روزسه شنبه 7 شهریور85 همزما ن بامیلادمسعودسرداررشیدکربلا ابوالفضل العباس (ع) کلنگ احداث حوزه علمیه امام صادق (ع) وحسینیه وشتان توسط آیت الله جوادی آملی برزمین زده شد.زمین این بنا دوهزارپانصدمترمی باشد.بااینکه مراسم کلنگ زنی دراواسط هفته صورت گرفت ومردم وشتان وحومه درشهرهای مختلف ، مانند تهران ومازندران ساکن وسرگرم کاربودندبرای برگزاری پرشکوه مراسم کلنگ زنی کاروکسب خویش راتعطیل کرده ودروشتان حضوریافتند.ازسوی دیگرروابط گرم مردم وشتان بامردم حومه موجب گردیدهمه ی دعوت شدگان فیروزکوه وروستاهای اطراف درمراسم حاضرشوند دراین مراسم جمع کثیری ازروحانیون فیروزکوه ، قم ، مازندران وروستاهای اطراف شرکت داشتند.هیاتی بلندپایه ازسوی شورای مدیریت حوزه علمیه قم به ریاست آقای گلزاری درمراسم شرکت جسته وازنزدیک باموقعیت استثنایی آنجآا شناشد.حوالی 30/11دقیقه صبح بودکه آیت الله جوادی آملی کلنگ احداث حوزه علمیه رابرزمین زدحاضران باذکرصلوات خرسندی واشتیاق خویش راابرازکردند. پس ازان همه ی مردم درمسجدحاضرشدندوبه سخنان امام جمعه فیروزکوه آقای رستمی گوش فرادادند. امام جمعه فیروزکوه ضمن تجلیل ازمردم وشتان گفت :بحق حوزه علمیه امام صادق(ع) درجای بسیارمناسب وشایسته ای واقع شده است.سپس استادسید عنایت الله دریاباری ازاساتیدحوزه علمیه قم طی سخنانی به پیشینه علمی وفرهنگی روستای وشتان اشاره کرد وگفت:وشتان شخصیت های علمی وفرهنگی فراوان داردازجمله می توان سیدمظفرالدین موسوی که بارگاه منورش دروشتان است رایادآورشد.کتابی ازایشان باقی مانده که شرحی بر شرایع الاسلام است.وی افزود:بایددرباره سیدمظفرالدین تحقیقات گسترده تری صورت گیردتاشخصیت وآثارعلمی ایشان برای مردم ونسل امروزآشکارترگردد.ایشان بااشاره به کتابهای سید یعقوب موسوی وشتانی گفت:اوقریب به 60جلدکتاب درحوزه مختلف دین تالیف کرده است که بسیاری ازآنها دردست نیست. بااین وصف آثارموجودنشان می دهد که اوازبرجسته گان عصرخودبوده است.سپس نمازجماعت باشکوه فراوان به امامت آیت الله جوادی آملی اقامه گردید.پس ازنمازمردم به سخنرانی نامبرده گوش فرادادتد.چیزی که برای بسیاری شگفت انگیزبودتحمل مردم وشوروشعف آنان بود.مردم علی رغم خستگی با علاقه فراوان وحوصله بسیاربه سخنان آیت الله جوادی آملی که پنجاه دقیقه بطول انجامیدگوش فراداندایشان درسخنان خویش به این نکته اشاره کرد،آنچه که موجب گردیدمردم طبرستان همواره دردین ثابت واستواربمانندحضورامامزادگان بوده است. وی تصریح کرد:من اطمینان دارم حوزه علمیه امام صادق(ع) دروشتان بدلیل همجواربودن باارامگاه سید مظفرالدین استوار،ماندگاروموفق خواهدبود.وی درخاتمه خاطرنشان ساخت :خوزه علمیه دروشتان بعلت آمدورفت نخبگان دین واندیشه موجب گسترش فرهنگ وتوسعه ی همه جانیه آن منطقه خواهدشد.
سیدمحمدحسین دریاباری
قرار کفالت براى مدیر مسئول گویه در قم
جلسه بازپرسى رسیدگى به پرونده سید محمد حسین دریابارى، مدیر مسئول هفته نامه« گویه » در شعبه اول بازپرسى داد سراى عمومى و انقلاب قم برگزار شد. به گزارش ایلنا، پیش از این مدعى العموم از مدیر مسئول هفته نامه « گویه » به اتهام نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومى وجریحه دارکردن عفت عمومى جامعه از طریق انتشار یک گزارش،یادداشتى در مورد مجلس خبرگان رهبرى و یک داستان طرح شکایت کرده بود. بازپرس پرونده در این جلسه براى مدیر مسئول هفته نامه «گویه» قرار کفالت 40 میلیون ریالى صادر کرد که دریابارى نیزبا معرفى کفیل آزاد شد.
