X
تبلیغات
نماشا
رایتل

چگونگی کمک رسانی –مادی و معنوی –به قیام انتفاضه فلسطین

            چگونگی کمک رسانی –مادی و معنوی –به قیام انتفاضه فلسطین

در حال حاضر ،هم دولتهای اسلامی به طور جداگانه و با برنامه ی مشخص می توانند به مردم فلسطین –که تلاشهای رها یی بخش آنان انتفاضه و قیام عمومی نا م گرفته است –کمک کنند و هم مردم به طور فردی و یا در قالب تشکلهای مردمی و حزبی می توانند به هر نوع کمکی که باعث تقویت قیام فلسطینیان شود ،مبادرت ورزند.در کشورهای اسلامی ،احزاب ،سازمانها و تشکلهای مردمی گوناگون وجود دارند که می توانند این مساله ی بزرگ –یعنی کمک رسانی به انتفاضه فلسطین –را مورد بررسی قرار دهند و در خصوص آن تصمیم گیری نمایند.

دولتهای اسلامی نیز همگی مبارزات مردم فلسطین را پذیرفته و به رسمیت می شناسند.علاوه بر این ، همه کشورها ،عضو سازمان کنفرانس سران اسلامی هستند و این سازمان یکی از سازمانهای شناخته شده ی بین المللی است که بیش از یک ملیارد طرفدار دارد .این سازمان برای دفاع از حقوق مسلمانان و حل بحرانهای منطقه ای و بین المللی تاسیس شده است .با توجه به فعال شدن سازمانهای منطقه ای و بین المللی در جهت حل بحرانها ،لازم است ،سازمان کنفرانس سران اسلامی بیشتر از پیش به تلاش و کوشش دست زند تا بحرانهای منطقه ای و بین المللی مسلمانان را خود حل و فصل نماید.علاوه بر این ،شماری از کشورها ،سازمان اقصادی نیرومندی را در اختیار دارند که می توانند به راحتی در شعله ور ساختن قیام فلسطینیان نقش اساسی ایفا نمایندو بر صهیونیسم متجاوز فشار در خور توجه –که موجب عقب نشینی آن شود –وارد سازند.یکی از سازمانها ،اوپک یا سازمان کشورهای صادر کننده نفت می باشد.دنیای امروز ،دنیای رقابت محسوب می شود ،اوپک نمی تواند برای فروش نفت ،شرط و شروط قرار دهد ،زیرا فروشندگان غیر عضو جای آنان  را خواهند گرفت،اما همین سازمان می تواند با افزایش قیمت ،بر سران صهیونیسم فشار مضاعف وارد ساخته ،از رکود اقتصادی کشورهای عضو بکاهد و از این طریق بحرانهای منطقه ای مسلمانان را –که مانند زخمی بر پیکره ی   جهان اسلام است –التیام بخشد. سازمان دیگر اقتصادی که اکنون اعضای آن به ده کشور می رسد ،اکو می باشد که عمده ترین و نیرومند ترین کشورهای عضو آن ایران ،ترکیه و پاکستان هستند.این سازمان چندان کمکی نمی تواند به انتفاضه فلسطین بکند ،زیرا ترکیه ،پیمان نظامی با دولت اسرائیل دارد ،از سوی دیگر مردم آن، چندان توجهی به مساله فلسطین نشان نمی دهند.پاکستان هم در موقعیت مناسبی قرار ندارد ،زیرا این کشور همواره هم پیمان ایالت متحده ی آمریکا بوده است ؛ولی مردم پاکستان آمادگی فراوان در حمایت از فلسطین را دارند.در سازمان یاد شده تنها ایران است که مردم و دولت آن در خصوص مساله ی فلسطین ،سیاست هماهنگ و وحدت رویه دارند .در کشورهای عربی ،بدون شک سازمان ها ،گروهها و تشکلهای فراوان وجود دارند که معتقد هستند باید از انتفاضه مردم فلسطین حمایت کرد،

اما مهمترین این سازمانها اتحادیه عرب و کنگره زبان عرب می باشد.

