آوای وشتــــــــــــــــــــــــــــان

سید محمد حسین دریاباری هستم، روزنامه نگار ، نویسنده و مدیرمسئول نشریه گو یه در استان قم .تلفن تماس 09127625987 کانال تلگرام https://t.me/daryabary1339

آوای وشتــــــــــــــــــــــــــــان

سید محمد حسین دریاباری هستم، روزنامه نگار ، نویسنده و مدیرمسئول نشریه گو یه در استان قم .تلفن تماس 09127625987 کانال تلگرام https://t.me/daryabary1339

چرا مسئولان باید متن سخنرانی را بنویسند؟ از گاف سیاسی تا خسارت ملی

چرا مسئولان باید متن سخنرانی را بنویسند؟

در عصر رسانه، هیچ جمله‌ای بی‌هزینه نیست

 از گاف سیاسی تا خسارت ملی

سید محمد حسین دریاباری

یکی از موضوعاتی که همواره در جهان امروز مورد توجه بوده، شیوه سخن گفتن و نحوه سخنرانی مقامات سیاسی است. مقامات سیاسی هنگامی که لب به سخن می‌گشایند، باید با نهایت دقت، ظرافت و آینده‌نگری، همه مصالح و منافع کشور خویش را لحاظ کنند تا کمتر از سوی رسانه‌های داخلی و نیز رسانه‌های خارجی سوژه شده و مورد انتقاد قرار گیرند وبالاخره مطالبی را بر زبان نیاورند که به زیان منافع ملی، امنیت کشور یا جایگاه بین‌المللی آن تمام شود.

همین ضرورت سبب شده است که در اغلب کشورهای جهان، مقامات عالی‌رتبه از مشاوران خبره، کارشناسان سیاسی، حقوقی و رسانه‌ای بهره بگیرند تا متن سخنرانی‌ها، مصاحبه‌ها و مواضع رسمی آنان، چه در مجامع بین‌المللی، چه در محافل داخلی و چه در گفت‌وگوهای مطبوعاتی و تلویزیونی، با رعایت همه ملاحظات تنظیم شود. در دنیای سیاست، هر واژه می‌تواند حامل پیامی باشد و هر جمله ممکن است آثار و پیامدهایی فراتر از آنچه گوینده تصور می‌کند، بر جای بگذارد.

گاه در میان سیاستمداران افرادی یافت می‌شوند که خود را بی‌نیاز از مشورت و تنظیم متن می‌دانند و بر این باورند که می‌توانند بدون آمادگی قبلی سخن بگویند. چنین افرادی، متأسفانه، گاه دچار گاف‌های سیاسی می‌شوند و سخنانی بر زبان می‌آورند که نه تنها سودی برای کشور ندارد، بلکه خسارت‌های فراوانی نیز به همراه می‌آورد. آنان معمولاً تمایلی ندارند سخنان خود را از روی متن بخوانند یا دست‌کم سرفصل مطالب را بر روی برگه‌ای یادداشت کنند تا در هنگام سخنرانی، از مسیر اصلی خارج نشوند.

اگر اندکی در مسائل داخلی و خارجی کشورها، از سطح کلان تا مسائل خرد، تأمل کنیم، نمونه‌های فراوانی خواهیم یافت که مسئولی تنها با یک جمله یا یک اظهار نظر نسنجیده، خسارت‌های سیاسی، اقتصادی، امنیتی یا اجتماعی بزرگی به کشور خود وارد کرده است. گاه اسراری افشا شده، گاه بازارهای مالی دچار التهاب شده‌اند، گاه روابط دیپلماتیک آسیب دیده و گاه هزینه‌هایی بر ملت تحمیل شده که جبران آن سال‌ها زمان برده است.

از همین رو، نوشتن متن سخنرانی یا دست‌کم تنظیم محورهای اصلی آن، امروز در همه نظام‌های سیاسی دنیا امری پذیرفته‌شده و حتی ضروری است. دیگر کسی نمی‌پرسد چرا رئیس‌جمهور، رئیس مجلس، رئیس قوه قضائیه، وزیر امور خارجه یا سایر مقامات، متن سخنرانی خود را از پیش آماده کرده‌اند؛ زیرا همه می‌دانند حافظه، هر اندازه هم نیرومند باشد، جایگزین دقت و سنجیدگی نیست. حتی برجسته‌ترین سخنرانان جهان نیز برای سخنرانی‌های مهم، یادداشت‌هایی در اختیار دارند تا هیچ نکته مهمی از قلم نیفتد.

سخنوری، خود هنری بزرگ است و در سنت علمی ما، یکی از شاخه‌های دانش منطق، در کنار مباحثی همچون مغالطه، جدل و برهان، به فن خطابه و سخنوری اختصاص یافته است. بنابراین، سخن گفتنِ اثرگذار، علمی آموختنی است، نه صرفاً استعدادی ذاتی. همه افراد از این نعمت به یک اندازه برخوردار نیستند؛ از این رو، اگر کسی در فن خطابه مهارت کافی ندارد، شایسته است نوشتن و خواندن دقیق را جایگزین بداهه‌گویی کند.

واقعیت آن است که بسیاری از سخنرانی‌های بدون آمادگی، تحت تأثیر فضای جلسه، احساسات، هیجانات و واکنش‌های لحظه‌ای شکل می‌گیرد. در چنین شرایطی، ممکن است هر آنچه به ذهن خطور می‌کند، بدون پالایش و تأمل بر زبان جاری شود؛ خواه درست باشد یا نادرست، مفید باشد یا زیان‌بار، سنجیده باشد یا نسنجیده. حال آنکه یک جمله نابجا، گاه می‌تواند خسارتی غیرقابل جبران بر منافع ملی وارد کند.

از این رو، هر مسئولی در هر سطحی، پیش از حضور در تریبون، باید یا متن کامل سخنان خود را تهیه کند و یا دست‌کم سرفصل‌ها و محورهای اصلی را بنویسد و بر اساس همان چارچوب سخن بگوید. این کار نه تنها از شأن او نمی‌کاهد، بلکه نشانه مسئولیت‌پذیری، تدبیر و احترام به افکار عمومی است.

امروز جهان، دنیای رسانه‌هاست. هر واژه‌ای که از زبان یک مقام رسمی خارج می‌شود، در کوتاه‌ترین زمان ممکن در سراسر جهان منتشر، تحلیل و حتی گاه تحریف می‌شود. گاهی سخنی که گفته نشده نیز به افراد نسبت داده می‌شود؛ چه رسد به آنچه صریحاً بیان شده باشد. بنابراین، مسئولان باید بیش از گذشته مراقب واژه‌هایی باشند که بر زبان می‌آورند، زیرا هر کلمه می‌تواند به تیتر نخست رسانه‌های جهان تبدیل شود.

از این رو، به همه مسئولان، اعم از رؤسای قوا، نمایندگان مجلس، وزرا، فرماندهان نظامی، مدیران اجرایی و هر فردی که مسئولیتی در قبال منافع ملی بر عهده دارد، توصیه می‌شود پیش از سخن گفتن، بیندیشند، مشورت کنند، بنویسند و سپس سخن بگویند. مسئولیت، اقتضائات خود را دارد و یکی از مهم‌ترین اقتضائات آن، سنجیدگی در گفتار است.

متأسفانه گاه سخنانی از برخی مسئولان شنیده می‌شود که از نظر محتوا، ادبیات یا شیوه بیان، چنان سطحی و نسنجیده است که انسان را به شگفتی وا می‌دارد. این پرسش در ذهن افکار عمومی شکل می‌گیرد که آیا چنین فردی با این میزان از درک سیاسی و رسانه‌ای، شایسته چنین جایگاهی بوده است؟ مردم تا چه زمانی باید هزینه ناپختگی، شتاب‌زدگی و بی‌توجهی برخی مسئولان به اصول مسلم اداره کشور را بپردازند؟

اگر بخواهیم نمونه‌های چنین گاف‌هایی را برشماریم، فهرستی طولانی پیش روی ما خواهد بود؛ اما از ذکر مصادیق خودداری می‌کنیم، زیرا مقصود، تخریب اشخاص نیست، بلکه یادآوری یک اصل مدیریتی و اخلاقی است. مسئولیت، پیش از هر چیز، نیازمند مهار زبان و سنجش کلمات است.

در این میان، رسانه‌های فراگیر نیز مسئولیتی سنگین بر عهده دارند. هر سخن نسنجیده‌ای که از تریبون‌های رسمی منتشر شود، همانند آبی است که بر زمین ریخته باشد؛ جمع‌آوری آن تقریباً ناممکن است. از همین رو، رسانه‌ها نیز باید در دعوت از مسئولان و مدیریت برنامه‌ها، حساسیت بیشتری به خرج دهند تا از بروز چنین آسیب‌هایی جلوگیری شود.

در پایان، مناسب است به نکته‌ای تاریخی اشاره شود. رهبر شهید انقلاب اسلامی، با آنکه از برجسته‌ترین خطیبان معاصر و ادیبی کم‌نظیر بود و تسلطی شگرف بر ادبیات فارسی، معارف اسلامی و فن خطابه داشت، همواره در هنگام سخنرانی یادداشت کوتاهی در دست می‌گرفت و هر از گاهی به آن مراجعه می‌کرد تا ترتیب مطالب، دقت در بیان و سرفصل‌های اصلی از ذهن دور نماند. این رفتار، نه از سر ضعف، بلکه نشانه نظم فکری، احترام به مخاطب و اهمیت دادن به مسئولیت سخن گفتن بود.

حال اگر چنین شخصیت برجسته‌ای، با آن همه توان علمی و خطابی، از یادداشت و متن بهره می‌برد، چگونه می‌توان پذیرفت که برخی مسئولان، تنها با تکیه بر حافظه یا احساسات لحظه‌ای، خود را از نوشتن و مطالعه بی‌نیاز بدانند و در نتیجه، سخنانی بر زبان آورند که خسارت‌های جبران‌ناپذیری برای کشور به همراه داشته باشد؟

بی‌تردید، قرار نیست هر آنچه به ذهن یک مسئول می‌رسد، بدون مشورت با کارشناسان و همکاران، بر زبان جاری شود. مسئولیت اقتضا می‌کند که سخن، همانند هر تصمیم مهم دیگری، حاصل اندیشه، مشورت، مطالعه و آینده‌نگری باشد.

امید است این یادداشت، هرچند به اختصار و سربسته، بتواند توجه مسئولان امروز و مدیران آینده کشور را به این اصل مهم جلب کند که سخن گفتن، به‌ویژه از جایگاه مسئولیت، صرفاً یک هنر نیست، بلکه امانتی ملی است. هر واژه می‌تواند سرمایه‌ای برای کشور بیافریند یا خسارتی بر آن تحمیل کند. از این رو، شایسته است مسئولان پیش از سخن گفتن، بیندیشند؛ پیش از اظهار نظر، بنویسند؛ و پیش از آنکه احساسات بر عقل غلبه کند، مصالح ملت و منافع ملی را معیار گفتار خود قرار دهند.

چاپ شده درروزنامه گویه مورخ دوشنبه 22 تیر 1405 شمسی / 28 محرم 1448 / 13 جولای 2026 میلادی / سال بیست ودوم/ شماره 2888

https://farsnews.ir/gooyeh/1783885516601285955

https://virasty.com/user170879019828/1783885140120016589 

https://virasty.com/user170879019828/1783884894125334338  


آیت‌الله العظمی شهید سید علی خامنه‌ای ؛ معمار گفتمان ایران قوی و استقلال ملی

 آیت‌الله العظمی شهید سید علی خامنه‌ای ؛ معمار گفتمان ایران قوی و استقلال ملی

بازخوانی اندیشه‌های رهبر شهید در آستانه وداع تاریخی ملت ایران

رهبر شهید؛ معمار اقتدار و وحدت ملی

سید محمدحسین دریاباری

ایران اسلامی در آستانه تشییع و تدفین پیکر رهبر شهید انقلاب اسلامی قرار دارد. در این روزها و لحظات تاریخی، بر خود فرض می‌دانیم نکاتی را که از بیانات، نوشتارها و سخنرانی‌های ایشان آموخته‌ایم و درباره آن‌ها به تحلیل و شناخت رسیده‌ایم، با مخاطبان در میان بگذاریم. باور داریم عمل به این آموزه‌ها برای ملت و کشور، امروز و آینده، اهمیت فراوانی دارد.

از سوی دیگر، برخی از این نکات شاید برای بسیاری از مخاطبان تازگی داشته باشد و بتواند در شناخت ابعاد مختلف شخصیت ایشان و نیز الگوگیری مسئولان و مدیران کشور راهگشا باشد.

آیت‌الله العظمی شهید سید علی خامنه‌ای ـ رحمة‌الله‌علیه ـ نزدیک به سی‌وهفت سال رهبری امت اسلامی را بر عهده داشت. این دوران با فشارهای خارجی، مشکلات داخلی، دشواری‌های اقتصادی و چالش‌های گوناگون همراه بود؛ چالش‌هایی که هر یک می‌توانست آینده کشور را با مخاطرات جدی روبه‌رو سازد. با این حال، ایشان با اتکال به خداوند متعال، ایمان راسخ و تدبیری کم‌نظیر، کشتی انقلاب اسلامی را در میان امواج سهمگین حوادث هدایت کرد و بسیاری از بحران‌ها را پشت سر گذاشت.

در این سال‌ها، صدها شبکه تلویزیونی، رادیویی، روزنامه و رسانه‌های گوناگون، با بهره‌گیری از شیوه‌های مختلف تبلیغاتی، درصدد تضعیف جمهوری اسلامی، تخریب شخصیت ایشان و ایجاد بی‌اعتمادی در افکار عمومی بودند؛ اما ایشان همچون کوهی استوار در برابر این هجمه‌ها ایستادگی کردند و از آرمان‌های انقلاب اسلامی پاسداری نمودند.

به باور نگارنده، یکی از مهم‌ترین عوامل موفقیت ایشان در عبور از این دشواری‌ها، شناخت عمیق از شخصیت، اندیشه و مکتب حضرت امام خمینی رحمه‌الله‌علیه بود. ایشان با درک صحیح از مبانی فکری امام، مسیر اداره کشور را بر همان اساس دنبال کردند و همواره تلاش داشتند اندیشه‌های بنیان‌گذار جمهوری اسلامی را برای نسل‌های جدید تبیین کنند.

سخنرانی‌های سالانه ایشان در چهاردهم خرداد، هم‌زمان با سالروز ارتحال حضرت امام خمینی رحمه‌الله‌علیه، نمونه‌ای روشن از این اهتمام بود. در این سخنرانی‌ها، با دقت و مستند، مبانی فکری امام را تفسیر و تحلیل می‌کردند تا مردم و مسئولان شناختی عمیق‌تر از آن مکتب پیدا کنند.

بسیاری از شخصیت‌های برجسته داخلی و خارجی درباره جایگاه علمی، سیاسی و مدیریتی آیت‌الله سید علی خامنه‌ای سخن گفته و تدبیر، قدرت تحلیل، توانایی سخنوری و مدیریت ایشان را ستوده‌اند. آگاهی گسترده، اعتماد به نفس، تسلط بر مسائل گوناگون و قدرت تصمیم‌گیری، از ویژگی‌هایی بود که حتی برخی از منتقدان نیز به آن اذعان داشتند.

در دوران رهبری ایشان، انتخابات ریاست‌جمهوری، مجلس شورای اسلامی، مجلس خبرگان رهبری و شوراهای اسلامی شهر و روستا به‌طور منظم برگزار شد. دولت‌های مختلف با گرایش‌های سیاسی متفاوت بر سر کار آمدند و مسئولیت اداره کشور را بر عهده گرفتند. ایشان توانستند در چارچوب قانون و مصالح ملی، با همه جریان‌های سیاسی همکاری کنند و زمینه خدمت آنان را فراهم سازند. این شیوه، یکی از جلوه‌های برجسته مدیریت کلان ایشان به شمار می‌آید.

یکی از پررنگ‌ترین محورهای اندیشه ایشان، تأکید بر وحدت امت اسلامی بود. بارها تصریح می‌کردند که اگر کشورهای اسلامی اتحاد و همبستگی خود را حفظ کنند، خواهند توانست در برابر دشمنان ایستادگی کرده و بسیاری از مشکلات جهان اسلام را برطرف سازند. از نگاه ایشان، وحدت نه یک تاکتیک سیاسی، بلکه اصلی دینی، عقلانی و راهبردی برای پیشرفت امت اسلامی بود.

در موضوع اختلافات مذهبی نیز همواره بر احترام متقابل میان مذاهب اسلامی تأکید داشتند. ایشان معتقد بودند اختلاف‌نظرهای فقهی، تاریخی یا کلامی نباید به تفرقه و دشمنی میان مسلمانان بینجامد. از این‌رو، مسلمانان را به شناخت دشمنان مشترک، تقویت روحیه مقاومت و حفظ انسجام اسلامی فرا می‌خواندند.

در طول سال‌های رهبری، تلاش‌های فراوانی برای نزدیک‌تر شدن ملت‌ها و کشورهای اسلامی به یکدیگر انجام دادند؛ تلاشی که موجب افزایش جایگاه و اقتدار جمهوری اسلامی ایران در جهان اسلام شد.

