اذر ماه 1314 شمسی غفار جلال علاء وزیر مختار ایران در آمریکا به علت تخلف از مقررات رانندگی از سوی یک پاسبان آمریکایی باز داشت گردید ، با انکه وزیر مختار ایران خود را معرفی کرد پلیس امریکا ترتیب اثر نداده و او را دست بند زده و به پاسگاه پلیس منتقل نمود . پلیس اعلام کرد وی به دلیل تخلف از مقررات رانندگی نظیر سرعت غیر مجاز دستگیر شده است ولی پلیس در پاسگاه به محض اینکه از هویت وزیر مختار ایران اطلاع پیدا کرد وی را آزاد نمود. دولت ایران از دولت آمریکا خواست نسبت به این حادثه رسیدگی رسما از دولت ایران عذر خواهی کند . دولت آمریکا تقاضای ایران را پذیرفت و مساله را رسیدگی کرد اما وزیر امور خارجه این کشور اظهاراتی را بیان داشت . نتیجه این که دولت آمریکا از حادثه پدید آمده عذر خواهی ننمود امور یاد شده موجب گردید که رضا شاه در مارس 1936 فروردین 1315 دستور احضار وزیر مختار و قطع روابط سیاسی ایران با امریکا را صادر نماید .دو سال و نیم بعد یعنی اواخر سال 1938 (والاس مری ) به عنوان نماینده فوق العاده آن کشور به تهران آمد و رسما از طرف دولت امریکا عذر خواهی به عمل آورد و بدنبال این اقدام روابط سیاسی ایران و امریکا در ژانویه 1940 دی ماه 1318 مجددا بر قرار گردید . رضا شاه در توجیه عمل خود موضوع را اهانت به وزیر مختار ایران تلقی کرد و نتیجه عادی آن را قطع مناسبات سیاسی دو کشور دانست . هنگامی که مناسبات سیاسی ایران و امریکا قطع شد ترکیه حافظ منافع ایران در آمریکا بوده است . اما بحران دیگری که موجب قطع مناسبات سیاسی ایران و امریکا گردید در ارتباط با شاه مخلوع ایران بود . پناه دادن به شاه و حمایت از او توسط دولت آمریکا ، موجب خشم عمومی و ملی در ایران گردید و هیجانات عمومی خارج از کنترل دولت ایران شد . در نتیجه جمعی از دانشجویان مسلمان سفارت آمریکا در تهران را اشغال و به منظور استرداد شاه مجرم ، اعضای آن را به گروگان گرفتند . در نتیجه از تاریخ 19 فروردین 1359 روابط و مناسبات سیاسی رسمی دو کشور به کلی قطع گردید . این بار نیز قطع روابط دیپلماتیک تاثیر مهمی در شو ون دیگر گذارد . بگونه ای که مقامات آمریکایی ، بر خلاف عرف و موازین بین المللی ، جهت تحت فشار قرار دادن دولت ایران قوانین سختگیرانه ای علیه ایران در زمینه اقتصادی ، وضع نمودند . اکنون حدود 17 سال است که روابط دو کشور به کلی قطع می باشد . در آغاز ایران و آمریکا الجزایر پاکستان و سوئیس را به عنوان حافظان منافع یکدیگر انتخاب کردند .
قبل از آنکه به بیو گرافی سفر او نمایندگان سیاسی ایران و امریکا از آغاز برقراری روابط و مناسبات سیاسی تا سال 1359 پرداخته شود ، ضروری است چند اصطلاح که در روابط بین الملل ، سخنرانی سیاستمداران و نیز مقالات سیاسی به کار برده می شود ، شرح داده شوند . در گذشته های دور آداب و رسوم دیپلماتیک به شیوه امروز نبود که هر کشوری در کشور دیگر سفارتخانه ثابت داشته باشد و این سفارتخانه به منزله خاک کشورش تلقی گردد و هر گونه تعرض و تعدی به آن ، تجاوز و تعدی به حاکمیت کشور صاحب سفارتخانه محسوب شود . . در سابق اگر هیاتی به منظور انجام پاره ای از مذاکرات و گفتگو پیرامون مسایل مورد علاقه دو طرف به کشوری عزیمت می کرد هیات مزبور سفیر خوانده می شد که البته آن افراد مانند امروز از مصونیت های سیاسی بر خوردار بودند . و همین طور فرد اعزام شده در راس هیات که وزیر مختار نامیده می شد .
وزیر مختار : این عنوان به مامور دیپلماتیک اطلاق می شود که از نظر درجه پایین تر از سفیر است . اما این مقام که مامور کشوری در کشور دیگر است برای او باقی است . در گذشته کشورهای بزرگ و نیرومند نزد یکدیگر سفیر و نزد کشورهای کوچک و یا کم اهمیت به هر دلیل وزیر مختار می فرستادند . اما امروز وزیر مختار جز عنوان چیز دیگری برای ان باقی نمانده است . و در بعضی از موارد این درجه را به نفر دوم بعد از سفیر در سفارتخانه می دهند که اداره برخی از رشته های مهم فعالیت سفارت را بر عهده دارد . در حال حاضر عنوان وزیر مختار عملا منسوخ شده است .
روابط دیپلماتیک : و آن عبارت است از روابطی که بین دو کشور پس از انکه یکدیگر را به رسمیت شناختند با توافق بر قرار گردد . بر قراری روابط دیپلماتیک با اعزام نماینده از سوی دو کشور ایجاد می شود . مناسبات و روابط دیپلماتیک شامل کلیه ارتباطات سیاسی ، اقتصادی و فرهنگی است که بین دو یا چند کشور از طریق نمایندگان دیپلماتیک کشورها صورت می پذیرد .
ماموریت دیپلماتیک : یعنی تمام کارهایی که نمایندگی دولت فرستاده نزد دولت پذیرنده انجام می دهد . امروزه این ماموریت در حد بسیار گسترده توسعه یافته است که بیان آن در این مختصر نمی گنجد. واژه ماموریت همه ی اشخاصی را که در محل معینی مامور انجام و اجرای وظایفی هستند در بر می گیرد. اما اعضای ماموریت دیپلماتیک بعد از سفیر یا وزیر مختار بترتیب عبارت است از : وزیر مختار ، رایزن ، دبیر اول ، دبیر دوم ، دبیر سوم و وابسته . همانطور که گفته شد سفیر بالاترین درجه و مقام ماموریت دیپلماتیک است. ذکر کلمه «کبیر» بدنبال سفیر نادرست و بی معنی است. با این اوصاف امروزه در زبان فارسی متداول شده است. در اصطلاح خارجی لغتی را که معنی کبیر داشته باشد در دنبال سفیر استعمال نمی کنند. رتبه همه سفرا یکی و هر سفیری کبیر است.
سفیر فوق العاده : سفیری که برای کار معین و یا برای مدت محدودی نزد دولت دیگر سفارت دارد سفیر فوق العاده نامیده می شود. سفیر فوق العاده نماینده دولت محسوب می شود ، نه نماینده رئیس دولت به همین دلیل سفیر مزبور حق درخواست مستقیم ملاقات از رئیس دولت. محل ماموریت را ندارد. ممکن است خوانندگان در خلال این گفتار به واژه «اکردیته» برخورد کنند. واژه «اکردیته» یعنی معتبر یا کسی که واجد اعتبار است. نماینده سیاسی یک کشور اگر علاوه بر محل ماموریت خاص خود ، در کشورهای دیگر هم مامور باشد ، در کشورهای اخیر «اکردیته» نامیده می شود. ممکن است یک فرد معینی را در چند کشور به عنوان رئیس یا عضو ماموریت تعیین نمایند. این امر غالبا به خاطر مسایل مالی ، عدم روابط در حد کافی و کمبود اشخاص صلاحیتدار برای سمت سفارت است. دوران پهلوی پنجاه و سه سال بطول انجامید. در این مدت حدود 270 نفر به مقام سفارت یا وزیر دست یافتند. در دوران رضاشاه شمار سفارتخانه های ایران در کشورهای خارجی کم و محدود بوده است. ولی در انتخاب نمایندگان سیاسی دقت زیادی بعمل می آمد. اکثر نمایندگان سیاسی در آن هنگام عنوان وزیر مختاری را دارا بودند. نماینده سیاسی ایران در آمریکا هنگام به قدرت رسیدن رضاشاه باقر کاظمی بود که شرح حال او در جای خود خواهد آمد. مجموع نمایندگان سیاسی ایران در ایالات متحده آمریکا از سال 1265 شمسی تا 1361 شمسی 30 نفرند که اسامی و بیوگرافی آنها خواهد آمد. البته روابط ایران و آمریکا در 19 فروردین 1359 قطع شده است. افرادی که کادر موقت و حافظ منافع بودند نیز در این لیست قرار دارند. مجموع نمایندگان سیاسی آمریکا در ایران به 27 نفر می رسد که اسامی و شرح حال آنها نیز بزودی از نظر خواهد گذشت. گفتنی است ابتدا به درج خلاصه زندگینامه نمایندگان سیاسی ایران برحسب توالی زمانی و بر پایه ی تاریخ انتصاب آنان در آمریکا و سپس به بیوگرافی نمایندگان سیاسی آمریکا در ایران با رعایت ترتیب و توالی تاریخی اقدام می کنیم.
حسینقلی خان صدر السلطنه ( حاج واشنگتن )
«حسینقلی خان » به معتمد الوزراءلقب داده شد و در نوشتارها از او حسینقلی خان معتمد الوزراء یاد می کنند . ولی وی را بسیاری به حاج واشنگتن هم می شناسند . نامبرده فرزند « میرزا آقا خان نوری » است که در سال 1265 قمری متولد شد و در سال 1316 قمری در گذشت . او از مقامات بر جسته و عالیرتبه دولت بشمار می رفت . مهارتها و تخصص های وی زبان انگلیسی و فرانسوی بوده است . « حسینقلی خان » مناصب و مشاغل زیادی بر عهده گرفته است . معتمد الوزراء در سال 1886 میلادی سر کنسول ایران در هندوستان بوده و در سال 1892 وزارت فوائد عامه را بر عهده گرفت . وی مدتی نایب اول و معاون وزارت خارجه و کارمند وزارت دارایی بوده است . حاجی واشینگتن در دوران زندگی خود به خاطر لیاقتی که ازخود بروز داد ، نشان و مدالهای زیادی به دست آورد . از جمله می توان ، نشان درجه دوم خارجه ، نشان و حمایت سرتیپی اول و خلاصه نشان درجه اول خارجه را نامبرد . «حسینقلی خان » در زندگی شخصی ممسک و دست بسته بود و به قول معروف فردی خسیس شهرت یافت با اینکه او شخصی و سرمایه دار بوده است . اولین وزیر مختار ایران در ایالات متحده آمریکا خطش زیبا و نیکو بوده است . وی گاهی از اوقات شعر هم می گفت ولی اشعارش مهمل ، بی معنی و سبک بوده است . «حسینقلی » در سال 1295 به زیارت مکه رفته است . سرپرستی وی را پس از آنکه خانواده ای خود را از دست داد ، « سعید خان موتمن الملک » به عهده داشت . او در میان مردم به حاجی واشنگتن معروف شده است البته دقیقا معلوم نیست که چرا و به چه دلیل او به شهرت مزبور شناخته می شود ؟ ولی احتمال می رود که به خاطر نا مه هایی باشد که برای صدر اعظم وقت ارسال کرده و در آن از مردم آمریکا و مسوولان آنان ستایش فراوان بعمل اورده است .