اتحادیه عرب برای ایجاد همبستگی و اتحاد بیشتر کشورهای عربی تاسیس شده است . شورای مشترک دول عرب،فلسطین را یکی از ارکان منطقه ی عربی می داند ومعتقد است ؛ دست اندازی به حقوق مردم فلسطین،مانع دستیابی به صلح و امنیت در سراسر بلاد عربی خواهد بود .این اتحاد قطع روابط با یهود را یکی از هدفهای مهم خود در خصوص فلسطین میداند . همین اتحاد در گذشته دستور قطع روابط اقتصادی را با یهودرا صادر کرده بود-_ا لبته این دیدگاه هم اکنون وجود ندارد- یکی از شیوه های این اتحادیه  آن است که هر گاه مساًله ایی را نخواهد تصویب کند آن را به خود اعضای  اتحادیه واگذار میکند ،

این سیاست بهترین توجیه برای شانه خالی کردن از مسولیت این جامعه تلقی می گردد . در مبارزات و حماسه آفرینی فلسطین، کنگره زبان عرب نقش اساسی و سازنده ایفا کرده و میکند. کنگره ی زبان عرب برای حمایت از زنان و مردان حماسه ساز فلسطین، بطور گسترده فعال شد . بنا به دعوت خانم (( هدی شعر)) اولین کنگره زنان در تاریخ عرب، برای دفاع از فلسطین در مصر تشکیل شد .نمایندگان زنان مسلمان مصر، سوریه ، لبنان ، عراق ، فلسطین و اُردن در آن کنگره شرکت داشتند که قراردادهایی در مورد تاَیید مبارزات مردم فلسطین وکمک و مساعدت مادی و معنوی به مبارزان و پشتیبانی از نهضت ملی آن کشوررا تنظیم،امضاء و منتشر ساختند.اکنون سازمانها و تشکلهای زنان فعالتر شده است .

بدون شک برای کمک به مردم بویژه زنان فلسطینی ، نقش مهمتری میتواند ایفا کند.کشور های عربی در منطقه ی خلیج  فارس، شورای همکاری خلیج فارس را تاسیس کردند ،این شورا موظف است؛اعضا را در زمینه های سیاسی،نظامی واقتصادی هماهنگ سازد،تا این کشورها از آمادگی لازم در برابر دشمن برخوردار باشند.اینان از فلسطین حمایت می نمایند واسرائیل را یکی از دشمنان خود تلقی می کنند.این در حالی است که برخی از اعضای آن ،روابط اقتصادی نزدیک با اسرائیل داشته اند.جان کلام این است که کشورهای اسلامی در خصوص مساله ی فلسطین و آزادی قدس برنامه ی هماهنگ وسیاست مشترک ندارند،زیرا شماری از کشورهای اسلامی وعربی با دولت صهیونیسم پیمان صلح امضا کرده ،تعدادی دیگر پیمان نظامی با آن رژیم منعقد نموده اند وگروهی دیگر از کشورهای هم پیمان ایالات متحده ی آمریکا محسوب می شوند،بنابراین ،این چند کشور مستقل به تنهایی در عرصه های بین المللی نمی توانند کار وتلاش قابل ملاحظه ای انجام دهند،اما بیت المقدس بهانه ای مناسب برای  دولتهای اسلامی وعربی گردیده که افکارعمومی مردمشان را با این تنور گرم نگه داشته باشند، تا حکومت آنان براحتی وبدون هیچ دردسرآن طور که میخواهند تداوم یابد .

فلسطین و فروش زمینها، شایعه یا واقعیت :

فلسطین منطقه ای عربی بشمار میرود که از طرف غرب به دریای مدیترانه وازطرف شمال به جمهوری لبنان واز جانب شرق به رود اردن و جمهوری سوریه وازناحیه جنوب به شبه جزیره سینا- که بخشی از خاک مصر است- محدود میباشد . این کشور از نظر جغرافیایی برای کشورهای عربی موقعیت بسیار مهمی دارد،زیرا فلسطین در قلب ممالک عربی واقع شده ودر حقیقت ، پلی است که کشورهای عربی آسیا را به کشورهای عربی در آفریقا متصل میکند و راه اتصال و ارتباط جزیره العرب به دریای مدیترانه به شمار می رود .وسعت و پهنای این کشور بیست و هفت هزار و بیست و چهار کیلومتر مربع  می باشد.هفتصد و چهار کیلومترمربع آن را دو دریاچه به نام طبریه و حوله و نصف دیگر آنرا دریای مرده یا بحر المیت که متعلق به خاک فلسطین است تشکیل می دهد .جمعیت فلسطین دراواخر سرپرستی انگلستان وقبل از تقسیم آن یعنی در سال 1947 یک میلیون ونهصد وچهل و هشت هزار نفر بود.فلسطین هم مانند بسیاری از کشورهای منطقه، تحت حاکمیت امپراتوری عثمانی قرار داشت.در سال 1881 میلادی یهودیان خارجی مجاز شدند تا در تمامی مناطق تحت حاکمیت امپراتوری عثمانی به جز فلسطین سکونت یابند.پس ازچند سال، بازرگانان وژنرالهای یهودی اجازه می یابند به این سرزمین وارد شوند. بسیاری بر این باورند که در نوامبر 1892 میلادی خرید زمینهای فلسطین توسط یهودیان آغاز شد.دراوت سال 1898 میلادی اولین کنگره ی صهیونیزم برای دستیابی ونیل به اهداف بلند مدت تشکیل شد.در آن هنگام خوشبختانه مطبوعات عربی نسبت به برگزاری اولین کنگره ی یهود وانگیزه ی آن واکنش نشان دادند،در این راستا روزنامه ی مصری <<المنای>> نسبت به اهداف صهیونیستها برای تسلط بر فلسطین هشدار داد.وقتی قانون برای خرید زمین از یهودیان حمایت کرد ،در آن دهه شهر تل آویو احداث می گردد.مورخان می گویند:با ورود ارتش بریتانیا به فلسطین عملیات خریدزمینها تشدید است،.نیروهای بریتانیا ازچند وسیله برای وصول به اهداف خویش سود جستند . اینان اعلامیه بالفور و علاوه بر آن بند دوم سند قیمومیت را در اختیار داشتند.

