آوای وشتــــــــــــــــــــــــــــان

سید محمد حسین دریاباری هستم، روزنامه نگار ، نویسنده و مدیرمسئول نشریه گو یه در استان قم .تلفن تماس 09127625987 کانال تلگرام https://t.me/daryabary1339

آوای وشتــــــــــــــــــــــــــــان

سید محمد حسین دریاباری هستم، روزنامه نگار ، نویسنده و مدیرمسئول نشریه گو یه در استان قم .تلفن تماس 09127625987 کانال تلگرام https://t.me/daryabary1339

مصاحبه اختصاصی با حجت الاسلام و المسلمین حسینی شاهرودی نماینده و

مصاحبه اختصاصی با حجت الاسلام و المسلمین حسینی شاهرودی نماینده ولی فقیه در استان کردستان

تهیه و تنظیم: سید محمد حسین دریاباری

قسمت اول:

تبیان : شما کار در استان کردستان را چگونه ارزیابی می کنید ؟ آیا به کارهای انجام شده و آینده ی آن خوش بین هستید ؟

 ج : بسم الله الرحمن الرحیم الحمد الله رب العالمین وصل الله علی سیدنا محمد و علی آله الطاهرین و صحبهِ المنتجبین . عرض کنم؛ از جهاتی می شود گفت که کار در استان کردستان ارزش و اهمیت ویژه دارد به خاطر اینکه بزرگان ما به این اهمیت مهم پی برده بودند و آن را هم تاکید کردند . حضرت امام رضوان الله تعالی علیه  شاید جزو اولین افرادی بودند که به این نکته اشاره کردند. در همان اول انقلاب فرمودند که حساب مردم کردستان را از ضد انقلاب جدا نمائید و به مردم خدمت کنید. خوب این سرمنشائی شد برای اینکه خدمات به این استان سرازیر شود و انسان هایی با عشق و علاقه بیایند و خدمت کنند. شاید اولین گروه که وارد شدند نیروهای جهاد سازندگی بودند. جهادی ها که آمدند و شروع کردند به سازندگی، گروهک ها از همین وحشت کردند، چون سیاست نظام عوض شده بود، نظام طاغوت این نگاه را نداشت که باید در استان کردستان کار کرد و خدمت نمود تا توسعه پیداکند، آن ها استان را یک استان امنیتی می دانستند و نگاه شان این بود که اینجا باید عقب مانده و همیشه نیازمند باشد و در حقیقت به تدریج و اندک اندک رسیدگی شود. ولی نگاه امام و اسلام و انقلاب این بود و هست که همه جای این کشور سرزمین ایران است و همه ی مردم و شهروندان ایرانی هستند و باید به آن ها خدمت کرد و انقلاب اسلامی آمده است که خدمت کند. این کار انجام شده است می بینیم افرادی مثل شهید دستغیب، آن مرد بزرگ، در رابطه با کردستان می فرمایند: خدمت در کردستان با ارزش ترین خدمت هاست. این کلام بسیار متعالی و درست است، چون مردمی که در گذشته محروم بودند، اگر بنابر اجرای عدالت باشد باید به این مردم بیشتر خدمت کرد تا عقب ماندگی جبران شود و تلاش مضاعفی باید صورت گیرد، آن هم در استانی که مردم واقعاً مردمی صمیمی، عاطفی، دوست داشتنی، مهربان و قدر شناس هستند لذا اگر کسی کاری بکند، خیلی خوب پاسخ می دهند و قدرش را می دانند. از جهاتی هم اینجا زمینه های کار بسیار فراهم است، چون مردم همکاری می کنند و پتانسیل های خوبی هم در استان وجود دارد. بنده هم اصل حضورم برای خدمت رسانی است و خدمت گذاری در بعد فرهنگی – اقتصادی، معیشتی، امنیتی و مسایل دیگر است. باید در راستای آنچه که در حکم مقام معظم رهبری آمده است تلاش بکنیم. آنچه در فرمایشات مقام معظم رهبری و در سفر پر خیر و برکتشان به استان مطرح شده، آن نشان دهنده ی آن است که نگاه مقام معظم رهبری به این استان نگاه خدمت گذاری به مردم است ایشان فرمودند : اشتغال و سرمایه گذاری، توسعه و آباد کردن و ایجاد امنیت در این استان یک مساْله اصلی و خیلی مهم است. از همه مهمتر بحث فرهنگی و هنری بودن این استان است و طبیعتاً باید در این بخش تلاشی مضاعف صورت بگیرد و بحمد الله با تاکنون اقداماتی که شده و صورت گرفته خوب بوده است . مسؤولین نیز اراده شان خدمت گذاری و خدمت رسانی است بحمد الله ؛ وحدت و همدلی و اتفاقی که بین مسوولین مردم وجود دارد، امیدواریم آینده ی خوبی را پیش رو داشته باشیم امیدوارم که ان شاءالله ما هم توفیق خدمت گذاری به مردم را داشته باشیم

تبیان : استحضار دارید که مقام معظم رهبری فرمودند استان کردستان یک استان فرهنگی است آیا تاکنون در ارتباط با فرمایش مقام معظم رهبری کار فرهنگی شاخصی  پس از سفر انجام گرفته که مردم شاهد آن باشند و نمود داشته باشد؟

ج : فرمایشات مقام معظم رهبری یک سیاست و یک جهت گیری جدی در استان است. گرایش ها و سمت و سویی که جریانی حرکت می کند و می خواهد این را تغییر بدهد زمان می برد . اینکه فرمودید کار شاخصی انجام گرفته است ؟ بله در این مدت، احساس می کنیم که در دو سه جهت کارهای خوبی پایه ریزی شده است و در حال پیشرفت است، اولاً در توسعه کمی و کیفی دانشگاه ها خیلی اثر داشته، برای رشته های جدید دانشگاهی که آمده نه تنها مقاومتی صورت نگرفته، بلکه مساعدت شده که توسعه پیدا بکنند. از نظر سطح علمی بیشتر روی تحصیلات تکمیلی تکیه می شود. دوره های کارشناسی ارشد و دکتری توسعه پیدا کرده، یک سری دانشگاه ها که در گذشته نبوده اکنون ایجاد شده است. دانشکده ی قرآن از جمله دانشکده هایی است که در سفر مقام معظم رهبری مصوب شد، دانشگاه مذاهب اسلامی شعبه ایجاد کرده که از ترم گذشته دانشجو پذیرفته و در حال توسعه پیدا کردن است و کم کم به سمت اینکه نگاه بین المللی پیدا کند حرکت می کند. این خیلی مهم است که نگاه بین المللی صورت بگیرد، یعنی از کشورهای دیگر دانشجو بپذیرد، در گذشته نیز بحث این بود که از کشورهای دیگر برای تحصیل به اینجا بیایند. در بخش حوزوی هم خود مقام معظم رهبری در حکم شان به موضوع رسیدگی به حوزه ها و مدارس علوم دینی و امور روحانیت معزز این استان تاکید فرموده اند. خود مرکز بزرگ و شورای برنامه ریزی فعال شدند تا اینکه بتواند  هم سطوح مختلف را تعریف نمایند. در گذشته برای  روحانیون اینجا، عمدتاً سطح یک مطرح بود و در همین حد کفایت می کرد، ولی اکنون برای سطح دو و سطح سه و سطح چهار شرایط فراهم شده است. با پیگیرهای انجام شده مشکل مدرک روحانیون حل شد که این موضوع می تواند تحولی در این بخش ایجاد نماید و ان شاءالله بزودی عملی شود. برنامه ریزی های انجام شده به طور طبیعی حوزه های علمیه، روحانیت و مدارس علمیه را از نظر کمی و کیفی توسعه می دهد برنامه ریزی هایی در رابطه با فرهنگ عمومی انجام شده و مراکز و نهادهایی که متولی امر فرهنگ هستند فعال شده اند، بودجه هایی به این امر اختصاص یافته است. ولی به همه ی این ها، نگاهی که ما داریم در دهه ی عدالت و پیشرفت، نگاه بالایی است، افق و حوزه ی دید در توسعه ی فرهنگی استان موثر است شروعی است که امیدواریم در آینده با فعالیت های مستمر به نتایج خوبی نایل گردد و ان شاءالله نمود خوبی در سطح استان داشته باشد

تبیان :  شما اشاره کردید به سیاست گذاری شورای برنامه ریزی علوم دینی اهل سنت، استحضار دارید که ابتدا وقتی که اعلام شد شورای انقلاب فرهنگی این برنامه را تصویب کرده در بعضی از مناطق مخالفانی  پیدا کرد، فکر می کنید با برنامه هایی که اعلام شد و نتایج هم روشن شد، این مخالفان قانع شدند یا نه ؟