حاج حسینقلی خان معتمد الوزراء نخستین وزیر مختار ایران در ایالات متحده آمریکا می باشد . سفارت ایران در واشینگتن در سال 1265 شمسی ، 1888 میلادی توسط او تاسیس گردید . نامبرده حدود 13 سال در این سمت باقی مانده و برای دولت ایران انجام وظیفه کرد .
«اسحاق خان » در 26 جمادی الاولی 1276 بدنیا آمده است . او تحصیلات علوم سیاسی و زبانهای خارجی را در مدرسه نظامی تبریز آموخت . مفخم الدو له به زبانهای فارسی ، ترکی ، فرانسوی ، انگلیسی ، روسی و آلمانی تکلم می کرد . او در سال 1300 وارد وزارت خارجه گردید . او نشان و مدالهای زیادی به خاطر لیاقت و کارایی که از خود بروز داد دریافت نمود که مهمترین انها نشان سرهنگی و سرتیپی بوده است . « اسحاق خان » پست و مناصب زیادی را بر عهده گرفت . نامبرده سر کنسول و نماینده سیاسی ایران در مصر بوده است . وی در سال 1890 میلادی در معیت مظفر الدین شاه به اروپا مسافرت کرد او پس از بازگشت از اروپا زندگی نو خویش را با فردی محرب و کهنه شروع کرده و با دختر بیوه « میرزا نصرالله خان » مشیر الدوله وزیر امور خارجه ازدواج نمود . نماینده سیاسی ایران در قاهره پس از ازدواج به سمت وزیر مختاری در اتریش منسوب گردید . اسحاق خان مفخم الوله از سال 1278 شمسی تا سال 1282 شمسی وزیر مختار و نماینده سیاسی ایران در ایالات متحده آمریکا بوده است . او تقریبا بیش از چهار سال این سمت را در اختیار داشت اما این که وی در چه تاریخی در گذشت دقیقا روشن و معلوم نیست ؟
«مرتضی خان ممتاز الملک»در ربیع الاول 1281 در تهران چشم به جهان گشود .او تحصیلات خویش را ابتدا در تهران و سپس پاریس به پایان رساند . «مرتضی خان » علاوه بر فارسی به زبان های ترکی ، فرانسوی ، انگلیسی سخن می گفت . نامبرده پیشخدمت ویژه دربار و مترجم مخصوص شاه بوده است . وی نشانهای مختلف سرتیپی و علمی را دریافت داشت .یکی از مشاغل و مناسب او این است که غلام حرمخانه شاه به شمار می رفت . و مترجم وزارت امور خارجه در سال 1299 بوده است . او همچنین مترجم کتب علمی و قوانین دارالترجمه همایونی در سال 1305 بوده است «مرتضی خان » لقب ممتاز الملکی را در سال 1314 به خود اختصاص داده است ممتازالملک چهارمین نماینده سیاسی ایران در امریکا بوده که از سال 1283 ماموریت خویش را آغاز و تا سال 1288 د آمریکا باقی مانده است . نامبرده تقریبا بیش از پنج سال وزیر مختار کشورمان در آمریکا بوده است . موفقیت و عدم موفقیت شفرای ایران در عهد قاجار بستگی به حکومت سلسله قاجار دارد .
«مهدی خان امیر تومان»در سال 1286 قمری در شهر همدان دیده به جهان گشود .او از رجال وزارت امور خارجه محسوب می گردد. امیر تومان نشان و مدالهای فراوانی به خاطر انجام وظیفه مناسب و نشان دادن لیاقت ها و شایستگی های درونی خود دریافت نموده است. مهمترین آنها عبارتند از :نشان طلای سلطانی ،نشان و درجه سرهنگی و سر تیپی،نشان دیگر او امیر تومانی است که میرزا مهدی خان به آن شهرت یافته است .آقای امیر تومان چهارمین نماینده ی سیاسی ایران در واشنگتن بشمار می رود .نامبرده از سال 1292 ماموریت خویش را آغاز کرده و تا سال 1297 در آمریکا سرگرم انجام وظیفه برای دولت ایران بوده است.
«عبد العلی خان »در واقع پنجمین وزیر مختار و دیپلمات ایرانی است که به واشنگتن اعزام گردید .آقای صدری از سال 1297 شمسی ماموریت خود را در آمریکا آغاز و سال 1300 شمسی ماموریت او خاتمه یافته و آن سمت در اختیار حسین علاء قرار گرفت .«صدیق السلطنه»سه سال وزیر مختار ایران در آمریکا بوده است .از خصوصیات شخصی و ویژگی های اخلاقی نامبرده اطلاعات چندانی در دست نیست.
«حسین علاء»از رجال سیاسی و از نخست وزیران بشمار می رود.او لقب معین الوزراء را به خود اختصاص داد .نامبرده فرزند«محمد علیخان»علاء السلطنه می باشد حسین علاء در محرم سال 1264 شمسی در تهران متولد گردید و در سال 1243 درگذشت . معین الوزرا تحصیلاتش را در انگلستان در مدرسه حقوق به پایان رسانیده و مدرک دکترا دریافت کرده است .حسین علاء از تخصص ها ومهارت های زیادی نیز برخوردار بوده است .مهمترین آنها عبارتند از :تسلط بر زبان انگلیسی ،فرانسوی و آلمانی .وی پس از فارغ شدن از تحصیلات مشاغل و مناصب زیادی را بر عهده گرفت .مدتی ریاست بانک و ریاست شورای عالی پیش آهنگی را به عهده داشت .او همچنین مدتی وزیر امور خارجه ،وزیر بازرگانی و نمایندگی مجلس را در تهران پذیرفت. حسین علاء مترجم حضور شاه نیزبوده است .نبوغ و استعداداو موجب گردید که مدال جوایز و نشان های زیادی دریافت کند . حسین علاء در سال 1921 میلادی مسافرتی به آمریکا داشته است .در وقایع نیز سال 1331 وی طرفدار قوام بود .پس از استعفای دکترمحمد مصدق نخست وزیری به او پیشنهاد گردید ، هنگامی که وی به نخست وزیری انتخاب گردید. از سوی نواب صفوی اخطاریه ای مبنی بر عدم صلاحیتش برای مقام نخست وزیری دریافت کرد .در ضمن او از فراماسون نیز به شمار می رفت، پس از آنکه ماموریت عبد العلی خان صدری صدیق السلطنه خاتمه یافت سمت وزیر مختاری ایران در آمریکا به حسین علاء محول گردید .او از سال1301 شمسی عهده دار سمت مذبور گردید شغل و منصب وزیر مختاری تا سال 1303 شمسی در اختیار او بوده است شایان ذکر است که حسین علاء از شهریور 1324 تا اسفند 1328 مجدا"سفیر ایران در آمریکا گردید .در پی اتمام این ماموریت نصر الله انتظام مقام او را به عهده گرفت .حسین علاء در دوره اول مقام وزیر مختار و در دوره ی دوم مقام سفیر ایران در آمریکا را بر عهده داشت.
پس از حسین علاء باقر کاظمی به سمت کاردار ایران در آمریکا منصوب گردید .ماموریت نام برده از سال 1303 شمسی آغاز و تا سال 1305 شمسی به طول انجامید هنگامی که آقای کاظمی در واشنگتن انجام وظیفه می کرد همتای آمریکایی وی در ایران «هوفمان فلیپ» بوده است.
داوود مفتاح هشتمین دیپلمات و نماینده سیاسی ایران در ایالت متحده آمریکابوده است نامبرده از مهر ماه 1305 ماموریت خویش را آغاز و در فروردین 1309 سمت وزیر مختاری رها کرده است .قبل و بعد از مفتاح آقایان کاظمی و عضدی این سمت را دارا بودند . هنگامی که آقایان مفتاح وزیر مختار در واشینگتن بود همتایان وی در این مدت هوفمان فلیپ و چارلز هارت بوده اند . در مورد خصوصیات شخصی مفتاح مطالب چندانی در دست نیست .
«یدالله عضدی » در کابینه های گوناگون خدمت کرده است وی همواره یا سمت وزارت یا معاونت را بر عهده داشت.عضدی در سال 1339 وزیر امور خارجه در دولت محمد علی فروغی بوده است . همچنین در سال 1320 وزیر دارایی در دولت فروغی را در اختیار داشت . ایشان سالهای 1320 و1321 در کابینه ی دولت علی سهیلی و نیز در کابینه ی احمد قوام السلطنه پست وزارت راه و ترابری را بر عهده داشته است . او در واقع نهمین نماینده ی سیاسی ایران در واشینگتن محسوب می شود . نامبرده از تیر ماه 1310 به مقام وزیر مختاری ایران در آمریکا منصوب گردید و تا فروردین 1312 در آن مقام انجام وظیفه نمود او قبل از آن که این ماموریت را به دست آورد داوود مفتاح به جای او انجام وظیفه می نمود . همتای وی در این هنگام درتهران ویلیام هورنی بروک بوده است . درباره ی زندگی شخصی وی اطلاعات چندانی در دست نیست .
پس از آنکه غفار جلال علاء به عنوان سفیر ایران در آمریکا ماموریت یابد؛ آقای عضدی وزیر مختار ایران در واشینگتن بوده است . غفارجلال علاء از فروردین 1312 تا 29 دی ماه 1314 سفیر ایران در آمریکا بوده است . همتای آمریکایی او در ایران ویلیام هورنی بروک بوده است . غفار جلال علاء به نظر می رسد از نزدیکان حسین علاء باشد . نامبرده در سال 1314 در ایالات متحده آمریکا به جرم تخلف از مقررات راهنمایی و رانندگی دستگیر شد . دولت ایران پس از اطلاع از ماجرا اقدام به قطع روابط و مناسبات سیاسی با آمریکا نمود . او بیش از چهار ساعت در پاسگاه پلیس تحت بازداشت قرار داشت . هنگامی که پلیس بازجویی از او را آغاز کرد . علاء خود را معرفی نموده و مصونیت خود را یادآور گردید پلیس با وزارت امور خارجه تماس گرفت و مراتب را به آن وزارت خانه ابلاغ کرده است . سرانجام غفار جلال علاء از بازداشت رهایی یافت . مشروح حادثه فوق در دیباچه همین گفتار نقل شده است.
