هشدار نسبت به واژههایی که وحدت را متزلزل میکند
سید محمد حسین دریاباری
وحدت و همصدایی؛ مهمترین نیاز امروز ایران
نقش رسانه در تقویت روحیه مردم و رزمندگان
تحلیل نادرست، آب ریختن به آسیاب دشمن
اکنون کشور ما در یکی از بحرانیترین مقاطع تاریخی خود قرار گرفته است. جنگی بر ما تحمیل شده که پیامدهای آن بسیار زیانبار ارزیابی میشود. قدرتهای بزرگ، آشکارا و پنهان، به ایالات متحده کمک کردهاند و اسرائیل ـ که ساخته و پرداخته همان قدرتهاست ـ نیز در شعلهور شدن این جنگ نقش داشته و به نوعی محرک اصلی آن بوده است. غرور و خودبینی آنان سبب شد هدفی را که سالها در پی آن بودند به مرحله اجرا بگذارند: حمله به ایران.
شاید در گذشته هر زمان تصمیم به چنین اقدامی میگرفتند، موانعی پیش روی خود میدیدند و تصور میکردند زمان آن فرا نرسیده است. اما اکنون که دست به این اقدام زدهاند، ابتدا کشور ما را دو مرحلهای آزمودند؛ پس از تحمل مشکلاتی درخواست آتشبس کردند و سپس با ایجاد آشوبهای داخلی، بار دیگر ملت ایران را محک زدند. با این حال، با وجود خسارتهایی که به کشور وارد شد، وحدت و همصدایی مردم مانع دستیابی آنان به اهدافشان شد. پس از آتشبسی نانوشته و بدون امضا نیز به تجهیز و آمادگی خود پرداختند و حتی در حالی که مذاکراتی در جریان بود و گفته میشد ممکن است به نتایج قابل قبولی برسد، پیشدستانه میز مذاکره را به آتش کشیدند و حملهای را آغاز کردند که کشور را با شرایط کنونی مواجه ساخته است.
در چنین وضعیتی توجه به چند نکته ضروری است. مردم ایران از دیرباز ـ چه پیش از اسلام و چه پس از آن ـ روحیهای ریشهدار در عشق به وطن داشتهاند. علاقه به سرزمینی که در آن زندگی میکنند در میان اکثریت اقوام و گروههای ساکن ایران وجود داشته و دارد. البته ممکن است در هر جامعهای افرادی یافت شوند که در زمان جنگ به دشمن کمک کنند، اما قاطبه مردم ایران همواره دلبسته میهن خود بودهاند و این حقیقت را در دورههای مختلف تاریخ نشان دادهاند.
مرور تاریخ ایران نشان میدهد که مردم این سرزمین بارها در برابر قدرتهای بزرگ ایستادهاند؛ در برابر انگلیس جنگیدهاند، در برابر روس و اتحاد جماهیر شوروی ایستادگی کردهاند و در برابر اقوام و قدرتهایی که از گوشه و کنار جهان به این سرزمین هجوم آوردهاند با وحدت مقاومت کرده و میهن خود را حفظ کردهاند. از همین رو تاریخ ایران سرشار از فراز و نشیبهایی است که مطالعه آن روح و جان انسان را تقویت میکند.
ادبیات فارسی نیز بازتاب همین روحیه است. در آثار بزرگی همچون شاهنامه فردوسی، داستانهایی از دلاوری و فداکاری آمده که برخی ممکن است آنها را صرفاً زاییده تخیل شاعر بدانند، اما در حقیقت این روایتها ریشه در واقعیتهای تاریخی و روحیه پهلوانی مردمان این سرزمین دارند؛ پهلوانانی که افتخاراتی برای ایران آفریدند و الهامبخش روایتهای حماسی شدند.
پس از اسلام نیز مفاهیمی همچون دفاع از وطن، جهاد و پاسداری از سرزمین در آموزههای دینی جایگاه ویژهای یافت. مسلمانان مؤمن با الهام از سیره پیامبر اسلام و ائمه اطهار، دفاع از عقیده و سرزمین را وظیفهای اساسی دانستهاند. چنین باوری سبب شده است که در برابر تهدیدها با روحیهای استوار بایستند و همچون شیران بیشه از خاک و عقیده خود دفاع کنند.
امروز نیز ایران در معرض جنگی ناخواسته قرار گرفته است. دشمن از جهات مختلف فشار وارد کرده و سالهاست با ایجاد پایگاههای متعدد در کشورهای همسایه و تجهیز آنها با پیشرفتهترین امکانات نظامی، خود را برای چنین رویارویی آماده کرده است. در مقابل، نیروهای مسلح ایران ـ ارتش، سپاه و نیروهای امنیتی ـ با آمادگی کامل در حال دفاع از کشور هستند.
در این مقطع حساس، کشور بیش از هر چیز به راهکارهایی برای حفظ انسجام داخلی نیاز دارد. نخستین و مهمترین راهکار، وحدت و همدلی ملی است. در هر جامعهای اختلاف نظر میان اندیشمندان و گروههای مختلف طبیعی است، اما در شرایطی که موجودیت و امنیت کشور در معرض تهدید قرار دارد، این اختلافها باید کنار گذاشته شود.
مسئولانی که با رفتار یا گفتار خود موجب تضعیف امنیت و وحدت ملی میشوند باید مورد بازخواست قرار گیرند. همچنین چهرههایی که با استفاده از امکانات کشور به موقعیتی رسیدهاند اما امروز با سخن، رفتار یا فعالیتهای رسانهای خود ناخواسته یا آگاهانه به دشمن کمک میکنند، باید مورد هشدار و برخورد قانونی قرار گیرند. حفظ انسجام ملی در چنین شرایطی یک ضرورت اساسی است.
رسانهها نیز مسئولیتی سنگین بر عهده دارند. وظیفه اصلی آنان تقویت روحیه مردم و رزمندگان است. انتشار تحلیلهای نادرست، مطالب سست و گزارشهایی که به تضعیف روحیه جامعه منجر شود میتواند به سود دشمن تمام شود. بنابراین مسئولان و نهادهای ذیربط باید در چارچوب قوانین، با انتشار مطالبی که به امنیت ملی آسیب میزند برخورد کنند.
از سوی دیگر، کسانی که تریبون در اختیار دارند باید در بیان سخنان خود دقت بیشتری داشته باشند. در شرایط جنگی، حتی یک واژه میتواند پیامدهای گستردهای داشته باشد. مسئولان بهتر است سخنان خود را از پیش تنظیم و چند بار بررسی کنند تا مبادا جملهای باعث تزلزل در جامعه یا ایجاد شکاف در وحدت ملی شود.
مردم ایران نیز همواره نشان دادهاند که در لحظات حساس در کنار کشور خود میایستند. حضور آنان در صحنه و تلاش برای حفظ امنیت و ثبات اجتماعی نشاندهنده عزم جدی ملت برای دفاع از ایران است. با این حال طرح مباحثی که میتواند به امنیت و آینده کشور آسیب بزند، در چنین شرایطی قابل پذیرش نیست.