این بند تاًکید میکند دولت قیم ، مسوول وضعیت سرزمین فلسطین از نظر سیاسی ، اداری و اقتصادی می باشد ، به نحوی که ضامن شکل گیری وطن ملی یهود در آن گردد. برای تحقق یافتن اعلامیه ی بالفور و بند دوم سند قیمومیت و نیز بند ششم آن، دولت انگلیس به تعدیل قانون عثمانی مربوط به تملیک اراضی به شرط احیای آن پرداخت و موافقت مدیر اراضی را بر اصل قانون افزود. مدیراراضی در آن دوران یکی از یهودیان معروف بوده است . در بند 13 قانون اساسی فلسطین که توسط دولت انگلیس منتشر شد ، آمده است : نماینده ویژه وزیر                 مختار دولت بریتانیا ، تمام صلاحیتها و حقوق را در استفاده از زمینهای فلسطینی دارد . دولت انگلیس قانون چپاولگرانه ی دیگری را به تصویب رسانید ،

این قانون به نام << انتزاع مالکیت >> معروف شد . این قانون به نیروهای استعماری این اجازه را میداد تا به بهانه ی انجام پروژه های اقتصادی- که البته تمامی آنها در مالکیت یهودیان قرار می گرفت- زمینهای فلسطینیان را مصادره نماید. گفته میشود عامل دیگر وامها و مالیات ها بود. نیروهای استعماری ، سیاست تشدید فشار بر فلسطینیان را در پیش گرفتند و کوشیدند تا مردم فلسطین را در انواع و اقسام وامها و مالیات غرق کنند. تمام بازارها را در مقابل صادرات تولیدات فلسطینی مسدود ساختند، به نحوی که کالاهای فلسطینی حتی با قیمتهای ناچیز هم به فروش نمی رفت. با اتخاذ چنین سیاستی، ورشکستگی دامان بسیاری از صاحبان مزارع و شرکتهای فلسطینی را گرفت و اوضاع آنان به گونه ای شد که زمینهای آنان تنها دارایی ایشان بود، در دادگاههای بریتانیا این دارایی را بابت بدهی آنان مصادره و بعد به دستور مسوول زمینهای فلسطینی- که فردی یهود بود- به یهودیان دیگر می فروخت. مجله المصور چاپ قاهره در شماره ی 1927  خود که در تاریخ 1961 میلادی به چاپ رسید، نوشت :<< بسیار دردناک است که در مجلس خصوصی گفته شود و یا در روزنامه ها هراز چند گاهی عنوان شود که فلسطینیان در مورد وطنشان کوتاهی نموده ، زمینهای خویش را از دست داده و آن را به یهودیان فروختند>>. فلسطینیان تا آخرین حد توان خود مقاومت کردند و حتی گاهی بالاتر از حد توان بشری جهت حفظ میراث وطن و پدرانشان تلاش کردند.آنها درزمانی که زمینهایشان (100) صد پوند ارزش داشت و یهودیان به آنها پیشنهاد (1000) هزار پوند می کردند، در مقابل طمع خویش ایستادگی کردند و انگلیسی ها از طریق رعب و وحشت به جنگ آنان آمدند . البته نمی توان منکر آن شد که  در هر ملتی اشخاص ضعیف النفس وجود دارد . اما در میان ملت فلسطین بسیار کم دیده شده اند ، کسانی که زمینهای خود را فروخته باشند تا زنده بمانند ،

اما اگر هنگامی چنین افرادی پیدا میشدند به اتهام خیانت به ملت فلسطین مجازات می شدند و مجازات اینان باعث جشن و پایکوبی مردم می شد. حتی فتوایی صادر شده که فروش زمین را به یهودیان حرام شرعی دانسته و خون کسانی که چنین کاری را انجام دهند یا واسطه ی آن شوند را مباح کرده اند .