دکتر علی اکبر دفتری در دی ماه 1317 پس از آنکه روابط و مناسبات سیاسی ایران و آمریکا مجددا برقرار گردید به عنوان کاردار موقت انجام وظیفه می نمود.قبل گزینش دفتری به عنوان کاردار موقت ،« روابط ایران و آمریکا » به خاطر آنچه که « تخلف ز مقررات رانندگی » توسط غفار جلال علاء نامیده شده بود قطع بوده است . آقای دفتری تا آذر 1318 یعنی قریب به یک سال کاردار موقت بوده است درباره ی ویژگی شخصی و زندگی خصوصی او اطلاعات چندانی در دست نیست .
محمد شایسته یازدهمین نماینده ی سیاسی ایران در ایالات متحده آمریکا بشمار می رود . آقای شایسته از رجال سیاسی رژیم پهلوی محسوب می گردد یکی از ماموریت های مهم او این بود که از جانب دولت ایران ماموریت یافت ، در جریان « جنگ جهانی دوم و اشغال ایران » با مقامات آمریکایی ملاقات نماید تا بتواند یاری آنها را برای جلوگیری از ادامه ی اشغال و پایان دادن آن جلب کند . شایسته در آذر ماه 1318 به سمت وزیر مختار ایران در واشینگتن منصوب گردید او تا سال 1322 در همین مقام یعنی وزیر مختاری انجام وظیفه کرد . هنگامی که او وزیر مختار بود این مقام در تاریخ 1322 به سفارت ارتقا یافت . نامبرده تا شهریور 1324 سفیر ایران در آمریکا بوده است . پس از خاتمه یافتن ماموریت محمد شایسته حسین علاء جایگزین او گردید. گفتنی است حسین علاء با به دست گرفتن پست سفیری در شهریور 1324 بار دوم است که به نمایندگی سیاسی ایران د رواشینگتن منصوب گردید ماموریت دور دوم او چهار سال و نیم به طول انجامید . او در واقع مانند شایسته هم مقام سفارت و هم وزیر مختاری را بر عهده گرفت . هنگامی که شایسته سفیر دولت ایران در آمریکا بود همتای آمریکایی او در ایران « لویز دیفوس» بوده است .
آقای انتظام از رجال سیاسی برجسته به حساب می آید ، وی هم در مقام وزارت و هم در مقام سفارت انجام وظیفه کرده است . نامبرده در سال 1339 سفیر ایران در فرانسه بوده است . آقای انتظام به مدت یک دوره ی رئیس مجمع عمومی سازمان ملل متحده بوده است . وی در وزارتخانه های مختلف راه یافته و به عنوان وزیر انجام وظیفه نمود . ایشان در کابینه ی علی سهیلی در سال 1321 وزارت راه و ترابری را بر عهده داشت مضافا بر این در کابینه ی مرتضی قلی خان بیات هم حضور داشت . و در سال 1323 وزیر امور خارجه و در سال 1341 به عنوان وزیر مشاور به شمار می رفت . ایشان مانند حسین علاء و اردشیر زاهدی دوبار به عنوان سفیر ایران در آمریکا منصوب گردید . انتظام در دوره ی اول سفارت خود در آمریکا که تا شهریور 1331 تداوم یافت علاوه بر مقام سفیری نمایندگی ایران در سازمان ملل متحد را نیز بر عهده داشت. همانطور که اشاره گردید در این مدت به ریاست مجمع عمومی سازمان ملل متحد برگزیده شد. در وهله ی دوم سمت سفیری نامبرده ، از مهر 1332 آغاز و تا دی 1334 بطول انجامید . در بین دو تاریخ فوق فاصله ی زمانی وجود دارد در این مدت یک ساله که فاصله ی دو ماموریت می باشد . اللهیار صالح سمت مزبور به دست گرفت.
بعد از کناره گیری سید نصرالله انتظام از سفارت ایران در آمریکا در شهریور 1331 اللهیار صالح به سمت سفیر ایران در واشینگتن منصوب گردید . سمت سفیری برای اللهیار صالح میمون نبوده و تنها یک سال این در پست باقی مانده است زیرا بعد از کودتای 28 مرداد و سقوط حکومت دکتر محمد مصدق حاضر به همکاری با حکومت کودتا نشد. همانطور که در شرح حال انتظام گذشت انتظام مجددا به سمت سفیرایران در آمریکا تعیین گردید . اللهیار فرزند «حسین» « مبصر الممالک» بوده است . او در 12 فروردین سال 1275 شمسی در فین کاشان به دنیا آمد و در سال 1360 در گذشت . اللهیار صالح از رجال سیاسی ، نمایندگان مجلس شورای ملی و اعضای جبهه ی ملی و نیز از دولتمردان بشمار می رود . درباره ی او می نویسند وی علاوه بر اینکه فارغ التحصیل کالج آمریکایی در تهران بوده مدارج علمی قدیمیه را نیز دارا بوده است .
او در دوره های پانزدهم ، شانزدهم و بیستم از کاشان به مجلس شورای ملی راه یافته است نامبرده مشاغل و مناصب زیادی داشته است که مهمترین آنها به قرار زیر است . اللهیار پست وزارت دارایی و دادگستری را در کابینه ی احمد قوام و محمد ساعد بر عهده داشت و در کابینه ی ابراهیم حکیمی وی وزیر کشور و مشاور در آن محسوب می شد . او همچنین در کابینه ی علی سهیلی وزیر دارایی بوده است مضافا بر آنچه گفته شد . او عضو هیات مذاکره کننده یا نماینده ی انگلیسی و یکی از اعضای هیات اعزامی به سازمان ملل به همراهی دکتر محمد مصدق بوده است . او همچنین یکی از اعضای هیات ایران در دیوان لاهه واقع در هلند بوده است . هنگامی که رضاخان حکومت را در اختیار داشت وی معاون علی اکبر داور وزیر بهداری بود. اللهیار از چهره های فرهنگی هم به شمار می رود بدین جهت با مجله ی آینده همکاری نزدیک داشت . صالح یکی از آن پنج نفری بود که لایحه ی ملی شدن صنعت نفت را در آذرسال 1329 به مجلس ارائه داد و در استیضاح دولت رزم آرا در مهر ماه سال 1329 شرکت جست یکی از حوادث مهم زندگی صالح این است که او معاون وزیر دارایی امیر حسوری بود . هنگامی که وزیر نامبرده ارقام بودجه را برای رضا خان توضیح می داد در همین حال رضا خان پرسید معاونت کجا رفته است ؟ وزیر پاسخ داد نیامده همین امر باعث برکناری صالح از معاونت گردید . او زمین ملکی پدرش را در اختیار داشت و مبادرت به کشاورزی نمود و تا پایان بدینسان زیست تا اینکه پیام پایان زندگی بگوش او رسید و جان به جان آفرین تسلیم کرد . اللهیار صالح در زمان دولت مصدق یعنی از شهریور 1331 تا مهر 1332 سفیر ایران در آمریکا بوده است . قبل و بعد از ماموریت وی آقای انتظام این سمت را بر عهده داشته است . در این وقت همتای آمریکایی او سلدن چی بین بوده است .
« علی امینی » فرزند حاج « میرزا محسن امین الدوله» می باشد که در سال 1292 شمسی متولد گردید . او از نخست وزیران و رجال سیاسی برجسته عصر خود است . امینی تحصیلات خویش را در تهران و پاریس به پایان برد . و دکترای اقتصاد را در پاریس گرفت. علی امینی علاوه بر پست نخست وزیری ، وزیر اقتصاد در کابینه ی منصور و مصدق ، وزیر دارایی در کابینه ی زاهدی و دادگستری در کابینه ی علاء را بر عهده داشت . علی امینی یکی از چهره های سیاسی مورد قبول سیاست های آمریکا بوده است . هرگاه شاه به دنبال چهره هایی بود که بتواند قدرتهای بزرگ دنیا را راضی نگه دارد به سراغ امینی و امثال وی می رفت و آنها را عرضه می نمود . برخی عقیده دارند که مهمترین حادثه زندگی او در طول خدمتش « خاموش کردن اعتصاب فرهنگیان » بود که با انتخاب « محمد درخشش» به وزارت فرهنگ ، این موفقیت را به دست آورد ، دکتر علی امینی که از شاهزادگان قاجار ( نوه دختر مظفرالدین شاه ) و هماهنگ با سیاست های آمریکائیان بود به نخست وزیری دست یازید تا زمینه برخی اقدامات و اصلاحات اجتماعی مورد نظر آمریکا در ایران را فراهم بیاورد . پس از آنکه امینی برای مصلح نشان دادن خود اقدام به بازداشت برخی رجال سیاسی و نظامی به اتهام اختلاس نمود در این مقطع از تاریخ سیاست خارجی آمریکا در ایران بسیار فعال شد و از طریق وامها و کمکهای مالی که آمریکا به ایران داد وابستگی اقتصادی و سیاسی کشور به آمریکا گسترش و تعمیق پیدا کرد . امینی در تیر ماه 1341 از نخست وزیری کناره گرفت و اسدالله علم به جایش آمد امینی هنگام وقوع انقلاب اسلامی نیز خود را نشان داد ولی مقبول کسی نیفتاد و لذا راهش گرفته و به آمریکا رفت. امینی ا ز نظر آمریکاییان چهره موجه و شناخته شده ای بود .هدف شاه از انتخاب امینی به سمت سفیرایران در آمریکا نزیک هر چه بیشتر آمریکا به ایران بوده است. امینی به جای انجام هدف و انگیزه شاه مقدمات نخست وزیری خود را فراهم می ساخت . امینی در یک سخنرانی گفت: منابع و ذخایر مهم معدنی مانند نفت به همه کره ی زمین تعلق دارد نه به کشوری که منابع در آن نهفته شده است . شاه از شنیدن این سخن خشمگین شد و بی درنگ دکتر امینی را به تهران احضار کرد . امینی در سال 1334 پست سفیری ایران در آمریکا را تصاحب کرده و تا فروردین 1337 در اختیار داشت . به نظر می رسد امینی آنچه که از این سفارت می خواست به دست آورده است . او سه سال و سه ماه در این سمت به کار مشغول بوده است .
« علیقلی اردلان» در سال 1901 میلادی متولد شده است . او از رجال سیاسی و وزراء کابینه ی حسین علاء و اقبال محسوب می شود . او از تحصیلات عالی برخوردار بوده است و دکترای حقوق و علوم سیاسی را داشته است . نامبرده تحصیلات خویش را در تهران گذراند . وی علاوه بر فارسی به زبانهای فرانسوی و آلمانی سخن می گفت . اردلان در کابینه ی حسین علاء وزیر صنایع و معادن و وزیر امور خارجه بوده است . علیقلی در دولت منوچهر اقبال نیز سمت وزارت امور خارجه را به دست گرفت . اما در کابینه ی جمشید آموزگار همواره معاون و دستیار در امور گوناگون بوده است . علیقلی اردلان در سال 1341 شمسی سفیر ایران در شوروی بود وی در رده های مختلف سفارتخانه ، در کشورهای آلمان غربی ، فرانسه و ترکیه برای دولت ایران انجام وظیفه نمود . علیقلی اردلان از فروردین 1337 تا بهمن 1338 سفیر ایران در واشینگتن بوده است . نامبرده برای سفارت آمریکا در تهران جاسوسی می کرد . اسناد و مدارک جاسوسی ، از سفارتخانه آمریکا در تهران به دست آمده و منتشر گردیده است.