ج : یک بخش مخالفت ، عدم توجه است، قبلاً عده ای احساس کردند برنامه ای که در نظر گرفته شده است برای محدود کردن آنها است. ولی اکنون متوجه شده اند که برای پیشرفت است. ما می گوییم باید مدرک داده شود، درست هم هست و این مساْله یک واقعیت است که باید این کار  می شد، الحمدالله اصل موضوع تصویب شد. باید برای کسب مدرک یک نظم و نظام ایجاد می شد. در هیچ کجای دنیا نمی بینیم که آموزش ارائه دهند، ولی نظم و نظام بر آن حاکم نباشد، باید یک سیر تحصیلی و نظام آموزشی تعریف شود، این نظام آموزشی سلسله مراتبی دارد که سیاست گذاری شده، برنامه ریزی صورت می گیرد و سپس به مرحله ی اجرا در می آید. حد نصابی برای نمرات و آزمون هایی که برگزار می شود مشخص شود تا به مرحله ی مدرک برسد که این مدرک به رسمیت شناخته شود. در جاهایی که اعمال می شد باز بحث می شد که به شکل سنتی انجام گیرد، اگر چنین می شد، هیچ اقدامی نباید انجام می گرفت. شورای برنامه ریزی و شورای انقلاب فرهنگی تصویب کرد. باید مدرک داده شود، یک نظام تعریف شد که بر اساس همان نظامی که اکنون در سطح کشور وجود دارد. الحمدالله دراینجا آگاهی لازم را داشتند و زمینه ی پذیرش بسیار خوب بود و مورد پذیرش واقع شد، احساس کردند که بحث خاصی نیست که بخواهند کار جدایی بکنند و محدودیتی ایجاد شود، بلکه سیستم می خواهد توسعه پیدا بکند. لذا وقتی شناخت حاصل شد ، در جاهای دیگر نیز پذیرفتند. این سیستم به سرعت در حال نظم و نظام پیدا کردن است. اینجا بحمدالله به دلیل وجود مرکز بزرگ اسلامی و شعبه های آن در شهرهای مختلف زمینه ی اجرا خیلی آماده تر و فراهم تر است. ان شاءالله مدارک آن عزیزانی را که در گذشته زحمت کشیده اند به آنها بدهیم و آنهایی هم که در آینده می خواهند درسی بخوانند برابر سیستم و ساختار جدید مدرک به آنها داده شود

تبیان : شما در لابه لای کلامتان شما  به مرکز بزرگ اسلامی  اشاره کردید، مرکز بزرگ حدود سی سال است تاسیس شده و کارهایی نیز انجام داده، طبیعتاً در همین راستا نواقصی هم داشته شما مجموعا" کارهایی را که توسط مرکز بزرگ انجام گرفته چگونه ارزیابی می کنید؟

ج : از زحمت هایی که کشیده شده است باید تقدیر کرد، در طول سال های گذشته اینجا زحمت هایی کشیده اند و برنامه هایی داشته اند، ما باید همیشه به سمت رشد و تکامل و تعالی حرکت بکنیم. در زمانی که هیچ برنامه ای نبوده، شورای برنامه ریزی وجود نداشته، مرکزی که بیاید و بتواند طلبه ها را سرو سامان بدهد، رسیدگی بکند و به مسائل شهریه و امثال آنها بپردازد خودش یک موفقیت بزرگی است. اما کم کم به سمت نظم و نظام و توسعه ی کمی و کیفی حرکت کرده است. شرایط، شرایط خاصی شده اکنون ما در موقعیتی قرار گرفته ایم که نباید فقط به داخل کشور اکتفا بکنیم. حضرت امام می فرماید انقلاب ما مختص به ایران نیست انقلاب اسلامی ما برای تمامی جهان است. بخش عمده ای از مسلمان ها از اهل سنت هستند، همان طور که طلبه های اهل تشیع به خارج می روند و تبلیغ می کنند، برای حوزه های اهل سنت هم باید این زمینه فراهم شود، رشد پیدا بکنند بروند در نقاط مختلف جهان تبلیغ اسلام انجام دهند، اگر چنین باشد، مرکز بزرگ اسلامی باید با یک نگاه جدی تری به میدان بیاید، هم در بخش آموزشی و هم در بخش فرهنگی و هم در بخش سازماندهی و هم در بخش خدمت رسانی، در تمامی بخش های مختلف باید توسعه پیدا کرده، از نظر کیفیت رشد پیدا کند. گذشته در حد خودش خوب بوده و از تمامی کسانی که زحمت کشیدند سپاسگذاری می کنم ولی باید به آن قناعت نکنیم. چون اهداف بزرگ تری را در راه داریم، ان شاءالله با کمک هم در راه توسعه و پیشرفت بتوانیم به نتایج بهتری دست پیدا کنیم .

تبیان : اشاره فرمودید که یکی از اهداف این است که طلاب اهل سنت اینجا به خارج هم سفر کنند وبه تبلیغ دین و مبانی انقلاب اسلامی بپردازند در این خصوص چه تمهیداتی اندیشیده شده است ؟

ج : تمهیداتش در مرحله ی اول آمادگی است، اگر یک فردی بخواهد سفر کند، اول باید آن سواد و علم لازم و کافی را داشته باشد که وقتی می خواهد سفر کند، بتواند پاسخگو باشد. هر کجا که خدمت روحانیت معزز می رویم این را عرض می کنم؛ در مرحله ی اول وَأَنذِرْ عَشِیرَتَکَ الْأَقْرَبِینَ یعنی اول باید پاسخگوی خودمان، جوان هایمان، جامعه و مساجدمان باشیم. ما اکنون چه در روستا ها و چه در شهرها جاهایی را داریم که روحانی ندارد، باید همه ی این ها را بتوانیم تامین کنیم، در جاهایی که بیشتر انتظار است هنوز کمبود داریم و بیشتر از این ها باید کار کنیم، اگر ما زمینه ها را فراهم سازیم هیچ مشکلی ندارد، ما اقدام می کنیم. ان شاءالله عزیزانی که اعلام آمادگی می کنند به بعضی از کشورها اعزام می کنیم و این کار به همین زودی شروع می شود.

تبیان : بیشترین ضعف مرکز را در چه می بینید ؟انتظاری که بوده و هست این است که مرکز می توانست فعال تر عمل کند، من در بخش آموزش احساس می کنم آن چنان که باید موفق باشد نیست، علت این امر چیست؟

ج : بحمد الله ما اکنون افراد با سوادی داریم هم از گذشته و هم از طلاب زمان حال ولی عمدتا این ها خودشان تلاش کردند و زحمت کشیده اند و بالا آمده اند. نظام آموزشی مرکز آمار قابل توجهی از طلاب موفق و با سواد ندارد، می توانست بیشتر فعالیت و تلاش بزرگ اسلامی کار بکند و مرتب تر و منظم تر و برنامه ریزی شده تر عمل کند. در مهارت هایی که باید به طلاب می دادیم تا در زمینه های مختلف توانمند باشند و فرزند زمان خودشان باشند، احساس نقص می شود، طلبه ها از مهارت های مختلفی برخوردار نیستند. در بحث خطابه، نویسندگی و آموزشی و استفاده از ابزار و امکانات جدید مثل رایانه و امثال آنها و آشنایی با شیوه های جدید تبلیغ و نحوه ی جذب مخاطب و بسیاری از مهارتهای دیگر که یک روحانی به آن نیاز دارد کمبود وجود دارد و باید مرکز در این جهات بیشتر وارد عمل شده و کار کند. ان شاءالله با تلاش ها و کمک ها بتوانیم به آن اهداف برسیم.

تبیان : جایگاه و عملکرد صدا و سیمای مرکز استان را چگونه ارزیابی می کنید ؟

ج : ما هیچ وقت نباید از کار رضایت داشته باشیم، این شروع کار است برنامه های شبکه استانی از ماه مبارک رمضان 24 ساعته شد ، باید مقایسه کنیم، در دو سه ماه پیش 8 ساعت برنامه پخش می شد و آن 8 ساعت هم عمدتا به زبان فارسی بوده است. سریال ها و برنامه های شبکه ی تهران و شبکه های دیگر را می گرفتند و باز پخش کردند اکنون برنامه ها به 24 ساعت رسیده و حدود 70 الی 80 درصد به زبان کردی اجرا می شود، تنوع پیدا کرده، در موضوعات مختلف، ورزش صبحگاهی و برنامه های زنده و مستقیم زیاد شده، افراد مختلف از همین ماموستاها در مسائل مختلف سخنرانی می کنند و بحث و گفتگو می شود، مساله ی دینی مطرح می شود، مسائل خانواده و مسائل مورد نیاز مطرح می شود که نسبت به سه چهار ماه قبل پیشرفت چشمگیری داشته است. کار دشواری بوده و سرمایه گذاری بالایی می خواست، چون هم پخش و هم تولید و هم مسائل حاشیه ای دیگرش هم مهم است، اما اینکه نباید به این راضی و قانع باشیم طبیعی است و ان شاءالله بتوانند با شبکه های دیگر رقابت کنند، شبکه های خارجی خیلی حرف برای گفتن ندارند، آنها در برنامه هایشان یک بخش از احساسات استفاده می کنند و یک بخش از غرایض حیوانی که جذابیتی ندارد، برنامه ای که منطقی باشد و به درد بخورد و موثر باشد ندارند. از جاذبه هایی استفاده می کنند که قطعا شرعی و اخلاقی نیست و با فرهنگ انسانی تناسب ندارد. آن ها و در جهت انحراف بشریت و انسان ها تلاش می کنند. ساخت برنامه برای جنبه های هدایتی و جنبه هایی که برای انسان ها، برای دنیا معیشت و دین موثر است کار سختی است، ساده نیست، در شروع کار باید همه با هم همکاری کنند، بخصوص بنده از روحانیون عزیز می خواهم که ان شاءالله کمک کنند، و برنامه ها را نقد کنند این کار می تواند باعث رشد و پیشرفت شود، اصل کار کار خوبی است، در جهت توسعه ی فرهنگ اسلامی و فرهنگ ملی ما است، برای تقویت و رشد این مساله همه باید کمک کنند تا ان شاءالله به حد مطلوب خود برسد .