بی‌تردید، شناخت کامل شخصیت رهبر شهید، نیازمند سال‌ها پژوهش، بررسی و مطالعه است. شخصیتی با ابعاد گوناگون علمی، فرهنگی، دینی، سیاسی و مدیریتی را نمی‌توان در چند صفحه معرفی کرد. ایشان از جمله شخصیت‌های کم‌نظیری بودند که حکمت نظری و عملی را در کنار تجربه و مدیریت، در وجود خود جمع کرده بودند و همین ویژگی، جایگاه ممتاز ایشان را در تاریخ معاصر ایران رقم زده است.

ایمان، تجربه مدیریتی و اندیشه ایران قوی

یکی از مهم‌ترین عواملی که رهبر شهید انقلاب اسلامی را در عبور از حوادث و بحران‌های گوناگون موفق ساخت، ایمان عمیق، اعتقاد راسخ و توکل همیشگی ایشان به خداوند متعال وتوسل به اهل‌بیت علیهم‌السلام بود. آثار علمی، کتاب‌ها، مقالات و سخنرانی‌های فراوان ایشان درباره معارف اسلامی و سیره اهل‌بیت علیهم‌السلام، گواهی روشن بر این باور عمیق است. همین ایمان، آرامش، استقامت و قدرت تصمیم‌گیری را در دشوارترین شرایط برای ایشان فراهم می‌کرد.

از سوی دیگر، پیش از انتخاب به مقام رهبری، مسئولیت‌های گوناگون سیاسی، فرهنگی و اجرایی را تجربه کرده بودند. حضور در مبارزات پیش از انقلاب، عضویت در شورای انقلاب، همکاری نزدیک با شهید آیت‌الله دکتر بهشتی و دیگر شخصیت‌های برجسته انقلاب، نمایندگی مجلس شورای اسلامی، حضور مؤثر در دوران دفاع مقدس و سپس ریاست‌جمهوری، مجموعه‌ای از تجربه‌های ارزشمند را برای ایشان فراهم ساخت.

این تجربه گسترده سبب شد که پس از رحلت حضرت امام خمینی رحمه‌الله‌علیه و انتخاب ایشان از سوی مجلس خبرگان رهبری، مسئولیت هدایت نظام اسلامی را با شناختی عمیق از مسائل کشور و جهان بر عهده گیرند و در مسیر اجرای قانون اساسی، با تدبیر و آینده‌نگری عمل کنند.

در طول بیش از سه دهه رهبری، ایشان همواره ارتباط مستقیم خود را با اقشار مختلف جامعه حفظ کردند. دیدار با دانشجویان، استادان دانشگاه، کارگران، کشاورزان، پزشکان، پرستاران، فرهنگیان، بانوان، جوانان، نخبگان، نیروهای مسلح، ارتش، سپاه و بسیج، بخشی از این ارتباط مستمر بود. در هر دیدار، متناسب با نیازها و دغدغه‌های همان قشر سخن می‌گفتند و راهکارهایی عملی ارائه می‌کردند. ازاین‌رو، کمتر مسئله مهمی در حوزه‌های سیاسی، فرهنگی، اقتصادی، علمی یا اجتماعی می‌توان یافت که مورد توجه و بررسی ایشان قرار نگرفته باشد.

یکی از بنیادی‌ترین محورهای اندیشه ایشان، تحقق «ایران قوی» بود. ایشان به‌خوبی می‌دانستند که موقعیت ژئوپلیتیکی، منابع طبیعی، ظرفیت‌های انسانی و جایگاه راهبردی ایران، همواره این کشور را در معرض طمع قدرت‌های سلطه‌گر قرار داده است. از این‌رو، بارها تأکید می‌کردند که تنها راه جلوگیری از زیاده‌خواهی دشمنان، ساختن ایرانی مقتدر، مستقل و توانمند است.

از نگاه ایشان، اقتدار ملی تنها به توان نظامی محدود نمی‌شود؛ بلکه قدرت علمی، پیشرفت فناوری، شکوفایی اقتصادی، فرهنگ غنی، مدیریت کارآمد، صنعت، کشاورزی و سرمایه انسانی، همگی اجزای مکمل اقتدار یک کشور به شمار می‌آیند. هر اندازه این ارکان تقویت شوند، امنیت، استقلال و عزت ملی نیز پایدارتر خواهد شد.

رهبر شهید انقلاب اسلامی، حضور گسترده مردم در انتخابات را یکی از مهم‌ترین جلوه‌های اقتدار ملی می‌دانستند. ایشان همواره مردم را به مشارکت آگاهانه و گسترده در انتخابات ریاست‌جمهوری، مجلس شورای اسلامی، مجلس خبرگان رهبری و شوراهای اسلامی شهر و روستا دعوت می‌کردند و این حضور را نشانه اعتماد عمومی به نظام و عامل افزایش قدرت ملی می‌دانستند.

ایشان همچنین بر ضرورت توسعه علمی کشور تأکید ویژه داشتند و بارها یادآور می‌شدند که حرکت علمی ایران نباید حتی برای لحظه‌ای متوقف شود. از دیدگاه ایشان، سرمایه‌گذاری در آموزش، پژوهش، دانشگاه‌ها و مراکز علمی، ضامن پیشرفت آینده کشور است.

توان دفاعی نیز از ارکان اساسی اندیشه راهبردی ایشان به شمار می‌رفت. با استناد به آموزه‌های قرآن کریم، همواره بر آمادگی همه‌جانبه کشور برای دفاع از استقلال، امنیت و عزت ملی تأکید می‌کردند و معتقد بودند که بازدارندگی، بهترین راه پیشگیری از تجاوز دشمنان است.

در مجموع، اندیشه «ایران قوی» در نگاه ایشان، مجموعه‌ای هماهنگ از ایمان، مردم‌سالاری، پیشرفت علمی، اقتدار دفاعی، شکوفایی اقتصادی، فرهنگ اصیل و مدیریت کارآمد بود؛ مجموعه‌ای که می‌توانست آینده‌ای عزتمند و پایدار برای جمهوری اسلامی ایران رقم بزند.

عدالت اجتماعی، مردم‌محوری و سرمایه انسانی

در کنار تأکید بر اقتدار ملی، یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های رهبر شهید انقلاب اسلامی، تحقق عدالت اجتماعی و رسیدگی به محرومان بود. ایشان بارها یادآور می‌شدند که پیشرفت حقیقی تنها زمانی معنا می‌یابد که ثمره آن به همه اقشار جامعه برسد و فاصله‌های طبقاتی کاهش یابد. از این‌رو، همواره بر آن بودند که مسئولان کشور در همه تصمیم‌گیری‌ها، منافع عمومی، به‌ویژه حقوق طبقات محروم و کم‌برخوردار، را در اولویت قرار دهند.

از دیدگاه ایشان، مسئولیت در نظام اسلامی پیش از آنکه امتیاز باشد، امانتی الهی و فرصتی برای خدمت به مردم است. بر همین اساس، مدیران و مسئولان باید خود را خادم مردم بدانند و با روحیه‌ای صادقانه، متواضعانه و مسئولانه در مسیر رفع مشکلات جامعه گام بردارند.

ساده‌زیستی، پرهیز از تجمل‌گرایی و دوری از اشرافی‌گری از دیگر اصول مورد تأکید ایشان بود. ایشان باور داشتند هرچه فاصله مسئولان با زندگی مردم کمتر باشد، شناخت آنان از مسائل جامعه دقیق‌تر و تصمیم‌هایشان واقع‌بینانه‌تر خواهد بود. ازاین‌رو، همواره مدیران را به حضور میدانی، ارتباط مستقیم با مردم، شنیدن نقدها و آگاهی از مشکلات واقعی جامعه دعوت می‌کردند.

یکی دیگر از ارکان اندیشه ایشان، حفظ وحدت و همدلی ملی بود. ایشان اختلاف‌افکنی میان اقوام، مذاهب، جریان‌های سیاسی و گروه‌های اجتماعی را از مهم‌ترین آسیب‌های کشور می‌دانستند و همگان را به رعایت اخلاق، گفت‌وگو، مدارا و حفظ انسجام ملی فرا می‌خواندند. به باور ایشان، هرگاه وحدت ملی تقویت شود، زمینه پیشرفت کشور فراهم‌تر خواهد شد و دشمنان نیز امکان سوءاستفاده نخواهند یافت.

رهبر شهید انقلاب اسلامی، جوانان را بزرگ‌ترین سرمایه آینده کشور می‌دانستند. ایشان بارها تأکید می‌کردند که باید به نسل جوان اعتماد کرد، مسئولیت‌های مهم را به آنان سپرد و زمینه شکوفایی استعدادها، خلاقیت و نوآوری را فراهم ساخت. از نگاه ایشان، آینده ایران در گرو تربیت نسلی مؤمن، آگاه، دانشمند، مسئولیت‌پذیر، امیدوار و دارای روحیه جهادی است.

امیدآفرینی نیز جایگاهی ویژه در منظومه فکری ایشان داشت. ایشان همواره هشدار می‌دادند که ناامیدی، یکی از مهم‌ترین ابزارهای دشمن برای متوقف ساختن حرکت ملت‌هاست. ازاین‌رو، مسئولان، رسانه‌ها، دانشگاهیان و نخبگان را به تقویت روحیه امید، اعتمادبه‌نفس ملی و تبیین دستاوردهای کشور دعوت می‌کردند.

از ویژگی‌های برجسته رهبر شهید، اهتمام به شنیدن دیدگاه‌های نخبگان و صاحب‌نظران بود. ایشان در دیدارهای متعدد با استادان دانشگاه، دانشجویان، پژوهشگران، روحانیان، شاعران، نویسندگان، کارآفرینان، مدیران و فعالان فرهنگی و اجتماعی، با دقت به سخنان آنان گوش فرا می‌دادند و از نقدها و پیشنهادهای سازنده استقبال می‌کردند. در بسیاری از موارد نیز دستگاه‌های مسئول را موظف می‌ساختند تا مسائل مطرح‌شده را بررسی و پیگیری کنند.

این شیوه مدیریتی، نمونه‌ای ارزشمند از مردم‌محوری، عقلانیت و بهره‌گیری از خرد جمعی بود و می‌تواند الگویی شایسته برای مدیران امروز و آینده کشور باشد. مدیری که شنیدن را مقدمه تصمیم‌گیری می‌داند، زمینه مشارکت عمومی را تقویت می‌کند و اعتماد اجتماعی را افزایش می‌دهد.

در مجموع، عدالت، مردم‌داری، ساده‌زیستی، وحدت ملی، اعتماد به جوانان، امیدآفرینی و بهره‌گیری از ظرفیت نخبگان، از مهم‌ترین ارکان مکتب مدیریتی رهبر شهید انقلاب اسلامی به شمار می‌رود؛ اصولی که می‌تواند در مسیر پیشرفت، عزت و اقتدار ایران اسلامی، راهنمای مسئولان و نسل‌های آینده باشد.

رسانه، فرهنگ، خانواده و جایگاه زن در اندیشه رهبر شهید

یکی از محورهای برجسته اندیشه رهبر شهید انقلاب اسلامی، توجه به نقش تعیین‌کننده رسانه در تحولات جهان معاصر بود. ایشان بر این باور بودند که در عصر ارتباطات، افکار عمومی بیش از هر زمان دیگری تحت تأثیر جریان‌های رسانه‌ای قرار دارد و از همین‌رو، رسانه به یکی از مهم‌ترین ابزارهای قدرت در عرصه بین‌المللی تبدیل شده است.

در جریان تحولات سال‌های اخیر منطقه، به‌ویژه هفت اکتبر و دیگر رخدادهای فلسطین، لبنان و دیگر بحران‌های غرب آسیا، نقش رسانه‌ها در انتقال واقعیت‌ها به افکار عمومی جهان بیش از پیش آشکار شد. ایشان بارها تأکید کردند که رسانه‌های مستقل توانسته‌اند بسیاری از واقعیات جنگ، رنج مردم بی‌دفاع و آثار سیاست‌های قدرت‌های سلطه‌گر را به جهانیان نشان دهند و فضای تبلیغاتی یک‌جانبه را به چالش بکشند.

از دیدگاه ایشان، نبرد امروز تنها در میدان‌های نظامی جریان ندارد؛ بلکه بخش مهمی از آن در عرصه اندیشه، افکار عمومی و رسانه رقم می‌خورد. به همین دلیل، همواره بر تقویت توان رسانه‌ای، تولید محتوای صحیح، تبیین واقعیت‌ها و حضور فعال در فضای رسانه‌ای تأکید داشتند و معتقد بودند که آگاهی‌بخشی به جامعه، یکی از مؤثرترین ابزارهای دفاع از حقیقت است.

از دیگر موضوعاتی که جایگاه ویژه‌ای در اندیشه ایشان داشت، تبیین منزلت زن در اسلام بود. ایشان با نگاهی برگرفته از قرآن کریم و تعالیم اهل‌بیت علیهم‌السلام، بر این باور بودند که زن از کرامت انسانی، استعدادهای علمی و توانایی‌های اجتماعی برخوردار است و باید زمینه رشد و شکوفایی او در همه عرصه‌های مشروع و مفید فراهم شود.

در عین حال، ایشان خانواده را بنیادی‌ترین نهاد جامعه می‌دانستند و اعتقاد داشتند استحکام خانواده، زیربنای سلامت فرهنگی و اجتماعی هر ملت است. از نگاه ایشان، نقش مادری، تربیت نسل آینده و ایجاد محیطی سرشار از محبت و آرامش، از ارزشمندترین مسئولیت‌های انسانی است و هیچ‌گاه با حضور اجتماعی و علمی زنان منافاتی ندارد.

رهبر شهید همواره تأکید می‌کردند که زنان می‌توانند در عرصه‌های علمی، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و مدیریتی حضوری فعال و اثرگذار داشته باشند و تجربه جمهوری اسلامی نیز نشان داده است که بانوان ایرانی در بسیاری از عرصه‌های علمی و پژوهشی، افتخارات ارزشمندی برای کشور آفریده‌اند.

ایشان همچنین بر این نکته تأکید داشتند که تفاوت‌های طبیعی زن و مرد، به معنای برتری یکی بر دیگری نیست؛ بلکه هر یک با ویژگی‌های خاص خود، مسئولیت‌هایی متناسب با ساختار وجودی خویش بر عهده دارند. از این‌رو، عدالت در نگاه اسلام، به معنای شناخت صحیح جایگاه، حقوق و مسئولیت‌های هر دو جنس است.

رهبر شهید، بانوان فرهیخته، دانشجویان، پژوهشگران و نخبگان را به تبیین صحیح جایگاه زن در اندیشه اسلامی فرا می‌خواندند و معتقد بودند که ارائه تصویری دقیق، مستدل و علمی از شخصیت زن مسلمان، می‌تواند بسیاری از برداشت‌های نادرست را اصلاح کند و الگویی شایسته برای جوامع امروز ارائه دهد.

در کنار این مباحث، فرهنگ و ادب فارسی نیز جایگاهی ممتاز در اندیشه ایشان داشت. ایشان زبان فارسی را یکی از ارکان هویت تاریخی و فرهنگی ایران می‌دانستند و همواره بر پاسداری از این میراث ارزشمند تأکید می‌کردند. آشنایی عمیق با آثار فردوسی، حافظ، سعدی، مولوی و دیگر بزرگان ادب فارسی، نشان‌دهنده پیوند استوار ایشان با فرهنگ و تمدن ایرانی ـ اسلامی بود.

دیدارهای سالانه ایشان با شاعران، نویسندگان و اصحاب فرهنگ و هنر، تنها نشست‌هایی تشریفاتی نبود؛ بلکه مجالی برای گفت‌وگو درباره زبان، ادبیات، هنر و مسئولیت فرهنگی اهل قلم به شمار می‌آمد. ایشان همواره اصحاب فرهنگ را به حفظ اصالت زبان فارسی، ارتقای سطح آثار ادبی و توجه به هویت اسلامی و ایرانی دعوت می‌کردند و فرهنگ را از پایه‌های اصلی اقتدار ملی می‌دانستند.

میراث علمی، فرهنگی و مدیریتی رهبر شهید

یکی از ابعاد برجسته شخصیت رهبر شهید انقلاب اسلامی، اهتمام به تولید اندیشه و گسترش دانش دینی، فرهنگی و تاریخی بود. ایشان در کنار مسئولیت‌های سنگین سیاسی و مدیریتی، آثار علمی ارزشمندی از خود به یادگار گذاشتند که هر یک بیانگر عمق مطالعات، دقت نظر و نگاه راهبردی ایشان به مسائل جهان اسلام و ایران است.

کتاب «انسان ۲۵۰ ساله» از شناخته‌شده‌ترین آثار ایشان به شمار می‌رود که با نگاهی نو، سیره ائمه اطهار علیهم‌السلام را به‌عنوان یک جریان پیوسته و هدفمند در تاریخ اسلام تبیین می‌کند. افزون بر این، مجموعه گسترده‌ای از کتاب‌ها، مقالات، پیام‌ها و سخنرانی‌های ایشان در حوزه‌های اندیشه اسلامی، فرهنگ، سیاست، تاریخ، تمدن اسلامی و مسائل اجتماعی، سرمایه‌ای ارزشمند برای پژوهشگران و علاقه‌مندان به شمار می‌آید.