«حسین قدس نخعی» در سال 1290 شمسی در تهران متولد گردید و در سال 1356 در گذشت.نامبرده از وزراء ، سفراء، و کارمندان عالیمرتبه ی دولت به شمار می رود . محل تحصیل او در دانشگاه لندن بوده است. مهارت و تخصص «قدس نخعی» شعر و نویسندگی بوده است . وی در مدت عمر خود پس از تحصیلات مشاغل و مناصب زیادی به دست آورد که مهمترین آنها به شرح زیر است . در سال 1339 وزیر امور خارجه در کابینه ی شریف امامی و همچنین وزیر امور خارجه در کابینه ی دکتر علی امینی در سال 1340 بوده است . او مدتی مدیر مجله ی ماهان ( ندای قدس) ، رایزن سفارت شاهنشاهی در آمریکا و رایزن سفارت ایران در انگلستان بوده است . قدس نخعی بخشی دیگر از عمر خویش را صرف سفیری ایران در انگلستان و عراق کرده است . نامبرده دو بار پست سفیری ایران در توکیو را پذیرفت . او به اندازه ای به دستگاه پهلوی نزدیک شد که وزارت دربار شاهنشاهی بدو محول گردید . او توانست مدالها ، نشانها و جوائز زیادی به دست آورد که مهمترین آن نشان درجه یک همایون است . وی پس از تحصیلات فعالیت خود را در رشته های سیاسی ، ادبی و روزنامه نگاری آغاز کرده است . بسیاری از رباعیات او. به وسیله ی شعرای برجسته کشورهای گوناگون ترجمه شده است . او آثار قلمی فراوانی بر جای گذاشت که بعضی از آنها عبارتند از: خدا و بشر، اثر گمشده در بهشت ، کوه کبوتران، دختر شاهسون ، موسیقی ایران و خلاصه ی پرورش نفس. « حسین قدس نخعی » در فروردین 1341 به عنوان نماینده ی سیاسی و سفیر ایران در ایالات متحده آمریکا انتخاب گردید . ماموریت وی تا اسفند 1341 یعنی ظرف یک سال تداوم یافت . پیش از او اردشیر زاهدی و بعد از ایشان محمود فروغی این سمت را بر عهده داشتند . اما اینکه چه عواملی سبب گردید که نخعی تنها یک سال در آنجا بماند چیزی منتشر نشده ا ست .
یکی از نمایندگان سیاسی و سفیران ایران در آمریکا محمود فروغی بوده است . فروغی در اسفند 1341 به عنوان سفیر ایران در واشینگتن منصوب گردید . ماموریت او تا بهمن سال 1343 ادامه یافت. از خصوصیات فردی و ویژگی شخصی او چیزی در دست نیست زمانی که وی سفیر ایران در آمریکا بود امینی دوران نخست وزیری خود را در تهران سپری کرد نامبرده تقریبا دو سال در این سمت برای دولت ایران انجام وظیفه کرده است ، برخی از مدارک و کتابها نام فروغی را محمد ذکر کرده اند و شماری دیگر محمود فروغی که ظاهرا همین به واقع نزدیکتر است . در شرح احوال محمود فروغی آمده است که ، او از رجال سیاسی بوده و مناصب و مشاغل متنوعی داشته است . مشاغل و مناصب او هم در وزارت امور خارجه بوده است . اما این که تصریح شده باشد نامبرده سفیر ایران در آمریکا بوده است ، چنین صراحت در شرح حال دیده نمی شود . اما محمد فروغی که در وزارت خارجه سمتی داشته باشد دیده نشده است پس بنابراین محمود فروغی سفیر ایران در آمریکا بوده که کم و بیش مقامی در آن وزارتخانه داشته است .
«خسرو خسروانی» در فروردین 1344 به عنوان سفیر ایران در آمریکا از سوی وزارت امور خارجه ی کشورمان انتخاب گردید. ماموریت وی در فروردین 1346 خاتمه یافت. یعنی ایشان دو سال پست سفیری ایران در آمریکا را بر عهده داشت . پس از او هوشنگ انصاری به این سمت منصوب گردید . ماموریت هر سفیر علی القاعده و بطور معمول چهار سال است. ولی از سال 1332 تا 1346 هفت نفر سمت سفیری ایران در آمریکا را به دست گرفتند . اما اینکه چرا تغییر و تحول در وزارت امور خارجه آنی و لحظه ای بود اطلاعات چندانی در اختیارما نیست ؟ نکته ی دیگری که شایان توجه است این است که در میان نمایندگان سیاسی و دیپلمات های ایران دیده می شود که برخی سمت سفیری و وزیر مختاری را دوبار بر عهده گرفتند . این موضوع یعنی بر عهده گرفتن پست مزبور در چند نوبت توسط یک نفر در میان نمایندگان سیاسی آمریکا در ایران اصلا مشاهده نمی شود . به نظر می رسد حکومت شاه تلاش می کرد تا فرد مطمئن و همسو با سیاست جاری خود و نیز فردی که مورد علاقه باشد را برای اعزام به آمریکا پیدا کند چون گاهی از اوقات این امر میسر و ممکن نمی شد ناگزیر برخی از دیپلمات ها را به دلیل اینکه آنها یک بار آزموده شده و کاردانی آنها اثبات گردید. بار دیگر به سمت سفیری منصوب می شدند. این امر نشان می دهد که وزارت امور خارجه با نوعی قحطی رجال مواجه بوده است.
« هوشنگ انصاری » در سال 1928 میلادی دیده به جهان گشود . او از شخصیتهای سیاسی و فرهنگی به شمار می رود . نامبرده همواره سفیر، وزیر و از کارشناسان اقتصادی شناخته می شود . انصاری تحصیلاتش را در انگلیس ، آمریکا و ژاپن به پایان رساند. مدرک علمی او فوق لیسانس اقتصادی است . ایشان به زبانها ی انگلیسی ، فرانسوی سخن می گفت.وی مشاغل و مناصب زیادی را بر عهده گرفت اما بیشترین آنها پستهای اقتصادی بوده است . هوشنگ انصاری در کابینه ی هویدا وزیر اطلاعات بوده است . نامبرده در همان کابینه مدتی وزیر اقتصاد و دارایی بوده است . او همین سمت را در کابینه ی جمشید آموزگار هم برای مدتی در اختیار داشت. او مدتی سفیر ایران در پاکستان بود. ایشان توانست تقریبا به اکثر نقاط جهان مسافرت کند. هوشنگ انصاری پس از سقوط رژیم پهلوی به خارج فرار کرد ه است. او از جمله افرادی است که چه قبل و چه بعد از پیروزی انقلاب اسلامی با مقامات آمریکا ارتباط تنگاتنگ داشته است. او از تئوریسینها و رجال سیاسی کار آمد رژیم پهلوی محسوب می گردد. ایشان نه تنها سفیر ایران در پاکستان بوده بلکه سفیر ایران در مصر هم بوده است . و در تاریخ 18/11/1349 به حضور « انور سادات» رسیده و استوار نامه ی خود را تسلیم وی کرد. هوشنگ انصاری در اریبهشت 1346 به سمت سفیری ایران در آمریکا منصوب گردید . ماموریت وی در تاریخ مرداد 1348 خاتمه یافت. شایان ذکر است وی در زمان زمامداری ریچارد نیکسون در آمریکا اقامت داشت . بسیاری سیاست هوشنگ انصاری را مستقل و آبرومندانه ارزیابی می نمایند.
آقای افشار از سال 1348 به عنوان سفیر ایران در آمریکا انتخاب شده است .ماموریت او تا اسفند 1350 ادامه یافت .پس از افشار سمت سفیری ایران در واشنگتن را اردشیر زاهدی پذیرفت او تا سال 1357 همزمان باپیروزی انقلاب اسلامی در این مقام باقی ماند .ماموریت وی با پیروزی انقلاب اسلامی از اساس باطل گردید .در مورد خصوصیات فردی و اجتماعی افشار اطلاعات چندانی در دست نیست .اما آگاهان و ناظران امور سیاسی عقیده دارند ماموریت افشار در آن هنگام،آن هم در ایالات متحده آمریکا نشان می دهد که او برای شاه و وزیر امور خارجه مهم و ارزشمند بوده است .
«اردشیر زاهدی »فرزند«فضل الله» در مهر ماه 1307 شمسی در تهران متولد گردید .او از رجال سیاسی رژیم پهلوی به شمار می رود . وی تحصیلات خویش را در دبیرستان نظام تهران ، دانشگاه کالیفرنیای آمریکا و دبیرستان اسلامیه بیروت به پایان رساند . اردشیر مدتی وزیر امور خارجه در کابینه هویدا در سالهای 1345و 1346 بوده است زاهدی در سال 1341 سفیر ایران در لندن بوده است . او به خاطر به اصطلاح لیاقتی که از خود نشان داده مدال و نشان زیادی به دست آورد که مهمترین ان نشان درجه یک رستاخیز است . نامبرده در 14 مهر 1343 در کاخ سعد آباد با حضور شاه و فرح مراسم نامزدی با دختر منوچهر اقبال برگزار نمود . وی در بیروت با ...... روزولت آشنایی یافت و در کودتای 28 مرداد با نام مستعار (مصطفی ) و (ویسی ) شرکت کرد . سرویس اطلاعاتی امریکا همواره از وی همایت به عمل می اوردند که توانست بعد از پدرش ماندگار باشد . گفتنی است وی با شهناز نامزد شده و در سال 1330 ازدواج کرد . این ازدواج نامیمون در سال 1343 منجر به طلاق گردید . آقای زاهدی در سال 1338 به عنوان نماینده محمد رضا پهلوی برای تماس با دانشجویان ایرانی در اروپا عازم آنجا شد . او کوشید در سالهای 1346 و 1348 پست نخست وزیری را برباید ، اما توفیق چندانی در این راه به دست نیاورد اما برای این کار در میان مقامات انگلیس و امریکا دستان زیادی پیدا کرد . آگاهان عقیده دارند . سالهای وزیری اردشیر زاهدی در وزارت امور خارجه یعنی از بهمن 1345 تا شهریور 1350 یکی از بد نامترین دوران تاریخ وزارت امور خارجه می باشد .اردشیر زاهدی مردی بد دهن و فحاش بود و یکی از هرزه ترین نخبگان سیاسی و دولتمردان رژیم پهلوی به شمار می رفت . او به این اوصاف نه تنها در میان خواص بلکه در سطح جامعه نیز شهرت کافی داشت . اردشیر زاهدی دوبار به عنوان سفیر ایران در آمریکا منصوب گردید . ابتدا از اسفند 1338 و فروردین 1341 و سپس از اسفند 1351 تا بهمن 1357 پر سرو صدا ترین و جنجالی ترین سفیر ایران در امریکا اردشیر زاهدی بوده است . که دو دوره و بیش از 8 سال این سمت را بر عهده داشت . یکی از مقامات وزارت امور خارجه می گوید : در حالی که بسیاری از سفارتخانه های ایران در خارج از لحاظ بودجه در تنگنا بودند و برای تامین مخارج روزمره با مشکلات مواجه می شدند قریب یک چهارم بودجه وزارت خارجه صرف سفارت ایران د امریکا می شد . عده ای معتقدند اردشیر زاهدی توانست نظر موافق رهبران آمریکا از جمله کارتر و برژنسکی مشاور امنیت ملی را به حمایت کامل از شاه در برابر جریانات انقلابی جلب نماید .