دوشنبه 13 آذر1385 شماره 1953
آفتاب یزد
نفی احزاب و پیامدهای ان
اخیرا یکی از مقامات بلند پایه وزارت کشور. سخنان شنید نی و خواند نی ایراد کرده است . این سخنان موجب واکنش بسیاری از سوی محافل سیاسی ، اجتماعی و فرهنگی شده است . سخنان اقای افشار معاون سیاسی وزارت کشور حتی از سوی هاشمی رفسنجانی پاسخ داده شده است. به نظر می رسد که سخنان اقای افشار پیامد های مهمی در پی داشته و دارد که این گونه با ان مخالفت شده است. اقای هاشمی در جمع اعضای خانه احزاب نفی احزاب را مقدمه نادیده گرفتن مردم ارزیابی کرده و گفت. کسانی که این روزها مخالفت با تحزب را به امام ،نسبت می دهند به اندیشه های متعالی ان پیر فرزانه جفا می کنند . سخنان اقای افشار در خصوص احزاب و نقش انان پر سشهای فراوانی را پدید اورده است که ایشان و هم فکران وی باید پاسخگو باشند. در اصل 26 قانون اساسی جمهوری اسلامی امده است احزاب . جمعیت ها انجمن های سیاسی و صنفی و انجمن های اسلامی یا اقلیتهای دینی شناخته شده ازادند مشروط به اینکه اصول استقلال ، ازادی وحدت ملی ، موازین اسلامی و اساس جمهوری اسلامی را نقض نکنند .هیچ کس را نمی توان از شرکت در ان منع کرد یا به شرکت در یکی از انها مجبور ساخت . ایا سخنان اقای افشار با این اصل قابل توجیه است؟ اگر احزاب ضرورتی نداشت چه نیازی به مشروع شمردن ان بود . ایا سخنان معاون سیاسی وزیر کشور با مقررات و قوانین کشور و اصول سیاسی جوامع امروز قابل توجیه است ؟ قبل از هرگونه ارایه پاسخی ضروری است نکاتی مختصر گویا درباره مفهوم لغوی و اصطلاحی حزب و نقش سازنده ان در جوامع و فلسفه تاسیس ان بیان گردد .بدون شک در این رهگذر نقش سازنده احزاب و کارشناسی نبودن سخنان اییشان هویدا می گردد. برخی از واژه ها از زمان های بسیار دور مطرح بوده و هستند و از قدمت زیادی برخوردارند اگر چه ممکن است نقش و مفهوم انها در هر مقطعی تغییر یافته باشد . مانند ((وزیر)) ، ((حزب))یا ((احزاب)). این واژه ها در متون دینی به طور مکرر و فراوان استعمال شده است . واژه حزب با تمام مشتقاتش در قران کریم 20 بار و در نهج البلاغه 9 بار ذکر شده است. امامعلوم نیست که چرا این کلمه در کشورهای اسلامی معنی و جایگاه خود را پیدا نکرده است . با اینکه همه دریافتند احزاب در کشورهای پیشرفته عامل ترقی و توسعه بوده و توانستند با جذب نیروهای کیفی و پرورش انان موانع رشد و کمال را از پیش روی جامعه بزدایند . قران کریم در یک نگاه کلان گروهی را که خدا جو هستند حزب الله و گروهی که در مسیر غیر خدا هستند حزب شیطان قلمداد می کند . بدون شک گروه نخست سنبل پاکی ها و گروه دوم سرامد زشتی ها است . اما در سطوح پایین تر خدا جویان در بعد نظری و عملی بر اساس موازین پذیرفته شده می توانند به گروه یا حزب مشخصی تبدیل شوند و به فعالیت اجتماعی و سیاسی بر اساس قرار داد پذیرفته شده اجتماعی بپردازند . ایا قران کریم این را منع می کند ؟ تعدد احزاب برای جوامع بزرگ زمینه را برای مشورت واداره امور بهترجامعه فراهم می سازد حتی اگر احزاب چیزی جز مشاور تلقی نشوند در این صورت هم مفید فایده خواهند بود . مشورت در متون دینی مورد تاکید قرار گرفته چه کسی بهتر و مجرب تر از احزاب. و در نتیجه لزوم وجود انان احساس می گردد . احزاب اگر بر اساس اصول و مبانی شکل یا بد نه تنها زیانی برا ی قدرت حاکم و جامعه بشمار نمی رود بلکه امروزه بهترین وسیله و ابزار برای تعلیم و تربیت و جذب و شناسایی نیروهای کارامد ارزیابی می گردد.زیرا هر حزبی بر اساس معیارهای تعیین شده درصدد یافتن قدرت است .به همین دلیل می کوشددر چارچوب اساسنامه و مرامنامه خویش مجربترین نیروهارا یافته ویا آموزش دهدوشایسته ترین آنان راجذب کند بنابراین از اینجاشایسته سالاری جای خویش رابه فامیل سالاری ورابطه سالاری خواهدداد.ازسوی دیگر ممکن است مباحثی بین احزاب ورسانه های آنها مطرح شودکه بر حجم اختلافات نظری بیافزاید تردیدی وجود ندارد که بیان دیدگاههای گوناگون علمی، اجتماعی ،فرهنگی واقتصادی با تشکل هایی درقالب حزب بطور منسجم ومنطقی مفیدترونتیجه بخش تروکاربردی تر است .این روند موجب حذف خشونت وحرکاتی که با منطق مغایرت دارد می گردد.شایدوبدون شک اینگونه اختلافات فکری در روایات رحمت توصیف شده است چراکه این شیوه می تواند جامعه مسلمانان را چه بلحاظ عملی و چه بلحاظ نظری پس از بحث هاوگفتگوهابه بهترین دستاوردهاونتایج منتهی سازد.از دیگر مزایای احزاب این است که درآن عقل جمعی حاکم است بدیهی است که اشتباه فرهیختگان ونخبگان به مراتب از افراد کمتر است.شماری از اندیشمندان ومتفکران دینی اکنون براین باورندکه احزاب می تواننددرتبلیغ دین هم موثر باشندوبا ارائه ی برنامه های دینی امربه معروف و نهی از منکرنمایند.باید پذیرفت امروزه نه دولت ونه فرد به تنهایی نمیتواند مانند گذشته موفق باشد.