بی‌تردید، شناخت جامع شخصیت رهبر شهید انقلاب اسلامی، نیازمند سال‌ها تحقیق، مطالعه و پژوهش علمی است. ابعاد گوناگون شخصیت علمی، فرهنگی، سیاسی، مدیریتی، دینی و اجتماعی ایشان چنان گسترده است که نمی‌توان آن را در چند مقاله یا چند سخنرانی به‌طور کامل تبیین کرد. ازاین‌رو، شایسته است دانشگاه‌ها، مراکز پژوهشی و اندیشمندان با نگاهی علمی و مستند، ابعاد مختلف اندیشه و سیره ایشان را بررسی و تبیین کنند.

از دیگر ویژگی‌های برجسته ایشان، تأکید بر استقلال کشور و حفظ عزت ملی بود. ایشان همواره بر این باور بودند که پیشرفت پایدار تنها در سایه اتکا به توانایی‌های داخلی، اعتماد به ظرفیت‌های ملی و حفظ استقلال سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و علمی امکان‌پذیر است. بر همین اساس، بارها نسبت به اعتماد بی‌محابا به قدرت‌های سلطه‌گر هشدار داده و تجربه تاریخی ملت ایران را گواه درستی این دیدگاه می‌دانستند.

در ادامه این یادداشت، شایسته است نکته‌ای را بیفزاییم و آن این که امام خمینی، بنیان‌گذار جمهوری اسلامی ایران، نسبت به آمریکا و اسرائیل مواضعی روشن و مستدل داشتند. ایشان دست‌کم بیش از پانزده سال پیش از پیروزی انقلاب اسلامی، ماهیت رژیم جنایتکار اسرائیل و سیاست‌های آمریکا را به‌درستی شناخته بودند و با مطالعه و آگاهی نسبت به جنایات، استعمار و استثمار ملت‌ها توسط این دو، مواضع خود را بیان کردند.

این مواضع نشان می‌دهد که از نگاه ایشان، نه به وعده، نه به رفتار، نه به کردار و نه حتی به امضای آنان نمی‌توان اعتماد کرد؛ زیرا عهدشکنی از سرشت آنان برخاسته و غرور، تکبر و خودبرتربینی در وجودشان ریشه دوانده است. به بیان روشن‌تر، خوی انسانی در رفتار و عملکرد آنان جایگاهی ندارد.

رهبر شهید انقلاب، آیت‌الله العظمی سید علی خامنه‌ای، نیز بر همین اصول و مواضع پای می‌فشرد و دیدگاه‌های ضد استکباری و ضد غربی ایشان، بسیار مستدل، منطقی و قابل قبول بود. ایشان نیز همچون امام خمینی، شیطنت‌ها، فریبکاری‌ها و سیاست‌های سلطه‌جویانه غرب را به‌خوبی شناخته بود.

با این حال، متأسفانه برخی سیاستمداران ساده‌لوح همچنان می‌پندارند که غرب می‌تواند دوست ایران باشد. به باور من، غرب نه هرگز دوست ایران بوده و نه دوست هیچ ملت مستقلی خواهد بود. آنان از دیرباز، با جنگ‌های صلیبی و سپس با راه‌اندازی جنگ‌های متعدد دیگر که در امتداد همان سیاست‌های سلطه‌طلبانه بوده است، همواره مسلمانان را تحت فشار قرار داده‌اند. اروپا و آمریکا نیز در این مسیر همواره هم‌صدا و هم‌پیمان بوده‌اند. پیروان شیطان، هرگز در مسیر حق و عدالت گام برنخواهند داشت.

در یکی از بیانات تاریخی امام خمینی (ره) آمده است: «اگر آمریکا و اسرائیل "لا اله الا الله" هم بگویند، قبول نداریم؛ چرا که می‌خواهند سر ما کلاه بگذارند.» دیری نپایید که با پیمان‌ها و قراردادهای متعددی که کشورهای مختلف، از جمله ایران، با آنان منعقد کردند، درستی این سخن آشکار شد و همگان دیدند چگونه با عهدشکنی و بدعهدی، حقوق ملت‌ها را پایمال کردند.

پیام‌ها و بیانات منتشرشده از آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای درباره مواضع ایشان نسبت به غرب، به‌ویژه آمریکا، نیز نشان می‌دهد که همواره بر استمرار همان راه و همان اندیشه‌ای که امام خمینی و رهبر شهید انقلاب ترسیم کرده‌اند، تأکید داشته و آن را به مردم و مسئولان توصیه می‌کنند.

بدیهی است که هیچ‌یک از مسئولان جمهوری اسلامی ایران با اعتماد و اطمینان با این جرثومه‌های فساد مذاکره یا گفت‌وگو نمی‌کنند. اگر امروز یا در مقاطع گذشته مذاکراتی انجام شده است، صرفاً با هدف استیفای حقوق ملت ایران و وادار ساختن طرف مقابل به پذیرش حقوق قانونی

کشور بوده است، نه از سر اعتماد به آنان.

اکنون که ملت ایران در آستانه تشییع پیکر رهبر شهید انقلاب قرار دارد، سزاوار است آنچه را که ایشان به ما آموخت و میراث فکری و سیاسی ارزشمندی که از خود بر جای گذاشت، چراغ راه آینده قرار دهیم تا برای مسئولان و ملت ایران، درسی ماندگار و راهنمایی برای آینده باشد.

 رهبر شهید معتقد بودند که ملت ایران با تکیه بر ایمان، دانش، همبستگی ملی و تلاش مستمر می‌تواند بر دشواری‌ها غلبه کند و آینده‌ای شایسته برای نسل‌های آینده رقم بزند. از نگاه ایشان، عزت و پیشرفت کشور در گرو خودباوری، کار، علم، عدالت، اخلاق و وحدت ملی است.

اکنون که ملت ایران در سوگ این شخصیت بزرگ نشسته است، بیش از هر زمان دیگری ضرورت دارد اندیشه‌ها، رهنمودها و تجربه‌های مدیریتی ایشان با نگاهی علمی و آینده‌نگر مورد مطالعه قرار گیرد. آنچه از ایشان بر جای مانده، تنها مجموعه‌ای از سخنرانی‌ها و آثار مکتوب نیست؛ بلکه مکتبی فکری و مدیریتی است که می‌تواند برای نسل‌های آینده الهام‌بخش باشد.

اگر مسئولان، نخبگان، دانشگاهیان و آحاد مردم بتوانند این میراث فکری را به‌درستی بشناسند و در عمل به کار گیرند، بسیاری از چالش‌های کشور با اتکا بر ظرفیت‌های داخلی و سرمایه عظیم انسانی قابل حل خواهد بود. این میراث، افزون بر ارزش تاریخی، می‌تواند چراغ راه آینده ایران اسلامی باشد.

در پایان، یاد و نام رهبر شهید انقلاب اسلامی را گرامی می‌داریم و از خداوند متعال مسئلت می‌کنیم که ملت ایران را در مسیر عزت، استقلال، عدالت، پیشرفت و وحدت، ثابت‌قدم بدارد و همه ما را در پاسداری از آرمان‌های والای اسلام و ایران موفق و مؤید فرماید.

چاپ شده در روزنامه گویه یکشنبه 14 تیر 1405 شمسی / 20 محرم 1448 / 5 جولای 2026 میلادی / سال    بیست ودوم/ شماره 2884     



مادر در آیینه قرآن و فطرت خانه، خانواده، مادر؛ مسیر شکل‌گیری جامعه سالم

مادر در آیینه قرآن و فطرت

خانه، خانواده، مادر؛ مسیر شکل‌گیری جامعه سالم

مادر در آیینه قرآن؛ کرامت، فداکاری و تربیت

متن سخنرانی سید محمد حسین دریاباری  

درود و سلام بر پیامبر گرامی اسلام، حضرت محمد مصطفی صلی‌الله‌علیه‌وآله، و خاندان پاک و مطهر ایشان.

خداوند متعال را شاکرم که توفیق عنایت فرمود تا در این فضای معنوی، در کنار شما حضار گرامی و ارجمند، در مسجد روستای وشتان حضور یابم؛ روستایی که به برکت ایمان، اخلاص و همت مردم مؤمنش، به جایگاهی رسیده است که افتخار میزبانی از حوزه علمیه را نیز در دامان خود دارد.

امروز در مجلسی حضور یافته‌ایم که آمیخته با سکوت، توجه و یاد خداست؛ فضایی سرشار از آرامش که زمینه فهم بهتر سخن حق و بهره‌مندی بیشتر از معارف الهی را فراهم می‌سازد.

از همه برادران و خواهران عزیز درخواست می‌کنم با حفظ این فضای نورانی و معنوی، ما را در بهره‌گیری هرچه بیشتر از این فرصت ارزشمند و این حال و هوای روح‌بخش یاری فرمایند.

موضوعی که امروز در محضر شما مطرح می‌شود، موضوعی بنیادین، انسانی و سرنوشت‌ساز است؛ موضوعی که نه‌تنها دین، بلکه فطرت پاک انسانی نیز بر آن گواهی می‌دهد. سخن از «مادر» است؛ مادری که قرآن کریم، او را در کنار توحید، در محور اساسی‌ترین آموزه‌های اخلاقی و انسانی قرار داده است.

وقتی از جامعه سخن می‌گوییم، معمولاً ذهن ما به ساختارهای بزرگ، قوانین اجتماعی، نهادهای رسمی و روابط گسترده معطوف می‌شود؛ اما حقیقت این است که جامعه، پیش از آنکه در مقیاس بزرگ معنا یابد، در کوچک‌ترین واحد خود شکل می‌گیرد؛ یعنی خانواده.

خانواده، نخستین جامعه‌ای است که انسان در آن چشم به جهان می‌گشاید. جامعه‌ای که ممکن است تنها از دو یا سه نفر تشکیل شده باشد، اما تأثیر آن بر شخصیت، باورها، اخلاق و آینده انسان، عمیق‌تر از هر جامعه بزرگ‌تری است. این جامعه کوچک، بر ستون‌هایی استوار است که یکی از مهم‌ترین و اثرگذارترین آن‌ها، مادر است.

اگر خانواده سالم باشد، جامعه نیز مسیر سلامت را طی خواهد کرد؛ و اگر خانواده دچار آسیب شود، هیچ نظام اجتماعی‌ای، هرچند پیشرفته، نمی‌تواند آن خلأ را جبران کند. به همین دلیل است که تمام مکاتب الهی و حتی اندیشه‌های انسانی، دیر یا زود به این حقیقت رسیده‌اند که اصلاح جامعه، بدون اصلاح خانواده ممکن نیست.

نگاه قرآن به والدین

ادیان الهی، به‌ویژه اسلام، توجهی ویژه به جایگاه پدر و مادر دارند. قرآن کریم در آیات متعدد، پس از فرمان به عبادت خداوند و نفی هرگونه شرک، بلافاصله به احسان و نیکی به والدین سفارش می‌کند. این هم‌جواری تصادفی نیست؛ بلکه نشان‌دهنده عظمت حق پدر و مادر در نظام ارزشی الهی است.

قرآن نمی‌فرماید فقط مؤمنان یا مسلمانان موظف به نیکی به والدین هستند؛ بلکه خطاب آن «انسان» است. این نکته بسیار مهم است. یعنی احترام و احسان به پدر و مادر، یک اصل فطری و انسانی است، نه صرفاً یک حکم دینی. حتی اگر انسانی دین‌دار نباشد، باز هم از نظر قرآن، وظیفه دارد با پدر و مادر خود به نیکی رفتار کند.

این نگاه، نشان می‌دهد که دین، نه‌تنها مخالف فطرت نیست، بلکه هماهنگ‌ترین برنامه با فطرت انسانی است.

دعای پیامبران و جایگاه والدین

در قرآن کریم، دعاهای پیامبران الهی، سرشار از آموزه‌های تربیتی است. یکی از نکات تأمل‌برانگیز در دعاهای حضرت ابراهیم علیه‌السلام، ترتیب دعاهای اوست. او ابتدا برای خود طلب آمرزش می‌کند، سپس برای پدر و مادرش و در نهایت برای همه مؤمنان.

این ترتیب، پیامی روشن دارد: جایگاه والدین، حتی پیش از دیگران، در پیشگاه الهی از اهمیت ویژه برخوردار است. این الگو، الگویی است برای همه انسان‌ها؛ اینکه هیچ‌گاه نباید حق پدر و مادر در حاشیه قرار گیرد یا فراموش شود.

قرآن کریم هیچ تفاوتی میان زن و مرد در کرامت انسانی قائل نمی‌شود. معیار برتری نزد خداوند، نه جنسیت است، نه ثروت و نه جایگاه اجتماعی؛ بلکه ایمان، تقوا و عمل صالح است.

با این حال، قرآن با نگاهی واقع‌بینانه، به تفاوت نقش‌ها توجه دارد. وقتی از والدین سخن می‌گوید، به‌طور ویژه به زحمات مادر اشاره می‌کند؛ زیرا مادر، مسئولیت‌هایی را بر دوش می‌کشد که از نظر جسمی، روحی و عاطفی، سنگین‌تر و فرساینده‌تر است.

رنج‌های مادر

قرآن کریم با تعبیری عمیق و تأثیرگذار، از رنج‌های مادر سخن می‌گوید. مادری که فرزند خود را با ضعف بر ضعف حمل می‌کند، درد زایمان را تحمل می‌کند، شب‌های بی‌خوابی را می‌گذراند و سال‌ها از آسایش و سلامت خود برای رشد و آرامش فرزندش می‌گذرد.

این یادآوری، صرفاً برای بیان یک واقعیت زیستی نیست؛ بلکه برای بیدار کردن وجدان انسان است. قرآن می‌خواهد انسان، پیش از آنکه به حقوق خود بیندیشد، به زحماتی فکر کند که مادرش برای او تحمل کرده است.

مادر؛ نخستین معلم انسان

نخستین واژه‌هایی که کودک می‌آموزد، از زبان مادر است. نخستین نگاه‌ها، نخستین واکنش‌ها، نخستین احساس امنیت یا اضطراب، همه در آغوش مادر شکل می‌گیرد. به همین دلیل است که می‌گویند «زبان مادری»؛ زیرا زبان، فرهنگ، لهجه، احساس و حتی شیوه فکر کردن انسان، ابتدا از مادر تأثیر می‌پذیرد.

ذهن کودک در آغاز، همچون صفحه‌ای سفید است و این پدر و مادر، به‌ویژه مادر، هستند که این صفحه را با اخلاق، باورها و ارزش‌ها پر می‌کنند. اگر این نقش به‌درستی ایفا شود، جامعه آینده نیز از انسان‌هایی متعادل و سالم شکل خواهد گرفت.

ظرافت‌های اخلاقی در برخورد با والدین

قرآن کریم حتی به ظریف‌ترین نکات اخلاقی در برخورد با پدر و مادر توجه دارد. در آیات الهی، انسان از گفتن کوچک‌ترین سخن رنج‌آور به والدین نهی شده است. حتی کلمه‌ای که نشانه بی‌حوصلگی یا ناراحتی باشد، در فرهنگ قرآن جایگاهی ندارد.

در دوران سالمندی، که ضعف جسمی و حساسیت روحی والدین افزایش می‌یابد، مسئولیت فرزندان سنگین‌تر می‌شود. در این مرحله، صبر، مهربانی، تواضع و گفتار کریمانه، نه‌تنها یک فضیلت اخلاقی، بلکه یک وظیفه الهی است.

احترام مطلق، اطاعت مشروط

یکی از پرسش‌های مهم در این زمینه آن است که آیا اطاعت از والدین مطلق است یا خیر؟ قرآن کریم پاسخی روشن به این پرسش می‌دهد. آنچه بدون قید و شرط واجب است، احترام، نیکی و احسان به پدر و مادر است. اما اطاعت، حد و مرز دارد.

اگر والدین انسان را به گناه، ظلم یا نافرمانی خداوند دعوت کنند، اطاعت جایز نیست؛ اما حتی در چنین شرایطی، بی‌احترامی، تندی و قطع رابطه نیز مجاز شمرده نشده است. قرآن می‌فرماید حتی در این حالت، باید با آنان با نیکی و رفتار شایسته معاشرت کرد.

این نگاه، اوج تعادل در آموزه‌های اسلامی را نشان می‌دهد؛ تعادلی میان اطاعت از خدا و حفظ حرمت والدین.

مادر؛ پیوند عاطفه و ایمان

مادر در نگاه قرآن تنها یک نقش زیستی یا عاطفی ندارد، بلکه حلقه اتصال میان فطرت انسان و ایمان الهی است. کودک نخستین تجربه‌های اعتماد، محبت، امنیت و وابستگی را در آغوش مادر می‌آموزد. اگر این پیوند درست و سالم شکل بگیرد، زمینه پذیرش حقیقت، اخلاق و ایمان در وجود انسان فراهم می‌شود. از همین روست که اسلام، تربیت را از خانه آغاز می‌کند و خانه را با حضور مادر معنا می‌بخشد.

بخش بزرگی از شخصیت انسان در سال‌های نخست زندگی شکل می‌گیرد؛ سال‌هایی که بیشترین ارتباط کودک با مادر است. نوع گفتار، شیوه محبت، واکنش‌ها، صبر یا تندی، آرامش یا اضطراب مادر، همگی به‌صورت ناخودآگاه در جان کودک نقش می‌بندد. بسیاری از رفتارهای اجتماعی انسان در بزرگسالی، بازتاب همان فضای اولیه‌ای است که در کنار مادر تجربه کرده است.