«جعفر فقیه » به عنوان کار دار موقت در واشینگتن انجام وظیفه می نمود . او در بهمن 1357 برای سمت مزبور انتخاب گردید و تا اردیبهشت 1358 در ان سمت باقی ماند . در این هنگام ایران در انقلابی پر شکوه بسر می برد و بدنبال آن پیروزی را جشن می گرفت . طبعا روابط و مناسبات سیاسی ایران و امریکا نه تنها مانند سابق گرم نبوده است بلکه روز بروز به سمت تیرگی کامل نزدیک می شد . سرانجام پس از جعفر فقیه علی اصغر آگاه تیرگی کامل روابط ایران و امریکا را تا به امروز امضاء کرده است . در باره ویژگی شخصی نامبرده چیزی منتشر نشده است .
«علی اصغر اگاه » در سال 1917 میلادی متولد گردید . آقای آگاه همانطور که از نامش پیدا است . در شمار دانشمندان و محققان بر جسته قرار دارد . ایشان تحصیلات خویش را در تهران ، سویس و امریکا گذراند . مدارک علمی وی لیسانس ، فوق لیسانس ، و دکترای فیزیک می باشد . او به زبانهای انگلیسی و فرانسوی تسلط کامل داشته است . مشاغل و مناصب او بیشتر در چارچوب مراکز علمی و تحقیقاتی بوده است . علی اصغر اگاه مسافرت های زیادی به امریکا و خاور داشته است . او نماینده ایران در کنفرانس های بین المللی مانند «کنفرانس انرژی اتمی در جهت صلح (ژنو) و کنفرانس اتمی دوبی »بوده است . ایشان کاردار موقت ایران در امریکا بوده است . آقای آگاه سمت مزبور را در اردیبهشت 1358 دریافت و در بهمن 1359 به صاحبان آن یعنی وزارت امور خارجه تحویل داد. روابط و مناسبات دیپلماتیک ایران در 19 فروردین 1359 قطع شد . او تا بهمن همان سال در این پست به عنوان حافظ منافع انجام وظیفه می نمود . از این تاریخ به بعد آقایان سید ابراهیم سجادی ، محمد تقی صادقی و علی سبز علیان به عنوان مسوولان موقت از سوی وزارت امور خارجه انتخاب شدند . بهر تقدیر آقای علی اصغر آخرین نماینده ی سیاسی ایران در واشنگتن بوده است .
آقای « س.ج.بنجامین »نخستین نماینده ی سیاسی ایالت متحده آمریکا در ایران بود .او کاردار ،سرکنسول و بنیانگذار سفارت آمریکا در ایران به شمار میرود .آقای بنجامین در سال 1261 شمسی مطابق با 1883 میلادی به تهران آمده و سفارت کشورش را در ایران تاسیس کرد .نخستین نماینده آمریکا در ایران 21 سال در کشور ما اقامت داشته و ماموریت سیاسی برای کشور خویش انجام داده است .گفتنی است در این دوره دولت آمریکا روابط و مناسبات بسیار گرم با ایران نداشته است عمده ترین نماینده ی سیاسی کشورش در ایران حمایت از میسیونرها و مبلغان مذهبی آمریکایی در ایران بوده است .در این دوره انگلستان و روسیه چون نقش فعال داشتند آمریکا منافع دیگری در ایران نداشت .برای آقای بنجامین اتفاقی در ایران افتاده که در مطبوعات به چاپ رسیده و نقل آن برای خوانندگان خالی از فایده نیست .بنجامین اولین سفیر آمریکا از دست نگهبانان حرمخانه شاه در ایران کتک خورد اگر یکی از زنان حرم متوجه نشده بود سفیر و دخترش کشته شده بودند. در گذشته های دور سفرایی که تعیین می شدند و به کشورهای جهان عزیمت می نمودند اکثر آنها از آداب و رسوم اهالی آن کشور با خبر نبودند و همین باعث می گردید که ناگهان روابط و مناسبات دو کشور دوست به هم خورده و سفرای یکدیگر احضار شوند از جمله اتفاقی که در این زمینه رخ داد ،در زمان سلطنت ناصر الدین شاه قاجار بود .در آن زمان بنجامین به اتفاق همسر و فرزندان خود از آمریکا به تهران آمدند این دیپلمات سعی کرد از روزهای نخست آداب و رسوم ایرانیان را فرا گیرد چون بیم داشت که یک دفعه بر اثر بی مبالاتی روابط دو کشور ایران و آمریکا به هم . بر حسب تصادف همین طور هم شد و روزی که بنجامین و دخترش با درشکه به محل ییلاقی سفارت در شمیران می رفتند به قهوه خانه ای در بین راه می رسند که چند درشکه دیگر در آنجا ایستاده بودند هنگامی که درشکه سفیر به آنجا رسید ناگهان عده ای نظامی از زیر درختان بیرون می ریزند و به درشکه چی و جلودار و سفیر و دخترش حمله ور می گردند جلو دار هر چه فریاد می زند این درشکه سفیر آمریکا است ،گوش نظامیان به این حرف بدهکار نیست و آنها مشغول زدن می شوند .بنجامین متوجه می شود که سربازان از سربازان گارد سلطنتی هستندو حرمخانه شاه در این جا توقف دارد .در چنین مواقع آداب و رسوم چنین است که سفراء هم به چنین محوطه ای داخل نشوند .سفیر آمریکا بلا فاصله دستور داد درشکه چی درشکه را بر گرداند ولی با این حال سربازان دست از کتک کاری بر نداشتند .از قضا یکی از زنان حرم سرا متوجه قضیه می شود و مستخدم مخصوص را برای خلاصی و پایان دادن ماجرا می فرستد.او هنگامی می رسد که جلودار و درشکه چی زرنگ ،جان سفیر و دخترش را از دست سربازان رهانیده بود ماجرا در این جا خاتمه نیافت .روز بعد یاد داشتنی از طرف سفیر به وزارت امور خارجه ارسال گردید .در این یاد داشت آمده است که اگر چنانچه عذر خواهی نشود پرچم سفارت آمریکا پایین کشیده می شود و سفیر دستور تعطیلی سفارت خانه را خواهد داد . صبح روز سوم «صنیع الدوله» یکی از وزرای برجسته به محل سفارت می رود و تاثر خاطر شاهانه را به سفیر ابلاغ می کند .بعد از آن جوابی در جواب سفارت می رسد که متن آن تماما" ا............. بوده و منشی سفارت و درشکه چی و جلودار احضار می نمایند و در پیش چشمان آنان مسببین واقعه را شلاق می زنند . از این ماجرا به بعد ناصر الدین شاه محبت خاصی نسبت به سفیر آمریکا پیدا کرد و حتی دستور داد ماهیانه مبلغ صد تومان به مدرسه دخترانه آمریکایی در تهران کمک شود .بدین نحو از حادثه ای که بنا بود روابط دو کشور به هم بخورد جلوگیری شده است .
« هربرت باون » دومین نماینده سیاسی ایالات متحده آمریکا در ایران است نامبرده سمت وزیر مختاری را بر عهده داشت .ماموریت او از سال 1901 میلادی براب با 1280 شمسی آغاز شد و کمتر از یک سال به طول انجامید .اما این که چرا ماموریت او کوتاه و محدود بوده است بر وزارت امور خارجه آن کشور دقیقا" مسی چیزی نمی داند .مطبوعات آن هنگام در این باره چیزی منتشر نساختند .همتای ایرانی او در این هنگام اسحاق خان مفخم الدوله بوده است.
لئوید گریسکوم (LIOYD C. GRISCOM)
«گریسکوم » سومین دیپلمات و نماینده ی سیاسی آمریکا در ایران می باشد .او نیز مانند اسلاف خود سمت وزیر مختاری را برعهده داشت .لئوید گریسکوم در سال 1901 میلادی 1280 شمسی وارد ایران شده نامبرده هنوز ماموریتش آغاز نشده بود که زنگ پایانش نواخته شد .در سال 1902 بود که شخصی دیگر به جای او آمده گریسکوم کمتر از شش ماه در این مقام انجام وظیفه نمود .آیا این که وی قدرت و توانش محدود بوده یا برای امری مهمتر به آمریکا فرا خوانده شد چیزی که بتواند پاسخ سوالات باشد انتشار نیافت .همتای ایرانی او در آن اسحاق خان مفخم الدوله بوده است .
«پیرسون » چهارمین نماینده ی سیاسی آمریکا بوده که برای آمدن به ایران ماموریت گرفت .او نیز سمت وزیر مختاری داشت .پیرسون در سال 1902 به این سمت منصوب گردید .و در سال 1907از مقامش بر کنار گردید .نامبرده حدود پنج سال به عنوان وزیر مختار آمریکا در ایران اقامت داشت . مطالب دیگری که گویای ویژگی شخصی او باشد در دست نیست .همتای ایرانی او در هنگام وزیر مختاریش در ایران مرتضی خان ممتاز الملک بوده است.
پنجمین نماینده سیاسی ایالات متحده آمریکا در ایران «جان جاکسن » بوده است .وی از سال 1907 به وزیر مختاری آمریکا در کشورمان منصوب گردید .هنگامی که جان جاکسن این مقام را از وزارت امور خارجه کشورش دریافت کرد همتای ایرانی وی در آمریکا ،مرتضی خان ممتاز الملک بوده است .جاکسن قریب به دو سال در ایران مقام فوق الذکر را به عهده داشت .
« چارلز راسل » سمت وزیر مختاری آمریکا را بر عهده داشت . او ششمین نماینده ی سیاسی پس از برقراری مناسبات دیپلماتیک با ایران است . ماموریت راسل از سال 1909 آغاز و در سال 1914 خاتمه یافت.