امکانات ارتباطی دنیابگونه ای پیشرفت کرده که دانش وخبر و اطلاعات گوناگون لحظه به لحظه مخابره می شود. بدیهی است نه فردونه دولت بدون بخش خصوصی در قالب احزاب یا شرکت هاوهرچیز دیگر قدرت پیگیری وبررسی آن را نخواهند داشت.یکی از ویژگی مهم احزاب این است که زمینه تضارب افکاروبرخورداندیشه را فراهم ساخته و موجب توسعه سیاسی ،اجتماعی ، فرهنگی واقتصادی بلحاظ نظری می شود.احزاب به دنبال جلب رضایت مردم وآراء آنان هستند بدین طریق قدرت را بر اساس مقررات هر کشورتقسیم می کنند وهرازچندگاه قدرت با آراء مردم دست بدست شده حزبی که با اکثریت مواجه ومورد استقبال قرار گرفت پیروزوحزبی که با رای منفی مواجه شد.به ترمیم ضعف خویش خواهد پرداخت و بالاخره اینکه در جوامع چند حزبی و چند صدایی چون احزاب مختلف اند رقابت در همه ی زمینه ها پدید می اید در نتیجه جامعه به سمت و سوی شایسته سالاری راه می یابد. صاحب نظران علوم سیاسی و اجتماعی بر این باوراند که حزب جایگاهی برای تجمع افرادی فرهیخته و نخبه است که با داشتن ابزارهای مناسب درصدد است قدرت را با رای مردم بدست اورد . دست یابی احزاب به قدرت در حکومت های گوناگون متفاوت است . هدف همه احزاب در نتیجه دست یابی به قدرت و اداره کشور به سبک وروش خود است کارشناسان علوم سیاسی معتقد اند که احزاب برای به اجرا در اوردن اندیشه هاو برنامه های خویش ناگز یر به کسب قذرت می باشد الان باید از حامیان اندیشه معاون سیاسی وزیر کشور پرسید اگر حزب نخواهد یا نتواند قدرت را بدست گیرد فلسفه تاسیس و تشکیل ان چه می تواند باشد؟ اینکه احزاب قدرت را برای خدمت می خواهند یا صرفا برای قدرت اگاهی از ان واقعا بسادگی امکان پذیر نیست اما بدون شک جامعه باید به دست فرهیختگان و نخبگان اداره شود. جوامع تحزبگرا چنین ساختاری را دارا هستند . این احزاب اند که بابرنامه های نیرومند و قابل قبول مردم را به انتخابات فرا می خوانند در کشور ما نیز احزاب به دلیل مباحث اعتقادی ، دینی و ملی چنین نقشی را ایفا کرده است.مطمئناصاحب سخن می داند احراز پست معاونت وزیر کشور به برکت رای مردم به اقای احمدی نژاد بوده است.
سیدمحمدحسین دریاباری
چاپ شده درهفته نامه گویه
منابع تفکر در اسلام
درس سوم
در درس پیشین خاطر نشان شده است ، که شناخت در مباحث خانوادگی خود ، ابعاد فراوانی دارد که به مرور زمان و تناسب مطالب ، مورد بررسی و تحقیق قرار خواهد گرفت . یکی از موضوعات و مطالب وابسته به شناخت ، «منابع شناخت »است . هر محقق و مؤلفی که مسأله «شناخت» را مورد بحث قرار داد بدون شک پیرامون منابع آن نیز به تفصیل سخن گفت . اما ما مناسبتر دیدیم که همین موضوع تحت عنوان «منابع تفکر در اسلام » مورد بحث و مطالعه قرار گیرد . زیرا این دو عنوان در مفاهیم و مسایل با هم تفاوت چندانی ندارند و هر دوعنوان پیرامون سه مسأله بحث می نمایند . آن سه مسأله عبارت است از : ضمیر انسان ، طبیعت و تاریخ .چون این موضوعات از نگاه اسلام مورد مطالعه قرار می گیرد تحت عنوان منابع تفکر در اسلام مطرح گردید . اگر همین موضوعات در پی مباحث شناخت مطرح می شد و ارتباط تنگا تنگ با شناخت داشت و نگاه و نظر مکتب خاصی بر روی آن نبود شایسته آن بود که «منابع شناخت » به جای موضوع فوق انتخاب گردد.متون اسلامی مانند قرآن کریم و احادیث پیامبر و پیشوایان معصوم (علیه السلام) با لحن رسا و صریح و با واژه های گوناگون یکایک افراد انسان را به مطالعه و تحقیق در اسرار آفرینش فرا خوانده اند . تنها در قرآن کریم یکصد وپنجاه بار واژه «علم» با بینش از هفتصد و هفتاد بار شکلهای گوناگون آن ،که همگی به نوعی انسان را به شناخت و معرفت دعوت می کند ؛استعمال شده است .همچنین «عقل » با همه ی مواد و مشتقات خویش چهل و نه بار در این کتاب آسمانی بکار رفته است .واژه «فقه » و سایر مشتقات آن بیست بار در قرآن عنوان شده است . و خلاصه کلمه «فکر » و مواد دیگران هیجده مرتبه در این کتاب آسمانی استفاده شده است . بدیهی است که وازه های یاد شده و مشتقات آنها مردم را به اندیشه و شناخت حقایق و اسرار شگفت انگیز عالم فرا می خوانند . احادیث و روایات رسیده از سوی پیشوایان دینی در این باب قابل شمارش و احصاء نیست . بنابراین در حال حاضر از ذکر آنها خودداری می شود . اگر انسان محقق و جستجو گر با دقت متون اسلامی را مورد تحقیق و بررسی قرار دهد ؛ در می یابد که دعوت تمام عیار و همه جانبه اسلام به شناخت و معرفت برای دو امر اساسی می باشد . نخست اینکه انسان به دانشی دست یابد که به حیات و رفاه او کمک موثر و شایانی بنماید ، چرا که خداوند زمین ، آسمان و هر آنچه که در آن است را برای بهره برداری خوب و شایسته ی بشر آفریده است . دوم اینکه انسان باید به شناخت و معرفتی دست یازد که آینده او را تضمین کند شناختی که مانند آینه شفاف باشد و بتواند غایت و هدف اصلی را به صورت واقعی آن بنمایاند . هدف و انگیزه فراخوانی به شناخت «معرفة الله » می باشد . شناخت و معرفت مطلوب از منابع یاد شده این است که سرانجام هر انسانی را به آن هسته ی مرکزی متصل سازد .