ارزش‌ها پیش از آنکه آموزش داده شوند، دیده و تجربه می‌شوند. کودک صداقت، صبر، احترام، گذشت و حتی نوع نگاه به زندگی را بیشتر از آنکه از سخن بیاموزد، از رفتار مادر می‌آموزد. مادری که در سختی‌ها صبور است، در برخورد با دیگران منصف است و در برابر مشکلات امیدوار می‌ماند، ناخودآگاه این روحیه را به فرزند خود منتقل می‌کند.

اسلام نقش مادر را محدود به خانه نمی‌داند، بلکه خانه را نقطه آغاز مسئولیت اجتماعی می‌شمارد. مادری که انسان‌های سالم، مسئول و اخلاق‌مدار تربیت می‌کند، در حقیقت در ساختن جامعه‌ای سالم مشارکت مستقیم دارد. بسیاری از اصلاحات یا آسیب‌های اجتماعی، ریشه در نوع تربیت خانوادگی دارند و مادر در این میان نقشی محوری ایفا می‌کند.

جایگاه مادر در روایات

در روایات اسلامی، احترام به مادر جایگاهی بسیار والا دارد. تأکید مکرر بر نیکی به مادر، نشان‌دهنده سختی‌ها و فداکاری‌هایی است که او متحمل شده است. این تأکید نه از سر احساس صرف، بلکه بر پایه عدالت الهی است؛ زیرا هر نعمتی، شکر می‌طلبد و نعمت وجود و پرورش انسان، پس از خداوند، بیش از همه از مسیر مادر به انسان می‌رسد.

تفاوت نسل‌ها و مسئولیت فرزندان

امروز با تغییر سبک زندگی، فاصله میان نسل‌ها بیشتر شده است. تفاوت نگاه، سلیقه و شیوه زندگی، گاه سبب سوءتفاهم یا کمرنگ شدن ارتباط عاطفی میان فرزندان و والدین می‌شود. قرآن در چنین شرایطی، اصل احترام را تغییرناپذیر می‌داند. حتی اگر تفاوت فکری وجود داشته باشد، ادب، مهربانی و گفتار کریمانه همچنان واجب است.

احسان؛ فراتر از وظیفه

نیکی به والدین تنها انجام وظیفه نیست، بلکه فرصتی برای رشد معنوی انسان است. خدمت به مادر، صبر در برابر ضعف‌ها و بیماری‌های او، تحمل تکرار سخنانش و توجه به نیازهای عاطفی‌اش، همه زمینه‌ساز تعالی روح انسان است. بسیاری از اولیای الهی، پیشرفت معنوی خود را مرهون رضایت مادر دانسته‌اند.

دوران سالمندی والدین، آزمونی مهم برای فرزندان است. همان‌گونه که مادر در کودکی فرزند، با صبر و فداکاری از او مراقبت کرده، اکنون فرزند باید با همان روحیه، بلکه با محبت بیشتر، از مادر مراقبت کند. این مراقبت تنها مادی نیست؛ توجه عاطفی، هم‌صحبتی، احترام و احساس ارزشمندی، از مهم‌ترین نیازهای مادر در این دوران است.

نگاه قرآن به رنج‌های مادر

قرآن کریم با یادآوری رنج‌های مادر، وجدان انسان را بیدار می‌کند. یادآوری بارداری، زایمان و شیردهی، تنها گزارش یک واقعیت زیستی نیست، بلکه دعوتی به تأمل و قدردانی است. انسانی که این رنج‌ها را به یاد می‌آورد، کمتر دچار غفلت، ناسپاسی یا تندخویی در برابر مادر می‌شود.

دعای مادر جایگاهی ویژه در فرهنگ دینی دارد. این دعا، برخاسته از دل آکنده از محبت و اخلاص است و آثار آن در زندگی فردی و اجتماعی فرزندان آشکار می‌شود. بسیاری از گشایش‌ها، توفیق‌ها و حتی نجات‌ها از خطرات، نتیجه دعای مادری است که شبانه‌روز خیر فرزند خود را می‌طلبد.

اولین تصویر کودک از دین، اغلب از رفتار مادر شکل می‌گیرد. اگر دین با مهربانی، آرامش و صداقت همراه باشد، در دل کودک جای می‌گیرد؛ اما اگر با تندی، اجبار و خشونت همراه شود، ممکن است اثر معکوس بگذارد. از این رو، نقش مادر در انتقال صحیح مفاهیم دینی بسیار حساس و تعیین‌کننده است.

مسئولیت جامعه در قبال مادران

جامعه اسلامی تنها از مادر انتظار مسئولیت ندارد، بلکه خود نیز در برابر مادران مسئول است. حمایت اجتماعی، احترام فرهنگی، تأمین امنیت روانی و ارزش‌گذاری واقعی نقش مادری، از وظایف جامعه است. تضعیف جایگاه مادر، در نهایت به تضعیف بنیان خانواده و جامعه می‌انجامد.

در برخی نگاه‌های معاصر، نقش مادری کوچک یا کم‌اهمیت جلوه داده می‌شود، در حالی که اسلام آن را یکی از بزرگ‌ترین مسئولیت‌های انسانی می‌داند. مادری نه مانع رشد است و نه محدودیت، بلکه مسیری متفاوت و عمیق برای اثرگذاری در جهان انسان‌هاست.

چاپ شده درروزنامه گویه مورخ چهارشنبه 10 تیر 1405 شمسی / 16 محرم 1448 / 1 جولای 2026 میلادی / سال بیست ودوم/ شماره 2882  /    

https://avayevoshtan.blogsky.com/1405/04/10/post-243/%d9%85%d8%a7%d8%af%d8%b1-

https://virasty.com/user170879019828/1782932500148783639 

https://virasty.com/user170879019828/1782932644620269840

یک قرارداد و چند دردسر

یک قرارداد و چند دردسر

گره پارسی‌پست بر گلوی مطبوعات قم

 سید محمد حسین دریاباری

رسانه‌هایی که امروز در جامعه فعالیت می‌کنند، در یک تقسیم‌بندی کلی به دو دسته «رسانه‌های برخط» و «رسانه‌های مکتوب» تقسیم می‌شوند. رسانه‌های برخط خود دارای شاخه‌ها و تقسیمات گوناگونی هستند که در اینجا قصد پرداختن به آن‌ها را نداریم. هدف اصلی این نوشتار، معرفی رسانه‌های مکتوب و بررسی مشکلاتی است که امروز این رسانه‌ها با آن مواجه‌اند؛ همچنین اتفاقاتی که نه‌تنها از حجم این مشکلات نکاسته، بلکه بر آن افزوده است.

در استان قم چندین رسانه مکتوب فعالیت می‌کنند؛ برخی سراسری‌اند و دفتر مرکزی آن‌ها در قم قرار دارد، برخی منطقه‌ای و شماری نیز استانی هستند. مشکلات رسانه‌های مکتوب تقریباً مشترک است که مهم‌ترین آن‌ها شامل تأمین کاغذ، زینک، چاپ، نیروی انسانی و دیگر هزینه‌های جاری می‌شود؛ مسائلی که رسانه‌های برخط دست‌کم به این شدت با آن روبه‌رو نیستند.

در شرایط فعلی و با توجه به مشکلات اقتصادی جامعه، جذب آگهی‌های بخش خصوصی برای رسانه‌های مکتوب تقریباً با بحران مواجه شده و در بسیاری موارد این آگهی‌ها به حداقل رسیده است. همین موضوع سبب شده رسانه‌های مکتوب دیگر نتوانند مانند گذشته از محل آگهی‌های بخش خصوصی درآمد کسب کنند.

از سوی دیگر، برخی این پرسش را مطرح می‌کنند که آیا اساساً رسانه مکتوب هنوز خوانده می‌شود؟ دیده می‌شود؟ یا حتی چاپ می‌شود؟ در حالی که واقعیت این است که رسانه‌های مکتوب همچنان هم چاپ می‌شوند، هم خوانده می‌شوند و هم دیده می‌شوند؛ حتی در مواردی بیش از رسانه‌های برخط مورد توجه قرار می‌گیرند.

اما رسانه مکتوب تا زمانی که چاپ نشود دیده نمی‌شود، تا کاغذ نداشته باشد چاپ نمی‌شود و تا توزیع نشود به دست مخاطب نمی‌رسد.

در عین حال، فناوری‌های جدید فرصت‌هایی نیز برای رسانه‌های مکتوب ایجاد کرده‌اند. شبکه‌های اجتماعی و وب‌سایت‌ها می‌توانند به معرفی و گسترش مخاطبان رسانه‌های مکتوب کمک کنند. با این وجود، جذابیت اصلی رسانه مکتوب در این است که مخاطب کاغذ را در دست بگیرد و متن را از روی نسخه فیزیکی مطالعه کند؛ تجربه‌ای دلنشین و متفاوت که بسیاری معتقدند تأثیر و ماندگاری آن در ذهن، بسیار بیشتر از مطالعه متن بر روی تلفن همراه یا مانیتور است.

یکی از محورهای مهم در حوزه رسانه‌های مکتوب، نقش اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی در کاهش مشکلات و بحران‌های موجود است. این اداره می‌تواند با فراهم کردن شرایط مناسب، بخشی از فشارهای فعلی را کاهش دهد تا رسانه‌ها نیز بتوانند برای دوام و بقای خود تلاش کنند.

ادارات کل فرهنگ و ارشاد اسلامی در استان‌ها هرکدام وظایفی بر عهده دارند. یکی از راهکارهایی که برای حمایت نسبی از رسانه‌های مکتوب انتخاب شد، توزیع آگهی‌های دولتی و ثبتی بود. آگهی‌های ثبتی نیز مربوط به اداره ثبت، زیرمجموعه قوه قضاییه، است.

در گذشته، در استان قم این روند به گونه‌ای اجرا می‌شد که آگهی‌ها در اختیار روزنامه‌ها قرار می‌گرفت، روزنامه پس از چاپ نسخه‌ها را به اداره ارشاد تحویل می‌داد و ارشاد نیز از طریق پست آن‌ها را به دست مردم می‌رساند. در نتیجه، مردم بدون رفت‌وآمدهای اضافی امور خود را پیگیری می‌کردند و مشکلات نیز محدودتر بود.

اما مدتی است که روند دیگری جایگزین شده است. با این استدلال که بخش خصوصی فعال‌تر از بخش دولتی عمل می‌کند، تصمیم گرفته شد امور توزیع از طریق یک شرکت پستی انجام شود. بر همین اساس، قراردادی میان اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان قم و اداره ثبت استان منعقد شد. طبق این قرارداد، اداره ثبت آگهی‌ها را از طریق سامانه به ارشاد و سپس به روزنامه‌ها ارسال می‌کند و پس از چاپ، شرکت پستی مسئول توزیع آن‌ها می‌شود.

شرکت موردنظر «پارسی پست» است؛ شرکتی که گفته می شود دفتر اصلی آن در استان یزد قرار دارد و در قم دفتر ی برای جمع آوری مرسولات دارد.اما دفتراسنادشان با تعدادی نیرو در اداره ثبت مستقر شده‌اند که امور مربوط به دریافت اسناد، وجوه و فرایند توزیع را انجام می‌دهند .

عملکرد این شرکت مشکلات فراوانی برای رسانه‌ها ایجاد کرده است. نخست آنکه به نظر می‌رسد از نیروهای متخصص و کارآمد کافی بهره نمی‌برد. دوم و مهم‌تر، مسئله پرداخت هزینه‌های روزنامه‌هاست. رسانه‌های مکتوب در شرایط دشوار اقتصادی قرار دارند و تحمیل چنین روندی مشکلات آن‌ها را دوچندان کرده است.

در حال حاضر، از زمان تحویل آگهی تا چاپ و تسویه حساب با روزنامه‌ها، فرایندی حدود یک‌ ونیم تا دو ماه طول می‌کشد. به این معنا که مبالغ مربوط به روزنامه‌ها تا این مدت در حساب شرکت باقی می‌ماند. این موضوع بارها از سوی رسانه‌ها مطرح و نسبت به آن تذکر داده شده است.

پرسش اصلی اینجاست که چرا باید چنین روندی ادامه پیدا کند؟ هنگامی که موضوع با اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی مطرح می‌شود، پاسخ داده می‌شود که درصدد لغو قرارداد هستند یا اینکه این مسئله نیازمند رضایت مدیرکل ثبت است.

در حالی که وظیفه اداره ثبت صرفاً ارسال و توزیع آگهی‌هاست و اینکه شخصاً اقدام به ایجاد ساختار پستی و عقد قرارداد با یک شرکت خصوصی خارج از استان کند، نه مبنای قانونی روشنی دارد و نه از منظر منطقی قابل دفاع به نظر می‌رسد.

رسانه‌ها تنها اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی را به‌عنوان متولی خود می‌شناسند و وابسته به نهاد دیگری نیستند. بنابراین این پرسش مطرح می‌شود که چه ضرورتی برای ادامه فعالیت پارسی پست در این چرخه وجود دارد؟ چرا باید حتماً این شرکت باقی بماند و امکان همکاری با سایر مجموعه‌ها فراهم نشود؟

از سوی دیگر، شفافیت در چنین فرایندهایی امری ضروری و مطالبه‌ای منطقی است. وقتی ابهاماتی درباره نحوه اجرای قراردادها، محل استقرار شرکت، روند پرداخت‌ها و استمرار همکاری وجود دارد، انتظار می‌رود دستگاه‌های مسئول توضیحات روشن و شفافی ارائه کنند تا زمینه هرگونه سوءبرداشت و شبهه از بین برود.

شرکت موردنظر «پارسی پست» است؛ شرکتی که گفته می شود دفتر اصلی آن در استان یزد قرار دارد و در قم دفتر ی برای جمع آوری مرسولات دارد.اما دفتراسنادشان با تعدادی نیرو در اداره ثبت مستقر شده‌اند که امور مربوط به دریافت اسناد، وجوه و فرایند توزیع را انجام می‌دهند . جایی که این شرکت را با ایجاد مشکلات برای رسانه ها فربه ساخته است.

عملکرد این شرکت مشکلات فراوانی برای رسانه‌ها ایجاد کرده است. نخست آنکه به نظر می‌رسد از نیروهای متخصص و کارآمد کافی بهره نمی‌برد. دوم و مهم‌تر، مسئله پرداخت هزینه‌های روزنامه‌هاست. رسانه‌های مکتوب در شرایط دشوار اقتصادی قرار دارند و تحمیل چنین روندی مشکلات آن‌ها را دوچندان کرده است.

در حال حاضر، از زمان تحویل آگهی تا چاپ و تسویه حساب با روزنامه‌ها، فرایندی حدود یک‌ ونیم تا دو ماه طول می‌کشد. به این معنا که مبالغ مربوط به روزنامه‌ها تا این مدت در حساب شرکت باقی می‌ماند. این موضوع بارها از سوی رسانه‌ها مطرح و نسبت به آن تذکر داده شده است، زیرا شرایط مالی رسانه‌ها بسیار دشوار است و تأخیر طولانی در پرداخت‌ها فشار زیادی بر آن‌ها وارد می‌کند.

پرسش اصلی اینجاست که چرا باید چنین روندی ادامه پیدا کند؟ هنگامی که موضوع با اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی مطرح می‌شود، پاسخ داده می‌شود که درصدد لغو قرارداد هستند یا اینکه این مسئله نیازمند رضایت مدیرکل ثبت است.

در حالی که وظیفه اداره ثبت صرفاً ارسال و توزیع آگهی‌هاست و اینکه شخصاً اقدام به ایجاد ساختار پستی و عقد قرارداد با یک شرکت خصوصی خارج از استان کند، نه مبنای قانونی روشنی دارد و نه از منظر منطقی قابل دفاع به نظر می‌رسد.

رسانه‌ها تنها اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی را به‌عنوان متولی خود می‌شناسند و وابسته به نهاد دیگری نیستند. بنابراین این پرسش مطرح می‌شود که چه ضرورتی برای ادامه فعالیت پارسی پست در این چرخه وجود دارد؟ چرا باید حتماً این شرکت باقی بماند و امکان همکاری با سایر مجموعه‌ها فراهم نشود؟

همچنین این پرسش وجود دارد که چرا درآمد ناشی از آگهی‌ها باید برای مدتی طولانی در حساب یک شرکت خصوصی باقی بماند؟ رسانه‌ها در شرایطی نیستند که بتوانند از این مطالبات چشم‌پوشی کنند و طبیعی است که نسبت به این روند اعتراض داشته باشند.

از سوی دیگر، شفافیت در چنین فرایندهایی امری ضروری و مطالبه‌ای منطقی است. وقتی ابهاماتی درباره نحوه اجرای قراردادها، محل استقرار شرکت، روند پرداخت‌ها و استمرار همکاری وجود دارد، انتظار می‌رود دستگاه‌های مسئول توضیحات روشن و شفافی ارائه کنند تا زمینه هرگونه سوءبرداشت و شبهه از بین برود.

برخی از رسانه‌ها سال‌ها کوشیده‌اند و تلاش کرده‌اند تا در میان مردم کسب آبرو و حیثیت کنند. پذیرفته نیست که با گماردن یک شرکت که نیروهایش کارآمد نبوده و ناشی باشند، و به دلیل عدم انجام درست وظایف و عدم ارسال به‌موقع روزنامه‌های چاپ‌شده به مردم و خانه‌های آنان، آبرو و حیثیت رسانه‌هایی که سال‌ها برای آن تلاش کرده‌اند، زیر سؤال برده شود.