تبیان : بعضی از منتقدان شبکه های رادیویی و تلویزیونی معتقدند، در برنامه ها خلا وجود دارد در مواردی مانند وجود میزگرد های تحلیلی، انتقادی کمبود وجود دارد نظر شما در این خصوص چیست؟

ج : در صدد رفع کمبودها هستند، دارند کار می کنند چیزی نیست که بگوییم قبول ندارند، دنبال کیفیت بخشیدن بیشتر به برنامه ها هستند. از عزیزانی که انتقاد دارند و انتقاد آن ها هم سازنده است انتظار هست که پیشنهاد هم همراه آن باشد، چون اشکال گرفتن خیلی هنر نیست، اگر همراه با پیشنهاد و راه کار باشد مناسب تر است و می تواند موثر باشد و این خواسته ی همه ی مسوولین مخصوصا مسوولین صداو سیما است که هم پیشنهاد بدهند و هم کمک بکنند. اکنون دارند شناسایی می کنند، گروهای علمی تشکیل شده، بعضی از گروه ها قبلا شکل و شمایل این چنینی نداشت، حالا دارد تشکیل می شود، همه باید کمک کنند و امیدواریم میزگردها و نشست های علمی که بتواند منعکس کند و جنبه های علمی و فرهنگی را تقویت کند، در آینده ی نزدیک صورت پیدا کند. 

تبیان : نقش برنامه های صدا و سیمای استان و مطبوعات محلی را در کاهش طلاق چگونه ارزیابی می کنید؟

ج : همه ی آن ها این موضوع را مهم می دانند و دارند به شکلی کار می کنند. آمارهای ثبت احوال نشان دهنده ی رشد طلاق در سال 89 نسبت به سال 88 است و این خطرناک است این موضوع در شورای فرهنگ عمومی در حال بحث جدی است و مورد توجه است، علت ها و عواملش بررسی شده است و یک سری پژوهش هایی هم صورت گرفته. این موضوع از طریق دانشگاه های استان و استانداری هم مورد توجه است. نیروی انتظامی نسبت به برخورد با تخلفات گام بلندی برداشته و موضوعات مرتبط با این مساله مثل حجاب و عفاف که بخشی از این طلاق ها به این موضوع برمی گردد و عاملش هم همین است یا مفاسد اخلاقی و مواد مخدر و مشروبات الکلی قاطعانه مطرح و مورد بررسی قرار می گیرد. و با تخلفات نیز سعی شده است که مبارزه شود، اما باز نباید ما را قانع بکند. موضوع کار فرهنگی و ارتقاء سطح فرهنگ در حل این معضل موثر است چون خانواده هایی که اهل فرهنگ و هنر و کار باشند در این زمینه مشکل ندارند. بحث اشتغال یکی از عوامل بررسی شده است که می تواند نقش موثری در کاهش طلاق داشته باشد، چون بخشی از طلاق ها به علت بیکاری و به خاطر درست اداره نشدن معیشت و زندگی است که با تامین نشدن خواسته ها طلاق صورت می پذیرد، وقتی با این عوامل مبارزه می شود در حقیقت با رشد طلاق مبارزه شده است. امیدواریم زمانی برسد که هیچ طلاقی نداشته باشیم، اصل در ازدواج برزندگی کردن است، طلاق نیست، مبغوض ترین حلال ها طلاق است و وجهه ی خوبی ندارد. در شرایطی گاهی اتفاق می افتد که یک زوج نمی توانند با هم زندگی کنند راه طلاق را گذاشته اند. باید در جامعه با مفاسد مبارزه شود چیزی که مهم ترین عامل طلاق است رواج فساد است که ان شاءالله با همکاری و تلاش و همت همه این عامل مخرب را از جامعه محو و ریشه کن کنیم.

 تبیان شماره ۷۷

فقیه برتر

فقیه برتر 

سید محمد حسین دریاباری

بیست و پنجم شوال سال روز شهادت امام صادق (ع) است. امام صادق در زمانی می زیست که جامعه ی اسلامی در موقعیت ویژه ای بسر می برد. اوضاع سیاسی متلاطم بوده قدرت در حال جابه جایی و انتقال بودالبته جابه جایی و انتقال قدرت به اشکال عادی نبود،بلکه جنگ و درگیری را نیز  به دنبال داشت به گونه ای که قدرت طلبان با همه ی امکانات خود به دنبال رسیدن به هدف بودند. در این هنگام امام صادق (ع) فرصت را غنیمت شمرده، با گرد آوردن هزاران شاگرد به نشر معارف اسلامی پرداخت . جهاد و تلاش فرهنگی امام صادق (ع) مثمر ثمر بوده و تأثیر بسزایی در جامعه و تحولات آن گذارده است . مناظره های فراوان علمی،تربیت هزاران فقیه و مبارزه با جهل و بدعت،ایجاد زمینه ی گفت وگوبه جای برخوردهای خشن،نشر معارف قرآنی و گسترش دانش حدیث بخشی از تلا ش های آن حضرت بود. امام صادق (ع) در میان مذاهب اسلامی به عنوان عالم دین، فقیه برتر آن عصر و بالاخره مرجع علمی یاد می شود . بدون شک و تردید تلاش های فرهنگی و ایجاد بستر مناسب برای گسترش تضارب افکار و پاسخ گویی به شبهات عالمان آن عصر، امام صادق را محبوب دل ها ساخته است، آثار و نوشته های پیشوایان مذاهب گوناگون اسلامی، مورخان،فقیهان به اشکال متنوع و عبارت رسا تصاویر دلنشین آن محبوبیت و احترام را به نمایش گذارده است. در کشور ما مردم و علمای اهل سنت نیز با روش های مختلف علاقه ی خویش را به اهل بیت و امام صادق (ع) ابراز داشته و می دارند.مردم فهیم و هوشیار ایران معتقدند تقریب مذاهب و زندگی مسالمت امیز در کنار هم با حفظ اصول و ارزش های مذهبی یکدیگر عامل پیشرفت است. ازآنجایی که نشریه تبیان در استان کردستان منتشر می شود حجت الاسلام والمسلمین حسینی شاهرودی نماینده مقام معظم رهبری تصمیم گرفتند ویژه نامه ای به مناسب سال روز شهادت امام صادق (ع) در منطقه انتشار یابد. ویژه نامه ای که پیام تقریب، وحدت و همدلی را به مردم ابلاغ نماید. در موقعیت کنونی که جهان اسلام تحولات عظیمی را پشت سر می گذارد و کشور های غربی و در رأس آن امریکا به دنبال منافع خویش در منطقه وجستجوی ان دراین سامان هستند مسلمانان برای رسیدن به هدف راهی جز وحدت ، همدلی، اتحاد و احترام به مقدسات یکدیگر ندارند. در حالی که همه ی ما می دانیم ابزار عمده ی دشمنان برای در هم شکستن صفوف به هم پیوسته ی مسلمانان استفاده و بهره گیری از ابزار کهنه و مندرس تفرقه است . امید است مسئولان محلی و منطقه ای با پیروی از سیره امام راحل و منویات مقام معظم رهبری و مسئولان ارشد کشور، چراغی فرا راه آینده ی اسلام ومسلمین بر افروزند و صلاح ملت و کشوررا با تبلیغ روح وحدت و همدلی و هم گرایی به عینیت برسانند .                                                                                         

چاپ شده درویژه نامه تبیان به مناسبت شهادت امام صادق (ع)مورخ۲/۷/۱۳۹۰

 

 

 

 