امروز اولویت اصلی حفظ قدرت ایران، پاسداری از تمامیت ارضی و حمایت از نیروهای مسلح است. تا زمانی که شرایط به نقطهای قابل قبول نرسیده است، سخن گفتن از مصالحه یا پایان جنگ زودهنگام بی معنا است. پایان جنگ زمانی معنا پیدا میکند که تهدیدهای اصلی از میان رفته و امنیت پایدار برای کشور و منطقه فراهم شود.
در نهایت باید توجه داشت که مواضع برخی کشورهای اروپایی در قبال این بحران نیز بیش از آنکه ناشی از علاقه به ایران باشد، حاصل ارزیابی آنان از موازنه قدرت در منطقه است. اگر احتمال پیروزی آمریکا در این نبرد را بالا میدانستند، بیتردید در کنار آن قرار میگرفتند. اعلام بیطرفی یا مواضع محتاطانه آنان بیشتر از آن روست که منطقه غرب آسیا برایشان اهمیت راهبردی دارد.
از این رو ضروری است که صاحبنظران و تحلیلگران با دقت و مسئولیتپذیری سخن بگویند و افکار عمومی را به بیراهه نکشانند. در شرایط کنونی، بیش از هر زمان دیگری همگرایی، همفکری و وحدت ملی برای حفظ ایران و تمامیت ارضی آن ضرورت دارد.
چاپ شده در روزنامه گویه مورخ دوشنبه 17 فروردین 1405 شمسی / 17 شوال 1447 / 6 اپریل 2026 میلادی / سال بیست ودوم/ شماره 2828
جایگاه ایران در معادلات منطقه و آینده همکاریها
چرا شورای همکاری خلیج فارس هنوز با رویکرد ایرانستیز تعریف میشود؟
سید محمد حسین دریاباری
در دو دهه گذشته، برخی تحلیلگران سیاسی پیشبینی کرده بودند که ایالات متحده آمریکا و رژیم صهیونیستی ممکن است در سالهای آینده به ایران حمله کنند. این پیشبینی بر پایه شواهد و قرائنی در منطقه بود؛ از جمله چراغ سبز برخی دولتهای عربی و فراهمسازی زیرساختها و پایگاهها برای حضور نیروهای فرامنطقهای. این روندها سرانجام در رویدادهای خرداد و اسفند ۱۴۰۴ نمود عینی یافت. هرچند تحلیلگران زمان دقیق را مشخص نکرده بودند، اما بر مبنای مقدمات و روندهای ژئوپلیتیک منطقه، چنین احتمالاتی را قابل انتظار میدانستند.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی، ساختار خاورمیانه دگرگون شد. ایران با نظامی مستقل و اسلامی مواجه بود که به سرعت درگیر جنگی تحمیلی از سوی رژیم بعث عراق شد؛ جنگی که آتش آن را قدرتهای غربی و برخی دولتهای عربی برافروختند. در هشت سال دفاع مقدس، کشورهای حاشیه خلیج فارس — از جمله عربستان سعودی، امارات متحده عربی و کویت — حمایت مالی و سیاسی گستردهای از صدام حسین بهعمل آوردند و میلیاردها دلار برای مهار نفوذ انقلاب اسلامی اختصاص دادند. در همین دوره، برای تقابل سازمانیافته با ایران، شورای همکاری خلیج فارس (متشکل از عربستان سعودی، بحرین، امارات متحده عربی، قطر، عمان و کویت) شکل گرفت.
با وجود این، در میان اعضای شورا، روابط ایران و عمان — بهویژه در دوران سلطان قابوس— گرم و سازنده بوده و این رویکرد امروز نیز عمدتاً مثبت ارزیابی میشود. در مقابل، تعامل با سایر کشورها با اما و اگرهای فراوان همراه بوده است. ایران همواره اصل حسن همجواری را مبنای روابط خارجی خود قرار داده، اما رفتار برخی همسایگان بهگونهای بوده که مانع شکلگیری اعتماد پایدار شده است. بحرین رویهای ناسازگار اتخاذ کرد، و امارات متحده عربی با تکیه بر پشتیبانی قدرتهای بزرگ گاه تصورات غیرواقعبینانهای از نقش و توان خود در منطقه داشته است. قطر نیز بارها هدف تحریم و محاصره از سوی همسایگان، از جمله عربستان، قرار گرفت؛ در همان زمان، ایران از مسیر هوا و دریا نیازهای فوری قطر را تأمین کرد و محاصره را شکست. با این همه، پاسخ دوحه در مقاطع بعدی گاه همسو با مخالفان ایران تعبیر شد.
شش کشور شورای همکاری مجموعاً بیش از سه میلیون و سیصد هزار کیلومتر مربع مرز دریایی دارند و حدود ۴۰ درصد ذخایر نفت و یکچهارم منابع گازی جهان را در اختیار گرفتهاند. جمعیت کل آنها حدود ۵۰ میلیون نفر است که بیش از نیمی از آن را مهاجران و اتباع غیر بومی تشکیل میدهند. در سالهای اخیر، کشورهای عربی با توجیه تأمین امنیت، به بسط پایگاههای نظامی خارجی پرداختند. در همین زمینه، ترکی فیصل، از چهرههای برجسته سیاسی عربستان، هشدار داده بود که امنیت واقعی خلیج فارس تنها در سایه همکاری دستهجمعی با جمهوری اسلامی ایران ممکن است و از ایجاد منطقه عاری از سلاحهای هستهای و کشتار جمعی دفاع کرده بود. با وجود این توصیهها، کشورهای عضو شورا توجهی نشان ندادند و در عوض، با قدرتهای غربی پیوندهای عمیق نظامی برقرار کردند و زمین و سرمایه در اختیار آنان گذاشتند. قدرتهای غربی نیز که برخی از این کشورها را «گاو شیرده» میپنداشتند، از دلارهای نفتی برای ترمیم اقتصاد و تقویت بازارهای مالی خود بهره بردند؛ در حالی که کشورهای مزبور عمدتاً مصرفکننده باقی ماندند و کمتر به سرمایهگذاری درونی و ظرفیتسازی پایدار پرداختند.
تحلیلگران بارها پرسیدهاند چرا کشورهای قدرتمند منطقه — مانند ایران و عراق — با توجه به وسعت جغرافیایی، منابع و جمعیت قابل توجه، در مسیر همکاری امنیتی پایدار قرار نگرفتند؛ حتی پیشنهادهایی برای چارچوبهای گستردهتر با مشارکت اردن و مصر مطرح شد، اما اقدام جدی رخ نداد. علت اصلی، تقابل راهبردی با جمهوری اسلامی ایران و هویتیابی شورای همکاری در واکنش به انقلاب اسلامی بود. بررسی نشستها و بیانیههای رسمی شورای همکاری نشان میدهد که مواضع آن همچنان همسو با منافع قدرتهای بزرگ شکل میگیرد. در مقابل، سیاست ایران بر تقویت روابط با همسایگان و منطقهگرایی تأکید داشته و خلیج فارس را عمق راهبردی خود میداند. با این حال، تداوم رفتار خصمانه و وابستگی امنیتی برخی دولتهای عربی به بازیگران فرامنطقهای، مانع شکلگیری همکاری واقعی و سازنده شده است.