 نکته‌ای دیگر این که مقامات ثبت، در جمع اصحاب رسانه، قراری در خصوص انتشار آگهی گذاشتند و رسانه‌ها را وادار به انتشار کردند. آنان قول حاکمیتی دادند که اگر حتی هزینه‌های آن تأمین نشود، تلاش خواهند کرد این امکان فراهم شود و هزینه‌ها به رسانه‌ها بازگردانده شود؛ اما تا این لحظه نتوانسته اند به تعهدات خود در این خصوص عمل کند.

وقتی کسانی که در حوزه رسانه فعالیت می‌کنند، نقش شرکت‌ها و مدیران ناکارآمد را مشاهده می‌کنند، دیگر نمی‌توانند در برابر انتقادهای مردمی دفاع کنند. این مسئولان هستند که باید کارنامه مدیران و شرکت‌هایی را که در هر حوزه‌ای فعالیت می‌کنند، رسیدگی کنند و در صورت عملکرد نامناسب، به تغییر یا اصلاح آن‌ها بپردازند. این نکته‌ای کلیدی است و نمی‌دانیم چرا کسی به آن توجه نمی‌کند.

در نهایت، هر اقدامی که به شفافیت بیشتر، تسهیل امور رسانه‌ها و کاهش مشکلات آن‌ها منجر شود، اقدامی قابل دفاع و در راستای حمایت از جریان اطلاع‌رسانی و رسانه‌های مکتوب استان قم خواهد بود. شنیده‌ها حاکی از آن است که رایزنی‌هایی برای ایجاد تغییر در حوزه توزیع آگهی‌های چاپ شده و همچنین رساندن روزنامه‌ها به دست مخاطبان در جریان است. بر اساس این شنیده‌ها، برخی پیشنهاد داده‌اند که به جای شرکت فعلی، این مسئولیت به افرادی یا مجموعه‌هایی واگذار شود که از تخصص، تجربه و شناخت بیشتری در حوزه رسانه برخوردارند و نسبت به حساسیت‌های این عرصه آگاهی بیشتری دارند.

چاپ شده درروزنامه گویه  مورخ یکشنبه 7 تیر 1405 شمسی / 13 محرم 1448 / 28 جون 2026 میلادی / سال بیست ودوم/ شماره 2879         

https://avayevoshtan.blogsky.com/1405/04/06/post-242/  

https://farsnews.ir/gooyeh/1782590359346290928  

https://virasty.com/user170879019828/1782610472466319517

گویه دریادداشتی تفصیلی وراهبردی بررسی کرد: فرودگاه قم؛ جلوه‌ای از تدبیر و عیارمدیریت بهنام‌جو

گویه دریادداشتی تفصیلی وراهبردی بررسی کرد:

فرودگاه قم؛ جلوه‌ای از تدبیر و عیارمدیریت بهنام‌جو

کارنامه استاندار قم؛ ارزیابی عملکرد، چالش‌ها و افق‌های پیش‌رو

استاندار قم؛ از چینش مدیریتی تا تحقق مطالبات عمومی

سید محمد حسین دریاباری

این یادداشت به بررسی نقاط قوت و ضعف عملکرد اکبر بهنام‌جو، استاندار قم، و تیم مدیریتی همراه او می‌پردازد.

وی مدتی است به‌عنوان نماینده عالی دولت در قم مشغول خدمت هستند و بدیهی است که برای موفقیت در این مأموریت حساس، اقدام به انتخاب و گزینش نیروهایی کرده‌اند تا او را در اداره استانی چون قم یاری دهند؛ استانی که به لحاظ جایگاه مذهبی، سیاسی و اجتماعی، از حساس‌ترین استان‌های کشور به شمار می‌رود.

شهر مقدس قم در سطح ملی و بین‌المللی از جایگاهی ممتاز و اثرگذار برخوردار است قم منشأ و خاستگاه انقلاب اسلامی ایران بوده و همواره نقشی محوری در شکل‌گیری، تداوم و تبیین آرمان‌های انقلاب ایفا کرده است. این شهر به برکت وجود حوزه‌های علمیه، مراجع عظام تقلید و مراکز بزرگ علمی و فرهنگی، به پایگاه نشر و تبلیغ معارف اسلامی در سراسر جهان تبدیل شده و امروز نیز در این عرصه حضوری فعال و اثرگذار دارد.

قم همچنین در دوران دفاع مقدس، با تقدیم هزاران شهید و حضور پرافتخار رزمندگان خود، به‌ویژه لشکر پرافتخار ۱۷ علی‌بن‌ابیطالب(ع)، نقش مهمی در حفظ استقلال، امنیت و پیروزی جمهوری اسلامی ایران ایفا کرد. افزون بر این، بسیاری از شخصیت‌های برجسته علمی، فرهنگی، سیاسی و انقلابی کشور از قم برخاسته‌اند یا در این شهر پرورش یافته‌اند؛ ظرفیتی عظیم که هنوز ابعاد آن به‌درستی شناخته نشده است.

وجود بارگاه نورانی حضرت فاطمه معصومه(س) و مسجد مقدس جمکران نیز قم را به یکی از مهم‌ترین مراکز زیارتی و معنوی جهان تشیع تبدیل کرده و سالانه میلیون‌ها زائر و پژوهشگر دینی را از نقاط مختلف ایران و جهان به سوی خود جذب می‌کند.

به هر تقدیر، قم پایگاهی عظیم برای جهان اسلام و کانونی اثرگذار در عرصه‌های دینی، فرهنگی، علمی و انقلابی محسوب می‌شود. از این‌رو، مسئولان کشور، به‌ویژه در سطح ملی، باید توسعه و پیشرفت قم را مسئله‌ای صرفاً استانی ندانسته، بلکه با نگاهی ملی و راهبردی به آن بنگرند و در مسیر آبادانی، گسترش زیرساخت‌ها و تقویت ظرفیت‌های آن، همکاری لازم را داشته باشند.

قم این ظرفیت بزرگ را دارد که متقابلاً خدمات گسترده‌ای در عرصه‌های علمی، فرهنگی، اجتماعی و بین‌المللی به کشور و جامعه جهانی ارائه کند و همین امر، مسئولیت مدیران و نیروهای استانی را سنگین‌تر و حساس‌تر ساخته است.

قم به لحاظ جغرافیایی و هویتی، پایتخت جهان تشیع محسوب می‌شود و در واقع ویترین معنوی نظام جمهوری اسلامی ایران است. مدیریت این شهر همواره مورد توجه افکار عمومی داخلی و نگاه‌های بین‌المللی بوده و پایگاه اصلی مرجعیت و حوزه‌های علمیه به شمار می‌آید. طبیعی است که از یک‌سو مطالبات کلان مذهبی در این شهر مطرح باشد و از سوی دیگر، نیازهای انباشته‌شده یک کلان‌شهر در حال توسعه خودنمایی کند. از همین‌جاست که عملکرد بهنام‌جو و تیم همراه او در استانداری قم، بیش از گذشته مورد توجه رسانه‌ها، نخبگان و افکار عمومی قرار گرفته است.

آیا مدیریت او توانسته میان سنت‌های اصیل جامعه و ضرورت‌های مدرن توسعه پیوندی برقرار کند؟ این پرسشی اساسی است. دولت چهاردهم با شعار «وفاق ملی» روی کار آمد و بهنام‌جو نیز به‌عنوان نماینده عالی این دولت در قم، وظیفه‌ای سنگین برای پیاده‌سازی این الگو در استانی با بافت پیچیده سیاسی و اجتماعی بر عهده دارد.

بررسی‌ها نشان می‌دهد که وی تلاش کرده با رویکردی تعاملی، چتر مدیریت خود را بر سر گروه‌های مختلف بگستراند و با جناح‌های سیاسی گوناگون تعامل کند، اما پرسش مهم این است که این وفاق تا چه اندازه به هم‌افزایی عملیاتی تبدیل شده است؟

قم در دوران مسئولیت آقای بهنام‌جو با مشکلاتی نیز روبه‌رو شد. شهرداری که سابقه‌ای موفق و کارآمد داشت، در پی اختلافات سیاسی در شورای شهر، شهردار خود را از دست داد؛ شورایی که در سال‌های اخیر با اختلافات و تنش‌های متعددی مواجه بوده است.

در این حوزه، استاندار قم نتوانست نقش مؤثری در حفظ نیروهای توانمند و ایجاد توازن میان موافقان و منتقدان ایفا کند.

البته وی، به گفته خود، تلاش کرد تعامل میان شهرداری و شورای شهر را تقویت کند و این موضوع، یکی از جدی‌ترین آزمون‌های وفاق بود. در حالی که شهرداری قم پروژه‌های متعددی را در دست اجرا داشت، گاه زمزمه‌هایی از ناهماهنگی میان دستگاه‌های اجرایی و مدیریت شهری شنیده می‌شد. برخی منتقدان معتقدند شهرداری قم در سال‌های اخیر بیش از پرداختن به مسائل زیربنایی، بر برخی اقدامات روبنایی تمرکز داشته است.

اگر مدیریت عالی استان نتواند ارکستر مدیران شهری و استانی را به یک هارمونی واحد برساند، انرژی‌ها صرف خنثی‌سازی یکدیگر خواهد شد. وفاق نباید به معنای سکوت در برابر کاستی‌ها تعبیر شود، بلکه باید به معنای ایجاد مسیری مشترک برای حل مشکلات مزمن استان باشد. وفاق، با وجود اختلافات سیاسی و حزبی، باید زمینه خدمت‌رسانی گسترده‌تر به مردم را فراهم کند.

موافقان استاندار بر این باورند که یکی از نقاط درخشان کارنامه بهنام‌جو در مدت اخیر، حفظ و تقویت پیوند میان ساختار اجرایی و نهاد مرجعیت بوده است. مدیریت در قم بدون تکیه بر ظرفیت حوزه‌های علمیه و جلب رضایت و رهنمود مراجع عظام تقلید، ابتر خواهد ماند. به همین دلیل، او توانسته پیوندی مستحکم میان نهادهای اجرایی و مرجعیت برقرار سازد.

گزارش‌ها حکایت از آن دارد که استانداری قم در تعامل مستمر با بیوت مراجع و نهادهای فرهنگی ـ مذهبی، نمره قبولی گرفته است. این تعامل تنها یک تشریفات اداری نیست، بلکه سپری در برابر تنش‌های اجتماعی و ابزاری برای پیشبرد برنامه‌های کلان استان در سطح ملی محسوب می‌شود؛ چراکه مراجع تقلید همواره بر زدودن فقر، کاهش مشکلات معیشتی و ایجاد رفاه مردم تأکید دارند و همین نگاه می‌تواند نقشه راهی برای مدیریت استان باشد.

از دیگر نکاتی که موافقان عملکرد بهنام‌جو بر آن تأکید دارند، تحرک و پیگیری او در حوزه اقتصادی است. حضور میدانی و تلاش برای جذب اعتبارات ملی، بارقه‌هایی از امید را در دل فعالان اقتصادی ایجاد کرده است. تلاش برای احیای واحدهای صنعتی، تسهیل صدور مجوزها و توجه به شهرک‌های صنعتی، از نقاط قوت استانداروتیم او به شمار می‌رود.

اما در این میان، پروژه فرودگاه قم امروز به نماد کفایت یا عدم کفایت مدیریت اجرایی استان تبدیل شده است؛ پروژه‌ای که سال‌ها در بیابان‌های قم نیمه‌کاره باقی مانده بود و هیچ دولتی نتوانسته بود آن را به سرانجام برساند. اکنون دولت چهاردهم با پیگیری‌های بهنام‌جو تلاش کرده این پروژه را احیا کند.

موافقان او معتقدند اگر فرودگاه قم به سرانجام برسد، حتی اگر اقدام شاخص دیگری هم صورت نگیرد، همین پروژه می‌تواند او را به‌عنوان مدیری موفق و کارآمد معرفی کند. بسیاری بر این باورند که او توانسته طلسم فرودگاه قم را بشکند و اگر این پروژه با جذب بودجه کافی و سرعت مناسب تکمیل شود، نامش در تاریخ قم ثبت خواهد شد.

بی‌تردید فرودگاه قم می‌تواند به اقتصاد، گردشگری مذهبی و صنایع استان کمک بزرگی کند و جایگاه قم را در سطح بین‌المللی ارتقا دهد. رفت‌وآمد زائران و میهمانان خارجی نیز آسان‌تر خواهد شد. البته تحقق این هدف، نیازمند تأمین بودجه، سرعت در اجرا و دقت در هزینه‌کرد است.

با وجود تمام این تلاش‌ها، منتقدان معتقدند یک ضعف بنیادی در بدنه استانداری قم دیده می‌شود و آن، عدم استفاده کافی از نیروهای کارآمد بومی است. آنان می‌گویند قم از ظرفیت‌های انسانی توانمندی برخوردار است و نیروهای متخصص فراوانی در سراسر کشور دارد که می‌توان از آن‌ها بهره گرفت.

استفاده از نیروهای غیربومی همواره مورد گلایه گروه‌های سیاسی و بخشی از افکار عمومی قم بوده است. منتقدان، با استناد به سخنان رئیس‌جمهور پزشکیان، معتقدند تا جایی که در هر استان نیروی توانمند وجود دارد، باید از همان نیروها استفاده شود. آنان بر این باورند که استاندار می‌توانست از مدیران بومی قوی‌تری بهره بگیرد تا روند توسعه استان شتاب بیشتری پیدا کند.

البته از سوی استاندار نیز نقل شده که اگر نیروی بومی توانمند وجود داشته باشد، در اولویت قرار خواهد گرفت، اما ملاک نهایی، توان مدیریتی و خدمت‌رسانی است. با این حال، منتقدان خواستار شفاف‌سازی بیشتر در انتصابات و استفاده گسترده‌تر از نیروهای متخصص بومی هستند.

یکی دیگر از انتقادهای جدی به استانداری قم، ضعف در حوزه اطلاع‌رسانی است. در عصری که روایت‌ها افکار عمومی را شکل می‌دهند، سکوت یا اطلاع‌رسانی سنتی می‌تواند ضربه بزرگی به مجموعه مدیریتی استان وارد کند. به گمان برخی ، رسانه‌ها و خبرنگاران قمی که به نقادی و هوشمندی شهره ‌اند، از محدود بودن فضای گفت‌وگو و پاسخگویی گلایه دارند.

بسیاری از دستاوردهای اقتصادی و عمرانی استانداری، به دلیل ضعف رسانه‌ای، به‌درستی برای افکار عمومی تبیین نشده است. وقتی دستاوردها دیده نشوند، شایعات و بدبینی‌ها جای آن را می‌گیرد. استانداری قم نیازمند بازنگری جدی در ساختار روابط عمومی و ارتباط با رسانه‌هاست تا میان عملکرد و ادراک عمومی توازن ایجاد شود.

نقد دیگر کارشناسان، مربوط به چیدمان مدیران کل و معاونان استانداری است. اگرچه تلاش شده از نیروهای مختلف استفاده شود، اما این پرسش همچنان باقی است که آیا در حوزه‌های حساسی چون فرهنگ، امنیت و ارتباطات، از توانمندترین نیروها بهره گرفته شده یا خیر؟

قم به دلیل جایگاه خاص خود، محل آزمون و خطا برای مدیران کم‌تجربه نیست. تقویت تیم مدیریتی با چهره‌های متخصص و بومی می‌تواند سرعت توسعه استان را دوچندان کند.

استاندار قم میراث‌دار مشکلاتی انباشته‌شده طی دهه‌هاست؛ از کمبود منابع آب و گره‌های ترافیکی گرفته تا حاشیه‌نشینی، فقر و ضعف زیرساخت‌های گردشگری مذهبی. این مسائل با اقدامات کوتاه‌مدت حل نخواهند شد و نیازمند برنامه‌ریزی راهبردی و هماهنگی بین‌دستگاهی هستند.

در این میان، ناهماهنگی برخی دستگاه‌ها گاه موجب می‌شود پروژه‌هایی که با دشواری بودجه دریافت کرده‌اند، در پیچ‌وخم بروکراسی یا اختلافات سازمانی متوقف شوند. استاندار در چنین شرایطی باید نقش یک داور مقتدر و هماهنگ‌کننده فعال را ایفا کند.

آینده مدیریت بهنام‌جو در قم به توانایی او در تبدیل نقدها به فرصت‌ها بستگی دارد. او استاندار شهری است که نخبگانش انتظار تحول دارند، نه صرفاً اداره امور روزمره. اگر بتواند پروژه فرودگاه را به نتیجه برساند، نظام اطلاع‌رسانی را نوسازی کند و هماهنگی میان شهرداری، شورا و استانداری را افزایش دهد، بی‌تردید دوران مدیریتش می‌تواند به‌عنوان دوره‌ای اثرگذار در مسیر توسعه قم ثبت شود.

قم امروز بیش از هر زمان دیگری به مدیرانی نیاز دارد که علاوه بر تخصص فنی، زبان مشترک با مردم و نخبگان را نیز بدانند. بهنام‌جو با پشتکار خود نشان داده که مرد میدان است، اما برای موفقیت در این میدان بزرگ باید تیم همراهش را تقویت کند و دستاوردهایش را به شکلی مؤثر به افکار عمومی منتقل سازد.