وی قریب به شش سال در سمت خود باقی ماند . اما اینکه او در مدت شش سال چه اندازه موفقیت به دست آورد ، معلوم نیست ؟ و یا اینکه علت تغییر او به چه دلیل بوده است ؟ در کتابها و مطبوعات چیزی به دست نیامده است . آنچه که مسلم است شرائط سیاسی داخلی آمریکا موجب تغییر او شده است . ولی باید اذعان داشت او فردی موفق و کارآمد بود که وزارت امور خارجه این کشور به مدت شش سال او را در ایران نگاه داشته است.
« جان کالدول » مانند اسلاف خویش سمت وزیر مختاری کشورش را در ایران بر عهده داشت. او در سال 1914 میلادی به مقام فوق دست یازید و تا سال 1921 در سمت وزیر مختاری باقی ماند . بعبارت دیگر کالدول حدود هفت سال پست مزبور را در اختیار داشت . جان کالدول هفتیمین نماینده ی سیاسی آمریکا در ایران می باشد . گفتنی است همتای ایرانی او در آمریکا عبدوالعلی خان صدری صدیق السلطنه بوده است .
« جزف سول کورنفلد» مانند نمایندگان سیاسی سابق سمت وزیر مختاری را در ایران دارا بوده است . نامبرده از سال 1300 شمسی 1921 میلادی جهت انجام وظیفه برای دولت مطبوع خویش به تهران آمد . ماموریت وی تا سال 1925 به طول انجامید . ایشان حدود پنج سال در این سمت باقی مانده است.
« هوفمان فیلیپ» در سال 1925 میلادی از طرف وزارت امور خارجه ی آمریکا به عنوان وزیر مختار به تهران آمده است. ماموریت وی در کشورمان تا سال1929 میلادی به طول انجامید . هنگامی که فیلیپ سرگرم انجام وظیفه در ایران بود . همتای ایرانی وی در واشینگتن باقر کاظمی بوده است کاظمی سمت کارداری بر عهده داشته است . درباره ی خصوصیات فردی فیلیپ در کتابها و مطبوعات چیزی به دست نیامده است.
« چارلز هارت» هم مانند اسلاف خود سمت وزیر مختاری را دارا بوده است . نامبرده در سال 1929 میلادی عازم تهران گردید . ماموریت هارت در سال 1933 خاتمه یافت. همتای ایرانی وی هنگام وزیر مختاری آقایان داوود مفتاح ، یدالله عضدی و غفار جلال علاء بوده اند در مورد خصوصیات و ویژگی شخصی او مطلبی به دست نیامده است. گفتنی است وی دهمین نماینده ی سیاسی ایالات متحده ی آمریکا محسوب می گردد.
آقای « بروک» از سوی وزارت امور خارجه ی آمریکا به سمت وزیر مختار در ایران منصوب گردید . ماموریت او از سال 1933 آغاز گردید و در سال 1940 خاتمه یافت . « ویلیام هورنی بروک»حدود هفت سال در این پست برای دولت مطبوع خویش انجام وظیفه کرده است. هنگامی که او در تهران اقامت داشت ، همتای ایرانی وی در واشینگتن آقایان غفار جلال علاء ، دکتر علی اکبر دفتری و محمد شایسته بودند. گفتنی است در این مقطع از تاریخ و سال و نیم روابط و مناسبات سیاسی ایران و آمریکا به خاطر آنچه که « تخلف از مقررات رانندگی» توسط غفار جلال علاء نامیده شده ، قطع بوده است.
« لویز دریفوس» آخرین نماینده ی سیاسی ایالات متحده ی آمریکا است که با سمت وزیرمختاری به تهران اعزام گردید . وزیر خارجه ی این کشور « لویز دریفوس» را در سال 1940 به مقام وزیر مختاری در کشورمان منصوب کرد. ماموریت او تا سال 1944 ادامه داشت . پس از وی سمت وزیر مختاری به درجه ی سفیری ارتقاء یافت . هنگامی که دریفوس در تهران مامور بود همتای ایرانی او در واشینگتن محمد شایسته بوده است که در زمان نامبرده وزیر مختاری به درجه ی سفیری ارتقاء یافت.
«لیلاند موریس » در سال 1944 میلادی از سوی وزارت خارجه کشورش به عنوان نخستین سفیر آمریکا به تهران اعزام شده است.
قبل از او همه ی نمایندگان سیاسی این کشور سمت وزیر مختاری داشته اند . وی تنها یک سال در تهران باقی ماند ه است سپس جای خود را به « والاس موری » داده است. هنگام ماموریت موریس در تهران ، همتای ایرانی او در آمریکا محمد شایسته بوده است که در سال 1322 لباس سفیری را بر تن کرده است . آگاهان و ناظران سیاسی عقیده دارند برخی از اوقات تغییر و تعویض نمایندگان سیاسی آمریکا در تهران ارتباط تنگاتنگ با شرائط سیاسی داخلی آن کشور داشته است. بدین معنی که اگر قدرت را در دموکرات به دست گرفتند احساس می نمایند که ملزم می باشند نیروهایی برگزینند که با ساختار فکری و آرم دموکرات که مشی آرام مانند حمار است سازگار باشد. اما اگر گردونه قدرت به دست جمهوریخواه افتاد نیروهایی را می گمارند که خط و مشی آنان که شیوه ی باز شکاری است هماهنگ و منطبق باشد البته این نکته شایان ذکر است که این اندیشه اختصاص به امور ایران ندارد بلکه آمریکاییان برای همه ی نقاط جهان همین طور می اندیشند .
« والاس موری» چهاردمین نماینده ی سیاسی آمریکا در ایران بوده است. او در 1324 شمسی 1945 میلادی به مقام سفیری منصوب شد. مدت ماموریت او هم مانند بعضی از همکارانش در ایران از نظر زمانی محدود کوتاه بوده است. همتای ایرانی او در واشینگتن آقای حسین علاء بوده است .
« جرج آلن» پس از آنکه ماموریت کوتاه والاس موری خاتمه یافت « جرج آلن» به عنوان سفیر آمریکا در تهران انتخاب گردید . او در سال 1946 میلادی به سمت فوق برگزیده شده ماموریت او نیز تقریبا کوتاه بوده است . جرج آلن دو سال سفیر آمریکا در ایران بوده و همتای ایرانی وی در واشینگتن حسین علاء بوده است.
« جان وایلی» در سال 1948 میلادی 1329 شمسی به سمت وزیر کشورش در ایران منصوب گردید . ماموریت او تا سال 1950 میلادی به طول انجامید. همتای ایرانی « جان وایلی » در واشینگتن آقایان حسین علاء و نصرالله انتظام بوده اند .
« هنری گریدی» در 7 تیر سال 1329 شمسی 1950 میلادی از سوی وزارت خارجه کشورش به عنوان سفیر و نماینده ی سیاسی آمریکا در تهران منصوب گردید . وی تنها یک سال در تهران به عنوان سفیر انجام وظیفه نمود. 30 شهریور 1330 « هنری گریدی» سفیر آمریکا در ایران استعفا داده است ، این استعفا بلافاصله مورد قبول رئیس جمهور کشورش قرار گرفت و « هندرسون» سفیر نیرومند و نیرنگ باز به جای وی به تهران آمد . هنری گریدی در 24 اردیبهشت ، همزمان با ملی شدن صنعت نفت ملی مقاله ای ملی شدن نفت ایران را شکستی برای کشورهای غربی خواند سفیر یکساله آمریکا در ایران 25 فروردین 1330 گفت : دولت آمریکا امیدوار است که مساله ی نفت با رضایت مردم ایران و به نفع دنیای آزاد که ایران نیز جزئی از آنست حل شود. اما اینکه چرا وی قبل از اتمام ماموریت استعفا داده و مقامات آمریکا هم با عجله استعفای او پذیرفتند اطلاعاتی انتشار نیافته است. هنگامی که گریدی در تهران اقامت داشت همتای ایرانی او د رواشینگتن انتظام بوده است.
« لوی هندرسون» در سال 1330 شمسی و 1951 میلادی به عنوان سفیر ایالات متحده آمریکا در ایران انتخاب گردید. ماموریت او ظاهرا چهار سال به طول انجامید بدین معنی که نامبرده در سال 1334 شمسی 1955 میلادی ماموریتش خاتمه یافته و تهران را ترک کرد: هنگامی که هندرسون تهران انجام وظیفه می نمود همتای ایرانی وی در واشینگتن آقایان نصرالله انتظام و اللهیار صالح بودند . هنگنمی که هندرسون در تهران بود دکتر محمد مصدق زمام امور ایران را در دست داشت . آقای مصدق با سفیر آمریکا ملاقات و گفتگو کرد . در این ملاقات درخواست خود را مبنی بر خروج مستشاران آن کشور از ایران به وی ارائه داد. کودتای 28 مرداد 1332 بوقوع پیوست هندرسون هنگام ماموریتش در ایران 12 مرداد 1332 به واشینگتن سفر کرد و در 27 مرداد همان سال باز گشت و با دکتر مصدق ملاقات نمود. مورخان و آگاهان سیاسی هندرسون را از سفرای نیرومند آمریکا در ایران به حساب می آورند . بنا به نوشته مطبوعات هندرسون ملاقاتهای مکرر و زیادی با دست اندرکاران حکومت ایران داشته است .این دیدار و گفتگوها گویای نفوذ وی در سیاست ایران و تاثیر گذاری بر آن به شمار می رود . او در 4 خرداد پس از بازگشت از پاکستان و ملاقات با وزیر خارجه آمریکا با دکتر مصدق دیدار کرد. سفیر آمریکا در 15 فروردین 32 با مصدق و در 22 فروردین 32 با حسین علاء وزیر دربار ملاقات کرد. او در 11 مرداد 33 با دکتر علی امینی وزیر دارایی ملاقات کرد. آقای هندرسون در 15 آذر 1340 یک قطعه نشان همایون از دست اردشیر زاهدی سفیر ایران در آمریکا به نمایندگی از سوی شاه دریافت کرد. گفتنی است این نشان به کسی داده شد که در گذشته یعنی هنگام کودتای 28 مرداد علیه مصدق در تهران ، سفیر آمریکا بوده است . او در اول اسفند 1331 در تهران پیشنهاد جدیدی به نام ( طرح علیه مشترک دولتین آمریکا و انگلیس) تسلیم نخست وزیر کرد . در این پیشنهاد اصل ملی شدن صنعت نفت به رسمیت شناخته شده بود و اداره ی صنعت نفت تحت دولت ایران قرار گرفت. ولی مداخله ی کارشناسان خارجی ، فروش و تعیین قیمت نفت بر خلاف اصل نه ماده ای بوده است . یکی از اموری که سبب رفتن وی از تهران بشمار میرود پیشنهاد قبول معاونت وزارت خارجه آمریکا از سوی آن وزارتخانه بوده است.