موضوع جزایر سهگانه تنب بزرگ، تنب کوچک و ابوموسی نیز در بیانیههای دورهای شورای همکاری بهطور مکرر علیه ایران مطرح میشود. تا پیش از جنگ دوازده روزه و سپس رویدادهای اسفند ۱۴۰۴، تقریباً هر مقام اروپایی یا آمریکایی که به منطقه سفر میکرد، در بیانیههای مشترک به این جزایر اشاره میشد تا اختلافسازی دائمی در رسانهها تداوم یابد. این در حالی است که اسناد تاریخی، حاکمیت ایران را تأیید میکند. در دوران جنگ ایران و عراق نیز برخی طرفها درباره «فراموشنشدن» ادعاهایشان هشدار میدادند؛ تا جایی که آیتالله هاشمی رفسنجانی در خطبههای نماز جمعه هشدار داد هرگونه تفکر درباره تصرف جزایر ایرانی مستلزم گذشتن از «دریای خون» است. امروز نیز پس از جنگ اخیر و تثبیت اقتدار دفاعی ایران، لازم است روابط با این کشورها مورد بازبینی واقعبینانه قرار گیرد تا از فراهمشدن دوباره بستر حضور بیگانگان جلوگیری شود.
در موضوع میدان گازی مشترک آرش/الدُرّه میان ایران، عربستان و کویت، تمایل لازم برای گفتوگوی سازنده با ایران دیده نشد؛ حال آنکه منابع مشترک مستلزم مدیریت مشترک و تفاهم فنی است. همچنین ایران در پی رویدادهای اخیر، از چند کشور— بهویژه امارات متحده عربی، عربستان سعودی، اردن، قطر و دیگر کشورهایی که بهگونهای تسهیلات حمله از خاک خود را فراهم کردند — درخواست پرداخت غرامت جنگی کرده است. در نتیجه، سیاست آتی ایران باید در برابر چنین رفتارهایی قاطع و حسابشده باشد: هم در عرصه دیپلماسی و حقوق بینالملل فعال، و هم در عرصه بازدارندگی و امنیتی مقتدر.
نکته مهمتر موضوع تنگه هرمز است؛ گذرگاهی که به باور ایرانیان به صاحب اصلی خود بازگشته است. ممکن است برخی بازیگران تلاش کنند با پروژهها یا مسیرهای جایگزین، نقش حیاتی این آبراه را کماثر جلوه دهند. جمهوری اسلامی ایران باید برای چنین سناریوهایی برنامهریزی دقیق داشته باشد، هر اقدام برای بیاثر کردن جایگاه تنگه را در نطفه خنثی کند و در عین حال، بستر صلح و امنیت پایدار در منطقه را تقویت نماید. کشورهای عربی نیز باید از تجربه شکست راهبردهای گذشته درس بگیرند و به واقعیتهای ژئوپلیتیک و توانمندیهای ایران وقوف یابند. بهترین مسیر، بازگشت به مردم، تنشزدایی، و زیست مسالمتآمیز با جمهوری اسلامی ایران و همسایگان است؛ مسیری که میتواند منفعت مشترک، ثبات و شکوفایی اقتصادی را برای همه طرفها تضمین کند.
چاپ شده درروزنامه#گویه ، شماره ۲۸۳۴ شنبه ۲۹ فروردین 1405
https://farsnews.ir/gooyeh/1776869762820470056
آیا میانجیهای وابسته توان مهار بحران را دارند؟
احتمال تحولات جدید در منطقه و سناریوهای پیشرو
سید محمدحسین دریاباری
کمتر از بیستوچهار ساعت پس از برقراری آتشبس، رژیم اشغالگر قدس آن را نقض کرد. ایالات متحده میتوانست رئیس این رژیم را تحت فشار قرار دهد تا به لبنان حمله نکند. شاید بسیاری از کارشناسان و تحلیلگران سیاسی نسبت به شرایطی که ایران مطرح کرده بود تردید داشتند؛ زیرا معتقد بودند این رژیم چنان افسارگسیخته عمل میکند که به هیچ شرط و تعهدی پایبند نیست و به هیچ پیمانی تن نمیدهد.
در چنین شرایطی به نظر میرسد جمهوری اسلامی باید در تحلیلها و تصمیمگیریهای خود، مرز میان آمریکا و اسرائیل را روشنتر ترسیم کند. اگر قرار است با آمریکا به توافقی دست یابد، لازم است در برابر اقدامات اسرائیل نیز واکنشی مناسب و بازدارنده اتخاذ شود. عملیات خشونتآمیز علیه لبنان نهتنها نقض حاکمیت این کشور است، بلکه با بیانیه شورای عالی امنیت ملی ایران نیز در تعارض کامل قرار دارد؛ بیانیهای که بر ضرورت عاری بودن منطقه از جنگ و تنش تأکید کرده بود.
تردیدی نیست که اگر این روند ادامه یابد، ممکن است در آینده نزدیک حوادث مشابهی برای ایران، عراق یا یمن نیز رخ دهد. از این رو ضروری است کارشناسان نظامی، دیپلماتها و استراتژیستهای کشور با دقت بیشتری این تحولات را بررسی کرده و تصمیمات مقتضی اتخاذ کنند. شاید یک یا دو عملیات برای پاسخ به آنچه در لبنان رخ داده کافی نباشد و لازم باشد اقداماتی صورت گیرد که اسرائیل را در موقعیتی دشوار قرار داده و آن را وادار به پاسخگویی کند.
اگر آمریکا قادر به مهار اسرائیل نیست، جمهوری اسلامی باید در این زمینه تصمیمی قاطع اتخاذ کند. به نظر میرسد در ساعات یا روزهای آینده تحولات مهمی در منطقه رخ دهد.
در این میان، پاکستان نیز تاکنون توان چندانی برای ایفای نقشی مؤثر نشان نداده است. این کشور صرفاً این حوادث را محکوم کرده و اقدام عملی دیگری انجام نداده است؛ در حالی که میتوانست به عنوان کشوری مخالف اشغالگری قدس، نقش فعالتری ایفا کند. برداشت کلی آن است که ارتش و دولت پاکستان به دلیل وابستگیهای اقتصادی و کمکهای مالی چند میلیارد دلاری آمریکا، ترجیح دادهاند به جای اقدام عملی، نقش میانجی برای آتشبس را بر عهده بگیرند.
اکنون این پرسش مطرح میشود که آیا چنین میانجیگری اساساً توانایی فشار بر آمریکا یا مهار اسرائیل را دارد؟ کشوری که از قدرت کافی برخوردار نیست، نمیتواند میانجی مؤثری باشد. همانگونه که در گذشته نیز برخی کشورهای عربی، به دلیل ضعف و وابستگی، نتوانستند میانجی مناسبی میان فلسطینیان و اسرائیل باشند. کشورهایی که وابستگیهای گسترده دارند، معمولاً توانایی ایفای نقش مستقل در میانجیگری را ندارند.