یکی از محورهایی که منتقدان استاندار قم بر آن تأکید دارند، ترکیب نیروهای مدیریتی منصوب‌شده در معاونت‌ها و دستگاه‌های اجرایی استان است. به اعتقاد آنان، برخی مدیران کل و معاونان استانداری از توان و اثرگذاری لازم برای پاسخگویی به مطالبات گسترده استان برخوردار نیستند. برای روشن‌تر شدن این موضوع، نگاهی به سوابق چند تن از معاونان استاندار ضروری به نظر می‌رسد؛ مدیرانی که درباره عملکرد و توانمندی آنان دیدگاه‌های متفاوتی وجود دارد.

در حوزه اقتصادی، روح‌الله ابراهیمی مسئولیت معاونت هماهنگی امور اقتصادی استانداری قم را بر عهده دارد. وی پیش از این دو دوره مدیریت شرکت شهرک‌های صنعتی قم و همچنین معاونت فنی سازمان صنایع کوچک و شهرک‌های صنعتی ایران را تجربه کرده است. این سوابق نشان‌دهنده آشنایی او با مسائل تولید، صنعت و سرمایه‌گذاری است. با این حال، برخی منتقدان معتقدند باید دید این تجربیات تا چه اندازه می‌تواند پاسخگوی نیازها و ظرفیت‌های ویژه اقتصادی استان قم باشد؛ استانی که علاوه بر ظرفیت‌های صنعتی، دارای قابلیت‌های گسترده‌ای در حوزه اقتصاد زیارت، گردشگری مذهبی، خدمات دانش‌بنیان و تجارت بین‌المللی است.

خسرو سامری، معاون هماهنگی امور عمرانی استانداری قم نیز دارای سوابقی همچون شهرداری همدان، ریاست سازمان صنعت، معدن و تجارت و مسئولیت‌های مختلف برنامه‌ریزی و عمرانی در استانداری همدان است. این سوابق نشان می‌دهد وی با مسائل اجرایی و عمرانی آشنایی قابل توجهی دارد. با این وجود، برخی کارشناسان معتقدند شرایط ویژه قم، به دلیل جایگاه ملی و فراملی آن، نیازمند رویکردی متفاوت و متناسب با اقتضائات این استان است و باید دید برنامه‌های عمرانی استان تا چه اندازه می‌تواند پاسخگوی نیازهای رو به رشد قم باشد.

در حوزه اجتماعی، فرهنگی و زیارتی نیز حسین محمودی مسئولیت معاونت مربوطه را بر عهده دارد. این معاونت از مهم‌ترین بخش‌های استانداری قم محسوب می‌شود؛ چراکه موضوعاتی همچون مدیریت امور زائران، هماهنگی میان نهادهای فرهنگی و مذهبی، نشاط اجتماعی، مسائل جوانان، کاهش آسیب‌های اجتماعی و برنامه‌ریزی فرهنگی در حوزه مأموریت آن قرار دارد. در استانی که سالانه میلیون‌ها زائر را میزبانی می‌کند، موفقیت این معاونت تأثیر مستقیمی بر کیفیت خدمات‌رسانی و رضایتمندی عمومی خواهد داشت. با این حال، برخی فعالان فرهنگی و رسانه‌ای معتقدند هنوز فاصله‌ای میان ظرفیت‌های موجود و سطح عملکرد مشاهده می‌شود و انتظار دارند اقدامات مؤثرتری در این حوزه صورت گیرد.

 در همین چارچوب، مرتضی حیدری، معاون سیاسی، امنیتی و انتظامی استانداری قم، نیز از جمله مدیرانی است که عملکرد او مورد توجه موافقان و منتقدان قرار دارد. سوابقی همچون فرمانداری قم، فرمانداری پردیس، مدیرکلی هماهنگی مدیریت بحران استان تهران و مدیرکلی حراست استانداری کردستان، نشان‌دهنده تجربه قابل توجه وی در حوزه‌های سیاسی، امنیتی و اجرایی است.

آشنایی او با فضای استان قم و تجربه فعالیت در مسئولیت‌های مختلف از نقاط قوت کارنامه وی محسوب می‌شود. با این حال، برخی منتقدان معتقدند در حوزه ارتباط با رسانه‌ها و مدیریت فضای اطلاع‌رسانی استان، هنوز ظرفیت‌های استفاده‌نشده‌ای وجود دارد. در مقابل، حامیان وی بر این باورند که روحیه تعامل و گفت‌وگوی او می‌تواند زمینه‌ساز بهبود این حوزه در آینده باشد.

 در مجموع، می‌توان گفت استاندار قم همانند بسیاری از مدیران اجرایی کشور، دارای نقاط قوت و ضعف است. با این حال، اگر معیار را افکار عمومی قرار دهیم، به نظر می‌رسد حجم انتقادها همچنان بیش از حمایت‌ها باشد؛ زیرا بسیاری از وعده‌ها و طرح‌های اعلامشده هنوز به نتایج ملموس و قابل مشاهده برای مردم منجر نشده‌اند. در سال‌های گذشته پروژه‌های عمرانی و خدماتی با سرعت بیشتری به بهره‌برداری می‌رسید و شهروندان آثار آن را در زندگی روزمره خود احساس می‌کردند. اما امروز نه شهرداری از تحرک و پویایی گذشته برخوردار است و نه استانداری توانسته دستاوردی کاملاً محسوس و اثرگذار را به افکار عمومی عرضه کند. هرچند فعالیت‌ها و سفرهای کاری استاندار در رسانه‌ها بازتاب گسترده‌ای دارد، اما آنچه مردم انتظار دارند، مشاهده نتایج عینی و ملموس این اقدامات در عرصه زندگی و توسعه استان است.

چاپ شده درروزنامه گویه مورخ شنبه 30 خرداد 1405 شمسی / 5 محرم/  1448    20جون 2026 میلادی / سال  بیست ودوم/ شماره8   / 2874  صفحه  

حجت الاسلام والمسلمین سید محمد مهدی طباطبایی مدیر جامعه‌القرآن در گفت‌وگو با گویه

حجت الاسلام والمسلمین سید محمد مهدی طباطبایی مدیر جامعه‌القرآن در گفت‌وگو با گویه

توسعه شعب قرآنی با پشتوانه مردم و همت خیرین

 از قم تا جهان؛ گسترش آموزش قرآن با ترجمه و تربیت مربیان بین‌المللی

مدارس قرآنی؛ الگویی برای پیوند آموزش رسمی با معارف قرآن و اهل‌بیت(ع)

«جامعه‌القرآن»؛ شبکه‌ای مردمی با صدها مرکز آموزش قرآن در ایران

از روخوانی تا تدبر؛ نقشه جامع آموزش قرآن در جامعه‌القرآن

 گفت وگواز:سید محمد حسین دریاباری

وابوالفضل رییس جعفری

گویه: لطفاً ابتدا خودتان را معرفی و همچنین توضیح دهید که کلیات فعالیت‌های شما در این مؤسسه چیست.؟

ج - بنده سید محمدمهدی طباطبایی، متولد شهر مقدس قم هستم. مؤسسه‌ای که اکنون در آن حضور داریم، «جامعه‌القرآن الکریم» است که ستاد مرکزی آن نیز در همین مکان قرار دارد. این مؤسسه در سال ۱۳۷۷ تأسیس شد و محل آن در چهارراه شهدا، جنب مسجد مقدس حضرت معصومه سلام‌الله‌علیهاست.

پس از تأسیس مؤسسه در شهر مقدس قم، فعالیت‌ها آغاز شد. در یکی از دیدارهایی که با مقام معظم رهبری داشتیم، ایشان فرمودند: «کار بسیار خوبی است؛ کار را گسترش دهید و به قم اکتفا نکنید.» بر همین اساس، ما توسعه فعالیت‌ها را در شهرستان‌ها آغاز کردیم و به تأسیس شعب مختلف پرداختیم.

این دوره، هم‌زمان با اوج فعالیت‌های آقا محمدحسین بود؛ زمانی که ایشان به‌عنوان یک نابغه قرآنی در کشور مطرح شده بود. در آن مقطع، اعتماد عمومی و فضای مثبتی در میان مردم وجود داشت. به یاد دارم هر زمان به شهرستان‌ها، شهرها و مراکز استان‌ها سفر می‌کردیم، خیرین حضور پیدا می‌کردند و می‌گفتند: «اولین نیاز شما چیست؟ ساختمان می‌خواهید؟ امکانات و تجهیزات لازم دارید؟» به‌تدریج این حمایت‌ها گسترش یافت تا به امروز که نزدیک به ۳۰۰ مرکز در سراسر کشور داریم.

پیش از آن‌که فعالیت‌ها حالت حرفه‌ای‌تری پیدا کند، خود بنده به همراه ایشان به کشورهای مختلفی مانند عربستان، سوریه و برخی دیگر از کشورها سفر کرده بودم و برنامه‌های قرآنی اجرا می‌کردیم. در ادامه، مطالبات مردم بیشتر شد و از ما می‌خواستند که همین برنامه‌ها برای فرزندان آنان نیز طراحی و اجرا شود.

از همین‌جا بود که کار را به‌صورت مدون دنبال کردیم؛ کتاب‌هایی تألیف و چاپ شد، مربیانی تربیت شدند و به‌مرور فعالیت‌ها توسعه یافت. در طول بیش از بیست سال، یا به تعبیری نزدیک به سی سال، توانستیم شبکه‌ای گسترده از مراکز قرآنی را در سطح کشور شکل دهیم.

در حال حاضر، مجموعاً ۶۰ مدرسه در سراسر کشور داریم. ساختار مدارس ما به این صورت است که از هر چهار زنگ درسی، یک زنگ به آموزش دینی و قرآنی اختصاص دارد. همچنین اکنون حدود ۱۸۰ شعبه فعال داریم که در بخش‌های مختلف شامل خردسالان، نوجوانان، جوانان و بزرگسالان، و برای خواهران و برادران فعالیت می‌کنند.

گویه:  آیا در خارج از کشور نیز شعبه یا فعالیت‌های قرآنی دارید؟ در کدام کشورها فعال هستید؟

ج - اگر منظور این باشد که خودمان مستقیماً در خارج از کشور شعبه تأسیس کرده باشیم، خیر؛ اما دوره‌های متعددی برای مخاطبان خارجی برگزار کرده‌ایم. برای مثال، برای هندی‌ها، پاکستانی‌ها، عراقی‌ها و لبنانی‌ها دوره‌های تربیت مربی برگزار شده است؛ چه در شهر مقدس قم و چه در کشورهایی مانند عراق و لبنان که خودمان در آنجا حضور پیدا کرده و دوره‌ها را برگزار کرده‌ایم. پس از پایان این دوره‌ها نیز گواهینامه‌های لازم به آنان اعطا شده است.

از آنجا که کتاب‌های آموزشی ما در ابتدا به زبان فارسی بود، این آثار به زبان‌های مختلف ترجمه شد. برای نمونه، کتاب‌ها به زبان مالایی ــ که زبان رایج در اندونزی و مالزی است ــ ترجمه شده و اکنون در ۲۵۰ جزیره تدریس می‌شود. همچنین این آثار به زبان عربی برای کشورهای عربی، به زبان انگلیسی برای کشورهای انگلیسی‌زبان، و به زبان اردو برای اردو‌زبانان ترجمه شده است.

طبیعی است که وقتی شما مربی و محتوای مناسب در اختیار داشته باشید، لزومی ندارد حتماً خودتان در آن کشور شعبه‌ای رسمی تأسیس کنید. برای مثال، یکی از دوستان پاکستانی می‌گفت کتاب‌هایی که در اینجا تأمین، تدوین و چاپ شده و به زبان اردو ترجمه شده‌اند، اکنون در ۳۰۰ مدرسه در پاکستان تدریس می‌شوند و همان کتاب‌های آموزشی شما مبنای کار ما هستند.

بنابراین، اگرچه ما به‌صورت مستقیم در آن کشورها شعبه رسمی تأسیس نکرده‌ایم، اما می‌توان گفت این مراکز عملاً بر اساس روش‌ها، محتوا و کتاب‌های آموزشی جامعه‌القرآن فعالیت می‌کنند. در لبنان و عراق نیز به همین صورت، مراکزی وجود دارند که بر مبنای متدها و کتب آموزشی جامعه‌القرآن اداره می‌شوند.

در مجموع، فعالیت قرآنی برای گسترش خود به چند عنصر اصلی نیاز دارد: مکان، استاد و محتوای خوب. هر جا این عناصر فراهم باشد، چه در ایران و چه در خارج از کشور، امکان اجرای این برنامه‌ها وجود دارد.

گویه: کتاب‌هایی که تدوین کرده‌اید، غالباً چه محتوایی دارند؟ آیا همگی در حوزه علوم قرآنی‌اند یا موضوعات دیگری هم دارند که به نوعی به قرآن بازمی‌گردند؟

ج - مؤسسه، «جامعه‌القرآن الکریم و اهل‌البیت علیهم‌السلام» است. اگر به آرم مؤسسه دقت کرده باشید، گنبد حضرت معصومه سلام‌الله‌علیها در آن دیده می‌شود. در میانه این گنبد، هم نشانه‌ای از دانشگاه دیده می‌شود، هم حجره‌های مدرسه فیضیه، و نیز قرآن بسته‌ای که بیانگر محوریت قرآن در این مجموعه است. مفهوم این نمادها آن است که هرکس بخواهد این علوم را فرا بگیرد، باید به قم، به عنوان مرکز علم، توجه داشته باشد. چنان‌که در روایت نیز آمده است زمانی فرا می‌رسد که علم از قم به سایر بلاد منتشر می‌شود.

از این‌رو، ما در دو زمینه اصلی فعالیت می‌کنیم:

یکی آموزش قرآن و دیگری آموزش معارف قرآن و اهل‌بیت علیهم‌السلام. به همین دلیل، بیشتر کتاب‌های ما جنبه آموزشی دارند؛ یعنی هم در حوزه آموزش قرآن و هم در زمینه آموزش معارف اهل‌بیت علیهم‌السلام تدوین شده‌اند.

تا کنون بیش از دویست عنوان کتاب چاپ کرده‌ایم که سی‌وپنج عنوان آن ترجمه است. می‌دانید که معمولاً مؤسسات قرآنی کمتر به سراغ ترجمه می‌روند؛ برای مثال، ترجمه به زبان مالایی کاری است که کمتر کسی در اینجا به آن پرداخته است. اما ما برای افرادی که می‌خواهند به کشورهای دیگر بروند و فعالیت آموزشی و تبلیغی داشته باشند، این بستر را فراهم کرده‌ایم تا دست پُر بازگردند؛ یعنی هم دوره آموزشی دیده باشند و هم کتاب در اختیار داشته باشند تا بتوانند در آنجا تدریس کنند. همچنین به آنان گواهینامه‌های سه‌زبانه می‌دهیم.

بعضی از این افراد می‌گفتند همین عنوان «جامعه» که در زبان عربی به معنای «دانشگاه» است، برایشان جالب بوده است. هرچند مجموعه ما یک مؤسسه قرآنی است، اما برای آنان این تصور ایجاد می‌شود که «جامعه‌القرآن» نوعی مرکز دانشگاهی و تخصصی است. البته واقعیت این است که اینجا یک مرکز تخصصی در آموزش قرآن و معارف اسلامی است؛ جایی که فرد به‌صورت تخصصی می‌آموزد چگونه قرآن را به نونهالان، نوجوانان، دانشجویان و بزرگسالان آموزش دهد.

محور اصلی فعالیت‌های ما در موضوعات زیر است:

روخوانی، روان‌خوانی، تجوید، حفظ قرآن، ترجمه قرآن، تفسیر قرآن و تدبر در قرآن.

در حوزه حدیث نیز کتاب‌های فراوانی داریم؛ از جمله در زمینه حفظ احادیث، ترجمه احادیث و شرح احادیث که هم‌اکنون نیز تدریس می‌شوند. در کنار این‌ها، موضوعاتی مانند آداب قرآن، آداب زندگی، ذکرهای زندگی و مباحثی که امروزه کودکان و نوجوانان در مدارس می‌آموزند نیز مورد توجه قرار گرفته‌اند.

ما از کلاس اول دبستان تا کلاس دوازدهم، برای هر پایه تحصیلی کتاب‌هایی را طراحی و تدوین کرده‌ایم. اگر به مدارس ما در قم سر بزنید، می‌بینید که حدود نه تا ده مدرسه قرآنی در این شهر فعال است. این مدارس به‌گونه‌ای برنامه‌ریزی شده‌اند که در کنار دروس رسمی، بخشی ویژه به آموزش قرآن و معارف دینی اختصاص دارد و ما برای همان ساعات آموزشی نیز کتاب‌های ویژه‌ای تهیه کرده‌ایم. در واقع، کمتر مؤسسه‌ای را می‌توان یافت که برای همه پایه‌های تحصیلی از اول تا دوازدهم، محتوای آموزشی منسجم و آماده فراهم کرده باشد.