آیا حواس پنجگانه از منابع شناخت است ؟
شمار زیادی از صاحب نظران و اندیشمندان ؛ هنگامی که پیرامون مساله ی شناخت و ابعاد آن سخن به میان آوردند و وقتی که به مبحث « ابزار و وسایل » شناخت رسیدند حواس پنجگانه را از ابزار وسایل معرفت نامیدند . اکنون این پرسش مطرح است که آیا می توان حواس پنجگانه را از منابع شناخت به حساب آورد ؟ مولف کتاب « مقدمه ای بر شناخت خدا » در درس دوم ، « منابع شناخت » را مطرح می کند و می پرسد چند منبع شناخت در وجود انسان هست ؟ و انسان از چند دریچه می تواند به جهان خارج خویش بنگرد ؟ به نظر ما در وجود انسان سه منبع و دریچه برای شناخت وجود دارد که انسان از طریق این منابع با حقایق هستی آشنا می شود این منابع عبارتند از : حس ، عقل و قلب . حواس پنجگانه نخستین منبع شناخت است که در وجود انسان قرار دارد . مولف کتاب مذکور برای اثبات نظریه و دیدگاه خویش به مناظره ای از امام صادق " علیه السلام " استناد می کند که با یک فرد مادی انجام داده است . متن مورد استفاده مناظره به قرار زیر است . « ذکرت الحواس الخمس و هی لا تنفع شیئا بغیر دلیل کما لا یقطع الظلمة بغیر مصباح » یعنی سخن از حواس پنجگانه بدون دلالت عقل هیچگونه نقشی در شناخت نمی تواند داشته باشد . همانطوریکه تاریکی بدون چراغ قطع نمی شود . مولف مزبور در آغاز درس که موضوع آن منابع شناخت است به این آیه استناد می کند .
و الله اخرجکم من بطون امهاتکم لا تعلمون شیئا و جعل لکم السمع و الابصار و الافئدة لعلکم تشکرون (1) « یعنی خداوند شما را از شکم مادرانتان خارج ساخت در حالیکه هیچ نمی دانستید و برای شما گوش و دیده و دل قرار داد شاید قدر دانی کنید » در پاسخ به صاحبان این دیدگاه که حواس از منابع شناخت است باید گفت : پذیرش و قبول چنین نظریه ای برای کسی ممکن و میسر نیست زیرا دلیل و برهانی که بتواند انسان را بقبولاند حداقل در حال حاضر در میان نیست . در درس گذشته اثبات گردید که حواس از ابزار شناخت محسوب می شود نه منبع آن . اگر محقق و پژوهشگری عقل ، حس و قلب و هر چیزی را که می تواند بشناسد و درک کند را جزء منابع شناخت بداند بدون شک منابع و ماخذ تحقیق را پیدا کرده است . اکنون این سوال پیش می آید که حالا با کدام ابزار و وسیله باید برای شناخت آن منابع اقدام کرد ؟ مضافا بر این مناظره امام صادق " علیه السلام " با آن مرد مادی مسلک هرگز در صدد اثبات این موضوع که حواس منبع شناخت است ، نیست . زیرا ابوشاکر دیصانی تلاش کرد تا حواس را ابزاری مهم برای شناخت جلوه داده و نقش عقل را در شناسایی بکاهد . ولی امام صادق " علیه السلام " بدون اینکه نقش حواس را در شناسایی تضعیف کند ؛ با یک مثال زیبا قدرت و نقش عقل را در شناسایی و ابزار بودن برجسته تلقی فرمود . مولف کتاب یاد شده در پی نویس آن کتاب می گوید : از(( دریچه)) گاه تعبیر به ابزار شناخت و گاه تعبیر به منابع شناخت شده هر دو تعبیر صحیح است .
به نظر می رسد تعبیر دوم مناسبتر است . در خصوص این پی نویس باید گفت برخی معتقدند که درباره قلب یا دل میتوان دو تعبیر ذکر شده را استعمال کرد . ولی در مورد حواس پنجگانه چنین نیست البته بزودی خواهد آمدکه خود انسان منبعی برای شناخت است . ولی مهم این است که وظایف ، نقش و همچنین قلمرو منبع و ابزار مشخص و معین باشد .
«طبیعت»
یکی از منابع تفکر و اندیشه در اسلام طبیعت می باشد . طبیعت واژه ای است که مفهوم بسیار وسیع و گسترده دارد . در قرآن کریم این مفهوم گسترده برای طبیعت به وضوح پیدا است . هنگامی که قرآن این معجزه جاوید پیامبر گشوده می شود و مورد تدبر و مطالعه قرار می گیرد معلوم می گردد که طبیعت شاخ و برگهای فراوانی دارد .زمین ،آسمان ،ستارگان ،خورشید،ماه ،ابر،باران،جریان باد،حرکت کشتیها در دریاها ،گیاهان،حیوانات و هر چیزی که محسوس باشد؛مفهوم واژه طبیعت است . قرآن این کتاب مقدس ، بشر همه ی عصرها را دعوت کرد تا در پیرامون این موضوعات با دقت اندیشیده ، و تفکر نمایند.در اینجا لازم است به چند نمونه از آیات که گستردگی واژه طبیعت را تأیید و مصادیق آن را بیان می کند ، یاد آور شویم . خداوند سبحان وقتی که در قرآن مصادیق طبیعت را بر می شمارد بسیاری از آنها را تعبیر به آیه می نماید .