بنابراین باید تحولات آینده را با دقت دنبال کرد تا تصمیمات لازم توسط کارشناسان، صاحبنظران و بهویژه فرماندهان ارشد نظامی و مقامات سیاسی کشور اتخاذ شود.
https://farsnews.ir/gooyeh/1775666356436824503
آیا صدور بیانیه مشترک مراجع قم و نجف درحوزه دفاعی یا جهادی محتمل است؟
سید محمد حسین دریاباری
علما و مراجع همواره در حساسترین شرایط تاریخی و اجتماعی، هرگاه مشکلات سیاسی، فرهنگی و اجتماعی در جوامع اسلامی پدید میآمد، گامهای بسیار مؤثر و قابلملاحظهای برداشتهاند. تاریخ کشورهای اسلامی در دورههای مختلف، نقش این بزرگان را در مبارزه با استکبار جهانی و ستمگران بهخوبی به تصویر کشیده است؛ گاه با صدور یک بیانیه کوتاه، گاه با یک فتوا، گاه با فراخواندن مردم به دفاع و گاهی با دعوت به جهاد.
این اقدامات، گاهی فردی و شخصی بوده است؛ بدین معنا که یک عالم دینی یا مرجع تقلید، با چند جمله فتوایی صادر میکرد و حکمی اعلام مینمود، و مردم با تبعیت از این فتوا و حکم، منافع عظیم مستکبران را نقش بر آب میکردند و آنان را از حیّز انتفاع میانداختند. نتیجه این حرکتها، برطرف شدن بسیاری از بحرانهای اجتماعی در جهان اسلام و فراهم شدن آسایش و آرامش برای مسلمانان، در کشورهایی مانند ایران و عراق و سایر بلاد اسلامی بوده است. به تعبیر دیگر، چنین علما و مراجعی همواره مأمن و ملجأ مسلمانان و شیعیان بهشمار آمدهاند.
امروز نیز در مقطعی از تاریخ قرار گرفتهایم که نقش این بزرگان بسیار تأثیرگذار است. زمانی که داعش به عراق حمله کرد، فتوا و نگاه آیتالله سیستانی تأثیر عمیقی بر جامعه عراق گذاشت و موجب تشکیل گروهی به نام «حشدالشعبی» شد. این گروه، همزمان با تلاشهای جمهوری اسلامی ایران برای ریشهکن کردن این جریان فاسد، نقشی اساسی در نجات جامعه اسلامی در کشورهایی مانند عراق و سوریه از این بحران ایفا کرد.
اکنون نیز که استکبار جهانی، با تمام توان خود و با تکیه بر کشور جعلی و خودساختهای موسوم به اسرائیل، به ایران اسلامی حمله کرده است، نقش علما و مراجع تقلید در اقصی نقاط جهان تشیع و جهان اسلام، نقشآفرین و تعیینکننده است.
پیشنهاد این نوشتار کوتاه آن است که علما، بزرگان شیعه و مراجع تقلید، با صدور بیانیهای مشترک ، روشن و صریح، مواضع خود را در مبارزه با اسرائیل و آمریکای جنایتکار بیان کنند. اگرچه به طورانفرادی موضعشان رابیان فرمودند .همانگونه که در آغاز انقلاب اسلامی، مراجع عظام در قم با امام خمینی همراهی کردند؛ همراهیای که سبک و سیاق خاص خود را داشت و بسیار مؤثر بود. در آن زمان، امام خمینی از نجف اشرف بیانیه صادر میکرد و این بیانیهها به سختی، با روشهای مختلف ـ از جمله نوارهای کاست و نوشتههای مکتوب ـ به دست مردم میرسید. در کنار آن، علما و مراجع قم نیز بیانیههای مشترکی صادر میکردند؛ این بیانیه مشترک، زبانی واحد داشت و تأثیر فراوانی بر بیداری مردم و شوراندن آنان علیه حکومت استبدادی میگذاشت و به «بیانیه مراجع ثلاث» مشهور شد.
امروز که در شرایطی بسیار بحرانی قرار داریم و تمام کفر، با همه امکانات خود، برای مقابله با اسلام بهپا خاسته و ایران اسلامی را آماج هجوم قرار داده است، در حالیکه جبهههای مختلف مقاومت ـ از عراق و یمن گرفته تا لبنان ـ در این میدان در حال حمایت از جبهه حقاند تا فلسطین را از چنگال اشغالگران نجات دهند و جامعه اسلامی را از شر آنان رها سازند، شایسته است علما و مراجع نیز گامهای مؤثرتری بردارند؛ به هر نحوی که خودشان صلاح میدانند.
صدور یک بیانیه مشترک از سوی مراجع قم و نجف، با هر نامی که بر آن بگذارند ـ چه «دفاع»، چه «جهاد» و یا هر عنوان دیگری که این بزرگان مناسب میدانند ـ مهم آن است که در این بیانیه، مراجع عظام بهصورت مشترک، همه مردم را به مقابله با استکبار جهانی فرا بخوانند و موضعی واحد و هماهنگ در برابر نظام سلطه اتخاذ کنند. تأثیر چنین بیانیهای، فارغ از نام آن، میتواند دشمنان اسلام را بهشدت مأیوس و مسلمانان را عمیقاً امیدوار کند.
در چنین صورتی، همه مؤمنان، بدون تردید و دودلی، به میدان مقابله با استکبار جهانی خواهند آمد. ما البته بر این باوریم که خودِ مراجع و علما، مصلحت را بهتر از دیگران تشخیص میدهند، اما این پیشنهاد میتواند بسیار راهگشا و اثرگذار باشد.
امید است با دعاهای مراجع تقلید و بزرگان دین، رزمندگان اسلام در همه جبههها پیروز و سرافراز باشند و ما نیز شاهد صدور یک بیانیه مشترک، تحت عناوینی مانند «دفاع از کیان اسلامی» یا «جهاد در برابر کفار» ـ به هر شکلی که این بزرگان صلاح بدانند ـ باشیم.
https://farsnews.ir/gooyeh/1774968805835831065
https://virasty.com/user170879019828/search/https:%2F%2Ffarsnews.ir%2Fgooyeh%2F1774968805835831065
ایران و امارات متحده عربی ؛ تقابل، همکاری یا بازتعریف امنیت منطقه
سید محمد حسین دریاباری
در طول چهلوهفت سالی که از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران میگذرد، بسیاری از کشورهای همسایه به جای دوستی و همسایگی، راهی دیگر را برگزیدهاند و بهگونهای برای مقابله با جمهوری اسلامی، نهادها و سازمانهای منطقهای تشکیل دادهاند و هر از گاه در بیانیهها و مصاحبهها به طرح مباحث چالشی و تفرقهآمیز پرداختهاند. در این میان، کشورهای حاشیه خلیج فارس و برخی همسایگان ایران نسبت به دیگر همسایگان سهم بیشتری در این روند داشتهاند. از جمله این کشورها میتوان به امارات متحده عربی اشاره کرد. این کشور کوچک، گاه بدون توجه به اندازه و ظرفیتهای خود، در برخی مقاطع مواضعی علیه ایران اتخاذ کرده است؛ در حالی که ایران از نظر مساحت بسیار بزرگتر از امارات متحده عربی است.
مساحت ایران حدود یک میلیون و ششصد و چهلوهشت هزار کیلومتر مربع است، در حالی که مساحت امارات حدود هشتادوسه هزار و ششصد کیلومتر مربع برآورد میشود. بهعبارت دیگر، ایران تقریباً بیست برابر بزرگتر از امارات است.