خانواده‌ها نیز از این جهت آسوده‌خاطرند که فرزندانشان در این مدارس، هم دروس رسمی خود را می‌آموزند و هم با مسائل دینی و قرآنی آشنا می‌شوند. تمرکز اصلی ما بر این است که دانش‌آموزان هنگام خروج از این مجموعه، از نظر علمی و اعتقادی پایه‌ای قوی داشته باشند. به همین دلیل، برخی از آنان بعدها وارد حوزه می‌شوند و از شاگردان ممتاز حوزه علمیه به شمار می‌آیند؛ برخی دیگر به دانشگاه می‌روند و در رشته‌های مختلف موفق می‌شوند. امروز می‌بینیم که بعضی از شاگردان ما پزشک، مهندس، دکتر و حتی مجتهد شده‌اند. بسیاری از آنان از همین مدارس قرآنی مسیر رشد خود را آغاز کرده‌اند و فارغ‌التحصیل شده‌اند.

فایده دیگر این مدارس و شعب ما آن است که در کنار دوره‌های عمومی، دوره‌های تخصصی و غیرتخصصی نیز برگزار می‌شود. دوره‌های تخصصی ما به‌گونه‌ای است که برخی قرآن‌آموزان در مدتی کوتاه، حتی در یک دوره یک‌ساله، موفق به حفظ کامل قرآن می‌شوند. در سطح کشور نیز این مؤسسه از نظر تعداد حافظان قرآن، از مجموعه‌های برجسته به شمار می‌آید. حافظانی با سنین بسیار کم، از شش ساله تا دوازده ساله، دختر و پسر، در این مجموعه تربیت شده‌اند.

در مجموع، این مؤسسه در سطح کشور فعالیت گسترده‌ای داشته و در برخی سال‌ها تا سیصد هزار شاگرد نیز تحت آموزش داشته است. البته این مسیر با فراز و نشیب‌هایی هم همراه بوده است؛ برای مثال، در دوران کرونا شرایط خاصی پیش آمد، اما ما خیلی سریع آموزش‌ها را به فضای مجازی منتقل کردیم. اکنون نیز در شرایط دشوار فعلی، باز آموزش‌ها تا حد زیادی به‌صورت مجازی دنبال می‌شود. هرچند اینترنت و زیرساخت‌های ارتباطی مشکلات خاص خود را دارد، اما به هر حال ما روند تدریس، تعلیم و تعلم را متوقف نکرده‌ایم. هر زمان که شرایط مناسب‌تر شود، این آمادگی را داریم که شعبه‌ها و دامنه فعالیت‌های خود را بیش از پیش گسترش دهیم.

گویه: این روزها در رسانه‌ها زیاد می‌نویسند که مردم دین‌گریز شده‌اند و توجه چندانی به مباحث دینی ندارند. شما که در کانون تبلیغ و فعالیت در حوزه دین و قرآن هستید، استقبال مردم را چطور می‌بینید؟

ج - ببینید، من فقط یک مثال از شهر مقدس قم می‌زنم. همین‌جا مدیران مدارس ما می‌گویند: اگر مثلاً مدرسه ابتدایی امام حسن ظرفیت پنج مدرسه را هم داشته باشد، باز هم پاسخ‌گوی مراجعه‌کنندگان نیست. در بخش دخترانه هم همین‌طور است. در مناطق مختلف قم نیز وضعیت به همین شکل است.

حتی در بعضی شعب، ما ناچاریم ثبت‌نام را به‌صورت رزرو انجام دهیم؛ یعنی وقتی خانواده‌ها مراجعه می‌کنند، به آن‌ها می‌گوییم: ببخشید، ظرفیت پر شده؛ الان مثلاً ۸۰۰ نفر ثبت‌نام کرده‌اند، شما شش ماه دیگر مراجعه کنید.

الان فرض کنید ما می‌گوییم ظرفیت ۳۰۰ نفر است، اما اگر ۳ هزار شعبه هم داشته باشیم، باز استقبال وجود دارد. همین حالا در تهران ۴۵ شعبه داریم؛ اگر ۴۵۰ شعبه هم داشتیم، باز مردم استقبال می‌کردند. واقعاً جا نداریم. بعضی از مراکز ما در آستانه انفجار جمعیت هستند؛ یعنی استقبال بسیار بیشتر از ظرفیت موجود است.

روزبه‌روز هم، با توجه به همین شرایط و جنگی که علیه تدیّن مردم شکل گرفته، استقامت مردم، توجه‌شان به مسائل معنوی و گرایش‌شان به دین بیشتر می‌شود. ما فقط متأسفیم که امکانات‌مان کم است. اگر مسئولان امر سرمایه‌گذاری جدی‌تری در این حوزه انجام دهند، هم استقبال هست و هم تقاضا؛ اما امکانات ما محدود است.

گویه: شعبه‌ها و مؤسساتی که با شما همکاری می‌کنند یا مستقیم تحت پوشش شما هستند، در شهرهای مختلف ایران بیشتر در کجاها قرار دارند؟ مهم‌ترین مراکز شما کجاست؟

ج - ما در کل استان‌ها شعبه داریم و در مراکز استان‌ها هم فعال هستیم. حالا در بعضی جاها تراکم بیشتر است، اما به‌طور کلی در گلستان، مازندران، کرمان و بسیاری از استان‌های دیگر حضور داریم. تعداد شعبه‌ها بسته به شرایط هر منطقه متفاوت است.

چون ما یک نهاد مردمی هستیم، بودجه‌ای از دولت دریافت نمی‌کنیم. معمولاً منتظر می‌مانیم که خیّری مراجعه کند و بگوید می‌خواهم زمینی بدهم، خانه‌ای را اهدا کنم یا ملکی را وقف کنم. وقتی چنین اتفاقی می‌افتد، حجت بر ما تمام می‌شود و کار را شروع می‌کنیم.

البته از زمانی که خیر مراجعه می‌کند تا وقتی آن شعبه افتتاح شود، ممکن است چند ماه زمان ببرد؛ چون آن مکان نیاز به تجهیز دارد و بعد هم باید نیروهای آن‌جا تربیت شوند. اگر در همان شهرستان نیرو داشته باشیم، از همان نیروهای بومی استفاده می‌کنیم؛ اما اگر نیروی آماده نداشته باشیم، باید آموزش و تربیت نیرو انجام شود.

در مجموع، این مسئله بستگی دارد به اینکه مسئولان و خیرین هر منطقه تا چه اندازه برای این کار رغبت و آمادگی داشته باشند. تجربه ما نشان داده هر جا مسئولان پای کار بوده‌اند، مردم هم آمده‌اند؛ آن هم بیش از حد انتظار.

گویه: در میان مجموعه فرق اسلامی، نقطه اشتراک همه ما، پس از خدا و کعبه، قرآن است. همکاری مؤسسات قرآنی اهل سنت با شما از یک سو، و همکاری شما با آن‌ها از سوی دیگر، به چه شکل است؟

ج - ببینید، در بسیاری از استان‌هایی که اهل سنت حضور دارند ــ مثل سیستان و بلوچستان، گلستان، کردستان، آذربایجان غربی و کرمانشاه ــ این تعامل وجود دارد.

با اینکه مؤسسه ما یک مجموعه شیعی است، اما بسیاری از خانواده‌های اهل سنت می‌گویند چون شما قرآن را خوب تدریس می‌کنید و در زمینه آموزش قرآن، حفظ قرآن و ترجمه قرآن فعالیت قوی دارید، فرزندان‌مان را به مجموعه شما می‌آوریم.

حتی پیش از آنکه ما در بعضی مناطق شعبه‌ای داشته باشیم، برخی خانواده‌های شیعه بچه‌هایشان را به مراکز اهل سنت می‌بردند. الان این تعامل دوطرفه شده است. آن‌ها از حضور در مجموعه‌های ما استقبال می‌کنند و ما هم کاملاً راضی هستیم.

در مدارس ما محور اصلی، قرآن است و در شعب ما نیز اساس کار، حفظ قرآن، آموزش قرآن و ترجمه قرآن است. برنامه خاص و جهت‌گیری دیگری در کار نیست. به همین دلیل، من از این تعامل استقبال می‌کنم و خوشحالم که در شهرستان‌ها و شهرهای مختلف، چنین مراکز قرآنی قوی‌ای وجود دارد. خانواده‌ها هم با اطمینان ثبت‌نام می‌کنند و تا امروز هم ما هیچ مشکلی در این زمینه نداشته‌ایم.

گویه: با توجه به تجربه حضرت‌عالی، بسیاری از خانواده‌ها دوست دارند فرزندانی تربیت کنند که در جامعه به‌عنوان الگو شناخته شوند؛ افرادی که در زمینه قرآن و آشنایی با اهل‌بیت(ع) نمونه و منحصر به‌فرد باشند. چه راهکارها و توصیه‌هایی برای این خانواده‌ها دارید؟

ج - قبل از پاسخ به سؤال شما، اجازه بدهید نکته‌ای را عرض کنم. گاهی خیرین ما فقط به ساخت مدرسه فکر می‌کنند. یک‌بار هم خدمت برخی از مسئولان ستاد ساخت مدارس، از جمله آقای حافظی و دیگران، عرض کردم که ما باید ببینیم مدرسه‌ای که ساخته می‌شود چه خروجی‌ای دارد. ممکن است هر سال هزاران مدرسه ساخته شود، اما مهم این است که حاصل و نتیجه آن چیست؟.

ایشان گفتند منظور شما چیست؟ توضیح دادم که مثلاً ما چهار زنگ درسی داریم و یک زنگ را به فعالیت‌های فوق‌برنامه مانند قرآن و مسائل دینی اختصاص می‌دهیم. حتی می‌توان شرط کرد که کسی که مدرسه می‌سازد، متعهد شود زمانی را هم برای آموزش مسائل دینی دانش‌آموزان در نظر بگیرد. این کار خوبی است، اما من عرض کردم مسئله فقط ساختن مدرسه نیست؛ مهم این است که خروجی این مدرسه دخترانه یا دبیرستان چه خواهد بود. خروجی یک مدرسه راهنمایی یا دبیرستان باید مشخص باشد.

در روایات داریم که در آخرالزمان، پدر و مادرها مسائل دینی را کمتر به فرزندان خود آموزش می‌دهند و استدلالشان هم این است که بچه‌ها در مدرسه درس دینی و قرآن دارند. البته مشکلاتی مثل تورم، گرانی و کمبود وقت هم وجود دارد و این حرف‌ها تا حدی درست است؛ چون آموزش قرآن واقعاً یک تخصص است. اما باید مراکزی وجود داشته باشد که خانواده‌ها بتوانند فرزندانشان را برای آموزش جدی‌تر به آنجا بفرستند.

وضعیت قرآن هم تا حدی شبیه زبان انگلیسی است. در مدارس معمولی، اگر بخواهید انگلیسی را به‌صورت کامل یاد بگیرید، معمولاً کافی نیست و باید به مؤسسات آموزشی مراجعه کنید. در مورد قرآن هم همین‌طور است. در مدرسه کتاب قرآن وجود دارد، دانش‌آموزان آن را می‌خوانند و شاید برای امتحان آماده شوند؛ اما اینکه قرآن را درست یاد بگیرند، حفظ کنند، ترجمه و مفاهیم آن را بفهمند و در زندگی به کار ببرند، معمولاً به این شکل اتفاق نمی‌افتد.

بنابراین اگر بخواهیم از بی‌سوادی قرآنی در جامعه خارج شویم و در سطح عمومی پیشرفت کنیم، باید مراکز تخصصی قرآنی توسعه پیدا کنند؛ چه به‌عنوان شعبه‌ای از مؤسسات قرآنی و چه به‌عنوان مدارس قرآنی. خیرین هم باید یاد بگیرند که علاوه بر مدرسه‌سازی، در ایجاد مراکز و مدارس قرآنی سرمایه‌گذاری کنند. مثلاً بگویند: من می‌خواهم یک مدرسه قرآنی بسازم؛ بخش سخت‌افزاری آن با من، اما برنامه آموزشی با شما. شما هم برنامه آموزشی خود را از کلاس اول تا دوازدهم در این مدرسه اجرا کنید.

در همین قم نمونه‌هایی از این مجتمع‌ها وجود دارد. وقتی به آن‌ها سر بزنید می‌بینید که دانش‌آموز از کلاس اول وارد می‌شود و به‌صورت مستمر آموزش‌های دینی می‌بیند؛ نماز، احکام، اخلاق، قرآن و اعتقادات را به‌خوبی فرا می‌گیرد. حتی اگر خانواده‌ها در خانه آموزش زیادی هم ندهند، این مدارس می‌توانند آنچه یک جوان مسلمان باید از قرآن، دین، مذهب، اخلاق و اعتقادات بداند، به او آموزش دهند.

گویه: با توجه به هشدارهای رهبر معظم انقلاب  درباره مسائل فرهنگی، شبیخون فرهنگی و تأثیرات فضای مجازی، و همچنین با در نظر گرفتن اینکه بخشی از بودجه‌های فرهنگی کشور به‌طور مؤثر هدایت و نظارت نمی‌شوند، چگونه می‌توان توجه و سرمایه‌گذاری بیشتری را به حوزه آموزش‌وپرورش و آموزش عالی برای ترویج دین و معارف اهل‌بیت(ع) معطوف کرد؟

ج - رهبر انقلاب بارها فرموده‌اند که فرهنگ در کشور ما مظلوم است. معمولاً هر زمان که با کمبود بودجه مواجه می‌شویم، از بودجه فرهنگی کم می‌کنیم. از سوی دیگر، همین بودجه اندک نیز گاهی به‌درستی توزیع نمی‌شود. یکی از دوستان تعریف می‌کرد که برای یک طرح قرآنی، مثلاً ده میلیارد تومان بودجه در نظر گرفته شده بود، اما هشت میلیارد آن صرف ستاد شده و تنها دو میلیارد آن در کل کشور توزیع شده است. با چنین روشی طبیعتاً به نتیجه مطلوب نمی‌رسیم.

ما چون یک نهاد مردمی هستیم، کارمان را با کمک مردم پیش می‌بریم. گاهی فردی می‌آید و ملکی را وقف می‌کند که ارزش آن پنجاه یا حتی صد میلیارد تومان است. در حالی که اگر بخواهید یک میلیارد تومان از دولت بگیرید، باید از مراحل پیچیده و طولانی عبور کنید.

با این حال، این مسئله باعث نمی‌شود که مسئولان وظیفه خود را فراموش کنند. دولت باید بهترین بودجه‌ها را برای قرآن، دین و مدارس مرتبط با این حوزه اختصاص دهد و از آن‌ها پشتیبانی کند.

متأسفانه تجربه دولت‌های مختلف نشان می‌دهد که در حوزه فرهنگ ضعف‌هایی وجود داشته است. فرقی هم نمی‌کند که مربوط به کدام جناح باشد؛ زیرا معمولاً مسائل اقتصادی و کارهای فوری دیگر آن‌قدر زیاد بوده که مسائل فرهنگی کمتر مورد توجه قرار گرفته است. حتی در برخی جلساتی که ما برای برنامه و بودجه شرکت می‌کردیم، می‌دیدیم نمایندگانی از حوزه سینما، موسیقی یا تئاتر حضور دارند و ما هم در کنار آن‌ها قرار گرفته‌ایم. در نهایت بودجه‌ای میان این بخش‌ها تقسیم می‌شود و سهم قرآن بسیار اندک است؛ آن هم به شکلی که رضایت‌بخش نیست. به همین دلیل بسیاری از مؤسسات قرآنی که عمدتاً مردمی هستند، از نظر مالی ضعیف‌اند. در مجموع اگر رسیدگی بیشتری به این حوزه صورت گیرد، قطعاً نتایج بسیار خوبی حاصل خواهد شد.

گویه: برگردیم به همان مباحث مربوط به مؤسسه شما. با توجه به حجم بالای کتاب‌هایی که ترجمه و تدوین کرده‌اید، آیا ممکن است مهم‌ترین این کتاب‌ها را نام ببرید؟

ج - بله. کتاب‌ها عمدتاً آموزشی‌اند؛ آموزش قرآن از دوره پیش‌دبستانی تا نوجوانان، بزرگسالان و جوانان. مثلا در بحث روخوانی قرآن، ما کتاب مخصوص زیر هفت سال داریم، کتاب ویژه دوره ابتدایی داریم و برای یک جوان شانزده‌ساله هم کتاب متناسب خودش را تالیف کرده‌ایم. یعنی هر گروه سنی و هر نیاز آموزشی، کتاب مستقل و مناسب خود را دارد. به همین دلیل هم بیش از دویست عنوان کتاب منتشر کرده‌ایم و اگر بخواهم همه اسامی را بیان کنم بسیار طولانی می‌شود.

نکته جالب اینجاست که رهبر شهیدمان ــ که عکس‌های آن دیدار هم هست و از سایت رسمی مقام معظم رهبری برداشتیم ــ یک بار در دیداری به من فرمودند: «می‌دانم شما در قم، در یک زیرزمین، مشغول کار هستید؛ کارت هم خوب است. این کار را توسعه بده و به کل کشور برسان.»

برای من عجیب بود که با آن حجم مشغله، ایشان از محل کار ما آگاه بودند. آن زمان حدود دویست و پنجاه شاگرد داشتیم. عرض کردم که معمولاً بزرگان وقتی چیزی می‌گویند پشت آن نکته‌ای هست، و اولین چیزی که به ذهن انسان می‌رسد مسئله بودجه است. ایشان فرمودند: «ما خودمان حرکت می‌کنیم.» یعنی شما کار را شروع کنید، برکت و امکاناتش خواهد رسید.