صهیونیست ها چه کسانی هستند و اهداف آنان در منطقه چیست؟

صهیونیسم تشکیلاتی سیاسی به شمار میرود که با وسایل وابزار ظالمانه ونامشروع ،اهداف جابرانه وغاضبانه ای را دنبال می کند.هدف این گروه ازابتدا این بوده که در فلسطین وبلاد عربی حومه ی آن، دولت مستقل واحد یهود به وجود آورند و همه ی یهودیان جهان را در این کشور متمرکز نمایند.این هدف اکنون تحقق یافته است،این جمعیت صهیونیسم خوانده می شود واسم صهیونیسم برگرفته از نام کوهی به اسم صهیون در شهر بیت المقدس است.

در خصوص تسلط بر فلسطین وغضب آن ، قدرتهای جهانی نقش بسیار مهمی ایفا کردند.شواهد وقرائن نشان می دهد ، یهودیان دنبال وطن وجایی در جهان بودند واصراری بر ماندن واقامت در فلسطین نداشتند،بیشتر روی آرژانتین ،اوگاندا ولیبی بحث وتبادل نظر می کردند، در صورتی که با این مناطق اصلا رابطه ی تاریخی ندارند.تاریخ به طور صریح می گوید ،یهودیان در اصل فلسطینی نبوده اند، بلکه مهیمانانی بودند که به مملکت دیگران وارد شدند وتوانستند مقداری از خاک فلسیطن را تصاحب کنند وهیچ وقت در این کشور اکثریت را به دست نیاوردند.فلسطین در سیزده قرن گذشته کاملاً صورت عربی داشته واین وضع را برای خود محفوظ نگه داشته است.تنها چند صباحی در دوران جنگهای صلیبی بعضی از نقاط فلسطین به دست نصارای فرنگ افتاد، یهودیان در این مدت طولانی هیچ وقت به عنوان یک ملت در فلسطین اجتماعی نداشتند وفقط چند هزار نفر یهودی در تحت حمایت ودر سایه ی رافت وگذشت حکومتهای اسلامی به این منطقه پناه آوردند وزیر پرچم اسلام زندگی می کردند.همان گونه که اشاره شد ،اولین کنگره ی حزب صهیونیسم در شهر << یال >> تشکیل گردید و پس از مشاوره و مذاکره ی فراوان قطنامه ای درآن صادر شد ،در این قطع نامه برنامه های نهضت

یهود مشخص و پی ریزی گردید . فلسطین به عنوان منطقه مهاجرت یهو دیان و محل شکل گیری ملت واحد یهود تعیین گردید . در همین کنگره ، اسم فلسطین به ارض اسراییل مبدل و پرچم صهیونیسم و شعار ملی یهود هم مشخص شد . یهودیان در این کنگره دستیابی به مکانی  غیر از فلسطین را در فلسطین و منطقه ای در جوار آن را مورد تایید قرار دادند . رژیم اشغالگر قدس در اروپا بیشتر از حمایت دولت ها برخوردار است و در میان مردم پایگاهی ندارد،  احزابی که رابطه مناسب و صمیمانه با فلسطین دارند ، پس از ان که با رای مردم به قدرت دست یافتند تغییر رویه می دهند و طرفدار دولت اسراییل میشوند؟ از این موضوع باید آشکار گردد که مهمترین و آسانترین توجیه، آن است که صهیونیزم جهانی با قدرت  همه جانبه اش بر آنان نفوذ یافته و بر اعمال آنان سایه افکنده است.صهیونیزم جهانی آگاهانه محورهای قدرت جهانی را که خود خواسته اند، در اختیار افکار عمومی می گذارند . یهودیان بین سیاست ،اقتصاد و نیروی نظامی رابطه تنگاتنگ بر قرار کردند و یکی را در راه دیگری تقویت نمودند. یکی از مقامات بلند پایه صهیونیزم میگوید : <<فعالیت ما باید در یک معرکه ی سه جانبه باشد ، زیرا در سه جهت سیاسی ، اقتصادی و نظامی باید تکامل پیدا کنیم >> . مهمترین واردات آنان ابزار نظامی و هر مواد خامی که بتوان ان را به اسلحه تبدیل کرد ، می باشد. صاحب نظران عقیده دارند آن چه که یهود و صهیونیسم تا کنون از فلسطین به چنگ آورده اند سر پلی بیش نیست .این ملت توسعه طلب و سیری ناپذیر به این مقدار قانع نیست ، آمال و آرزوی آنان بیشتر از آن چیزی است که اکنون در اختیارشان است ، زیرا اینان ملتی رفاه طلب و طماع به شمار میروند و اراضی موجود هم ، پاسخ گوی نیاز آنان نخوا هد بود ناچار، به نقاط مجاور دست اندازی خواهند کرد . وقتی دولت یهودی شکل گرفت، ششصد و سی هزار یهودی در فلسطین بوده ، آیا اکنون نیز چنین است ؟ سران صهیونیسم وسعت و گستردگی کشور یهود را از دریای مدیترانه تا نهر فرات و از لبنان تا رود نیل میپندارند . صهیونیزم این مقدار زمین را  کافی نمیداند ، این خود نشانه ای برای تجاوز آتی آنان به سرزمین های اسلامی است . صهیونیزم علاوه بر ان که توسعه طلب و رفاه جو است، در عرصه های نظامی ، تبلیغاتی علمی و فرهنگی هم ،دست به کار شده است . شواهد و قراین نشان میدهد ، رهبران یهود برای دست یابی به هر نوع تکنولوژی و ابزار پیچیده تلاش میکنند . دست یابی و رسیدن به این اهداف بلند ، نیاز به خاک و زمین پهناورتری  دارد ، زیرا خاک کنونی اسرائیل برای اقتصاد معاش و اهداف موصوف صهیونیسم کفایت نمیکند . به عقیده کارشناسان ، صلح صوری و سرگرم کننده ی اسرائیل با اعراب به منظور فرونشاندن خشم انتقام اعراب از اسرائیل و تقویت بنیه نظامی این کشور است . رهبران صهیونیسم مهمترین ابزار وامکانات تبلیغاتی جهان را در اختیار گرفته اند ، سپس با این ابزار خود را در جهان مظلوم و ستم دیده معرفی می کنند .