امارات متحده عربی خود موضوعی قابل تأمل است. این کشور فدراسیونی متشکل از هفت امارت است که شامل ابوظبی، دبی، شارجه، عجمان، امالقوین، رأسالخیمه و فجیره میشود. پایتخت آن ابوظبی است و هر یک از این امارتها حاکم خاص خود را دارند، اما در قالب ساختاری فدرال اداره میشوند. رئیس کشور معمولاً از ابوظبی انتخاب میشود و نخستوزیر نیز حاکم دبی است.
جمعیت امارات حدود ده میلیون نفر است که بخش قابل توجهی از آن را مهاجران و نیروهای کار خارجی تشکیل میدهند. زبان رسمی کشور عربی است، اما زبان انگلیسی در تجارت و زندگی روزمره کاربرد گستردهای دارد.
می گویند امارات در حوزه اقتصادی یکی از قدرتهای مهم منطقه به شمار میرفت، هرچند تحولات اخیر منطقه و جنگ میان ایران و آمریکا میتواند بر آینده اقتصادی این کشور تأثیرات جدی بگذارد. اقتصاد امارات بر پایه نفت و گاز، بهویژه در ابوظبی، و همچنین گردشگری، تجارت، حملونقل، بانکداری، خدمات مالی و بازار املاک استوار است. دبی نیز بهعنوان مرکز تجارت، گردشگری و خدمات مالی شناخته میشود.
نظام سیاسی این کشور پادشاهی فدرال است و احزاب سیاسی در آن وجود ندارند. تصمیمات اصلی توسط شوراها و حاکمان امارتها اتخاذ میشود.
امارات ترکیبی از سنت عربی و زندگی مدرن جهانی را تجربه میکند. در شهرهایی مانند دبی بیش از دویست ملیت مختلف زندگی میکنند. سیاست خارجی این کشور، تنوعبخشی به روابط بینالمللی و برقراری رابطه با اسرائیل است؛ اقدامی که با وجود مخالفت بسیاری از کشورهای اسلامی صورت گرفت. همچنین امارات در بحرانهایی مانند یمن، لیبی و سودان نقشآفرینی کرده و روابط نزدیکی با آمریکا، همکاریهای گسترده اقتصادی با چین و مناسبات مهم تجاری و انرژی با اروپا برقرار کرده است.
بهنظر میرسد امارات تلاش داشته نقشی فعال در خاورمیانه ایفا کند. مشارکت در ائتلافهای امنیتی، حضور در برخی منازعات منطقهای، میانجیگری در بحرانها و نیز عادیسازی روابط با اسرائیل از جمله این اقدامات است. در سال ۲۰۲۰ امارات با امضای «توافق ابراهیم» روابط رسمی خود با اسرائیل را آغاز کرد؛ اقدامی که اهدافی چون توسعه همکاری اقتصادی و فناوری، همکاری امنیتی، افزایش نقش دیپلماتیک و بهرهگیری از قدرت نرم را دنبال میکرد.
در زمینه همکاری امنیتی با آمریکا نیز امارات از نزدیکترین شرکای واشنگتن در خلیج فارس محسوب میشود. پایگاهها و تسهیلات نظامی موجود در خاک این کشور برای نیروهای آمریکایی اهمیت راهبردی دارند و امارات در حوزههای دریایی، اطلاعاتی و پدافندی با آمریکا همکاری گستردهای دارد.
با این حال، امارات به دلیل موقعیت جغرافیایی و وابستگی شدید اقتصادی، همواره از تبدیل شدن به میدان درگیری هراس داشته است. اکنون که تنشها و درگیریها افزایش یافته و آمریکا و اسرائیل از عوامل اصلی آن شناخته میشوند، بخشی از زیرساختهای مرتبط با آنان نیز هدف قرار گرفته است. جمهوری اسلامی ایران، با وجود بیش از چهار دهه خویشتنداری و رعایت اصول همسایگی، تنها مراکزی را هدف قرار داده که وابسته به آمریکا یا محل فعالیت و سرمایهگذاری آن بودهاند.
اکنون این پرسش مطرح است که تا چه اندازه باید در برابر رفتار این کشورها مماشات کرد. کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس، شامل امارات، عربستان سعودی، بحرین، کویت، قطر و عمان، پس از پیروزی انقلاب اسلامی این شورا را تشکیل دادند.
در میان این کشورها، عمان همواره روابط متوازنتر و قابل قبولی با ایران داشته و حتی در شرایط بحرانی اخیر نیز نقش یک همسایه مطمئن را ایفا کرده است. اما برخی دیگر از کشورهای منطقه، به اشکال مختلف، اجازه دادهاند از خاک یا امکانات آنان علیه ایران استفاده شود و همین مسئله موجب بدبینی افکار عمومی ایران شده است.
شورای همکاری خلیج فارس در بسیاری از موارد با طرح ادعاهای امارات درباره جزایر ایرانی ابوموسی، تنب بزرگ و تنب کوچک، تلاش کرده است این موضوع را در بیانیهها و موضعگیریهای بینالمللی مطرح کند. بارها مشاهده شده که همزمان با سفر مقامات غربی به این کشورها، بیانیههایی درباره این جزایر صادر شده است.
تحولات اخیر نشان داده است که امارات بسیار کوچکتر از آن است که بتواند درباره سرزمین ایران ادعایی مطرح کند یا برای آن تصمیم بگیرد.
در دوران جنگ هشتساله ایران و عراق نیز برخی کشورهای حاشیه خلیج فارس با کمکهای مالی و لجستیکی گسترده از رژیم بعث عراق حمایت کردند. پس از پایان جنگ نیز میلیاردها دلار صرف خرید تسلیحات آمریکایی کردند تا به برتری نظامی در منطقه دست یابند.
این در حالی است که ملت ایران، با تمدنی کهن و ریشهدار، در برابر فشارها و تهدیدها ایستادگی کرده و تسلیم هیچ قدرتی نشده است. برخی کشورهای منطقه نهتنها اصول همسایگی را رعایت نکردند، بلکه اجازه دادند از خاک آنان علیه ایران استفاده شود. با وجود این، جمهوری اسلامی ایران با خویشتنداری، تنها مراکزی را هدف قرار داد که نقش مستقیم در اقدامات آمریکا داشتند؛ زیرا مردم این کشورها مسلمان و همسایه ایران هستند، هرچند حاکمان آنان تحت نفوذ قدرتهای خارجی قرار دارند.
به همین دلیل، نیروهای مسلح ایران که در برابر قدرتهای بزرگ ایستادگی کردهاند، قابل مقایسه با ارتشهای وابسته منطقه نیستند. کشوری که توانسته در برابر فشارهای آمریکا مقاومت کند، طبعاً با کشورهایی که تنها بر خرید تسلیحات تکیه دارند، قابل قیاس نخواهد بود.
امارات عضو سازمان اوپک است و برای افزایش صادرات نفت خود سیاستهای متنوعی را دنبال میکند. در مقابل، ایران نیز همواره بر نقش راهبردی خود در حفاظت از تنگه هرمز تأکید داشته است. اگر قرار باشد نفت از این تنگه صادر شود، همه کشورها باید از این حق برخوردار باشند؛ در غیر این صورت، هیچ کشوری نباید از این مسیر بهرهبرداری انحصاری داشته باشد.
در عین حال، ایران همواره تأکید کرده که امنیت منطقه باید توسط کشورهای منطقه تأمین شود و حضور قدرتهای خارجی جز افزایش تنش و اختلاف، نتیجهای در پی ندارد.