همین توصیه باعث شد به شهرهای مختلف برویم. در تهران، ساختمانی را کامل در اختیار مؤسسه گذاشتند. در شیراز همین‌طور. در شهرهای دیگر نیز همین مسیر طی شد. توصیه آقا این نبود که درباره بودجه صحبت کنیم؛ ایشان گفتند کار را توسعه دهید و بقیه‌اش خواهد رسید. و واقعاً همین‌گونه شد. شعب از صد تا رسید به دویست، سپس سیصد، چهارصد؛ البته در دوران کرونا بخشی از شعب به دلیل شرایط، ریزش داشت، اما مسیر کار هیچ‌وقت متوقف نشد.

گویه: خیلی‌ها از من هم پرسیده‌اند. می‌گویند آقا محمدحسین که در کودکی آن‌قدر زیبا قرآن می‌خواند الان کجاست؟ چه می‌کند؟ از شما می‌پرسیم، ایشان امروز مشغول چه فعالیتی هستند؟

ج -  یکی از نعمت‌های خدا این است که فرزند انسان شبیه او باشد و راه او را ادامه دهد. ما هم همیشه کنار هم بوده‌ایم؛ از زمانی که ایشان پنج‌ساله بودند و برنامه اجرا می‌کردند و حافظ کل قرآن شدند. آن موقع موج بزرگی ایجاد شد و باید از آن موج برای نشر قرآن استفاده می‌شد. مردم می‌پرسیدند آیا بچه ما هم می‌تواند مثل ایشان شود؟ بله، می‌شود؛ اما نیاز به استاد، مکان، کتاب و امکانات دارد. ما این امکانات را فراهم کردیم تا دیگران هم بهره‌مند شوند.

یکی از مراجع بزرگ، حضرت آیت‌الله العظمی مکارم شیرازی، در دیداری فرمودند: «شما به فرزند خودتان اکتفا نکردید؛ در شهرهای دیگر هم به آموزش کودکان پرداختید؛ اصل کار همین است.» چون در روایت نیز آمده که اصل علم از قم باید منتشر شود. بسیاری از مؤسسات قمی هم شعب کشوری و بین‌المللی دارند. ما نیز همین مسیر را رفتیم.

شهید بهشتی جمله‌ای داشتند و شخصی برای خود من نقل کرد: «ما خدا را این‌گونه شناخته‌ایم که اگر در اصل کار تردیدی نداشته باشیم، در امور مادی آن لنگ نمی‌مانیم.» این را در عمل دیده‌ام. وقتی یقین داشته باشی کاری درست و مطابق قرآن است، خداوند کمکش را می‌رساند. مثل رزقی که به اندازه فرزندان نازل می‌شود؛ اگر دو فرزند داشته باشی، رزق دو فرزند داده می‌شود، اگر ده فرزند داشته باشی، رزق ده فرزند. مؤسسه هم همین‌طور است: اگر همت بالا باشد و بگویی این تعداد شعب کم است، باید توسعه پیدا کند، خداوند راهش را باز می‌کند.

اما درباره وضعیت فعلی ایشان: بعد از اتمام درس‌ها، اکنون خودشان در کنار ما فعالیت دارند. چند کتاب را مشترکاً تدوین کردیم که چاپ شده‌اند و چند عنوان دیگر زیر چاپ است. آثار آموزشی بسیار خوبی است؛ برخی با نام سید محمدمهدی طباطبایی و برخی با نام سید محمدحسین طباطبایی منتشر می‌شود. ایشان در تألیف کتاب‌ها مشارکت دارند، معاون و قائم‌مقام مؤسسه هستند و هر روز کنار هم امور برنامه‌های کشوری را بررسی و هماهنگ می‌کنیم.

بحمدالله مسیر فعالیت ایشان دقیقاً در ادامه همان راهی است که از کودکی آغاز شده بود.

گویه: وبالاخره اگر چیزی هست که ما نپرسیده باشیم و شما لازم بدانید مطرح کنید؟ مخصوصاً که مسئولان هم این برنامه را می‌ خوانند.

ج - بله، یک نکته همیشه ذهن مرا درگیر می‌کند. ما حدود سی سال پیش «سلبریتی قرآنی» داشتیم. مثالش همین آقا محمدحسین؛ یک کودک پنج‌ساله که حافظ قرآن شد و ما همراه او در کشورهای مختلف برنامه اجرا کردیم؛ از کاخ‌های کشورهای خلیج فارس گرفته تا سفارتخانه‌ها در اروپا و آفریقا. او حتی لیسانسش را از سارایوو گرفت و دکترایش را در لندن ادامه داد. در حجره فیضیه درس تفسیر داشت، در تلویزیون برنامه ثابت داشت. حتی یادم هست یکی از مراجع، فرزندش را به من گفت که «ساعت یازده جمعه بروید پای درس آقای طباطبایی»؛ مرجع تقلید می‌نشست و از تدریس آن کودک لذت می‌برد.

نتیجه این حضور رسانه‌ای چه شد؟ موجی راه افتاد. آن‌قدر تأثیرگذار بود که طبق آمار ثبت‌احوال، سال بعد از شهرت او، «محمدحسین» سومین اسم پرطرفدار کشور شد. خیلی‌ها بعدها به ما می‌گفتند: «ما به خاطر دیدن او، رفتیم سمت قرآن.»

گویه: اما امروز چه؟

ج - امروز دیگر سلبریتی قرآنی نداریم.

جای آن را سلبریتی‌های ورزشی و هنری گرفته‌اند. آن‌ها آدم‌های خوبی هستند، اما در عرصه قرآن خلأ جدی داریم. جامعه ما الگو می‌خواهد؛ آن هم الگوی هم‌سن‌وسال خودش. نوجوان ده‌ساله باید یک قاری ده‌ساله را ببیند، نه یک استاد باسابقه را.

گویه: نظر شما درباره برنامه «محفل» صداوسیما چیست؟ آیا همان می‌تواند این خلأ را پر کند؟

ج - برنامه‌ی خوبی است، اما یک اشکال اساسی دارد. بچه‌هایی را می‌آورند که از قاریان خوب کشور هستند، اما به آن‌ها می‌گویند اسم مؤسسه‌تان را نبرید! این یعنی ما اجازه نمی‌دهیم این نوجوان‌ها هویت و پشتوانه آموزشی‌شان دیده شود. این‌طور نمی‌شود سلبریتی ساخت.

از طرف دیگر، این بچه‌ها یک بار می‌آیند و دیگر دیده نمی‌شوند.

در حالی که اگر کودکی ۸–۱۰ ساله خوب می‌خواند و سیمای زیبایی دارد، باید بارها او را آورد، برایش برنامه ساخت، پیشرفتش را نشان داد، و اجازه داد در مسیر رشد قرار بگیرد. اما اکنون چنین رویکردی نداریم.

از طرفی، ما بیش از سیصد مرکز فعال قرآنی داریم، اما شبکه قرآن حتی اجازه تبلیغ یک دوره تابستانی را هم نمی‌دهد. برای ده ثانیه آگهی، چند میلیارد تومان هزینه لازم است! مراکز قرآنی که کارخانه نیستند. درآمد میلیاردی ندارند. بنابراین اصلاً امکان معرفی استعدادهای قرآنی فراهم نیست.

در عین حال نابغه‌های واقعی داریم که حتی کسی اسمشان را نشنیده. مثلاً در یکی از شهرستان‌ها با پسربچه‌ای آشنا شدم که هفت – هشت سال بیشتر نداشت؛ حفظ قرآن بود و هر آیه‌ای را که می‌خواندی، تفسیر می‌کرد. پرسیدم این اطلاعات را از کجا آورده؟ گفت: «پدر و مادرم کارمندند. ما در خانه دوره تفسیر نمونه داریم. کنار حفظ، آن‌ها را هم می‌خوانم و همه در ذهنم مانده.» این بچه می‌توانست هر آیه را در ده دقیقه برایت شرح دهد. واقعاً نابغه بود — اما گوشه‌نشین و ناشناخته.

این‌ها سلبریتی نیستند؟ چرا هستند. اما ما رهایشان کرده‌ایم.

اگر رسانه کمک کند، اگر تلویزیون همراه باشد، می‌شود موج قرآنی بزرگ‌تری از گذشته ساخت؛ موجی که نسل جدید را درگیر کند.

گویه: از این که وقت برای این گفت وگو گذاشتید، سپاسگزاریم.

چاپ شده در ✅روزنامه#گویه ، شماره 2849 شنبه   19 اردیبهشت   1405

https://farsnews.ir/gooyeh/1778265750566943059

 

https://www.gooyeh-qom.com/30122/2026/05/09/%d8%ad%d8%ac%d8%aa-%d8%a7%d9%84%d8%a7%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85-%d8%b3%db%8c%d8%af-%d9%85%d8%ad%d9%85%d8%af-%d9%85%d9%87%d8%af%db%8c-%d8%b7%d8%a8%d8%a7%d8%b7%d8%a8%d8%a7%db%8c%db%8c/

https://farsnews.ir/gooyeh/1778265750566943059  

https://virasty.com/user170879019828/1778290707635944819

خروج آمریکا ازغرب آسیا امنیت سازاست نه آتش بس

خروج آمریکا ازغرب آسیا امنیت سازاست نه آتش بس

حضور آمریکا درغرب آسیا جنگ افرین است

سید محمد حسین دریاباری

 امروز جهان شاهد جنگی نابرابر علیه ایران است؛ جنگی که توسط آمریکا و صهیونیست‌های اشغالگر آغاز شده است. شاید سال‌ها پیش وقوع چنین نبردی قابل پیش‌بینی بود، اما چگونگی و ابعاد آن همواره در هاله‌ای از ابهام قرار داشت. از همان آغازِ پیروزی انقلاب اسلامی، موضع قدرت‌های غربی به‌ویژه آمریکا و رژیم صهیونیستی در برابر ایران دگرگون شد؛ چرا که انقلاب، توازن قدرت را در منطقه به زیان آنان تغییر داد.

ایران با دستیابی به استقلال واقعی، معادلات دیرینه‌ی غرب را در خاورمیانه بر هم زد و همین امر سبب شد که آنان با تمام توان برای بازگرداندن نفوذ ازدست‌رفته‌ی خود اقدام کنند. آمریکا نخستین کشوری بود که روابطش را با ایران قطع کرد و پس از آن زنجیره‌ای از دشمنی‌ها و فتنه‌ها به راه افتاد. در آن دوران، ایالات متحده هنوز سرگرم رقابت با شوروی بود و از این رو، در آغاز، استقلال ایران چندان برایش تهدیدآمیز نمی‌نمود. اما با فروپاشی نظم دو قطبی جهان، تمرکز آنان بیش از پیش بر مهار ایران قرار گرفت.

استقلال‌خواهی ملّت ایران هزینه‌های سنگینی در پی داشت. جنگ تحمیلی صدام، که هشت سال به طول انجامید، خسارات مادی و انسانی بی‌شماری بر کشور وارد کرد و مسیر پیشرفت را برای مدتی به تأخیر انداخت. نیروهای ارزشمند بسیاری در آن نبرد از میان رفتند؛ اما همان جنگ، بذر خودباوری و مقاومت را نیز در ضمیر مردم ایران کاشت.

پس از پایان جنگ، توطئه‌ها متوقف نشد. دشمنان از هر ابزار ممکن برای فشار به ایران بهره گرفتند: از تحریک گروه‌های تجزیه‌طلب گرفته تا تحریم‌های اقتصادی و کارزارهای رسانه‌ای. با این همه، مردم ایران با صبوری و استقامت در برابر هر چالش ایستادند.

برخی سیاست‌مدارانِ ساده‌انگار بر این باور بودند که می‌توان با سازش در برابر آمریکا، امنیت و رفاه را به‌دست آورد؛ غافل از آن‌که دشمن در ذات خود به چیزی جز سلطه نمی‌اندیشد. امام خمینی(ره)، که ماهیت استکبار جهانی و اسرائیل را به‌خوبی می‌شناخت، همواره نسبت به اعتماد به آنان هشدار داده و رژیم صهیونیستی را «غده‌ای سرطانی» در پیکر جهان اسلام می‌دانست.

تلاش‌ها برای حل مسائل از طریق گفت‌وگو و دیپلماسی ادامه یافت. اما غرب بارها ثابت کرد که اهل پیمان نیست. ماجرای برجام نمونه‌ای روشن بود. توافقی که امضا شد اما به دست همان قدرت‌ها نقض گردید، به بهانه‌ی آن‌که برای آمریکا سودی ندارد.

در خرداد ۱۴۰۴، در حالی‌که گفت‌وگوهای جدیدی در جریان بود، آمریکا و اسرائیل با حمله‌ای غافلگیرانه جنگی را علیه ایران آغاز کردند و میز دیپلماسی را به گلوله بستند. این جنگ دوازده روز به طول انجامید، اما با ایستادگی نیروهای مسلح و پشتیبانی مردم، دشمن ناچار به عقب‌نشینی و درخواست آتش‌بس شد . آتش‌بسی که نه متنی داشت و نه امضایی.

با این‌حال، در نهم اسفند همان سال، دشمن بار دیگر به عهدش پشت پا زد و حملات تازه‌ای را آغاز کرد. در این تهاجم بی‌رحمانه، مقر دفتر رهبر انقلاب اسلامی هدف قرار گرفت و معظم‌له به شهادت رسیدند. اما خون او طوفانی از خشم و مقاومت در سراسر کشور برپا کرد.

تنها یک ساعت پس از این جنایت، نیروهای مسلح ایران نبردی جانانه را آغاز کردند. اکنون، پس از سی وپنج روز، صفوف مردمی در خیابان‌ها و استقامت بی‌نظیر رزمندگان چنان توازن قوا را دگرگون ساخته که اردوگاه استکبار در آشوب و هراس فرو رفته است.

پیام‌های پیاپی آتش‌بس از سوی قدرت‌های متجاوز مخابره می‌شود. آن چه زمانی بسیاری آن را افسانه می‌پنداشتند، امروز به واقعیت پیوسته است: ایران تنگه‌ی هرمز را در چهارچوب قواعد بین‌المللی تحت کنترل خود گرفته است و لرزه‌ای بر اندام غرب افتاده است. اکنون که انرژی به سلاح راهبردی تبدیل شده، بیم کمبود نفت، خواب را از چشمان سران غرب ربوده است.

در سوی دیگر، سرزمین‌های اشغالی زیر آماج بی‌وقفه‌ی حملات نیروهای مقاومت‌اند. رژیم اشغالگر بیش از هر زمان دیگری متزلزل شده و هیمنه‌ی پوشالی آن فرو ریخته است. جمهوری اسلامی ایران بار دیگر قدرت خود را به جهانیان نشان داده است.

در این میان، دشمنان، همان‌گونه که همیشه کرده‌اند، غیرنظامیان را هدف قرار دادند. نخستین حمله‌شان به مدرسه‌ای در میناب بود؛ جایی که کودکان بی‌دفاع قربانی کینه و وحشی‌گری شدند. خانه‌های ویران‌شده و خانواده‌های بی‌پناه سندی است بر چهره‌ی واقعی مدعیان آزادی و حقوق بشر.

اکنون که آنان پس از شکست‌های پیاپی دوباره سخن از مذاکره به میان می‌آورند، آیا می‌توان به چنین دشمنانی اعتماد کرد؟ بارها آزموده‌اند و هر بار دروغ گفته‌اند. تنها راه، ایستادگی است تا هیچ قدرتی جرأت تجاوز دوباره نیابد.

ایران با وجود تمام خسارات، امروز سربلند و مقتدر ایستاده است. کشورهای اسلامی دریافته‌اند که این کشور نه‌تنها از موجودیت خود، بلکه از عزت و استقلال ملت‌های مسلمان نیز دفاع کرده است.

اما در این میان، عده‌ای اندک که دل در گرو غرب داشتند و فریب وعده‌های دروغین آزادی و رفاه را خوردند، با نوشتن نامه‌هایی ننگین به سردمداران استکبار، خواهان مداخله‌ی آنان در کشور شدند. آنان با جهل و مزدوری، دشمن را به یاری طلبیدند تا ایران را به آتش بکشند. چنین خیانتی همیشه مایه‌ی ننگ تاریخ خواهد بود.

امروز هیولای جنگ در برابر اراده‌ی مردم ایران زانو زده است. دشمنان که خود این آتش را برافروختند، اکنون التماس آتش‌بس می‌کنند. پیام روشن ملت ایران این است: صلح تنها زمانی معنا دارد که آمریکا منطقه را ترک کند و کشورهای منطقه امنیت خویش را به دست خود بسپارند.

ایران با مقاومت خود، استقلال منطقه را معنا بخشیده است. همان‌گونه که رهبر شهید انقلاب حضرت آیت الله خامنه ای فرموده بود:

«تا نفس دارم و جان در بدن دارم، در راه قوی شدن ایران کوتاه نخواهم آمد.»

گرچه او دیگر در میان ما نیست، اما میراث او ــ ایران قدرتمند و سربلند ــ امروز در برابر چشمان جهانیان ایستاده است. روح آن بزرگ‌ مرد بر ملت مقاوم ایران و نیروهای جان‌برکف این سرزمین درود می‌فرستد.

چاپ شده در روزنامه گویه شماره 2826 مورخ 15 فروردین 1405

https://farsnews.ir/gooyeh/1775269914183140838