1-قل انظروا ماذا فی السموات والارض و ما تغنی الایات و النذر عن قوم لایومنون (1) خداوند به پیامبر خویش می فرماید : بگو به مردم با دقت مطالعه کنند و ببینند که در آسمانها و زمین چه چیزهایی هست . آیه شریفه مذکور از همه ی انسانها در تمام عصر و زمان دعوت بعمل آورد تا در طبیعت به معنی وسیع کلمه مطالعه کنند شاید با این مطالعات سرانجام خالق هستی را بشناسند .
2- و فی الارض آیات للموقنین (2) در زمین آیه هایی برای اهل یقین وجود دارد . در قرآن کریم پیرامون آفرینش زمین چه به طور مستقل یا همراه با نحوه آفرینش آسمان و یا سایر موجودات فراوان سخن به میان آورده است . در این آیات خداوند با صراحت پیروان خویش را به دانش زمین شناسی تحریص و ترغیب نموده است . شاید بتوان گفت مباحث مربوط به زمین چه بطور مستقل و چه در ضمن آفرینش آسمان و دیگر موجودات بیان شد حدود 82 بار بالغ گردد.
3- و القی فی الارض رواسی ان تمید بکم (3) و در زمین کوههایی استوار افکنده تا شما را به اظطراب نیفکند . قرآن مجید 39 بار از کوهها با واژه جبل و جمع این کلمه جبال و 9 بار با واژه رواسی نام برده است . بهر حال می توان از آیات مذکور این نتیجه را گرفت که خداوند سبحان همه ی پیروان خویش را به مطالعه طبیعت به معنی وسیع کلمه فراخوانده و از انها خواسته است همواره و در هر عصر و زمان سکان دار علم و دانش باشند اگر مسلمانان در حال حاضر احساس می کنند قدرت علمی آنان رو به تحلیل گذارده است علل و دلائل آن روشن است ؛پرداختن به راز و رمز این موضوع موجب اطاله کلام شده و جای آن هم در قلمرو مباحث اعتقادی نیست . کمتر مکتبی وجود دارد که طبیعت را به عنوان منبع شناخت نپذیرفته باشد . در گذشته های دور اینگونه اندیشه ها یافت می شد البته الان نیز کم و بیش پیدا می شود . در گذشته افلاطون از ان دسته از دانشمندانی است که نتوانست طبیعت را به عنوان منبع شناخت بپذیرد . دکارت و بیکن بودند که علم را در مسیر جدید هدایت کردند . اما دکارت چون فلسفه اش بر اساس شک ویرانگر پی ریزی شده بود نتوانست طبیعت را به عنوان منبع شناخت قبول کند تا اینجا هوده بحث این می شود که طبیعت یکی از منابع تفکر می باشد و می تواند واقعیت و حقایق را به هر انسانی که بخواهد بنمایاند .
«منابع و مأخذ»
1-فهرست آیات ، سوره النحل آیه 78 ، سوره یونس آیه 101 ، سوره الذاریات آیه 20، سوره لقمان آیه 10
2- المعجم المفهرس لا لفاظ القرآن الکریم : الدکتور منصور فهمی دار احیاء التراث العربی – بیروت – لبنان
3- مسأله شناخت . استاد مرتضی مطهری چاپ دوم سال 1367 ناشر انتشارات صدرا
4- شناخت از دیدگاه علمی و از دیدگاه قرآن : استاد محمد تقی جعفری چاپ و نشر – دفتر نشر فرهنگ اسلامی – سال 1360
5- سیر حکمت در اروپا- محمد علی فروغی چاپ اول سال 1360
6- آموزش عقائد – محمد تقی مصباح – ناشر سازمان تبلیغات اسلامی چاپ اول سال 1365 جلد اول
7- مقدمه ای بر جهان بینی اسلامی – استاد مرتضی مطهری – ناشر انتشارات صدرا .
8- فلسفتنا- محمد باقر الصدر ناشر دار الکتاب الاسلامی چاپ دهم
9- عقائد الامامیه – محمد رضا مظفر – انتشارات الشریف الرضی – قم المقدسه
10- مقدمه ای بر شناخت خدا – محمدی ری شهری – سال 1361 انتشارات یاسر
11- بهترین راه شناخت خدا – محمدی ری شهری – جلد اول ناشر دفتر انتشارات یاسر سال 1361
12- انسان موجود ناشناخته – دکتر الکسیس کارل . مترجم دکترپرویز دبیری
این درس ها درتهران هیات مکتب التوحید متوسلین به موسی بن جعفر علیهما السلام گفته شده است تاریخ تدریس سالهای 1371 و1372 بوده است
سید محمد حسین دریاباری
معرفی کتاب
« کتاب زنان وانتفاضه ی فلسطین» درسالی که به نام عزت وافتخار حسینی
نامیده شد چاپ گردید . کتاب مزبور در پنج فصل توسط محمد فایق فرجی و
الله نور نوراللهی تدوین شده است.
فصل اول تحت عنوان بزرگان اسلام و مساله ی فلسطین ، دیدگاه ها ونظرات
بزرگان شخصیت های اسلامی رابرشمرده است
فصل دوم مقالات ان همایش است که توسط ناحیه مقاومت بسیج سپاه پاسداران
انقلاب اسلامی کردستان برگزار گردید . اولین و طولانی ترین مقاله کتاب
« چگونگی کمک رسانی –مادی ومعنوی –به قیام انتفاضه فلسطین» است که به
قلم سید محمد حسین دریا یاری به رشته تحریر در امده است.
فصل سوم کتاب به بررسی نامه هایی می پردازد که برای کنگره زنان حماسه
ساز فلسطینی از سوی زنان ودختران کردستانی ارسال شده است.