این پرسش همچنان مطرح است که آیا کشورهای منطقه میتوانند بدون وابستگی به قدرتهای خارجی، امنیت خود را حفظ کنند؟ بسیاری از آنان صرفاً خریدار تسلیحات هستند و تجربه نشان داده که اتکا به قدرتهای بیرونی الزاماً امنیت پایدار ایجاد نمیکند.
جمهوری اسلامی ایران معتقد است امنیت منطقه زمانی پایدار خواهد شد که همه کشورهای منطقه در چارچوب احترام متقابل، قوانین بینالمللی و همکاری مشترک عمل کنند تا ملتها بتوانند در آرامش به توسعه و پیشرفت دست یابند.
در حال حاضر، جنگ و تنشها هنوز پایان نیافته و مذاکرات و رایزنیها ادامه دارد. ایران نیز طرحهای خود را از طریق میانجی پاکستانی به طرف مقابل ارائه کرده و باید دید آینده مذاکرات و مواضع آمریکا به چه سمتی خواهد رفت.
موضوع مهم دیگر، تنگه هرمز است؛ گذرگاهی که یکی از مهمترین شریانهای اقتصادی جهان به شمار میرود. ایران در طول تاریخ نقشی تعیینکننده در امنیت این منطقه داشته و همچنان نیز میتواند امنیت آن را تضمین کند.
تنگه هرمز بخشی از حوزه تاریخی و جغرافیایی ایران است و نام ایران از دیرباز با این منطقه پیوند خورده است. ایران پیش از شکلگیری بسیاری از کشورهای کنونی منطقه، دارای تمدن، هویت و ساختار سیاسی بوده و امروز نیز میتواند با تکیه بر همان پیشینه تاریخی، نقش مؤثری در آینده منطقه ایفا کند.
ملت ایران در طول تاریخ در برابر سختترین حوادث و تهاجمات ایستادگی کرده و فرهنگ و هویت خود را حفظ کرده است. فرزندان این سرزمین همچنان با استقامت و سربلندی، میراث تمدنی چند هزار ساله ایران را پاسداری خواهند کرد.
چاپ شده در✅روزنامه#گویه ، شماره 2851 سه شنبه 22 اردیبهشت 1405
https://farsnews.ir/gooyeh/1778530089344895471
https://virasty.com/user170879019828/1778809351950952689
حمایت از مساجد و هیئات مذهبی؛ ضرورت فرهنگی یا شائبه انتخاباتی؟
سید محمد حسین دریاباری
حمایت یا تبلیغ؟ پرسشهایی درباره تصمیمات اخیر شورای شهر قم
مساجد و هیئات مذهبی؛ ستونهای هویت دینی و اجتماعی
حمایت از هیئات مذهبی در صحن شورای شهر قم
تعامل دولت و هیئات مذهبی؛ ضرورتها و ملاحظات
اخیراً خبری منتشر شد مبنی بر اینکه حمایت از مساجد و هیئات مذهبی یک ضرورت تلقی میشود. این خبر در صحن شورای اسلامی شهر مقدس قم مطرح شده است. رئیس کمیسیون حقوقی و نظارت شورای اسلامی شهر قم میگوید: از آنجایی که مساجد و هیئات مذهبی در عرصههای فرهنگی و اجتماعی فعالیت فوقالعادهای دارند، ضرورت افزایش حمایت از مساجد و هیئات مذهبی امری مهم و اجتنابناپذیر است.
همه کسانی که اندک تحقیق و پژوهشی در این زمینه دارند، تردیدی ندارند که یکی از مهمترین میراث عظیم جهان تشیع، هیئتهای مذهبی هستند. هیئتهای مذهبی در مساجد، حسینیهها و تکایا، هم به مسائل شرعی پرداختهاند، هم عزاداری سرور و سالار شهیدان، حضرت اباعبدالله الحسین(ع)، را زنده نگه داشتهاند و هم در امور اجتماعی و کارهای عامالمنفعه گامهای مؤثری برداشتهاند.
بسیاری از بزرگان پژوهشهایی در این زمینه انجام دادهاند. کارشناسان مذهبی، علما و مراجع به ارزیابی این موضوع پرداختهاند و همگی بر این باورند که باید به هیئتهای مذهبی و مساجد با برجستگی ویژه نگریست، به آنها حرمت نهاد و از تضعیفشان جلوگیری کرد؛ چراکه این نهادها میتوانند برای نسل جوان خدمات ارزندهای انجام دهند.
در تحقیقات و پژوهشها، هم آسیبهای احتمالی هیئتهای مذهبی برشمرده شده و هم فواید و ویژگیهای مؤثر آنها در تأثیرگذاری بر جامعه مورد بررسی قرار گرفته است. بنابراین آنچه مسلم است این است که باید برای پاسداشت و بقای این میراث کهن، گامهای مؤثری برداشت. کارشناسان در این خصوص اظهار نظرهای گوناگونی کردهاند، با این شرط که همگی معتقدند هیئتهای مذهبی باید ساماندهی شوند و از نظر علمی، فکری، اندیشهای و مالی مورد حمایت قرار گیرند تا این تراث کهن بر پای خویش بایستد و به ارائه خدمات ارزنده خود تداوم بخشد.
موضوعی که اکنون بهعنوان آسیب برای هیئتهای مذهبی مطرح میشود و بسیاری از علما و روحانیون نیز در لابهلای سخنان خود به آن اشاره کردهاند، این است که هیئتهای مذهبی و مساجد باید غیردولتی باقی بمانند و این ویژگی حفظ شود. در این صورت، جاذبههای آنها بسیار بیشتر خواهد بود. اگر امکانات دولتی بهطور مستقیم وارد هیئتهای مذهبی شود، دهها شبهه میتواند ایجاد کند و موجب سردی و کاهش موفقیت این نهاد کهن در انجام رسالت خود گردد.
هیئتهای مذهبی در طول این سالها همواره موفق بودهاند و توانستهاند کودکان، نوجوانان و جوانان را جذب کنند. ورود شائبههای سیاسی و موضوعاتی از این دست میتواند این وسیله بزرگ تبلیغاتی را آسیبپذیر کند. وقتی گفته میشود غیردولتی بودن مساجد باید حفظ شود، به این معنا نیست که هیئتهای مذهبی با دولت تعامل نداشته باشند یا دولت با این هیئتها ارتباطی نداشته باشد؛ بلکه یکی از بزرگترین ویژگیهای هیئتهای مذهبی، استقلال مالی آنها بوده است. همین استقلال، آنها را حفظ کرده و زمینهساز انجام کارهای بزرگ در این عرصه شده است.
هیئتهای مذهبی از نذورات مردم، هدایای مردمی و کمک خیرین استفاده کردهاند. اکنون نیز بر این باوریم که امکانات مالی و بودجهای هیئتهای مذهبی تا حد امکان باید از طریق مردم تأمین شود؛ همانگونه که خیران متدین برای ساخت مدارس، عتبات عالیات و مراکز عامالمنفعه گام برمیدارند، در تأمین و تجهیز هیئتهای مذهبی نیز مشارکت کنند. همه این افراد معتقدند که گامی برای خدا برمیدارند و به ایران بزرگ خدمت میکنند. هیئتهای مذهبی در خدمت دین و در خدمت ایران قدرتمند هستند.