هر چه که برای آنان از نظر مالی و حیثیتی سود آور بود ، با تبلیغات به خود نسبت دادند .هر روز فلسطینیان در قرنی که گذشت با شکنجه، آزار، قتل وتخریب خانه ها توسط نژادپرستان صهیونیسم مواجه بوده اند،صهیونیسم اکنون بزرگترین مراکزفیلم سازی ،نشریات،اکثر استودیوهای فیلمبرداری ،سینما،خبرگزاری وهر آنچه که افکار عمومی را سروسامان می دهد،در اختیار دارند واز این ابزار در جهت منافع خویش بهره می جویند.در بسیاری از کشورهای جهان ،انتشارات کتاب وروزنامه ها را در اختیار گرفتند، یا آن ابزار و رسانه ها کاملاً زیر نفوذ صهیونیزم است. مانند آلمان، آمریکا وبسیاری از کشورهای اروپایی که اسرائیل وسران صهیونیسم برآن سلطه وقدرت دارند. از سوی دیگر اقتصاد جهانی،بانک جهانی وبرخی از موسسات بین اللمللی یا در اختیارسران صهیونیسم بوده،یا غیر مستقیم تحت نفوذ آنان است.صهیونیست ها هزاران زن و مرد،کودک و بزرگ را در فلسطین و لبنان کشته اند،ولی جهان هنوز با این رژیم از مصالحه وگفتگو سخن می گوید.آیا کسی را که فرمان کشتار «دیریاسین» را داده وکسانی را که به اجرا درآورده اند،می توان انسان خواند.مردم جنوب لبنان به چه جرم وگناهی به دست غاصبان وصهیونیسم به خاک و خون کشیده شده اند ؟ آیا رهبران کشورهای اسلامی از گذشته عبرت نگرفته اند،که اسراییل زبان دیپلماسی را درک نمی کند وتنها باید با زبان زور با اوسخن گفت.