«سلدن چی پین» در سال 1955 وارد تهران گردید . او هفتمین سفیر آمریکا در ایران بوده است . زیرا دولت آمریکا در سال 1944 وزیر مختاری را ارتقاء داده و به سفیری تبدیل نمود. از آن تاریخ ماموران وزارت خارجه آمریکا با سمت سفیری وارد تهران می شدند ."چی پین" پس از ورود به تهران به دلیل تقابلی که بین سیاست آمریکا و انگلیس وجود داشت ، ویلیام "رانتری" وزیر مختار و مستشار سفارت را تغییر و " جرج لویس جونز " معاون سفارت آمریکا در قاهره را به جای وی منصوب نمود . همین سفیر تغییرات افزونتری در رده های پایین تر سفارت به خاطر موضوع فوق به وجود آورد . سلدن چی پین حدود سه سال در این پست باقی ماند . هنگامی که او در تهران برای دولت ایالات متحده خدمت می کرد همتای او در واشینگتن دکتر علی امینی بود که هم برای دولت ایران و هم برای نخست وزیری خود انجام وظیفه می کرد.
«ادوارد ویلز » در سال 1958 به سمت سفیر آمریکا در ایران انتخاب گردید . ماموریت او تا سال 1961 ادامه داشت . همتای ایرانی او در واشینگتن علیقلی اردلان و اردشیر زاهدی بودند.
«جولیوس هولمز» در 27 خرداد 1340 وارد تهران شد . وی مدت چهار سال در تهران اقامت داشت . برخی از خبرها حاکیست که او در 12 فروردین 1334 به عنوان سفیر آمریکا در ایران از سوی وزارت خارجه آن کشور منصوب گردید . اما حکم مزبور به این دلیل که پزشکان استراحت را برای وی الزامی دانسته اند لغوشد . «جولیوس هولمز » 62 سال داشت که به عنوان سفیر آمریکا در ایران انتخاب گردید . او از اعضای موفق کادر سیاسی وزارت خارجه آمریکا به شمار می رفت .هولمز مدتی در بخارست پایتخت رومانی هم به عنوان سفیر کشورش اعزام گردید . وی چهار سال برای دولت مطبوعش در رومانی انجام وظیفه نموده است . هنگامی که « هولمز » سفیر آمریکا در ایران بوده است کادر سفارت این کشور از دیپلمات های مخرب و آشنا به امور ایران تشکیل شده بود . جولیوس هولمز به دلیل عملکرد مطلوبش توانست از وزارت خارجه ی کشورش عنوان مقدم السفرایی را نیز دریافت نماید .
« آرمین هنری می یر » در سال 1965 میلادی به عنوان سفیر آمریکا در تهران منصوب گردید . وی تا سال 1971 در این پست باقی ماند . هنگامی که او سفیر آمریکا در ایران بوده است نقض حقوق بشر از سوی شاه به اوج خود رسید . مبارزان و انقلابیون مسلمان بدترین شرایط را در زندانها داشته اند . اما دیپلماتها و سفیران مدعی حقوق بشر کمترین اعتراض را از سوی دولت مطبوع خویش ابراز ننموده اند . همتایان ایرانی او در واشینگتن آقایان خسرو خسروانی ، هوشنگ انصاری و امیر اصلان افشار بوده اند .
«مک آرتور » 16 مهر 1350 به عنوان سفیر جدید آمریکا در ایران منصوب گردید . او قبل از انکه عازم تهران شود سفیر آمریکا در اتریش بوده است . این انتصاب نشان می دهد که دولت آمریکا توجه خاصی نسبت توسعه ی روابط بین ایران و آمریکا داشته است . او فقط مدت یکسال در تهران باقی مانده است . همتای ایرانی او در واشینگتن امیر اصلان افشار بوده است .
« جوزف سیمپسون فارلند » در 22 اردیبهشت 1351 به عنوان سفیر آمریکا در تهران انتخاب گردید . او مدتی مامور ویژه سازمان (اف –بی – آی ) بوده است . او همچنین به عنوان افسر رابط نیروی دریای ، نیروهای نظامی دولت امریکا در کره خدمت کرد مظافا بر این نامبرده مدتی عهده دار سفارت در جمهوری دو مینیکن و پاناما بوده است فارلند در سال 1969 در پاکستان برای دولت امریکا انجام وظیفه می کرد . وی در مدت اقامت خود در تهران در اول اذر 1351 با رئیس بانک صادرات و واردات امریکا با شاه دیدار و ملاقات کردند . همتای ایرانی او در واشنگتن هنگام ماموریتش در تهران امیر اصلان بوده است .
« ریچارد هلمز » در سال 1973 میلادی 1352 شمسی وارد تهران گردید . وی طی دیداری با شاه استوار نامه خود را به او تقدیم داشت . ریچارد هلمز جانشین « جوزف سیمپسون فارلند » سفیری است که بیش از هفت ماه در این سمت باقی نمانده است .« ریچارد نیکسون » رئیس جمهور وقت امریکا « هلمز » را که رئیس سازمان اطلاعاتی امریکا (سیا) بوده است را به سفیری در تهران برگزید . هلمز از سال 1966 رئیس سازمان یاد شده بود ولی در حقیقت همکاری خود را با این سازمان از سال 1947 آغاز کرد. وی در سال 1935 و پس از پایان تحصیلات به سمت خبر نگار « یونایتد پرس » در اروپا انتخاب گردید . او مدتی با روزنامه ی « ایند یا پولیس تایمز » همکاری کرد تا سرانجام در سال 1947 به سازمان مذکور پیوست . ریچارد هلمز بدنبال پایان یافتن ماموریتش در 5 دی 1355 تهران را ترک کرد و جای خود را به ویلیام هیلی سولیوان داد . هنگامی که هلمز سرگرم انجام ماموریت در تهران بوده همتای ایرانی او در واشنگتن اردشیر زاهدی بوده است .
« ویلیام هیلی سولیوان » در خرداد 1356 شمسی 1977 میلادی وارد تهران گردید و به عنوان سفیر آمریکا فعالیت خودش را آغاز کرد . 24 خرداد بود که وی استوار نامه خود را تسلیم شاه کرد . ویلیام هیلی سولیوان پس از یک هفته ، در اتاق بازرگانی ایران سخنرانی نمود . وی در سخنرانی خود گفت : آمریکا علاقمند است ایران را مستقل و از لحاظ اقتصادی نیرومند و در درون مرزهای خود امن ببیند . سولیوان آخرین سفیر ایالات متحده آمریکا در ایران بوده است . شهرت سولیوان به خاطر ماموریت دو ساله و جنجالی اش در ایران می باشد . ویلیام هیلی سولیوان در جنگ جهانی دوم وارد خدمت ، در نیروی دریای آمریکا شد و با درجه افسری در یک رزمنا و آمریکایی در جنگهای خاور دور شرکت کرد . پس از پایان جنگ جهانی دوم سولیوان وارد وزارت امور خارجه آمریکا گردید . او در جریان جنگ کره به عنوان مشاور سیاسی ژنرال مک ارتور در دفتر او خدمت می کرد . سولیوان سپس از ماموریت های مختلف در خاور دور به سمت سفیر امریکا در لا ئو س و سپس فیلیپین منسوب شد . او در جریان این ماموریت ها از مشاوران نزدیک کیسینجر وزیر خارجه پیشین آمریکا در مذاکرات صلح ویتنام بود . همانطور که گفته شد آخرین ماموریت سیاسی سولیوان احراز پست سفارت امریکا در ایران بود که این ماموریت مصادف با انقلاب اسلامی ملت ایران گردید و به استعفای جنجالی وی از خدمت سی و چند ساله اش در وزارت امور خارجه امریکا منجر گردید . سولیوان کتابی را تحت عنوان « ماموریت در ایران » منتشر کرده که به فارسی نیز ترجمه شده است .
پس از انکه ما موریت اخرین سفیر امریکا یعنی ویلیام سولیوان خاتمه یافت . جای او را کار داری از آن کشور گرفت . 28 خرداد 1358 وزارت امور خارجه آمریکا اعلام کرد . آقای « ناس » کار دار سفارت امریکا در تهران به کشور فرا خوانده شد و به جای او « بروس لینگس » به عنوان کار دار موقت تعیین و به تهران اعزام شده است . بنا براین « ناس» بین « سولیوان» و « بروس لینگس» حائل بوده است.
اما چون او کاردار موقت بوده نامش در کتابها کمتر به چشم می خورد . در همین حال آمریکا اظهار امیدواری نمود تا سوءتفاهم در روابط ایران و آمریکا از بین رفته و سفیر جدید آمریکا آقای " والتر کاتلر" به تهران محل ماموریت خود عزیمت کند . این مطلب در اگوست، خرداد 1358 عنوان گردید . 16 خرداد 1358 دکتر ابراهیم یزدی وزیر امور خارجه ایران اعلام داشت. دولت ایران از پذیرش " والتر کاتلر" سفیر پیشنهادی آمریکا در ایران خود داری نمود. او افزود: اگر آمریکا می خواهد روابط و مناسباتش با جمهوری اسلامی بهبود یابد سفیری بفرستد که دارای سوابقی مناسب باشد. زیرا " کاتلر" دارای سوابق مداخله جویانه در امور زئیر بوده است. در 19 فروردین 1359 روابط و مناسبات ایران وآمریکا از سوی دولت واشینگتن قطع شده است. این امر با استقبال گرم امام خمینی (ره) روبرو گردید.
- مجله خواندنی ها.
- تاریخ روابط خارجی ایران ، تالیف عبدالرضا هوشنگ مهدوی.
- روز شمار تاریخ ایران از مشروطه تا انقلاب اسلامی، تالیف باقر عاقلی دو جلد، ناشر نشر گفتار.
- تاریخ سیاست خارجی ایران.
- رجال وزارت خارجه در عهد ناصری و مظفری ، از نوشته های میرزا مهدی خان ممتحن الدوله ، میرزا هاشم خان ، ناشر شرکت انتشارات اساطیر در دو جلد.
- فرهنگ علوم سیاسی ، علی آقا بخشی، ناشر نشر تندر چاپ 1363.
- تاریخ معاصر ایران تالیف دکتر سید جلال الدین مدنی ناشر دفتر انتشارات اسلامی .
- ماموریت در ایران: تالیف ویلیام سولیوان ، مترجم محمود مشرقی، ناشر انتشارات هفته.
چاپ شده درفصلنامه یاد ویؤه تحولات روابط ایران و آمریکا
ویژه نامه یاد ، نشریه بنیاد تاریخ انقلاب اسلامی
سال سیزدهم ، شماره های 51 و 52 .پاییز و زمستان 1377 .