استاندار جدید قم ضرورتها واولویتها

        استاندار جدید قم ضرورتها واولویتها

بدون شک قم شهری است مقدس ودر روایات اسلامی از این شهر همواره به نیکی یادشده است .مضافا بر این کریمه اهل بیت حضرت معصومه (ع) نیز با انتخاب آن ،به عنوان آرامگاه خویش بر عظمت واهمیت آن افزوده است . از سوی دیگر توجه علما وانتقال علم ودانش از نجف وسایر شهرهای ایران به قم وتاسیس حوزه علمیه ، این شهر به صورت پایگاه دینی ،علمی ،فرهنگی ،اجتماعی وسیاسی مبدل شده است .اما نگاه وتوجه مسوولان ومقامات بلند پایه نسبت به آن متفاوت بوده است . قم دررژیم گذشته به دلیل ناساز گاری با سیاست دین ستیزانه وحضور انقلابیون در آن همواره مورد بی مهری قرار داشت . مردم نیزهرگز انتظار رسیدگی وتوجه آنان به اوضاع گوناگون قم ،توسط رژیم گذشته وان هم به علل گوناگون بوده است رانداشتند . رسیدگی به وضعیت قم توسط رژیم گذشته بدون تردید ایجاد زمینه برای دین زدایی ومعنویت بوده است که مردم با آن موافق نبوده واگر تصمیم بازسازی هم اتخاذ می گردید با استقبال مواجه نمی شد .اما اکنون مردم تلاش وجدیت مضاعف مسوولان در برنامه ریزی جهت رفع نیازها ،خواسته ها ومطالبات منطقی خود چشم دوخته اند .قم تقریبا هفت سال است که نام استان به خود گرفته است وبا حضور آقای طاهایی سومین استاندار، فعالیت خویش را در استان آغاز کرده است . همه می دانند که مشکلات قم بسیار فراوان است وبه سادگی قابل حل نیست .ومردم هم از استاندار جدید انتظار معجزه ندارند .اما خواست وانتظار مردم این است که استاندار بتواند ناکامی های اسلاف خویش را جبران واوضاع نابسامان این استان را سامان دهی کند . قم در نقطه مرکزی کشور واقع شده است . وروزانه هزاران مسافر از چهار گوشه آن ،به اقصا نقاط کشور رفت وآمد می کنند .اوضاع شهر سازی ترافیک ،فقدان امکانات رفاهی وهزاران مشکل پنهان وپیدای دیگر ،چه پرسش هایی را از این شهر مذهبی در اذهان مردم بوجود نمی آورد ؟ مهاجرت وانتقال از این شهر به آن شهر در دنیای امروز تقریبا به صورت پدیده ای عادی تلقی می شود .در حال حاضر مهاجرت هایی غیر معمول تعبیر می گردد.که آسیب های اجتماعی به همراه داشته باشد . نظیر مهاجرت روستاییان به شهرها که در نتیجه آسیب فراوان به اقتصاد واردساخته وتولیدات کشاورزی را کاهش وگسترش شهر نشینی را در پی دارد . قم از جمله شهر هایی است که مهاجرت نوع دوم را فراوان دارد . این مهاجرت هم از استان های دیگر است وهم از اطراف قم . مهاجرت نوع اول به دلیل توصیه روایات مبنی بر اینکه قم مکان امنی برای دینداری در آخر الزمان است تحقق یافته ویا خواهد یافت .به هر تقدیر قلمرو استان قم نه اکنون پهناور است ونه آینده معلوم است که چگونه خواهد بود . بنابراین برای مهاجرت نوع دوم که هزاران پدیده ناخوشایند اجتماعی ،فرهنگی واقتصادی را با خود دارد باید چاره ای اندیشید وبه جای بهره گیری از احساسات از عقل ومنطق کمک گرفت واز معضلات آتی ممانعت به عمل آورد .قم شهری است که در جهان وایران به عنوان مرکزی برای تبیین وتبلیغ معارف دینی شناخته شده است . صدها پایگاه اینترنتی برای مردم جهان معارف اسلامی را بازگومی کند واین شهر پایگاه انقلاب ومحل رشد وتربیت شخصیت های انقلاب محسوب می شود وده ها مزایای دیگر وجود دارد که هر کدام به تنهایی جاذبه ای هستند تا مردم جهان به این استان سفر نمایند . اکنون سؤال این است اوضاع ظاهری استان قم گفته ها ونوشته های ما رازیر علامت سؤال قرار نمی دهد ؟ فقر ونارسایی مشهود وارج ننهادن به کرامت انسانی تلاش های بی وقفه پژوهشگران را نزد جهانیان بی ثمر نمی سازد .؟فقدان مراکز تفریحی سالم وعدم وجودورزشگاه کافی برای بانوان وبالاتر بودن امار افسردگی زنان قم سؤال برانگیز نیست ؟ مردم استان قم در انتظارند تا ببینند استاندار جدید می تواند برای انبوه مشکلات آنان راه حلی پیدا کند .آب آشامیدنی ،توسعه مراکز در مانی ،از جمله روشن شدن تکلیف بیمارستان شهید بهشتی ، کاهش نرخ بیکاری وایجاد امنیت در شان استان قم ،افزایش مراکز دامپروری وبهره وری بهینه از آن وبالاخره تسریع در اجرای طرح های اطراف حرم ،بخشی از دغدغه ی مردم به شمار می رود . در میان مردم این پرسش وجود دارد که آیا استاندار جدید می تواند راهکارهای منطقی برای حل بحران های موجود ارایه نماید؟. اگر راهکاری تدوین شد توان وقدرت لازم برای اجرای آن را دارا می باشد .؟براساس اظهارات استاندار جدید قم ونیز بنا به گزارش مطبوعات محلی آقای طاهایی دراستان های همدان ،سمنان واردبیل در سمت استاندار خدمت کرده است وبسیاری اورا موفق وکار آمد ارزیابی می کنند .شاید مردم قم از آمدن آقای طاهایی بسیار امیدوار شدند وآینده درخشانی رابرای این استان پیش بینی می کنند .البته اینگونه آرزوها دور از دسترس نیست زیرا با تلاش وهمکاری مسوولان ومردم به آسانی دست یافتنی است .اما دست یابی به این آرزو ، در قم ،اموری باید مورد توجه وملاحظه قرار گیرد . نخست اینکه ملاک ومعیار گزینش استاندار از سوی وزارت کشور برای قم چه بوده است ؟ آیا سمنان  ،همدان ،اردبیل وقم از نظر بافت فرهنگی ،اجتماعی ، اقتصادی وسیاسی یکسانند تا با همان معیارها استاندار قم انتخاب شود ؟ اگر همه ی توجه وزارت کشور وتحلیل گران نزدیک به آن ، معطوف به تجربه باشد ،آقای سعادت فاقد تجربه نبوده است بلکه او هم در گذشته استاندار آذربایجان غربی بوده است واینکه اودر قم بدون تنش باقی ماند وآرام آنجا را ترک کرد خود یک موفقیت به شمار می رود .به هرحال معلوم نیست که کارشناسان وزارت کشور با کدام معیار استاندار جدید را به قم فرستادند ولی حدس قوی ونزدیک به یقین آن است که اذعان گردید قم برای اداره شدن نیاز به نیروی کار آمد ،قاطع جسور ومستقل در رای نیاز دارد تا بتواند با قدرت وتوانمندی در برابر انبوه معضلات مقاومت کند .وهیچ چیزرا برتر از اجرای قوانین ومقررات نپندارد .دوم اینکه گزینش مدیران براساس مبانی پذیرفته شده انجام پذیرد ،اساسی ترین مبانی انتخاب مدیر جهت خدمت به مردم ونمایاندن کارآیی استاندار توانایی اودر انجام کار محوله وپاسخگویی اوبه مردم است .در دنیای امروز بومی بودن گره ای از مشکلات عدیده ی مردم نمی گشاید زیرا مدیر فاقد توانایی ،آگاهی واحساس مسوولیت برحجم مشکلات ومعضلات خواهد افزود وده ها پرسش بدون پاسخ برای همگان ایجاد خواهد کرد .منطقی نیست که تصور شودمدیران بومی در سطح کلان و خرد به دلیل بومی نبودن وفقدان آشنایی آنان با مسایل استان قم کارنامه قابل قبولی از خود به جای نگذاشته ویا نمی گذارند

سوم «اینکه قم به دلایل گوناگون از وضعیت مخصوص به خود بر خوردار است که شاید این شرایط برای دیگر استان ها وجود ندارد .در این شهر قدرت بین افراد متنفذ علمی ،فرهنگی اجتماعی ،سیاسی وحتی اقتصادی توزیع شده است به طوری که هر کدام می توانند در برنامه ریزی های کلان شهری تاثیر گذار باشند مثلا می توانند طرحی را متوقف کنند در صورتی که آن را نخواهند وطرحی را که همه نمی پذیرند آنها با قدرت ونفوذ خود به اجرا در آورند . مردم قم مدیری را می طلبند که بتواند مشکلات عدیده شهر را حل کرده ودر برابرقدرت های پنهان وپیدا استقلال رای داشته باشد .اکنون پرسش اساسی مردم قم این است با توجه به اینکه این استان تازه شکل گرفت ونیاز به نیروهای کارآمددارد واز سوی دیگر قدرت همان گونه که خاطر نشان گردید توزیع شده مضافا بر این قم مرکز نقل فرهنگی ودینی جهان اسلام وکشوراست ومخالفان هم در صدد ایجاد تنش اجتماعی ،فرهنگی وسیاسی در آن هستند استاندار جدید می تواند محوریت خویش را کاملا حفظ کند ؟تا در آینده قضاوت شود که آقای طاهایی استاندار مقتدر ،کار آمد وفعال بوده است . البته به نظر می رسد نشست وبرخاست ایشان با اصناف وطبقات مختلف حکایت ازآن دارد که اودر صدد مرتفع ساختن مشکلات واز بین بردن شهروندی طبقه بندی شده ،این شهراست.