انتفاضه ی مردم فلسطین در گذشته،حال وآینده

همان گونه که اشاره گردید،مردم فلسطین اعتماد خود را نسبت به قدرتهای جهانی از دست داده اند،زیرا قدرتهای بزرگ،نه تنها از مردم بی دفاع حمایت نکردند،  بلکه امکانات خویش را برای تحکیم قدرت دولت صهیونیسم در منطقه بسیج کردند.مردم فلسطین تمام لحظات تاریخی فلسطین را به یاد دارند و هرگز آن را فراموش نخواهند کرد .عوامل و انگیزه های متعددی ،بستر ساز قیام و انقلاب فلسطینیان بوده است که هر یک از آن از دیگری با اهمیت تر است .علاقه شدید مردم به استقلال و انزجار مردم از تشکیل حکومت یهود ،تشکیل وطن ملی یهود در فلسطین، افزایش روز افزون آمار مهاجران یهودی به این کشور ،نفوذ و دخالت آژانس یهود در امور اداری فلسطین و بالا خره سلطه ی کامل بر سیاست و اقتصاد این کشور ،همیشه و در همه حال ،در ذهن آنها تداعی می شود .تداعی این مفاهیم و معانی در ذهن فلسطینیان است که آرامش و امنیت را از متجاوزان ربوده است .تاریخ مبارزات مردم فلسطین نشان داد که کشورهای عربی و اسلامی تمایل چندانی برای پیمودن راه دشوار و مبارزه ی اساسی ندارد .اتحادیه ی عرب دستور قطع روابط با اسراییل را صادر می کند .اکنون پرسش این است که این دستور چقدر مورد توجه اعراب قرار گرفت ؟شاید برخی توجه کنند ،امروز جنگ اولین و آخرین راه برای آزادی فلسطین نیست ،برای فلسطین راههایی وجود دارد که ضرورتی برای جنگ نیست،آیا راههای دیگر تجربه شده است؟اتحادیه ی عرب هنگامی که انقلاب بود،پیشنهاد نمود محصولات و مصنوعات یهودیان نباید به بلاد عربی وارد و مصرف شود ،زیرا مصرف آنها یهود را تقویت می کند. بر پایه ی مصوبات اتحادیه ی عرب ،ممالک عربی موظفند قانونی را تصویب کنند که ورود کالا و اجناس یهودی ،چه مستقیم و چه  به وسیله دول دیگر ممنوع گردد .از دول و ملل عربی که عضو اتحادیه نیستند ،خواسته شد در این مبارزه منفی شرکت کنند و از تجار ،دلالها و مردم دیگر بخواهند مصرف کالا و قرار داد با صهیونیست ها را ممنوع کنند .اتحادیه عرب در آوریل 1950 میلادی این بند اساسی را تصویب کرد که هیچ یک از دول عضو اتحادیه به هیچ وجه حق ندارند با اسراییل صلح نمایند و یا پیمان نظامی یا سیاسی و یا اقتصادی و یا هر پیمان دیگری منعقد کنند.اگر هر دولت عضو چنین کند با ماده هجدهم با او رفتار خواهد شد .اکنون میتوان از مصوبات فوق استنباط کرد که تحریم اقتصادی و قطع روابط سیاسی در مبارزه با اسراییل تاثیر فراوان خواهد داشت .حال باید از اتحادیه عرب پرسید که چرا اعراب از مبارزان فلسطینی حمایت به عمل نیاوردند و آنان را در میان راه تنها گذاردند؟ هنگامی که فلسطین بتدریج به اشغال صهیونیسم در آمد ،دول هم پیمان اسراییل برای تضعیف بنیه ی اقتصادی عرب و تقویت اقتصادی و صنعت صهیونیسم ،نقشه مخصوصی  را اجرا کردند و بر روی واردات اجناس و کالاهایی که یهودیان تولید می کردند ،گمرکهای سنگین وضع می نمودند تا قیمت کالاها بالا رود .دادن امتیاز دریای مرده به یهود یکی دیگر از کمکهای مهم اقتصادی بود که دولت ستمگر انگلیس برای یهودیان انجام داد . همین امتیازات بنیه اقتصادی دولت صهیونیسم را تقویت کرد. طرح تحریم یا مجازات اقتصادی هنوز، در مجامع بین المللی کاربرد دارد،  بویژه اینکه طرف مجازات کننده یک میلیارد و دویست میلیون نفر جمعیت داشته باشد . اگر مسلمانان یک صدا کالاهای اسرائیلی را با هر نام و نشانی تحریم کنند و مبادرت به نقل و انتقال آن نورزند،کمک موثری به انتفاضه و قیام مردم فلسطین کرده اند .شماری از صاحبنظران هنوز خواستار تحریم کالاهای آمریکایی از سوی مسلمانان جهان هستند،زیرا این کشور حامی اصلی اسراییل غاصب به شمار می آید،کالاهای ساخت آمریکا در کشورهای اسلامی بویژه اعراب، فراوان مورد استفاده قرار می گیرد.در همین حال روزنامه ی «السفیر» چاپ لبنان طی مقاله ای،نتیجه گرفت که تحریم تنها یک نوع سیگار آمریکایی در لبنان می تواند،سیصد میلیون دلار به آمریکا ضربه وارد کند.این مقاله به دنبال کنفراسی که برای تحریم کالاهای اسراییلی وآمریکایی برگزار گردید نوشت:«کشورهای اسلامی وعربی با داشتن نفت وگاز ودیگر ذخایر با ارزش، شرایط مناسبی برای مبارزه در اختیار دارند.فلسطین هیچ وقت از قدرت اقتصادی ، سیاسی،تبلیغاتی و نظامی کشورهای اسلامی یک جا و بطور همزمان بهره نجسته است».