پیچ وتاب توجیهات آموزش فرارازمسولیت
پس از جنگ تحمیلی، کشورمان پا به عرصه باز سازی گذارد.از آن هنگام تا کنون ، هر انتخاباتی که برگذار شد، شعار اصلی آن عدالت، اشتغال جوانان ،رفع فاصله طبقاتی و خلاصه بهبود وضع معیشتی اقشار آسیب پذیر جامعه بوده است ..شایان ذکر است این شعارها و شعارهای زیبا تر از این اختصاص به نامزدهای ریاست جمهوری در ادوار گذشته نداشت ،بلکه نامزدهای مجلس هم در تبلیغات خود از آن به خوبی استفاده کردند ..هیچ فرد منطقی از شنیدن این گونه شعارها ی زیبا ، دلنشین و جذاب نه تنها خسته نمی شود بلکه بسیار خرسند و مسرور هم می گردد که ،مقامات احتمالی آتی کشورشان ، بسیار عمیق و دقیق دغدغه های جامعه و مردم خود را درک می نمایند ..پس از انتخابات شعارهای داده شده یا تکذیب می شود و یا رنگ و بوی دیگری به خود می گیرد .آقای خاتمی شعارهای فراوان داده است و شاید شرایط او با دیگران مانند هاشمی رفسنجانی و آقای احمدی نژاد تفاوت بسیار داشته است . او توانست به برخی از شعارهایش تحقق عینی ببخشد با توجه به این که تقابل سنگینی بین اصلاح طلبان و جناح راست ، حاکم بوده است . در اذهان عمومی این نکته شکل گرفت که خاتمی ، اهل کار و تلاش است اما دیگران موانع ایجاد می نمایند . به هر دلیل این ضعف بر تارک هشت سال ریاست جمهوری اونقش بسته که چرا موانع را به طور شفاف با مردم در میان نگذاشته است و خود را در پیچ و تاب توجیهات انداخته است ؟.اما در دوره نهم ریاست جمهوری ، آقای احمدی نژاد تمام تلاشهای خویش را صرف این موضوع مهم ، جذاب و پسندیده کرده است که جامعه از بی عدالتی ،تبعیض و فقدان مهر رنج می برد باید برای این عناوین و تحقق آن تلاش مضاعف کرد. به هر تقدیر محوری ترین شعار او عدالت ، رفع تبعیض ،اشتغال جوانان و مهر ورزی و ....بوده است ..آقای احمدی نژاد اگر چه بحران انرژی هسته ای توسط بیگانگان را در پیش رو دارد ولی امکانات عظیمی را هم با خود دارد و آن این که حمایت همه جانبه مردم در این خصوص ، ملیاردها دلار ذ خیره ارزی که از دولت خاتمی به جای مانده است و نیز افزایش قیمت نفت ، از همه مهمتر قوای سه گانه همگی از یک جناح محسوب می شوند که این خود می تواند موفقیت آنها را در گره گشایی و تحقق شعارهای داده شده دو چندان سازد ..تقریبا یازده ماه است که رییس جمهور قوه مجریه را در اختیار دارد و سفرهای استانی ترتیب داده است که جلسات هیات دولت را در استانها برگذار نماید ، این امر همان گونه که بارها گفته شدبسیار خوب و پسندیده است چرا که مدیرانش از نزدیک با مشکلات و نابسامانی و محرومیتهای مردم آگاه می شوند اما پرسش اساسی
این است که عمده ترین راه کاربرای حل مشکلات چیست؟تشخیص ، درک و فهم مشکلات اگر چه مهم است اما مهمتر از آن علاج و مداوای آن است .اگر افراد منصف و بی طرف سخنرانی ها و وعدهای داده شده آقای احمدی نژاد در طول این یازده ماه و هشت سال آقای خاتمی را در کنار هم قرار دهند معلوم می گردد کدام بیشتر است ؟در تمام سخنان رییس جمهور چند شعار از همه برجسته تر است . اجرای عدالت ،اشتغال،رفع تبعیض به کار گماردن مدیرا ن متعهد و کار آمد حال باید پرسید کدامین شعار در آستانه تحقیق است ؟!
آیا اکنون مدیران شما به خواسته های شما تحقق عینی بخشیدند؟
آیا مدیران و کار گزاران شما اهداف شما را دنبال می کنند ؟
آیا پاسخ گفتن به پرسش خبر نگاران به صورت غیر شفاف مشکل جامعه و مردم را حل می کند؟ آیا مدیران شما با اینگونه پاسخها
آموزش تو جیح نمی بینند تا خدای نا کرده به سمت و سوی فرار از مسئو لیت رهسپار شوند؟ آقای احمدی نزاد در دومین مصاحبه مطبوعاتی خود در پاسخ به این سوال که شما وعده داده اید پول نفت بر سر سفره مردم آورده شود ، تصریح کرد، که در روزنامه شرق این را از قول من از خود نوشت و من هم تکذیب نکردم اما من نگفته بودم . معلوم می شود باب تو جیح از همین اکنون در حال باز شدن است . اگر روزنامه ای مطلبی را از قول شما نوشت یا قبول دارید یا ندارید . اگر قبول دارید تکذیب نمی کنید و پیامد آن را هم خواهید پذیرفت . اما اگر قبول نداشتید چرا آن موضوع مهم وحساس که آن همه جنجال برسروزارت نفت پدیدآوردرا تکذیب
نکرده اید؟!در خصوص پرسش خبر نگاری که پرسید میثاق نامه شما با وزرا به دلیل حضور بستگان نزدیک در کابینه نقض شده است ، با سخره گرفتن این پرسش گفت: ببینید تا کجا دولت مهرورزی است که حتی با جناقها هم فامیل شده اند . متوسل شدن به توجیهات بیهوده مشکلی را حل نمی کند زیرا هدف پرسشگر این نبود که چرا بستگان شما از مشاغل دولتی و سطوح عالی برخوردارند بلکه آنچه که پسندیده نیست جمع کردن اطرافیان توسط مسولان به دور خود بدون توجه به وعده های داده شده و نگاه به شایسته سالاری است . اگر این موضوع به صورت یک فرهنگ در آید و روابط بر ضوابط ترجیح یابد فاجعه برای ملت ، نخبگان و آینده کشور نیست ؟ در برنامه های گوناگون دولت موظف گردید ششصد تا هشتصد هزار فرصت شغلی ایجاد کند .تعداد فارغ التحصیلان مراکز آموزشی هم تقریبا همین ارقام است که سالانه وارد بازار کار می شوند . واقعابا دادن وام و اندیشیدن تدابیر مقطعی مشکلات مردم حل شده و یا بهبود می یابد این درحالی است که هر روز ما شاهد اعتصاب . تجمع . اعتراض . و یا تعطیلی مراکز کارگری در اقصا نقاط کشور به خاطر عدم پرداخت حقوق و مزایا و یا اخراج کارگران بر تارک خبرگزاریهای داخلی هستیم اگر امکان ایجاد فرصت شغلی برای دولت نیست لا اقل از تعطیلی و اخراج کارگران و عدم پرداخت حقوق این زحمت کشان جلو گیری شود . اگر چنین کاری هم تحقق یابد می توان گفت کاری مثبت و قابل قبول صورت پذیرفته است مقامات ارشدکشورموردعلاقه مردم وبرگزیده آنهاهستند بنابراین توقع وانتظار کار، هم حق انان است ولی مسوولان باید بدانند که کار به عمل بر آید به سخند انی نیست .
سیدمحمدحسین دریاباری
مدیر مسئول نشریه گویه گفت : واژه ی اصلاحات به معنی کنونی آن از زمان ریاست جمهوری آقای خاتمی در ادبیات سیاسی ایران جای گرفته است و در گذشته به شکلی دیگر مطرح بود .
محمد حسین دریاباری افزود : بدون شک همه ی حکومتها تغییر و تحول اجتماعی ،سیاسی، اقتصادی و فرهنگی را باور دارند و به همین دلیل در قانون اساسی خویش راهی برای تجدید نظر باقی میگذارند . وی ادامه داد : تغییر قانون اساسی یا به دلیل رشد روز افزون مردم و نا کافی بودن قوانین در پاسخگویی به نیازهای آنان است یا به دلیل فشار نخبگان و مردم بر حاکمیت و یا ممکن است قدرت و حکومت ظرفیت ملی را بسیار بالا ارزیابی کند و قانون را ناکافی بدانند ، در هر صورت حکومت ها اصلاحات را می پذیرند . وی افزود : اصلاحات هم هنگامی کامل است که متوازن و در ابعاد گوناگون باشد . در کشور ما همه ی جنا ح های سیاسی به اصل اصلاحات باور دارند اما در نحوه ی اجرا ، اختلاف نظر شدید دارند . شکی وجود ندارد که عده ای با اصلاحات اجتماعی متضرر خواهند شد و شاید مخالفتهای محدود هم کم و بیش به همین دلیل است . این روزنامه نگار تاکید کرد : هنگام انتخابات ،بهترین فرصت برای ابراز نظر مردم در زمینه های مختلف است . اکنون اصلاحات نه متوقف شده و نه به بن بست رسیده بلکه روند آن کند شده است . گر چه قم به دلیل مهاجرپذیری و تنوع فرهنگی و اجتماعی با بسیاری از استانها تفاوت دارد ولی جزئی از پیکر میهن اسلامی ماست و در صورت تسریع روند اصلاحات ، قم نیز ناگزیر است آن را بپذیرد زیرا مردم قم و مسئولان آن خود را بر تر از مردم و خواسته آنان نمی پندارند . وی گفت : یکی از مهمترین نشانه های به بن بست رسیدن اصلاحات یا متوقف شدن آن بی تفاوتی محض مردم نسبت به امور جاری کشور است در حالی که مردم نه از خواسته های خویش دست برداشته و نه اعلام انصراف نمودند . در واقع جناح های سیاسی که خود را نماینده ی بخشی از مردم در قالب سلیقه های متنوع می دانند در فضای نمی دانم و چون و چرا افتاده اند .
دریاباری ابراز عقیده کرد : با تحول و تطوری که در عرصه های گونا گون در سطح جهان وجود دارد و ارتباطها روز به روز به طور شگفت انگیز تداوم می یابد ، نمی توان بن بستی برای اصلاحات پیش بینی کرد تا برای از بین بردن آن راهی جستجو کرد . بنا بر این آهنگ اصلاحات ممکن است کند شود و با خواست مردم و صلاح دید مسئولان روند آن به تندی گراید ولی مطبو عات ، اهل قلم و صاحبان فکر و اندیشه موظفند در چارچوب مقررات و قوانین درباره ی اصلاحات بگویند و بنویسند تا این اصل به فراموشی سپرده نشود تا خدای ناکرده به شکلی دیگر ظاهر شود که این به نفع ایران ، اسلام و منافع ملی نخواهد بود . وی تاکید کرد : در صورتی که روند اصلاحات در زمینه های مختلف کند شود ، نتیجه آن بی تفاوتی مردم و سلب اعتماد آنان از حاکمیت خواهد بود و این موضوع را هیچ یک از مقامات کشورمان نمی پذیرند بلکه معتقدند خواسته های مردم باید تحقق یابد و رفاه ، آزادی ، آسایش و امنیت در همه ی زمینه ها برای مردم فراهم شود
چاپ شده در هفته نامه پیام قم سال پنجم شماره 141 سه شنبه 26/6/1381
سید محمد حسین دریاباری