بر این اساس، هیئتهای مذهبی که استقلال مالی دارند، هنگامی که با دولت تعامل میکنند، این تعامل به معنای همکاری برای ساختن کشور و جامعه است. از سوی دیگر، دولت نیز میتواند تعاملی مناسب با این هیئتها داشته باشد، اما نه در حوزه مالی؛ زیرا تعامل مالی میتواند شبهات سنگینی ایجاد کند. ممکن است این تصور شکل بگیرد که یک مدیر برای کسب رأی در انتخابات چنین کمکهایی انجام میدهد یا برای مطرح شدن در عرصههای مختلف چنین اقدامی کرده است.
از سوی دیگر، با توجه به اینکه نظام جمهوری اسلامی ایران در عرصههای مختلف مورد هجوم دشمنان قرار دارد، رسانههای معاند میتوانند این اقدامات را علیه نظام تفسیر کرده و هیئتهای مذهبی را خدشهدار کنند. برای جلوگیری از چنین آسیبهایی، بسیاری از علما، روحانیون و مراجع معتقدند که روحانیت باید در هیئتهای مذهبی حضوری فعال داشته باشد تا به گسترش معنویت، تقویت باورهای دینی و آگاهسازی نسل جوان و نوجوان بپردازد و مردم را برای کمک به هیئتها تهییج و بسیج کند، تا مساجد و هیئتهای مذهبی بتوانند از ابزارها و امکانات روز بهرهمند شوند و بر نسل جوان امروز تأثیرگذار باشند.
در اینجا بد نیست به بخشی از خبر مربوط به شورای شهر قم پرداخته و پرسشهایی مطرح شود. بدون شک شهرداری قم، بر اساس اطلاعات موجود، در حوزه فرهنگی کمکهای قابل توجهی به هیئتهای مذهبی کرده و میکند. اما پرسش جدی این است که رئیس کمیسیون حقوقی و نظارت شورای اسلامی شهر قم، در جلسه رسمی و علنی شورا، از اقدامات دوره جاری شورا در زمینه حمایت از مساجد و هیئتهای مذهبی تقدیر کرده و این اقدامات را مؤثر دانسته و بر لزوم افزایش حمایتها تأکید کرده است.
پرسشی که برای مردم، خبرنگاران، تحلیلگران و پژوهشگران مطرح میشود این است که چرا شورایی که در این دوره با اختلافات، درگیریها و حتی تعطیلی جلسات همراه بوده، اکنون و در فضای نزدیک به انتخابات شورا، بر چنین موضوعی تأکید میکند؟ آیا این اقدامات شائبه رنگوبوی انتخاباتی ندارد؟
اگرچه حمایت از هیئتها و مساجد امری پذیرفته است و کسی در نقش آنها در تقویت فرهنگ دینی، انسجام اجتماعی و هویت شهروندی تردید ندارد، اما افزایش حمایتهای مالی در این مقطع زمانی، آن هم همزمان با برگزاری انتخابات، میتواند این شبهات را تقویت کند. حتی اگر مسئولان بگویند نیتی جز خدمت ندارند، باز هم این پرسشها در افکار عمومی شکل میگیرد.
شورایی که میتوانست گامهای مؤثرتری بردارد، شورایی که با برخی تصمیمات، بسیاری از پروژهها را متوقف کرده و شورایی که کموبیش اذعان کرده هنوز شهرداری در تراز شهر قم معرفی نکرده است، ناگزیر باید مسئولیت تبعات و عقبماندگیهای یک سال اخیر را بپذیرد و در برابر مردم و خدای متعال پاسخگو باشد. این پرسش باقی است که آیا گرایشها و شیوههای سیاسی، ارزش این تحولات و خسارتهایی را که به شهر قم وارد شده است، داشتهاند؟
امید است شورای شهر فعلی در تصمیمات پایانی خود، با دقت، شفافیت و مسئولیتپذیری بیشتری عمل کند.
چاپ شده درروزنامه گویه مورخ شنبه 25 بهمن 1404 شمسی / 25 شعبان 1447 / 14 فوریه 2026 میلادی / سال بیست ویکم/ شماره 2807 /
گزارش جامع گویه از نشست استاندار قم با اصحاب رسانه
قم؛ میدان همافزایی مردم و مسئولان برای عبور از چالشهای مزمن
مردم، رسانه و مسئولان؛ مثلث تکمیلکننده حکمرانی محلی
وحدت، پیششرط توسعه قم از نگاه استاندار
فرودگاه، مترو و انرژی خورشیدی؛ سه پیشران توسعه آینده قم
قم در مسیر جهش تولید؛ جذب تسهیلات و حرکت بهسوی صنایع نوین
استاندار قم در نشست خبری امروز بیستم بهمن درسالن اجتماعات استانداری با خبرنگاران و اصحاب رسانه، به تشریح مجموعهای گسترده از اقدامات، برنامهها و چالشهای استان در حوزههای زیارتی، عمرانی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و محیطزیستی پرداخت و به پرسشهای مطرحشده پاسخ داد. این نشست، تصویری نسبتاً جامع از وضعیت فعلی استان و مسیر پیشروی قم در حوزه توسعه و مدیریت کلان ارائه داد.
به گزارس خبرنگار روزنامه گویه { سید محمد حسین دریاباری}اکبر بهنام جو استاندار قم با اشاره به برگزاری مراسم نیمهشعبان در سال گذشته، این رویداد را یکی از بزرگترین اجتماعات مذهبی کشور دانست و گفت: پیش از برگزاری این مراسم، با همکاری جهاد دانشگاهی استان، نظرسنجی گستردهای از زائران، مجاوران و موکبداران انجام شد تا دیدگاهها، انتقادات و پیشنهادهای مردمی بهصورت دقیق احصا شود.
وی افزود: نتایج این نظرسنجی نشان داد که کمبود پارکینگ، محدود بودن سرویسهای بهداشتی، مشکلات ترافیکی، ضعف در آموزش و ساماندهی موکبداران و برخی نارساییهای خدماتی، از مهمترین مطالبات و گلایههای مردم بوده است.
استاندار قم با تأکید بر اینکه این انتقادات بهعنوان فرصت اصلاح دیده شد، تصریح کرد: طی یک سال گذشته تلاش شد بخش قابلتوجهی از این نواقص جبران شود. در حوزه پارکینگ، با پیگیریهای انجامشده در سفر رئیسجمهور به استان، مجوز تملک حدود ۵۰ تا ۶۰ هکتار زمین در اطراف خروجیهای جمکران، حرم مطهر و مناطق پیرامونی اخذ شد.
وی ادامه داد: تاکنون حدود ۱۵ هکتار از این اراضی تملک شده و بخشی از آن به مرحله آمادهسازی و آسفالت رسیده است. هرچند این میزان هنوز پاسخگوی نیاز کامل نیست، اما برای نخستینبار پس از سالها، مسیر ایجاد پارکینگهای پایدار و استاندارد در حال شکلگیری است.
استاندار قم با اشاره به بهبود خدمات شهری در نیمهشعبان امسال گفت: تعداد سرویسهای بهداشتی نسبت به سال گذشته بیش از دو برابر شد و در حوزه تأمین آب، برق و گاز برای موکبها نیز ظرفیت بیشتری اختصاص یافت.