بسیاری از کارشناسان عرب بر این باورند که اولین ومهمترین شرط به دست آوردن پیروزی هم نزدیک خواهد شد. کشورهای اسلامی با آن جمعیت میلیاردی و موفقیت،اعتقاد به قدرت است و آن اینکه نجات فلسطین باید به ایمان و عقیده تبدیل شود . به صورت عقیده راسخ فعال شود و قلب ودل مسلمانان به هم نزدیک گردد ، دراین صورت پیروزی سلاحی مخفی قابل ملاحظه ای در اختیار دارند و آن اینکه اسرائیل را به رسمیت نشناسند و صلح با این کشور جعلی و غده سرطانی را منتفی سازند و با اراده ی قطعی مردود شمارند . اما این آرزو تحقق خارجی نیافت.گروههای اسلامی فلسطین ، امروز با در اختیار داشتن کمترین امکانات با رژیم غاصب صهونیسم در حال مبارزه هستند . کشورهای اسلامی با تمام نهادهای موجود تماشاگر به خاک و خون غلطیدن کودکان ، زنان و مردان سالخورده اند، در هر کنفرانس و گرد همایی تنها به محکوم کردن اسراییل و دعوت به خویشتن داری اکتفا میکنند. در اینکه چرا اعراب به فاجعه های درون خویش نمی توانند پایان دهند و بحرانهای اطراف خود را مهار کنند دلایل فراوانی را میتواند اقامه کرد :  نخست اینکه بنیه عرب در زمینه های گوناگون ضعیف است. این ضعف هم دلایل زیادی دارد؛ اعراب عادت نموده اند تا روح قبیله گرایی خویش را منحرف نگاه دارند و در حالت ملوک الطوایفی – که متعلق به زمان گذشته است- باقی بمانند ،بنابر این جوامعی که اینگونه رشد کنند فاقد سیادت حکومت ملی خواهند بود. بدون شک این نوع حکومت و جامعه فاقد نظام نیرومند و انظباط است ، در چنین جوامعی فکر و همکاری اجتماعی به منزله ی آرزو و آرمانی دست نیافتنی است .