                                   سیدمحمدحسین دریاباری

                چاپ شده درنشریه گویه

هیات های نظارت شورای نگهبان از بحران سازی تا عقب نشینی

هیات های نظارت شورای نگهبان از بحران سازی تا عقب نشینی

سید محمد حسین دریاباری – 

 مدیرمسئول دوهفته نامه گویه

اصول متعددی از قانون اساسی جمهوری اسلامی بر حضور گسترده مردم در انتخابات تاکید می کند؛ بر پایه اصل ششم ، امور کشور باید به اتکای آرای عمومی اداره شود . رئیس جمهور ، نمایندگان مجلس خبرگان رهبری ، نمایندگان مجلس شورای اسلامی و اعضا شوراها از طریق انتخابات برگزیده می شوند . آراء مردم از اهمیت بسیار برخوردار است تا آنجایی که بر اساس اصل ششم و اصل پنجاه و نهم بخشی از امور کشور و تصمیم گیری در باره آن به آرای عمومی مردم سپرده شده است . مباحث قوه مقننه در فصل ششم قانون اساسی مطرح گردیده. اصول شصت و دوم تا نود به وظایف ، اختیارات ، تعداد نمایندگان ، نحوه سوگند آنان و بالاخره وظایف کمیسیون اصل نود پرداخته است . اصول نود و یک تا نود و نهم وظایف و اختیارات شورای نگهبان نظارت بر انتخابات مجلس خبرگان رهبری ، ریاست جمهوری ، مجلس شورای اسلامی و مراجعه به آراء عمومی و همه پرسی را بر عهده دارد . در قانون اساسی هیچ گونه قرائن و شواهدی که دلالت کند منظور از واژه نظارت, استصوابی است به چشم نمی خورد علاوه بر این در مشروح مذاکرات قانون اساسی که نمایندگان پیرامون اصل مزبور سخن می گفتند هیچ گونه سخنی که دلالت کند نظارت استصوابی است یافت نمی شود . اما نمایندگان خبرگان قانون اساسی کوشیدند تا مرزهای نظارت و اجرا را بطور صریح مشخص نمایند تا بگونه ای که بین نظارت و اجرا تداخل پدید نیاید . اکنون پرسش اساسی برای نخبگان و مردم این است که نظارت استصوابی از کجا ، برای چه و چگونه پیدا شده است ؟ آیا این نوع نظارت حقوق شهروندان را برای اداره امور کشور تامین می کند ؟ و خلاصه اینکه نظارت مزبور بر اساس کدام قراین ، شواهد ، منابع و ماخذ استنباط گردیده است ؟ نظارت استصوابی و برداشتی مشابه آن اجرای اصول دیگر قانون اساسی را که میثاق ملی است با خطر مواجه می سازد . بدون شک نظارت بر اجرای دقیق و صحیح انتخابات بر اساس قانون موجب خرسندی مردم می گردد اما نظارت به شکلی که اکنون اتفاق افتاده نه تنها مبتنی بر قانون نیست بلکه بسیاری از حقوق شهروندان تضییع و اصل جمهوریت نظام را نیز خدشه دار کرده است . عده ای معتقدند هیات های نظارت شورای نگهبان به اسلامیت نظام می اندیشند و توجه چندانی به جمهوریت آن ندارند . این عده برای اثبات تفکر خویش به این اصل استدلال می کنند جناح راست و هیات های نظارت اگر اعتقاد به حضور مردم در عرصه انتخابات داشت بدین شکل سختگیرانه ، مغایر با قوانین و نگرش جناحی عمل نمی کرد و جایگاه مردم را در انتخابات زیر سوال قرار نمی داد . نظارت استصوابی از جمله مسائلی است که در هر دوره از انتخابات نام و پای آن به میان آمده است . این نوع نظارت در دهه ی اول انقلاب رایج نبوده است و اگر این شیوه و سلیقه بر علیه نیرویی اعمال می گردید که با روح قانون سازگار نبود, امام بشدت با آن مخالفت می نمود . این نوع برداشت و استنباط از نظارت بخش زیادی از نیروهای مخلص و فداکار این مرز و بوم را از خدمت به ایران محروم ساخت . این نگرش توانست با بر چسب ها و مارک های گوناگون شماری از فرزندان ایران و انقلاب اسلامی را به حاشیه رانده و یا به دامن دیگران پناه دهد . حال مصلحت در آن است که دلسوزان نظام و کشور با این اندیشه که جز خسارت و زیان چیز دیگری به دنبال ندارد مبارزه کرده و از فرار مغزها و اندیشه ها ممانعت به عمل آورند . همه مسئولان در سخنرانیها ، بیانیه ها و شعارها مردم را دعوت به اجرای قانون می نمایند و قانون ملاک و معیار اصلی در برقراری نظم ، امنیت ، پیشرفت و توسعه قلمداد میگردد . و حال آزمایش بزرگی در پیش روی مسئوولان وجود دارد که آیا آنان هم در برابر مردم و حقوق شهروندان ملاک اصلی و معیار برتر را قانون و اجرای صحیح آن می پندارند ؟

هیات های نظارت شورای نگهبان بر اساس چه قانونی در آستانه انتخابات هفتمین دوره مجلس شورای اسلامی حقوق شهروندان ، اعم از انتخاب کننده و انتخاب شونده را مورد تهدید و تعرض قرار داده اند ؟ و آبرو  وحیثیت بسیاری را در میان مردم با علامت سوال مواجه ساخته اند ؟ شمار بسیاری از آنان تریبونی هم ندارند تا از خود دفاع کنند . هیات های نظارت تصور می کنند که تنها آنان به دلیل وابستگی به شورای نگهبان موجه ، محترم و برخوردار از فضایل اخلاقی اند و با غیر آنان هر طوری که برخورد شود موجه و منطبق با شأن آنان است . گویا اینان تصور می کنند آبروی آنان با دیگران تفاوت دارد و هر نوع نگاه و برداشت آنان عین دین است . مردم حق دارند که بپرسند اگر ملاک و معیار اصلی در انتخابات اجرای صحیح قانون است تحمیل ملاکها و معیارهای غیر قانونی در تأیید و یا رد صلاحیت توسط هیات های نظارت شورای نگهبان به چه منظور صورت می پذیرد ؟

آیا شورای نگهبان این ملاکها و معیارها را قبول دارد ؟ اگر موافق با ملاکها و معیارهای مزبور نیست چرا اقدام به تکذیب و رد آن نمی نماید ؟ در نهایت باید از آنان پرسید تجدید نظر تدریجی و عقب نشینی گام به گام بر اثر فشارهای سیاسی مناسبتر است یا به کار بستن ملاکها و معیارها ی مصرح در قانون ؟ بسیاری از کارشناسان بر این باورند که شورای نگهبان در صدد یافتن راه حلی است که بتواند مشکل پدید آمده توسط هیات های نظارت را جبران کند . بیانات مقام معظم رهبری که همواره مشکلات مسولان را حل کرده است این بار نیز تأثیر عمیقی بر دیدگاههای شورای نگهبان گذارده است و آنان را به تجدید نظر و واقع بینی دعوت کرده است .

فشار افکار عمومی ، اطلاع رسانی سریع مطبوعات و تحصن نمایندگان مجلس شورای اسلامی ، هیات های نظارت شورای نگهبان را ناگزیر به اظهار عقیده متضاد و مغایر هم در زمینه های رد صلاحیت کرده است . از سوی دیگر بر اساس پاره ای از گزارشات بیش از هشتاد نفر از نمایندگان فعلی رد صلاحیت شده اند این رد صلاحیت می تواند پیامدها و تبعات دشواری را به دنبال داشته باشد . از جمله اینکه بسیاری از قوانین با حضور و رأی آنان به تصویب رسیده و شورای نگهبان آن را مورد تأیید قرار داده است . اکنون که مشخص گردید آنان از صلاحیت برخوردار نیستند تکلیف آن قوانین چیست ؟ بسیاری از ناظران سیاسی و تحلیلگران مسایل حقوقی معتقدند باید فشار به طور منطقی و معقول تا جایی تداوم یابد که متفکران افراطی که در چارچوب قانون نمی اندیشند و باورهای خارج از مدار قانون را ملاک عمل قرار می دهند ، یا به قانون گرایی روی آورند ، یا حداقل منافع ملی را لحاظ کنند و بیش از این ملت و کشور را در عرصه های بین المللی ناکار آمد و متضرر نسازند . گویا هیات های نظارت مسئولیتها را طبقه بندی نکرده تا مقدار احراز صلاحیت نیز بر اساس آن طبقه بندی گردد . تردیدی وجود ندارد که مسئولیتها مختلف و گوناگون است و از مراتب متنوع نیز برخوردار است بدون شک مراتب و میزان داوطلبان و متقاضیان مسئولیتها نیز متفاوت می باشد . برای روشن شدن نکته مزبور باید به آمار ذیل توجه کرد . بر اساس گزارشات مندرج در مطبوعات، آمار وزارت کشور نشان می دهد هشت هزار نفر برای نمایندگی نام نویسی کردند هیات های نظارت سه هزار و ششصد نفر را حذف کرده است همچنین بر اساس این گزارش قریب به یک هزار و دویست و هفتاد نفر صلاحیت آنان احراز نشده است .

همان طوری که قبلا اشاره شد بیش از هشتاد نفر نماینده فعلی در میان رد صلاحیت شدگان می باشند و همچنین گفته می شود ده هزار معتمد که برای کار محوله پیشنهاد شدند صلاحیت آنان نیز رد شده است . حال مردم حق دارند پرسش هایی را با هیات های نظارت شورای نگهبان در میان گذارند . نخست اینکه عدم احراز صلاحیت و حذف داوطلبان مسئولیتها بر اساس مدرک و سند مصرح در قانون بوده است ؟! دوم اینکه داوطلبان و متقاضیان مسئولیت شرایط لازم را داشته اند ولی برای شما احراز نشده است یا نداشته اند ؟ سوم اینکه بسیاری از رد صلاحیت شدگان که نمایندگان فعلی اند و بدلیل عدم التزام عملی به اسلام رد شده اند قوانینی که با حضور و رأی آنان تصویب گردید چه حکمی دارد ؟! چهارم اینکه معتمدان رد شده ایثارگر ، جانباز ، دارای پست های مختلف در جمهوری اسلامی و از همه مهمتر همگی مسلمان بوده اند چرا هیات های نظارت در مورد آنان دست به چنین کاری زده است ؟! و بالاخره اینکه حرکت های نسنجیده محاسبه نشده تبعات و پیامدهای دشواری برای نظام و کشور پدید می آورد که به آسانی نمی توان زیان و خسارت آن را جبران کرد . در طول چند سال اخیر کشورمان شاهد فشارهای دشمنان خارجی است جناحهای سیاسی که باید با ایجاد راه کارهای مناسب دولت و ملت را در مقابل آن یاری دهند متأسفانه هواداران آنان در برخی از نهادها بحران می آفرینند و فشارهای خارجی بر کشور را تشدید می نمایند و کشور را مجبور به پرداخت هزینه های سنگین تر میکنند . یک روز صدور حکم اعدام برای استاد دانشگاه ، روزی فشار بر دانشجویان و بالاخره روزی رد صلاحیت فله ای ، چرا کشور ما باید هر بار شاهد حرکتهایی باشد که آرامش آن به تنش و التهاب تبدیل شود . بحرانهایی که برخی جناحهای سیاسی و شماری از مقامهای قضایی و هیاتهای نظارت پدید می آورند بدون شک عقلا و اندیشمندان سلیم این گروهها آن را تأیید نمی کنند زیرا نیک می دانند این تنش ها و بحرانها هزینه های هنگفتی به کشور تحمیل می کند . اما توصیه به همه کسانی که به سربلندی و موفقیت ایران اسلامی می اندیشند آن است که باید از اتفاقات التهاب آمیز و تنش زا پیشگیری کرد . بیست و پنج سال از پیروزی انقلاب اسلامی می گذرد مردم ما هر سال شاهد انتخابات مجلس شورای اسلامی ، رییس جمهور ، مجلس خبرگان رهبری و اعضای شوراها هستند . نیروهای سیاسی کشور باید با قدرت و شدت فراوان از دخالت تبلیغاتی, سیاسی و فرهنگی بیگانگان در امور داخلی ایران ممانعت به عمل آورند ، این کار بزرگ تنها با وحدت ملی ، عمل به قوانین ، رقابت سالم در عرصه انتخاباتی و حضور گسترده مردم در صحنه های گوناگون امکان پذیر است .