فصل چهارم کتاب تحت عنوان« سروده ها» است که اشعار شاعران را در توصیف
فلسطین و رنج های ان ونیز اینده ان را ترسیم کرده است .
و فصل پنجم کتاب به سخنرانی های همایش اختصاص یافته است . کتاب
زنان وانتفاضه ی فلسطین در 2هزارتیر اژودر تاریخ 1 138درقطع رقعی ودر 198
1صفحه به چاپ رسیده است .
بسم الله الرحمن الرحیم
درس چهاردهم
مراتب و درجات توحید
در درس گذشته راه های گوناگون خداشناسی و دلائل آن ونیز دلائل متعدد برای وحدانیت و یکتایی خداوند مورد بحث و بررسی قرار گرفت . در درس حاضر نیز مباحث توحید و شرک و اقسام مختلف آن مورد بحث قرار می گیرد . دانشمندان علوم اسلامی بویژه متکلمان درباره توحید و شرک بحث های گسترده و فراوانی کرده اند بحث های دامنه دار آنان که بر پایه بسیاری از اشکالات و شبهات صورت پذیرفت ، موجب گردید تا در ابعاد گوناگون توحید بحث و تبادل نظر نمایند در نتیجه بر اساس مستندات نقلی درباره صفات و ذات خداوند و همچنین بر پایه عقل توحید را به انواع زیر تقسیم کرده اند .
1- توحید ذاتی 2- توحید صفاتی 3- توحید افعالی4- توحید در عبادت
امور یاد شده در واقع مراتب و درجات توحید خوانده می شود . برای شرک که در مقابل توحید قرار دارد چنین درجات و مراتبی نیز وجود دارد و با وجود توحید آن نیز قابل تصور است . این مباحث قدم به قدم در درس حاضر مورد تحقیق و مطالعه قرار خواهد گرفت .
1- توحید ذاتی
توحید ذاتی را علماء و دانشمندان کلامی و فلسفی تقریبا بدون اختلاف و مشابه هم معنی کرده اند . در بین آنان کسی برداشت خاصی ندارد تا بتوان آن را اختلاف نظر یا رأی تلقی کرد . مقصود از توحید ذات این است که خداوند موجود یکتایی است که مثل ، مانند و ضدی ندارد . او نه تنها یگانه است بلکه برای ذات او نباید جزئی تصور گردد . و هرگز از چیزی ترکیب نیافته است . ذات پاک او حتی از جزء عقلی هم بدور است . بدین معنی که در تحلیل عقلی هم از دو جزء مرکب نشده است . به یقین فرد موحد جزء خارجی هم برای او تصور نمی کند . بنابراین قدم اول برای شناخت ذات حق پی بردن به غنا و بی نیازی است و بالاخره توحید ذاتی آن است که انسان اذعان و اعتقاد پیدا کند که خداوند اول و آخر و منشاء آفرینندگی است و هم او است که خالق موجودات بوده و هرگز تعدد پذیر نیست . این است معنی توحید ذاتی . هر موحد نه تنها به امور بالا باید یقین پیدا کند بلکه بالاتر از آن مفاهیم یاد شده برای او باید بصورت باور در آید .
2- توحید افعالی
ارباب فن و صاحبان معرفت توحید افعالی را نیز معنی کردند و عقیده دارند که انسان موحد همانطور که به ذات خداوند اعتقاد و باور دارد به همان صورت باید به توحید افعالی نیز عقیده مند باشد تا این بخش از توحید بر اثر پاره ای از باورهای خرافاتی شرک آلود نشود . توحید افعالی یعنی اینکه جهان با همه نظامات و سنن و علت و معلول همگی فعل و کار خداوند بوده و ناشی از اراده و مشیت او است . دخالت دادن مخلوقی از مخلوقات خدای سبحان در کار او اساس و پایه اعتقاد توحید فعلی را سست و منجر به شرک می نماید .
3- توحید صفاتی
مقصود از توحید صفاتی آن است که هر انسان موحد صفات خداوند را عین ذات او بداند بدین معنی که اگر گفته می شود " خدا عالم است " این تصور در او پدید نیاید که ذات خدا جدا و علم او جدااست . بلکه معنی آن این است که خدا عین علم است و همینطور هنگامی که گفته می شود خداوند توانا و زنده است مفهوم جمله مزبور آن است که قدرت و حیات عین ذات او است نه اینکه قدرت و حیات زاید بر ذات او می باشد زیرا چنین اعتقادی این نتیجه را بدست می دهد که خداوند از دو جزء ذات و صفات ترکیب شده باشد و ترکیب هم مستلزم احتیاج است و نیاز هم با خداوندی سازگار نخواهد بود . خداوند اوصاف بیشماری دارد و به صفات کمالیه و جلالیه متصف است فلاسفه بر اساس برهان فلسفی ذات خداوند را عین صفات او می دانند و عقیده دارند اختلاف ذات و صفات موجب محدودیت وجود شده و ترکیب و کثرت در او تصور می گردد بنابراین صفات خداوند عین ذات او است توحید صفاتی مانند توحید ذاتی از اصول معارف اسلامی و از عالیترین اندیشه های بشری است و در شیعه تبلور ویِِژه ای یافته است در نهج البلاغه خطبه اول امام عارفان درباره اهمیت آن سخنان زیبایی ایراد کرده است .