تردیدی وجود ندارد که روحیه ی موصوف بر مبارزات فلسطینیان تاًثیر گذاشته است. برخی ازمتفکران بدانند که علت بروز فاجعه ی  فلسطین تجزیه منطقه عربی به چند دولت کوچک به   دست استعمار  بوده است ، زیرا کشور های عربی تحت حاکمیت                   امپراتوری عثمانی بودند. قدرتهای مسلط منطقه پس از               آنکه امپراتوری عثمانی را تضعیف و تجزیه نمودند، کشورها مانند گوشت قربانی تقسیم شدند ، هر قدرتی که تجزیه می شود،                 بتدریج ضعف و ناتوانی آن آشکار میگردد. بنابراین تجزیه            اعراب و تبدیل شدن آنان به کشورهای کوچک بر ضعف بنیه           ی عرب تاثیر جدی گذاشته است .نباید فراموش کرد ؛ این            عوامل و دهها عامل دیگر- که به برخی از آنها اشاره خواهد شد – فاجعه ی فلسطین را پدید آورده است . آنچه که مهم است ، این است که اعراب برای آزادی فلسطین نه راه حل مناسب در اختیار دارند و نه از ابتکارات دیگران استقبال به عمل می آورند . کشورهای عربی با اسراییل در چند نوبت جنگیدند  نتایج و دست آورد این جنگها تلفات بیشتر اعراب ، اشغال سرزمین آنان و حمایت آشکار آمریکا از اسراییل بوده است . چرا اعراب با امکانات وسیع و جمعیت فراوان شکست خورده اند ؟ پاسخ به این پرسش هم آسان است . کشورهایی که مذهب واحد، فرهنگ واحد و آرمان مشترک دارند، اما برنامه ی اقتصادی منظم ندارند، همه تک محصول و وابسته به در آمد نفت می باشند . مهمتر از آن ، اینکه با آن همه سرمایه ، تبلیغات هماهنگ و خبرگزاری مشترک ندارند ، در حالی که اکثریت خبرگزاریها، روزنامه ها و رادیوها با سرمایه ی صهیونیسم مستقیم یا غیر مستقیم اداره می شود. علاوه بر این ، کشورهای عربی با وجود مشترکات فراوان، در مواجهه با اسراییل،مرکزی برای آموزش و تربیت قوای نظامی در اختیار ندارند. برخی از کارشناسان می گویند:"کشورهای عربی در جنگ با اسراییل اموری را مورد توجه قرار نداده اند ،نخست اینکه کشورهای عربی اسراییل را دست کم گرفته و بودجه کافی برای جنگ با یهود را واقع بینانه پیش بینی نکرده اند. دوم اینکه ، تبلیغات منسجم و هماهنگ در کار نبوده ، علاوه بر این اعراب دستگاه اطلاعاتی و جاسوسی کامل نداشت تا طرف مقابل را ارزیابی کند، به همین دلیل آنان اسراییل را ناچیز تلقی کرده،توجهی به پشتوانه ی او یعنی آمریکا ننموده اند، سوم اینکه، دولتهای عرب ، نیروی بسیار کمی را به میدان جنگ فرستادند و با اینکه جنگها همیشه از پیش قابل پیش بینی بوده اعراب خود را آماده نکرده اند". اگر کشورهای اسلامی خواهان غلبه بر اسراییل و نجات از دست صهیونیسم هستند ، باید به این نکته توجه کنند : اول اینکه اختلاف و شکاف موجود بین خود را به صلح و اتحاد تبدیل کنند و بزرگوارانه از قدرتهای دیگرکمتر تاثیر پذیرند و یک بار دیگر به قرآن بازگردند که فرموده است:"وحدت و همبستگی مایه ی پیروزی و جدایی و تفرقه مایه ی   نابودی است". دوم اینکه کشورهای اسلامی ، نیاز به پیمان مشترک نظامی دارند، تا قدرت دفاعی خود را با اسراییل و حامیان او برابر سازند. موسسه پژوهشهای استراتژیک گزارش سالانه ی خود را منتشر کرد ، در این گزارش قدرت نظامی همه ی کشورها بررسی شد ،نکته ی جالب این است که نیروهای نظامی  و ادوات آن در مقایسه با کشورهای خاورمیانه نشان از مسابقه تسلیحاتی دارد . مسایقه ای که اسراییل برنده ی آن است. جدول گزارش فوق مصر،سوریه،عراق،شورای همکاری خلیج فارس ایران و اسراییل را نشان می دهد. اسراییل برنده ی این جدول به حساب می آید،بنابراین سیادت و بقای آبرمندانه ی کشورهای اسلامی در گرو تشکیل یک نیروی دفاعی مشترک است. در حال حاضر فلسطینیان نیز از نوعی تفرقه رنج می برند. این تفرقه موجب گردیده است که نگرش کشورهای عربی و اسلامی نسبت به گروههای گوناگون فلسطینی تفاوت پیدا کند . نتیجه ی این تفاوتها و نگرشها تاثیر جدی بر کمک رسانی مادی و معنوی خواهد گذارد.اگر کشورهای اسلامی درباره ی مسایل فلسطین وحدت نظر داشتند،شاید اکنون اوضاع فلسطین بدین گونه که هست نبود . کشورهای اسلامی در کمک رسانی به فلسطینیان نباید تابع هیچ  رابطه و قانون بین المللی باشند، زیرا کشورهای قدرتمند، حامی اسراییل و خواستار فلسطینی ضعیف و منفعل هستند . کشورهای اسلامی اکنون باید تمام عواملی را که به موجب آن در جنگهای پیشین با اسراییل شکست خورده اند ، جبران کنند و راهکاری برای دست یابی به آن پیدا کنند. کمک رسانی به فلسطینیان می تواند از طریق صندوق کنفرانس سران کشورهای اسلامی باشد. علاوه بر این ، خط مشی واحد،وجود خبرگزاری اسلامی مشترک،نیروی نظامی قدرتمند اسلامی با حضور همه ی کشورهای اسلامی  و اطلاع رسانی منسجم و هدفدار می تواند همه ی گروههای فلسطینی را در رسیدن به اهدافشان یاری نماید.

فهرست منابع:

تاریخ نوین فلسطین،تالیف دکتر عبدالوهاب کیانی،ترجمه ی محمد جواهر کلام،موسسه انتشارات امیر کبیر.

سرگذشت فلسطین یا کارنامه ی سیاه استعمار ،اثر اکرم زعیتر،ترجمه ی علی اکبر هاشمی رفسنجانی.

ماهنامه نداء القدس.

روزنامه ی السفیر،چاپ لبنان.

مجله ی المصور،چاپ قاهره.

سید محمد حسین دریاباری

چاپ شده در کتاب:زنان و انتفاضه فلسطین

ناشر کتاب:ستاد حمایت از زنان انتفاضه فلسطین ،منطقه ی مقاومت بسیج کردستان

تاریخ چاپ:اردیبهشت ماه 1381