 این مقاله علاوه بر سایت نقشینه درگویه هم بطورهمزمان چاپ شده است

4 بهمن، 1382

کد :89

نردبان ترقی منطق یا خشونت

نردبان ترقی منطق یا خشونت

پیش از وقوع دوم خرداد شش دوره انتخابات ریاست جمهوری و پنچ دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی در کشور برگزار گردید . نامزدان و قهرمانان عرصه انتخابات دهه نخست امکان اعلام پاره ای از شعارهای فعلی را نداشتند زیرا کشورمان در بحران جدی بوده و تمامیت ارضی و حیثیت ملی در خطر بود. اما داوطلبان سالهای 1368 که زمینه برای اجرای قانون فراهم بود نه تنها قانونگذاری شعار محوری آنان نبوده بلکه بر اعمال نسبی و تدریجی آن هم تاکید نورزیدند.

بهره جویی از اعتبارات و امتیازات موجب گردید قانون گرایی وعمل  به آن به فراموشی سپرده شودانتخابات دوم خرداد محوریترین شعار خویش رااجرای قانون بیان کرد که مورد تا یید مقام معظم رهبری و آرا ملت قرار گرفت آن حماسه بزرگ بر این نکته انگشت گذارد که می توان در چارچوب قانون واحترام به آن رای و نظر خویش را به هر نحو ممکن اما بدور از خشونت و درگیری بیان نمود.

پس از دوم خرداد وزارت کشور وسایر نهادهای ذی ربط مکلف شدند امنیت لازم را برای هر نوع سخنرانی و گردهمایی مسالمت آمیز و به دور از خشونت فراهم سازند. اما ابزارهای عقیده و بیان اندیشه پس از دوم خرداد بطور روز افزون در جامعه صورت پذیرفت . اگر چه در پارهای از موارد نشستها و گردهمایها به خشونت انجامید . بدون شک عاملان خشونت توجیه نبوده و از اعماق  وقایع و حوادث بی خبرند زیرا در جوامع امروز بیان اندیشه که مخل به نظم عمومی نباشد چه اینکه درست باشد یا نادرست امری عادی و معمول است . مجریان قانون باید به عوامل محرک که در پشت صحنه نهفته اند و از خشونت و قانون شکنی بهره می جویند شناسایی و آنان را مجازات نمایند . چرا که متاسفانه خشونت سازان با شعارهای مقدس که مورد قبول ملت نیز هست نظم و تفاهم ملی را بر هم می زنند خشونتهایی که تا کنون آفریده شد و به اقتدار ملی و روحیه قانونگرایی مردم ضربه وارد خواهد ساخت.

قوه قضاییه هنوز واکنش مردم پسند و شجاعانه در قبال این عمل نشان نداده است . اکنون مردم و ناظران سیاسی می خواهند بدانند که قانون شکنان و خشونت آفرینان از اجرای دقیق قانون چه زیانی می برند .که حریم ان را میشکنند . قم که پایگاه علم و معرفت و مرکز نقد و بررسی اندیشه های علوم گوناگون است سزاوار است که عظمت و شکوه دیرینه اش به دست شماری اشخاص ناآگاه خدشه دار شده و صدمه ببیند ؟

حوادث خشونت آمیز در قم هنگامی که رخ داد که سالروز شهادت امام صادق رئیس مذهب جعفری بوده و مردم در ایام مبارک فجر سر گرم برگزاری مراسم پر شکوه آن ایام خجسته بودند مضافابر این مقام معظم رهبری پیام گویاو وحدت آمیزی به مناسبت بیستمین سالگرد انقلاب اسلامی خطاب به ملت و گروهها صادر فرمودند .

اکنون سوال این است که چرا خشونت جویان و حامیان آنان مهمترین محور پیام مقام معظم رهبری را نادیده گرفتند وبه نصایح دلسوزانه ایشان گوش فرا ندادند؟ آیا با خشونت و رها ساختن منطق مشکلات اقتصادی اجتماعی و فرهنگی بهبود می یابد ؟آیا شبیخون فرهنگی غرب که با پیچیده ترین و مدرنترین ابزار صورت می پذیرد با ضرب و شتم این یا آن خنثی می گردد.

آیا منطق و مشی پیشکسوتان ما برای حل معضلات  جامعه شیوه ومنش شمابوده است؟

طراحان و مجریان خشونت بدانند نردبان ترقی و سعادت بشرتنها در پیروی از قانون و ارائه نطق است نه روی آوردن به خشونت.

سعادت بشر تنها در پیروی از قانون و ارائه  منطق است.

سال اول / پیش شماره پنچم / نیمه اول اسفند 1377

                                                                    سیدمحمدحسین دریاباری

انتقاد ممنوع تملق مجاز

انتقاد  ممنوع  تملق مجاز

در پی افزایش  انتقاد به نحوه عملکرد دولت نهم ، از سوی احزاب ، گروهها و مطبوعات ، ظاهراً دولت و قوه قضائیه به فکر چاره جویی افتادند . نامه اخیر علامحسین الهام سخنگوی دولت به دادستان تهران را می توان در همین راستا ارزیابی کرد . از سوی دیگر عملکرد ضعیف دولت در عرصه داخلی اگر توسط احزاب ، گروهها و مطبوعات بشدت مورد نقد قرار گیرد در انتخابات خبرگان و شوراها ممکن است یک پارچگی موجود تضعیف و کاهش یابد . بنابراین چاره اندیشی یک ضرورت تلقی می گردد . شاید تصمیم برخی از گروهها که در انتخابات گذشته نتوانستند موفق شوند و ظرف یک سال به بازسازی خویش مشغول بوده و اکنون اعلام کردند نقد صریح خویش به دولت را از سر خواهند گرفت ، نظیر جبهه مشارکت ایران اسلامی به این موضوع کمک کرده باشد . در نامه علامحسین الهام خاطر نشان شده است که مطبوعات با انتشار اخبار جعلی تمام دولت را نبهکار مالی معرفی می کند ؟ وی با اشاره به برخی از سایت های اینترنتی و روزنامه ها افزود : در روز نامه ای به راحتی سر مقاله نوشته می شود و رئیس جمهور کشور که در داخل و خارج کشور به پاکدامنی و سلامت مالی شهره است متهم می کند ؟ وی با این بیان نتیجه ای می گیرد که اکنون تبعات  و پیامدهای آن در حال آشکار شدن است .

ایشان به عنوان سخنگوی دولت و کسی که برای اجرای اصول قانون اساسی سوگند یاد کرده است می گوید : دادستان معظم تهران لابد منتظر شکایت است ! اگر چنین است سخنگو و رئیس شورای اطلاع رسانی دولت اعلام حرم می کند و تقاضای تعقیب عاملین افترا و نشر اکاذیب را طبق موازین شرعی و قانونی دارد . این نامه تهدید آمیز در حالی به دادستان تهران نوشته شده ، که مطبوعات بر اساس دلایلی کوشیدند رعایت موازین و مقررات را در دستور کار خویش قرار دهند . بخش عمده ای از مطبوعات و خبر گزاری ها متعلق به جناح راست و اصول گرایان است که بدون شک از مواضع دولت حمایت می کنند . رسانه ملّی و مطبوعات دولتی هم که در اختیار دولت قرار دارد و به تبلیغ و ترویج مواضع  دولت و جناح حالم می پردازد . در این میان مطبوعات و خبر گزاری های مستقل و مخالف سیاست دولت ناگزیر است به انتقاد عملکرد دولت مبادرت ورزد . این دسته از رسانه ها هم به چند دلیل از انتقاد شدید به دولت و جناح حاکم خودداری می ورزند . نخست اینکه شماری از این مطبوعات و خبر گزاری ها معتقدند که دولت هنوز بر قدرت مسلط نشده و کادر مدیرانش تکمیل نگردیده و نیز زمان قابل توجهی سپری نگردید تا بتوان به ارزیابی عملکرد آن مبادرت وزید . به همین دلیل راه کار ارایه می دهند و یا اطلاع رسانی می کنند ، این بدان معنی نیست که انتقادی متوجه دولت نیست و عملکرد او مطلوب است