4- توحید در عبادت
هر انسانی که خدارا در ذات ، صفات و افعال یگانه می پندارد در عبادت نیز بی همتا می شمارد . عبادت همان پرستش و کرنش در برابر قدرت لایزال الهی است که انسان تنها در برابر او انجام می دهد و با آن ، همه ی قدرتهارا هیچ می انگارد . پرستش نوعی رابطه و پیوند خالصانه و سپاسگزارانه بشمار می رود که انسان در برابر خدای خویش برقرار می کند . بر اساس نصوص و شواهد نقلی همه ی علماء دینی بر این باورند . که این نوع رابطه را انسان فقط در برابر خدای سبحان برقرار می نماید . زیرا تنها او سزاوار عبادت و پرستش است و هرگز عبادت در برابر غیر او صادق نیست بلکه جایز هم نیست . انسان موحد هیچگاه مخلوقی را در مقام پرستش شریک باری تعالی نمی سازد . زیرا غیر او سزاوار و شایسته پرستش و تعظیم نیستند . اگر خدای ناخواسته چنین اتفاقی برای انسان بیفتد که در گذشته برای بسیاری از ملل و جوامع رخ داده انسان با آن عمل مشرک به حساب می آید .ارباب معرفت پرستش را به دو نوع تقسیم کردند پرستش قولی وعملی پرستش قولی عبارت است از یک سلسله ذکرها که در رکوع ، سجود و دیگر مراحل نماز خوانده می شود . یا ذکری که حاجیان در مراسم حج می گویند مانند "لبیک " پرستش عملی ، اعمالی را می گویند که انسان با اعضاء و بخشهای مختلف بدن خویش انجام می دهد . مانند مراحل مختلف نماز ، مراسم حج و سایر عبادت فردی و اجتماعی . در اینجا نکته ای را باید خاطر نشان ساخت و آن اینکه غالبا اعمال و اقوال عبادی توام و همراه یکدیگرند . در این صورت عبادتی محسوب می شوند که شرع ان را فریضه نامیده است . مانند نماز زیرا جدا ساختن اقوال و اعمال از یکدیگر عبادت شرعی بشمار نمی رود . مانند اینکه کسی همواره ذکر رکوع یا سجود را با زبان بخواند به تقدیس و تنزیه پروردگار پرداخته است اما رکوع و سجود نگذارده است یا اینکه کسی همواره رکوع انجام دهد ولی ذکری نخواند عبادتی که در شرع فریضه نامیده شد انجام نداده است . بنابراین می توان گفت عبادت قولی که تنزیه و تقدیس پروردگار است را می توان در همه حال انجام داد.
انسان در اقوال و اعمال عبادی چه حقایقی را ابراز می کند
پرستش چه قولی باشد مانند اذکار وارده در شرع و چه عملی باشد نظیر نماز ، اعمال حج و دیگر برنامه های عبادی ، همگی یک کار معنی دار به شمار می روند . انسان با اقوال و اعمال عابدانه خویش حقایقی را ابراز می نماید و ان اینکه کرنش باید تنها در برابر مبدا هستی بوده و تنها اوست که لایق و سزاوار پرستش است و بس . انسان در عبادت قولی و عملی خود چند چیز را بیان می کند که محققان از جمله استاد مطهری در کتاب "جهان بینی " بدان اشاره کردند بخاطر اهمیت موضوع چکیده ان از نظر خوانندگان می گذرد .
نخست اینکه انسان با اقوال و اعمال خویش به ثناء و ستایش خداوند می پردازد آن هم با اوصافی که مخصوص او است . نظیر صفاتی که مفهومش کمال مطلق ، علم مطلق ، اراده مطلق و قدرت مطلق است . و هر اوصافی که محدود و مشروط است را از او دور دانسته و خدا را منزه از آن می داند .
دوم : اینکه انسان با عبادات تسبیح و تنزیه خداوند نموده و او را از هر گونه نقص و کاستی مبرا می خواند و همواره فناء ناتوانی و ستم و امثال آن را از قدرت کبریایی او نفی می نماید .
سوم : اینکه سپاس و شکر خدا می نماید به عنوان اینکه خدا منشاء اصلی خیر و نعمتها است و همه چیز از آن او است و غیر او همه اسباب وسیله هایی هستند که خود او قرار داده است .
چهارم : اینکه انسان با عبادت ابراز تسلیم محض و اطاعت خالص در برابر او می نماید . و اقرار می نماید که خداوند بدون قید و شرط مطاع است . او شایسته فرمان دادن و انسان لایق فرمانبری است .
پنجم : اینکه انسان در عبادت می گوید خداوند در هیچیک از مسایل یاد شده شریک ندارد . او کمال مطلق است و اینکه همه اطاعتها مانند اطاعت از پیامبر ، امام ، حاکم شرعی ، پدر ، مادر و معلم باید به اطاعت او و رضای او ختم گردد وگرنه اطاعت از انها جایز نیست .
سخنی در باره شرک و ابعاد آن
همانطور که توحید از ابعاد مختلفی برخوردار بوده شرک نیز به نوبه خود از درجات و مراتبی برخوردار است . زیرا یگانگی خداوند با برهان فطرت برای بشر ثابت و آشکار است . و اگر احیانا انسان این برهان را به هر دلیلی غیر قابل استفاده ساخت و براهین عقلی هم کافی نبود رو به امور دیگر می آورد . و به یکی از مراتب شرک که بدان اشاره خواهد شد تن در می دهد . از آغاز تاریخ که پیامبران از سوی خداوند به دعوت مردم پرداختند همواره به نوعی با شرک مواجه و روبرو بودند . واژه "شرک " می فهماند که مشرکان همه چیز را از بت ها درخواست نمی کردند بلکه انها را وسیله می پنداشتند نزد خداوند یگانه . یگانگی خداوند اصل مسلمی بود حتی نزد بت پرستان و مشرکان اینان خدایان و بت ها را در برابر خداوند با موجودیت مستقل که دارای اوصاف خدای بزرگ باشد مطرح نمی کنند بعنوان نمونه وقتی که " اوس بن حجر" سوگند یاد می کند ، متن سوگند او چنین است . " سوگند به لات و عزی و به کسی که به دین آنها گرویده است و قسم به خدایی که قطعا از آنها با عظمت تر است در میان بت پرستان و مشرکان نمونه هایی از این قبیل فراوان است ولی بیان آنها در این رساله مختصر نمی گنجد علماء و اندیشمندان با بررسی واژه شرک و ابعاد آن شرک را به مراتب زیر تقسیم و دسته بندی کردند .