وی نقش گروههای مردمی را در برگزاری این مراسم تعیینکننده دانست و افزود: مدیریت صحنه اصلی مراسم نیمهشعبان بهصورت کامل به گروههای مردمی واگذار شد و این تجربه نشان داد که مشارکت واقعی مردم میتواند بار بزرگی از دوش مدیریت اجرایی بردارد.
استاندار قم در ادامه به مسئله امنیت مراسم اشاره کرد و گفت: تأمین امنیت نیمهشعبان در جایگاه نخست بر عهده نیروهای نظامی و انتظامی بود و در کنار آن، سپاه، بسیج و نیروهای مردمی مشارکت گستردهای داشتند. چند هزار نیروی امنیتی بهصورت محسوس و غیرمحسوس درگیر بودند که عملکرد قابل قبولی داشتند.
وی در عین حال به چالش کمبود نیرو در حوزه راهنمایی و رانندگی اشاره کرد و گفت: با وجود اعزام نیرو از تهران، همچنان با محدودیت مواجه بودیم. برای سال آینده، افزایش نیروهای «پلیس مردمیار»، آموزش نیروهای داوطلب و تقویت هماهنگی میان دستگاهها در دستور کار قرار دارد.
استاندار قم در بخش دیگری از سخنان خود به پروژههای کلان استان پرداخت و گفت: پروژه فرودگاه قم پس از سالها توقف و پیچیدگیهای حقوقی و مالی، وارد فاز جدیتری شده است. هماکنون عملیات اجرایی باند فرودگاهی در حال انجام بوده و طراحی ترمینال به مراحل پایانی رسیده است.
وی افزود: پیشبینی میشود با تکمیل فرآیندهای تأمین مالی، اواخر امسال یا اوایل سال آینده فاز اجرایی اصلی فرودگاه آغاز شود. در کنار آن، بخشهای گردشگری، اقامتی، تجاری و ورزشی فرودگاه نیز با سرمایهگذاری بخش خصوصی در حال پیشرفت است.
استاندار قم با اشاره به تأمین زیرساختهای فرودگاه گفت: گاز این مجموعه از طریق احداث ایستگاه جدید در حال تأمین است، مسیرهای دسترسی با همکاری پیمانکار آزادراه شهید سلیمانی طراحی شده و تأمین آب نیز از محل تصفیه پساب فاضلاب پردیسان پیشبینی شده است.
وی در خصوص پروژه مترو اظهار داشت: خط دو متروی قم از پردیسان به سمت حرم مطهر حضرت معصومه(س) با جدیت در حال پیگیری است. زمین مورد نیاز برای دپو و پشتیبانی پروژه تأمین شده و مراحل اجرایی آن بهزودی آغاز خواهد شد. همچنین خط مترو به سمت جمکران در برنامه سهساله شهرداری قرار دارد.
استاندار قم در ادامه به حوزه تولید و صنعت پرداخت و گفت: برای نخستینبار تسهیلات قابلتوجهی برای واحدهای تولیدی استان جذب شده است. از چهار بسته تسهیلاتی سهساله، طی پنج تا شش ماه گذشته حدود ۳۰ درصد جذب شده که نشاندهنده شتاب مناسب در این حوزه است.
وی افزود: هدفگذاری ما این است که این تسهیلات زودتر از موعد مقرر جذب شود تا به رونق تولید، تأمین سرمایه در گردش و ایجاد اشتغال کمک کند.
استاندار قم با اشاره به پروژههای صنعتی استان گفت: واحدهای متعددی در حوزههای نساجی، صنایع پلاستیکی، فلزی، دامداری، مرغداری، صنایع غذایی، شرکتهای دانشبنیان و تولید روانکارها و تجهیزات صنعتی در حال اجرا یا آماده بهرهبرداری است.
وی همچنین از پیشرفت چشمگیر پروژههای انرژی خورشیدی خبر داد و گفت: قم در حوزه انرژیهای تجدیدپذیر به یکی از استانهای پیشرو کشور تبدیل شده است. چند نیروگاه خورشیدی بزرگ با ظرفیت صدها مگاوات در حال احداث است که بخشی از آنها تا پایان خردادماه وارد مدار تولید میشوند.
استاندار قم با تأکید بر سیاست محلهمحوری گفت: بسیاری از مسائل اجتماعی، عمرانی و حتی امنیتی استان با مشارکت مردم و محوریت مساجد قابل حل است. تجربه نشان داده هر جا مردم وارد میدان شدند، کارها با کیفیت و سرعت بیشتری پیش رفته است.
وی به مشکل صدور سند برای واحدهای مسکن مهر در پردیسان اشاره کرد و گفت: مطالبه مردمی برای صدور سند بیش از ۴۲ هزار واحد مسکونی، با تشکیل کمیتهای متشکل از دستگاههای مرتبط در حال پیگیری است و روند صدور اسناد با سرعت مناسبی پیش میرود.
استاندار قم افزود: این نمونه نشان میدهد که اگر مسائل از دل محلهها استخراج و با همافزایی دستگاهها پیگیری شود، حتی مشکلات چندینساله نیز قابل حل است.
استاندار قم در بخش دیگری از سخنان خود به مسئله آب و محیطزیست پرداخت و گفت: استان قم با تنش آبی مواجه است و مدیریت مصرف، مقابله با برداشتهای غیرمجاز و تأمین منابع پایدار آب از اولویتهای جدی ماست.
وی افزود: طرحهای تصفیه فاضلاب، جمعآوری پساب و استفاده از آن در بخش کشاورزی، مطالعات تأمین آب از سرشاخهها و مدیریت منابع آب برای افق ۱۰ تا ۱۵ سال آینده در حال انجام است.
استاندار قم همچنین به آلودگی هوا و ریزگردها اشاره کرد و گفت: پروژههای مقابله با ریزگردها، کاشت پوشش گیاهی و توسعه انرژیهای پاک در کنار مدیریت صنایع آلاینده، در دستور کار استان قرار دارد.
استاندار قم با اشاره به اجرای طرح نهضت ملی مسکن گفت: قم در این حوزه جزو استانهای پیشرو است و هماکنون بیش از ۱۴ هزار واحد مسکونی آماده واگذاری داریم. پیشرفت فیزیکی پروژهها از حدود ۳۰ درصد به بیش از ۸۰ درصد رسیده است.
وی افزود: افزایش عرضه مسکن میتواند به کنترل قیمتها و کاهش فشار بر بازار اجاره کمک کند، هرچند نظارت بر بازار و برخورد با تخلفات همچنان ضروری است.
استاندار قم در پایان، وحدت و همدلی را مهمترین نیاز امروز استان دانست و گفت: وحدت نباید صرفاً در حد شعار باقی بماند. مسئولان، احزاب، نخبگان و رسانهها باید با همافزایی و گفتوگو، اختلافنظرها را در مسیر خدمت به مردم مدیریت کنند.
وی تأکید کرد: رسانهها نقش کلیدی در تبیین اقدامات، امیدآفرینی و تقویت سرمایه اجتماعی دارند و میتوانند پل ارتباطی مؤثری میان مردم و مسئولان باشند.