دوم اینکه شمار دیگری از مطبوعات نزدیک به اصلاح طلبان با نوعی ترس و وحشت مواجه شدند و خود را به خود سانسوری وا داشته اند .این دسته از مطبوعات قبل از تهدیدات چیزی علیه دولت نمی نوشتند و اکنون با این فشار برای ننوشتن و انتقاد نکردن و گاه دست زدن به تملق عذر موجه پیدا کردند . نکته ای را که باید خاطر نشان ساخت این است که چرا دولت و قوه قضائیه با مسایل در چارچوب و مجاری قانونی برخورد نمی کنند؟ قانون مطبوعات برای چه چیزی تدوین شده است ؟ مگر نه این است که مخاطب آن مطبوعات هستند مردم می پرسند چرا و چطور تعداد خاصی از مطبوعات همواره مورد تعقیب دستگاه قضایی بوده و هستند ؟ بهر تقدیر می توان نتیجه گرفت که مطبوعات زبان مردم اند آیا مطبوعات امروز خواست و اراده مردم در زمینه های گوناگون را منعکس می نمایند ؟ بنظر می رسد دولت احمدی نژاد و مدیرانش تمایل چندانی به پاسخگویی ندارند اگر چه شخص رئیس جمهور همواره تاکید می کند که اگر مردم ناتوانی ، ناکارآمدی  واحیانا تخلف ازمدیران  وی رادر سراسرکشورمشاهده کردنداطلاع دهند به محض دریافت اطلاعات موضوع پیگیری خواهد شد این سخن گام مهمی برای اصلاح مدیران بشمارمی رود. ولی آنچه که مهم است این است که رییس جمهورمدیرانش رابه پاسخگویی وادارنماید.هرچیزی که ازآنها سوال شد پاسخ گویند،نه هرچه راکه خودمی خواهندبگویند.هرچه دولت احمدی نؤادزمان سپری می کند  برخی ازواقعیت هاخودرامی نمایاند.نخست اینکه درتبلیغات بطورگسترده دولت نهم مردمی معرفی  شد.آیا مردمی بودن معنایش این است که مسئولان صرفادرمیان مردم باشند؟.پس به خواسته های آنان درزمینه های گوناگون ،چه کسی بایدرسیدگی کند؟ مگرمطبوغات ورسانه هامشکلات را بیان مکنندوانواع آن راباشیوه های مختلف ترسیم منمایند،همه ی اینها متعلق به مطبوعات ،رسانه هاوگروههای سیاسی است؟.بایدپذیرفت حل مشکلات مردم عزم ملی می طلبد،هیچ یک ازدولتهاازهرجناح به تنهایی توان حل ان را ندارد. بنابراین دولت نهم رویکردخویش نسبت به مطبوعات رابایداصلاح کند.

دوم اینکه هرچه زمان میگذردوبه جلو می رودوسعت دیدونگرش بلندآقای خاتمی نسبت به مطبوعات ورسانه ها آشکارترمی شود.زیراخاتمی هم خودوهم دولتش رادربرابرمردم ونمایندگان آنها اولا وثانیا نسبت به مطبوعات که زبان مردم اندپاسخگومیدانست وهمواره خواستارنقد منصفانه به عملکرددولت بوده است. اگرکسی مطبوعات جناح مقابل خاتمی را ملاحظه کندچهره ورفتارآنان بخوبی ارزیابی می شود.آقای خاتمی همواره  به مطبوعات هم تاکیدمی کردکه بایدمجری قانون وپاسخگودربرابرآن باشند.صاحبنظران یکی ازبزرگترین شهامت خاتمی رادرهشت سال ریاست جمهوری پاسخگوبودن اوودولتش به مردم ومطبوعات ونمایندگان منتخب ملت ارزیابی می کنند.مضافابراین خاتمی درطول هشت سال مطبوعات رابه خاطرنقدبه دولت وعملکرداوموردفشاروتهدیدقرارنداده است.شماری از صاحبنظران این شیوه خاتمی رابا دکترمصدق مقایسه می کنند که حتی یک بارهم علیه مطبوعات اقدام به شکایت نکرده است. البته نفس عمل وشیوه مورد نظراست وگرنه حجم مطبوعات ورسانه هاازجهت کمی وکیفی  امروزبا دیروزقابل مقایسه نخواندبود.

سوم اینکه نامه سخنگوی دولت که آغازی برای فشارمطبوغات بشمارمی آیدبامخالفت آبادگران  واصولگرایان مواجه شده است . بدون تردیدتعطیلی وتوقیف شرق، نامه ،حافظ وخاطره هم معلوم نیست مورد استقبال همه ی اصولگرایان وآبادگران  روبرو شود. زیراآنان اکنون دردرون قدرت بوده ودرتصمیم سازی وتصمیم گیری امورجامعه نقش اساسی وکلیدی دارند، بنا براین بخوبی ازپیامدهاوتبعات این اتفاقات واقفند. به یقین آنان تاکید خواهند کردکه بامطبوعات درچارچوب قانون وبرابرتخلف برخورد گردد.چراکه اکنون دولت برای دست یابی به اهداف ازپیش تعیین شده نیازبه آرامش،همکاری ، تلاش وهمدلی همه گروهها،احزاب ومطبوعات دارد. معمولا هیات دولت در استانهامصوبات فراوان داردآقای احمدی نژاددرگفتگوبا خبرنگاران همواره ازرسانه هاومطبوعات درخواست میکندضمن اطلاع رسانی دقیق پیگیرمراحل اجرایی وچندوچون موضوع باشندآیااین سخنان رییس جمهوربانامه آقای الهام واقدامات هیات نظارت برمطبوعات منافات ومغایرت ندارد؟ پیگیری ودنبال کردن موضوع انتقادرانیزبه همراه دارد. براین اساس رییس جمهو ر، رسانه های منتقد منصف راپذیرفته وانتقادسازنده راارج می نهدامااطرافیانش ظاهراانتظارتملق وچاپلوسی  ازمطبوعات رادارندوازان دلگرم وخرسندحواهندشد.