الف : شرک ذاتی ب: شرک در خالقیت ج : شرک صفاتی ح : شرک در پرستش.
الف : شرک ذاتی
وقتی که انسان تاریخ ادیان را مطالعه می کند و به عقاید و اندیشه های ملل و جوامع گذشته آشنا می شود در می یابد که علل و عوامل زیادی در تغییر اندیشه و پندار بشر تاثیر گذارده است . برخی از ملل و جوامع بشری یگانه پرستی را رها کرده و به دو گانه پرستی "ثنویت " و سه مبدی "تثلیث" اعتقاد داشته و اکنون هم دارند و جهان را چند کانونی و چند پایه ای می پنداشتند اکنون بحث درباره این موضوع نیست که ریشه پیدایش این اعتقادات بخاطر چه بوده است ؟ زیرا ممکن است مسایل اقتصادی و شرایط ناشی از آن یا بدلیل عدم آگاهی مواجه با خرافات شدن ، این اعتقادات و تفکر برای مردم پیدا شده باشد . بلکه موضوع مورد بحث این است که اعتقاد به چند مبدئی به هر دلیلی که انسان و جوامع بشری بدان گرایش یابد شرک در ذات محسوب می شود . و نقطه مقابل آن توحید ذاتی است که شرح آن از نظر خوانندگان گذشت . قرآن برای انواع شرک و بی پایه بودن این اعتقاد برهان اقامه می کند و این برهان را فلاسفه به برهان "تمانع " تعبیر کردند که بحث آن نیز در درس سیزدهم گذشت . بهر تقدیر اعتقاد به شرک و هر نوع از آن موجب خروج از اهل توحید و از حوزه اسلام است و اسلام شرک ذاتی را به هر شکلی که باشد مطرود و مردود می داند .
ب: شرک در خالقیت
یکی از مواردی که علماء علم کلام بدان توجه زیاد کردند و درباره آن بحث نمودند " شرک در خالقیت است " . زیرا در میان بشر ملل و جوامعی بودند که خدا را بی مثل و مانند می دانسته و می دانند و او را به عنوان یگانه اصل می شمارند اما تعدادی از مخلوقات او را با وی در خالقیت شریک می پندارند و عقیده دارند خداوند مسوول خلقت شرور نیست و شرها آفریده بعضی از مخلوقات او است . این نوع شرک را صاحبان فن و ارباب نظر شرک در خالقیت و فاعلیت تقلی می نمایند . این نوع شرک نقطه مقابل توحید افعالی است . اسلام اینگونه شرک را نیز غیر قابل گذشت می داند عده ای از علماء عقیده دارند شرک در خالقیت برای خود درجاتی دارد که به خفی و جلی نام می برند . بدون شک شرک در خالقیت و آن هم از نوع خفی موجب خروج کامل از جرگه اهل توحید و حوزه اسلام نیست .
ج : شرک صفاتی
موضوع شرک در صفات از مسایل بسیار دقیقی است . این موضوع در میان عامه مردم چندان مطرح نشده است . شرک در اوصاف خداوند و طرح شبه و اشکال در آن مخصوص برخی از اندیشمندان است. اشاعره از متکلمن اسلامی دچار این شرک گردیدند . این نوع شرک نیز شرک خفی است و موجب خروج از حوزه اسلام نیست . از جمله مساله عدل الهی و اینکه آیا اعمال انسان همه اش در اختیار خدا است یا انسان ؟ این پرسش ها و هر چه که نظیر آن است در مبحث عدل روشن خواهد شد
ح : شرک در پرستش
بسیاری از ملتها در تاریخ بچشم می خورند که در مرحله پرستش . چوب،سنگ،فلز،حیوان،ستاره،دریا و درخت را پرستش کردند این نوع از شرک فراوان بوده است و اکنون نیز در گوشه و کنار جهان یافت می شود . شرک یاد شده را شرک در عبادت می نامند که در مقابل توحید در عبادت قرار دارد .
دانشمندان عقیده دارند شرک عملی هم برای خود مراتبی دارد بالاترین آن موجب خروج از حوزه اسلام است که اصطلاحا آن را شرک جلی می گویند ولی شرک خفی اعمال انسان را ناسالم می گذارد اسلام برای آسیب پذیر نشدن توحید عملی با تمام انواع شرک خفی مبارزه کرده است . در اسلام کمترین شرک این است که انسان کمی از ظلم را دوست داشته باشد و از انجام آن خشنود باشد و کمی از عدل را دشمن بپندارد . اسلام هواپرستی ، مقام پرستی و جاه پرستی رااز این دست می شمارد . بنا به گفته مولوی اعمال انسان هنگامی مورد قبول خداوند است که اعمال به سلامت به درگاه باری تعالی برسد .
شرط من جاءبالحسن نی کردن است بل حسن را سوی یزدان بردن است
بنابراین نگاه دارای اعمال از امواج و طوفان ریا مهمتر از اصل انجام آن است .
سید محمد حسین دریاباری
این درس ها درتهران هیات مکتب التوحید متوسلین به موسی بن جعفر علیهما السلام گفته شده است تاریخ تدریس سالهای 1371 و1372 بوده است
حجت حیدری
گفتنی است مقاله حامد متقی تحت عنوان ترکه های اناربر کف پای روزنامه نگاران اصلاح طلب درهمین شماره چاپ شده است