                                         سیدمحمدحسین دریاباری

مجلس شورای اسلامی ، شورای نگهبان وانتظارات مردم

مجلس شورای اسلامی ، شورای نگهبان وانتظارات مردم

قانون اساسی جمهوری اسلامی به عنوان میثاق ملی یادمی شود وهمه ی گروه ها ، احزاب وجناح های سیاسی خود را مؤظف ومکلف می دانند که در چار چوب آن برای تامین حقوق اساسی ومشروع ملت وپیشرفت جامعه گام بردارندقانون اساسی که عصاره فضایل ملت است حقوق بنیادی ملت را معین ومشخص کرده است.اصل نخست قانون اساسی تا اصل چهل ودوم به بررسی وبیان حقوق اساسی ملت پرداخته است .پس از آن نهادها وشخصیت هایی که باید پاسدار ومجری این حقوق وحافظ منافع ملی باشند را معین وقلمرو اختیارات ووظایف آنان را تبیین کرده است .تردیدی وجود ندارد که اجرا وعمل همه ی نهادهای قانونی بویژه قوای سه گانه به اصول آن نه تنها اختلاف ،شکاف وتعارض بین آنان پدید نمی آیدبلکه به موجب آن وحدت رویه ونگاه منطقی به منافع ملی رادر اندیشه مسؤولان ذی ربط تقویت خواهد کرد .اصول مختلف قانون اساسی وظایف واختیارات قوه ی مقننه که بطور مستقیم منتخب مردم اند را تشریح کرده است .از سوی دیگر جایگاه ،وظایف واختیارات شورای نگهبان نیز تشریح وتبیین شده است .اصول قانون اساسی در تمام زمینه ها مانند سایر متون حقوقی شفاف وقابل فهم است امادر جایی که اصلی از اصول نیاز به تفسیرداشته باشدتفسیر آن به عهده ی شورای نگهبان گذارده شده است .وشاید هم این امر بدین جهت باشد که قانون اساسی در حکومت اسلامی برخلاف شرع مقدس تفسیر نشود.پرسش اساسی وبنیادی افکار عمومی این است که با وجود قانون اساسی مترقی وتعیین وظایف همگان از سوی آن پس این همه اختلاف وشکاف از کجا وبرای چه چیزی بین نهادهای مسوول بویژه مجلس شورای اسلامی وشورای نگهبان بروز می کند ؟ برداشت افکار عمومی از اختلاف نظر آن دو نهاد عادی ومعمولی تلقی نمی شود .البته خود نمایندگان وشورای نگهبان نیز به همین نتیجه دست یافته اند .نمایندگان مردم بر پایه وظایف خویش صبح ها گرد هم می آیند وبه طرح های پیشنهادی خود ولوایح ارسالی دولت را تصویب می کنند .واما شورای نگهبان نیز بر اساس وظایف خویش عصر آن روز یا روز بعد با جلسات طولانی به رد مصوبات نمایندگان می پردازد. آیا تاکنون بویژه در دوره ششم مجلس شورای اسلامی این دونهاد به برداشت افکار عمومی وخواسته های مشروع آنان ملاحظه وتوجه کرده اند ؟آیا هیچگاه اندیشیدند که مردم درباره رفتار وعملکرد آنان چگونه قضاوت می کنند ؟زیرا مردم برای رفاه وآسایش خویش وسربلندی ایران به این دو نهاد امیدها بسته اند .آیا هیچ وقت اعضای دو نهاد به فکر افتادند که تاریخ در آینده درباره عملکرد آنان به چه کیفیت داوری خواهد کرد ؟آیا تاریخ برای همه آیینه ی عبرت ومدرسه ی پند نیست ؟اخیرا حوادثی در صحنه های سیاسی داخلی ایران پدید آمده که موجب شگفتی وتعجب مردم وتحلیل گران امور حقوقی وسیاسی شده است نمایندگان استان گلستان متاسفانه در سانحه ی هوایی همگی به رحمت حق پیوستند .وزارت کشور براساس قانون ، زمان برگزاری انتخابات آن استان را اعلام کرد .شورای نگهبان که نظارت برانتخابات وبررسی صلاحیت نامزدها را برعهده دارد به جای افزایش زمینه های رقابت دست به رد صلاحیت کاندیداهای برجسته زده است .وعلل رد صلاحیت را نیز اعلام نکرد. همین موضوع جناح مقابل را به واکنش در مجلس واداشته است .ناظران وکارشناسان می گویند شورای نگهبان می توانست به مقررات وقوانین پیشین عمل کند وبحرانی که بوجود آمد از آن ممانعت بعمل آورد.شورا ی نگهبان بر تصمیمات خویش پای فشرد مجلس نیز در این هنگام در مقام پاسخ براساس قانون برآمد که متاسفانه چندان به جا ومنطقی نبوده است .زیرا طرح سه فوریتی که فوریت آن هم نشان از اهمیت وضرورت دارد برای هفت تن از نمایندگان در استان بکار گرفته شد .با توجه به سابقه یک  سا له این دو نهاد در اختلاف بر سر قوانین ،کشمکش بین آن دو شدت یافت وکار به مجمع تشخیص مصلحت نظام کشید.نمایندگان مجلس وافراد رد صلاحیت شده خواهان مستندات قانونی از شورای نگهبان هستند.اما شورای مذکور از این درخواست منطقی وپذیرفته شده خودداری می نماید ومحتمل به نظر می رسد این شورا براین باور است که افکار عمومی مانند گذشته هر چه بگویند وبخواهند بدون چون وچرا وارایه استدلال خواهند پذیرفت. این در حالی است که برخی از قوانین ومقررات ، آن شورا را دعوت به بیان علت رد وارایه استدلال بطور مکتوب به رد صلاحیت شدگان می کند جامعه ی امروز به دلیل توسعه وگسترش ابزار ارتباطی وافزایش امکانات تبلیغاتی ، اخبار وگزارش ها را از یک منبع دریافت نمی کنند .علاوه براین مردم جامعه همه ی حوادث پیرامون خویش را مورد تجزیه وتحلیل قرار می دهند .بنابر این همه شواهد وقراین نشان می دهند که افکار عمومی از یک منبع الگو نمی پذیرد بنابراین همه نهادهای دولتی بویژه شورای نگهبان باید در اطلاع رسانی قویتر ونیرومند تر ظهور یابد.عده ای از صاحب نظران معتقدند مجلس شورای اسلامی وشورای نگهبان خواسته یا ناخواسته متاثر از افرادی هستند که احساسات آنان بر عقلانیت شان چیره شده است این ها که از تند روان جناح های سیاسی اند . خود را به مراکز ومؤسسات مطبوعاتی نزدیک کرده اند وبا کمال خشونت واسا ئه ی ادب به نهادهای قانونی وپذیرفته شده ملت ، توهین روا می دارند . اینان قانون گریزی وخشونت را در نوشته های خویش ، جایگزین نقد وانتقاد سازنده در پرتو قانون ساختند .نویسندگانی که هیچ گونه تعهد ،پای بندی وعلاقه به منافع ملی از چهره شان نمایان نیست بلکه منافع گروهی وجناحی در نوشته های آنان برمنافع ملی ترجیح دارد . آیا نویسندگانی که اوضاع امروز را به دوران بنی صدر تشبیه می کنند ونمایندگان منتخب مردم در دوره ششم مجلس غاصب تلقی می شوند .  این گروه از نویسندگان وقلم بدستان منافع ملی را درک می کنند تا برای آن ارزش قایل شوند ؟در صورتی که این دسته به منافع خویش از این طریق دست نیازند جایگاه شورای نگهبان را نیز تضعیف می کنند ؟نمایندگان این دوره هم با نظارت اعضای شورای نگهبان به  تایید مردم رسیدند نتیجه آنکه این گروه از نویسندگان با مردم که صاحبان اصلی قدرت هستند مشکل دارند .آیا کارشناسان دو نهاد یاد شده در میان مردم پا گذارده وبه مطالعه ونظر سنجی پرداختند تا قضاوت آنان را درباره  ی عملکرد خویش در یابند ؟بدیهی است که نتیجه ، هوده ، ثمره وتلاش شما سرانجام باید دستاورد محسوس وتحقق خارجی وعینی برای مردم داشته باشد .گزارش ساعت ها کار وجلسات ممتد ونقد وبررسی غیر ضروری وبدون نتیجه ی واقعی ، افکار عمومی را قانع نخواهد ساخت . آیا مردم مانند مجلس وشورای نگهبان اندیشیده وباآن مصوبا ت آسوده خاطر می شوند ودر ورای آن سخنی دیگر ندارند ؟!برخی از نظریه پردازان که زمانی یکه تاز فکر واندیشه بودند وبا تنوع وتکثر گرایی مخالفند وبراین نکته پای می فشارند که همه باید از یک رشته فکری بهره برند می کوشند از مقدسات ومبانی دینی بهره جویند وآن تفکر را اثبات کنند .اکنون سؤال این است که چرا متولیان دین وصاحب  نظران از بهره گیری بی رویه از مقدسات وهزینه ی آن برای منافع گذرا مبارزه نمی کنند ؟آیا این شیوه در آینده خسارات جبران ناپذیر به جوامع دینی ،ایمان وباورهای مردم وارد نخواهد ساخت ؟روزنامه نگاران ونویسندگانی که شورای نگهبان ومجلس را به جای دعوت به اجرا وپای بندی به قانون ،به انتقام فرا می خوانند ؛در صدد تضعیف نهادهای مصرح  در قانون اساسی نیستند ؟مردم امروز انتظارات فراوانی از مجلس ،شورای نگهبان ،قوه ی مجریه وقضاییه دارند هیچ یک از قوا به تنهایی نمی تواند به این انتظارات پاسخ گوید .ایران در آینده نزدیک از جوانترین کشورهای جهان خواهد بود جوانانی که از تحصیلات عالی بر خوردارند ودر جستجوی کار وشغل اند آیا برای این موضوع حیاتی که همواره مورد تاکید رهبری است تدابیری اندیشیده شده است ؟فقر وناداری که هرروز به اشکال گوناگون چهره کریه خویش را به جامعه ما نشان می دهد برای زدودن آن گامی برداشته شده است ؟اعتیاد وآلودگی به مواد مخدر که در بدترین اشکال ،جوانان مارا به کام خویش فرو می برد راهی مناسب برای مبارزه با آن تدوین شده است ؟سن ازدواج دختران وپسران به دلیل شرایط سخت اقتصادی روز به روزافزایش وبه تبع آن برحجم مفاسد جامعه افزوده می شود کدام نهاد برای حل این موضوع گام اساسی برداشته است ؟آمار نشان می دهد که طلاق وجدایی وبه عبارت دیگر فروپاشی بنیان خانواده همواره روبه  رشد است وبه 25%رسیده است کدام نهاد مؤظف به حل این معضل اجتماعی است ؟وخلاصه فاصله طبقاتی ،تبعیض روز افزون وده ها مشکل دیگر امید مردم به زندگی را به سوی ناامیدی سوق می دهد کدام نهاد وقوه باید معضلات فوق را حل کند ؟مجلس، شورای نگهبان ، قوه ی مجریه ،قوه ی قضاییه ویا همه در این امور مسؤولیت دارند ؟به هر تقدیر امروز وهمیشه مردم مجلس را خانه ی ملت می دانند وهرگز راضی به تضعیف آن نیستند . تنها مجلس است که اراده ی عمومی ملت بوده واراده ی آنان را نمایندگی می کند تا هنگامی که مردم اراده ی خویش را در ک می کنند موانع موجود برسر راه فعالیت آنان را نیز به خوبی درک می کنند .وقتی که مشروعیت همه نهادها از قانون اساسی است مجلس نیز یکی از آن نهادها است از کجا وبه چه دلیل این نهاد بر خاسته از قانون اساسی ورای ملت باید تضعیف شود ؟مسؤلان مربوطه مؤظفند بررسی کنند که علت کاهش حضور مردم در انتخابات ، ناشی از چیست ؟پس از یافتن علل وعوامل آن به مبارزه با آن برخیزند . شاید بتوان گفت یکی از علل عمده ی آن نارضایتی مردم از عملکرد مسؤلان است . زیرا مردم با هزاران امید به پای صندوقهای رای می آیند اما پس از یک دوره قانونی هیچ یک از اهداف وخواسته های خویش را تحقق یافته نمی بینند .این دوره زمانی با گفتگوهای تند وخشن مطبوعاتی در جهت دفاع از خواسته های مردم بدون دستاورد خارجی وعینی خاتمه می یابد.

سید محمد حسین دریاباری

چاپ شده در نشریه گویه